در ایران، حداکثر سن مجاز برای اهدای خون معمولاً ۶۰ سال است، اما افرادی که بهطور مستمر خون اهدا میکنند، ممکن است با تأیید پزشک انتقال خون تا ۶۵ سالگی نیز مجاز به اهدا باشند.
شرایط کلی سنی برای اهدای خون در ایران:
- حداقل سن: ۱۸ سال (با رضایت والدین برای افراد زیر ۱۸ سال امکانپذیر نیست).
- حداکثر سن برای اهداکنندگان جدید: معمولاً ۶۰ سال.
- حداکثر سن برای اهداکنندگان مستمر (با سابقه اهدای منظم): تا ۶۵ سال (با صلاحدید پزشک).
برای دانسته های عمومی می توانید به لینک زیر مراجعه کنید :
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D9%86
دکتر عارف ۷۳ سال سن دارد. متولد ۲۷ آذر ۱۳۳۰
بیوگرافی دکتر عارف در لینک زیر :
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81
از نظر علمی، اهدای خون توسط افراد مسن (به ویژه بالای ۶۵ سال و به طور خاص در سن ۷۳ سالگی) میتواند مخاطراتی بالقوه برای دریافت کننده خون ایجاد کند، هرچند که این موضوع به سلامت فرد اهداکننده بستگی دارد. برخی از نگرانی های اصلی عبارتند از:
۱. افزایش احتمال وجود بیماریهای خاموش یا شرایط پزشکی نامشخص
با افزایش سن، خطر ابتلا به بیماریهای زیر بیشتر میشود که ممکن است در آزمایشهای غربالگری اولیه خون کاملاً آشکار نباشند:
- اختلالات انعقادی (مثل افزایش خطر لخته شدن خون)
- پروتئینهای غیرطبیعی در خون (مثل آمیلوئیدوز یا پاراپروتئینمی)
- تغییرات متابولیک و هورمونی که بر کیفیت خون تأثیر میگذارند.
۲. کاهش کیفیت خون و سلولهای خونی
- گلبولهای قرمز (RBCs): با افزایش سن، انعطافپذیری گلبولهای قرمز کاهش یافته و ممکن است عمر کوتاهتری داشته باشند که بر عملکرد انتقال اکسیژن تأثیر میگذارد.
- پلاکتها (Platelets): ممکن است عملکرد پلاکتها در افراد مسن کمتر باشد، که برای بیماران نیازمند به پلاکت (مثل افراد تحت شیمیدرمانی) مشکلساز شود.
- پلاسما: تغییرات در پروتئینهای پلاسما ممکن است بر اثربخشی فرآوردههای خونی تأثیر بگذارد.
۳. خطر انتقال بیماریهای مرتبط با سن
اگرچه خون اهدایی آزمایش میشود، اما برخی تغییرات سلولی یا مولکولی ناشی از پیری (مانند موتاسیونهای اکتسابی در سلولهای خونی) ممکن است برای دریافتکنندگان به ویژه افراد با سیستم ایمنی ضعیف (مثل بیماران سرطانی یا پیوندی) نامطلوب باشد.
۴. عوارض احتمالی برای خود اهداکننده مسن
- کاهش حجم خون ممکن است در افراد مسن باعث افت فشار خون، سرگیجه یا حتی خطر ایست قلبی شود.
- کاهش ذخیره آهن در صورت اهدای مکرر میتواند منجر به کمخونی شود.
منابع معتبر:
- WHO Guidelines on Blood Donation
- American Red Cross (Age Restrictions for Donors)
- سازمان انتقال خون ایران
نتیجه گیری : تصویر منتشر شده از دکتر عارف در حال اهدای خون، برخلاف پروتوکل های سازمان انتقال خون ایران و از نظر علمی نادرست است، و رفتاری ریاکارانه است.
🖼️ @FactCheck_Science
شرایط کلی سنی برای اهدای خون در ایران:
- حداقل سن: ۱۸ سال (با رضایت والدین برای افراد زیر ۱۸ سال امکانپذیر نیست).
- حداکثر سن برای اهداکنندگان جدید: معمولاً ۶۰ سال.
- حداکثر سن برای اهداکنندگان مستمر (با سابقه اهدای منظم): تا ۶۵ سال (با صلاحدید پزشک).
برای دانسته های عمومی می توانید به لینک زیر مراجعه کنید :
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D9%86
دکتر عارف ۷۳ سال سن دارد. متولد ۲۷ آذر ۱۳۳۰
بیوگرافی دکتر عارف در لینک زیر :
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81
از نظر علمی، اهدای خون توسط افراد مسن (به ویژه بالای ۶۵ سال و به طور خاص در سن ۷۳ سالگی) میتواند مخاطراتی بالقوه برای دریافت کننده خون ایجاد کند، هرچند که این موضوع به سلامت فرد اهداکننده بستگی دارد. برخی از نگرانی های اصلی عبارتند از:
۱. افزایش احتمال وجود بیماریهای خاموش یا شرایط پزشکی نامشخص
با افزایش سن، خطر ابتلا به بیماریهای زیر بیشتر میشود که ممکن است در آزمایشهای غربالگری اولیه خون کاملاً آشکار نباشند:
- اختلالات انعقادی (مثل افزایش خطر لخته شدن خون)
- پروتئینهای غیرطبیعی در خون (مثل آمیلوئیدوز یا پاراپروتئینمی)
- تغییرات متابولیک و هورمونی که بر کیفیت خون تأثیر میگذارند.
۲. کاهش کیفیت خون و سلولهای خونی
- گلبولهای قرمز (RBCs): با افزایش سن، انعطافپذیری گلبولهای قرمز کاهش یافته و ممکن است عمر کوتاهتری داشته باشند که بر عملکرد انتقال اکسیژن تأثیر میگذارد.
- پلاکتها (Platelets): ممکن است عملکرد پلاکتها در افراد مسن کمتر باشد، که برای بیماران نیازمند به پلاکت (مثل افراد تحت شیمیدرمانی) مشکلساز شود.
- پلاسما: تغییرات در پروتئینهای پلاسما ممکن است بر اثربخشی فرآوردههای خونی تأثیر بگذارد.
۳. خطر انتقال بیماریهای مرتبط با سن
اگرچه خون اهدایی آزمایش میشود، اما برخی تغییرات سلولی یا مولکولی ناشی از پیری (مانند موتاسیونهای اکتسابی در سلولهای خونی) ممکن است برای دریافتکنندگان به ویژه افراد با سیستم ایمنی ضعیف (مثل بیماران سرطانی یا پیوندی) نامطلوب باشد.
۴. عوارض احتمالی برای خود اهداکننده مسن
- کاهش حجم خون ممکن است در افراد مسن باعث افت فشار خون، سرگیجه یا حتی خطر ایست قلبی شود.
- کاهش ذخیره آهن در صورت اهدای مکرر میتواند منجر به کمخونی شود.
منابع معتبر:
- WHO Guidelines on Blood Donation
- American Red Cross (Age Restrictions for Donors)
- سازمان انتقال خون ایران
نتیجه گیری : تصویر منتشر شده از دکتر عارف در حال اهدای خون، برخلاف پروتوکل های سازمان انتقال خون ایران و از نظر علمی نادرست است، و رفتاری ریاکارانه است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2❤🔥2👏1
ادعای درمان عفونتهای گوش از طریق جویدن سیر و پیاز و استفاده از منتول !!!
۱) آموکسیکلاو (Amoxicillin-Clavulanate) خط اول درمان برای عفونتهای باکتریال گوش است، اما اگر بیمار پس از ۴۸-۷۲ ساعت بهبود نیابد، باید به مقاومت میکروبی یا عوارض (مانند ماستوئیدیت) شک کرد. نیاز به تصویربرداری (CT Temporal Bone) و کشت ترشحات است.
توصیه به جویدن پیاژ یا استفاده از قطره گیاهی منتول (بدون شواهد علمی) خطرناک است. منتول ممکن است مخاط ملتهب را تحریک کند و وضعیت را تشدید نماید.
۲) مرجعهای استاندارد در علم گوش و حلق مانند کتاب Cummings Otolaryngology – Head and Neck Surgery تأکید میکنند که شواهد بالینی قابل استنادی برای استفاده از سیر یا پیاز به عنوان درمان عفونتهای گوش موجود نیست. همچنین، مرورهای سیستماتیک و متاآنالیزهای منتشرشده (برای مثال در پایگاه The Cochrane Database of Systematic Reviews) نیز به عدم وجود دادههای قوی در حمایت از این ادعا اشاره دارند.
۳) منتول در بسیاری از محصولات آرایشی و درمانی بهعنوان یک عامل خنککننده و تسکیندهنده مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. اما:
- شواهد علمی مبنی بر اثربخشی منتول در درمان عفونتهای گوش یا بهبود عملکرد سیستم شنوایی بهطور دقیق اثبات نشده است.
