قوانین گروه ✨ کانال فانتزی لایبرری 📚:
@Fantasylibrary
هر گونه چت غیر مرتبط با کتاب و انیمه و فیلم و سریال و هنر از ساعت نه صبح تا دوازده شب ممنوع هستش.❌
توهین به هر فرد چه به شوخی چه جدی ، مسخره کردن عقاید دیگران ممنوع هستش.💢
اگه کتابی میخواید که به صورت درخواستی در کانال قرار بگیره تو پیامی که توش اسم کتاب و نویسنده رو نوشته اید هشت تگ #درخواستی رو هم بزنید. ✅
فرستادن چالش یا هر گونه پیام از کانال های دیگه به منظور تبلیغ ، با ریمو همراه است.
از فرستادن پیام های فوروارد شده ی پشت سر هم یا فرستادن استیکر پشت سر هم خودداری کنید.
به ادمین های گروه احترام گذاشته و باهاشون همکاری کنید.
هر فرد با یک الی سه اخطار ریمو میشود و مدت زمان بازگشت مشخص نیست و اگه به پی وی ادمین کانال مراجعه کنه و حرفی غیر از خواستن دلیل اخطار و ریمو داشته باشه بعد از ریمو بلاک خواهد شد.
در هیچ یک از قوانین هیچ استثنایی وجود ندارد حتی برای ادمین ها!
_برای گزارش تخلف از هشتگ #تخلف یا #گزارش استفاده کنید.
لینک گروه کانال:
https://telegram.me/joinchat/Bz0Esz924xrAKCTkn8ZhEQ
@Fantasylibrary
هر گونه چت غیر مرتبط با کتاب و انیمه و فیلم و سریال و هنر از ساعت نه صبح تا دوازده شب ممنوع هستش.❌
توهین به هر فرد چه به شوخی چه جدی ، مسخره کردن عقاید دیگران ممنوع هستش.💢
اگه کتابی میخواید که به صورت درخواستی در کانال قرار بگیره تو پیامی که توش اسم کتاب و نویسنده رو نوشته اید هشت تگ #درخواستی رو هم بزنید. ✅
فرستادن چالش یا هر گونه پیام از کانال های دیگه به منظور تبلیغ ، با ریمو همراه است.
از فرستادن پیام های فوروارد شده ی پشت سر هم یا فرستادن استیکر پشت سر هم خودداری کنید.
به ادمین های گروه احترام گذاشته و باهاشون همکاری کنید.
هر فرد با یک الی سه اخطار ریمو میشود و مدت زمان بازگشت مشخص نیست و اگه به پی وی ادمین کانال مراجعه کنه و حرفی غیر از خواستن دلیل اخطار و ریمو داشته باشه بعد از ریمو بلاک خواهد شد.
در هیچ یک از قوانین هیچ استثنایی وجود ندارد حتی برای ادمین ها!
_برای گزارش تخلف از هشتگ #تخلف یا #گزارش استفاده کنید.
لینک گروه کانال:
https://telegram.me/joinchat/Bz0Esz924xrAKCTkn8ZhEQ
مجموعه #برج_تاریک نوشته #استفن_کینگ
پ.ن: دو کتاب اول مجموعه توسط نشر #افراز و توسط #ندا_شادنظر ترجمه و چاپ شده است.
@fantasylibrary
پ.ن: دو کتاب اول مجموعه توسط نشر #افراز و توسط #ندا_شادنظر ترجمه و چاپ شده است.
@fantasylibrary
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
مجموعه برج تاریک
نویسنده: استفن کینگ
ژانر: #فانتزی، #تخیلی، #ترسناک
خلاصه:
داستان با تعقیب و گریز هفتتیرکش و مرد سیاهپوش شروع میشود. رولند (هفتتیرکش)، آخرین بازمانده از نسل هفتتیرکشها، برای انتقام و پی بردن به ماهیت برج تاریک به دنبال مردی است که در گذشته و حال و آیندهاش رخنه کرده است: مرد سیاهپوش. مردی مرموز و شیطانی و از خادمان برج تاریک که بر سر راه خود همه چیز را به هلاکت میرساند و تمام اینها به خاطر این است که رولند را طی سفری طاقتفرسا به دنبال خود بکشاند. یا شاید رولند را به برج تاریک بکشاند. برج تاریک: مرکز جهان، دستگاهی برای ادارهی هستی و نیستی. برجی مسلط بر هر چیز. برجی که در سرنوشت رولند مانند هیولایی متجاوز رخنه کرده.
