#most_common_writing_mistakes
#رایج_ترین_اشتباه_ها_در_نوشتن
#قسمت_دوم
❗️طرح های پیچیده
✅2- مسائل را بیش از حد پیچیده نکنید.
مشکل طرح های پیچیده معمولا تا کتاب های دوم یا سوم نویسنده ها دیده می شود. چون با وجود تجربه کمی که به دست آورده اند، می خواهندداستان هایی با ساختار پیچیده بنویسند. آن ها نمی خواهند یک داستان ساده بنویسند و گمان می کنند که تنها یک داستان پیچیده قابل تحسین است؛ بنابراین بدون این که دلیل قانع کننده ای داشته باشند، سعی در نگارش طرح های پیچیده دارند. آن ها از مسیر نگارش مورد نظر خود خارج می شوند تا داستان هایی با طرح هایی با ماجراهای پیچیده و تعداد زیادی کاراکتر خلق کنند.
این موارد هیچ کدام به تنهایی مشکلی ندارند و می توانند در کنار یکدیگر داستانی هایی فوق العاده پدید آورند؛ اما فقط زمانی که درست و به جا استفاده شوند و به پیشرفت داستان کمک کنند.
یک نویسنده خوب فراموش نمی کند که سادگی بهترین انتخاب است. سادگی یعنی نویسنده خود و داستانش را می شناسد و ساده ترین راه را برای رسیدن از ابتدا به انتهای داستان می داند. یک نویسنده خوب وقتی ساده نوشتن را به خوبی یاد می گیرد و به آن مسلط می شود، قادر خواهد بود تا طرح های پیچیده با ماجراهای متعدد و شخصیت های متعدد را خلق کند و حاصل کارش یک داستان پیچیده باشد. در این صورت یک طرح پیچیده علیرغم جزییات و پیچیدگی ابهام برانگیز نخواهد بود و به طور شفاف با مخاطب ارتباط برقرار می کند.
❗️نتیجه گیری
داستان نویسی را با قصد نوشتن یک داستان پیچیده آغاز نکنید. داستان تان را بنویسید و همیشه این چند سوال ساده را از خودتان بپرسید:
-آیا می توانم این داستان را ساده تر کنم؟
-آیا اضافه کردن یک داستان فرعی تم اصلی داستان را قوی تر می کند، یا باعث گسست آن و عدم تمرکز روی داستان اصلی می شود؟
-آیا این نوع نگارش موجب درک عمیق تر خواننده از داستان خواهد شد؟
✅3- آیا خواننده را با حس آشفتگی روبرو نمی کنید؟
زمانی که می خواهید لحن کلی و شیوه نزدیک شدن شخصیت اصلی به داستان را بسنجید، هدف شما باید بیان پیچیده ترین داستان به ساده ترین شکل ممکن باشد.
روشی که با آن صحنه ها، کاراکترها و ریتم را تنظیم می کنید بر حس کلی داستان تاثیر می گذارد. کاراکتر های متعدد و ریتم سریع ممکن است به ایجاد حس آشفتگی منجر شود.
در نوشتن یک داستان همواره یک قدم به عقب برگردید و به تصور کلی منتقل شده نگاه کنید. زمانی که تصوری کاملا واضح از عناصر کلیدی داستان به دست آوردید، می توانید درباره ی کوچک ترین نکات و کارکرد آن ها در بالا بردن یا تخریب اثر یکپارچه ای که سعی در ایجاد آن دارید، اظهار نظر کنید.
از شلوغی پرهیز کنید. حتی اگر همه پیچیدگی ها منطقی باشد، با هجوم پشت سر هم اطلاعات به سوی خواننده باعث می شوید تا سرگیجه بگیرند. هر چند به این معنی نیست که باید همه چیز را حذف کنید؛ بلکه به تعادل صحنه ها در ساختار داستان توجه کنید.
نکته مهم دیگر این که به تکامل عکس العمل های احساسی کاراکتر ها توجه کنید. در یک طرح موفق باید برای هر عمل، عکس المعلی منطقی از سوی کاراکتر وجود داشته باشد.
❗️نتیجه گیری:
مراقب حسی کلی - که در تصور کلی داستان خلق می کنید - باشید. نویسنده ها خیلی راحت در جزییات داستان غرق می شوند تا جایی که که فکر می کنند دقیقا تاثیر مورد نظر خود را بر خواننده ایجاد می کنند، در حالی که تنها با چند انتخاب اشتباه می توانند باعث ایجاد حسی کاملا متفاوت شوند.
