👵🏻تریپیتاکا یه مدت تنهایی به راهش ادامه میده تا به یه پیرزن مرموز میرسه که کلاه و پیرهن خفن دستشه. پیرزنه تا میبینتش، میگه «آهای، چی شده بچه جون؟ چرا طوری اخم کردی که انگار رفیق گندهی بزنبهادرت باهات قهر کرده؟» و تریپیتاکا هم میگه «آخ گفتی مادر جون! هعی. کاش میشد آدمش کنم، شاید خدا کرد این داستان بلاخره جلو رفت!» و پیرزن هم میگه «زودتر بگو دیگه! پیشنهاد من بهت، اینه که این لباسهای خفن رو بهش بدی و بعد این ورد رو بخونی....یه حس خیلی عجیبی بهم میگه اینجوری سر عقل میآد.»
✨تریپیتیکا هم در کمال سادگی قبول میکنه و پیرزن هم که کارش تموم شده، میان دود و نور محو میشه، آخه درواقع کوانیین بود که خودشو به اون سر و وضع درآورده بود. تا الان ۲ بار از ۲ باری که تریپیتاکا آدم پیر دیده، درواقع از خدایان و الههها بوده.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
✨تریپیتیکا هم در کمال سادگی قبول میکنه و پیرزن هم که کارش تموم شده، میان دود و نور محو میشه، آخه درواقع کوانیین بود که خودشو به اون سر و وضع درآورده بود. تا الان ۲ بار از ۲ باری که تریپیتاکا آدم پیر دیده، درواقع از خدایان و الههها بوده.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🐲در همون حال، ووکنگ نشسته با امپراتور اژدها چای مینوشه و امپراتور اژدها بهش نصیحت میکنه که پیش تریپیتاکا برگرده و مسیر روشنایی و جاودانگی حقیقی رو به خاطر یه دعوای کوچولو ترک نکنه. ووکنگ به سرعت به سمت غرب حرکت میکنه و سر راه میخوره به کوانیین که اتفاقا دنبالش میگشته و اون هم میخواسته نصیحتش کنه، و با گذر از کوانیین به تریپیتاکا میرسه و تریپیتاکا هم لباسهایی که کوانیین بهش داده بود رو هدیه میده به ووکنگ. ووکنگ هم همیشه به نظرش کمدش خالیه، بنابراین باخوشحالی لباس رو قبول میکنه و با پوشیدنش متوجه میشه کاملا به سایزش میخورن (معجزه است!)
👒گرچه وقتی که تریپیتاکا ورد رو میخونه و کلاه شروع میکنه به کوچیک شدن و فشار آوردن به سرش، خوشحالی ووکنگ محو میشه. و نیازی نیست بگیم که کلاهه اونقدر جادویی هست که نشه درش آورد. خلاصه بعد از چند دقیقه مهیج که ووکنگ تلاش میکنه خودشو از شر کلاهه خلاص کنه، با این قضیه کنار میاد که دیگه نمیتونه مثل سابق شر به پا کنه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
👒گرچه وقتی که تریپیتاکا ورد رو میخونه و کلاه شروع میکنه به کوچیک شدن و فشار آوردن به سرش، خوشحالی ووکنگ محو میشه. و نیازی نیست بگیم که کلاهه اونقدر جادویی هست که نشه درش آورد. خلاصه بعد از چند دقیقه مهیج که ووکنگ تلاش میکنه خودشو از شر کلاهه خلاص کنه، با این قضیه کنار میاد که دیگه نمیتونه مثل سابق شر به پا کنه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🏞زوج استثناییمون، که حالا تنش بینشون خوابیده، به راهشون ادامه میدن و طولی نمیکشه که به یه نهر دلپذیر و آروم میرسن که.... خونهی یه اژدهای ددمنش و غولپیکره! ووکنگ که با وجود نفرین دیگه کاری از دستش برنمیاد فرار میکنه و تریپیتاکا هم میخواد مقاومت کنه اما اژدها اسبش رو درسته میخوره. تریپیتاکا هم که دیگه بیدفاع شده، جرئت نمیکنه که بذاره ووکنگ ترکش کنه بنابراین نفرین ووکنگ رو برمیداره و ووکنگ مقابل اژدها قرار میگیره.