- کاربرد منتول به صورت قطره یا در تماس مستقیم با پوشش مخاطی گوش، بدون ارزیابی دقیق دوز و تاثیرات محلی، میتواند موجب تحریک بیش از حد و یا تغییر در تعادل میکروبی طبیعی گوش شود.
۴) دستورالعملهای بالینی که توسط سازمانهای بینالمللی مانند American Academy of Pediatrics و American Academy of Otolaryngology تدوین شدهاند، بر استفاده از درمانهای مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Medicine) تأکید میکنند. این دستورالعملها شامل:
- استفاده از آنتیبیوتیکهای مورد تایید (مانند آموکسیکلاو) بر مبنای الگوی شناسایی باکتریهای رایج (مثلاً Streptococcus pneumoniae ، Haemophilus influenzae و Moraxella catarrhalis ).
- مدیریت علائمی و حمایتی حمایتی، شامل کنترل درد و کاهش التهاب.
هیچ یک از این اسناد مرجع، به کارگیری درمانهای سنتی مانند جویدن سیر و پیاز یا استفاده از محصولات حاوی منتول را به عنوان یک گزینهی درمانی استاندارد تأیید نکردهاند.
نتیجه گیری: هیچ مدرک قانعکنندهای وجود ندارد که اثربخشی این روشها را در درمان عفونتهای گوش در انسان تایید کند.
- درمانهای استاندارد مبتنی بر شواهد (مانند استفاده از آنتیبیوتیکهای مناسب و مدیریت حمایتی) همواره نتایج بهتر و قابل اطمینانتری ارائه میدهند.
- استفاده از روشهای غیراحتمالی بدون ارزیابی دقیق میتواند خطرات جدی به همراه داشته باشد، به ویژه در زمینهی تأخیر در ارائه درمان مؤثر.
بنابراین، از منظر یک متخصص گوش و حلق و بینی که به شواهد علمی روز اعتقاد دارد، توصیه میشود که: استفاده از جویدن سیر و پیاز یا محصولات حاوی منتول به عنوان درمان عفونتهای گوش به عنوان روشهای غیراحتمالی و نامعتبر رد شوند.
منابع :
1. Cummings Otolaryngology – Head and Neck Surgery (6th Edition)
ناشر: Elsevier، سال 2022.
یک منبع جامع برای دانش تخصصی و درمانهای مبتنی بر شواهد در زمینه گوش، حلق و بینی.
2. American Academy of Pediatrics Guidelines for Acute Otitis Media
Pediatrics, 2013.
دستورالعملهای مفصل در مدیریت اوتیت میانی کودکان.
3. Rosenfeld, R. M., et al. “Clinical Practice Guideline: Otitis Media with Effusion.”
Otolaryngology–Head and Neck Surgery, 2016.
بررسیهای دقیق در مورد درمانهای اوتیت همراه با افیوژن.
4. Cochrane Reviews on Antibiotic Use in Acute Otitis Media
پایگاه داده متاآنالیزهای منسجم درباره اثربخشی درمانهای دارویی.
5. JAMA Otolaryngology–Head & Neck Surgery
مجلات تخصصی با مقالات بهروز در زمینه پژوهشهای بالینی و تجربی در ENT.
نکته : اطلاعات ارائه شده توسط این افراد، نمونه ای از اطلاعات نادرست و خطرناک رایج در گروه های طب سنتی است. انتشار این اطلاعات میتواند منجر به آسیب جدی به سلامت افراد شود. با انتشار این پست میتوانید به افزایش آگاهی مردم و جلوگیری از گسترش این اطلاعات غلط کمک کنید.
🖼️ @FactCheck_Science
۱) آموکسیکلاو (Amoxicillin-Clavulanate) خط اول درمان برای عفونتهای باکتریال گوش است، اما اگر بیمار پس از ۴۸-۷۲ ساعت بهبود نیابد، باید به مقاومت میکروبی یا عوارض (مانند ماستوئیدیت) شک کرد. نیاز به تصویربرداری (CT Temporal Bone) و کشت ترشحات است.
توصیه به جویدن پیاژ یا استفاده از قطره گیاهی منتول (بدون شواهد علمی) خطرناک است. منتول ممکن است مخاط ملتهب را تحریک کند و وضعیت را تشدید نماید.
۲) مرجعهای استاندارد در علم گوش و حلق مانند کتاب Cummings Otolaryngology – Head and Neck Surgery تأکید میکنند که شواهد بالینی قابل استنادی برای استفاده از سیر یا پیاز به عنوان درمان عفونتهای گوش موجود نیست. همچنین، مرورهای سیستماتیک و متاآنالیزهای منتشرشده (برای مثال در پایگاه The Cochrane Database of Systematic Reviews) نیز به عدم وجود دادههای قوی در حمایت از این ادعا اشاره دارند.
۳) منتول در بسیاری از محصولات آرایشی و درمانی بهعنوان یک عامل خنککننده و تسکیندهنده مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. اما:
- شواهد علمی مبنی بر اثربخشی منتول در درمان عفونتهای گوش یا بهبود عملکرد سیستم شنوایی بهطور دقیق اثبات نشده است.
- کاربرد منتول به صورت قطره یا در تماس مستقیم با پوشش مخاطی گوش، بدون ارزیابی دقیق دوز و تاثیرات محلی، میتواند موجب تحریک بیش از حد و یا تغییر در تعادل میکروبی طبیعی گوش شود.
۴) دستورالعملهای بالینی که توسط سازمانهای بینالمللی مانند American Academy of Pediatrics و American Academy of Otolaryngology تدوین شدهاند، بر استفاده از درمانهای مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Medicine) تأکید میکنند. این دستورالعملها شامل:
- استفاده از آنتیبیوتیکهای مورد تایید (مانند آموکسیکلاو) بر مبنای الگوی شناسایی باکتریهای رایج (مثلاً Streptococcus pneumoniae ، Haemophilus influenzae و Moraxella catarrhalis ).
- مدیریت علائمی و حمایتی حمایتی، شامل کنترل درد و کاهش التهاب.
هیچ یک از این اسناد مرجع، به کارگیری درمانهای سنتی مانند جویدن سیر و پیاز یا استفاده از محصولات حاوی منتول را به عنوان یک گزینهی درمانی استاندارد تأیید نکردهاند.
نتیجه گیری: هیچ مدرک قانعکنندهای وجود ندارد که اثربخشی این روشها را در درمان عفونتهای گوش در انسان تایید کند.
- درمانهای استاندارد مبتنی بر شواهد (مانند استفاده از آنتیبیوتیکهای مناسب و مدیریت حمایتی) همواره نتایج بهتر و قابل اطمینانتری ارائه میدهند.
- استفاده از روشهای غیراحتمالی بدون ارزیابی دقیق میتواند خطرات جدی به همراه داشته باشد، به ویژه در زمینهی تأخیر در ارائه درمان مؤثر.
بنابراین، از منظر یک متخصص گوش و حلق و بینی که به شواهد علمی روز اعتقاد دارد، توصیه میشود که: استفاده از جویدن سیر و پیاز یا محصولات حاوی منتول به عنوان درمان عفونتهای گوش به عنوان روشهای غیراحتمالی و نامعتبر رد شوند.
منابع :
1. Cummings Otolaryngology – Head and Neck Surgery (6th Edition)
ناشر: Elsevier، سال 2022.
یک منبع جامع برای دانش تخصصی و درمانهای مبتنی بر شواهد در زمینه گوش، حلق و بینی.
2. American Academy of Pediatrics Guidelines for Acute Otitis Media
Pediatrics, 2013.
دستورالعملهای مفصل در مدیریت اوتیت میانی کودکان.
3. Rosenfeld, R. M., et al. “Clinical Practice Guideline: Otitis Media with Effusion.”
Otolaryngology–Head and Neck Surgery, 2016.
بررسیهای دقیق در مورد درمانهای اوتیت همراه با افیوژن.
4. Cochrane Reviews on Antibiotic Use in Acute Otitis Media
پایگاه داده متاآنالیزهای منسجم درباره اثربخشی درمانهای دارویی.
5. JAMA Otolaryngology–Head & Neck Surgery
مجلات تخصصی با مقالات بهروز در زمینه پژوهشهای بالینی و تجربی در ENT.
نکته : اطلاعات ارائه شده توسط این افراد، نمونه ای از اطلاعات نادرست و خطرناک رایج در گروه های طب سنتی است. انتشار این اطلاعات میتواند منجر به آسیب جدی به سلامت افراد شود. با انتشار این پست میتوانید به افزایش آگاهی مردم و جلوگیری از گسترش این اطلاعات غلط کمک کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤3👏2🥰1
ادعای بسیار عجیبی دیگر از طب سنتی
نقد علمی:
۱) فصد در پزشکی مدرن تنها در موارد بسیار محدودی مانند پلیسیتمی ورا (با هموگلوبین >۱۸) یا هموکروماتوز تحت شرایط استریل و محاسبات دقیق مجاز است. انجام آن برای "درمان گرفتگی قلب" کاملاً غیرمنطقی و خطرناک است، چرا که:
- موجب کاهش ناگهانی حجم خون (hypovolemia) و کاهش پرفیوژن عروق کرونر میشود.