‼️در نهایت مشکل طرح های بیش از حد پیچیده، در واقع مشکل نویسنده هایی است که در درک داستانشان ناتوان اند یا درک کاملی از آن ندارند. یاد بگیرید داستان خود را بفهمید و شناسایی تم و داستان اصلی بیاموزید و بدانید چطور با ترکیب تکنیک های درست آن ها را بر صحفه کاغذ بیاورید.😉
#writing📝
@fantasylibrary📚
#رایج_ترین_اشتباه_ها_در_نوشتن
#قسمت_دوم
❗️طرح های پیچیده
✅2- مسائل را بیش از حد پیچیده نکنید.
مشکل طرح های پیچیده معمولا تا کتاب های دوم یا سوم نویسنده ها دیده می شود. چون با وجود تجربه کمی که به دست آورده اند، می خواهندداستان هایی با ساختار پیچیده بنویسند. آن ها نمی خواهند یک داستان ساده بنویسند و گمان می کنند که تنها یک داستان پیچیده قابل تحسین است؛ بنابراین بدون این که دلیل قانع کننده ای داشته باشند، سعی در نگارش طرح های پیچیده دارند. آن ها از مسیر نگارش مورد نظر خود خارج می شوند تا داستان هایی با طرح هایی با ماجراهای پیچیده و تعداد زیادی کاراکتر خلق کنند.
این موارد هیچ کدام به تنهایی مشکلی ندارند و می توانند در کنار یکدیگر داستانی هایی فوق العاده پدید آورند؛ اما فقط زمانی که درست و به جا استفاده شوند و به پیشرفت داستان کمک کنند.
یک نویسنده خوب فراموش نمی کند که سادگی بهترین انتخاب است. سادگی یعنی نویسنده خود و داستانش را می شناسد و ساده ترین راه را برای رسیدن از ابتدا به انتهای داستان می داند. یک نویسنده خوب وقتی ساده نوشتن را به خوبی یاد می گیرد و به آن مسلط می شود، قادر خواهد بود تا طرح های پیچیده با ماجراهای متعدد و شخصیت های متعدد را خلق کند و حاصل کارش یک داستان پیچیده باشد. در این صورت یک طرح پیچیده علیرغم جزییات و پیچیدگی ابهام برانگیز نخواهد بود و به طور شفاف با مخاطب ارتباط برقرار می کند.
❗️نتیجه گیری
داستان نویسی را با قصد نوشتن یک داستان پیچیده آغاز نکنید. داستان تان را بنویسید و همیشه این چند سوال ساده را از خودتان بپرسید:
-آیا می توانم این داستان را ساده تر کنم؟
-آیا اضافه کردن یک داستان فرعی تم اصلی داستان را قوی تر می کند، یا باعث گسست آن و عدم تمرکز روی داستان اصلی می شود؟
-آیا این نوع نگارش موجب درک عمیق تر خواننده از داستان خواهد شد؟
✅3- آیا خواننده را با حس آشفتگی روبرو نمی کنید؟
زمانی که می خواهید لحن کلی و شیوه نزدیک شدن شخصیت اصلی به داستان را بسنجید، هدف شما باید بیان پیچیده ترین داستان به ساده ترین شکل ممکن باشد.
روشی که با آن صحنه ها، کاراکترها و ریتم را تنظیم می کنید بر حس کلی داستان تاثیر می گذارد. کاراکتر های متعدد و ریتم سریع ممکن است به ایجاد حس آشفتگی منجر شود.
در نوشتن یک داستان همواره یک قدم به عقب برگردید و به تصور کلی منتقل شده نگاه کنید. زمانی که تصوری کاملا واضح از عناصر کلیدی داستان به دست آوردید، می توانید درباره ی کوچک ترین نکات و کارکرد آن ها در بالا بردن یا تخریب اثر یکپارچه ای که سعی در ایجاد آن دارید، اظهار نظر کنید.
از شلوغی پرهیز کنید. حتی اگر همه پیچیدگی ها منطقی باشد، با هجوم پشت سر هم اطلاعات به سوی خواننده باعث می شوید تا سرگیجه بگیرند. هر چند به این معنی نیست که باید همه چیز را حذف کنید؛ بلکه به تعادل صحنه ها در ساختار داستان توجه کنید.
نکته مهم دیگر این که به تکامل عکس العمل های احساسی کاراکتر ها توجه کنید. در یک طرح موفق باید برای هر عمل، عکس المعلی منطقی از سوی کاراکتر وجود داشته باشد.
