🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
📌برشی از متن كتاب:
📚 #شیر_و_عسل
✍️ #روپی_کائور
#Milk_and_Honey
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✂️ #برشی_از_متن
#شیر_و_عسل
"هنر شما درباره ی این نیست که مردم چقدر از کارتون خوششون بیاد
هنر شما باید درباره این باشه که اگه قلباَ از کارتون خوشتون میاد
که اگه روحتون از کارتون خوشش میاد
هنر شما در مورد اینه که چقدر با خودتون صادق هستین
و شما نباید هیچوقت صداقت رو با این که مردم چقدر با کارتون ارتباط برقرار میکنن معامله کنین"
●روپی کائور،شیر و عسل
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
📌برشی از متن كتاب:
📚 #شیر_و_عسل
✍️ #روپی_کائور
#Milk_and_Honey
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✂️ #برشی_از_متن
#شیر_و_عسل
"هنر شما درباره ی این نیست که مردم چقدر از کارتون خوششون بیاد
هنر شما باید درباره این باشه که اگه قلباَ از کارتون خوشتون میاد
که اگه روحتون از کارتون خوشش میاد
هنر شما در مورد اینه که چقدر با خودتون صادق هستین
و شما نباید هیچوقت صداقت رو با این که مردم چقدر با کارتون ارتباط برقرار میکنن معامله کنین"
●روپی کائور،شیر و عسل
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
📌#پیدا_کردن_حفره_های_داستانی
#plot_holes
📌#قسمت_اول
در نظر بگیرد....
....در حال نوشتن داستانی داشتنی هستید که پر از ادم های دوست داشتنی و همه مدل اتفاقات شگفت انگیز است که ناگهان.... بوم!!! به یک "حفره داستانی" (plot hole) بزرگ برخورد می کنید. داستان چند متر به بیرون مسیر پرتاب می شود و با صدای استخوان شکنی به آسفالت برخورد میکند و نصف مردم دوستداشتنی تان و چمدان هایشان از داستان بیرون ریخته می شوند....
.... چه فاجعه ای!
خواننده ها حفره های داستانی را دوست ندارند اما نویسنده ها نفرت خاصی از آن ها دارند و به همین دلیل ساده باید آن ها را درست کرد. اما متاسفانه پر کردن حفره های داستان به راحتی پر کردن یک حفره با غیر داغ نیست.
نیمه پر لیوان این است که اگر با راهی هدفمند و زیرکانه به حفره های داستانی نزدیک شوید درست کردن آن ها تنها خسه کننده نخواهد بود بلکه می تواند لذت بخش ترین بخش داستان نویسی باشد.
چرا خلاصه داستان بهترین مکان برای حل کردن مشکل حفره داستانی است؟
حفره های داستانی همیشه نتیجه ی ماجرایی هایی هستند که جلو روی شما قرار دارند نه اتفاقاتی که قرار است در آینده بیافتند.
این یعنی با یافتن آن ها باید هر چیزی است که تا این نقطه ساخته اید جداسازی و دوباره بازنویسی کنید.
اگر حفره های داستانی را در حال نوشتن داستان کامل پیدا کنید، باید همه چیز را -طرح،تم، انگیزه کاراکتر، داستان- را جداسازی کنید. اما اگر از خلاصه خود استفاده کنید، بیشترین چیزی که نیاز به جداسازی آن خواهید داشت ایده داستان تا همان مرحله است. شما نیازی به بازنویسی نخواهید داشت. فقط چند خط را حذف می کنید و داستان را در مسیر جدیدی پیش خواهید برد.
کشف کردن حفره داستانی در نوشتن داستان کامل آزار دهنده است. شما اشتباه کردید. شما همه چیز را خراب کردید. شما به اندازه کافی نویسنده خوبی نبودید تا این حفره داستانی را از اول ببینید و حال باید تاوان آن را بپردازید.
هر چند در خلاصه این طور نیست. در خلاصه کشف کردن حفره داستانی هیجان انگیز است، مانند یک نطقه خالی از داستان می ماند که هنوز آن را کشف نکرده اید. چه ممکن است پیدا کنید؟ معلوم نیست. راهی را انتخاب کنید. کشف کنید وحتی اگر چیزی را که پیدا کردید دوست نداشتید کافی است برگردید و از مسیر دیگری بروید. اگر انتخاب اشتباه را در اول انجام دهید هیچ باز نویسی نیاز نیست و وزمانی که "تلف" کرده اید از چند روز به چند دقیقه کاهش می یابد.
