فم فریم
88 subscribers
319 photos
5 videos
2 files
ابزار برای خوانش شخصی از فیلم
Download Telegram
شهر رُم در فیلم شبیه یک شهر واقعی نیست؛بیشتر شبیه خواب،کابوس یا برزخ است.آدم‌ها مدام از مهمانی‌ای به مهمانی دیگر می‌روند،اما انگار واقعاً «مقصدی ندارند».

آب در فیلم مدام تکرار می‌شود؛فواره،باران،ساحل،دریا…اما برخلاف چیزی که معمولاً نماد پاکی است،اینجا بیشتر شبیه مرزی میان نجات و سقوط عمل می‌کند.

مارچلو تقریباً در تمام فیلم «تماشاگر» است.او خبرنگار است و مدام زندگی دیگران را نگاه می‌کند،بدون اینکه واقعاً وارد زندگی خود شود.انگار حتی نسبت به خودش هم غریبه است.

یکی از تلخ‌ترین لایه‌های فیلم این است که همه دنبال «معجزه» هستند؛از معجزه‌ی مذهبی کودکان گرفته تا معجزه‌ی عشق،شهرت یا روشنفکری.اما فلینی آرام‌آرام نشان می‌دهد که از منجی و معجزه خبری نیست.


و نکته آخر این است که فلینی هیچ پاسخ قطعی‌ای نمی‌دهد.
فیلم بیشتر شبیه پرسه زدن در ذهن انسانی خسته است تا داستانی که بخواهد نتیجه‌گیری اخلاقی کند.
giphvy.gif
353.2 KB
گاهی یک فیلم را دوست داریم، چون داستان خوبی تعریف می‌کند.

گاهی هم فیلمی را دوست داریم، چون چیزی از خودمان را در آن پیدا می‌کنیم؛ چیزی که شاید مدت‌ها از دیدنش فرار کرده‌ایم.
«زندگی شیرین» برای من فیلمی درباره‌ی گم‌شدن است؛

درباره‌ی انسانی که مدام میان آدم‌ها، عشق‌ها، مهمانی‌ها، لذت‌ها و هیاهوی شهر می‌گردد، شاید فقط برای اینکه مجبور نباشد لحظه‌ای با خودش تنها بماند.
مارچلو همیشه در حرکت است، اما هیچ‌وقت واقعاً به جایی نمی‌رسد.

دنبال عشق می‌رود، دنبال شهرت، معنا، منجی؛

و هر بار چیزی را پیدا می‌کند که برای چند لحظه خلأ درونش را بپوشاند، اما نه چیزی که واقعاً نجاتش دهد.
شاید به همین دلیل است که «زندگی شیرین»، با وجود تمام زرق‌وبرق، زیبایی و لذت‌هایش، فیلمی عمیقاً غمگین است.

فلینی جهانی می‌سازد که در آن همه‌چیز برای خوشبخت بودن مهیاست، جز خودِ خوشبختی.
فیلم درباره‌ی لحظه‌ای‌ست که آدم آن‌قدر سرگرم تماشای زندگیِ دیگران می‌شود که فراموش می‌کند خودش باید زندگی کند.
«زندگی شیرین» فیلمی نیست که فقط تماشا شود؛

هر بار که به آن برمی‌گردی، شاید مارچلوی دیگری در آن ببینی؛

و شاید یک‌بار، خودت را.