❗️نتیجه گیری:
مراقب حسی کلی - که در تصور کلی داستان خلق می کنید - باشید. نویسنده ها خیلی راحت در جزییات داستان غرق می شوند تا جایی که که فکر می کنند دقیقا تاثیر مورد نظر خود را بر خواننده ایجاد می کنند، در حالی که تنها با چند انتخاب اشتباه می توانند باعث ایجاد حسی کاملا متفاوت شوند.
‼️در نهایت مشکل طرح های بیش از حد پیچیده، در واقع مشکل نویسنده هایی است که در درک داستانشان ناتوان اند یا درک کاملی از آن ندارند. یاد بگیرید داستان خود را بفهمید و شناسایی تم و داستان اصلی بیاموزید و بدانید چطور با ترکیب تکنیک های درست آن ها را بر صحفه کاغذ بیاورید.😉
#writing📝
@fantasylibrary📚
#booktweet 📙
📚کتاب ها بودند که به من کمک کردند تا از باتلاق جهل بیرون آیم، وگرنه نابود می شدم.
@fantasylibrary🧜♂
📚کتاب ها بودند که به من کمک کردند تا از باتلاق جهل بیرون آیم، وگرنه نابود می شدم.
@fantasylibrary🧜♂
✂️ #برشی_از_متن
🖋 #مری_لو
📖 #برگزیدگان_جوان
🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏
"بکشش."
باگیجی، پروانه را زیر شستم خرد میکنم. قبل از اینکه ثابت بماند، لاشهی له ولوردهاش روی پوستم تکان تکان میخورد.
ویولتا گریه میکند.
پدر یکی از دستانم را در دستش میگرد:" خیلی خوب است آدلینا.خوشم میآید وقتی خودِ واقعیت را میپذیری. از این کار لذت بردی؟"
شروع به تکان دادن سرم میکنم، اما چشمانش مرا بر جایم خشک میکند. او میخواهد از من چیزی بیرون بکشد که من نمیدانم چطور آنرا به او بدهم.
توام سرم به موافقت تبدیل میشود. بله، از آن لذت بردم. خیلی خوشم آمد. هر چه تو را خوشحال کُند خواهم گفت، فقط به من آسیبی نرسان.
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎
🔍 مطالب مشابه را در کانال ما بیابید 🔎
👉 ✨ @FantasyLibrary ✨
🖋 #مری_لو
📖 #برگزیدگان_جوان
🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏
"بکشش."
باگیجی، پروانه را زیر شستم خرد میکنم. قبل از اینکه ثابت بماند، لاشهی له ولوردهاش روی پوستم تکان تکان میخورد.
ویولتا گریه میکند.
پدر یکی از دستانم را در دستش میگرد:" خیلی خوب است آدلینا.خوشم میآید وقتی خودِ واقعیت را میپذیری. از این کار لذت بردی؟"
شروع به تکان دادن سرم میکنم، اما چشمانش مرا بر جایم خشک میکند. او میخواهد از من چیزی بیرون بکشد که من نمیدانم چطور آنرا به او بدهم.
توام سرم به موافقت تبدیل میشود. بله، از آن لذت بردم. خیلی خوشم آمد. هر چه تو را خوشحال کُند خواهم گفت، فقط به من آسیبی نرسان.
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎
🔍 مطالب مشابه را در کانال ما بیابید 🔎
👉 ✨ @FantasyLibrary ✨
#DC_Comics 💪🦸🏻♀️
#Bat_Family 🦇👨👦👦
ناااااانتس اینگونیاااااااما باگیتی بابا🦁
(بر فراز پراید راک ایستاده و شاهزاده دیمون وین را به همگان عرضه می کند)
🔔 #having_fun 😂
✨| @FantasyLibrary |🐉
#Bat_Family 🦇👨👦👦
ناااااانتس اینگونیاااااااما باگیتی بابا🦁
(بر فراز پراید راک ایستاده و شاهزاده دیمون وین را به همگان عرضه می کند)
🔔 #having_fun 😂
✨| @FantasyLibrary |🐉
✂️ #برشی_از_متن
🖋 #کتاب_کوچک_ارواح
📖 #پیاماریا_وس
🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏
معلم: کدام یک از شما میتواند بگوید حیوانات بزرگ ماقبل تاریخ، مثل دایناسورها چه میخوردند؟
شاگرد: با توجه به چیزهایی که ما در موزه دیدهایم، هیچچیز نمیخوردند، چون خیلی استخوانی بودند!