و رولند به دنبال غروبی است که به برج تاریک برسد و فرجامی غیر قابل تصور برای این نبرد رقم بزند.
پ.ن: خلاصه و قسمتهایی از کتاب که در ادامه می اید برگرفته از ماهنامه شگفتزار شماره 11 است.
📕📕📕📕📕📕📕📕
@fantasylibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#برج_تاریک #استفن_کینگ
#the_dark_tower
#stephen_king
#کتاب_انگلیسی
مجموعه برج تاریک
نویسنده: استفن کینگ
ژانر: #فانتزی، #تخیلی، #ترسناک
خلاصه:
داستان با تعقیب و گریز هفتتیرکش و مرد سیاهپوش شروع میشود. رولند (هفتتیرکش)، آخرین بازمانده از نسل هفتتیرکشها، برای انتقام و پی بردن به ماهیت برج تاریک به دنبال مردی است که در گذشته و حال و آیندهاش رخنه کرده است: مرد سیاهپوش. مردی مرموز و شیطانی و از خادمان برج تاریک که بر سر راه خود همه چیز را به هلاکت میرساند و تمام اینها به خاطر این است که رولند را طی سفری طاقتفرسا به دنبال خود بکشاند. یا شاید رولند را به برج تاریک بکشاند. برج تاریک: مرکز جهان، دستگاهی برای ادارهی هستی و نیستی. برجی مسلط بر هر چیز. برجی که در سرنوشت رولند مانند هیولایی متجاوز رخنه کرده.
و رولند به دنبال غروبی است که به برج تاریک برسد و فرجامی غیر قابل تصور برای این نبرد رقم بزند.
پ.ن: خلاصه و قسمتهایی از کتاب که در ادامه می اید برگرفته از ماهنامه شگفتزار شماره 11 است.
📕📕📕📕📕📕📕📕
@fantasylibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#برج_تاریک #استفن_کینگ
#the_dark_tower
#stephen_king
#کتاب_انگلیسی
Telegram
Fantasy Library
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
دو قطعه از متن کتاب:
مرد سیاهپوش به بیابان گریخت و هفتتیرکش تعقیبش کرد. بیابان، پهنهای وسیع، سرآمد تمام بیابانها بود و از هر سو، آسمان بر فراز آن خودنمایی میکرد. سفید، خیرهکننده، خشک و بیآب؛ بی آن که در آن سرپناهی یافت شود. در افق کوههای مهآلود رخ مینمود و علف افیونی، رؤیایی شیرین و ترسناک و مرگ را به ارمغان می آورد. ردیف سنگهایی که نامنظم بر هم انباشته شده بودند، مسیر را نشان میدادند؛ گویی این مسیر تا پایان دنیا امتداد داشت؛ دنیایی تهی از هر چیز.
❌❌❌❌❌❌
مرد سیاهپوش سیگارش را در آتش افکند و گفت: «اما همهاش این نیست. هیچکس قدرت خاصی رو در تو به وجود نمیآره. این قدرت در تو وجود داره و من موظفم تو رو از وجودش مطلع کنم. این یه قانونه. یه قانون طبیعی. همونطور که آب از سرازیری تپه جاری میشه، تو هم باید این حقیقت رو بدونی. تو سه کارت تاروت انتخاب میکنی... من معنای کارتهای تاروت رو میدونم. البته مفهوم اونها برام اهمیتی نداره و واقعاً هم نمیخوام بدونم کارتهای تو چه معنایی دارن.»
هفتتیرکش که یاد پیشگویی افتاد، گفت: «سه»
«بازی از اینجا شروع میشه. من دیگه باید برم. خداحافظ هفتتیرکش. من وظیفهام رو انجام دادم.»