🐉ووکنگ و اژدها یه مدت با هم می جنگن اما اژدها دیگه بیخیالش میشه و زیر آب رودخونه میره و دیگه بیرون نمیآد. ووکنگ یه جادوجمبل از خودش درمیاره و اژدها رو دوباره از آب بیرون میکشه اما اژدها خودش رو به یه مار آبی تبدیل میکنه و فرار میکنه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🐉ووکنگ و اژدها یه مدت با هم می جنگن اما اژدها دیگه بیخیالش میشه و زیر آب رودخونه میره و دیگه بیرون نمیآد. ووکنگ یه جادوجمبل از خودش درمیاره و اژدها رو دوباره از آب بیرون میکشه اما اژدها خودش رو به یه مار آبی تبدیل میکنه و فرار میکنه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
😤اینجا دیگه ووکنگ صبرش به لب رسیده
اما روح کوهستانی که همون اطرافه بهشون خبر میده اژدها دستنشاندهی کوانیینه و میخواد کمکشون کنه.
تریپیتاکا کوانیین رو فرامیخونه و بعد از اینکه ووکنگ حسابی حرص کلاه رو سرش خالی میکنه، کوانیین اژدها رو میآره و ووکنگ با اون هم دعوا میکنه. امروز کلا از دندهی چپ پا شده میمونشاهمون.
🐴درنهایت، کوانیین اژدها رو دوباره به اسب تبدیل میکنه و به تریپیتاکا میدتش که جبران اسبی بشه که خود اژدهاهه خورده. همچنین با دادن سه برگِ «قسر در رفتن تضمینی و فوری» به ووکنگ، قضیه رو از دل اون هم درمیاره. تریپیتاکا، ووکنگ و اسب، خوشحال و راضی به راهشون ادامه میدن، راهی مستقیم به جایی که خورشید، غروب میکنه.
(پایان قسمت ششم)
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
اما روح کوهستانی که همون اطرافه بهشون خبر میده اژدها دستنشاندهی کوانیینه و میخواد کمکشون کنه.
تریپیتاکا کوانیین رو فرامیخونه و بعد از اینکه ووکنگ حسابی حرص کلاه رو سرش خالی میکنه، کوانیین اژدها رو میآره و ووکنگ با اون هم دعوا میکنه. امروز کلا از دندهی چپ پا شده میمونشاهمون.
🐴درنهایت، کوانیین اژدها رو دوباره به اسب تبدیل میکنه و به تریپیتاکا میدتش که جبران اسبی بشه که خود اژدهاهه خورده. همچنین با دادن سه برگِ «قسر در رفتن تضمینی و فوری» به ووکنگ، قضیه رو از دل اون هم درمیاره. تریپیتاکا، ووکنگ و اسب، خوشحال و راضی به راهشون ادامه میدن، راهی مستقیم به جایی که خورشید، غروب میکنه.
(پایان قسمت ششم)
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
#نقشه📄
✅نقشه عبارت است از مجموعه تصمیمها و روشها و کارهایی که قهرمان داستان برای غلبه بر حریف و رشیدن به هدف انجام میدهد.
✅نقشه زمانی ارگانیک میشود که ارتباط تنگاتنگی با #حریف و #آرزو داشته باشد. و باید به طور مشخص روی شکست حریف و رسیدن به هدف تمرکز کند.
❇️به طور مثال در هملت، نقشه ترتیب دادن نمایش تقلیدی از مرگ پدر قهرمان به دست شاه بود.
#آموزش_نویسندگی
#هفت_گام
@FantasyLibrary
✅نقشه عبارت است از مجموعه تصمیمها و روشها و کارهایی که قهرمان داستان برای غلبه بر حریف و رشیدن به هدف انجام میدهد.
✅نقشه زمانی ارگانیک میشود که ارتباط تنگاتنگی با #حریف و #آرزو داشته باشد. و باید به طور مشخص روی شکست حریف و رسیدن به هدف تمرکز کند.
❇️به طور مثال در هملت، نقشه ترتیب دادن نمایش تقلیدی از مرگ پدر قهرمان به دست شاه بود.
