👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
نگهبان کریستال
جلد سوم مجموعه روون پسری از رین
نویسنده:امیلی رودا
خلاصه:
شخصی از سرزمینی دور پیام هولناکی می آورد و روون با کشف معمای پیام به وحشتناکی موضوع پی می برد.و او همراه مادر خود به سفری دور و دراز و البته خطرناک می رود.در آن جا فتنه و خطر او را محاصره می کند و او نمی داند به چه کسی باید اعتماد کند؟؟؟
👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
@fantasylibrary
👦👦👦👦👦👦
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#جنیفر_روو #روون_پسری_از_رین #نگهبان_کریستال
نگهبان کریستال
جلد سوم مجموعه روون پسری از رین
نویسنده:امیلی رودا
خلاصه:
شخصی از سرزمینی دور پیام هولناکی می آورد و روون با کشف معمای پیام به وحشتناکی موضوع پی می برد.و او همراه مادر خود به سفری دور و دراز و البته خطرناک می رود.در آن جا فتنه و خطر او را محاصره می کند و او نمی داند به چه کسی باید اعتماد کند؟؟؟
👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
@fantasylibrary
👦👦👦👦👦👦
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#جنیفر_روو #روون_پسری_از_رین #نگهبان_کریستال
👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
زباک ها
جلد چهارم مجموعه روون پسری از رین
نویسنده:امیلی رودا
خلاصه:
هیولایی خواهر روون را می رباید! روون باید برای نجات خواهرش به سرزمین دشمنان سفر کند.ولی او و همراهانش فقط مجموعه ای از راز های جادوگر را در این سفر دور و دراز در پیش دارند ه چه کسی باید اعتماد کند؟؟؟
👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
@fantasylibrary
👦👦👦👦👦👦
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#جنیفر_روو #روون_پسری_از_رین #زباکها
زباک ها
جلد چهارم مجموعه روون پسری از رین
نویسنده:امیلی رودا
خلاصه:
هیولایی خواهر روون را می رباید! روون باید برای نجات خواهرش به سرزمین دشمنان سفر کند.ولی او و همراهانش فقط مجموعه ای از راز های جادوگر را در این سفر دور و دراز در پیش دارند ه چه کسی باید اعتماد کند؟؟؟
👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
@fantasylibrary
👦👦👦👦👦👦
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#جنیفر_روو #روون_پسری_از_رین #زباکها
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
#نکته : این مجموعه به صورت چهارجلد تو ایران ترجمه و منتشر شده و جلد پنجمش رو ترجمه نشده و به صورت زبان اسپانیایی تو اینترنت هست
#خزندگان_یخی از #امیلی_رودا از مجموعه #روون_پسری_از_رین
#نکته : این مجموعه به صورت چهارجلد تو ایران ترجمه و منتشر شده و جلد پنجمش رو ترجمه نشده و به صورت زبان اسپانیایی تو اینترنت هست
#خزندگان_یخی از #امیلی_رودا از مجموعه #روون_پسری_از_رین
👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
خزندگان یخی
جلد پنجم و پایانی مجموعه روون پسری از رین
نویسنده:امیلی رودا
خلاصه: زمستانی سخت در رین شروع شده مردم دهکده به ماریس فرار کرده اند و تنها چند نفر در رین باقی مانده اند ،اما روون هنوز هم باید تلاشی سخت و مرگبار انجام دهد. او باید تا کوه بوکشات سفر کند برای جلوگیری از یخبندان و سرما ،اما انجام این کار ممکن است نه تنها خود روون را به خطر بی اندازد بلکه باعث خطر برای نزدیکان و عزیزان روون شود....
👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
@fantasylibrary
👦👦👦👦👦👦
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#جنیفر_روو #روون_پسری_از_رین #روون_و_خزندگان_یخی
خزندگان یخی
جلد پنجم و پایانی مجموعه روون پسری از رین
نویسنده:امیلی رودا
خلاصه: زمستانی سخت در رین شروع شده مردم دهکده به ماریس فرار کرده اند و تنها چند نفر در رین باقی مانده اند ،اما روون هنوز هم باید تلاشی سخت و مرگبار انجام دهد. او باید تا کوه بوکشات سفر کند برای جلوگیری از یخبندان و سرما ،اما انجام این کار ممکن است نه تنها خود روون را به خطر بی اندازد بلکه باعث خطر برای نزدیکان و عزیزان روون شود....
👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦👦
@fantasylibrary
👦👦👦👦👦👦
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#جنیفر_روو #روون_پسری_از_رین #روون_و_خزندگان_یخی
🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
مسیر سبز
نویسنده: استفن کینگ
خلاصه:
داستان کتاب در سال 1932 اتفاق می افته و در مورد زندگی پل اچکامب یکی از نگهبانان قدیمی زندان دیترویت که در ارتباط با زندانی سیاه پوست و غول پیکر به اسم «جان کافی» است. جان متهم به قتل دو کودک است. پل بتدریج به شخصیـت جان علاقمند میشود و میفهمد که او دارای یک قدرت متافیزیکی عجیبی است . سرانجام جان کافی در عین بیگناهی به اعدام محکوم می شود اما....
🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
@fantasylibrary
🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#استیون_ادوین_کینگ #مسیرسبز
مسیر سبز
نویسنده: استفن کینگ
خلاصه:
داستان کتاب در سال 1932 اتفاق می افته و در مورد زندگی پل اچکامب یکی از نگهبانان قدیمی زندان دیترویت که در ارتباط با زندانی سیاه پوست و غول پیکر به اسم «جان کافی» است. جان متهم به قتل دو کودک است. پل بتدریج به شخصیـت جان علاقمند میشود و میفهمد که او دارای یک قدرت متافیزیکی عجیبی است . سرانجام جان کافی در عین بیگناهی به اعدام محکوم می شود اما....
🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
@fantasylibrary
🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#استیون_ادوین_کینگ #مسیرسبز
💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤
خواب هاروی
نویسنده: استفن کینگ
خلاصه:
جانت پایِ سینک ظرفشویی میچرخد و، یکهو، چشمش میافتد به شوهرش که حدود سی سال است با هم زندگی میکنند. با تیشرت سفید و شلوارک بیگ داگ نشسته پشت میز آشپزخانه او را تماشا میکند.
تازگیها این ناخدای روزهای هفته وال استریت را بیشترِ شنبهصبحها درست همینجا با همین ریخت و قیافه میبیند: شانههای آویزان و چشمهای مات، شوره سفید روی گونهها، موهای سینهاش که از یقهٔ تیشرت بیرون زده، و موهای شاخایستاده پشت سر مثل آلفاآلفای شیطانهای کوچک که پیر و خرفت شده باشد. جانت و دوستش هانا این اواخر برای هم داستانهای آلزایمری تعریف میکردند و همدیگر را میترساندند (مثل دختربچههایی که شب خانه هم میخوابند و برای همدیگر داستان ارواح تعریف میکنند): فلانی دیگر زنش را نمیشناسد، آن یکی دیگر اسم بچههایش یادش نمیآید...
💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤
@fantasylibrary
💤💤💤💤💤💤
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#استیون_ادوین_کینگ #خواب_هاروی
خواب هاروی
نویسنده: استفن کینگ
خلاصه:
جانت پایِ سینک ظرفشویی میچرخد و، یکهو، چشمش میافتد به شوهرش که حدود سی سال است با هم زندگی میکنند. با تیشرت سفید و شلوارک بیگ داگ نشسته پشت میز آشپزخانه او را تماشا میکند.
تازگیها این ناخدای روزهای هفته وال استریت را بیشترِ شنبهصبحها درست همینجا با همین ریخت و قیافه میبیند: شانههای آویزان و چشمهای مات، شوره سفید روی گونهها، موهای سینهاش که از یقهٔ تیشرت بیرون زده، و موهای شاخایستاده پشت سر مثل آلفاآلفای شیطانهای کوچک که پیر و خرفت شده باشد. جانت و دوستش هانا این اواخر برای هم داستانهای آلزایمری تعریف میکردند و همدیگر را میترساندند (مثل دختربچههایی که شب خانه هم میخوابند و برای همدیگر داستان ارواح تعریف میکنند): فلانی دیگر زنش را نمیشناسد، آن یکی دیگر اسم بچههایش یادش نمیآید...
💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤💤
@fantasylibrary
💤💤💤💤💤💤
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#استیون_ادوین_کینگ #خواب_هاروی
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
ابلیس
نویسنده: استفن کینگ
خلاصه:
ویروسی مرگبار در آمریکا پخش شده که طی چند روز باعث مرگ حدود 99 درصد شده است.در این بین افرادی به طور کاملا معجزه آسا در برابر این ویروس هولناک مصونیت دارن و حتی وقتی که پزشکان ویروس را به بدن یکی از آنها تزریق میکنند سیستم دفاعی بدن ویروس را نابود می کند. سرنوشت تعیین میکند که این افراد (که شخصیت های متعدد کتاب رو تشکیل می دهند)باید زنده بمانند و نقش خودشان رو در آینده ایفا کنن.
