#booktweet 📕
📚انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد!
اگر درونت پر از خشم، نفرت،خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای ديگر است ، بدان که هيچگاه چيزی را نياموختهای و هنوز رشد نکردهای...
کريشنا مورتی
@Fantasylibrary🧜♂
📚انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد!
اگر درونت پر از خشم، نفرت،خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای ديگر است ، بدان که هيچگاه چيزی را نياموختهای و هنوز رشد نکردهای...
کريشنا مورتی
@Fantasylibrary🧜♂
✂️ #برشی_از_متن
🖋 #سزار_آیرا
📖 #شام
🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏
صبح روز بعد از خواب که بیدار شدم دلتنگ بودم دلتنگ بودم پیش از آنکه بدانم دلتنگم. سپس به یادم آمد که یکشنبه است، روزی که گذراندنش برایم از همهی روزها دشوارتر میافتد. افسردگی یکشنبه را از قدیم همه می شناسند و منی که بیکار و بیخانواده بودم و امید آیندهای نداشتم نمیتوانستم افسرده نباشم.
مدتی در رختخواب ماندم. هنوز صبح زود بود؛ حتی نتوانسته بودم تا دیروقت صبح بخوابم، از یک جرعهی شوکران محنت نیز برکنار نمی ماندم.
به یاد آن ضربالمثل کهنهی کاتالونیایی دربارهی سه کاری افتادم که در رختخواب میتوان کرد: دعا به درگاه خداوند، خیالبافی در آینده و خاراندن پشت.
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎
🔍 مطالب مشابه را در کانال ما بیابید 🔎
👉 ✨ @FantasyLibrary ✨
🖋 #سزار_آیرا
📖 #شام
🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏
صبح روز بعد از خواب که بیدار شدم دلتنگ بودم دلتنگ بودم پیش از آنکه بدانم دلتنگم. سپس به یادم آمد که یکشنبه است، روزی که گذراندنش برایم از همهی روزها دشوارتر میافتد. افسردگی یکشنبه را از قدیم همه می شناسند و منی که بیکار و بیخانواده بودم و امید آیندهای نداشتم نمیتوانستم افسرده نباشم.
مدتی در رختخواب ماندم. هنوز صبح زود بود؛ حتی نتوانسته بودم تا دیروقت صبح بخوابم، از یک جرعهی شوکران محنت نیز برکنار نمی ماندم.
به یاد آن ضربالمثل کهنهی کاتالونیایی دربارهی سه کاری افتادم که در رختخواب میتوان کرد: دعا به درگاه خداوند، خیالبافی در آینده و خاراندن پشت.
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎
🔍 مطالب مشابه را در کانال ما بیابید 🔎
👉 ✨ @FantasyLibrary ✨
شاید نیمه ی گمشدتون کتاب باشه...
امروز ۹اوت، روز عاشقان کتاب است. در این روز میتوانید بهترین کتابی را که خواندهاید به دیگران پیشنهاد کنید. به کتابخانه بروید و سری به کتابهای قدیمی بزنید یا دور هم جمع شوید و کتاب بخوانید، یا به هم کتاب هدیه بدهید. ❤️
[ #Fact ] 📋
[ #News #اخبار ] 🗞
[ @Fantasylibrary ] 📚
امروز ۹اوت، روز عاشقان کتاب است. در این روز میتوانید بهترین کتابی را که خواندهاید به دیگران پیشنهاد کنید. به کتابخانه بروید و سری به کتابهای قدیمی بزنید یا دور هم جمع شوید و کتاب بخوانید، یا به هم کتاب هدیه بدهید. ❤️
[ #Fact ] 📋
[ #News #اخبار ] 🗞
[ @Fantasylibrary ] 📚
📌 #شش_راه_برای_نوشتن_اهداف_بهتر_برای_کاراکترها
#character_goals
📌 #قسمت_دوم
3-اهداف بهتر کاراکتر ها "شخصی اند."
عمیق ترین خواسته کاراکتر شدیدا شخصی است؛ اما هنوز بیان آن لازم است، چرا که بسیاری از داستان هایی - که بر اهدافی غیرشخصی تکیه می کنند - از کاراکتر ها برای پیش بردن در داستان استفاده می کنند، در صورتی که این داستان است که باید کاراکتر ها را پیش برد. قانون مهم و اساسی این است که اگر هدف بزرگتر از خود کاراکتر باشد، داستان تحت کنترل است، در حالی که در شرایطی برعکس ( اگر کاراکتر بزرگتر از هدف باشد) کاراکتر است که داستان را پیش می برد.