در مرحله خلاصه داستان مقدار زیادی درباره داستان می دانید، طرح کشمکش و انگیزه کاراکتر ها را مشخص کرده اید. حال وقت آن است که شناسایی کنیم که چیزی وجود دارد و هر چه وجود ندارد .... به طور خلاصه، "حفره داستانی" است.
هفته آینده به بررسی ۳سوالی خواهیم پرداخت که برای یافتن حفره های داستانی باید پرسید.
همراه ما باشید.😉
#writing📝
@fantasylibrary 📚
#plot_holes
📌#قسمت_اول
در نظر بگیرد....
....در حال نوشتن داستانی داشتنی هستید که پر از ادم های دوست داشتنی و همه مدل اتفاقات شگفت انگیز است که ناگهان.... بوم!!! به یک "حفره داستانی" (plot hole) بزرگ برخورد می کنید. داستان چند متر به بیرون مسیر پرتاب می شود و با صدای استخوان شکنی به آسفالت برخورد میکند و نصف مردم دوستداشتنی تان و چمدان هایشان از داستان بیرون ریخته می شوند....
.... چه فاجعه ای!
خواننده ها حفره های داستانی را دوست ندارند اما نویسنده ها نفرت خاصی از آن ها دارند و به همین دلیل ساده باید آن ها را درست کرد. اما متاسفانه پر کردن حفره های داستان به راحتی پر کردن یک حفره با غیر داغ نیست.
نیمه پر لیوان این است که اگر با راهی هدفمند و زیرکانه به حفره های داستانی نزدیک شوید درست کردن آن ها تنها خسه کننده نخواهد بود بلکه می تواند لذت بخش ترین بخش داستان نویسی باشد.
چرا خلاصه داستان بهترین مکان برای حل کردن مشکل حفره داستانی است؟
حفره های داستانی همیشه نتیجه ی ماجرایی هایی هستند که جلو روی شما قرار دارند نه اتفاقاتی که قرار است در آینده بیافتند.
این یعنی با یافتن آن ها باید هر چیزی است که تا این نقطه ساخته اید جداسازی و دوباره بازنویسی کنید.
اگر حفره های داستانی را در حال نوشتن داستان کامل پیدا کنید، باید همه چیز را -طرح،تم، انگیزه کاراکتر، داستان- را جداسازی کنید. اما اگر از خلاصه خود استفاده کنید، بیشترین چیزی که نیاز به جداسازی آن خواهید داشت ایده داستان تا همان مرحله است. شما نیازی به بازنویسی نخواهید داشت. فقط چند خط را حذف می کنید و داستان را در مسیر جدیدی پیش خواهید برد.
کشف کردن حفره داستانی در نوشتن داستان کامل آزار دهنده است. شما اشتباه کردید. شما همه چیز را خراب کردید. شما به اندازه کافی نویسنده خوبی نبودید تا این حفره داستانی را از اول ببینید و حال باید تاوان آن را بپردازید.
هر چند در خلاصه این طور نیست. در خلاصه کشف کردن حفره داستانی هیجان انگیز است، مانند یک نطقه خالی از داستان می ماند که هنوز آن را کشف نکرده اید. چه ممکن است پیدا کنید؟ معلوم نیست. راهی را انتخاب کنید. کشف کنید وحتی اگر چیزی را که پیدا کردید دوست نداشتید کافی است برگردید و از مسیر دیگری بروید. اگر انتخاب اشتباه را در اول انجام دهید هیچ باز نویسی نیاز نیست و وزمانی که "تلف" کرده اید از چند روز به چند دقیقه کاهش می یابد.
در مرحله خلاصه داستان مقدار زیادی درباره داستان می دانید، طرح کشمکش و انگیزه کاراکتر ها را مشخص کرده اید. حال وقت آن است که شناسایی کنیم که چیزی وجود دارد و هر چه وجود ندارد .... به طور خلاصه، "حفره داستانی" است.
