🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
مجموعه دشت پارسوا
نویسنده: مریم عزیزی
ژانر: #فانتزی، #فانتزی_ایرانی، #تخیلی، #وحشت
''دشت پارسوا'' عنوان اولین مجموعه رمان مریم عزیزی به عنوان یکی از نویسندگان جوان است و این نویسنده در این مجموعه، علاوه بر عناصر فانتزی، از ویژگیهای ادبیات وحشت بهره برده است.
مجموعه کتابهای «دشت پارسوا» فضایی سحرآمیز داشته و افسانه و فانتزیهای ایرانی را با خود دارند.
داستان از سپیدهدمی زمستانی آغاز میشود که زندگی شخصیت اصلی داستان به مسیری تازه هدایت میشود. ماندانا توسی آدمیزادی نوزدهساله است که با پا گذاشتن به دنیای جادوگران سعی دارد دوست را از دشمن، و درست را از نادرست تشخیص دهد و همزمان تواناییهای درونیش را شناخته و پرورش دهد. در این مسیر او رازهای گیاهان را میآموزد و در کنار دوست قدیمیش آبتین فیروزی ...
👁🗨 برگرفته از معرفی مجموعه در سایت های خبری
⭕پ.ن1: کتابی هم فانتزی و هم در ژانر وحشت که به گفته اخبارها قرار است 6 جلد باشد.
⭕️ پ.ن2: تا به حال از این مجموعه سه کتاب منتشر شده است. جلد اول با نام حومه سکوت، جلد دوم با نام پیشگویی سپیده دم و جلد سوم با نام نفرین دفراش.
⭕پ.ن3: برخلاف معمول و برای حمایت بیشتر از فانتزی های ایرانی، نام انتشارات را می نویسم تا اگر خواستید در نمایشگاه تهیه اش کنید سردرگم نشوید.
(نشر افق)
⭕️ پ.ن3: متاسفانه در مورد رمان های ژانری ایرانی کمتر مطلب و حرف وجود دارد. اگر احساس می کنید که این پست به تصحیح و یا اضافه کردن مطلبی نیازمند است مخصوصا در قسمت معرفی به ما اطلاع دهید.
⭕️ پ.ن 4: لطفا اگر از این مطلب جایی اشاره کردین بد نیست نام کانال رو هم یکی از گوشه هاش بیارید 😉
📕📕📕📕📕📕📕📕
@fantasylibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#دشت_پارسوا #مریم_عزیزی
مجموعه دشت پارسوا
نویسنده: مریم عزیزی
ژانر: #فانتزی، #فانتزی_ایرانی، #تخیلی، #وحشت
''دشت پارسوا'' عنوان اولین مجموعه رمان مریم عزیزی به عنوان یکی از نویسندگان جوان است و این نویسنده در این مجموعه، علاوه بر عناصر فانتزی، از ویژگیهای ادبیات وحشت بهره برده است.
مجموعه کتابهای «دشت پارسوا» فضایی سحرآمیز داشته و افسانه و فانتزیهای ایرانی را با خود دارند.
داستان از سپیدهدمی زمستانی آغاز میشود که زندگی شخصیت اصلی داستان به مسیری تازه هدایت میشود. ماندانا توسی آدمیزادی نوزدهساله است که با پا گذاشتن به دنیای جادوگران سعی دارد دوست را از دشمن، و درست را از نادرست تشخیص دهد و همزمان تواناییهای درونیش را شناخته و پرورش دهد. در این مسیر او رازهای گیاهان را میآموزد و در کنار دوست قدیمیش آبتین فیروزی ...
👁🗨 برگرفته از معرفی مجموعه در سایت های خبری
⭕پ.ن1: کتابی هم فانتزی و هم در ژانر وحشت که به گفته اخبارها قرار است 6 جلد باشد.
⭕️ پ.ن2: تا به حال از این مجموعه سه کتاب منتشر شده است. جلد اول با نام حومه سکوت، جلد دوم با نام پیشگویی سپیده دم و جلد سوم با نام نفرین دفراش.
⭕پ.ن3: برخلاف معمول و برای حمایت بیشتر از فانتزی های ایرانی، نام انتشارات را می نویسم تا اگر خواستید در نمایشگاه تهیه اش کنید سردرگم نشوید.
(نشر افق)
⭕️ پ.ن3: متاسفانه در مورد رمان های ژانری ایرانی کمتر مطلب و حرف وجود دارد. اگر احساس می کنید که این پست به تصحیح و یا اضافه کردن مطلبی نیازمند است مخصوصا در قسمت معرفی به ما اطلاع دهید.
⭕️ پ.ن 4: لطفا اگر از این مطلب جایی اشاره کردین بد نیست نام کانال رو هم یکی از گوشه هاش بیارید 😉
📕📕📕📕📕📕📕📕
@fantasylibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#دشت_پارسوا #مریم_عزیزی
Telegram
Fantasy Library
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
📝 بخشی از کتاب های این مجموعه:
📕 جلد یک (حومه سکوت):
📝 سایهی روباه صورت تیغ را از رگ نازک گلوی نوزاد دور كرد و با پشت دست پرمویش خونی كه كاسهی چشم راستش را پُر كرده بود پاک كرد، چند لحظه به چشمان سبز درخشان زن خیره ماند و بعد آهسته نوزاد را به طرف او دراز كرد: «خیلی خب، اجازه داری تا آخر عمر همراه فرزندت باشی.» با یک دست نوزاد را در آغوش زن گذاشت و با دست دیگر تیغهی داس را بر گلوی او سایید.
