#havingfun
*يك كتاب فروشى ميبيند*
من:انجامش نده
من خطاب به خودم:تو امروز هيچ كتابى نخريدى؛يك كتاب به خودت جايزه بده
@fantasylibrary📚
*يك كتاب فروشى ميبيند*
من:انجامش نده
من خطاب به خودم:تو امروز هيچ كتابى نخريدى؛يك كتاب به خودت جايزه بده
@fantasylibrary📚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تریلر دوم از فیلم مورد انتظار "انتقامجویان: پایان بازی"
تاریخ اکران : جمعه 6 ارديبهشت 1398
[ #News #اخبار ] 🗞
[ @Fantasylibrary ] 📚
تاریخ اکران : جمعه 6 ارديبهشت 1398
[ #News #اخبار ] 🗞
[ @Fantasylibrary ] 📚
Mordegan - bookhapdf.pdf
773.1 KB
⭕️ #داستان_کوتاه
📄 مردگان
✍ جیمز جویس
مترجم: پرویز داریوش
58 صفحه
#جیمز_جویس
#داستان_کوتاه
🎴@fantasylibrary📚
📄 مردگان
✍ جیمز جویس
مترجم: پرویز داریوش
58 صفحه
#جیمز_جویس
#داستان_کوتاه
🎴@fantasylibrary📚
⭕️ #داستان_کوتاه
📄 مردگان
✍ جیمز جویس
مترجم: پرویز داریوش
58 صفحه
#جیمز_جویس
#داستان_کوتاه
🎴@fantasylibrary📚
📄 مردگان
✍ جیمز جویس
مترجم: پرویز داریوش
58 صفحه
#جیمز_جویس
#داستان_کوتاه
🎴@fantasylibrary📚
Audio
آهنگی که اد شیرن در فصل هفتم گات خوند👌
Ed sheeran-Hands of gold
#GoT
#Game_of_Thrones
#Lannisters
#Ed_sheeran
@fantasylibrary
Ed sheeran-Hands of gold
#GoT
#Game_of_Thrones
#Lannisters
#Ed_sheeran
@fantasylibrary
#کاراکتر_های_چند_بعدی
#قسمت_سوم
وقتی درباره ی یک کاراکتر داستانی حرف می زنیم به این مسئله می رسیم که ضعف ها و نقص های آن شخصیت دوست داشتن او را غیر ممکن می کند؛ اما این درست نیست. ضعف های یک کاراکتر دقیقا همان چیزی ای است که او را به چشم مردم خاص جلوه می دهد. ضعف ها همان چیزی است که باعث می شود تا مخاطب با او همدردی کرده و او را درک کند.
نیاز یک شخصیت:
نیاز شخصیت همان چیزی است که کاراکتر کم دارد. چیزی که اگر فراهم شود، او را خوشحال می کند. گاهی شخصیت از آن با خبر نیست؛ اما مخاطبان معمولا آن را می دانند.
در طی یک داستان شخصیت اصلی آن قدر مشغول رسیدن به هدفش است که اکثر اوقات هدف را با خوشبختی اشتباه می گیرد و تمام تلاش خود را فقط برای رسیدن به آن صرف می کند.
به عنوا مثال : مردی می خواهد ثروتمند شود، چون فکر می کند که اگر پول به دست بیاورد همه او را دوست خواهند داشت. "ثروت" هدف اوست و "عشق" نیازش است. این کاراکتر ثروت را با عشق اشتباه گرفته است، پس او همه داستان خود را صرف رسیدن به هدفش می کند و به نیازش توجه نمی کند.
نیاز چیزی نیست که کاراکتر قدرت دست یابی به آن را نداشته باشد. مثلا در داستان هایی که پایان خوش دارند، کاراکتر خوشبختی اش را پیدا می کند و به نیاز خود می رسد. می پرسید چطور؟ با غلبه کردن بر ضعف هایش.
ضعف یک کاراکتر:
ضعف یک کاراکتر باید روان شناختی باشد. هر چند که ممکن است ناتوانی های جسمی داشته باشد؛ اما برای این که این مورد ضعف در نظر گرفته شود باید از نظر احساسی بر او تاثیر بگذارد.
