🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙
گاهی یک کلمه، یک لحظه، می تواند نجاتت دهد
کلمه را نگویی، لحظه را از دست بدهی... از دست رفته ای.
🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙
#Dialog
#سیاهی_چسبناک_شب
#محمود_حسینی_زاد
@fantasylibrary
گاهی یک کلمه، یک لحظه، می تواند نجاتت دهد
کلمه را نگویی، لحظه را از دست بدهی... از دست رفته ای.
🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙🌌🌙
#Dialog
#سیاهی_چسبناک_شب
#محمود_حسینی_زاد
@fantasylibrary
قسمتی از متن کتاب #درک_یک_پایان اثر #جولین_بارنز
🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺
من سخت معتقدم ک همه ی ما به نحوی آسیب میبینیم. چطور ممکن است نبینیم، مگر اینکه دنیایی از پدران و مادران، خواهران و برادران، همسایگان و دوستان بی عیب و نقص داشته باشیم. و بعد میرسیم ب مسئله ای که اساس کار است، یعنی واکنش ما در برابر آسیب:آن را اعتراف میکنیم یا پیش خود نگه میداریمو این در رفتار ما با دیگران چقدر اثر میگذارد؟ بعضی ها آسیب را اعتراف میکنند، و سعی میکنن آن را تخفیف دهند؛ بعضی زندگی شان را وقف یاری به آسیب دیدگان دیگر میکنند؛ و سرانجام هستند کسانی که تمام توان شان را در این راه خرج میکنند که، به هر قیمتی شده دیگر آسیب نبینند. و این ها افراد بی رحمی میشوند ک باید مراقبشان بود.
📯 #dialog 📜
📚 @Fantasylibrary 📖
🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺
من سخت معتقدم ک همه ی ما به نحوی آسیب میبینیم. چطور ممکن است نبینیم، مگر اینکه دنیایی از پدران و مادران، خواهران و برادران، همسایگان و دوستان بی عیب و نقص داشته باشیم. و بعد میرسیم ب مسئله ای که اساس کار است، یعنی واکنش ما در برابر آسیب:آن را اعتراف میکنیم یا پیش خود نگه میداریمو این در رفتار ما با دیگران چقدر اثر میگذارد؟ بعضی ها آسیب را اعتراف میکنند، و سعی میکنن آن را تخفیف دهند؛ بعضی زندگی شان را وقف یاری به آسیب دیدگان دیگر میکنند؛ و سرانجام هستند کسانی که تمام توان شان را در این راه خرج میکنند که، به هر قیمتی شده دیگر آسیب نبینند. و این ها افراد بی رحمی میشوند ک باید مراقبشان بود.
📯 #dialog 📜
📚 @Fantasylibrary 📖
فصل هفدهم کتاب #شهر_استخوان_ها جلد اول از مجموعه #ابزار_های_فانی
تهیه شده توسط کانال ما🤗
☔️ با همکاری تیم ترجمه افسانه ها😇
کپی فقد با ذکر منبع😐☝️
@Fantasylibrary
تهیه شده توسط کانال ما🤗
☔️ با همکاری تیم ترجمه افسانه ها😇
کپی فقد با ذکر منبع😐☝️
@Fantasylibrary
خلاصه:
لو-ملخین پیش آز امدن به روستای او و جست و جو برای زن سیصد دختر را کشته بود. و وقتی که او را میبیند می فهمد که او دوست داشتنی ترین دختر روستا را خواهد خواست. یعنی خواهرش را. و او قسم میخورد که اجازه ندهد به خواهرش چیزی شود.
پساو جای خواهرش را میگیرد و میداند که به زودی کشته خواهد شد. فرمانروایی لو-ملخین جایی خطرناک پر از چیز های زیباست.
هر شب کلماتی که دخترک به پادشاه میگوید به طرز عجیبی واقعی میشوند. لباسی از خانه اش. رویایی از خواهرش. با هر داستان، او قدرتمند تر میشود تا وقتی که از قدرتی بزرگ و وحشتناک میگوید. قدرتی که برای نجات یک شاه کافیست، البته اگر دخترک بتواند هیولای درون شاه را بکشد.
@fantasylibrary
لو-ملخین پیش آز امدن به روستای او و جست و جو برای زن سیصد دختر را کشته بود. و وقتی که او را میبیند می فهمد که او دوست داشتنی ترین دختر روستا را خواهد خواست. یعنی خواهرش را. و او قسم میخورد که اجازه ندهد به خواهرش چیزی شود.
پساو جای خواهرش را میگیرد و میداند که به زودی کشته خواهد شد. فرمانروایی لو-ملخین جایی خطرناک پر از چیز های زیباست.
هر شب کلماتی که دخترک به پادشاه میگوید به طرز عجیبی واقعی میشوند. لباسی از خانه اش. رویایی از خواهرش. با هر داستان، او قدرتمند تر میشود تا وقتی که از قدرتی بزرگ و وحشتناک میگوید. قدرتی که برای نجات یک شاه کافیست، البته اگر دخترک بتواند هیولای درون شاه را بکشد.
@fantasylibrary