- در بیماران با آنمی یا نارسایی قلبی، خطر ایسکمی میوکارد یا شوک هیپوولمیک را افزایش میدهد.
۲) حجامت عمیق با تیغ:
- عصبزدایی (denervation) ناحیه پشتی قفسه سینه و آسیب به شبکه براکیال را به دنبال دارد.
- خطر پنوموتوراکس (تجمع هوا در فضای پلور) به دلیل سوراخ شدن تصادفی پرده دیافراگم یا پلور.
- عفونتهای موضعی/سیستمیک (مثل اندوکاردیت) به ویژه در بیماران با پرولاپس دریچه میترال.
نتیجه گیری : هیچ مطالعه RCT یا متاآنالیز معتبری اثربخشی حجامت را در بیماریهای قلبی تأیید نکرده است. این روش در طب مدرن ممنوع است.
بخش دوم : سیر ترشی، سرکه، روغن زیتون و عسل به عنوان درمان
- نقد علمی
۱) سیر: اگرچه برخی مطالعات اثرات ضدپلاکتی خفیف سیر را نشان دادهاند، ولی:
- هرگز جایگزین داروهای ضدپلاکت (مثل آسپرین یا کلوپیدوگرل) نمیشود.
- تداخل خطرناک با وارفارین (افزایش INR و خطر خونریزی).
۲) سرکه انگور: اسیدیته بالا (pH ~۲.۵) موجب:
- تخریب مخاط مری و معده (خطر زخم پپتیک یا بارت مری).
- تشدید ریفلاکس اسید که خود میتواند با درد قلبی اشتباه گرفته شود.
۳) روغن زیتون و عسل:
- فاقد اثرات آنژیوپلاستیک یا ترومبولیتیک هستند.
- مصرف ۴ استکان روزانه از این ترکیب (≈۸۰۰ کالری) موجب چاقی، هایپرتریگلیسیریدمی و مقاومت به انسولین میگردد که خود ریسک فاکتورهای بیماری عروق کرونر هستند.
بخش سوم : جویدن کندر و آویشن
۱) کندر (Boswellia):
- مهارکننده غیراختصاصی سیکلواکسیژناز (COX) است که ممکن است با داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی (NSAIDs) تداخل ایجاد کند.
- در بیماران با سابقه زخم گوارشی، خطر خونریزی معده را افزایش میدهد.
۲) آویشن و نمک:
- مصرف نمک اضافی (حتی به همراه آویشن) موجب احتباس مایع و افزایش فشار خون شریانی میشود که برای بیماران با نارسایی قلبی یا فشار خون بالا کشنده است.
بخش چهارم : نکات حیاتی مغفولمانده در توصیههای اولیه
۱) علائم هشداردهنده اورژانسی (Red Flags):
- درد قفسه سینه با انتشار به شانهها میتواند نشانهی ديسکشن آئورت، آمبولی ریوی یا سندرم کرونری حاد باشد. این موارد با نوار قلب و اکو معمولی نیز قابل رد نیستند و نیاز به CTA قفسه سینه یا آنژیوگرافی اورژانسی دارند.
۲) تشخیصهای افتراقی جدی:
- بیماری میکروواسکولار کرونر (INOCA): در زنان شایعتر است و اکوی طبیعی دارد، ولی تنها با تست رزرو جریان کرونری (CFR) یا آنژیوگرافی گایدگذاری شده تشخیص داده میشود.
- اسپاسم عروق کرونر (Prinzmetal Angina): نیاز به ارزیابی با آزمون متیل ارگونووین دارد.
- میوکاردیت یا پریکاردیت: ممکن است در اکوی اولیه نرمال باشد و نیاز به MRI قلب دارد.
۳) خطر تأخیر در درمان:
- استفاده از روشهای غیراستاندارد مانند حجامت یا سرکه ممکن است بیمار را از مراجعه به موقع به اورژانس بازدارد. در صورت وجود انسداد حاد عروق کرونر، هر دقیقه تأخیر برابر است با مرگ ۱.۹ میلیون کاردیومیوسیت در هر ساعت!
«دسترسی به منابع»
🖼️ @FactCheck_Science
احساس گرفتگی درقلب دارم مثل بعضی ازجاهای بدن میگیره حرکت کششی انجام میشه یه صدایی میده آزاد میشه قلبم همینطوره منتهاهرچی دستم روکش میارم اون صدایی که گرفتگی ازبین میره نداره واصلاتغییری نمیکنه سمت قلبم ازپشت شونه هم هست یعنی ازهردوطرف گرفتگی احساس میکنمبخش اول : فصد (خونگیری) و حجامت عمیق پشت قلب
نوارقلب واکوهم انجام شده چیزی نشون نداد اماهمچنان گرفتگی هست
ممکناست دچار گرفتگی عضلات باشید
علائم گرفتگی دریچه قلب
درد خنجری در قفسه سینه
درد دست چپ،هنگام بالا آوردن دست
درد و گرفتگی بین دوکتف،انگاری همیشه قولنج داری و قولنج نمیشکنه
عدم توانایی مشت کردن دست چپ
تنگی نفس هنگام بالارفتن از پله
اگر این علائم را دارید
این درمانها مناسب هست
فصد دست چپ
حجامت پشت قلب،تیغ زدن باید خیلی خیلی عمیق باشد و الّا اثر عکس میدهد
سیر ترشی کهنه که با سرکه طبیعی تهیه شده باشد
سرکه روغن زیتون بعداز غذا
جویدن زیاد کندر،باعث رفع سدد و گرفتگی ها میشود
آویشن و نمکبعد از غذا
درمان فوری:مصرف زیاد ترکیب سرکه خانگی انگور،روغن زیتون و عسل،به نسبت مساوی (اگر روزانه ۴ استکان از این ترکیب مصرف شود ،بعد از یک هفته تاثیرش مشاهده میشوند
نقد علمی:
۱) فصد در پزشکی مدرن تنها در موارد بسیار محدودی مانند پلیسیتمی ورا (با هموگلوبین >۱۸) یا هموکروماتوز تحت شرایط استریل و محاسبات دقیق مجاز است. انجام آن برای "درمان گرفتگی قلب" کاملاً غیرمنطقی و خطرناک است، چرا که:
- موجب کاهش ناگهانی حجم خون (hypovolemia) و کاهش پرفیوژن عروق کرونر میشود.
- در بیماران با آنمی یا نارسایی قلبی، خطر ایسکمی میوکارد یا شوک هیپوولمیک را افزایش میدهد.
۲) حجامت عمیق با تیغ:
- عصبزدایی (denervation) ناحیه پشتی قفسه سینه و آسیب به شبکه براکیال را به دنبال دارد.
- خطر پنوموتوراکس (تجمع هوا در فضای پلور) به دلیل سوراخ شدن تصادفی پرده دیافراگم یا پلور.
- عفونتهای موضعی/سیستمیک (مثل اندوکاردیت) به ویژه در بیماران با پرولاپس دریچه میترال.
نتیجه گیری : هیچ مطالعه RCT یا متاآنالیز معتبری اثربخشی حجامت را در بیماریهای قلبی تأیید نکرده است. این روش در طب مدرن ممنوع است.
بخش دوم : سیر ترشی، سرکه، روغن زیتون و عسل به عنوان درمان
- نقد علمی
۱) سیر: اگرچه برخی مطالعات اثرات ضدپلاکتی خفیف سیر را نشان دادهاند، ولی:
- هرگز جایگزین داروهای ضدپلاکت (مثل آسپرین یا کلوپیدوگرل) نمیشود.
- تداخل خطرناک با وارفارین (افزایش INR و خطر خونریزی).
۲) سرکه انگور: اسیدیته بالا (pH ~۲.۵) موجب:
- تخریب مخاط مری و معده (خطر زخم پپتیک یا بارت مری).
- تشدید ریفلاکس اسید که خود میتواند با درد قلبی اشتباه گرفته شود.
۳) روغن زیتون و عسل:
- فاقد اثرات آنژیوپلاستیک یا ترومبولیتیک هستند.
- مصرف ۴ استکان روزانه از این ترکیب (≈۸۰۰ کالری) موجب چاقی، هایپرتریگلیسیریدمی و مقاومت به انسولین میگردد که خود ریسک فاکتورهای بیماری عروق کرونر هستند.
بخش سوم : جویدن کندر و آویشن
۱) کندر (Boswellia):
- مهارکننده غیراختصاصی سیکلواکسیژناز (COX) است که ممکن است با داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی (NSAIDs) تداخل ایجاد کند.