به همین دلیل نویسنده های باهوش از اهداف بسیار شخصی استفاده می کنند تا کاراکتر ها را در داستان هایی با اهدافی بزرگتر از زندگیشان به دام بیاندازند و یکی از نسخه هایی که استفاده بسیاری از آن صورت گرفته است، رویارویی قهرمان با ضد قهرمان پس از دزدیدن یا به قتل رسیدن یکی از عزیزانش است.
بخشیدن خواسته های ذاتا شخصی به کاراکتر ها، معمولا در درام های کوچکتر اتفاق می افتد؛ اما نه همیشه . بسیاری از داستان های رماتیک باور دارند که "عاشق شدن " هدف واقعی کاراکتر هاست؛ اما اگر کاراکتر اهداف شخصی - که حواسش را پرت و در احتمالا در زندگی عشقیشان مداخله کند- نداشته باشد؛ آنگاه چه چیزی است باعث دور نگه داشته شدن این افراد از هم می شود؟
مخصوصا اگر داستانی می نویسید که در عرصه های بزرگتری همچون درام حماسی است، از خودتان بپرسید آیا کاراکتر شما هدفی شخصی جز برنده شدن جنگ صرفا به این دلیل که برنده شدن انتخابی بهتر از باختن است دارد؟
4-اهداف بهتر "ذاتی و طبیعی اند"
وقتی به کاراکتر ها خواسته ای کوچک، خاص و شخصی می دهید، همچنین باید در نظر بگیرد که این خواسته برای تم و طرح داستان نیز طبیعی باشد. داستان های اکشن و یا رمانتیک معمولا سعی می کنند کشمکش اصلی را با داستانی فرعی که با آن تقابل دارد، ترکیب کنند. مانند عاشق شدن قهرمان یا سروکار داشتن با شرایطی خطرناک دیگر
این داستان های فرعی ضمیمه شده که به ندرت به اندازه داستان اصلی راضی کننده می باشد، دو رو یک سکه اند. اضافه کردن داستانی فرعی - که با داستان اصلی در تضاد است - سناریویی پرمخاطره می سازد که به جدالی برای تصمیم گیری - که مخاطبان از کدام داستان فرعی لذت بیشتری خواهند برد - تبدیل می شود.
زمانی که داستان خود را با مشخص کردن شخصی ترین و خاص ترین خواسته کاراکتر شروع می کنید، راهی برای ورود به طرح داستان خواهید یافت که به طور طبیعی همه عناصر مهم را کنار هم خواهد آورد و آن را به مجموعه ای یکپارچه تبدیل خواهد کرد.
#writing📖
@fantasylibrary📚
#character_goals
📌 #قسمت_دوم
3-اهداف بهتر کاراکتر ها "شخصی اند."
عمیق ترین خواسته کاراکتر شدیدا شخصی است؛ اما هنوز بیان آن لازم است، چرا که بسیاری از داستان هایی - که بر اهدافی غیرشخصی تکیه می کنند - از کاراکتر ها برای پیش بردن در داستان استفاده می کنند، در صورتی که این داستان است که باید کاراکتر ها را پیش برد. قانون مهم و اساسی این است که اگر هدف بزرگتر از خود کاراکتر باشد، داستان تحت کنترل است، در حالی که در شرایطی برعکس ( اگر کاراکتر بزرگتر از هدف باشد) کاراکتر است که داستان را پیش می برد.
به همین دلیل نویسنده های باهوش از اهداف بسیار شخصی استفاده می کنند تا کاراکتر ها را در داستان هایی با اهدافی بزرگتر از زندگیشان به دام بیاندازند و یکی از نسخه هایی که استفاده بسیاری از آن صورت گرفته است، رویارویی قهرمان با ضد قهرمان پس از دزدیدن یا به قتل رسیدن یکی از عزیزانش است.