هفته آینده به بررسی ۳سوالی خواهیم پرداخت که برای یافتن حفره های داستانی باید پرسید.
همراه ما باشید.😉
#writing📝
@fantasylibrary 📚
#booktweet🍓🍊
واحد اندازه گیری کتاب خواندن، و مراقبه کردن، تعداد ماه ها و سالهای مراقبه و یا
تعداد صفحه و جلد و تایم مطالعه در روز نیست،
بلکه مقدار تغییری است که
در شناخت از هویت خودمان
و یا ماهیت جهان اطراف مان
ایجاد شده است...
@Fantasylibrary✔️
واحد اندازه گیری کتاب خواندن، و مراقبه کردن، تعداد ماه ها و سالهای مراقبه و یا
تعداد صفحه و جلد و تایم مطالعه در روز نیست،
بلکه مقدار تغییری است که
در شناخت از هویت خودمان
و یا ماهیت جهان اطراف مان
ایجاد شده است...
@Fantasylibrary✔️
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#معرفی_اثر_تالیفی📯
نام : #کاج_ها_وارونه_اند📚
نویسنده: سامان نورایی 📝
ژانر: #فانتزی
محمدحسن شهسواری، دبیر مجموعه، معتقد است هیچ نویسندهای به اندازه ژانرنویس با شهرزاد همذاتپنداری نمیکند. ژانرنویس مخاطب را بر سریر پادشاهی مینشاند و هدفی جز تسخیر تمام قلب و ذهن او ندارد. همچون شهرزاد، که اگر شب نمیتوانست پادشاه را پای نقل خود نگه دارد هستی خود را از دست میداد، ژانرنویس نیز نمیتواند موفقیتش را به آینده و آیندگان موکول کند.
رمان کاجها وارونهاند اولین کار سامان نورایی است که در ژانر تریلر روانشناسانه نگارش شده است. این رمان بیشتر از آنکه بر «قاتل کیست؟» تمرکز داشته باشد هدف خود را بر نمایش «چگونگی» و «چرایی» قتل گذاشته است. چگونگی قتل را نویسنده با استفاده از وجه تریلر و از طریق پس و پیش کردن زمان وقایع و ایجاد تعلیق از این طریق بهخوبی مدیریت کرده است. اما عمده تمرکز او بر چرایی قتل است.
⭕️پ.ن ۱ : این کتاب توسط نشر ققنوس به چاپ رسیده است.
⭕️پ.ن۲: اگر احساس میکنید که این پست به تصحیح و یا اضافه کردن مطلبی نیازمند است مخصوصا در قسمت معرفی، به ما اطلاع دهید.
⭕️پ.ن۳: لطفا اگر از این مطلب جایی اشاره کردید نام کانال را هم در گوشه ی آن ذکر کنید.✨
📕📕📕📕📕📕📕📕
@fantasylibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#کاج_ها_وارونه_اند
#سامان_نورایی
@Fantasylibrary🎭
#معرفی_اثر_تالیفی📯
نام : #کاج_ها_وارونه_اند📚
نویسنده: سامان نورایی 📝
ژانر: #فانتزی
محمدحسن شهسواری، دبیر مجموعه، معتقد است هیچ نویسندهای به اندازه ژانرنویس با شهرزاد همذاتپنداری نمیکند. ژانرنویس مخاطب را بر سریر پادشاهی مینشاند و هدفی جز تسخیر تمام قلب و ذهن او ندارد. همچون شهرزاد، که اگر شب نمیتوانست پادشاه را پای نقل خود نگه دارد هستی خود را از دست میداد، ژانرنویس نیز نمیتواند موفقیتش را به آینده و آیندگان موکول کند.
رمان کاجها وارونهاند اولین کار سامان نورایی است که در ژانر تریلر روانشناسانه نگارش شده است. این رمان بیشتر از آنکه بر «قاتل کیست؟» تمرکز داشته باشد هدف خود را بر نمایش «چگونگی» و «چرایی» قتل گذاشته است. چگونگی قتل را نویسنده با استفاده از وجه تریلر و از طریق پس و پیش کردن زمان وقایع و ایجاد تعلیق از این طریق بهخوبی مدیریت کرده است. اما عمده تمرکز او بر چرایی قتل است.