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎
🔍 مطالب مشابه را در کانال ما بیابید 🔎
👉 ✨ @FantasyLibrary ✨
🖋 #کتاب_کوچک_ارواح
📖 #پیاماریا_وس
🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏
معلم: کدام یک از شما میتواند بگوید حیوانات بزرگ ماقبل تاریخ، مثل دایناسورها چه میخوردند؟
شاگرد: با توجه به چیزهایی که ما در موزه دیدهایم، هیچچیز نمیخوردند، چون خیلی استخوانی بودند!
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎
🔍 مطالب مشابه را در کانال ما بیابید 🔎
👉 ✨ @FantasyLibrary ✨
✳️#معرفی_کتاب
📚
#the_infinite_noise
#طنین_بینهایت
✍🏻اثر:
#Lauren_shippen
#لارن_شیپن
• The infinite noise by Lauren Shippen
🥇امتیاز:
4.2/5
🗓سال انتشار:
2019
✨ژانر:
#fantasy
#young_adult
#YA
#LGBT
📝دیگر آثار نویسنده:
• The infinite noise sneak peek
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
کلب مایکلز یه قهرمان فوتبال 16 سالست.بجز این،زندگیش کاملا معمولیه.
اما وقتی کلب شروع به تجربه کردن نوسان توی اخلاق میکنه که برای یه نوجوون هم عادی به حساب نمیان،زندگیش از حالت عادی خارج میشه...
کلب یه استثناست.اون غیر معموله،کسی که توانایی های پیشرفته ای داره.
تا اینجا به نظر باحال میاد،ولی توانایی کلب انتقال احساسات و همدلی شدیده.
اون میتونه احساسات همه ی کسانی که اطرافشن رو حس کنه.
'هم فکر' بودن توی دبیرستان به اندازه ی کافی سخت هست،ولی زندگی کلب باز هم پیچیده تر میشه وقتی همش به سمت احساسات یکی از هم کلاسیاش،آدام، جذب میشه.
احساسات آدام بزرگ و همچنین تحلیل رفته ان،ولی جوری احساساتش با احساسات خود کلب در هم امیخته میشن که اون نمیتونه بفهمه.
تراپیست کلب،دکتر برایت،بهش پیشنهاد میده تا با دوستی با آدام،این ارتباط رو بیشتر بفهمه.
وقتی کلب و آدام به تدریج به هم نزدیک تر میشن،کلب چیز های بیشتری راجع به تواناییش،تراپیستش که به نظر خیلی بیشتر از چیزی که میگه میدونه، و اینکه زندگی چقدر برای یه غیر معمول میتونه خطرناک باشه یاد میگیره...
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#کتاب_انگلیسی
♡join us:@fantasylibrary
📚
#the_infinite_noise
#طنین_بینهایت
✍🏻اثر:
#Lauren_shippen
#لارن_شیپن
• The infinite noise by Lauren Shippen
🥇امتیاز:
4.2/5
🗓سال انتشار:
2019
✨ژانر:
#fantasy
#young_adult
#YA
#LGBT
📝دیگر آثار نویسنده:
• The infinite noise sneak peek
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
کلب مایکلز یه قهرمان فوتبال 16 سالست.بجز این،زندگیش کاملا معمولیه.
اما وقتی کلب شروع به تجربه کردن نوسان توی اخلاق میکنه که برای یه نوجوون هم عادی به حساب نمیان،زندگیش از حالت عادی خارج میشه...
کلب یه استثناست.اون غیر معموله،کسی که توانایی های پیشرفته ای داره.
تا اینجا به نظر باحال میاد،ولی توانایی کلب انتقال احساسات و همدلی شدیده.
اون میتونه احساسات همه ی کسانی که اطرافشن رو حس کنه.
'هم فکر' بودن توی دبیرستان به اندازه ی کافی سخت هست،ولی زندگی کلب باز هم پیچیده تر میشه وقتی همش به سمت احساسات یکی از هم کلاسیاش،آدام، جذب میشه.
احساسات آدام بزرگ و همچنین تحلیل رفته ان،ولی جوری احساساتش با احساسات خود کلب در هم امیخته میشن که اون نمیتونه بفهمه.
تراپیست کلب،دکتر برایت،بهش پیشنهاد میده تا با دوستی با آدام،این ارتباط رو بیشتر بفهمه.
وقتی کلب و آدام به تدریج به هم نزدیک تر میشن،کلب چیز های بیشتری راجع به تواناییش،تراپیستش که به نظر خیلی بیشتر از چیزی که میگه میدونه، و اینکه زندگی چقدر برای یه غیر معمول میتونه خطرناک باشه یاد میگیره...
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#کتاب_انگلیسی
♡join us:@fantasylibrary
Telegram
attach 📎