به عنوان مثال: تیریون لنیستر در بازی تخت و تاج دارای شرایطی به نام "دورفیسم " است.
این مسئله به طور غیر قابل انکاری روی توانای های فیزیکی او تاثیر می گذارد، اما همچنین او را از نظر روحی نیز آزار می دهد و شرایطتش باعث شده تا پدرش از او منتفر باشد.
ضعف های شخصیتی دو نوع اند:
ضعف های روانشناختی:
این نقص ها فقط بر خود کاراکتر تاثیر می گذارد. این ضعف ها می تواند ناشی از یک حادثه ناگوار باشد که هنوز هم بر شخصیت فرد و تصمیمات او تاثیر می گذارد.
به عنوان مثال: تیریون زمانی بلاخره احساس آزادی می کند که جو مسوم خاندان لنیستر را ترک می کند. او در می یابد مسئله ای که باعث زجر اوست نه دورفیسم، بلکه روشی است که پدرش و خواهر و برادرش با او رفتار می کردند.
ضعف های اخلاقی:
این نقص های خاص نه تنها بر قهرمان داستان، بلکه بر همه افراد دور و برش نیز تاثیر می گذارد. این ضعف ها در روشی که او با دیگران رفتار می کند، تاثیر می گذارد (خیلی مهربان، خیلی مغرور و ...) و این گونه، اعمال خودش او را از خوشحال بودن دور نگه می دارد.
#writing📚
@fantasylibrary
#قسمت_سوم
وقتی درباره ی یک کاراکتر داستانی حرف می زنیم به این مسئله می رسیم که ضعف ها و نقص های آن شخصیت دوست داشتن او را غیر ممکن می کند؛ اما این درست نیست. ضعف های یک کاراکتر دقیقا همان چیزی ای است که او را به چشم مردم خاص جلوه می دهد. ضعف ها همان چیزی است که باعث می شود تا مخاطب با او همدردی کرده و او را درک کند.
نیاز یک شخصیت:
نیاز شخصیت همان چیزی است که کاراکتر کم دارد. چیزی که اگر فراهم شود، او را خوشحال می کند. گاهی شخصیت از آن با خبر نیست؛ اما مخاطبان معمولا آن را می دانند.
در طی یک داستان شخصیت اصلی آن قدر مشغول رسیدن به هدفش است که اکثر اوقات هدف را با خوشبختی اشتباه می گیرد و تمام تلاش خود را فقط برای رسیدن به آن صرف می کند.
به عنوا مثال : مردی می خواهد ثروتمند شود، چون فکر می کند که اگر پول به دست بیاورد همه او را دوست خواهند داشت. "ثروت" هدف اوست و "عشق" نیازش است. این کاراکتر ثروت را با عشق اشتباه گرفته است، پس او همه داستان خود را صرف رسیدن به هدفش می کند و به نیازش توجه نمی کند.
نیاز چیزی نیست که کاراکتر قدرت دست یابی به آن را نداشته باشد. مثلا در داستان هایی که پایان خوش دارند، کاراکتر خوشبختی اش را پیدا می کند و به نیاز خود می رسد. می پرسید چطور؟ با غلبه کردن بر ضعف هایش.
ضعف یک کاراکتر:
ضعف یک کاراکتر باید روان شناختی باشد. هر چند که ممکن است ناتوانی های جسمی داشته باشد؛ اما برای این که این مورد ضعف در نظر گرفته شود باید از نظر احساسی بر او تاثیر بگذارد.
به عنوان مثال: تیریون لنیستر در بازی تخت و تاج دارای شرایطی به نام "دورفیسم " است.
این مسئله به طور غیر قابل انکاری روی توانای های فیزیکی او تاثیر می گذارد، اما همچنین او را از نظر روحی نیز آزار می دهد و شرایطتش باعث شده تا پدرش از او منتفر باشد.
