Fantasy Library
5.44K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
کدام اقتباس فانتزی را موفق تر می دانید؟
Anonymous Poll
39%
سریال فال‌های نیک
61%
سریال ویچر
سفر به غرب
قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم | قسمت ششم | قسمت هفتم | قسمت هشتم | قسمت نهم

🔁
توی قسمت قبلی گفتیم که گروه حامل کتاب چطور یه عضو دیگهاش، یعنی خوک، رو پیدا کرد و البته زندگی یه عروس جوون رو هم نجات داد، با کمک ووکنگ که دیگه الان داره یاد می‌گیره میمون خوبی باشه.

☸️تریپیتاکا و مرید‌هاش، یعنی ووکنگ میمون، اسبی که قبلا اژدها بود و حالا خوک، به راهشون ادامه می‌دن و طولی نمی‌کشه که به استاد علم ذِن می‌رسن که به اسم استاد آشیانه‌کلاغ معروفه. آشیانه کلاغ بعد از اینکه به تریپیتاکا درباره‌ی خطرهای سفرش هشدار می‌ده و می‌گه سفری طولانی در پیش داره (که خب جای تعجب هم نداره، چهارپنجم داستان هنوز باقی مونده) بهش یه سوترا (همون حدیث خودمون ولی بودایی) یاد می‌ده که خوندنش باعث می‌شه هیچ آسیبی به اون فرد نرسه، درواقع بهش می‌گن سوترای قلب و یکی از سوتراهای خیلی مهم بوداست.

🏞استاد آشیانه‌کلاغ یکی دو تا فحش هم نثار ووکنگ و خوک می‌کنه و به تریپیتاکا می‌گه که حواسش به یه روح که توی رودخونه زندگی می‌کنه باشه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🐅به سفرشون که ادامه می‌دن و خوان بعدی که بهش برمی‌خورن، یه دیو ببرشکلیه که درجا پوستش رو درمیاره و به شکل یه گردباد درمیاد. ووکنگ و خوک مدتی با دیو می‌جنگن و وقتی چیزی نمونده که شکستش بدن، دیو پوستش رو رها می‌کنه و پا به فرار می‌ذاره. ووکنگ و خوک نفس راحتی می‌کشن و بعد یه چرت کوتاه (هیچی به اندازه چرت بعد از جنگیدن با دیو ببری نمی‌چسبه!) به خودشون می‌آن و متوجه می‌شن دیو تریپیتاکا رو با خودش برده!

🏔🕳ووکنگ با سرعت استثناییش همه جا رو
می‌گرده و میبینه که دیو ببری، تریپیتاکا رو برده پیش دیو اربابش توی غار و دارن سر این‌که چطور تریپیتاکا رو بپزن که مغزپخت بشه صحبت می‌کنن. ارباب غار، دیو ببری رو یه بار دیگه می‌فرسته به جنگ ووکنگ و خب،‌ قطعا تا این‌جای داستان متوجه شدین که این دعواها چطوری پیش می‌ره. منتهی این بار دقیقا وقتی که دیو آش‌و‌لاش شده و می‌خواد فرار کنه، خوک از راه می‌رسه و دیوی که ووکنگ خسته کرده بود رو خاک می‌کنه (می‌بینید؟ killsteal از دیرباز در فرهنگ بشری بوده. کلا شخصیت خوک تا حد خوبی در همین لاشخور بودنش خلاصه می‌شه.)

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🌪بگذریم، ووکنگ با جنازه‌ی دیو ببری به غار برمی‌گرده و اونقدر دیو ارباب غار رو اونقدر تحریک و تحقیر می‌کنه تا بلاخره بیاد بیرون و باهاش بجنگه. مدتی با هم می‌جنگن و به نظر جنگ پایاپایی می‌آد، تا این‌که ووکنگ حقه‌ی مخصوصش رو از جیب درمی‌آره و خودش رو تبدیل به دوتا ووکنگ می‌کنه. دیو غاری فیتالیتی مخصوص خودش رو می‌زنه و یه گردباد وحشتناک می‌فرسته که اون‌قدر قوی هست که بتونه ووکنگ رو پرت کنه و موقتش بیناییش رو بگیره. ووکنگ که دیگه نمی‌تونه بجنگه، همراه خوک از اونجا فرار می‌کنه تا ببینن چیکار می‌تونن بکنن.