⭕️پ.ن ۱ : این کتاب توسط نشر ققنوس به چاپ رسیده است.
⭕️پ.ن۲: اگر احساس میکنید که این پست به تصحیح و یا اضافه کردن مطلبی نیازمند است مخصوصا در قسمت معرفی، به ما اطلاع دهید.
⭕️پ.ن۳: لطفا اگر از این مطلب جایی اشاره کردید نام کانال را هم در گوشه ی آن ذکر کنید.✨
📕📕📕📕📕📕📕📕
@fantasylibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#کاج_ها_وارونه_اند
#سامان_نورایی
@Fantasylibrary🎭
Telegram
Fantasy Library
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
✳ #معرفی_کتاب
📚 #تاریکترین_ذهن_ها #the_Darkest_minds
✍🏻 اثر #الکساندر_براکن #Alexandra_Bracken
📚THE DARKEST MINDS : ALEXANDRA BRACKEN
📚تاریک ترین ذهن ها
✍🏻نویسنده: الکساندر براکن
هنگامی که رابی در روز تولد ده سالگیش از خواب بلند شد چیزی در او تغییر کرد. چیزی ترسناک که والدین او را وادار کرد تا او را در گاراژ زندانی و پلیس را خبر کنند. چیزی که باعث شد به خاطر آن او را به تورموند، یک کمپ خشن بازآموزی دولتی بفرستند .او شاید از بیماری مرموزی که اکثر بچه های آمریکایی را کشته است جان سالم به در برده باشد ولی رابی و کودکان دیگر شبیه او چیزی بدتر از بیماری به دست اوردند. توانایی ترسناکی که نمی توانند آن را کنترل کنند.
حالا رابی 16 ساله یکی از خطرناک ترین این گروه از بچه هاست. هنگامی که این حقیقت آشکار می شو رابی به سختی می تواند از تورموند، زنده فرار کند. و حالا او در حال فرار است و با نامیدی در جستجوی تنها مکان امن برای کسانی مانند او یعنی رودخانه شرقی است. او به گروهی از افراد می پیوندد که آن ها نیز از کمپ های خودشان فرار کرده اند. لیام رهبرشجاع این گروه به شدت دلباخته او می شود. اما صرف نظر از اینکه چقدر رابی، لیام را دوست دارد نمی تواند ریسک نزدیک شدن به او را بکند. نه با اتفاقی که در گذشته برای والدینش افتاده است.
هنگامی که آنها به رودخانه شرقی می رسند هیچ چیز شبیه انچه به نظر می رسد نیست و مشکوکترین آنها هم فرمانده مرموزشان است. نیروهای دیگری در کار است، مردمی که از هیچ کاری برای استفاده از رابی برای جنگشان با دولت فروگذار نمی کنند. رابی مجبور به رو به رو شدن با تصمیمی سخت خواهد شد، انتخابی که ممکن است به معنای از دست دادن زندگی باشد که ارزش زندگی کردن داشته باشد!!
#کتاب_انگلیسی
●Join us: @FantasyLibrary
📚 #تاریکترین_ذهن_ها #the_Darkest_minds
✍🏻 اثر #الکساندر_براکن #Alexandra_Bracken
📚THE DARKEST MINDS : ALEXANDRA BRACKEN
📚تاریک ترین ذهن ها
✍🏻نویسنده: الکساندر براکن
هنگامی که رابی در روز تولد ده سالگیش از خواب بلند شد چیزی در او تغییر کرد. چیزی ترسناک که والدین او را وادار کرد تا او را در گاراژ زندانی و پلیس را خبر کنند. چیزی که باعث شد به خاطر آن او را به تورموند، یک کمپ خشن بازآموزی دولتی بفرستند .او شاید از بیماری مرموزی که اکثر بچه های آمریکایی را کشته است جان سالم به در برده باشد ولی رابی و کودکان دیگر شبیه او چیزی بدتر از بیماری به دست اوردند. توانایی ترسناکی که نمی توانند آن را کنترل کنند.
