بزار اینجوری شروعش کنم. من شاید دیگه هیچ وقت صدای عادی قلبمو نشنوم. شاید ضربان ها اونجور که باید میزون نشه. شاید باید بهش عادت کنم. احتمالا باید تبدیل به بخشی از زندگیم بشه. هر چی بهش فکر میکنم اونقدر سخت نیست که یکدفعه کارو یکسره کنه. شاید به مرور خطر آفرین باشه و شایدم نه. شاید بخاطر ناسالم بودن زندگیم باشه، دود، چربی، فشار یا هرچیز دیگه، شاید خوب شه و شاید نه.
این روزا به سختی انتخاب میکنم. با یکسری خیابون ها قهر کردم، یکسری اهنگ رو نباید گوش بدم، گوشیم رو عوض کردم، تصمیم دارم لباس جدید بخرم و... اینا تلاش برای رسیدن به آینده اس. تلاش برای دوییدن از گذشته و سریعتر رسیدن به آینده اس.
جالبه. تو از دل قشنگ ترین سالهای زندگیت قلب درد رو به ارث میبری، جالبه که تو از دل قشنگ ترین سالهای زندگیت پشیمونی رو به ارث میبری، جالبه که تو از دل قشنگ ترین سالهای زندگیت درد به ارث میبری، تو از دل روزهای خوب زندگیت زجر به ارث میبری. تو از مهم ترین ادم زندگیت قضاوت به ارث میبری...
میم مقدم
این روزا به سختی انتخاب میکنم. با یکسری خیابون ها قهر کردم، یکسری اهنگ رو نباید گوش بدم، گوشیم رو عوض کردم، تصمیم دارم لباس جدید بخرم و... اینا تلاش برای رسیدن به آینده اس. تلاش برای دوییدن از گذشته و سریعتر رسیدن به آینده اس.
جالبه. تو از دل قشنگ ترین سالهای زندگیت قلب درد رو به ارث میبری، جالبه که تو از دل قشنگ ترین سالهای زندگیت پشیمونی رو به ارث میبری، جالبه که تو از دل قشنگ ترین سالهای زندگیت درد به ارث میبری، تو از دل روزهای خوب زندگیت زجر به ارث میبری. تو از مهم ترین ادم زندگیت قضاوت به ارث میبری...
میم مقدم
جالبه، همه جا دنبالت میگردم. دچار تناقض شدم. نمیخوام ببینمت ولی دلم میخواد اتفاقی سر راهم سبز شی. دوست دارم حال اون لحظتو ببینم. دوست دارم ببینم بعد این همه مدت غریبه شدیم یا هنوز با همون گرمای سابق بهم سلام میکنی. اصلا سمتم میای یا راهتو کج میکنی. من احتمالا سر جام خشک میشم. احتمالا هیچ حرکتی نمیکنم. احتمالا اون لحظه به تمام زخمایی که ازت خوردم فکر میکنم. احتمالا به تمام شبایی که خوابم نبرد فکر میکنم. احتمالا درگیر تمام کابوس هایی میشم که بعد رفتنت هر شب دیدم و یک شبم رهام نکرده.
مترو، خیابون، پارک، کوچه، دانشگاه، حتی محل کارم... همشون به طرز تهوع آوری پر شدن از جای خالیت. پر شدن از نبودنت. نمیدونم تو هم مجبوری هر روز این جای خالی رو تحمل کنی یا برای تو ساده اس. نمیدونم تو هم اندازه ای که من دست و پا میزنم وسط خاطرات، درگیر خاطرات هستی یا نه. نمیدونم نقطه ی پایان هر حسی کجاست. شاید واقن مرگ همه چیو تموم کنه، ولی من حتی از اون لحظه ی اخر که تو چند ثانیه همه چیز جلوی چشمت مرور میشه میترسم. بخش عظیمی از همه چیز تویی. این اون بخش از مردنه که منو فراری میده از خودش.
میم مقدم
مترو، خیابون، پارک، کوچه، دانشگاه، حتی محل کارم... همشون به طرز تهوع آوری پر شدن از جای خالیت. پر شدن از نبودنت. نمیدونم تو هم مجبوری هر روز این جای خالی رو تحمل کنی یا برای تو ساده اس. نمیدونم تو هم اندازه ای که من دست و پا میزنم وسط خاطرات، درگیر خاطرات هستی یا نه. نمیدونم نقطه ی پایان هر حسی کجاست. شاید واقن مرگ همه چیو تموم کنه، ولی من حتی از اون لحظه ی اخر که تو چند ثانیه همه چیز جلوی چشمت مرور میشه میترسم. بخش عظیمی از همه چیز تویی. این اون بخش از مردنه که منو فراری میده از خودش.
میم مقدم
https://www.instagram.com/reel/DR6kJecjYNR/?igsh=dzk0b3ZnenN1bXhz
بچه ها اینو ریپورت کنیم ضد مرد حرف میزنه ببینیم تا شب پستش پاکمیشع یا نه
بچه ها اینو ریپورت کنیم ضد مرد حرف میزنه ببینیم تا شب پستش پاکمیشع یا نه
بچه که بودم گفتن اگه کار بدی کنی خدا سوسکت میکنه
نمیدونم چیکار کردم که خدا کیرم کرد
نمیدونم چیکار کردم که خدا کیرم کرد