#آموزش_نویسندگی
#هفت_گام
@FantasyLibrary
#نبرد⚔
✅تمام میانه داستان میدان زدوخورد قهرمان و حریفش است که هر یک برای رسیدن به هدف تلاش میکنند، اما نبرد عبارت است از آخرین کشمکش میان قهرمان و حریف و تعیین اینکه کدام یک به هدف خود خواهند رسید. این نبرد لزوما نباید به کشت و کشتار ختم شود بلکه میتواند خنثی یا لفظی باشد
❇️به طور مثال در سریال بازی تاج و تخت در فصل نهایی سرسی و دنریس بر سر تخت آهنین باهم درگیر شدند.
#آموزش_نویسندگی
#هفت_گام
@FantasyLibrary
✅تمام میانه داستان میدان زدوخورد قهرمان و حریفش است که هر یک برای رسیدن به هدف تلاش میکنند، اما نبرد عبارت است از آخرین کشمکش میان قهرمان و حریف و تعیین اینکه کدام یک به هدف خود خواهند رسید. این نبرد لزوما نباید به کشت و کشتار ختم شود بلکه میتواند خنثی یا لفظی باشد
❇️به طور مثال در سریال بازی تاج و تخت در فصل نهایی سرسی و دنریس بر سر تخت آهنین باهم درگیر شدند.
#آموزش_نویسندگی
#هفت_گام
@FantasyLibrary
#مکاشفه_نفس 👤
✅بعد از نبرد که تجربهایی سخت و دردناک برای قهرمان است، او به یک مکاشفهی بزرگ در مورد هویت خود میرسد،که کیفیت داستان شما تا حد زیادی به این مرحله بستگی دارد.
✅این مرحله همانند نیاز باید هم شامل ابعاد اخلاقی شود و هم روانشناختی.
✅در مکاشفه نفس، قهرمان برای نخستین بار صادقانه به خودش مینگرد و این شجاعانهترین و دشوارترین کاری است که قهرمان در تمام داستان انجام داده است.
❌توجه کنید که قهرمان نباید علنی بگوید که چه چیزی آموخته است. اگر این کار را کردید با شیطان دست دادهاید و این حرکت شعاری باعث بیزاری مخاطبان میشود.
❇️به طور مثال در کازابلانکا ریک دویاره آرمانگرا میشود.
#آموزش_نویسندگی
#هفت_گام
@FantasyLibrary
✅بعد از نبرد که تجربهایی سخت و دردناک برای قهرمان است، او به یک مکاشفهی بزرگ در مورد هویت خود میرسد،که کیفیت داستان شما تا حد زیادی به این مرحله بستگی دارد.
✅این مرحله همانند نیاز باید هم شامل ابعاد اخلاقی شود و هم روانشناختی.
✅در مکاشفه نفس، قهرمان برای نخستین بار صادقانه به خودش مینگرد و این شجاعانهترین و دشوارترین کاری است که قهرمان در تمام داستان انجام داده است.
❌توجه کنید که قهرمان نباید علنی بگوید که چه چیزی آموخته است. اگر این کار را کردید با شیطان دست دادهاید و این حرکت شعاری باعث بیزاری مخاطبان میشود.
❇️به طور مثال در کازابلانکا ریک دویاره آرمانگرا میشود.
#آموزش_نویسندگی
#هفت_گام
@FantasyLibrary
#تعادل_جدید♻️
✅در مرحله تعادل جدید، #آرزو به طور کامل برطرف میشود و همه چیز به حالت عادی برمیگردد اما با یک تفاوت بزرگ که در قهرمان در مرحله مکاشفه نفس انحام شده است. در این مرحله قهرمان میتواتد نسبت به مراحل اولیه داستان به سطح بالاتر یا پایینتری رسیده باشد، که این تعییر بنیادی است و برای همیشه در وجودش باقی میماند.
❇️به طور مثال در جان سخت، جان بر جنایتکاران پیروز شده و همسرش را نجات میدهد.
#آموزش_نویسندگی
#هفت_گام
@FantasyLibrary
✅در مرحله تعادل جدید، #آرزو به طور کامل برطرف میشود و همه چیز به حالت عادی برمیگردد اما با یک تفاوت بزرگ که در قهرمان در مرحله مکاشفه نفس انحام شده است. در این مرحله قهرمان میتواتد نسبت به مراحل اولیه داستان به سطح بالاتر یا پایینتری رسیده باشد، که این تعییر بنیادی است و برای همیشه در وجودش باقی میماند.