بخشیدن خواسته های ذاتا شخصی به کاراکتر ها، معمولا در درام های کوچکتر اتفاق می افتد؛ اما نه همیشه . بسیاری از داستان های رماتیک باور دارند که "عاشق شدن " هدف واقعی کاراکتر هاست؛ اما اگر کاراکتر اهداف شخصی - که حواسش را پرت و در احتمالا در زندگی عشقیشان مداخله کند- نداشته باشد؛ آنگاه چه چیزی است باعث دور نگه داشته شدن این افراد از هم می شود؟
مخصوصا اگر داستانی می نویسید که در عرصه های بزرگتری همچون درام حماسی است، از خودتان بپرسید آیا کاراکتر شما هدفی شخصی جز برنده شدن جنگ صرفا به این دلیل که برنده شدن انتخابی بهتر از باختن است دارد؟
4-اهداف بهتر "ذاتی و طبیعی اند"
وقتی به کاراکتر ها خواسته ای کوچک، خاص و شخصی می دهید، همچنین باید در نظر بگیرد که این خواسته برای تم و طرح داستان نیز طبیعی باشد. داستان های اکشن و یا رمانتیک معمولا سعی می کنند کشمکش اصلی را با داستانی فرعی که با آن تقابل دارد، ترکیب کنند. مانند عاشق شدن قهرمان یا سروکار داشتن با شرایطی خطرناک دیگر
این داستان های فرعی ضمیمه شده که به ندرت به اندازه داستان اصلی راضی کننده می باشد، دو رو یک سکه اند. اضافه کردن داستانی فرعی - که با داستان اصلی در تضاد است - سناریویی پرمخاطره می سازد که به جدالی برای تصمیم گیری - که مخاطبان از کدام داستان فرعی لذت بیشتری خواهند برد - تبدیل می شود.
زمانی که داستان خود را با مشخص کردن شخصی ترین و خاص ترین خواسته کاراکتر شروع می کنید، راهی برای ورود به طرح داستان خواهید یافت که به طور طبیعی همه عناصر مهم را کنار هم خواهد آورد و آن را به مجموعه ای یکپارچه تبدیل خواهد کرد.
#writing📖
@fantasylibrary📚
📌 #شش_راه_برای_نوشتن_اهداف_بهتر_برای_کاراکترها
#character_goals
📌 #قسمت_سوم
5-اهداف بهتر "خود ویرانگر اند."
جالب توجه ترین خواسته کاراکتر ها هیچ وقت سرراست نیستند. چرا که اگر باشند در همان فصل اول به سر انجام می رسند. به همین دلیل بین همه راه های موجود برای استفاده از خواسته کاراکتر جهت ایجاد کشکمش یکی از قدرتمند ترین آن ها انتخاب خواسته ایست که ذاتا یا حداقل بالقوه خودویرانگر می باشد.
نه تنها این نقطه ای برای شروع تمام قوس های کاراکتر است؛ بلکه وقتی کاراکتر چیزی خطرناک و به دلایلی خوب آن را می خواهد. راهی خوب برای جذب مخاطب محسوب می شود.
مثال ساده این نکته داستان مردی است می خواهد در جنگ شرکت کند تا از کشورش دفاع کند؛ اما ما همچنین می دانیم که با این کار حکم مرگش را امضا کرده است.
مهم است که توجه داشته باشیم اگر کاراکتر روی لبه تیغ انتخابی - که احتملا خود ویرانگر است - ایستاده است، خواننده باید با او همدلی کند. اگر خواننده احساس کند که کاراکتر صرفا آنقدر احمق است که نمی تواند تصمیم بهتری بگیرد، جذب درام پس از آن نخواهد شد. او در هر مرحله باید متوجه باشد که چرا کاراکتر حاضر است ریسک هایی چنین بزرگ را برای دست یافتن به خواسته انجام دهد.
6-اهداف بهتر "دروغ محور اند."
دروغی که کاراکتر باور دارد، مرکز تم و قوس شخصیتی است. در هسته دروغ چیزی که کاراکتر می خواهد وجود دارد که معمولا در تقابل با چیزیست که او نیاز دارد.
این باعث به وجود آمدن موقعیت های بسیار برای هدافی می شود که به جلو بردن طرح کمک می کنند.
دلیلی که ما دوست داریم تلاش کاراکتر را برای دست یابی به خواسته ای احتمالا خودویرانگر را ببینیم این است که این خواسته ها همیشه موفق می شوند به نقاطی در درون کاراکتر فشار وارد کنند. این علامت هایی از شروع تغییر اند. اگر این فشار به مقدار کافی قوی باشد دگرگونی اتفاق خواهد افتاد. این همیشه بخشی مهم از همه داستان های خوب است.
وقتی به دنبال جنبه های خود ویرانگرا خواسته کاراکترتان می گردید به موارد زیر توجه کنید:
-کدام دروغ پنهان ممکن است تحریک کننده انگیزه یا هدف کاراکتر باشد؟
-آیا کاراکتر بر این دروغ غالب می شود و از ویرانگری آن اجتناب می کند؟
-یا با آن رو به رو شده و از ویرانه های آن بر می خیزد؟
-یا او تسلیم ویرانه های پنهان خواسته خود می شود؟
#writing📖
@fantasylibrary📚
#character_goals
📌 #قسمت_سوم
5-اهداف بهتر "خود ویرانگر اند."
