اینکه همهی دوستات زندگیشونو جمع کردن نباید باعث شه فکر کنی عقب افتادی.
اونا هم تو زندگیشون نکات منفی هست. (دوستی با توی لوزر).
اونا هم تو زندگیشون نکات منفی هست. (دوستی با توی لوزر).
يكى از اركان اصلى حرومزاده بودن مسخره كردن يه دوست جلوى چهار تا جنس مخالف واسه اثبات فان بودنتونه.
وقتی صدبار سمت کسی قدم برمیداری ولی میبینی اون دقیقا تو همون نقطه ی قبل وایساده، بیناموسی اگه هزار قدم نری عقب.
شاید اگه محمد به جای حرف زدن با صداهای داخل سرش توی غار، میرفت پیش یه تراپیست و باهاش صحبت میکرد، الان وضعمون این نبود.
دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونهست. اولش عاشق همهی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از این که میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده میشن. چوبها از بعضی قسمتها پوسیده میشن و میفهمی عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقصهاشه. تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد میگیری. یاد میگیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه. اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم میکنن.