حالا رابی 16 ساله یکی از خطرناک ترین این گروه از بچه هاست. هنگامی که این حقیقت آشکار می شو رابی به سختی می تواند از تورموند، زنده فرار کند. و حالا او در حال فرار است و با نامیدی در جستجوی تنها مکان امن برای کسانی مانند او یعنی رودخانه شرقی است. او به گروهی از افراد می پیوندد که آن ها نیز از کمپ های خودشان فرار کرده اند. لیام رهبرشجاع این گروه به شدت دلباخته او می شود. اما صرف نظر از اینکه چقدر رابی، لیام را دوست دارد نمی تواند ریسک نزدیک شدن به او را بکند. نه با اتفاقی که در گذشته برای والدینش افتاده است.
هنگامی که آنها به رودخانه شرقی می رسند هیچ چیز شبیه انچه به نظر می رسد نیست و مشکوکترین آنها هم فرمانده مرموزشان است. نیروهای دیگری در کار است، مردمی که از هیچ کاری برای استفاده از رابی برای جنگشان با دولت فروگذار نمی کنند. رابی مجبور به رو به رو شدن با تصمیمی سخت خواهد شد، انتخابی که ممکن است به معنای از دست دادن زندگی باشد که ارزش زندگی کردن داشته باشد!!
#کتاب_انگلیسی
●Join us: @FantasyLibrary
Telegram
attach 📎
Through the Dark.epub
1.4 MB
سه داستان کوتاه مربوط به مجموعه:
1. In Time
2. Sparks Rise
3.Beyond the Night
1. In Time
2. Sparks Rise
3.Beyond the Night
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
📌برشی از متن كتاب:
#آزمون_خدایان #the_goddess_test 📚
اثر #ایمی_کارتر #aimee_carter 🍃
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✂️ #برشی_از_متن
با آسودگی از اینکه بالاخره تنها شده ام در را بستم. کفشهایم را به گوشه ای پرت کردم و تور و نوارهای لباسم را وحشیانه و بی ظرافت باز کردم. فقط می خواستم دوباره بتوانم راحت نفس بکشم. با این هدف که مثل جسد روی تخت بیفتم و با بندهای گن شکم بندم گلاویز شوم، پرده تخت را کنار زدم و جیغ کوتاهی کشیدم.
یک نفر آنجا بود.
نفسم بالا نمی آمد. آن طرف تخت نامرتب و بهم ریخته ام، کتاب قطوری به دست و روبدوشامبری ابریشمی به تن، هنری دراز کشیده بود. به جای سلام یا عذرخواهی جوری به من چشم غره رفت که انگار موقع خواندن قسمت محبوبش از کتاب، حواسش را پرت کرده ام.
از آجا که هنوز توی شکم بند بودم و نمی توانستم راحت نفس بکشم به زحمت صدایم در می آمد:
-چی... این تخت منه! تو اینجا چکار می کنی؟
بلند شد و نشست:
-مطالعه! کمک میخوای؟
تازه آن موقع بود که متوجه شدم ناخودآگاه به یقه لباسم چنگ انداخته ام تا ریه هایم کمی فضای نفس کشیدن داشته باشند. هنری فرصت جواب به من نداد. بلافاصله نزدیک آمد..
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
📌برشی از متن كتاب:
#آزمون_خدایان #the_goddess_test 📚
اثر #ایمی_کارتر #aimee_carter 🍃
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✂️ #برشی_از_متن
با آسودگی از اینکه بالاخره تنها شده ام در را بستم. کفشهایم را به گوشه ای پرت کردم و تور و نوارهای لباسم را وحشیانه و بی ظرافت باز کردم. فقط می خواستم دوباره بتوانم راحت نفس بکشم. با این هدف که مثل جسد روی تخت بیفتم و با بندهای گن شکم بندم گلاویز شوم، پرده تخت را کنار زدم و جیغ کوتاهی کشیدم.
یک نفر آنجا بود.
نفسم بالا نمی آمد. آن طرف تخت نامرتب و بهم ریخته ام، کتاب قطوری به دست و روبدوشامبری ابریشمی به تن، هنری دراز کشیده بود. به جای سلام یا عذرخواهی جوری به من چشم غره رفت که انگار موقع خواندن قسمت محبوبش از کتاب، حواسش را پرت کرده ام.