جالب توجه ترین خواسته کاراکتر ها هیچ وقت سرراست نیستند. چرا که اگر باشند در همان فصل اول به سر انجام می رسند. به همین دلیل بین همه راه های موجود برای استفاده از خواسته کاراکتر جهت ایجاد کشکمش یکی از قدرتمند ترین آن ها انتخاب خواسته ایست که ذاتا یا حداقل بالقوه خودویرانگر می باشد.
نه تنها این نقطه ای برای شروع تمام قوس های کاراکتر است؛ بلکه وقتی کاراکتر چیزی خطرناک و به دلایلی خوب آن را می خواهد. راهی خوب برای جذب مخاطب محسوب می شود.
مثال ساده این نکته داستان مردی است می خواهد در جنگ شرکت کند تا از کشورش دفاع کند؛ اما ما همچنین می دانیم که با این کار حکم مرگش را امضا کرده است.
مهم است که توجه داشته باشیم اگر کاراکتر روی لبه تیغ انتخابی - که احتملا خود ویرانگر است - ایستاده است، خواننده باید با او همدلی کند. اگر خواننده احساس کند که کاراکتر صرفا آنقدر احمق است که نمی تواند تصمیم بهتری بگیرد، جذب درام پس از آن نخواهد شد. او در هر مرحله باید متوجه باشد که چرا کاراکتر حاضر است ریسک هایی چنین بزرگ را برای دست یافتن به خواسته انجام دهد.
6-اهداف بهتر "دروغ محور اند."
دروغی که کاراکتر باور دارد، مرکز تم و قوس شخصیتی است. در هسته دروغ چیزی که کاراکتر می خواهد وجود دارد که معمولا در تقابل با چیزیست که او نیاز دارد.
این باعث به وجود آمدن موقعیت های بسیار برای هدافی می شود که به جلو بردن طرح کمک می کنند.
دلیلی که ما دوست داریم تلاش کاراکتر را برای دست یابی به خواسته ای احتمالا خودویرانگر را ببینیم این است که این خواسته ها همیشه موفق می شوند به نقاطی در درون کاراکتر فشار وارد کنند. این علامت هایی از شروع تغییر اند. اگر این فشار به مقدار کافی قوی باشد دگرگونی اتفاق خواهد افتاد. این همیشه بخشی مهم از همه داستان های خوب است.
وقتی به دنبال جنبه های خود ویرانگرا خواسته کاراکترتان می گردید به موارد زیر توجه کنید:
-کدام دروغ پنهان ممکن است تحریک کننده انگیزه یا هدف کاراکتر باشد؟
-آیا کاراکتر بر این دروغ غالب می شود و از ویرانگری آن اجتناب می کند؟
-یا با آن رو به رو شده و از ویرانه های آن بر می خیزد؟
-یا او تسلیم ویرانه های پنهان خواسته خود می شود؟
#writing📖
@fantasylibrary📚
✳️#معرفی_کتاب
📚
#The_setting_sun
#شایو
✍🏻اثر :
#Osamu_Dazai
#اوسامو_دازای
• The setting sun
• By Osamu Dazai
🥇امتیاز: 3.8
🗓 سال انتشار: 1947
✨ ژانر:
#fiction
📝دیگر آثار نویسنده:
Pandora's box
School girl
Otogi-zôshi
No longer human
Run,Melos!
📙آثار پیشنهادی مشابه:
The wild geese
Fires on the plain
Black rain
Tales of moonlight and rain
The lake
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
کتاب شایو زندگی تلخ خانوادهای را بعد از جنگ ژاپن در فصلهایی با نامهای «مار»، «آتش»، «گلهای شب بو»، «نامهها»، «بانوی من»، «افتاد مشکلها»، «وصیتنامه» و «قربانیان» روایت میکند. راوی داستان کازوکو دختر خانواده است. زنی مطلقه که پدرش مرده و برادرش به جنگ رفته و مدتهاست از او بی خبرند. حال او تنهایی از مادر مریضش مراقبت میکند. و تا زمانی که برادرش نائوجی برمیگردد ما شاهد سختیهایی هستیم که کازوکو با مادرش متحمل میشوند.