📗 جلد دوم (پیشگویی سپیده دم):
📝 وقتی چشم باز کرد، در تابوت وحشت بود و این بار تنها نبود. ویگرات را محکم توی مشت داشت و سرش را روی دامان زنی گذاشته بود که چهرهای آشنا، گیسوانی مجعد و بلند، چشمانی به سبزی برگ درختان و لبهایی ظریف و کوچک داشت. زن یک دستش را روی گونهی او گذاشته بود و دست دیگرش را روی قبضهی شمشیر بلندِ برگِ انگورنشانی که بر کمر داشت، قفل کرده بود.
📘 جلد سوم (نفرین دفراش):
📝 سایه پرسید: «خودتی ماندانا؟»
آهنگ صدایش آشنا بود. سایه نزدیک شد و چیزی درون ماندانا فرو ریـخت. این خوابی بود که باید هر چه سریعتر از آن بیدار میشد. زمزمه کرد: «تو اینجا چی کار میکنی؟! چقدر تغییر کردهای!»
نـمیدانست شگفتزده شده بود یا خشمگیـن. اگر آن ابروها و آن نگاه عجیب و خیرهاش را نـمیدید، محال بود او را به جا بیاورد.
👁🗨 متن ها از پشت جلد کتاب ها برداشت شده است.
#دشت_پارسوا ، #مریم_عزیزی #فانتزی_ایرانی
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید. آی دی ما👇
🆔 @fantasylibrary
📝 بخشی از کتاب های این مجموعه:
📕 جلد یک (حومه سکوت):
📝 سایهی روباه صورت تیغ را از رگ نازک گلوی نوزاد دور كرد و با پشت دست پرمویش خونی كه كاسهی چشم راستش را پُر كرده بود پاک كرد، چند لحظه به چشمان سبز درخشان زن خیره ماند و بعد آهسته نوزاد را به طرف او دراز كرد: «خیلی خب، اجازه داری تا آخر عمر همراه فرزندت باشی.» با یک دست نوزاد را در آغوش زن گذاشت و با دست دیگر تیغهی داس را بر گلوی او سایید.
📗 جلد دوم (پیشگویی سپیده دم):
📝 وقتی چشم باز کرد، در تابوت وحشت بود و این بار تنها نبود. ویگرات را محکم توی مشت داشت و سرش را روی دامان زنی گذاشته بود که چهرهای آشنا، گیسوانی مجعد و بلند، چشمانی به سبزی برگ درختان و لبهایی ظریف و کوچک داشت. زن یک دستش را روی گونهی او گذاشته بود و دست دیگرش را روی قبضهی شمشیر بلندِ برگِ انگورنشانی که بر کمر داشت، قفل کرده بود.
📘 جلد سوم (نفرین دفراش):
📝 سایه پرسید: «خودتی ماندانا؟»
آهنگ صدایش آشنا بود. سایه نزدیک شد و چیزی درون ماندانا فرو ریـخت. این خوابی بود که باید هر چه سریعتر از آن بیدار میشد. زمزمه کرد: «تو اینجا چی کار میکنی؟! چقدر تغییر کردهای!»
نـمیدانست شگفتزده شده بود یا خشمگیـن. اگر آن ابروها و آن نگاه عجیب و خیرهاش را نـمیدید، محال بود او را به جا بیاورد.
👁🗨 متن ها از پشت جلد کتاب ها برداشت شده است.
#دشت_پارسوا ، #مریم_عزیزی #فانتزی_ایرانی
⭕️ مطالب مشابه را در کانال ما دنبال کنید. آی دی ما👇
🆔 @fantasylibrary
Audio
✴️ مربوط به مجموعه شاهکش
✴️ کتاب نام باد
✴️ داستان لانری
🎵 Song of sorrows
▪️#kingkiller_chronicles
🎶 #soundtrack
🆔 @fantasylibrary
✴️ کتاب نام باد
✴️ داستان لانری
🎵 Song of sorrows
▪️#kingkiller_chronicles
🎶 #soundtrack
🆔 @fantasylibrary
❤🔥1
Fantasy Library via @like
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترانه:
🎵 Song of sorrows
📌مربوط به مجموعه #شاهکش نوشته #پاتریک_راتفوس
▪️#kingkiller_chronicles
🎶 #video
🎥 #video_clip
🆔 @fantasylibrary
🎵 Song of sorrows
📌مربوط به مجموعه #شاهکش نوشته #پاتریک_راتفوس
▪️#kingkiller_chronicles
🎶 #video
🎥 #video_clip
🆔 @fantasylibrary
❤🔥1
👁🗨 اخبار تصویری از #نمایشگاه_کتاب_تهران
📷 عکاس: هدیه
لحظاتی کتابی خود را از نمایشگاه کتاب با ما به اشتراک بگذارید👇
🆔 @fantasylibrary
📷 عکاس: هدیه
لحظاتی کتابی خود را از نمایشگاه کتاب با ما به اشتراک بگذارید👇
🆔 @fantasylibrary
#لیست_خرید_نمایشگاه_کتاب_1397 دوست بوکورممون 🤓، باران 🌺
مطالب مربوط به نمایشگاه رو در کانالمون دنبال کنید:
📚| @Fantasylibrary |📖
مطالب مربوط به نمایشگاه رو در کانالمون دنبال کنید:
📚| @Fantasylibrary |📖