Fantasy Library
5.42K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
Forwarded from A.R.Sadeghi
یک داستان بدون یک شخصیت منحرف و بامزه معنی نداره.
هیولای دوم که به نحوی نماینده شهوات انسانی در داستانه هیولایی به اسم #زو_باجی zhu bajie هست.

هیولایی قدرتمند با توانایی های جادوی زیادی که داستان رو در تلخ ترین شرایط با کارهای احمقانه و شجاعانه خودش دلپذیرتر می کنه.

#سفر_به_غرب
@FantasyLibrary
Forwarded from A.R.Sadeghi
هیولای سوم ژنرال مغضوب آسمانی است که به لقب #هیولای_ماسه_ای هم شناخته میشه.

اون کسی نیست جز #شا_ووجینگ Sha Wujing

او که نماینده نظم و وفاداری در داستانه آخرین عضو (رسمی) این سفره. و با این که نفر پنجمی هم هست بهتره با اون در بین راه آشنا بشید.

#سفر_به_غرب
@FantasyLibrary
Forwarded from A.R.Sadeghi
همون طور که گفته شد سفر به غرب داستانی مفصل، پر ماجرا، پر کاراکتر و پر از پند و حکمته.

این تنها یک معرفی خیلی ناچیز و کوتاه از کاراکترها بود و همه اون ها دوباره به صورت رسمی تر همراه با سرگذشتشون معرفی میشند. و کتاب رو از شروع تا پایان براتون پوشش میدیم.

با در نظر گرفتن این که توی جامعه فانتزی ایران اساطیر یونان و اسکاندیناوی خیلی خیلی بیشتر از بقیه اساطیر شناخته شدند امیدوارم بتونیم شما رو بیشتر با اساطیر چین هم آشنا کنیم.

#سفر_به_غرب
@FantasyLibrary
ساخت هر داستان مثل ساخت یک ساختمان نیاز به اصول قدم هایی داره که باید اجرا بشند.
زمانی که تمام این قدم ها به درستی و به اندازه لازم برداشته بشند داستان شما می تونه به پتانسیل خودش برسه.

بسیاری از نویسنده های جوونمون زمان نوشتن داستان صرفا به داشتن ایده کفایت می کنند و وجهه های مهمی از داستان خودشون رو نادیده می گیرند.
با این که پرداخت به هر کدوم از این قدم ها زمان زیادی می بره ولی می تونیم اون ها رو در قالب " هفت کلید داستانی" به شما معرفی کنیم.

گرچه هر کدوم از این کلیدها نیازمند صدها صفحه توضیح و نکته است.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید اول برای خلق یک داستان کاراکترهای اون اند. شخصیت هایی قابل درک، چند بعدی، با وظیفه ای مشخص در داستان، افرادی که همراه با داستان رشد پیدا می کنند و تصمیم گیری های اون ها سرنوشتشون رو رقم می زنه.

شاید مهم ترین اصل در ساخت داستان کاراکترهای اون باشه. کاراکترهای جذابی که داستان شما رو به جنب و جوش می اندازند اولین کلید برای ساخت یک داستان خوبه.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
دومین کلید موفقیت برای داستان شما خلق یک دنیا و "ستینگ" برای داستانه. مکانی که داستان در اون جریان پیدا کنه.

دنیای شما به نحوی یک کاراکتر در سراسر داستانه و با گذر زمان وقایعی که بر روی اون اتفاق افتادند بهش شخصیت میدند.

دنیا سازی فقط شامل یک تاریخ بزرگ و جنگ های خفن نیست. ساخت یک جامعه، فرهنگ های مخصوص، زبان ها، ادیان، سنت ها، کتاب ها، حکمرانان، سیاست ها، نظام آموزشی، نظام مالی، سطح علمی دنیا و ... همه و همه جزئیاتی هستند که دنیای شما رو واقعی تر و بهتر می کنه.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید سوم نمادها هستند.

نه فقط نمادهایی که به قول معروف در نماد شناسی دیده میشند و هی میگند آره این شیطان پرستیه ...