ضعف های شخصیتی دو نوع اند:
ضعف های روانشناختی:
این نقص ها فقط بر خود کاراکتر تاثیر می گذارد. این ضعف ها می تواند ناشی از یک حادثه ناگوار باشد که هنوز هم بر شخصیت فرد و تصمیمات او تاثیر می گذارد.
به عنوان مثال: تیریون زمانی بلاخره احساس آزادی می کند که جو مسوم خاندان لنیستر را ترک می کند. او در می یابد مسئله ای که باعث زجر اوست نه دورفیسم، بلکه روشی است که پدرش و خواهر و برادرش با او رفتار می کردند.
ضعف های اخلاقی:
این نقص های خاص نه تنها بر قهرمان داستان، بلکه بر همه افراد دور و برش نیز تاثیر می گذارد. این ضعف ها در روشی که او با دیگران رفتار می کند، تاثیر می گذارد (خیلی مهربان، خیلی مغرور و ...) و این گونه، اعمال خودش او را از خوشحال بودن دور نگه می دارد.
#writing📚
@fantasylibrary
#کاراکتر_های_چند_بعدی
#قسمت_آخر
گفتیم که ضعف یک شخصیت می تواند روانشناختی، اخلاقی و یا هر دو باشد.
حال بیایید شخصیت اصلی فیلم“Wreck it Ralph” دیزنی را بررسی کنیم که هر دو این ضعف ها را در خود دارد.
در ابتدا رالف کاراکتری است با خواسته ای که همه ما آن را به خوبی درک می کنیم: مورد قبول و احترام قرار گرفتن. اون احساس تنهایی می کند و بقیه افراد بازی اش او را تحقیر می کنند. پس او بازی خودش را ترک می کند و به دنبال ماموریتی برای برنده شدن یک مدال می رود. او فکر می کند که آن مدال می تواند ارزشش را ثابت کند و احترامی را - که مشتاقش است- بدهد.
هدف: گرفتن یک مدال
چیزی که رالف نمی فهمد این است که یک مدال نظر بقیه را عوض نمی کند، بلکه فقط باعث می شود او بیشتر "بد" به نظر برسد چون او به جای به دست آوردن مدال آن را می دزدد. تمام چیزی که او برای خوشحال بودن نیاز دارد این است که به دیکران نشان دهد که وجودش تا چه حد برای بازی اش مهم است و بدون یک شخصیت بدجنس بازی به هیچ وجه جالب نمی شود. به همین دلیل شغل یک "شخصیت بد " مثل او نیز سزاوار احترام است.
نیاز: اعتماد به خودش و نقشش
رالف رنجش را به وسیله خشم و رفتار های بدون فکر اش بروز می دهد. او بازی اش را تا قبل از شب ترک نمی کند. او بعد از شنیدن در مورد مدال تصمیمی ناگهانی می گیرد تا بلافاصله بازی اش را ترک کند، حتی با این که می داند این کار ممکن اس ت باعث دردسر شود.
در یکی از بازی ها وحشت می کند، بازی را برای بازیکن اسپویل می کند و در حین دزدیدن مدال اتفاقی باعث می شود یک عالمه تخم حشره بشکنند. ناتوانی او در فکر کردن قبل از انجام اعمالش دائما او را در معرض خطر قرار می دهد.
ضعف روانشناختی: گستاخی
اشتیاق رالف به مورد احترام قرار گرفتن قابل درک است؛ اما این به خودخواهی تبدیل می شود. زمانی که فراموش می کند در برابر کاراکتر های دیگر در بازی اش نیز مسئولیتی دارد. اگر بمیرد یا اتفاقی برای مدتی طولانی از بازی خودش دور بماند، کاراکتر های دیگر نیزبه سرنوشت بدی دچار خواهند شد.
ضعف اخلاقی: خودخواهی
طی ماجراجویی او با ونه لوپی آشنا می شود. یک ایراد که در بازی خودش هیچ جایگاهی ندارد و نمی تواند فرار کند. با وجودی که او شرایطی بدتر از رالف دارد، روحیه اش را از دست نداده است. او مصمم است با احترام دیگر کاراکتر ها را به دست آورد و همچنین برعکس رالف هیچ اهمیتی به یک تکه فلز بی معنی نمی دهد.
