غروب جمعه مثل پیرمردیه که پاهاش فلجه و رو تختش دراز کشیده و کسی جز اون تو خونه نیست، وَ در حالی که تو پوشکش ریده داد میزنه یکی بره عوضش کنه ولی کسی نیست صداشو بشنوه
پسرک جوان امروز در پیج یکی از مسئولین فحاشی کرده بود و خوشحال بود که به اصطلاح به آن مسئول ریده. غافل از این که آن مسئول مدت هاست که در زندگی آن پسر میریند، و این فحاشی و ریدن ها آن را جبران نمیکنند. این موضوع دردناک است و کیری.