❇️به طور مثال در جان سخت، جان بر جنایتکاران پیروز شده و همسرش را نجات میدهد.
#آموزش_نویسندگی
#هفت_گام
@FantasyLibrary
The Witcher
مدت ها قبل از اینکه انسان ها و الف ها به روی صحنه بیان، قسمت شرقی دریای بزرگ با جمعیتی از نوم های ماهاکان و تیر توکر ها پر شده بود.و پس از مدتی دورف ها و ورباب ها هم در قسمت جنوبی قاره ساکن شدن.
🧝🏻♀️🧝🏻♂️ بعد از اونها نوبت الف ها بود که با قایق های سفیدشون طی دوران مهاجرت و تقریبا 2000 سال قبل از انسان ها وارد این سرزمین بشن.اونها قصر های بسیار باشکوهی از جنس سنگ ساختند و با طبیعت در هارمونی زندگی میکردند.
🔮🔮 ولی شروع پایان در دوره ی اجتماع گوی ها اتفاق افتاد.چندین جهان به هم وصل شدن و مردم و موجودات بین این جهان ها رفت و امد کردند و انرژی جدیدی به دنیا های جدید اوردن که میشه به عنوان جادو ازش یاد کرد.
🧑🏼💼👩🏻💼همچنین بعد از این اتفاق بود که برای اولین بار انسان ها وارد این قاره شدن.و الف ها به این باور رسیدن که انسان ها از یک سرزمین نابود شده به انجا امده بودن.
🙇🏻♂️🙇🏻♀️ هرچند انسان ها مدت زیادی دووم نیاوردن ولی ستایش الهه ملیتل رو پایه گذاری کردن و تاریخ به دو قسمت قبل و بعد از "رستاخیز" تقسیم شد.
#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
مدت ها قبل از اینکه انسان ها و الف ها به روی صحنه بیان، قسمت شرقی دریای بزرگ با جمعیتی از نوم های ماهاکان و تیر توکر ها پر شده بود.و پس از مدتی دورف ها و ورباب ها هم در قسمت جنوبی قاره ساکن شدن.
🧝🏻♀️🧝🏻♂️ بعد از اونها نوبت الف ها بود که با قایق های سفیدشون طی دوران مهاجرت و تقریبا 2000 سال قبل از انسان ها وارد این سرزمین بشن.اونها قصر های بسیار باشکوهی از جنس سنگ ساختند و با طبیعت در هارمونی زندگی میکردند.
🔮🔮 ولی شروع پایان در دوره ی اجتماع گوی ها اتفاق افتاد.چندین جهان به هم وصل شدن و مردم و موجودات بین این جهان ها رفت و امد کردند و انرژی جدیدی به دنیا های جدید اوردن که میشه به عنوان جادو ازش یاد کرد.
🧑🏼💼👩🏻💼همچنین بعد از این اتفاق بود که برای اولین بار انسان ها وارد این قاره شدن.و الف ها به این باور رسیدن که انسان ها از یک سرزمین نابود شده به انجا امده بودن.
🙇🏻♂️🙇🏻♀️ هرچند انسان ها مدت زیادی دووم نیاوردن ولی ستایش الهه ملیتل رو پایه گذاری کردن و تاریخ به دو قسمت قبل و بعد از "رستاخیز" تقسیم شد.
#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
مهاجرت گروه بعدی انسان ها760 سال بعد از رستاخیز رخ داد و مردم نوردلینگ بالای رودخانه ی یاروگا ساکن شدن.
🧙🏻♂️🧙🏻♂️ در این زمان "جن بکر" یاد گرفت چجوری از جادو استفاده کنه و تبدیل به اولین جادوگر شد،و به بقیه یاد داد تا چجوری قدرتی که در همه چیز وجود داره رو کنترل کنن.
هرچند همه میتونستن یاد بگیرن،ولی قدرتمند ترین جادوگر ها کسایی بودن که با استعداد ذاتی به دنیا میومدن.
🧝🏻♀️🧑🏼💼انسان ها خیلی زود زاد و ولد کردن و مرز بقیه ی همسایه هاشون رو تهدید کردن.هرچند الف ها و انسان ها سعی میکردن در صلح زندگی کنن،ولی فرهنگ متفاوتشون باعث جنگ شد.انسان ها به طبیعت احترام نمیزاشتن و جنگل ها رو قطع میکردن و حیوانات رو میکشتن.