- در بیماران با سابقه زخم گوارشی، خطر خونریزی معده را افزایش میدهد.
۲) آویشن و نمک:
- مصرف نمک اضافی (حتی به همراه آویشن) موجب احتباس مایع و افزایش فشار خون شریانی میشود که برای بیماران با نارسایی قلبی یا فشار خون بالا کشنده است.
بخش چهارم : نکات حیاتی مغفولمانده در توصیههای اولیه
۱) علائم هشداردهنده اورژانسی (Red Flags):
- درد قفسه سینه با انتشار به شانهها میتواند نشانهی ديسکشن آئورت، آمبولی ریوی یا سندرم کرونری حاد باشد. این موارد با نوار قلب و اکو معمولی نیز قابل رد نیستند و نیاز به CTA قفسه سینه یا آنژیوگرافی اورژانسی دارند.
۲) تشخیصهای افتراقی جدی:
- بیماری میکروواسکولار کرونر (INOCA): در زنان شایعتر است و اکوی طبیعی دارد، ولی تنها با تست رزرو جریان کرونری (CFR) یا آنژیوگرافی گایدگذاری شده تشخیص داده میشود.
- اسپاسم عروق کرونر (Prinzmetal Angina): نیاز به ارزیابی با آزمون متیل ارگونووین دارد.
- میوکاردیت یا پریکاردیت: ممکن است در اکوی اولیه نرمال باشد و نیاز به MRI قلب دارد.
۳) خطر تأخیر در درمان:
- استفاده از روشهای غیراستاندارد مانند حجامت یا سرکه ممکن است بیمار را از مراجعه به موقع به اورژانس بازدارد. در صورت وجود انسداد حاد عروق کرونر، هر دقیقه تأخیر برابر است با مرگ ۱.۹ میلیون کاردیومیوسیت در هر ساعت!
«دسترسی به منابع»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤5👏2
منابع مرتبط با خطرات فصد و حجامت در بیماریهای قلبی:
- منبع:
Braunwald's Heart Disease: A Textbook of Cardiovascular Medicine (12th Edition, 2022)
- فصل ۱۰: "Evaluation of the Patient with Cardiovascular Disease"
- تاکید بر اینکه هیچ روشی مانند فصد یا حجامت در گایدلاینهای تشخیصی یا درمانی بیماریهای قلبی جایگاهی ندارد.
- اشاره به خطرات خونگیری غیرضروری (مانند کمخونی، هیپوولمی، و تشدید ایسکمی میوکارد).
- منبع:
European Society of Cardiology (ESC) Guidelines on Chronic Coronary Syndromes (2019)
- بخش "Non-Invasive Diagnostic Tools":
- تاکید بر استفاده از تست ورزش، تصویربرداری هستهای یا CTA به جای روشهای غیراستاندارد.
۲. منابع مرتبط با بیاثر بودن سیر، سرکه و روغن زیتون در درمان بیماریهای قلبی:
- منبع:
Harrison's Principles of Internal Medicine (21st Edition, 2022)
- فصل ۲۷۷: "Complementary and Alternative Medicine in Cardiovascular Disease"
- اشاره به عدم وجود شواهد کافی برای استفاده از سیر یا سرکه به عنوان درمان جایگزین در بیماریهای ایسکمیک قلبی.
- هشدار درباره تداخلات خطرناک سیر با داروهای ضدپلاکت و ضد انعقاد.
- منبع:
American Heart Association (AHA) Scientific Statement on Dietary Supplements (2021)
- تاکید بر اینکه:
- مکملهای گیاهی (از جمله سیر) نباید جایگزین داروهای استاندارد شوند.
- مصرف خودسرانه سرکه با اسیدیته بالا ممکن است آسیب گوارشی ایجاد کند.
۳. منابع مرتبط با خطرات کندر و آویشن:
- منبع:
Goodman & Gilman's The Pharmacological Basis of Therapeutics (14th Edition, 2023)
- فصل ۳۶: "Herbal Medicines and Dietary Supplements"
- هشدار درباره مهار غیراختصاصی COX توسط کندر و خطر خونریزی گوارشی.
- اشاره به افزایش فشار خون ناشی از مصرف نمک اضافی (حتی در ترکیب با آویشن).
۴. منابع مرتبط با تشخیصهای افتراقی درد قفسه سینه:
- منبع:
European Heart Journal (2023) - Guidelines on the Management of Chest Pain
- تاکید بر ضرورت بررسی ديسکشن آئورت، آمبولی ریوی و میوکاردیت حتی در صورت نرمال بودن اکو و نوار قلب.
- توصیه به استفاده از CTA قفسه سینه یا MRI قلب در موارد مشکوک.
- منبع:
Mayo Clinic Guidelines for Stable Ischemic Heart Disease (2022)
- تاکید بر نقش تست رزرو جریان کرونری (CFR) در تشخیص بیماری میکروواسکولار کرونر.
۵. منابع مرتبط با خطر تأخیر در درمان استاندارد:
- منبع:
New England Journal of Medicine (NEJM) - Time to Treatment in STEMI (2020)
- هر یک ساعت تأخیر در بازکردن عروق کرونر مسدودشده، ۲۰% افزایش مرگومیر به دنبال دارد.
- منبع:
Journal of the American College of Cardiology (JACC) - 2021
- مطالعه نشان داد که استفاده از روشهای طب جایگزین (مثل حجامت) ۳ برابر احتمال عوارض کشنده در بیماران ACS را افزایش میدهد.
۶. منابع مرتبط با تداخلات دارویی و عوارض گیاهان دارویی:
- منبع:
UpToDate (2023) - "Herbal and dietary supplements affecting coagulation"
- لیست کامل تداخلات کندر با وارفارین و داروهای ضدپلاکت.
- تاکید بر خطر خونریزی با دوزهای بالای سیر.
۷. گایدلاینهای طلایی کاردیولوژی:
- منبع:
ACC/AHA Guideline on the Management of Patients With Chest Pain (2021)
- رده III (مضر): استفاده از روشهای غیراستاندارد مانند حجامت یا فصد در درمان درد قفسه سینه.
- رده I (توصیه قوی): انجام CTA کرونری یا آنژیوگرافی در موارد شک به ایسکمی.
دسترسی به منابع:
- تمامی کتابهای ذکرشده در پلتفرمهایی مانند ClinicalKey، AccessMedicine یا Ovid قابل دسترسی هستند.
- گایدلاینهای ESC و ACC/AHA به صورت رایگان در سایت رسمی این سازمانها موجود است.
هرگونه انحراف از این منابع استاندارد، نقض پروتکلهای پزشکی مبتنی بر شواهد محسوب میشود.
منبع
❤5👍4🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نقد علمی «سخنان محسن رنانی»
سخنان جناب رنانی به موضوعاتی در حوزههای نورولوژی، ژنتیک، و تکامل اجتماعی اشاره میکند، اما از نظر علمی نیاز به بررسی دقیقتر و نقد تخصصی دارد.
۱. ادعاهای مربوط به کورتکس مغزی و تأثیر چندهمسری/ازدواج فامیلی
- عدم استناد به شواهد علمی: ادعاهایی مانند تفاوت در ضخامت کورتکس یا اندازه بادامه مغز (آمیگدالا) بین جمعیتهای اروپایی و آسیایی نیازمند ارجاع به مطالعات معتبر تصویربرداری عصبی (مانند MRI) یا متاآنالیزهاست. تاکنون هیچ مطالعهای نشان نداده که چندهمسری یا ازدواج فامیلی مستقیماً باعث تغییر ساختار کورتکس در نسلهای بعدی شود.
- تغییرات اپیژنتیک: اگرچه محیط میتواند بر بیان ژنها تأثیر بگذارد (اپیژنتیک)، اما این تغییرات معمولاً پایدار نیستند و نیاز به فشارهای تکاملی قوی در طول هزاران سال دارند. ادعای تغییر کورتکس در "ده نسل" فاقد پشتوانه علمی است.
- تفاوتهای جمعیتی: تفاوتهای گزارششده در اندازه آمیگدال یا کورتکس بین جمعیتها (در صورت وجود) احتمالاً ناشی از عوامل چندگانه مانند محیط، تغذیه، و سازگاریهای تکاملی است، نه صرفاً ازدواج فامیلی یا چندهمسری.
۲. خطاهای مفهومی در نورولوژی
- کارکرد کورتکس و "عقلانیت": ادعا که "عقلانیت در کورتکس رخ میدهد" سادهانگارانه است. تصمیمگیری عقلانی نتیجه شبکهای پیچیده از تعاملات بین کورتکس پیشپیشانی، آمیگدالا، استریاتوم، و سایر مناطق است.
- نوروپلاستیسیتی: مغز توانایی تغییر ساختار و عملکرد را در پاسخ به تجربیات دارد (نوروپلاستیسیتی)، اما این تغییرات فردی هستند و به نسل بعد منتقل نمیشوند مگر از طریق یادگیری فرهنگی.