او در واقع نیاز اعتماد به نفس رالف را مجسم می کند.
از طرف دیگر " کندی کینگ" نقص کشنده رالف است: این ایده که او می تواند با ایجاد ویرانی در هم بازی ایی به چیزی که می خواهد برسد.
داستان به رالف کمک می کند با ضعف هایش را دریابد و بر آن ها غلبه کند.
#writting📚
@fantasylibrary
#قسمت_آخر
گفتیم که ضعف یک شخصیت می تواند روانشناختی، اخلاقی و یا هر دو باشد.
حال بیایید شخصیت اصلی فیلم“Wreck it Ralph” دیزنی را بررسی کنیم که هر دو این ضعف ها را در خود دارد.
در ابتدا رالف کاراکتری است با خواسته ای که همه ما آن را به خوبی درک می کنیم: مورد قبول و احترام قرار گرفتن. اون احساس تنهایی می کند و بقیه افراد بازی اش او را تحقیر می کنند. پس او بازی خودش را ترک می کند و به دنبال ماموریتی برای برنده شدن یک مدال می رود. او فکر می کند که آن مدال می تواند ارزشش را ثابت کند و احترامی را - که مشتاقش است- بدهد.
هدف: گرفتن یک مدال
چیزی که رالف نمی فهمد این است که یک مدال نظر بقیه را عوض نمی کند، بلکه فقط باعث می شود او بیشتر "بد" به نظر برسد چون او به جای به دست آوردن مدال آن را می دزدد. تمام چیزی که او برای خوشحال بودن نیاز دارد این است که به دیکران نشان دهد که وجودش تا چه حد برای بازی اش مهم است و بدون یک شخصیت بدجنس بازی به هیچ وجه جالب نمی شود. به همین دلیل شغل یک "شخصیت بد " مثل او نیز سزاوار احترام است.
نیاز: اعتماد به خودش و نقشش
رالف رنجش را به وسیله خشم و رفتار های بدون فکر اش بروز می دهد. او بازی اش را تا قبل از شب ترک نمی کند. او بعد از شنیدن در مورد مدال تصمیمی ناگهانی می گیرد تا بلافاصله بازی اش را ترک کند، حتی با این که می داند این کار ممکن اس ت باعث دردسر شود.
در یکی از بازی ها وحشت می کند، بازی را برای بازیکن اسپویل می کند و در حین دزدیدن مدال اتفاقی باعث می شود یک عالمه تخم حشره بشکنند. ناتوانی او در فکر کردن قبل از انجام اعمالش دائما او را در معرض خطر قرار می دهد.
ضعف روانشناختی: گستاخی
اشتیاق رالف به مورد احترام قرار گرفتن قابل درک است؛ اما این به خودخواهی تبدیل می شود. زمانی که فراموش می کند در برابر کاراکتر های دیگر در بازی اش نیز مسئولیتی دارد. اگر بمیرد یا اتفاقی برای مدتی طولانی از بازی خودش دور بماند، کاراکتر های دیگر نیزبه سرنوشت بدی دچار خواهند شد.
ضعف اخلاقی: خودخواهی
طی ماجراجویی او با ونه لوپی آشنا می شود. یک ایراد که در بازی خودش هیچ جایگاهی ندارد و نمی تواند فرار کند. با وجودی که او شرایطی بدتر از رالف دارد، روحیه اش را از دست نداده است. او مصمم است با احترام دیگر کاراکتر ها را به دست آورد و همچنین برعکس رالف هیچ اهمیتی به یک تکه فلز بی معنی نمی دهد.
او در واقع نیاز اعتماد به نفس رالف را مجسم می کند.
از طرف دیگر " کندی کینگ" نقص کشنده رالف است: این ایده که او می تواند با ایجاد ویرانی در هم بازی ایی به چیزی که می خواهد برسد.
داستان به رالف کمک می کند با ضعف هایش را دریابد و بر آن ها غلبه کند.
#writting📚
@fantasylibrary