Fantasy Library
5.42K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
کلید چهارم در به وجود آوردن دیدگاه ها در داستانه.

هرگز به خودتون اجازه ندید تا تعصبات فردیتون در داستان تاثیر بگذاره.

به تمام کاراکترهای خودتون دیدگاه هایی بدید که توجیه داشته باشند و خواننده بتونه برای لحظه ای بهش حق بده.

زمانی که ما بتونیم دیدگاه یک فرد رو کاملا درک کنیم و بهش حق بدیم اون فرد می تونه به قسمتی از ذهن ما تبدیل بشه و در ادامه برای داستان شما تنش های فکری زیادی به وجود بیاره.

داستان فقط محلی برای نشون دادن این که "کی می تونه بهتر مشت بزنه" نیست. بلکه برای نشون دادن اینه که کی می تونه دنیای اطرافش رو بهتر تغییر بده.

با سیاه و سفید کردن همه چیز و ساده کردن وظیفه خودتون ممکنه کیفیت کارتون هم سقوط کنه.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید پنچم پلات یا سیر وقایعه.

بعد از خلق داستان، دنیا و مشخص کردن مسیری معنایی و هدفتون از اون داستان شما به سیر وقایعی برای نشون دادن توانایی های ساخته های شما دارید.

جذاب کردن پلات به وسیله طنزها، دلهره ها، عشق، معماها، متحیر کردن خواننده و تراژدی ها می تونند داستان شما رو لذت بخش کرده و کاراکترها و خواننده های شما رو در مسیری برای تغییر قرار بدند.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید ششم حقیقت در داستان شماست.

داستان ها دروغ هایی برای بازگویی حقیقت ها هستند و فراموش نکنید که خواننده شما "می دونه" قراره از شما دروغ بشنونه امّا توقع داره این دروغ به صورت همراه با "باور پذیری" صورت بگیره.

داستان موفق اونیه که به شعور مخاطبین خودش اهمیت بده و داستانش بر اساس منطقی مشخص حرکت کنه.

منطقی که به خواننده اجازه سرمایه گذاری در داستان رو میده.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید هفتم دیالوگ ها و زبان نویسنده اند.

زبانی روان ذهن خواننده شما رو خسته نمی کنه و دیالوگ های قوی باعث میشه که داستان شما واقعی تر جلوه کنه.

دیالوگ هایی که نه فقط برای جلو بردن داستان بلکه برای عمق دادن به شخصیت کاراکترهای شما، دیدگاه هاشون به دنیای اطراف و طرز فکرشون ساخته میشند به کاراکترهای شما اجازه میدند تا جملات به یادمادنی به وجود بیاند.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
تفاوت بین Great sword و Long sword

این سری پست مربوط به مقایسه دو شمشیر متعلق به قرون وسطی هست که عموما تفکیکشون کمی دشواره. این دو شمشیر (long sword و great sword) اغلب به جای همدیگه اشتباه گرفته می شن، تا جایی که خیلی وقت ها Long sword ها با اسم Great sword به فروش میرسن و به نظر میرسه هیچ فاکتور دقیقی برای تمییز دادشون از هم وجود نداره، در حالی که اینطور نیست.

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
عده ی زیادی تفاوت این دو شمشیر رو در نیم رخ (!) اون ها می بینن. به این صورت که Great sword دو لبه ی کوچیک نزدیک به دسته روی تیغه ش داره (مطابق تصویر). ولی لزوما این ویژگی دال بر Great sword بودن نمیشه. تفاوت اصلی بین این دو شمشیر کاربرد و نحوه مبارزه با اون هاست (که با توجه به این که امروزه استفاده نمیشن، ناآگاهی از تفاوتشون رو میتونه تا حدودی توجیه کنه).

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
همون طور که ممکنه به ذهن هر کسی برسه، چیزی که اینجا تفاوت رو تعیین میکنه در اصل همون سایز و اندازه شمشیر هاست. ولی "نحوه" ی تعیین بر اساس اندازه چیزیه که شاید همه ندونن.