۳. ازدواج فامیلی و پیامدهای عصبی-تکاملی
- خطرات ژنتیک: ازدواج فامیلی خطر انتقال بیماریهای اتوزومال مغلوب (مانند برخی اختلالات متابولیک یا عصبی) را افزایش میدهد، اما این به معنای تغییر در کورتکس بهصورت جمعیتی نیست.
- مطالعات معتبر: مطالعاتی مانند تحقیقات روی جمعیتهای ایزوله (مثل آمیها در ژاپن) نشان میدهند که ازدواج فامیلی میتواند بر فراوانی بیماریهای ژنتیکی تأثیر بگذارد، اما تأثیر آن بر ویژگیهای پیچیده مانند ضخامت کورتکس نامشخص است.
۴. مقایسه تاریخی-فرهنگی و نورولوژی
- اشکال در استنتاج علّی: ارتباط دادن پایان چندهمسری در اروپا با تغییرات مغزی نیازمند شواهد تاریخی-عصبی است که وجود ندارد. تغییرات اجتماعی (مانند تحول در قوانین خانواده) عمدتاً محصول عوامل فرهنگی-اقتصادی هستند، نه تغییرات بیولوژیک در مغز.
۵. نتیجهگیری علمی
- نیاز به احتیاط: متن از مفاهیم نورولوژی بهصورت گزینشی و بدون ارجاع به مطالعات دقیق استفاده میکند. تفاوتهای مغزی بین جمعیتها (در صورت وجود) به ندرت قابل انتساب به یک عامل واحد هستند.
- پیشنهاد برای پژوهش: اگر نویسنده به دنبال بررسی تأثیر فرهنگ بر تکامل عصبی است، باید به حوزههایی مانند عصب-تکامل فرهنگی (Cultural Neuroscience) یا مطالعات بینفرهنگی در نوروآناتومی مراجعه کند.
نتیجه گیری :
سخنان دکتر رنانی، فاقد پشتوانه علمی، و بیشتر توجیه کردن، عقب ماندگی ساختار حاکمیت است. و جنبه ی ماله کشی دارد.
✅ رفرنس
🖼️ @FactCheck_Science
سخنان جناب رنانی به موضوعاتی در حوزههای نورولوژی، ژنتیک، و تکامل اجتماعی اشاره میکند، اما از نظر علمی نیاز به بررسی دقیقتر و نقد تخصصی دارد.
۱. ادعاهای مربوط به کورتکس مغزی و تأثیر چندهمسری/ازدواج فامیلی
- عدم استناد به شواهد علمی: ادعاهایی مانند تفاوت در ضخامت کورتکس یا اندازه بادامه مغز (آمیگدالا) بین جمعیتهای اروپایی و آسیایی نیازمند ارجاع به مطالعات معتبر تصویربرداری عصبی (مانند MRI) یا متاآنالیزهاست. تاکنون هیچ مطالعهای نشان نداده که چندهمسری یا ازدواج فامیلی مستقیماً باعث تغییر ساختار کورتکس در نسلهای بعدی شود.
- تغییرات اپیژنتیک: اگرچه محیط میتواند بر بیان ژنها تأثیر بگذارد (اپیژنتیک)، اما این تغییرات معمولاً پایدار نیستند و نیاز به فشارهای تکاملی قوی در طول هزاران سال دارند. ادعای تغییر کورتکس در "ده نسل" فاقد پشتوانه علمی است.
- تفاوتهای جمعیتی: تفاوتهای گزارششده در اندازه آمیگدال یا کورتکس بین جمعیتها (در صورت وجود) احتمالاً ناشی از عوامل چندگانه مانند محیط، تغذیه، و سازگاریهای تکاملی است، نه صرفاً ازدواج فامیلی یا چندهمسری.
۲. خطاهای مفهومی در نورولوژی
- کارکرد کورتکس و "عقلانیت": ادعا که "عقلانیت در کورتکس رخ میدهد" سادهانگارانه است. تصمیمگیری عقلانی نتیجه شبکهای پیچیده از تعاملات بین کورتکس پیشپیشانی، آمیگدالا، استریاتوم، و سایر مناطق است.
- نوروپلاستیسیتی: مغز توانایی تغییر ساختار و عملکرد را در پاسخ به تجربیات دارد (نوروپلاستیسیتی)، اما این تغییرات فردی هستند و به نسل بعد منتقل نمیشوند مگر از طریق یادگیری فرهنگی.
۳. ازدواج فامیلی و پیامدهای عصبی-تکاملی
- خطرات ژنتیک: ازدواج فامیلی خطر انتقال بیماریهای اتوزومال مغلوب (مانند برخی اختلالات متابولیک یا عصبی) را افزایش میدهد، اما این به معنای تغییر در کورتکس بهصورت جمعیتی نیست.
- مطالعات معتبر: مطالعاتی مانند تحقیقات روی جمعیتهای ایزوله (مثل آمیها در ژاپن) نشان میدهند که ازدواج فامیلی میتواند بر فراوانی بیماریهای ژنتیکی تأثیر بگذارد، اما تأثیر آن بر ویژگیهای پیچیده مانند ضخامت کورتکس نامشخص است.
۴. مقایسه تاریخی-فرهنگی و نورولوژی
- اشکال در استنتاج علّی: ارتباط دادن پایان چندهمسری در اروپا با تغییرات مغزی نیازمند شواهد تاریخی-عصبی است که وجود ندارد. تغییرات اجتماعی (مانند تحول در قوانین خانواده) عمدتاً محصول عوامل فرهنگی-اقتصادی هستند، نه تغییرات بیولوژیک در مغز.
۵. نتیجهگیری علمی
- نیاز به احتیاط: متن از مفاهیم نورولوژی بهصورت گزینشی و بدون ارجاع به مطالعات دقیق استفاده میکند. تفاوتهای مغزی بین جمعیتها (در صورت وجود) به ندرت قابل انتساب به یک عامل واحد هستند.
- پیشنهاد برای پژوهش: اگر نویسنده به دنبال بررسی تأثیر فرهنگ بر تکامل عصبی است، باید به حوزههایی مانند عصب-تکامل فرهنگی (Cultural Neuroscience) یا مطالعات بینفرهنگی در نوروآناتومی مراجعه کند.
نتیجه گیری :
سخنان دکتر رنانی، فاقد پشتوانه علمی، و بیشتر توجیه کردن، عقب ماندگی ساختار حاکمیت است. و جنبه ی ماله کشی دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍1😍1
۱. تفاوتهای ساختاری مغز بین جمعیت ها
- Falk et al. (2013): [Brain Diversity in Human Neuroimaging Studies
- Chee et al. (2011): [Cultural Differences in Neural Processing of Faces]
۲. تأثیر ازدواج فامیلی بر سلامت عصبی
- Bittles & Black (2010): [Consanguinity and Human Health]
- Hamamy et al. (2011): [Consanguineous Marriages and Neurogenetic Disorders]
۳. تکامل اجتماعی و چندهمسری
- Henrich (2010): [The Evolution of Monogamy in Europe]
- Fortunato & Archetti (2010): [Evolution of Monogamous Marriage]
۴. نوروپلاستیسیتی و اپیژنتیک
- Meaney (2010): [Epigenetics and the Environmental Regulation of the Genome]
- Kuzawa & Sweet (2009): [Epigenetics and Human Variation]
۵. نقد ادعای "تغییر کورتکس در ده نسل"
- Laland et al. (2010): [How Culture Shaped the Human Genome]
- Falk et al. (2013): [Brain Diversity in Human Neuroimaging Studies
- Chee et al. (2011): [Cultural Differences in Neural Processing of Faces]
۲. تأثیر ازدواج فامیلی بر سلامت عصبی
- Bittles & Black (2010): [Consanguinity and Human Health]
- Hamamy et al. (2011): [Consanguineous Marriages and Neurogenetic Disorders]
۳. تکامل اجتماعی و چندهمسری
- Henrich (2010): [The Evolution of Monogamy in Europe]
- Fortunato & Archetti (2010): [Evolution of Monogamous Marriage]
۴. نوروپلاستیسیتی و اپیژنتیک
- Meaney (2010): [Epigenetics and the Environmental Regulation of the Genome]
- Kuzawa & Sweet (2009): [Epigenetics and Human Variation]
۵. نقد ادعای "تغییر کورتکس در ده نسل"
- Laland et al. (2010): [How Culture Shaped the Human Genome]
👏3❤2👍2
▪سرخک: تهدیدی بازگشته در قرن بیست و یکم
• سرخک یک بیماری ویروسی بسیار واگیردار است که عدد تولید مثل پایهی آن بین ۱۲ تا ۱۸ برآورد می شود. این بیماری که زمانی در مسیر حذف جهانی قرار داشت، در سالهای اخیر دوباره در بسیاری از نقاط جهان در حال گسترش است. دلیل اصلی این بازگشت، کاهش پوشش واکسیناسیون سرخک است؛ کاهشی که هم به دلیل اختلال در برنامههای ایمن سازی در دوران همه گیری کووید-۱۹ رخ داده و هم به علت افزایش تردید و بی اعتمادی نسبت به واکسن ها.
