🖌
🏹
🍺
#hunger_games
یه پست هانگری....کسایی که کتاب عطش مبارزه رو نخوندن حتماااا زودتر شروع کنن...واقعا عالیه😭😍
⚜ #fantasy_text ⚜
@Fantasylibrary
🏹
🍺
#hunger_games
یه پست هانگری....کسایی که کتاب عطش مبارزه رو نخوندن حتماااا زودتر شروع کنن...واقعا عالیه😭😍
⚜ #fantasy_text ⚜
@Fantasylibrary
🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈
بادبادک باز
نویسنده: خالد حسینی
مترجم: مهدی غبرائی
👈خلاصه:
روایت این رمان دوستی امیر با حسن (پسر هزارهای و شیعه) است که امیر در سن ۱۲ سالگی به یار همیشگی خود خیانت میکند و این گناه تا سالها مانند یک استخوان در گلویش گیر میکند و حتی شادترین لحظات زندگی را برای او تیره و تار میکند. در سال ۱۹۷۹ با حمله روسها به افغانستان امیر با پدرش (بابا) از افغانستان فراری میشوند و تمام روزهای تلخ و شیرین گذشته را هم با ذهن خود به فریمانت میبرند.
👈توضیحات:
بادبادکباز یا کاغذپران نخستین اثر منتشرشدهٔ خالد حسینی، این رمان نخستین اثر یک نویسندهٔ افغان به زبان انگلیسی محسوب میشود. در سال ۲۰۰۷ میلادی فیلمی بر اساس این کتاب ساخته شد.
داستان از زبان امیر روایت میشود، امیر یک نویسندهٔ اهل افغانستان از تبار پشتون ساکن کالیفرنیا است که برای نجات یک بچه راهی افغانستان میشود؛ افغانستانی که در تحت حاکمیت طالبان است و یکی از سختترین دوران تاریخ چند هزار سالهاش را سپری میکند و به بهانهٔ این سفر به افغانستان امیر داستان زندگیاش را تعریف میکند.
🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈
@fantasylibrary
🎈🎈🎈🎈🎈🎈
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#خالد_حسینی #بادبادک_باز
بادبادک باز
نویسنده: خالد حسینی
مترجم: مهدی غبرائی
👈خلاصه:
روایت این رمان دوستی امیر با حسن (پسر هزارهای و شیعه) است که امیر در سن ۱۲ سالگی به یار همیشگی خود خیانت میکند و این گناه تا سالها مانند یک استخوان در گلویش گیر میکند و حتی شادترین لحظات زندگی را برای او تیره و تار میکند. در سال ۱۹۷۹ با حمله روسها به افغانستان امیر با پدرش (بابا) از افغانستان فراری میشوند و تمام روزهای تلخ و شیرین گذشته را هم با ذهن خود به فریمانت میبرند.
👈توضیحات:
بادبادکباز یا کاغذپران نخستین اثر منتشرشدهٔ خالد حسینی، این رمان نخستین اثر یک نویسندهٔ افغان به زبان انگلیسی محسوب میشود. در سال ۲۰۰۷ میلادی فیلمی بر اساس این کتاب ساخته شد.
داستان از زبان امیر روایت میشود، امیر یک نویسندهٔ اهل افغانستان از تبار پشتون ساکن کالیفرنیا است که برای نجات یک بچه راهی افغانستان میشود؛ افغانستانی که در تحت حاکمیت طالبان است و یکی از سختترین دوران تاریخ چند هزار سالهاش را سپری میکند و به بهانهٔ این سفر به افغانستان امیر داستان زندگیاش را تعریف میکند.
🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈
@fantasylibrary
🎈🎈🎈🎈🎈🎈
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#خالد_حسینی #بادبادک_باز
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
#نکته : ترجمه ی این کتاب در اینترنت قرار نگرفته و وقتی به طور کامل قرار گرفت فورا در کانال گذاشته میشه.
#پرواذ از #انجی_سیج از مجموعه #سیپتیموس_هیپ
#نکته : ترجمه ی این کتاب در اینترنت قرار نگرفته و وقتی به طور کامل قرار گرفت فورا در کانال گذاشته میشه.
#پرواذ از #انجی_سیج از مجموعه #سیپتیموس_هیپ
🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
پرواذ
جلد دوم سیپتیموس هیپ
نویسنده : انجی سیج
بخشی از کتاب:
دست نگهدار! میخواهی همهٔ ما را به کشتن بدهی؟
اسکلتی از یک جادوگر سطح آب را میشکافد و بلمران با این که از ترس میلرزد، اجازه میدهد اسکلت، سوار قایق شود. بلمران قول میدهد تلاش کند تا اسکلت به زندگی برگردد و اسکلت هم قول میدهد او را به کارآموزیاش بپذیرد.