اولین چیزی که شایان ذکره اینه که Great sword، اندازه ش به طوریه که اگه شخص بخواد در مبارزه از روش های مبارزه با شمشیر استفاده کنه، به خاطر اندازه ی شمشیر، با مشکل مواجه میشه و عملا نمی تونه مبارزه کنه.

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
اندازه ی این شمشیر باعث میشه که روش مبارزه ی مناسبش مشابه روش مبارزه با نیزه باشه در واقع Great sword از نظر عملکرد و استفاده، اصلا شمشیر نیست.

برای تفکیک Long sword از Great sword باید این سوال رو مطرح کرد که چه وقتی یک Long sword، اون قدر بلند میشه که دیگه نمی شه ازش به عنوان یه شمشیر استفاده کرد؟

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
برای پاسخ دادن به این سوال سه روش هست که کاربرد شمشیر رو تعیین می کنه:

1. شمشیر با غلاف به کمر بسته بشه و شخص بتونه اون رو با یک دست و بدون مشکل از غلاف بیرون بکشه،

2. در حالتی که شخص دستش رو موازی زمین نگه داشته و شمشیر رو به دست داره، شمشیر به زمین نرسه و بشه اون رو آزادانه چرخوند،

3. در حالتی که شمشیر در یک دست قرار داره، بشه دست مخالف رو دور تر از طول شمشیر برد.

اگه این سه حالت برقرار باشن، شمشیری که در دست شخص قرار داره یک Long sword هست و میشه تکنیک های مبارزه با شمشیر رو با اون پیاده کرد.

در صورتی که شمشیر اونقدر بلند باشه که نشه سه مورد بالا رو انجام داد، شمشیر یک Great sword ئه و برای مبارزه درست با اون باید از روش های متفاوتی استفاده بشه.

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
سفر به غرب | قسمت اول

داستان سفر به غرب پر از نمادگرایی و مفاهیم ادبی و تعدادی کاراکتر بسیار تاثیرگذاره که به عقیده‌ی بسیاری، به‌یادماندنی‌ترینشون #سان_ووکنگ (Sun Wukong)، میمون‌شاهِ بدجنس و شیطونه. مهم‌ترین شخصیت برگرفته از سان ووکُنگ تو دنیای مدرن، احتمالا سان گوکو (Son Goku) تو دراگون‌بال‌ـه که بسیار شبیه به میمون‌شاه طراحی شده اما تاثیر سان ووکنگ به انیمه محدود نمی‌شه و تو بسیاری از جاهای دیگه هم وجود داره و جالب‌تر می‌شه که بدونید علی‌رغم همه‌ی این‌ها، میمون‌شاه شخصیت اصلی این داستان نیست. مهم‌ترین شخصیت داستان سفر به غرب که #شوان‌زانگ (Xuanzang)ـه، اونقدر مهمه که تا ۷ فصل کتاب خبری ازش نمی‌شه. پس تا اون موقع، ما به زندگی سان ووکنگ می‌پردازیم و این‌که چطور عزمشو جزم کرد که یه‌تنه عزت تک‌تک خدایانِ سه مذهب بزرگ چین رو بشوره و بذاره کنار.