⚔️⚔️ الف ها در جنگ شکست خوردند و به دو دسته تقسیم شدن.دسته ی اول که حاضر به کار در شهر انسان ها شدن و دسته ی بعد که در روستاهای دور از بقیه به زندگی ادامه دادن.
🩸🩸در این زمان الف ها،دوارف ها و نوم ها شهروند درجه دو حساب میشدند و گاهی به عنوان قربانی در زمان سختی ها ازشون استفاده میشد.این موضوع به مراتب بدتر شد تا جایی که اونها رو جمع و قتل عام میکردن...
#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
🧙🏻♂️🧙🏻♂️ در این زمان "جن بکر" یاد گرفت چجوری از جادو استفاده کنه و تبدیل به اولین جادوگر شد،و به بقیه یاد داد تا چجوری قدرتی که در همه چیز وجود داره رو کنترل کنن.
هرچند همه میتونستن یاد بگیرن،ولی قدرتمند ترین جادوگر ها کسایی بودن که با استعداد ذاتی به دنیا میومدن.
🧝🏻♀️🧑🏼💼انسان ها خیلی زود زاد و ولد کردن و مرز بقیه ی همسایه هاشون رو تهدید کردن.هرچند الف ها و انسان ها سعی میکردن در صلح زندگی کنن،ولی فرهنگ متفاوتشون باعث جنگ شد.انسان ها به طبیعت احترام نمیزاشتن و جنگل ها رو قطع میکردن و حیوانات رو میکشتن.
⚔️⚔️ الف ها در جنگ شکست خوردند و به دو دسته تقسیم شدن.دسته ی اول که حاضر به کار در شهر انسان ها شدن و دسته ی بعد که در روستاهای دور از بقیه به زندگی ادامه دادن.
🩸🩸در این زمان الف ها،دوارف ها و نوم ها شهروند درجه دو حساب میشدند و گاهی به عنوان قربانی در زمان سختی ها ازشون استفاده میشد.این موضوع به مراتب بدتر شد تا جایی که اونها رو جمع و قتل عام میکردن...
#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
📄📄در این بین نیمه ی جنوبی قاره زیر سلطه ی امپراتوری "نیلف گاردیان ها" قرار گرفت.
🤴🏻🤴🏻یوسرپر، یه نجیب زاده بود که پادشاه رو کشت و روی تخت پادشاهی نشست و برای اولین بار قسمتی از سرزمین های شمالی رو تصاحب کرد.
هرچند یوسرپر به دست وارث حقیقی یعنی "امیر وار امریس" به زیر کشیده شد،ولی وضع فرقی نکرد و آماده سازیه جنگ ادامه پیدا کرد.
🧚🏻♀️🧜🏻♂️با اینکه انسان ها به قاره حکومت میکردن و در جنگ داخلی بودن،موجودات دیگه وارد سرزمین شدن.
🐉🧛🏻♀️موجودات باهوشی مثل دراید های جنگل بروکلین،نیمف هایی که مرد ها رو اغوا میکردن و از خونشون با خشونت محافظت میکردن.همینطور تک شاخ هایی که در معرض انقراض بودن.
خون آشام ها،گادلینگ ها،پری دریایی و مرد ماهی ها (پری دریای مرد) که در دریا زندگی میکردن،اژدها ها،ترول ها و ...
همینطور دیو ها و هیولاهای کهن که در سراسر قاره پخش شده بودن و باعث بوجود اومدن "ویچر ها" شدن.
#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
🤴🏻🤴🏻یوسرپر، یه نجیب زاده بود که پادشاه رو کشت و روی تخت پادشاهی نشست و برای اولین بار قسمتی از سرزمین های شمالی رو تصاحب کرد.
هرچند یوسرپر به دست وارث حقیقی یعنی "امیر وار امریس" به زیر کشیده شد،ولی وضع فرقی نکرد و آماده سازیه جنگ ادامه پیدا کرد.
🧚🏻♀️🧜🏻♂️با اینکه انسان ها به قاره حکومت میکردن و در جنگ داخلی بودن،موجودات دیگه وارد سرزمین شدن.