کمی که از این قضیه میگذرد تک تک افراد خواب های یکسانی را می بینند در این مورد که فردی شیطانی با چهره ای مخوف دنبال آنهاست و می خواهد به آنها اسیب برسوند و این خواب ها قسمتی از کابوس های هر شبشان می شود.در کنار این کابوس خواب شیرین پیرزنی مهربان که آنهاا را به سمت خودش دعوت میکنه هم میبینند و اینجاست که معلوم مشخص می شود شیطان این وضعیت دنیا را بهترین فرصت برای تصرف دنیا و انسانها میبیند و نماینده اش را برای این کار به زمین فرستاده. ....
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
@fantasylibrary
👺👺👺👺👺👺👺
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#استیون_ادوین_کینگ #ابلیس
ابلیس
نویسنده: استفن کینگ
خلاصه:
ویروسی مرگبار در آمریکا پخش شده که طی چند روز باعث مرگ حدود 99 درصد شده است.در این بین افرادی به طور کاملا معجزه آسا در برابر این ویروس هولناک مصونیت دارن و حتی وقتی که پزشکان ویروس را به بدن یکی از آنها تزریق میکنند سیستم دفاعی بدن ویروس را نابود می کند. سرنوشت تعیین میکند که این افراد (که شخصیت های متعدد کتاب رو تشکیل می دهند)باید زنده بمانند و نقش خودشان رو در آینده ایفا کنن.
کمی که از این قضیه میگذرد تک تک افراد خواب های یکسانی را می بینند در این مورد که فردی شیطانی با چهره ای مخوف دنبال آنهاست و می خواهد به آنها اسیب برسوند و این خواب ها قسمتی از کابوس های هر شبشان می شود.در کنار این کابوس خواب شیرین پیرزنی مهربان که آنهاا را به سمت خودش دعوت میکنه هم میبینند و اینجاست که معلوم مشخص می شود شیطان این وضعیت دنیا را بهترین فرصت برای تصرف دنیا و انسانها میبیند و نماینده اش را برای این کار به زمین فرستاده. ....
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
@fantasylibrary
👺👺👺👺👺👺👺
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#استیون_ادوین_کینگ #ابلیس
⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰
یک مرگ
نویسنده: استفن کینگ
خلاصه: جیم تروسدیل کلبهای در غرب مزرعه لمیزرع پدرش داشت و همانجا بود که کلانتر بارکلی و چند نفر از اهالی که سمت معاون کلانتر را داشتند، او را یافتند. تروسدیل با با بالاپوشی کثیف به تن، روی یکی از چوکیها، کنار بخاری خاموش نشسته بود و داشت یک شماره قدیمی روزنامه بلک هیلز پایونیرز را زیر نور چراغ هریکین میخواند؛ در هرحال، نگاهش به روزنامه بود.
کلانتر بارکلی از در که وارد شد، ایستاد و جثامتش تقریبا همه درگاه را پر کرد. چراغ هریکینی نیز او به دست داشت.
«بیا بیرون، جیم، و دستهایت را هم ببر بالای سرت. میبینی که تفنگچهام را نکشیدهام و دوست هم ندارم به آن دست ببرم.»
⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰
@fantasylibrary
⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#استیون_ادوین_کینگ #یک_مرگ
یک مرگ
نویسنده: استفن کینگ
خلاصه: جیم تروسدیل کلبهای در غرب مزرعه لمیزرع پدرش داشت و همانجا بود که کلانتر بارکلی و چند نفر از اهالی که سمت معاون کلانتر را داشتند، او را یافتند. تروسدیل با با بالاپوشی کثیف به تن، روی یکی از چوکیها، کنار بخاری خاموش نشسته بود و داشت یک شماره قدیمی روزنامه بلک هیلز پایونیرز را زیر نور چراغ هریکین میخواند؛ در هرحال، نگاهش به روزنامه بود.
کلانتر بارکلی از در که وارد شد، ایستاد و جثامتش تقریبا همه درگاه را پر کرد. چراغ هریکینی نیز او به دست داشت.
«بیا بیرون، جیم، و دستهایت را هم ببر بالای سرت. میبینی که تفنگچهام را نکشیدهام و دوست هم ندارم به آن دست ببرم.»
⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰
@fantasylibrary
⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰⚰
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#استیون_ادوین_کینگ #یک_مرگ