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
داستان از کوهستان گل‌میوه‌ای شروع می‌شه، یه جزیره‌ی بهشتی پر از اژدها، پرنده‌های جادویی، درختان هلوی جاودان و یه سنگ خیلی خیلی بزرگ. تا دیر نشده توجهتون رو به این سنگ جمع می‌کنم چون همین الان قراره یه ژانگولربازی جادویی دربیاره. اجی مجی لاترجی؛ سنگ از وسط می‌شکنه و به دو نیم می‌شه، کلی گردوخاک به پا می‌کنه و چند لحظه بعد، یه چیز جدید از داخلش پدیدار می‌شه، یه... سنگِ دیگه!
اما نه، این یکی سنگ خاصه. یه تخم سنگیه (سنگ، نه سگ) و انگار از لحاظِ داشتن خاصیت‌های جادویی انفجاری به باباش رفته، چون بعد از یک دقیقه صرفا وجود داشتن، ناگهان تبدیل می‌شه به یه میمون سنگی. این میمون سنگی درسته که تازه سر از تخم درآورده، اما هرچی باشه ادب و احترام حالیش می‌شه بنابراین در چهار جهت به روش سامورایی تعظیم می‌کنه. حین این عمل، چشم‌های لیزریش به طور کاملا اتفاقی و سهوی فعال می‌شه و وقتی برق نافذ چشم‌هاش می‌ره یه راست تا خود قصر امپراطور یشم، یاروی رییس بهشت، یه سری خساراتی به جا می‌ذاره اما خب بلاخره سهوی بوده و خطای میمونی حساب می‌شه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
میمون سنگی ما میره پیش میمون‌های غیرسنگی و حسابی باهاشون قاطی می‌شه. یه روز تصمیم می‌گیرن که رد رودخونه‌ی موردعلاقه‌شون رو تا سرچشمه‌اش بگیرن و می‌رسن به یه آبشار عظیم و باشکوه. بین خودشون می‌گن که ای کاش فقط یکی‌مون اون قدر جیگر داشت که طی یه حرکت انفجاری بپره توی آبشار و ببینیم چی میشه. هر کی این‌کارو بکنه می‌کنیمش میمون‌شاه.»
میمون‌ سنگی هم طبق معمول تا اسم حرکت انفجاری می‌شنوه، می‌پره تو آبشار. اون ور آبشار، غار دلپذیری وجود داره که توش پل زدن و اون‌ور پل، یه عمارت سنگیه پر از انواع و اقسام نعمت‌های دنیوی. میمون‌ها هم طبیعتا خوششون می‌آد و همگی باروبندیل رو جمع‌ می‌کنن تا برن تو غار بهشتی‌ای که تازه کشف کردن ساکن بشن.
میمون سنگی هم به خاطر این دستاوردش به طور رسمی تاج‌گذاری می‌کنه و می‌شه میمون‌شاه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
ملت میمونی کوهستان گل‌میوه‌ای صدها سال به خوبی و خوشی زندگی می‌کنن تا این‌که یه روز، میمون‌شاه دچار بحران اگزیستانسیالیستی می‌شه و گیلگمش‌بازی درمی‌آره و خودش رو طی ماموریتی می‌فرسته دنبال راز جاودانگی.
نه سال بعد و دو قاره اون‌ورتر، با حکیم دائوئیست جاودانی آشنا می‌شه که روی نوک قله‌ای به اسم «قلب ‌و ‌ذهن»، داخل غاری به نام «ماه کج و سه ستاره» زندگی می‌کنه (اسم آسون‌تر نبود؟) حکیم جاودان یعنی #سوبودی (Subodhi) میمون‌شاه رو به مریدی می‌پذیره و اسمش رو می‌ذاره سان ووکنگ که به لیست بلندبالایی از صفات بسیار پیچیده اشاره داره اما به طور خلاصه، یعنی «میمونی که به پوچی رسیده».

