این که میگن به مشکلاتت لبخند بزن، چِرت و پرته...
اگه دنیا بفهمه تو تونستی خودت و با مشکلاتت وفق بدی، ضربه های بعدیشو و محکمتر وارد میکنه.
اگه دنیا بفهمه تو تونستی خودت و با مشکلاتت وفق بدی، ضربه های بعدیشو و محکمتر وارد میکنه.
در راستای هضم اتفاقاتِ هستی،
آدمی باید در طول روز اقلکم سه یا چهار بار با دو دست محکم بر سرش بکوبد و با خود بگوید: ای وای.
آدمی باید در طول روز اقلکم سه یا چهار بار با دو دست محکم بر سرش بکوبد و با خود بگوید: ای وای.
از روزی که کم کم میفهمی دنیا چه خبره و دور و برت رو میشناسی؛ میفهمی که برای بقا، مورد تحسین قرار گرفتن و خلاصه راه افتادن کارت، باید نقاب بزنی.
جلوی والدین یه نقاب، پیش دوستات یه نقاب دیگه و...
در نهایت تنها جایی که کاملا خودتی، جاییه که تنهایی!
چون اصولا اکثر آدما توئه واقعی رو نمیپذیرن.
باید گاهی نقش بازی کنی.
اسمش میشه نفاق.
اصلا هم چیز خوبی نیست.
هممون میگیم، همیشه هم میگیم.
اما بزار یه واقعیت تلخ رو بهت بگم.
نفاق توی وجود همه ی ما هست.
حالا یکی کمتر، یکی بیشتر.
هیچ کدوممون همه ی اون چیزی که هستیم رو،
بدون پرده و حجاب،
هیچوقت نمایان نمیکنیم.
جلوی والدین یه نقاب، پیش دوستات یه نقاب دیگه و...
در نهایت تنها جایی که کاملا خودتی، جاییه که تنهایی!
چون اصولا اکثر آدما توئه واقعی رو نمیپذیرن.
باید گاهی نقش بازی کنی.
اسمش میشه نفاق.
اصلا هم چیز خوبی نیست.
هممون میگیم، همیشه هم میگیم.
اما بزار یه واقعیت تلخ رو بهت بگم.
نفاق توی وجود همه ی ما هست.
حالا یکی کمتر، یکی بیشتر.
هیچ کدوممون همه ی اون چیزی که هستیم رو،
بدون پرده و حجاب،
هیچوقت نمایان نمیکنیم.
+: دوستت دارم.
-: من هم دوستت دارم.
در مکالمهِ رایج و مرسوم فوق، یک «رویِ تخت» قبل از « دوستت دارم» توسطِ یک یا هر دو طرف حذف؛ و صداقت، قربانیِ آینده نگریِ تخت طلبانه شده است.
-: من هم دوستت دارم.
در مکالمهِ رایج و مرسوم فوق، یک «رویِ تخت» قبل از « دوستت دارم» توسطِ یک یا هر دو طرف حذف؛ و صداقت، قربانیِ آینده نگریِ تخت طلبانه شده است.
باید یک شورا تشکیل بدم متشکل از ممبرهای قدیمی جهت شور و صلاح برای تصمیمات مهم چنل.
امروز بابام بهم گفت یبار دیگه بفهمم شیشه کشیدی از ارث محرومیت میکنم و از پنجره پرواز کرد رفت
بنظرم خدا بودن خیلی خسته کنندهست.
نه چالشی وجود داره، نه اتفاق جدیدی، نه هیچی.
هر روز باید بری سرکار و ساعت ها بشینی به خلأ مرگبار و تاریک هستی ای که خودت ساختی نگاه کنی.
بعدش برگردی خونه و ببینی هیشکی منتظرت نیست و تا ابد تنهایی.
برای فرار از این ملامت، پلی لیست باخ رو پلی میکنی و همینطوری که اشک میریزی به خواب میری.
و تکرار.
تا ابد.
حتی مرگ هم نمیتونه نجاتت بده.
نه چالشی وجود داره، نه اتفاق جدیدی، نه هیچی.
هر روز باید بری سرکار و ساعت ها بشینی به خلأ مرگبار و تاریک هستی ای که خودت ساختی نگاه کنی.
بعدش برگردی خونه و ببینی هیشکی منتظرت نیست و تا ابد تنهایی.
برای فرار از این ملامت، پلی لیست باخ رو پلی میکنی و همینطوری که اشک میریزی به خواب میری.
و تکرار.
تا ابد.
حتی مرگ هم نمیتونه نجاتت بده.
+من رسما جامعه ستیز تشخیص داده شدم. میدونی این یعنی چی؟
–یعنی تو عجیب غریبی؟
+یعنی تو و بقیه آدما تقریبا همون قدر واسه من اهمیت دارین که یه کارتن مقوایی اهمیت داره.
تو فقط یه چیزی.
یه تیکه آشغال که هنوز کسی دورت ننداخته...
میخوای من همچین چیزایی بهت بگم؟
+ولی خب در رابطه با کارتن ها قضیه اینه که میتونی بازشون کنی. ممکنه بیرونشون کاملا خسته کننده باشه اما توشون یه چیز جالب پیدا کنی.
به خاطر همین هربار که حرفای خسته کننده ی احمقانتو تکرار میکنی، من دارم تصور میکنم چه شکلی میشه اگه با چاقو بازت کنم و ببینم اون تو چی داری.
–یعنی تو عجیب غریبی؟
+یعنی تو و بقیه آدما تقریبا همون قدر واسه من اهمیت دارین که یه کارتن مقوایی اهمیت داره.
تو فقط یه چیزی.
یه تیکه آشغال که هنوز کسی دورت ننداخته...
میخوای من همچین چیزایی بهت بگم؟
+ولی خب در رابطه با کارتن ها قضیه اینه که میتونی بازشون کنی. ممکنه بیرونشون کاملا خسته کننده باشه اما توشون یه چیز جالب پیدا کنی.
به خاطر همین هربار که حرفای خسته کننده ی احمقانتو تکرار میکنی، من دارم تصور میکنم چه شکلی میشه اگه با چاقو بازت کنم و ببینم اون تو چی داری.
پسرا از یه حدی که خوشگلتر میشن شخصیتشون لاشی میشه و نباید بهشون اعتماد کرد، قدر ما معمولیا رو بدونید تهش بگیرها و بمونها ماییم.