این مقاله به مرور تظاهرات بالینی، عوارض، توصیه های کنونی و زمینه ی اپیدمیولوژیک سرخک می پردازد و در عین حال به بحث های مربوط به ایمن سازی و درمان، تاریخچه ی واکسن سرخک، و بهروزرسانی های مربوط به روش های تشخیصی و ژنوتیپ های مولکولی ویروس اشاره می کند.
تظاهرات بالینی و عوارض
• سندرم کلاسیک سرخک معمولاً ۱۰ تا ۱۴ روز پس از تماس با ویروس بروز می کند. بیماری با مرحله ی پیش درآمدی آغاز می شود که شامل تب و << سه C >> معروف است: سرفه (cough)، آبریزش بینی(coryza) و التهاب ملتحمه(conjunctivitis). این مرحله ۲ تا ۴ روز طول می کشد. لکه های کوپلیک، که نقاط سفید کوچک و اختصاصی روی مخاط دهان هستند، ممکن است ۱ تا ۲ روز پیش از بروز بثورات دیده شوند. بثورات تیپیک سرخک به صورت ضایعات قرمز و ماکولوپاپولار، ۲ تا ۴ روز پس از شروع تب ظاهر می شود و معمولاً از صورت آغاز شده و به سمت پایین بدن گسترش می یابد. انتقال ویروس از حدود ۴ روز قبل تا ۴ روز بعد از بروز بثورات رخ می دهد. اسهال می تواند زودهنگام شروع شود و حتی تا یک ماه ادامه یابد.
• سرخک یک عفونت سیستمیک است و پوست، چشمها، دستگاه گوارش و دستگاه تنفسی را درگیر می کند.
• حدود ۳۰٪ بیماران دچار عوارض می شوند، شایع ترین آن ها شامل اسهال، پنومونی، اوتیت میانی و التهاب ملتحمه است. عوارض نادر اما بسیار شدید، مانند پنومونیت و پنومونی سلول غول آسا، بیشتر در افراد دچار نقص ایمنی و کودکان خردسال دیده می شود. حتی پس از بهبودی ظاهری، خطرات بلند مدتی مانند پنومونی، سوءتغذیه و نابینایی (اغلب به علت زخم قرنیه در کودکان دچار کمبود ویتامین A) وجود دارد.
• یکی از پیامدهای مهم سرخک <<فراموشی ایمنی>> موقت است؛ پدیده ای که در آن ویروس با تخریب حافظه ی سلولهای B و T، فرد را برای مدتی در برابر عفونت های دیگر آسیب پذیرتر می کند.
• در دهه ی ۱۹۶۰، نوعی «سرخک آتیپیک» در کودکانی گزارش شد که واکسن غیرفعال شده ی سرخک (مورد استفاده بین سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۷) را دریافت کرده بودند. این نوع با تب بالا، بثورات غیرمعمول (پتشیال یا شبیه سرخک که از اندامها شروع می شود) و پنومونی شدید همراه بود. «سرخک تعدیل شده» نیز در افراد واکسینه شده ای دیده می شود که دچار شکست اولیه یا ثانویه ی واکسن شده اند. در شکست ثانویه، علائم معمولاً خفیف تر است: بثورات با تب کم یا بدون تب، علائم تنفسی غیراختصاصی و بار ویروسی کمتر؛ این افراد خطر انتقال پایین تری دارند.
• گروه های خاص، از جمله کودکان دچار سوءتغذیه، افراد دارای نقص ایمنی (مانند مبتلایان به HIV یا بیماران تحت درمان سرطان) و زنان باردار، بیشترین آسیب پذیری را دارند. سرخک در بارداری می تواند به سقط، محدودیت رشد داخل رحمی و زایمان زودرس منجر شود. میزان مرگومیر از حدود ۵٪ در مناطق اندمیک تا ۲۰-۳۰٪ در جمعیت های بسیار آسیب پذیرتر گزارش شده است. سوءتغذیه در حدود ۴۵٪ موارد مرگ ناشی از سرخک نقش دارد و خود بیماری می تواند کمبود ویتامین A را تشدید کند.
توصیه های کنونی
سیاست های واکسیناسیون کودکان در کشورهای مختلف متفاوت است. در کشورهای اندمیک، دوز اول واکسن معمولاً در ۹ ماهگی و در کشورهایی که به مرحله ی حذف رسیده اند، بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی تزریق می شود. سازمان جهانی بهداشت توصیه می کند همه ی کودکان دوز دوم واکسن را نیز دریافت کنند، با فاصله ی حداقل ۴ هفته بین دو دوز.
• در زمان طغیان ها، دوزهای اضافی در مناطق اندمیک توصیه می شود. برای ایجاد ایمنی جمعی، پوشش واکسیناسیون حداقل ۹۵٪ ضروری است.
• در پیشگیری پس از تماس، تزریق واکسن تا ۷۲ ساعت پس از مواجهه یا تزریق ایمونوگلوبولین انسانی تا ۶ روز بعد (برای افرادی که منع مصرف واکسن دارند) توصیه می شود؛ با این حال، دسترسی به ایمونوگلوبولین در بسیاری از کشور های کم درآمد و با درآمد متوسط محدود است.
• درمان سرخک شامل تشخیص زودهنگام، درمان عوارض، ایزوله کردن بیمار و تجویز ویتامین A (طبق توصیه ی WHO) برای کاهش مرگ و میر در جمعیت های دچار کمبود است.
• سرخک یک بیماری ویروسی بسیار واگیردار است که عدد تولید مثل پایهی آن بین ۱۲ تا ۱۸ برآورد می شود. این بیماری که زمانی در مسیر حذف جهانی قرار داشت، در سالهای اخیر دوباره در بسیاری از نقاط جهان در حال گسترش است. دلیل اصلی این بازگشت، کاهش پوشش واکسیناسیون سرخک است؛ کاهشی که هم به دلیل اختلال در برنامههای ایمن سازی در دوران همه گیری کووید-۱۹ رخ داده و هم به علت افزایش تردید و بی اعتمادی نسبت به واکسن ها.
این مقاله به مرور تظاهرات بالینی، عوارض، توصیه های کنونی و زمینه ی اپیدمیولوژیک سرخک می پردازد و در عین حال به بحث های مربوط به ایمن سازی و درمان، تاریخچه ی واکسن سرخک، و بهروزرسانی های مربوط به روش های تشخیصی و ژنوتیپ های مولکولی ویروس اشاره می کند.
تظاهرات بالینی و عوارض
• سندرم کلاسیک سرخک معمولاً ۱۰ تا ۱۴ روز پس از تماس با ویروس بروز می کند. بیماری با مرحله ی پیش درآمدی آغاز می شود که شامل تب و << سه C >> معروف است: سرفه (cough)، آبریزش بینی(coryza) و التهاب ملتحمه(conjunctivitis). این مرحله ۲ تا ۴ روز طول می کشد. لکه های کوپلیک، که نقاط سفید کوچک و اختصاصی روی مخاط دهان هستند، ممکن است ۱ تا ۲ روز پیش از بروز بثورات دیده شوند. بثورات تیپیک سرخک به صورت ضایعات قرمز و ماکولوپاپولار، ۲ تا ۴ روز پس از شروع تب ظاهر می شود و معمولاً از صورت آغاز شده و به سمت پایین بدن گسترش می یابد. انتقال ویروس از حدود ۴ روز قبل تا ۴ روز بعد از بروز بثورات رخ می دهد. اسهال می تواند زودهنگام شروع شود و حتی تا یک ماه ادامه یابد.
• سرخک یک عفونت سیستمیک است و پوست، چشمها، دستگاه گوارش و دستگاه تنفسی را درگیر می کند.
• حدود ۳۰٪ بیماران دچار عوارض می شوند، شایع ترین آن ها شامل اسهال، پنومونی، اوتیت میانی و التهاب ملتحمه است. عوارض نادر اما بسیار شدید، مانند پنومونیت و پنومونی سلول غول آسا، بیشتر در افراد دچار نقص ایمنی و کودکان خردسال دیده می شود. حتی پس از بهبودی ظاهری، خطرات بلند مدتی مانند پنومونی، سوءتغذیه و نابینایی (اغلب به علت زخم قرنیه در کودکان دچار کمبود ویتامین A) وجود دارد.
• یکی از پیامدهای مهم سرخک <<فراموشی ایمنی>> موقت است؛ پدیده ای که در آن ویروس با تخریب حافظه ی سلولهای B و T، فرد را برای مدتی در برابر عفونت های دیگر آسیب پذیرتر می کند.