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
بعد از هفت‌سال تمرینات پی‌در‌پی، بلاخره سوبودی به سان ووکنگ راهی برای جاودانگی یاد می‌ده و ووکنگ هم دنبالش می‌کنه. سه سال دیگه هم می‌گذره و سون ووکنگ از زندگیش راضیه. به مذهب دائو گرویده و عملا جاودانه و همه‌چی روبه‌راهه. اما سوبودی بهش اخطار می‌ده که هنوز از خطر نجسته. بعد بوش درمیاد که این روش جاودان شدن مورد تایید استانداردهای دربار بهشت نیست و اگه بفهمن، سه مصیبت به فاصله‌ی هر پونصدسال سرش می‌آرن تا درنهایت بمیره. ابتدا با یه آذرخش حسابش رو می‌رسن، بعد اگه کارساز نبود به آتیش می‌کِشنش و اگه از هر دو جون سالم به در برد، یک‌راست ناپدیدش می‌کنن.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
این خبر مشخصا مثل خاری در چشم سان ووکنگ فرو می‌ره و سوبودی می‌گه بیا بهت هنر تعدد خاکی (Earthly Multitude) رو یاد بدم تا بتونی به هفتادودو چیز مختلف تغییرشکل بدی. این‌جوری، مصیبت‌ها دیگه اثری روش نداشتن. سوبودی همچنین هنر پرواز رو هم بهش یاد می‌ده، محض تفریح.
اما، همون‌طور که شاید انتظارش می‌رفت، دادن یه سری قدرت‌های ابرکهکشانی به میمونی که ولش کنی خودش رو به کشتن می‌ده، باعث می‌شه کلی دسته‌گل به آب بده و استاد سوبودی هم تا بیشتر از این آبروش پیش جهانیان نرفته و رازهای آموزشیش برای همه آشکار نشده، پرتش می‌کنه بیرون.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
سان ووکنگ که حالا بیست سال بزرگتر و (قاعدتا) عاقل‌تر شده و مرگ‌ هم دیگه روش اثری نداره، برمی‌گرده به همون غار آبشارپرده توی کوهستان گل‌میوه‌ای و به نظر می‌رسه که دقیقا سر موقع برمی‌گرده، چون مدتیه یه هیولایی به اسم «پادشاه ددمنش ویرانی» از ملت میمونی زورگیری کرده و ازشون به‌عنوان برده استفاده می‌کنه. سان ووکنگ میره و هیولا رو به نبرد تن‌به‌تن دعوت می‌کنه و در نهایت، موفق می‌شه با سوپرپاورهای دائوئیستی که تازه گیرش اومده دمار از روزگار یارو دربیاره. میمون‌های اسیر رو هم آزاد می‌کنه و به خونه برشون می‌گردونه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
همه‌چیز توی کوهستان گل‌میوه‌ای به خوبی پیش می‌ره اما ووکنگ تصمیم می‌گیره که ملت میمونی‌اش به یه ارتش میمونی نیاز دارن تا دیگه هر هیولایی که از مادرش قهر می‌کنه نیاد بهشون زور بگه. برای همین، طی سفری به اقیانوس شرقی، به قصر اژدها می‌ره تا ببینه آیا پادشاه اژدها سلاحی در حدواندازه‌ی قدرت اون داره که ازش قرض بگیره یا نه.
سرتون رو درد نیاریم، پادشاه‌ اژدها هزار جور سلاح تیون‌شده و آخرین‌مدل براش میاره و ووکنگ تک‌تک‌شون رو رد می‌کنه و در نهایت یه میله‌ی آهنی گنده‌ و بی‌ریخت انتخاب می‌کنه که انگار جادوییه و می‌شه طولش رو عوض کرد، و مثل عصا می‌گیره دستش. بعد که حسابی از سلاح جدیدش ذوق‌مرگ می‌شه، به پادشاه اژدها می‌گه که براش یه ردا شیک و نو جور کنه که به سلاح خوشگل و تازه‌اش بیاد. پادشاه اژدها هم این‌قدر از کارای این فرامیمون به ستوه اومده که تمام اژدهاهای فک‌وفامیل‌ش رو جمع می‌کنه که بیان یه ردای شیک و مجلسی برای ووکنگ بدوزن تا بلکه دست از سرش برداره و از قصرشون بره بیرون.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
وقتی برمی‌گرده به کوهستان گل‌میوه‌ای حسابی پز لباس جدیدش رو جلو دروهمسایه می‌ده و اونا هم هی ازش تعریف می‌کنن تا این پررو می‌شه و برا چند لحظه اون روی شیطانیِ گوگولیش بالا می‌آد (اون‌قدر شیطانی که ابرشیاطین محل دم در خونه‌اش جمع می‌شن ازش امضا بگیرن) تا این‌که یه روز سر چرت بعداز‌ظهر، دو تا از فرستاده‌های یاما، پادشاه جهنم، می‌دزدنش و به جهان زیرین می‌برنش.