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#کتاب_انگلیسی
♡join us: @fantasylibrary
📚
#The_setting_sun
#شایو
✍🏻اثر :
#Osamu_Dazai
#اوسامو_دازای
• The setting sun
• By Osamu Dazai
🥇امتیاز: 3.8
🗓 سال انتشار: 1947
✨ ژانر:
#fiction
📝دیگر آثار نویسنده:
Pandora's box
School girl
Otogi-zôshi
No longer human
Run,Melos!
📙آثار پیشنهادی مشابه:
The wild geese
Fires on the plain
Black rain
Tales of moonlight and rain
The lake
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
کتاب شایو زندگی تلخ خانوادهای را بعد از جنگ ژاپن در فصلهایی با نامهای «مار»، «آتش»، «گلهای شب بو»، «نامهها»، «بانوی من»، «افتاد مشکلها»، «وصیتنامه» و «قربانیان» روایت میکند. راوی داستان کازوکو دختر خانواده است. زنی مطلقه که پدرش مرده و برادرش به جنگ رفته و مدتهاست از او بی خبرند. حال او تنهایی از مادر مریضش مراقبت میکند. و تا زمانی که برادرش نائوجی برمیگردد ما شاهد سختیهایی هستیم که کازوکو با مادرش متحمل میشوند.
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#کتاب_انگلیسی
♡join us: @fantasylibrary
Telegram
attach 📎
#booktweet📘
📚هرگز و هیچگاه نباید با رفتاری ناشیانه به پسر بچهای که مشغول خواندن داستانی هیجان انگیز است فهماند که باید کتابش را رها کند و برود بخوابد.
این جمله از آن کافکا است فرانتس کوچکی که پدرش ترجیح داد که او شبهای عمرش را به حساب کردن بگذراند.
🚩 دنیل پناک نویسنده کتاب همچون یک داستان
@Fantasylibrary🧜♂
📚هرگز و هیچگاه نباید با رفتاری ناشیانه به پسر بچهای که مشغول خواندن داستانی هیجان انگیز است فهماند که باید کتابش را رها کند و برود بخوابد.
این جمله از آن کافکا است فرانتس کوچکی که پدرش ترجیح داد که او شبهای عمرش را به حساب کردن بگذراند.
🚩 دنیل پناک نویسنده کتاب همچون یک داستان
@Fantasylibrary🧜♂
#Kazuo_Ishiguro 🙌🏻
#معرفی_نویسنده ✨✏️
📓📘📗📔📙📕
کازوئو ایشیگورو در تاریخ ۸ نوامبر ۱۹۵۴ در ناگازاکی ژاپن به دنیا اومد.🇯🇵 پدرش یک اقیانوسشناس بود 🌊 و بخاطر کارش وقتی کازوئو ۵ ساله بود به بریتانیای کبیر نقل مکان کردن✈️ و ایشون تا ۳۰ سال بعد هم به ژاپن برنمیگردن؛ 🏚حتی به گفتهی خودشون ژاپنی که در دو تا کتاب اول توصیف میکنن زادهی تخیل بوده.🎑👘✨ کازوئو بعد از تمام کردن دوران دبیرستان یک سال رو به آمریکا و کاناداگردی میگذرونه🎒🌉🗽 و از این سفر خاطره برمیداره و در همین حین برای کمپانیهای مختلف هم نوار نمونه خوانندگی میفرسته انگار:))🎤📼 بعد این اتفاقات در دانشگاه کنت تحصیل میکنه و با دیپلم هنر در رشتهی انگلیسی و فلسفه فارغالتحصیل میشه. 👨🏻🎓 تا وقتی که وارد دانشگاه انجلیای شرقی بشه نویسندگی میکنه و تزی که دفاع میکنه هم اولین رمانش میشه📓💪🏻( یک منظر محو از تپهها). در همین اثنا رسما شهروند بریتانیا میشه و به عنوان یک نویسندهی رسمی فعالیت میکنه. 📖✏️
ژانر داستانهای ایشیگورو شامل تاریخی👘، علمی🧬، آیندهنگارانه👁 و دراما 👥 میشه، و به گفتهی خودش در نویسندگی از داستایوفسکی و پروست تاثیر میگرفته. اغلب داستان های این عزیز پایان باز دارن و شخصیتها بعد دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی که از گذشته به دنبالشون بوده، بالاخره با پذیرفتن این که چی شده و چی شدن به آرامش میرسن.🧠☮ ناگفته نماند که سال ۲۰۱۷ نوبل ادبی به ایشون رسیده؛ در همین سال جاری هم به پاس خدماتشون در حق ادبیات، به مقام شوالیه نائل میشن.🎖🗡
بالاتر اشارتی به ارادت کازوئو به موسیقی و خوانندگی داشتم، اما اصلش اینه که این نویسندهی موفق سالهاست که متن آهنگهای یک خوانندهی جاز به نام استیسی کنت رو مینویسه، که تا به حال کاندید جایزهی گرامی هم شده.