🏕ووکنگ و خوک به یه کلبه در همون نزدیکی می‌رسن که یه پیرمرد و چند کارگر جوون توش زندگی می‌کنن. پیرمرد یه مرهم شفابخش برای چشمان ووکنگ می‌ده و صبح روز بعد که ووکنگ چشماش رو باز می‌کنه، میبینه که نه تنها بیناییش برگشته، بلکه کلبه‌ای هم که توش بودن وجود خارجی نداشته و اون پیرمرد و کارگر‌ها هم احتمالا یاروهای بهشتی بودن که برای کمک به اون‌ها نازل شده بودن. (واقعا مجیک سیستم یاروهای بهشتی داره از کنترل خارج می‌شه!)

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
👍1
🦟ووکنگ این‌بار تصمیم می‌گیره که وارد حالت مخفی بشه، بنابراین خودش رو به یه پشه تبدیل می‌کنه و وارد غار دیو می‌شه. با دیدن تریپیتاکا، خیالش راحت می‌شه که حامل کتاب هنوز زنده‌است و صرفا از دیر رسیدن گروه نجاتش عصبانیه. اما مهم تر از اون، متوجه می‌شه که دیو غار جاسوس فرستاده و خوک رو توی راه دیدن که تنها بوده (مشخصا ووکنگ پشه‌ریخت رو نمی‌تونستن ببینن.)
💭دیو غار که انگار به بلندبلند فکر کردن عادت داره، به این نتیجه می‌رسه که یا گردبادش ووکنگ رو از پا درآورده، یا ووکنگ رفته که کمک بیاره و تنها کسی هم که از گردباد اون مصونه، بوداسفی به نام لینگچی‌‍ه.

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🌟ووکنگ بعد از شنیدن حرف‌های دیو، برمیگرده پیش خوک و با کمک یار همیشه در صحنه، ستاره زرین زهره (که طبق معمول تغییرشکل داده) لینگ‌چی رو پیدا می‌کنن. ووکنگ قضیه رو برای لینگ‌چی توضیح می‌ده و لینگ‌چی هم می‌گه قبلا یک بار دیو غار رو شکست داده اما بهش اجازه داده که توی کوهستان بمونه و به کسی آسیب نرسونه.
🧹اما حالا که دیو زیر قولش زده و به رسم عیاری خودش برگشته، لینگ‌چی رگ کلانتریش بالا می‌زنه، عصای اژدهای بالدار خودش رو برمی‌داره و سه‌تایی پروازکنان به اون کوهستان می‌رن (انگار اصلا ووکنگ به سواری احتیاج داره!).

🐉 ووکنگ وارد غار می‌شه و اون‌قدر با دیو
می‌جنگه تا دیو مجبور بشه دوباره از قدرت مخصوص خودش استفاده کنه. درست قبل از اینکه گردباد رو روانه کنه، لینگ‌چی عصاش رو پرت می‌کنه تو صورت دیو و عصا تبدیل به یه اژدهای واقعی می‌شه. اژدها جوری دیو رو به یه صخره می‌کوبونه که دیو به شکل حقیقی خودش برمی‌گرده، یه سمور آبی دوست‌داشتنی.

🍽ووکنگ و خوک، تریپیتاکا رو از غار نجات می‌دن و بعد تایم نهار و استراحت، سفر دورودراز خود رو از سر
می‌گیرن.
(پایان قسمت نهم)

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
دانلود سری #ویچر
خلاصه:
گرالت ریویایی یک ویچر است. یک قاتل بی رحم. و تنها هدف او نابود کردن هیولاهایی است که این دنیا را به ستوه آورده اند.