رولند گفت: «هنوز یک چیز دیگه هست که باید به من بگی، درسته؟»
«بله» مرد سیاهپوش این را گفت و با چشمان کمعمقش به هفتتیرکش نگریست و لبخند زد. بعد یکی از دستهایش را به سوی او دراز کرد. «این آتش رو بگیر»
آتشی در دستانش شکل گرفت.
آتش که به خاکستر نشست، رولند بیدار شد و خود را ده سال پیرتر یافت؛ موهای کنار شقیقهاش کمپشتتر و خاکستری شده بود، مانند تار عنکبوتهای اواخر پاییز. خطوط روی چهرهاش عمیقتر و پوستش زبرتر شده بود.
باقیماندهی چوبهایی که هفتتیرکش گرد آورده بود، تبدیل به چوب درخت آهن شده بود. اکنون در آن مکانِ پر از جمجمه و استخوان، از مرد سیاهپوش جز اسکلتی خندان در ردایی سیاه و پوسیده، چیزی باقی نمانده بود.
@fantasylibrary
دو قطعه از متن کتاب:
مرد سیاهپوش به بیابان گریخت و هفتتیرکش تعقیبش کرد. بیابان، پهنهای وسیع، سرآمد تمام بیابانها بود و از هر سو، آسمان بر فراز آن خودنمایی میکرد. سفید، خیرهکننده، خشک و بیآب؛ بی آن که در آن سرپناهی یافت شود. در افق کوههای مهآلود رخ مینمود و علف افیونی، رؤیایی شیرین و ترسناک و مرگ را به ارمغان می آورد. ردیف سنگهایی که نامنظم بر هم انباشته شده بودند، مسیر را نشان میدادند؛ گویی این مسیر تا پایان دنیا امتداد داشت؛ دنیایی تهی از هر چیز.
❌❌❌❌❌❌
مرد سیاهپوش سیگارش را در آتش افکند و گفت: «اما همهاش این نیست. هیچکس قدرت خاصی رو در تو به وجود نمیآره. این قدرت در تو وجود داره و من موظفم تو رو از وجودش مطلع کنم. این یه قانونه. یه قانون طبیعی. همونطور که آب از سرازیری تپه جاری میشه، تو هم باید این حقیقت رو بدونی. تو سه کارت تاروت انتخاب میکنی... من معنای کارتهای تاروت رو میدونم. البته مفهوم اونها برام اهمیتی نداره و واقعاً هم نمیخوام بدونم کارتهای تو چه معنایی دارن.»
هفتتیرکش که یاد پیشگویی افتاد، گفت: «سه»
«بازی از اینجا شروع میشه. من دیگه باید برم. خداحافظ هفتتیرکش. من وظیفهام رو انجام دادم.»
رولند گفت: «هنوز یک چیز دیگه هست که باید به من بگی، درسته؟»
«بله» مرد سیاهپوش این را گفت و با چشمان کمعمقش به هفتتیرکش نگریست و لبخند زد. بعد یکی از دستهایش را به سوی او دراز کرد. «این آتش رو بگیر»
آتشی در دستانش شکل گرفت.
آتش که به خاکستر نشست، رولند بیدار شد و خود را ده سال پیرتر یافت؛ موهای کنار شقیقهاش کمپشتتر و خاکستری شده بود، مانند تار عنکبوتهای اواخر پاییز. خطوط روی چهرهاش عمیقتر و پوستش زبرتر شده بود.
باقیماندهی چوبهایی که هفتتیرکش گرد آورده بود، تبدیل به چوب درخت آهن شده بود. اکنون در آن مکانِ پر از جمجمه و استخوان، از مرد سیاهپوش جز اسکلتی خندان در ردایی سیاه و پوسیده، چیزی باقی نمانده بود.
@fantasylibrary
امروز ۲ آوریل به افتخار زادروز #هانس_کریستین_اندرسن ، نویسنده داستانهای کودکان روز جهانی کتاب کودک نامگذاری شده است.
روز جهانی کتاب کودک و روز طبیعت مبارک.💚
✨ @Fantasylibrary 👀
روز جهانی کتاب کودک و روز طبیعت مبارک.💚
✨ @Fantasylibrary 👀