🎷🎹🎼 تا اینجاییم بگم که بین موزیسینها شدیدا باب دیلان رو تحسین میکنه. 🤚🏻🌟✋🏻
لرنا مکدوگال، مددکار اجتماعی، همسر کازوئو، با ایشون در ناتینگهیل حین انجام کار خیر برای بیخانمانها آشنا میشه (!) و نائومی ایشیگورو حاصل پیوند این شوالیه و آن خیّره. الانم لندن زندگی میکنن. 🏘❣
فکر میکنم که کم کم معرفی رو با لیست آثار و جوایز ببیندیم دیگه. 🏆
📚❣🍃Novels : رمانها
• A Pale View of Hills (1982)
منظری محو از تپهها 🛤
• An Artist of the Floating World (1986)
هنرمندی از دنیای شناور بر آب 🗾
• The Remains of the Day (1989)
اثر باقیمانده از روز 🌄
• The Unconsoled (1995)
بدون تسلی 💔
• When We Were Orphans (2000)
وقتی که یتیم بودیم 🧣🧦
• Never Let Me Go (2005)
هرگز رهایم نکن🤚🏻
• The Buried Giant (2015)
غولپیکر مدفون ⛩
📺📡Screenplays: نمایشنامههای تلویزیونی
• A Profile of Arthur J. Mason (1984)
• The Gourmet (1987)
• The Saddest Music in the World (2003)
• The White Countess (2005)
📃❕Short fiction : داستان کوتاه
• "A Strange and Sometimes Sadness", "Waiting for J" and "Getting Poisoned" (1981)
• "A Family Supper" (, 1983)
• "Summer After the War" (, 1983)
• "October 1948" ( 1985)
• "A Village After Dark" (2001)
💛🏅Awards : جوایز
• 1982: Winifred Holtby Memorial Prize for A Pale View of Hills
• 1983: Published in the Granta Best Young British Novelists issue
• 1986: Whitbread Prize for An Artist of the Floating World
• 1989: Booker Prize for The Remains of the Day
• 1993: Published in the Granta Best Young British Novelists issue
• 1995: Officer of the Order of the British Empire
• 1998: Chevalier de l'Ordre des Arts et des Lettres
• 2005: Never Let Me Go named on Timemagazine's list of the 100 greatest English language novels since the magazine's formation in 1923.
• 2008: The Times ranked Ishiguro 32nd on their list of "The 50 Greatest British Writers Since 1945".
• 2017: Nobel Prize in Literature.
• 2017: American Academy of Achievement's Golden Plate Award
• 2018: Order of the Rising Sun, 2nd Class, Gold and Silver Star
📓📘📗📔📙📕
#کازوئو_ایشیگورو 🎌
#author_presentation 🕯
#fiction 🌉
@fantasylibrary 🌘
#معرفی_نویسنده ✨✏️
📓📘📗📔📙📕
کازوئو ایشیگورو در تاریخ ۸ نوامبر ۱۹۵۴ در ناگازاکی ژاپن به دنیا اومد.🇯🇵 پدرش یک اقیانوسشناس بود 🌊 و بخاطر کارش وقتی کازوئو ۵ ساله بود به بریتانیای کبیر نقل مکان کردن✈️ و ایشون تا ۳۰ سال بعد هم به ژاپن برنمیگردن؛ 🏚حتی به گفتهی خودشون ژاپنی که در دو تا کتاب اول توصیف میکنن زادهی تخیل بوده.🎑👘✨ کازوئو بعد از تمام کردن دوران دبیرستان یک سال رو به آمریکا و کاناداگردی میگذرونه🎒🌉🗽 و از این سفر خاطره برمیداره و در همین حین برای کمپانیهای مختلف هم نوار نمونه خوانندگی میفرسته انگار:))🎤📼 بعد این اتفاقات در دانشگاه کنت تحصیل میکنه و با دیپلم هنر در رشتهی انگلیسی و فلسفه فارغالتحصیل میشه. 👨🏻🎓 تا وقتی که وارد دانشگاه انجلیای شرقی بشه نویسندگی میکنه و تزی که دفاع میکنه هم اولین رمانش میشه📓💪🏻( یک منظر محو از تپهها). در همین اثنا رسما شهروند بریتانیا میشه و به عنوان یک نویسندهی رسمی فعالیت میکنه. 📖✏️
ژانر داستانهای ایشیگورو شامل تاریخی👘، علمی🧬، آیندهنگارانه👁 و دراما 👥 میشه، و به گفتهی خودش در نویسندگی از داستایوفسکی و پروست تاثیر میگرفته. اغلب داستان های این عزیز پایان باز دارن و شخصیتها بعد دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی که از گذشته به دنبالشون بوده، بالاخره با پذیرفتن این که چی شده و چی شدن به آرامش میرسن.🧠☮ ناگفته نماند که سال ۲۰۱۷ نوبل ادبی به ایشون رسیده؛ در همین سال جاری هم به پاس خدماتشون در حق ادبیات، به مقام شوالیه نائل میشن.🎖🗡
بالاتر اشارتی به ارادت کازوئو به موسیقی و خوانندگی داشتم، اما اصلش اینه که این نویسندهی موفق سالهاست که متن آهنگهای یک خوانندهی جاز به نام استیسی کنت رو مینویسه، که تا به حال کاندید جایزهی گرامی هم شده.