La Dolce Vita - 1960
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
La Montaña Sagrada(The Holy Mountain) - 1973
کوه مقدس
کارگردان آلخاندرو خودوروفسکی
زمان ۱۱۵ دقیقه
بازیگران
آلخاندرو خودوروفسکی> کیمیاگر
هوراسیو سالیناس> مرد مسیح نما
و...
#سینمای_مکزیک
#آلخاندرو_خودوروفسکی
#کوه_مقدس
#TheHolyMountain
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بزرگ‌ترین خطر، پیدا نکردن حقیقت نیست؛فراموشیِ انسانیت درمیان جست‌وجوی حقیقت است.
کمترفیلم معنوی دیده‌ام که درطول دوساعت،تو رااز میان اسطوره،کیمیاگری،مذهب،فلسفه،خشونت،شهوت،قدرت وتاریک‌ترین بخش‌های ذهن انسان عبور دهد ودرپایان، همه‌چیز راکنار بزند تافقط یک سؤال باقی بماند:
تو هنوز انسانی؟
فیلم«The Holy Mountain»ساخته‌ی آلخاندرو خودوروفسکی،یکی ازمتفاوت‌ترین آثارسینمای سورئال و کالت است؛فیلمی نیست که بتوان به‌سادگی داستانش راتعریف کرد.باید تجربه‌اش کنی؛جهانی عجیب،خشن،زیبا وگاهی آزاردهنده که درآن هیچ چیز آن‌طور که به نظرمی‌رسد نیست.
نه مادیات نجات‌بخش‌اند،نه معنویات؛اگر چشم‌بسته دنبالشان کنیم،ه دو می‌توانندتبدیل به زندان شوند.
این فیلم ازجست‌وجوی جاودانگی شروع می شود،اما هرچه جلوتر می‌رود،بیشتر ازما می‌خواهدچیزهایی راکه به آن‌ها چنگ زده‌ایم رها کنیم؛ پول،شهرت، گذشت،... وحتی استاد ودر نهایت،خودِ کوه مقدس.
ودرست وقتی فکر می‌کنیم قراراست رازبزرگی را کشف کنیم،همه‌چیززیر سؤال می‌رود.
اگربه فیلم‌های سورئال،کالت،نمادین وفلسفی علاقه دارید،«کوه مقدس»راازدست ندهید؛فیلمی که بعداز تمام شدن تازه شروع می‌شود.
فیلم سفری عجیب و هذیان‌گونه است؛ سفری برای پیدا کردن راز جاودانگی، در جهانی که مرز میان مذهب، عرفان، کیمیاگری، شهوت، قدرت و خیال مدام از بین می‌رود.


تجربه‌ ای دیوانه‌وار که مخاطب را به سفری می‌برد که از او می‌خواهد پذیرای همه‌چیز باشد؛ هر چیزی که بدیهیات و باورهایش را خدشه‌دار می‌کند و از ظرف آگاهی‌اش بیرون می‌ریزد.

گروهی از آدم‌ها به دنبال کوهی افسانه‌ای راه می‌افتند؛ اما هرچه بیشتر پیش می‌روند، سفرشان کمتر شبیه رسیدن به یک مقصد و بیشتر شبیه مواجهه با خودشان می‌شود.

فیلم پر است از تصاویر تکان‌دهنده، نمادهای رازآلود و آیین‌های غریب؛ گاهی زیبا، گاهی خشن و گاهی چنان عجیب که نمی‌دانی باید آن را بفهمی یا فقط تماشایش کنی.

«کوه مقدس» فیلمی نیست که قرار باشد همه‌چیز را برایت توضیح دهد؛ باید اجازه بدهی تصاویرش مدتی در ذهنت بمانند.
برای درک بهتر «کوه مقدس»، اول باید بدانیم خود خودوروفسکی از این فیلم چه می‌خواست.
او می‌خواست فیلمی بسازد که فقط روایتگر یک داستان نباشد، بلکه خودش شبیه یک تجربه‌ی معنوی عمل کند. خودوروفسکی بعدها درباره‌ی «کوه مقدس» گفت که این فیلم برای او نوعی تجربه‌ی گورجیفی و صوفیانه، و در اصل یک جست‌وجو بود.
او حتی جاه‌طلبی‌اش را بسیار فراتر از ساختن یک فیلم معمولی می‌دانست:
می‌خواست اثری بسازد شبیه یک کتاب مقدس.

برای همین است که در «کوه مقدس» با فیلمی مواجهیم که صرفاً قصه‌گو نیست. خودوروفسکی می‌خواست مخاطب را وارد یک آیین کند؛ او را از میان نمادها، مذهب، کیمیاگری، تاروت، بدن، مرگ و تولد دوباره عبور دهد و در این مسیر، چیزهایی را که بدیهی می‌پندارد زیر سؤال ببرد.
خودوروفسکی پیش از فیلم‌برداری، خود تحت آموزش یک استاد ذن قرار گرفت و گروه بازیگران را نیز مدتی به شکل جمعی و با تمرین‌های معنوی آماده کرد.
شاید به همین دلیل «کوه مقدس» بیشتر از آنکه شبیه یک فیلم باشد، شبیه مراسمی طولانی برای بیدار کردن تماشاگر است.