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
ووکنگ هم این اتفاق حسابی اعصابشو خط‌خطی می‌کنه چون رفتن به جهان زیرین عملا مرگه و همه‌ی اون قضیه‌ «جاودانگی» رو زیر سوال می‌بره. بنابراین همه‌جا رو به‌هم می‌ریزه و با نابود کردن هر چی‌ سر دم دستشه، راهش رو به قصر تاریکی باز می‌کنه تا گله و شکایتش رو پیش ده پادشاه بازگو کنه.
ده‌ پادشاه هم می‌گن:‌ «آقا لابد اشتباهی رخ داده، شباهت اسمی بوده، حتما هزارتا سان ووکنگ دیگه هم اون بالا هست.» و ووکنگ هم می‌گه: «عه؟ جدی؟ نشونم بدین ببینم!» اونا هم دفتردستکشون رو میارن و ووکنگ توی لیست مردگان اسم خودش رو پیدا می‌کنه و خط می‌زنه. بعد متوجه می‌شه که هرچی میمون فوت‌شده می‌شناسه اسمش تو همون صفحه است (سان یا سون Sun در چینی یکی از معانیش میمونه) پس رو تک‌تک اسما خط می‌زنه و از سیطره خدایان جهان زیرین نجاتشون می‌ده. دوباره می‌ره سراغ جهان زیرین و این بار با لبخندی بر لب، نصف دیگه‌اش رو هم خراب می‌کنه تا راهش رو به دنیا باز کنه. بعد از چرتش بیدار می‌شه و خبر خوش رو به دوستان میمونش می‌ده.
اما خبرهای خوبی از پادشاهی بهشت به گوش نمی‌رسه...
(پایان قسمت اول)
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
راه‌های زیادی برای آغاز فرایند نوشتن وجود داره، اما یکی از راه‌های پرطرفدار پیش‌فرضه.
پیش‌فرض بیان کلی داستان در کوتاه‌ترین جمله محسوب می‌شه که ساده‌ترین ترکیب ممکن از شخصیت و پیرنگ رو داره. این پیش‌فرض معمولا بخش‌های اصلی داستان رو شامل می‌شه که یعنی: نقطه بحرانی، شخصیت اصلی، کنش اصلی و نتیجه نهایی.
به طور مثال: به پیشفرض پدرخوانده توجه کنید:
《جوانترین پسر خوانواده مافیایی از سوء قصد کنندگان به پدرش انتقام می‌گیرد و پدرخوانده جدید می‌شود》
همونطور که میبینید این جمله بیان کلی از داستانه و بخش‌های اصلی اون رو هم شامل می‌شه.
انتخاب پیش‌فرض مهمترین انتخاب شما در نحوه نوشتنه ودر حالی که به داستان شما چهارچوب میده یک زندان هم محسوب می‌شه که داستان شما رو محدود می‌کنه، پس باید در انتخاب پیشفرض خیلی خوب تصمیم بگیرد تا داستان شما بتونه موفق عمل کنه، در غیر این صورت هرچقدر هم توی سایر بعد های داستان کار کنید محکوم به شکست هستید چون زیربنای ساختمان (پیش‌فرض) شما ضعیف است.
چند گام اساسی در نوشتن پیشفرض به شما کمک می‌کنه که در ادامه به اون ها می‌پردازیم:
#آموزش_نویسندگی
#پیش‌فرض
@FantasyLibrary