🎷🎹🎼 تا اینجاییم بگم که بین موزیسینها شدیدا باب دیلان رو تحسین میکنه. 🤚🏻🌟✋🏻
لرنا مکدوگال، مددکار اجتماعی، همسر کازوئو، با ایشون در ناتینگهیل حین انجام کار خیر برای بیخانمانها آشنا میشه (!) و نائومی ایشیگورو حاصل پیوند این شوالیه و آن خیّره. الانم لندن زندگی میکنن. 🏘❣
فکر میکنم که کم کم معرفی رو با لیست آثار و جوایز ببیندیم دیگه. 🏆
📚❣🍃Novels : رمانها
• A Pale View of Hills (1982)
منظری محو از تپهها 🛤
• An Artist of the Floating World (1986)
هنرمندی از دنیای شناور بر آب 🗾
• The Remains of the Day (1989)
اثر باقیمانده از روز 🌄
• The Unconsoled (1995)
بدون تسلی 💔
• When We Were Orphans (2000)
وقتی که یتیم بودیم 🧣🧦
• Never Let Me Go (2005)
هرگز رهایم نکن🤚🏻
• The Buried Giant (2015)
غولپیکر مدفون ⛩
📺📡Screenplays: نمایشنامههای تلویزیونی
• A Profile of Arthur J. Mason (1984)
• The Gourmet (1987)
• The Saddest Music in the World (2003)
• The White Countess (2005)
📃❕Short fiction : داستان کوتاه
• "A Strange and Sometimes Sadness", "Waiting for J" and "Getting Poisoned" (1981)
• "A Family Supper" (, 1983)
• "Summer After the War" (, 1983)
• "October 1948" ( 1985)
• "A Village After Dark" (2001)
💛🏅Awards : جوایز
• 1982: Winifred Holtby Memorial Prize for A Pale View of Hills
• 1983: Published in the Granta Best Young British Novelists issue
• 1986: Whitbread Prize for An Artist of the Floating World
• 1989: Booker Prize for The Remains of the Day
• 1993: Published in the Granta Best Young British Novelists issue
• 1995: Officer of the Order of the British Empire
• 1998: Chevalier de l'Ordre des Arts et des Lettres
• 2005: Never Let Me Go named on Timemagazine's list of the 100 greatest English language novels since the magazine's formation in 1923.
• 2008: The Times ranked Ishiguro 32nd on their list of "The 50 Greatest British Writers Since 1945".
• 2017: Nobel Prize in Literature.