از آجا که هنوز توی شکم بند بودم و نمی توانستم راحت نفس بکشم به زحمت صدایم در می آمد:
-چی... این تخت منه! تو اینجا چکار می کنی؟
بلند شد و نشست:
-مطالعه! کمک میخوای؟
تازه آن موقع بود که متوجه شدم ناخودآگاه به یقه لباسم چنگ انداخته ام تا ریه هایم کمی فضای نفس کشیدن داشته باشند. هنری فرصت جواب به من نداد. بلافاصله نزدیک آمد..
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
Telegram
attach 📎
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
با سلام خدمت شما دوستان و همراهان همیشگی.
اگه شما برای مدتی ما رو دنبال کرده باشید، نیاز به گفتن نیست که مجموعه کتابخانه فانتزی در زمینه ترجمه آثار فانتزی و ارائه مطالب گوناگون مربوط به دنیای فانتزی تمام تلاشی که در توانش بوده رو به نمایش گذاشته و از این به بعد هم قصد داره اینکار رو ادامه بده .
تابستان شروع شده و با برنامه های بسیار زیاد و همه جانبه ای قصد داریم تا تابستانی از جنس کتاب و فانتزی برای شما محیا کنیم. اتفاقاتی چالش برانگیز و هیجان آور که بتواند شما را سرگرم کند.
گرچه برای انجام تمام برنامه هایی که مد نظر داریم به کمک نیز نیاز داریم. پس از تمام دوستانی که وقت، علاقه و تخصص کم یا زیاد دارند دعوت می کنیم تا در زمینه های " ترجمه " ، " ویراستاری" ، "گرافیک" ، "تایپ " و کمک به ارتقا سطح کانال و اینستاگرام ؛ به ما ملحق بشند تا در هر کدوم از این زمینه ها فعالیت داشته باشند.
🆔: @for_doom_hammer
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
📚| @FantasyLibrary |📌
با سلام خدمت شما دوستان و همراهان همیشگی.
اگه شما برای مدتی ما رو دنبال کرده باشید، نیاز به گفتن نیست که مجموعه کتابخانه فانتزی در زمینه ترجمه آثار فانتزی و ارائه مطالب گوناگون مربوط به دنیای فانتزی تمام تلاشی که در توانش بوده رو به نمایش گذاشته و از این به بعد هم قصد داره اینکار رو ادامه بده .
تابستان شروع شده و با برنامه های بسیار زیاد و همه جانبه ای قصد داریم تا تابستانی از جنس کتاب و فانتزی برای شما محیا کنیم. اتفاقاتی چالش برانگیز و هیجان آور که بتواند شما را سرگرم کند.
گرچه برای انجام تمام برنامه هایی که مد نظر داریم به کمک نیز نیاز داریم. پس از تمام دوستانی که وقت، علاقه و تخصص کم یا زیاد دارند دعوت می کنیم تا در زمینه های " ترجمه " ، " ویراستاری" ، "گرافیک" ، "تایپ " و کمک به ارتقا سطح کانال و اینستاگرام ؛ به ما ملحق بشند تا در هر کدوم از این زمینه ها فعالیت داشته باشند.
🆔: @for_doom_hammer
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
📚| @FantasyLibrary |📌
Fantasy Library pinned «〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 با سلام خدمت شما دوستان و همراهان همیشگی. اگه شما برای مدتی ما رو دنبال کرده باشید، نیاز به گفتن نیست که مجموعه کتابخانه فانتزی در زمینه ترجمه آثار فانتزی و ارائه مطالب گوناگون مربوط به دنیای فانتزی تمام تلاشی که در توانش بوده رو به نمایش گذاشته…»
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
📌برشی از متن كتاب:
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✂️ #برشی_از_متن
اگر فهمیدی مسیر را اشتباه رفتی هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتی اگر برگشتن ده سال هم طول بکشد باید برگردی. نگو راه برگشت طولانی و تاریک است. نترس از اینکه هیچچیز به دست نیاوری. من تمام این سالها با این که پدرت را دوست نداشتم، بهش وفادار ماندم. حالا فهمیدم کار اشتباهی کردم. اجازه نده اخلاق سد راه زندگیات بشود. من به خاطر ترس با پدرت ازدواج کردم. به خاطر ترس با او ماندم. حکمفرمای زندگی من ترس بوده. من زن شجاعی نیستم. خیلی بد است آدم به انتهای زندگیاش برسد و بفهمد که شجاع نیست.