• در دهه ی ۱۹۶۰، نوعی «سرخک آتیپیک» در کودکانی گزارش شد که واکسن غیرفعال شده ی سرخک (مورد استفاده بین سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۷) را دریافت کرده بودند. این نوع با تب بالا، بثورات غیرمعمول (پتشیال یا شبیه سرخک که از اندامها شروع می شود) و پنومونی شدید همراه بود. «سرخک تعدیل شده» نیز در افراد واکسینه شده ای دیده می شود که دچار شکست اولیه یا ثانویه ی واکسن شده اند. در شکست ثانویه، علائم معمولاً خفیف تر است: بثورات با تب کم یا بدون تب، علائم تنفسی غیراختصاصی و بار ویروسی کمتر؛ این افراد خطر انتقال پایین تری دارند.
• گروه های خاص، از جمله کودکان دچار سوءتغذیه، افراد دارای نقص ایمنی (مانند مبتلایان به HIV یا بیماران تحت درمان سرطان) و زنان باردار، بیشترین آسیب پذیری را دارند. سرخک در بارداری می تواند به سقط، محدودیت رشد داخل رحمی و زایمان زودرس منجر شود. میزان مرگومیر از حدود ۵٪ در مناطق اندمیک تا ۲۰-۳۰٪ در جمعیت های بسیار آسیب پذیرتر گزارش شده است. سوءتغذیه در حدود ۴۵٪ موارد مرگ ناشی از سرخک نقش دارد و خود بیماری می تواند کمبود ویتامین A را تشدید کند.
توصیه های کنونی
سیاست های واکسیناسیون کودکان در کشورهای مختلف متفاوت است. در کشورهای اندمیک، دوز اول واکسن معمولاً در ۹ ماهگی و در کشورهایی که به مرحله ی حذف رسیده اند، بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی تزریق می شود. سازمان جهانی بهداشت توصیه می کند همه ی کودکان دوز دوم واکسن را نیز دریافت کنند، با فاصله ی حداقل ۴ هفته بین دو دوز.
• در زمان طغیان ها، دوزهای اضافی در مناطق اندمیک توصیه می شود. برای ایجاد ایمنی جمعی، پوشش واکسیناسیون حداقل ۹۵٪ ضروری است.
• در پیشگیری پس از تماس، تزریق واکسن تا ۷۲ ساعت پس از مواجهه یا تزریق ایمونوگلوبولین انسانی تا ۶ روز بعد (برای افرادی که منع مصرف واکسن دارند) توصیه می شود؛ با این حال، دسترسی به ایمونوگلوبولین در بسیاری از کشور های کم درآمد و با درآمد متوسط محدود است.
• درمان سرخک شامل تشخیص زودهنگام، درمان عوارض، ایزوله کردن بیمار و تجویز ویتامین A (طبق توصیه ی WHO) برای کاهش مرگ و میر در جمعیت های دچار کمبود است.
👍32❤1👏1🙏1😍1
وضعیت اپیدمیولوژیک کنونی
• داده های اخیر نشان می دهد سطح آنتی بادی های مادری سریع تر از گذشته کاهش می یابد و نوزادان خردسال زودتر در معرض خطر قرار می گیرند.
• در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، بیش از ۹۰٪ موارد سرخک در کشورهای کم درآمد و با درآمد متوسط گزارش شده و عمدتاً کودکان زیر ۵ سال را درگیر کرده است؛ بالاترین مرگ و میر در کودکان زیر یک سال دیده می شود. تزریق یک دوز زودهنگام واکسن در سن ۳ تا ۴ ماهگی میتواند تا حدی از نوزادان محافظت کند، هرچند باید میان خطر عفونت و مدت اثربخشی واکسن تعادل برقرار شود.
• شکافهای ایمنی در بزرگسالان نیز وجود دارد، به ویژه در افرادی که بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۸۹ واکسینه شده اند یا واکسن غیرفعال دریافت کرده اند.
• اگرچه دوز سوم برای برخی کارکنان سلامت پیشنهاد شده، سطح آنتی بادی ها معمولاً به سرعت کاهش می یابد. افزایش موارد سرخک از سال ۲۰۱۹ به بعد، عمدتاً ناشی از طغیان ها در کشورهایی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو، ماداگاسکار، ساموآ، اوکراین و برزیل بوده و تردید نسبت به واکسن و اختلالهای ناشی از کووید-۱۹ نقش مهمی داشته اند. کشور های کم درآمد پایین ترین پوشش واکسیناسیون را دارند.
• اطلاعات نادرست، از جمله ارتباط دادن واکسن سرخک با اوتیسم یا ادعای پیشگیری ویتامین A از سرخک، تهدیدی جدی برای کنترل بیماری است. کاهش حمایت از برنامه های بهداشت جهانی نیز خطر را بیشتر کرده است.
جمع بندی و چشم انداز
• کنترل جهانی سرخک در دهه های اخیر پیشرفت چشمگیری نداشته است. برآورد دقیق بار بیماری و مرگ و میر ناشی از تردید واکسیناسیون ضروری است. تقویت پژوهشها در زمان طغیان ها، توسعه ی تست های تشخیصی سریع، و راهبردهایی مانند تقویت واکسن پنوموکوک برای کاهش پنومونی پس از سرخک میتوانند موثر باشند. همچنین پژوهش روی واکسن های جدید مناسب نوزادان کم سن تر و روش های نوین رساندن واکسن، مانند پچ های میکرونیدلی، برای هدف نهایی ریشه کنی سرخک اهمیت اساسی دارد.
• داده های اخیر نشان می دهد سطح آنتی بادی های مادری سریع تر از گذشته کاهش می یابد و نوزادان خردسال زودتر در معرض خطر قرار می گیرند.
• در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، بیش از ۹۰٪ موارد سرخک در کشورهای کم درآمد و با درآمد متوسط گزارش شده و عمدتاً کودکان زیر ۵ سال را درگیر کرده است؛ بالاترین مرگ و میر در کودکان زیر یک سال دیده می شود. تزریق یک دوز زودهنگام واکسن در سن ۳ تا ۴ ماهگی میتواند تا حدی از نوزادان محافظت کند، هرچند باید میان خطر عفونت و مدت اثربخشی واکسن تعادل برقرار شود.
• شکافهای ایمنی در بزرگسالان نیز وجود دارد، به ویژه در افرادی که بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۸۹ واکسینه شده اند یا واکسن غیرفعال دریافت کرده اند.
• اگرچه دوز سوم برای برخی کارکنان سلامت پیشنهاد شده، سطح آنتی بادی ها معمولاً به سرعت کاهش می یابد. افزایش موارد سرخک از سال ۲۰۱۹ به بعد، عمدتاً ناشی از طغیان ها در کشورهایی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو، ماداگاسکار، ساموآ، اوکراین و برزیل بوده و تردید نسبت به واکسن و اختلالهای ناشی از کووید-۱۹ نقش مهمی داشته اند. کشور های کم درآمد پایین ترین پوشش واکسیناسیون را دارند.
• اطلاعات نادرست، از جمله ارتباط دادن واکسن سرخک با اوتیسم یا ادعای پیشگیری ویتامین A از سرخک، تهدیدی جدی برای کنترل بیماری است. کاهش حمایت از برنامه های بهداشت جهانی نیز خطر را بیشتر کرده است.
جمع بندی و چشم انداز
• کنترل جهانی سرخک در دهه های اخیر پیشرفت چشمگیری نداشته است. برآورد دقیق بار بیماری و مرگ و میر ناشی از تردید واکسیناسیون ضروری است. تقویت پژوهشها در زمان طغیان ها، توسعه ی تست های تشخیصی سریع، و راهبردهایی مانند تقویت واکسن پنوموکوک برای کاهش پنومونی پس از سرخک میتوانند موثر باشند. همچنین پژوهش روی واکسن های جدید مناسب نوزادان کم سن تر و روش های نوین رساندن واکسن، مانند پچ های میکرونیدلی، برای هدف نهایی ریشه کنی سرخک اهمیت اساسی دارد.
منبع:
L.A.H. Do, K. Mulholland
Measles 2025
New England Journal of Medicine (2025)
👍20❤2👏1🤩1🙏1
🍏طب سنتی🍏
درمان قطعی و فوری میگرن و سینوزیت با پیاز👇
یک دونه پیاز به اندازه لیمو سنگی چهار قارچ کنید با پوست
و دو قارچ از پیاز رو جلو بینی قرار دهید مکش کنید اونقدر مکش کنید که بالای ابرو سوزش میکند اجازه دهید سوزش کند اشک می آید این اشک میکروب است دیگر اشک نیست این رو دائم با دستمال کاغذی پاک کنید ودرون کیسه قرار دهید اگر یک قطر از اشک وارد دهان شود مسموم میشوید دقت کنید و مواظب باشید تا اشک وارد دهانتان نشودودو قارچ بعدی پیاز را هم همین کار را بکنید این کار رو یک روز در میان انجام دهید به مدت یک یا دوهفته بستگی به شدت سینوزیت و میگیرن دارد وبا این کار به طور کلی سینوزیت و میگرن درمان میشود واز بین میرود.