اما این بلمران مرموز کیست و چرا خواهر خواندهاش جینا را دزدیدهاند؟
🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
@fantasylibrary
🔮🔮🔮🔮🔮🔮
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#انجی_سیج #سیپتیموس_هیپ #پرواذ
پرواذ
جلد دوم سیپتیموس هیپ
نویسنده : انجی سیج
بخشی از کتاب:
دست نگهدار! میخواهی همهٔ ما را به کشتن بدهی؟
اسکلتی از یک جادوگر سطح آب را میشکافد و بلمران با این که از ترس میلرزد، اجازه میدهد اسکلت، سوار قایق شود. بلمران قول میدهد تلاش کند تا اسکلت به زندگی برگردد و اسکلت هم قول میدهد او را به کارآموزیاش بپذیرد.
اما این بلمران مرموز کیست و چرا خواهر خواندهاش جینا را دزدیدهاند؟
🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
@fantasylibrary
🔮🔮🔮🔮🔮🔮
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#انجی_سیج #سیپتیموس_هیپ #پرواذ
☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠
ملاقات با مرگ
نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم: جمشید اسکندانی
خلاصه:
هرکول پوآرو برای گذراندن تعطیلات به اورشلیم میرود و در هتل سلیمان اقامت میکند و در شب اول اقامتش از پنجرهی مجاور چیزی میشنود که توجهاش را جلب میکند. یک نفر با صدایی یواش و مرموز میگوید: "ولی باید او را بکشیم. میفهمی؟" پوآرو اول گمان میکند این جمله بخشی از اجرای نمایشنامه یا داستانی است. ولی بعد متوجه میشود که گوینده این جمله را با غیظ و هیجان عجیبی ادا کرد.
☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠
@fantasylibrary
☠☠☠☠☠☠
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#بانو_آگاتا_کریستی #ملاقات_با_مرگ
ملاقات با مرگ
نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم: جمشید اسکندانی
خلاصه:
هرکول پوآرو برای گذراندن تعطیلات به اورشلیم میرود و در هتل سلیمان اقامت میکند و در شب اول اقامتش از پنجرهی مجاور چیزی میشنود که توجهاش را جلب میکند. یک نفر با صدایی یواش و مرموز میگوید: "ولی باید او را بکشیم. میفهمی؟" پوآرو اول گمان میکند این جمله بخشی از اجرای نمایشنامه یا داستانی است. ولی بعد متوجه میشود که گوینده این جمله را با غیظ و هیجان عجیبی ادا کرد.
☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠
@fantasylibrary
☠☠☠☠☠☠
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#بانو_آگاتا_کریستی #ملاقات_با_مرگ
🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂
قتل در قطار سریع السیر شرق
نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم:بهرام افراسیابی
خلاصه:
هرکول پوآرو در هنگام سیاحت در ترکیه با تلگرافی به لندن احضار میشود. او به سختی در یکی از کوپههای واگن تختخوابدار قطار سریعالسیر شرق جایی پیدا میکند و به سمت لندن به راه میافتد. در قطار پوآرو همسفرانش را زیر نظر میگیرد و بلافاصله متوجه میشود که افرادی که در واگن او هستند، جمع ناهمگونی را تشکیل میدهند. در واقع از تمام طبقات اجتماعی نمایندهای در داخل این واگن وجود دارد، ولی کسی که بیشتر از بقیه توجهش را جلب میکند ساموئل راچت، یک تاجر خیر آمریکایی است که از چشمانش پیداست آنطور که وانمود میکند، آدم خیرخواه و خوبی نیست. خود راچت هم به پوآرو نزدیک میشود و اظهار علاقه میکند که او را به سمت محافظ خود استخدام کند. پوآرو پیشنهاد او را نمیپذیرد، صرفا به این دلیل که از قیافه راچت خوشش نمیآید و ...
🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂
@fantasylibrary
🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#بانو_آگاتا_کریستی #قتل_در_قطار_سریع_السیر_شرق
قتل در قطار سریع السیر شرق
نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم:بهرام افراسیابی
خلاصه:
هرکول پوآرو در هنگام سیاحت در ترکیه با تلگرافی به لندن احضار میشود. او به سختی در یکی از کوپههای واگن تختخوابدار قطار سریعالسیر شرق جایی پیدا میکند و به سمت لندن به راه میافتد. در قطار پوآرو همسفرانش را زیر نظر میگیرد و بلافاصله متوجه میشود که افرادی که در واگن او هستند، جمع ناهمگونی را تشکیل میدهند. در واقع از تمام طبقات اجتماعی نمایندهای در داخل این واگن وجود دارد، ولی کسی که بیشتر از بقیه توجهش را جلب میکند ساموئل راچت، یک تاجر خیر آمریکایی است که از چشمانش پیداست آنطور که وانمود میکند، آدم خیرخواه و خوبی نیست. خود راچت هم به پوآرو نزدیک میشود و اظهار علاقه میکند که او را به سمت محافظ خود استخدام کند. پوآرو پیشنهاد او را نمیپذیرد، صرفا به این دلیل که از قیافه راچت خوشش نمیآید و ...
🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂
@fantasylibrary
🚂🚂🚂🚂🚂🚂🚂
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#بانو_آگاتا_کریستی #قتل_در_قطار_سریع_السیر_شرق
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
#نکته : ترجمه ی این کتاب در اینترنت قرار نگرفته و وقتی به طور کامل قرار گرفت فورا در کانال گذاشته میشه.
#فیظیک از #انجی_سیج از مجموعه #سیپتیموس_هیپ
#نکته : ترجمه ی این کتاب در اینترنت قرار نگرفته و وقتی به طور کامل قرار گرفت فورا در کانال گذاشته میشه.
#فیظیک از #انجی_سیج از مجموعه #سیپتیموس_هیپ
🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
فیظیک
جلد سوم سیپتیموس هیپ
نویسنده: انجی سیج
خلاصه:
سیپتیموسهیپ مهر و موم اتاقی فراموش شده در قصر را باز میکند و بعد از پانصد سال روح ملکه ادلدردا از زندان آزاد میشود . اکنون ملکه ادلدردا برای اجرای نقشهی شیطانیاش و ناپدید کردن سیپتیموس ، باید از نفوذ جینا بر برادرش سیپتیموس و دانش و استعداد کیمیاگر معروف مارسل لوس کمک بگیرد .
🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
@fantasylibrary
🔮🔮🔮🔮🔮🔮
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#انجی_سیج #سیپتیموس_هیپ #فیظیک
فیظیک
جلد سوم سیپتیموس هیپ
نویسنده: انجی سیج
خلاصه:
سیپتیموسهیپ مهر و موم اتاقی فراموش شده در قصر را باز میکند و بعد از پانصد سال روح ملکه ادلدردا از زندان آزاد میشود . اکنون ملکه ادلدردا برای اجرای نقشهی شیطانیاش و ناپدید کردن سیپتیموس ، باید از نفوذ جینا بر برادرش سیپتیموس و دانش و استعداد کیمیاگر معروف مارسل لوس کمک بگیرد .
🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
@fantasylibrary
🔮🔮🔮🔮🔮🔮
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#انجی_سیج #سیپتیموس_هیپ #فیظیک
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
سیانوژن نورانی
نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم : بهرام افراسیابی
خلاصه:
حوادث داستان مربوط به یک سال پس از درگذشت رزماری بارتن است. وی یک سال قبل در شب جشن تولدش که در آن شش تن حضور داشتند به طرز غم انگیزی فوت می کند، به این ترتیب که پس از نوشیدن لیوانی نوشیدنی تلوتلوخوران روی زمین افتاده و دیگر بر نمی خیزد. به زمان و مکان مرگ بطور روشن اشاره ای نمی شود اما علت مرگ بسیار جالب توجه و باور نکردنی است: تشخیص پزشک قانونی خودکشی با سم سیانوژن ناشی از اختلالات روانی است آنهم بعد از یک آنفولانزا!….اما بعدها که سم سیانور در کیف وی پیدا می شود و وصیت نامه وی خوانده می شود صورت قضیه تغییر می کند…به هر حال نه ماه پس از درگذشت رزماری، جورج بارتن مرتبا یادداشت هایی دریافت می کند مبنی بر اینکه رزماری خودکشی نکرده، بلکه به قتل رسیده است و این ماجرا سبب می شود کسانی که آن شب در مهمانی حضور داشتند بار دیگر دور هم جمع شوند…
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
@fantasylibrary
🔺🔺🔺🔺🔺🔺
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#بانو_آگاتا_کریستی #سیانوژن_نورانی
سیانوژن نورانی
نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم : بهرام افراسیابی
خلاصه:
حوادث داستان مربوط به یک سال پس از درگذشت رزماری بارتن است. وی یک سال قبل در شب جشن تولدش که در آن شش تن حضور داشتند به طرز غم انگیزی فوت می کند، به این ترتیب که پس از نوشیدن لیوانی نوشیدنی تلوتلوخوران روی زمین افتاده و دیگر بر نمی خیزد. به زمان و مکان مرگ بطور روشن اشاره ای نمی شود اما علت مرگ بسیار جالب توجه و باور نکردنی است: تشخیص پزشک قانونی خودکشی با سم سیانوژن ناشی از اختلالات روانی است آنهم بعد از یک آنفولانزا!….اما بعدها که سم سیانور در کیف وی پیدا می شود و وصیت نامه وی خوانده می شود صورت قضیه تغییر می کند…به هر حال نه ماه پس از درگذشت رزماری، جورج بارتن مرتبا یادداشت هایی دریافت می کند مبنی بر اینکه رزماری خودکشی نکرده، بلکه به قتل رسیده است و این ماجرا سبب می شود کسانی که آن شب در مهمانی حضور داشتند بار دیگر دور هم جمع شوند…
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
@fantasylibrary
🔺🔺🔺🔺🔺🔺
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#بانو_آگاتا_کریستی #سیانوژن_نورانی