منظور از نمادها به وجود آوردن فضای معنادار در داستانه به نحوی که هر کاراکتر، هر مکان و هر سیر وقایع معنای مختلفی داشته باشند و برخورد اون ها با هم مفاهیم جدید ایجاد کنه.

وظیفه نویسنده درس دادن به خواننده نیست بلکه ایجاد فضاییه که خواننده مجبور به پرسیدن سوالات سخت از خودش بشه.

زمانی که ساخت نمادها و ارتباطات اون ها به هم با قدرت انجام شده باشه شما فرصتی برای فکر کردن و رشد به خواننده خودتون اهدا می کنید.

رسالتی که تمامی نویسندگان بهتره اون رو اجرا کنند.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید چهارم در به وجود آوردن دیدگاه ها در داستانه.

هرگز به خودتون اجازه ندید تا تعصبات فردیتون در داستان تاثیر بگذاره.

به تمام کاراکترهای خودتون دیدگاه هایی بدید که توجیه داشته باشند و خواننده بتونه برای لحظه ای بهش حق بده.

زمانی که ما بتونیم دیدگاه یک فرد رو کاملا درک کنیم و بهش حق بدیم اون فرد می تونه به قسمتی از ذهن ما تبدیل بشه و در ادامه برای داستان شما تنش های فکری زیادی به وجود بیاره.

داستان فقط محلی برای نشون دادن این که "کی می تونه بهتر مشت بزنه" نیست. بلکه برای نشون دادن اینه که کی می تونه دنیای اطرافش رو بهتر تغییر بده.

با سیاه و سفید کردن همه چیز و ساده کردن وظیفه خودتون ممکنه کیفیت کارتون هم سقوط کنه.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید پنچم پلات یا سیر وقایعه.

بعد از خلق داستان، دنیا و مشخص کردن مسیری معنایی و هدفتون از اون داستان شما به سیر وقایعی برای نشون دادن توانایی های ساخته های شما دارید.

جذاب کردن پلات به وسیله طنزها، دلهره ها، عشق، معماها، متحیر کردن خواننده و تراژدی ها می تونند داستان شما رو لذت بخش کرده و کاراکترها و خواننده های شما رو در مسیری برای تغییر قرار بدند.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید ششم حقیقت در داستان شماست.

داستان ها دروغ هایی برای بازگویی حقیقت ها هستند و فراموش نکنید که خواننده شما "می دونه" قراره از شما دروغ بشنونه امّا توقع داره این دروغ به صورت همراه با "باور پذیری" صورت بگیره.

داستان موفق اونیه که به شعور مخاطبین خودش اهمیت بده و داستانش بر اساس منطقی مشخص حرکت کنه.

منطقی که به خواننده اجازه سرمایه گذاری در داستان رو میده.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
کلید هفتم دیالوگ ها و زبان نویسنده اند.

زبانی روان ذهن خواننده شما رو خسته نمی کنه و دیالوگ های قوی باعث میشه که داستان شما واقعی تر جلوه کنه.

دیالوگ هایی که نه فقط برای جلو بردن داستان بلکه برای عمق دادن به شخصیت کاراکترهای شما، دیدگاه هاشون به دنیای اطراف و طرز فکرشون ساخته میشند به کاراکترهای شما اجازه میدند تا جملات به یادمادنی به وجود بیاند.

#آموزش_نویسندگی
@FantasyLibrary
تفاوت بین Great sword و Long sword

این سری پست مربوط به مقایسه دو شمشیر متعلق به قرون وسطی هست که عموما تفکیکشون کمی دشواره. این دو شمشیر (long sword و great sword) اغلب به جای همدیگه اشتباه گرفته می شن، تا جایی که خیلی وقت ها Long sword ها با اسم Great sword به فروش میرسن و به نظر میرسه هیچ فاکتور دقیقی برای تمییز دادشون از هم وجود نداره، در حالی که اینطور نیست.

