This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین #تیزر_تریلر فیلم مورد انتظار #آرتمیس_فاول بر اساس کتاب #گروگان_گیری جلد نخست مجموعه پرطرفدار آرتمیس فاول 🔥
📖 @fantasylibrary 📚
📖 @fantasylibrary 📚
بر خلاف باور عموم ، فاصله ی ذکر شده در عنوان معروف ترین اثر #ژول_ورن یعنی #بیست_هزار_فرسنگ_زیر_دریا به مسافت طی شده در زیر دریا اشاره دارد نه عمق آن!
در کتاب هر فرسنگ برابر با ۴ کیلومتر تعریف شده است و این به این معنی است که ۲۰۰۰۰ فرسنگ برابر است با ۸۰۰۰۰ کیلومتر، که بیش از ۲۰ درصد فاصله ی زمین تا کره ماه است!
بیشترین عمق ذکر شده در کتاب ۴ فرسنگ است که این هم ۵ کیلومتر بیشتر از عمیق ترین نقطه ی پوسته ی زمین یعنی دراز گودال ماریانا است.
#fact 📋
📘 @fantasylibrary 📕
در کتاب هر فرسنگ برابر با ۴ کیلومتر تعریف شده است و این به این معنی است که ۲۰۰۰۰ فرسنگ برابر است با ۸۰۰۰۰ کیلومتر، که بیش از ۲۰ درصد فاصله ی زمین تا کره ماه است!
بیشترین عمق ذکر شده در کتاب ۴ فرسنگ است که این هم ۵ کیلومتر بیشتر از عمیق ترین نقطه ی پوسته ی زمین یعنی دراز گودال ماریانا است.
#fact 📋
📘 @fantasylibrary 📕
وقتی پرسی کوچیک بود، سالی اونو به دلفیناریوم برد که نمایششون رو ببینه. مردی که اونارو اموزش میداد از تماشاچیا پرسید:« کی دوست داره بیاد پایین و سعی کنه با دلفینا دوست بشه؟»
کلی دست کوچولو و بچگونه بالا رفت. دست پرسی هم بین اونا تندتند تکون میخورد.
چشمهای مرد متوجه پرسی شد:« اوه! اره تو مرد جوان...بیا پایین پرسی.»
پرسی لبخند زد و با خوشحالی به پایین استخر رفت. مرد گفت:« دستت رو جلو بگیر پرسی.» و پرسی کاری که اون گفته بود رو انجام داد. دلفینها به پشت شنا کردن و دماغشون رو یکی یکی به دست پرسی مالیدن. پرسی صداشونو شنید که گفتن:« این مایهی افتخار ماست، لرد کوچک!»
پرسی با هیجان به مرد گفت:« فک کنم صداشونو میشنوم!!»
مرد با لبخند جواب داد:« معلومه که میشنوی. مگه تو شاهزادهی کوچیک دریا نیستی؟؟»
چشمای سالی خیس بود. اون از اینکه تعلیمدهنده دلفینا اسم پرسی رو میدونست کوچکترین تعجبی نکرد. همین طور از رنگ سبز دریایی چشمهای اون...😪
#Headcanon •[📝]
#PercyJackson •[🔱]
@FantasyLibrary •[📚]
کلی دست کوچولو و بچگونه بالا رفت. دست پرسی هم بین اونا تندتند تکون میخورد.
چشمهای مرد متوجه پرسی شد:« اوه! اره تو مرد جوان...بیا پایین پرسی.»
پرسی لبخند زد و با خوشحالی به پایین استخر رفت. مرد گفت:« دستت رو جلو بگیر پرسی.» و پرسی کاری که اون گفته بود رو انجام داد. دلفینها به پشت شنا کردن و دماغشون رو یکی یکی به دست پرسی مالیدن. پرسی صداشونو شنید که گفتن:« این مایهی افتخار ماست، لرد کوچک!»
پرسی با هیجان به مرد گفت:« فک کنم صداشونو میشنوم!!»
مرد با لبخند جواب داد:« معلومه که میشنوی. مگه تو شاهزادهی کوچیک دریا نیستی؟؟»
چشمای سالی خیس بود. اون از اینکه تعلیمدهنده دلفینا اسم پرسی رو میدونست کوچکترین تعجبی نکرد. همین طور از رنگ سبز دریایی چشمهای اون...😪
#Headcanon •[📝]
#PercyJackson •[🔱]
@FantasyLibrary •[📚]