• 2017: American Academy of Achievement's Golden Plate Award
• 2018: Order of the Rising Sun, 2nd Class, Gold and Silver Star
📓📘📗📔📙📕
#کازوئو_ایشیگورو 🎌
#author_presentation 🕯
#fiction 🌉
@fantasylibrary 🌘
✳️#معرفی_کتاب
📚
#never_let_me_go
#هرگز_رهایم_مکن
✍🏻اثر:
#Kazuo_Ishiguro
#کازوئو_ایشیگورو
♡never let me go
♡By Kazuo Ishiguro
🥇امتیاز:3.81 از 5
🏆جوایز:
Booker Prize, Locus Award, Arthur C. Clarke Award, James Tait Black Memorial Prize, ALA Alex Award, National Book Critics Circle Award, International DUBLIN Literary Award, Corine Internationaler Buchpreis
🗓سال انتشار:2005
✨ژانر:
#fiction #science_fiction
📝دیگر آثار نویسنده:
• A Pale View of Hills
• An Artist of the Floating World • The Remains of the Day
• The Unconsoled
• When We Were Orphans
• The Buried Giant
📙آثار پیشنهادی مشابه:
The handmaidś tale
Lord of files
The wrinkle in time
Anna karenina
Watership down
White oleander
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
کتی اچ سی و یک ساله داستان زندگیش را برای ما روایت میکند. کتی، تامی و روت دانش آموزان مدرسهٔ شبانهروزی نامعمولی به نام هیلشم هستند. در هیلشم دانش آموزان فقط به یادگیری و آفرینش هنرهایی مثل نقاشی، سفالگری و کاردستی میپردازند و بر سلامتی بچهها نظارت شدیدی اعمال میشود. همچنان که کتی داستان بزرگ شدن خودش و دوستانش، عشق ناگفتهاش به تامی و دوستی پر فراز و نشیبش با روت را پیش میبرد، ما هم به آهستگی پی به حقیقت وجود این بچهها میبریم.این دانش آموزان هیلشم به گونه ای هستند که متولد شده اند تا اعضای بدن خود را اهدا کنند و به تدریج بمیرند.انها ابتدا قبل از اهدای عضو مددکار می شوند. این اثر ایشی گورو، رمان تکاندهندهای است آکنده از احساس شکنندگی انسان معاصر، خاطرات به یادماندنی شخصیتهایی که رفتهرفته به حقیقت دوران کودکی به ظاهر شاد و نیز آینده خود پی میبرند.
این کتاب توسط نشر افق با ترجمه ی مهدی غبرایی به چاپ رسیده است.همچین ترجمه ی دیگری از سهیل سمی هم موجود است.فیلمی هم در سال ۲۰۱۰ با همین نام ساخته شده است.
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#کتاب_انگلیسی
♡join us:@fantasylibrary
📚
#never_let_me_go
#هرگز_رهایم_مکن
✍🏻اثر:
#Kazuo_Ishiguro
#کازوئو_ایشیگورو
♡never let me go
♡By Kazuo Ishiguro
🥇امتیاز:3.81 از 5
🏆جوایز:
Booker Prize, Locus Award, Arthur C. Clarke Award, James Tait Black Memorial Prize, ALA Alex Award, National Book Critics Circle Award, International DUBLIN Literary Award, Corine Internationaler Buchpreis
🗓سال انتشار:2005
✨ژانر:
#fiction #science_fiction
📝دیگر آثار نویسنده:
• A Pale View of Hills
• An Artist of the Floating World • The Remains of the Day
• The Unconsoled
• When We Were Orphans
• The Buried Giant
📙آثار پیشنهادی مشابه:
The handmaidś tale
Lord of files
The wrinkle in time
Anna karenina
Watership down
White oleander
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
کتی اچ سی و یک ساله داستان زندگیش را برای ما روایت میکند. کتی، تامی و روت دانش آموزان مدرسهٔ شبانهروزی نامعمولی به نام هیلشم هستند. در هیلشم دانش آموزان فقط به یادگیری و آفرینش هنرهایی مثل نقاشی، سفالگری و کاردستی میپردازند و بر سلامتی بچهها نظارت شدیدی اعمال میشود. همچنان که کتی داستان بزرگ شدن خودش و دوستانش، عشق ناگفتهاش به تامی و دوستی پر فراز و نشیبش با روت را پیش میبرد، ما هم به آهستگی پی به حقیقت وجود این بچهها میبریم.این دانش آموزان هیلشم به گونه ای هستند که متولد شده اند تا اعضای بدن خود را اهدا کنند و به تدریج بمیرند.انها ابتدا قبل از اهدای عضو مددکار می شوند. این اثر ایشی گورو، رمان تکاندهندهای است آکنده از احساس شکنندگی انسان معاصر، خاطرات به یادماندنی شخصیتهایی که رفتهرفته به حقیقت دوران کودکی به ظاهر شاد و نیز آینده خود پی میبرند.
این کتاب توسط نشر افق با ترجمه ی مهدی غبرایی به چاپ رسیده است.همچین ترجمه ی دیگری از سهیل سمی هم موجود است.فیلمی هم در سال ۲۰۱۰ با همین نام ساخته شده است.
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#کتاب_انگلیسی
♡join us:@fantasylibrary
Telegram
attach 📎