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
عده ی زیادی تفاوت این دو شمشیر رو در نیم رخ (!) اون ها می بینن. به این صورت که Great sword دو لبه ی کوچیک نزدیک به دسته روی تیغه ش داره (مطابق تصویر). ولی لزوما این ویژگی دال بر Great sword بودن نمیشه. تفاوت اصلی بین این دو شمشیر کاربرد و نحوه مبارزه با اون هاست (که با توجه به این که امروزه استفاده نمیشن، ناآگاهی از تفاوتشون رو میتونه تا حدودی توجیه کنه).

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
همون طور که ممکنه به ذهن هر کسی برسه، چیزی که اینجا تفاوت رو تعیین میکنه در اصل همون سایز و اندازه شمشیر هاست. ولی "نحوه" ی تعیین بر اساس اندازه چیزیه که شاید همه ندونن.

اولین چیزی که شایان ذکره اینه که Great sword، اندازه ش به طوریه که اگه شخص بخواد در مبارزه از روش های مبارزه با شمشیر استفاده کنه، به خاطر اندازه ی شمشیر، با مشکل مواجه میشه و عملا نمی تونه مبارزه کنه.

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
اندازه ی این شمشیر باعث میشه که روش مبارزه ی مناسبش مشابه روش مبارزه با نیزه باشه در واقع Great sword از نظر عملکرد و استفاده، اصلا شمشیر نیست.

برای تفکیک Long sword از Great sword باید این سوال رو مطرح کرد که چه وقتی یک Long sword، اون قدر بلند میشه که دیگه نمی شه ازش به عنوان یه شمشیر استفاده کرد؟

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
برای پاسخ دادن به این سوال سه روش هست که کاربرد شمشیر رو تعیین می کنه:

1. شمشیر با غلاف به کمر بسته بشه و شخص بتونه اون رو با یک دست و بدون مشکل از غلاف بیرون بکشه،

2. در حالتی که شخص دستش رو موازی زمین نگه داشته و شمشیر رو به دست داره، شمشیر به زمین نرسه و بشه اون رو آزادانه چرخوند،

3. در حالتی که شمشیر در یک دست قرار داره، بشه دست مخالف رو دور تر از طول شمشیر برد.

اگه این سه حالت برقرار باشن، شمشیری که در دست شخص قرار داره یک Long sword هست و میشه تکنیک های مبارزه با شمشیر رو با اون پیاده کرد.

در صورتی که شمشیر اونقدر بلند باشه که نشه سه مورد بالا رو انجام داد، شمشیر یک Great sword ئه و برای مبارزه درست با اون باید از روش های متفاوتی استفاده بشه.

#GreatSword_vs_LongSword
#medieval_ages
#قرون_وسطی
@FantasyLibrary
سفر به غرب | قسمت اول

داستان سفر به غرب پر از نمادگرایی و مفاهیم ادبی و تعدادی کاراکتر بسیار تاثیرگذاره که به عقیده‌ی بسیاری، به‌یادماندنی‌ترینشون #سان_ووکنگ (Sun Wukong)، میمون‌شاهِ بدجنس و شیطونه. مهم‌ترین شخصیت برگرفته از سان ووکُنگ تو دنیای مدرن، احتمالا سان گوکو (Son Goku) تو دراگون‌بال‌ـه که بسیار شبیه به میمون‌شاه طراحی شده اما تاثیر سان ووکنگ به انیمه محدود نمی‌شه و تو بسیاری از جاهای دیگه هم وجود داره و جالب‌تر می‌شه که بدونید علی‌رغم همه‌ی این‌ها، میمون‌شاه شخصیت اصلی این داستان نیست. مهم‌ترین شخصیت داستان سفر به غرب که #شوان‌زانگ (Xuanzang)ـه، اونقدر مهمه که تا ۷ فصل کتاب خبری ازش نمی‌شه. پس تا اون موقع، ما به زندگی سان ووکنگ می‌پردازیم و این‌که چطور عزمشو جزم کرد که یه‌تنه عزت تک‌تک خدایانِ سه مذهب بزرگ چین رو بشوره و بذاره کنار.