هر وقت مادرم اینطوری خودش را سبک میکرد، نمیدانستم چه باید بگویم. فقط به صورتش که زمانی باغی بود آراسته، لبخند میزدم و با کمی خجالت روی دست استخوانیاش میزدم؛ چون خجالتآور است تماشای کسی که آخر عمری خود را موشکافی میکند و به این نتیجه میرسد تنها چیزی که با خود به گور میبرد، شرمِ زندگی نکردن است.
#استیو_تولتز / جزء از کل
#ارسالی
#Aurora
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
📌برشی از متن كتاب:
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✂️ #برشی_از_متن
اگر فهمیدی مسیر را اشتباه رفتی هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتی اگر برگشتن ده سال هم طول بکشد باید برگردی. نگو راه برگشت طولانی و تاریک است. نترس از اینکه هیچچیز به دست نیاوری. من تمام این سالها با این که پدرت را دوست نداشتم، بهش وفادار ماندم. حالا فهمیدم کار اشتباهی کردم. اجازه نده اخلاق سد راه زندگیات بشود. من به خاطر ترس با پدرت ازدواج کردم. به خاطر ترس با او ماندم. حکمفرمای زندگی من ترس بوده. من زن شجاعی نیستم. خیلی بد است آدم به انتهای زندگیاش برسد و بفهمد که شجاع نیست.
هر وقت مادرم اینطوری خودش را سبک میکرد، نمیدانستم چه باید بگویم. فقط به صورتش که زمانی باغی بود آراسته، لبخند میزدم و با کمی خجالت روی دست استخوانیاش میزدم؛ چون خجالتآور است تماشای کسی که آخر عمری خود را موشکافی میکند و به این نتیجه میرسد تنها چیزی که با خود به گور میبرد، شرمِ زندگی نکردن است.
#استیو_تولتز / جزء از کل
#ارسالی
#Aurora
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
✨ #Comic - #کمیک
⭕ #shade
#DC 💙
خلاصه داستان🖇:
شید بعد از از دست دادن حافظه اش در خیابان های لندن سردرگم است تا این که مردی مرموز،ثروتمند و شرور او را پیدا می کند.
لینک دانلود👇
http://yon.ir/shadefl
●Join us: @FantasyLibrary
⭕ #shade
#DC 💙
خلاصه داستان🖇:
شید بعد از از دست دادن حافظه اش در خیابان های لندن سردرگم است تا این که مردی مرموز،ثروتمند و شرور او را پیدا می کند.
لینک دانلود👇
http://yon.ir/shadefl
●Join us: @FantasyLibrary
#having_fun 😉
📌۷ راه برای فراموش کردن کاراکتر های داستان:
۱-فراموش نمیکنی😕
۲-نخواهی توانست🙄
۳-نمیتونی😑
۴-حتی سعی هم نکن😒
۵-واقعا نخواهی توانست☹️
۶-فقط ... نمیتونی😐
۷-غیر ممکنه😞
@fantasylibrary📚
📌۷ راه برای فراموش کردن کاراکتر های داستان:
۱-فراموش نمیکنی😕
۲-نخواهی توانست🙄
۳-نمیتونی😑
۴-حتی سعی هم نکن😒
۵-واقعا نخواهی توانست☹️
۶-فقط ... نمیتونی😐
۷-غیر ممکنه😞
@fantasylibrary📚
[ #News #اخبار ] 🗞
[ @Fantasylibrary ] 📚
نخستین تصاویر به همراه پوستر رسمی از سریال مورد انتظار ویچر توسط شبکه نتفلیکس منتشر شد.
#Witcher
#ویچر
@FantasyLibrary
[ @Fantasylibrary ] 📚
نخستین تصاویر به همراه پوستر رسمی از سریال مورد انتظار ویچر توسط شبکه نتفلیکس منتشر شد.
#Witcher
#ویچر
@FantasyLibrary