🐉🧛🏻♀️موجودات باهوشی مثل دراید های جنگل بروکلین،نیمف هایی که مرد ها رو اغوا میکردن و از خونشون با خشونت محافظت میکردن.همینطور تک شاخ هایی که در معرض انقراض بودن.
خون آشام ها،گادلینگ ها،پری دریایی و مرد ماهی ها (پری دریای مرد) که در دریا زندگی میکردن،اژدها ها،ترول ها و ...
همینطور دیو ها و هیولاهای کهن که در سراسر قاره پخش شده بودن و باعث بوجود اومدن "ویچر ها" شدن.
#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
❌❌پسر هایی که تحت شرایط بسیار سخت برای مبارزه تمرین میدیدن و از جادو های ساده کمک میگرفتن تا از "آزمون گرسس" رد بشن.تشریفاتی بسیار سری که باعث میشد در معرض تغییرات خطرناکی قرار بگیرن.
✨ اگر دووم میاوردن سرعت فرا انسانی، قدرت بدنی، چابکی، احساس و ادراک قوی، طول عمر بیشتر و مقاومت در برابر بیماری بدست میاوردن.
🗡🗡 اونها بعد از فارق التحصیلی از مدرسه ی ویچری،با شمشیری از جنس استیل و شمشیر دیگه ای از نقره بیرون میرفتن و هیولا ها رو در عوض سکه شکار میکردن.
💀 اونها تمسخر بقیه ی انسان ها رو تحمل میکردن و در نظرشون به عنوان عجیب و غیر انسانی دیده میشدن...
#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
✨ اگر دووم میاوردن سرعت فرا انسانی، قدرت بدنی، چابکی، احساس و ادراک قوی، طول عمر بیشتر و مقاومت در برابر بیماری بدست میاوردن.
🗡🗡 اونها بعد از فارق التحصیلی از مدرسه ی ویچری،با شمشیری از جنس استیل و شمشیر دیگه ای از نقره بیرون میرفتن و هیولا ها رو در عوض سکه شکار میکردن.
💀 اونها تمسخر بقیه ی انسان ها رو تحمل میکردن و در نظرشون به عنوان عجیب و غیر انسانی دیده میشدن...
#دنیاهای_فانتزی
#دنیای_ویچر
@FantasyLibrary
Forwarded from Fantasy Library (S.A.Sadeghi)
با سلام مجدد خدمت شما دوستان عزیز
✴️برای ارتقا کیفیت برنامه شب های فانتزی بدون شک نیازمند کمک شما هستیم
✴️همون طور که توی قسمت چهارم مطرح شد قراره بخشی به اسم بخش "پیام ها" به هر برنامه اضافه بشه
بخشی که درش شما به ما پیام میدید و ⚡️"هر سوالی"⚡️ که دارید رو از ما می پرسید.
📍 تاکیید میشه که سوال می تونه هر چیزی باشه
البته مشخصا اگه سوال ها به فانتزی ربط داشته باشه که بهتره
ولی باز هم محدودیتی وجود نداره
هر سوالی که دلتون می خواد می تونید ❗️ همراه با اسم و شهرتون ❗️ برای ما بفرستید
و ما سوال رو در برنامه می خونیم و جواب میدیم
بدیهیه هرچقدر سوال جذاب تر باشه احتمال خونده شدنش در برنامه بالاتر
✅ پس اسمتون، شهرتون و سوالتون رو به بات پایین بفرستید تا در کنار شما برنامه رو جذاب تر کنیم
https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MTYxOTI3NjUy
@FantasyLibrary
✴️برای ارتقا کیفیت برنامه شب های فانتزی بدون شک نیازمند کمک شما هستیم
✴️همون طور که توی قسمت چهارم مطرح شد قراره بخشی به اسم بخش "پیام ها" به هر برنامه اضافه بشه
بخشی که درش شما به ما پیام میدید و ⚡️"هر سوالی"⚡️ که دارید رو از ما می پرسید.
