FakeBooK
7.12K subscribers
5.05K photos
315 videos
13 files
114 links
این کانال با بقیه کانالایی که دیدین یکم فرق داره پس صبر کنین تا بفهمین داستان چیه!!!
Download Telegram
این که میگن به مشکلاتت لبخند بزن، چِرت و پرته...
اگه دنیا بفهمه تو تونستی خودت و با مشکلاتت وفق بدی، ضربه های بعدیشو و محکمتر وارد میکنه.
‏پاپ اون روزی مرد که حامد همایون متولد شد. سبک فکاهی: مورد علاقه متولدین اوایل دهه هفتاد.

@FakeBook
دیشب تو ماشین دوستم حالم بد شد بهم گفت از تو داشبورد یه شکلات بردار بخور ، یکی برداشتم گفت نه اونیکی رو بردار، این بادوم زمینی داره. گفتم مگه بادوم زمینی برام بده؟ گفت نه حیفه.

@FakeBook
در راستای هضم اتفاقاتِ هستی،
آدمی باید در طول روز اقلکم سه یا چهار بار با دو دست محکم بر سرش بکوبد و با خود بگوید: ای وای.
از روزی که کم کم میفهمی دنیا چه خبره و دور و برت رو میشناسی؛ میفهمی که برای بقا، مورد تحسین قرار گرفتن و خلاصه راه افتادن کارت، باید نقاب بزنی.
جلوی والدین یه نقاب، پیش دوستات یه نقاب دیگه و...
در نهایت تنها جایی که کاملا خودتی، جاییه که تنهایی!
چون اصولا اکثر آدما توئه واقعی رو نمیپذیرن.
باید گاهی نقش بازی کنی.
اسمش میشه نفاق.
اصلا هم چیز خوبی نیست.
هممون میگیم، همیشه هم میگیم.
اما بزار یه واقعیت تلخ رو بهت بگم.
نفاق توی وجود همه ی ما هست.
حالا یکی کمتر، یکی بیشتر.
هیچ کدوممون همه ی اون چیزی که هستیم رو،
بدون پرده و حجاب،
هیچوقت نمایان نمیکنیم.
+: دوستت دارم.
-: من هم دوستت دارم.


در مکالمهِ رایج و مرسوم فوق، یک «رویِ تخت» قبل از « دوستت دارم» توسطِ یک یا هر دو طرف حذف؛ و صداقت، قربانیِ آینده نگریِ تخت طلبانه شده است.
باید یک شورا تشکیل بدم متشکل از ممبرهای قدیمی جهت شور و صلاح برای تصمیمات مهم چنل.
با بچه خوشگل نمیشه رفاقت کرد
بیا یه بازی
من چشم میذارم تو هم کص ننت
حالا دستم بند بود با کیرم اشکات رو پاک کردم ، تو باید قهر کنی؟
امروز بابام بهم گفت یبار دیگه بفهمم شیشه کشیدی از ارث محرومیت میکنم و از پنجره پرواز کرد رفت
یه دوست دختر هم داشتم انقدر چاق بود بعد سکس حس میکردم دو نفر رو کردم
الان‌ فقط کردن رضا رویگری روی ویلچرش میتونه منو از این حال دربیاره
بنظرم خدا بودن خیلی خسته کننده‌ست.
نه چالشی وجود داره، نه اتفاق جدیدی، نه هیچی.
هر روز باید بری سرکار و ساعت ها بشینی به خلأ مرگبار و تاریک هستی ای که خودت ساختی نگاه کنی‌.
بعدش برگردی خونه و ببینی هیشکی منتظرت نیست و تا ابد تنهایی.
برای فرار از این ملامت، پلی لیست باخ رو پلی میکنی و همینطوری که اشک میریزی به خواب میری.

و تکرار.
تا ابد.
حتی مرگ هم نمیتونه نجاتت بده‌.
آخر هر شب و روز سختی که داشتی صدام کن، من هنوز همینجام.
+من رسما جامعه ستیز تشخیص داده شدم. میدونی این یعنی چی؟
–یعنی تو عجیب غریبی؟
+یعنی تو و بقیه آدما تقریبا همون قدر واسه من اهمیت دارین که یه کارتن مقوایی اهمیت داره.
تو فقط یه چیزی.
یه تیکه آشغال که هنوز کسی دورت ننداخته...
میخوای من همچین چیزایی بهت بگم؟

+ولی خب در رابطه با کارتن ها قضیه اینه که میتونی بازشون کنی. ممکنه بیرونشون کاملا خسته کننده باشه اما توشون یه چیز جالب پیدا کنی.
به خاطر همین هربار که حرفای خسته کننده ی احمقانتو تکرار میکنی، من دارم تصور میکنم چه شکلی میشه اگه با چاقو بازت کنم و ببینم اون تو چی داری.
‏پسرا از یه حدی که خوشگل‌تر می‌شن شخصیتشون لاشی می‌شه و نباید بهشون اعتماد کرد، قدر ما معمولیا رو بدونید تهش بگیرها و بمون‌ها ماییم.
وسط سکس پیشونیشو ببوسو بهش بگو این کارا آخر و عاقبت نداره.
شب نمیفهمد
کدام یک تاریک تریم.

خنجر به دست می‌آید؛

شب نمی‌بیند.
حدس می‌زند،
و می‌زند.

شب نمی‌میرد،
می‌کُشد.
رونام از دور کمرت بزرگتره آقاپسر
بهتره صداتو بیاری پایین.
‏همه پسرا رد فلگن، فقط باید ببینی چه طیفی از قرمزو دوست داری.