یه رفیقی دارم عجیبه
ماشینش خراب میشه میگه خیره
باید نون برسونم به مکانیک الهی شکر
مثلا انگشتر طلاش گم شد گفت اون تو تقدیرش بوده تا این روز دست من باشه
نوش جون اونی که پیدا کرد
دوست دخترش خیلی دوستانه باهاش کات کرد
گفت نقش اون تو زندگیم تا این لحظه بوده خدا به همراهش و...
کاش منم می تونستم نسبت به همه چیز انقدر مثبت نگر باشم
@FakeBook
ماشینش خراب میشه میگه خیره
باید نون برسونم به مکانیک الهی شکر
مثلا انگشتر طلاش گم شد گفت اون تو تقدیرش بوده تا این روز دست من باشه
نوش جون اونی که پیدا کرد
دوست دخترش خیلی دوستانه باهاش کات کرد
گفت نقش اون تو زندگیم تا این لحظه بوده خدا به همراهش و...
کاش منم می تونستم نسبت به همه چیز انقدر مثبت نگر باشم
@FakeBook
اینکه همهی دوستات زندگیشونو جمع کردن نباید باعث شه فکر کنی عقب افتادی.
اونا هم تو زندگیشون نکات منفی هست. (دوستی با توی لوزر).
اونا هم تو زندگیشون نکات منفی هست. (دوستی با توی لوزر).
يكى از اركان اصلى حرومزاده بودن مسخره كردن يه دوست جلوى چهار تا جنس مخالف واسه اثبات فان بودنتونه.
وقتی صدبار سمت کسی قدم برمیداری ولی میبینی اون دقیقا تو همون نقطه ی قبل وایساده، بیناموسی اگه هزار قدم نری عقب.
شاید اگه محمد به جای حرف زدن با صداهای داخل سرش توی غار، میرفت پیش یه تراپیست و باهاش صحبت میکرد، الان وضعمون این نبود.
دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونهست. اولش عاشق همهی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از این که میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده میشن. چوبها از بعضی قسمتها پوسیده میشن و میفهمی عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقصهاشه. تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد میگیری. یاد میگیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه. اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم میکنن.