📍 تاکیید میشه که سوال می تونه هر چیزی باشه
البته مشخصا اگه سوال ها به فانتزی ربط داشته باشه که بهتره
ولی باز هم محدودیتی وجود نداره
هر سوالی که دلتون می خواد می تونید ❗️ همراه با اسم و شهرتون ❗️ برای ما بفرستید
و ما سوال رو در برنامه می خونیم و جواب میدیم
بدیهیه هرچقدر سوال جذاب تر باشه احتمال خونده شدنش در برنامه بالاتر
✅ پس اسمتون، شهرتون و سوالتون رو به بات پایین بفرستید تا در کنار شما برنامه رو جذاب تر کنیم
https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MTYxOTI3NjUy
@FantasyLibrary
Telegram
حرفتو ناشناس بهم بزن | Talk to Me Anonymously
قدیمیترین و مطمئنترین بات پیام ناشناس
-
تازهها:
@HarfBeMan
پشتیبانی:
hi@sakkoo.me
ا Send Message را بزنید
-
تازهها:
@HarfBeMan
پشتیبانی:
hi@sakkoo.me
ا Send Message را بزنید
سفر به غرب
قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم | قسمت ششم | قسمت هفتم
🔁توی قسمت قبلی از فرازوفرود رابطهی بین ووکنگ و تریپیتاکا و مشاوره گرفتن ووکنگ از امپراتور اژدها گفتیم، و اینکه چطور اون اژدها دمارشون رو درآورد که البته کوانیین به دادشون رسید و درنهایت اژدها رو به اسب تبدیل کرد و گروه دو نفرهی حامل کتاب، شد دو نفر و یه اسب.
⛩گروه سه نفرهمون به راهش ادامه میده و به یه صومعه میرسه که یه راهب پیر بدبجنس ادارهاش میکنه. اونجا مدتی میمونن و راهب به محض اینکه چشمش به ردای زیبای تریپیتاکا میخوره، تمام فکر و ذکرش میشه ردای روحانی اون و از حسادت دیوونه میشه، تا جایی که تصمیم میگیره که صومعهی خودش رو آتیش بزنه تا دیگه سر به تن ردائه نباشه. (راهب بودایی نمونهی سال!)
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم | قسمت ششم | قسمت هفتم
🔁توی قسمت قبلی از فرازوفرود رابطهی بین ووکنگ و تریپیتاکا و مشاوره گرفتن ووکنگ از امپراتور اژدها گفتیم، و اینکه چطور اون اژدها دمارشون رو درآورد که البته کوانیین به دادشون رسید و درنهایت اژدها رو به اسب تبدیل کرد و گروه دو نفرهی حامل کتاب، شد دو نفر و یه اسب.
⛩گروه سه نفرهمون به راهش ادامه میده و به یه صومعه میرسه که یه راهب پیر بدبجنس ادارهاش میکنه. اونجا مدتی میمونن و راهب به محض اینکه چشمش به ردای زیبای تریپیتاکا میخوره، تمام فکر و ذکرش میشه ردای روحانی اون و از حسادت دیوونه میشه، تا جایی که تصمیم میگیره که صومعهی خودش رو آتیش بزنه تا دیگه سر به تن ردائه نباشه. (راهب بودایی نمونهی سال!)
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🔥بوی تند دود به بینی تیز ووکنگ میرسه و بعد از سبک سنگین کردن گزینههاش، میفهمه بهترین راه برای حل این مشکل بدون اینکه اعصاب تریپیتاکا رو خورد کنه، اینهکه بذاره صومعه کامل تو آتیش بسوزه. اما قبلش یه پوشش بزرگ ضدآتش از دوستای بهشتیش میگیره که مطمئن بشه تریپیتاکا و اسبش توی آتیش نمیسوزن (عجیبه که بعد اون همه شلوغبازی توی بهشت، هنوز تحویلش میگیرن!)
☠️ صومعه دود و خاکستر میشه و وقتی بلاخره تریپیتاکا از خواب نازش بلند میشه، میفهمه تو اون گیرودار، یه دیو کوهستانی اومده و رداش رو دزدیده. فقط قیافهی راهب اون صومعه رو تصور کنین وقتی که از این قضیه باخبر میشه. شکی نیست که خودش رو درجا میکشه!
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
☠️ صومعه دود و خاکستر میشه و وقتی بلاخره تریپیتاکا از خواب نازش بلند میشه، میفهمه تو اون گیرودار، یه دیو کوهستانی اومده و رداش رو دزدیده. فقط قیافهی راهب اون صومعه رو تصور کنین وقتی که از این قضیه باخبر میشه. شکی نیست که خودش رو درجا میکشه!