یک قرن بود که انسان ها، دورف ها، کوتوله ها و الف ها در آرامش زندگی می کردند ولی دوران تغییر کرده است؛ صلح ناپایدار به پایان رسیده و نژاد ها دوباره جنگ را آغاز کرده اند.

گرالت یک ویچر است و منتظر تولد از قبل پیش گویی شده ی یک بچه است. بچه ای که می تواند جهان را به سمت خوبی یا بدی سوق دهد.

با سایه انداختن جنگ بر دنیایشان، این کودک به خاطر قدرت های بی نظیری که دارد, شکار می شود و محافظت از او به عهده گرالت می افتد؛
ویچر ها هیچ گاه شکست را نمی پذیرند.
#اندزج_ساپکوفسکی
#معرفی_کتاب
#the_witcher
@fantasylibrary
درمورد نویسنده:
#اندزج_ساپکوفسکی به عنوان یک مترجم کار خود را آغاز کرد. اولین داستان کوتاه #ویچر خود را برای شرکت در یک مسابقه کتاب های علمی-تخیلی نوشت و رتبه سوم را به دست آورد. #ساپکوفسکی داستان های زیادی را در مورد دنیای #ویچر نوشته و سه داستان کوتاه و ۵ رمان را خلق کرده است.
شخصیت اصلی #ویچر, گرالت از ریویا, یک شکارچی هیولاست که از کودکی تعلیم دیده است. گرالت در دنیایی با اخلاقیات مبهم زندگی میکند ولی با این وجود توانسته که به اصول اخلاقی خود پایدار بماند.
داستان ویچر برای اولین بار در یک مجله لهستانی چاپ شد. دو کتاب #راهی_بدون_انتها و #چیزی_تمام_می‌شود_و_چیزی_نه جدا از سری اصلی چاپ شده و سپس به سری افزوده شدند.
این سری توسط انتشارات آذرباد و تندیس ترجمه و توسط نشر جنگل چاپ شده است.
#معرفی_کتاب
#the_witcher
@fantasylibrary
The Witcher world: part 3

❌Kikimora

⚔⚔ یکی از موجودات دنیای ویچر کیکموراست.
امیدوارم پاهای سریعی داشته باشید چون برای فرار از دست بازوهای کیکیمورا نیاز به چابکی خیلی زیادی دارید.ممکنه این موجود رو از وقتی که در اولین سری بازی های ویچر به شکار ملکشون رفتید و یا از صحنه ی ورودی گرالت در سریال به یاد داشته باشید...

شکست دادن این موجود مفصل دار واقعا سخته.شاید دلیل اضافه شدن یکی از این موجودات در اولین صحنه ی بازی هنری کویل (بازیگر گرالت) توسط نتفلیکس هم همین باشه.هرچند کیکیمورا در سریال حداقل 10 بار ترسناک تر بود... ⚔⚔

#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
❌Doppler

❗️❗️زنده ماندن در قاره اسون نیست.داپلر ها بین قضاوت شدن توسط انسان ها و خطرات دنیای وحش گیر کردن و مجبور شدن تا توی اجتماع انسانی پنهان شن...

اونها همینطور با اسم های تغییر شکل دهنده و شیپ شیفتر هم شناخته میشن و میتونن از طریق مشاهده ی دقیق، شکل هرکسی رو به خودشون بگیرن.تغییری که باعث میشه افکار و احساسات قربانیشون هم وارد ذهنشون بشه.این باعث میشه بتونن ار دست هر کسی مخفی بشن.حتی از ویچر ها.هرچند گرالت بارها در بازی با این شیپ شیفتر ها روبرو شده,در سریال فقط یکی از اونها به تصویر کشیده شده...❗️❗️

#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary