🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
📌برشی از متن كتاب: #لالایی_برای_دختر_مرده 📖
اثر : #حمیدرضا_شاه_آبادی ✍🏻
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
فضای شهرک ارغوان با ساختمان های نیمه ساز و خالی اش، با خاطره ی سقوط مرگبار سازنده اش از طبقه ی پنجم بلوک سیزدهم، و با سکوت سنگینی که همیشه در آن جریان داشت وهم آور بود. وقتی حدود چهارصد و پنجاه نفر در محلی که برای زندگی سه هزار نفر طراحی شده زندگی می کنند، آن قدر فضای خالی وجود دارد که بتواند همه ی اهل محل را خیالاتی کند. شاید به همین خاطر بود که وقتی زهره یکی از دختر های کلاس دوم دبیرستان شهرک ارغوان آنچه را که می دید برای دیگران شرح داد، همه گفتند که او خیالاتی شده و هیچ کس حرفش را باور نکرد. زهره این حرف را اولین بار به نزدیک ترین دوستش مینا گفت و بعد از آن دیگران هم یکی یکی از ماجرا باخبر شدند. و بالاخره خبر در تمام شهرک پیچید. زهره می گفت دختری را می شناسد که موهایی خاکستری دارد، دست هایش از آرنج به پایین سوخته و از همه مهم تر صد سال پیش مرده است!
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
✂️ #برشی_از_متن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
📌برشی از متن كتاب: #لالایی_برای_دختر_مرده 📖
اثر : #حمیدرضا_شاه_آبادی ✍🏻
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
فضای شهرک ارغوان با ساختمان های نیمه ساز و خالی اش، با خاطره ی سقوط مرگبار سازنده اش از طبقه ی پنجم بلوک سیزدهم، و با سکوت سنگینی که همیشه در آن جریان داشت وهم آور بود. وقتی حدود چهارصد و پنجاه نفر در محلی که برای زندگی سه هزار نفر طراحی شده زندگی می کنند، آن قدر فضای خالی وجود دارد که بتواند همه ی اهل محل را خیالاتی کند. شاید به همین خاطر بود که وقتی زهره یکی از دختر های کلاس دوم دبیرستان شهرک ارغوان آنچه را که می دید برای دیگران شرح داد، همه گفتند که او خیالاتی شده و هیچ کس حرفش را باور نکرد. زهره این حرف را اولین بار به نزدیک ترین دوستش مینا گفت و بعد از آن دیگران هم یکی یکی از ماجرا باخبر شدند. و بالاخره خبر در تمام شهرک پیچید. زهره می گفت دختری را می شناسد که موهایی خاکستری دارد، دست هایش از آرنج به پایین سوخته و از همه مهم تر صد سال پیش مرده است!
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
✂️ #برشی_از_متن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
بعضی از کتاب ها باید مزه مزه شوند. برخی دیگر باید بلعیده شوند.
اما تنها تعداد کمی از آن ها باید جویده و کاملا هضم شوند.
#booktweet 📚
#فرانسیس_بیکن ✍🏻
📙 @fantasylibrary 📗
اما تنها تعداد کمی از آن ها باید جویده و کاملا هضم شوند.
#booktweet 📚
#فرانسیس_بیکن ✍🏻
📙 @fantasylibrary 📗
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتاب بخوان و زیباییهایش را در رفتارت، نمایش بده. فرهنگ به همین صورت، نیرومند میشود. اگر چنین نکنی، در حال سقوطی.
#booktweet🍒
@Fantasylibrary🎭
#booktweet🍒
@Fantasylibrary🎭
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
📌برشی از متن كتاب: #از_دو_که_حرف_میزنم_از_چه_حرف_میزنم 📖
اثر : #هاروکی_موراکامی ✍🏻
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
بدنمان درست مثل بصیرتمان معما است. به هر جا که رجوع میکنید تاریکی و نقطه ی کور دارد. به هر جا که برخورد میکنید سکوت است، همه جا شگفتی در انتظار شماست.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
✂️ #برشی_از_متن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
📌برشی از متن كتاب: #از_دو_که_حرف_میزنم_از_چه_حرف_میزنم 📖
اثر : #هاروکی_موراکامی ✍🏻
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
بدنمان درست مثل بصیرتمان معما است. به هر جا که رجوع میکنید تاریکی و نقطه ی کور دارد. به هر جا که برخورد میکنید سکوت است، همه جا شگفتی در انتظار شماست.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
✂️ #برشی_از_متن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
📌برشی از متن كتاب: #ملکه_سرخ #red_queen 📖
اثر : #ویکتوریا_آویارد #victoria_aveyard ✍🏻
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
آرامش مسکوت سارا به خشمی نهان تبدیل میشود، از بین دستان ژولیان بیرون می اید و مثل حیوانی زخمی به سمت در اتاق میرود. در پشت سرش محکم صدا میدهد و نقشه های مصور در زندان شیشه ای را در جای خود میلرزاند حتی دستان ژولیان هم مدت ها بعد رفتن او میلرزد انگار که هنوز میتوانند او را حس کنند.
سعی میکند احساساتش را پنهان کند اما خیلی موفق نیست ژولیان زمانی او را دوست داشته، حتی شاید هنوز هم دوستش داشته باشد. مثل حیوانی زخمی به در نگاه میکند و منتظر او تا برگردد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
✂️ #برشی_از_متن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
📌برشی از متن كتاب: #ملکه_سرخ #red_queen 📖
اثر : #ویکتوریا_آویارد #victoria_aveyard ✍🏻
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
آرامش مسکوت سارا به خشمی نهان تبدیل میشود، از بین دستان ژولیان بیرون می اید و مثل حیوانی زخمی به سمت در اتاق میرود. در پشت سرش محکم صدا میدهد و نقشه های مصور در زندان شیشه ای را در جای خود میلرزاند حتی دستان ژولیان هم مدت ها بعد رفتن او میلرزد انگار که هنوز میتوانند او را حس کنند.
سعی میکند احساساتش را پنهان کند اما خیلی موفق نیست ژولیان زمانی او را دوست داشته، حتی شاید هنوز هم دوستش داشته باشد. مثل حیوانی زخمی به در نگاه میکند و منتظر او تا برگردد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
✂️ #برشی_از_متن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید👇
🆔 @Fantasylibrary
راستگوترین، بیتوقعترین، مفیدترین و همیشگیترین رفیق برای هر کسی کتاب است.
#booktweet🌿
#مارکتواین💫
#booktweet🍇
#booktweet🌿
#مارکتواین💫
#booktweet🍇