یک دونه پیاز به اندازه لیمو سنگی چهار قارچ کنید با پوست
و دو قارچ از پیاز رو جلو بینی قرار دهید مکش کنید اونقدر مکش کنید که بالای ابرو سوزش میکند اجازه دهید سوزش کند اشک می آید این اشک میکروب است دیگر اشک نیست این رو دائم با دستمال کاغذی پاک کنید ودرون کیسه قرار دهید اگر یک قطر از اشک وارد دهان شود مسموم میشوید دقت کنید و مواظب باشید تا اشک وارد دهانتان نشودودو قارچ بعدی پیاز را هم همین کار را بکنید این کار رو یک روز در میان انجام دهید به مدت یک یا دوهفته بستگی به شدت سینوزیت و میگیرن دارد وبا این کار به طور کلی سینوزیت و میگرن درمان میشود واز بین میرود.
▫️وقتی «سوزش» را با «درمان» اشتباه میگیریم >>> پاسخ علمی به ادعای درمان میگرن و سینوزیت با پیاز
• گاهی در فضای مجازی با نسخه هایی روبه رو می شویم که با قاطعیت از «درمان قطعی و فوری» بیماری هایی مثل میگرن و سینوزیت حرف می زنند، یکی از آنها استفاده از پیاز و مکش بخار آن از راه بینی است. جذابیت این توصیه ها در سادگی و حس «طبیعی بودن» آن هاست، اما علم پزشکی با حس خوب یا تجربه ی شخصی جلو نمی رود، با شواهد جلو میرود.
• ابتدا یک نکتهی پایه ای: میگرن و سینوزیت یک بیماری نیستند.
میگرن یک اختلال عصبی-عروقی مغز است که به شبکه های عصبی درد، انتقال دهنده های عصبی و تنظیم عروق مغزی مربوط می شود. سینوزیت، برعکس، یک مشکل التهابی(اغلب ویروسی) در سینوس هاست. میگرن و سینوزیت می توانند به واسطه ی مسیرهای مشترک عصب سه قلو علائم همپوشان ایجاد کنند و حتی یکدیگر را تحریک کنند، اما بیماری یکسانی نیستند و این همپوشانی عصبی به هیچ وجه مجوز درمان های غیرهدفمند، تحریک کننده یا ادعاهای درمان قطعی همزمان نیست. هر مداخله ای فقط زمانی معتبر است که مکانیزم مشخص بیماری هدف را درمان کند، نه صرفا باعث سوزش، اشک ریزش یا تخلیه ی ظاهری شود.
• دوم: اشک، سم یا میکروب نیست.
اشکی که هنگام تماس با پیاز از چشم خارج می شود، یک پاسخ دفاعی طبیعی به تحریک شیمیایی است. اشک حاوی مواد ضدباکتری است، نه خودِ باکتری یا سم. ادعای اینکه اگر یک قطره اشک وارد دهان شود مسموم می شوید هیچ پایه ای در فیزیولوژی، سم شناسی یا پزشکی ندارد و صرفا ترس سازی است.
• سوم: سوزش نشانه ی درمان نیست.
پیاز حاوی ترکیبات گوگردی محرک است. تماس پیاز خام با مخاط بینی باعث تحریک شیمیایی از طریق فعال سازی گیرنده های TRPA1 و مسیر های تری ژمینال می شود که به سوزش، اشک ریزش و ترشح می انجامد؛ این واکنش نشانه ی درمان یا پاک سازی نیست. تحریک حاد یا مکرر می تواند باعث رینیت تحریکی، تشدید سردرد و اختلال عملکرد سد مخاطی شود. هرچند برخی ترکیبات پیاز در شرایط آزمایشگاهی خاصیت آنتی میکروبی دارند، این ویژگی به هیچ وجه به معنای بی خطر یا درمانی بودن تماس مستقیم پیاز خام با مخاط زنده نیست.
• چهارم: ادعای درمان بدون شواهد معتبر، خطرناک است.
• در پزشکی مبتنی بر شواهد، درمان ها بر اساس سطح شواهد و قدرت توصیه در گایدلاین ها توصیف می شوند نه بهعنوان «درمان قطعی». برای میگرن و سینوزیت، دستورالعمل های معتبر جهانی وجود دارد و در هیچ یک از آنها پیاز به عنوان درمان توصیه شده یا خط اول جایگاهی ندارد.
• طبیعی بودن یک ماده به معنای بیخطر یا درمانی بودن آن نیست. تجربه ی شخصی، سوزش، اشک ریزش یا «حس سبکی» معیار علمی محسوب نمی شود. وقتی پای مغز، سینوس و سلامت طولانی مدت در میان است، اعتماد به نسخه های فضای مجازی می تواند هزینه ساز باشد.
• سلامت را با روایت ها قمار نکنیم. علم آهسته تر پیش می رود، اما مسیرش امن تر است.
•| References |•
• گاهی در فضای مجازی با نسخه هایی روبه رو می شویم که با قاطعیت از «درمان قطعی و فوری» بیماری هایی مثل میگرن و سینوزیت حرف می زنند، یکی از آنها استفاده از پیاز و مکش بخار آن از راه بینی است. جذابیت این توصیه ها در سادگی و حس «طبیعی بودن» آن هاست، اما علم پزشکی با حس خوب یا تجربه ی شخصی جلو نمی رود، با شواهد جلو میرود.
• ابتدا یک نکتهی پایه ای: میگرن و سینوزیت یک بیماری نیستند.
میگرن یک اختلال عصبی-عروقی مغز است که به شبکه های عصبی درد، انتقال دهنده های عصبی و تنظیم عروق مغزی مربوط می شود. سینوزیت، برعکس، یک مشکل التهابی(اغلب ویروسی) در سینوس هاست. میگرن و سینوزیت می توانند به واسطه ی مسیرهای مشترک عصب سه قلو علائم همپوشان ایجاد کنند و حتی یکدیگر را تحریک کنند، اما بیماری یکسانی نیستند و این همپوشانی عصبی به هیچ وجه مجوز درمان های غیرهدفمند، تحریک کننده یا ادعاهای درمان قطعی همزمان نیست. هر مداخله ای فقط زمانی معتبر است که مکانیزم مشخص بیماری هدف را درمان کند، نه صرفا باعث سوزش، اشک ریزش یا تخلیه ی ظاهری شود.
• دوم: اشک، سم یا میکروب نیست.
اشکی که هنگام تماس با پیاز از چشم خارج می شود، یک پاسخ دفاعی طبیعی به تحریک شیمیایی است. اشک حاوی مواد ضدباکتری است، نه خودِ باکتری یا سم. ادعای اینکه اگر یک قطره اشک وارد دهان شود مسموم می شوید هیچ پایه ای در فیزیولوژی، سم شناسی یا پزشکی ندارد و صرفا ترس سازی است.
• سوم: سوزش نشانه ی درمان نیست.
پیاز حاوی ترکیبات گوگردی محرک است. تماس پیاز خام با مخاط بینی باعث تحریک شیمیایی از طریق فعال سازی گیرنده های TRPA1 و مسیر های تری ژمینال می شود که به سوزش، اشک ریزش و ترشح می انجامد؛ این واکنش نشانه ی درمان یا پاک سازی نیست. تحریک حاد یا مکرر می تواند باعث رینیت تحریکی، تشدید سردرد و اختلال عملکرد سد مخاطی شود. هرچند برخی ترکیبات پیاز در شرایط آزمایشگاهی خاصیت آنتی میکروبی دارند، این ویژگی به هیچ وجه به معنای بی خطر یا درمانی بودن تماس مستقیم پیاز خام با مخاط زنده نیست.
• چهارم: ادعای درمان بدون شواهد معتبر، خطرناک است.
• در پزشکی مبتنی بر شواهد، درمان ها بر اساس سطح شواهد و قدرت توصیه در گایدلاین ها توصیف می شوند نه بهعنوان «درمان قطعی». برای میگرن و سینوزیت، دستورالعمل های معتبر جهانی وجود دارد و در هیچ یک از آنها پیاز به عنوان درمان توصیه شده یا خط اول جایگاهی ندارد.
• طبیعی بودن یک ماده به معنای بیخطر یا درمانی بودن آن نیست. تجربه ی شخصی، سوزش، اشک ریزش یا «حس سبکی» معیار علمی محسوب نمی شود. وقتی پای مغز، سینوس و سلامت طولانی مدت در میان است، اعتماد به نسخه های فضای مجازی می تواند هزینه ساز باشد.
• سلامت را با روایت ها قمار نکنیم. علم آهسته تر پیش می رود، اما مسیرش امن تر است.
•| References |•
👍116❤35🤝4