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
داستان از کوهستان گل‌میوه‌ای شروع می‌شه، یه جزیره‌ی بهشتی پر از اژدها، پرنده‌های جادویی، درختان هلوی جاودان و یه سنگ خیلی خیلی بزرگ. تا دیر نشده توجهتون رو به این سنگ جمع می‌کنم چون همین الان قراره یه ژانگولربازی جادویی دربیاره. اجی مجی لاترجی؛ سنگ از وسط می‌شکنه و به دو نیم می‌شه، کلی گردوخاک به پا می‌کنه و چند لحظه بعد، یه چیز جدید از داخلش پدیدار می‌شه، یه... سنگِ دیگه!
اما نه، این یکی سنگ خاصه. یه تخم سنگیه (سنگ، نه سگ) و انگار از لحاظِ داشتن خاصیت‌های جادویی انفجاری به باباش رفته، چون بعد از یک دقیقه صرفا وجود داشتن، ناگهان تبدیل می‌شه به یه میمون سنگی. این میمون سنگی درسته که تازه سر از تخم درآورده، اما هرچی باشه ادب و احترام حالیش می‌شه بنابراین در چهار جهت به روش سامورایی تعظیم می‌کنه. حین این عمل، چشم‌های لیزریش به طور کاملا اتفاقی و سهوی فعال می‌شه و وقتی برق نافذ چشم‌هاش می‌ره یه راست تا خود قصر امپراطور یشم، یاروی رییس بهشت، یه سری خساراتی به جا می‌ذاره اما خب بلاخره سهوی بوده و خطای میمونی حساب می‌شه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
میمون سنگی ما میره پیش میمون‌های غیرسنگی و حسابی باهاشون قاطی می‌شه. یه روز تصمیم می‌گیرن که رد رودخونه‌ی موردعلاقه‌شون رو تا سرچشمه‌اش بگیرن و می‌رسن به یه آبشار عظیم و باشکوه. بین خودشون می‌گن که ای کاش فقط یکی‌مون اون قدر جیگر داشت که طی یه حرکت انفجاری بپره توی آبشار و ببینیم چی میشه. هر کی این‌کارو بکنه می‌کنیمش میمون‌شاه.»
میمون‌ سنگی هم طبق معمول تا اسم حرکت انفجاری می‌شنوه، می‌پره تو آبشار. اون ور آبشار، غار دلپذیری وجود داره که توش پل زدن و اون‌ور پل، یه عمارت سنگیه پر از انواع و اقسام نعمت‌های دنیوی. میمون‌ها هم طبیعتا خوششون می‌آد و همگی باروبندیل رو جمع‌ می‌کنن تا برن تو غار بهشتی‌ای که تازه کشف کردن ساکن بشن.
میمون سنگی هم به خاطر این دستاوردش به طور رسمی تاج‌گذاری می‌کنه و می‌شه میمون‌شاه.
#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary
ملت میمونی کوهستان گل‌میوه‌ای صدها سال به خوبی و خوشی زندگی می‌کنن تا این‌که یه روز، میمون‌شاه دچار بحران اگزیستانسیالیستی می‌شه و گیلگمش‌بازی درمی‌آره و خودش رو طی ماموریتی می‌فرسته دنبال راز جاودانگی.
نه سال بعد و دو قاره اون‌ورتر، با حکیم دائوئیست جاودانی آشنا می‌شه که روی نوک قله‌ای به اسم «قلب ‌و ‌ذهن»، داخل غاری به نام «ماه کج و سه ستاره» زندگی می‌کنه (اسم آسون‌تر نبود؟) حکیم جاودان یعنی #سوبودی (Subodhi) میمون‌شاه رو به مریدی می‌پذیره و اسمش رو می‌ذاره سان ووکنگ که به لیست بلندبالایی از صفات بسیار پیچیده اشاره داره اما به طور خلاصه، یعنی «میمونی که به پوچی رسیده».

#سفر_به_غرب
#اساطیر_ملل
@FantasyLibrary