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🐒🆚🧟♂️
خلاصه اینکه، ووکنگ میره سراغ دیو کوهستانیه تا حسابش رو برسه اما وقتی دارن میجنگن، دیوه یه تایم ناهار و استراحت میگیره و خودش رو توی کوهستان مخفی میکنه. ووکنگ به خرابهی صومعه برمیگرده تا یه چیز نوش جان کنه. اونجا سرووضع یه راهب رو به خودش میگیره و به کوهستان برمیگرده تا دیو رو اینجوری گول بزنه. که موفق هم میشه و تا با دیو میشینن که یهکم خوش و بش کنن، دوباره جنگ رو از سر میگیره. دیو دوباره فرار میکنه و ووکنگ تصمیم میگیره که نیرو سواره خبر کنه!
🧝♀️بنابراین نزد کوانیین میره و با کمک اون، راهی پیدا میکنن که ردا رو از دیو پس بگیرن.
اینطوری که کوانیین خودش رو بهشکل دوست دائوییست اون دیو ددمنش در میآره و میمونشاه هم به یک هدیه از اون دوست، تغییرشکل میده، یه هدیه که یه زمانی برای ووکنگ حکم باقلوا داشت، یه قرص جاودانگی!
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
خلاصه اینکه، ووکنگ میره سراغ دیو کوهستانیه تا حسابش رو برسه اما وقتی دارن میجنگن، دیوه یه تایم ناهار و استراحت میگیره و خودش رو توی کوهستان مخفی میکنه. ووکنگ به خرابهی صومعه برمیگرده تا یه چیز نوش جان کنه. اونجا سرووضع یه راهب رو به خودش میگیره و به کوهستان برمیگرده تا دیو رو اینجوری گول بزنه. که موفق هم میشه و تا با دیو میشینن که یهکم خوش و بش کنن، دوباره جنگ رو از سر میگیره. دیو دوباره فرار میکنه و ووکنگ تصمیم میگیره که نیرو سواره خبر کنه!
🧝♀️بنابراین نزد کوانیین میره و با کمک اون، راهی پیدا میکنن که ردا رو از دیو پس بگیرن.
اینطوری که کوانیین خودش رو بهشکل دوست دائوییست اون دیو ددمنش در میآره و میمونشاه هم به یک هدیه از اون دوست، تغییرشکل میده، یه هدیه که یه زمانی برای ووکنگ حکم باقلوا داشت، یه قرص جاودانگی!
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🎁کوانیین و ووکنگ باظاهر جدیدشون نزد دیوی میرن که ردای راهبها رو پوشیده، یه جشن بالماسکهی واقعی! اما وقتی که موقع باز کردن هدیهها میشه، خب ترجیح میدم تصویرش رو توصیف نکنم، در همین حد که ووکنگ دشمنش رو از درون متلاشی کرد، البته به معنای واقعی کلمه.
🎊کوانیین هم ردا رو پس میگیره و ووکنگ هم میره بغل دست تریپیتاکا تا دوباره به راهشون ادامه بدن.
⁉️اما بلاخره چی؟ اصلا سانووکنگ میتونه یه روزی، دوستی رو بالاتر از رفتارهای خرکیش بذاره؟ تریپیتاکا در سفرش به صومعهی تندر موفق میشه؟ و از اینا مهمتر، اون اسب سفید احمق، یادش میآد که قبلا میتونسته پرواز کنه؟
داستان رو همچنان دنبال کنید!
(پایان قسمت هفتم)
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
🎊کوانیین هم ردا رو پس میگیره و ووکنگ هم میره بغل دست تریپیتاکا تا دوباره به راهشون ادامه بدن.
⁉️اما بلاخره چی؟ اصلا سانووکنگ میتونه یه روزی، دوستی رو بالاتر از رفتارهای خرکیش بذاره؟ تریپیتاکا در سفرش به صومعهی تندر موفق میشه؟ و از اینا مهمتر، اون اسب سفید احمق، یادش میآد که قبلا میتونسته پرواز کنه؟
داستان رو همچنان دنبال کنید!
(پایان قسمت هفتم)
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary