Forwarded from 🇮🇷|نازِمُطلق| 🇵🇸 (•میثمعلی•)
یل شش ماهه ای عجیب که نیست
نوه ی حیدری جگر داری
بی جهت حرمله سه شعبه نساخت
با عمو می پری جگر داری
گریه هایت برای آب نبود
پدرت را غریب می دیدی
تا که پلک تو را عطش می بست
خواب شیب الخضیب می دیدی
حنجرت را بهانه می دیدند
بغض شان جنگ با علی دارد
کوفه با دیدنت هراسان گفت:
چقدر کربلا علی دارد
نوه ی حیدری جگر داری
بی جهت حرمله سه شعبه نساخت
با عمو می پری جگر داری
گریه هایت برای آب نبود
پدرت را غریب می دیدی
تا که پلک تو را عطش می بست
خواب شیب الخضیب می دیدی
حنجرت را بهانه می دیدند
بغض شان جنگ با علی دارد
کوفه با دیدنت هراسان گفت:
چقدر کربلا علی دارد
تو هیئت گفتن اعراب رسم دارن، اگر مادر دیگه هیچ کاری از دستش برای بچه اش برنمیومد و هیچ جوره نمیتونست بچه رو آروم کنه...
میده دست خانواده شوهرش...
.
.
قول میدم اگه ورق برگرده و علی نَمیره
جوری لالایی بخونم، حرمله گریه اش بگیره...
میده دست خانواده شوهرش...
.
.
قول میدم اگه ورق برگرده و علی نَمیره
جوری لالایی بخونم، حرمله گریه اش بگیره...
آی مسلمونا، شاه بی سپاه. بین قتلگاه، خیلی بی کَسه
ما به دعوت کوفه امدیم، خیرتون قبول، مهمونی بسه...
ما به دعوت کوفه امدیم، خیرتون قبول، مهمونی بسه...
❤1
چه روزایی که داشتیم به تباهی کشیده میشدیم...
چه روزایی که ذره ای با فروپاشی فاصله نداشتیم...
چه روزایی که داشتیم تموم میشدیم...
هیئت سربهراهمون کرد:)
روضه آدممون کرد:)
اباعبدالله نگاهمون کرد:)))).
چه روزایی که ذره ای با فروپاشی فاصله نداشتیم...
چه روزایی که داشتیم تموم میشدیم...
هیئت سربهراهمون کرد:)
روضه آدممون کرد:)
اباعبدالله نگاهمون کرد:)))).
وقتی در ادامه راه سردرگم شدین و ندونستین باید چیکار کنین، باید برگردین و ببینین اصلاً چرا از اوّل واردش شدین
کتاب "نه"
کتاب "نه"
Forwarded from امین الدین
محمدرضا نوری ملقب به ابوعباس یکی از همرزمان حاج قاسم که دوشادوشِ بروبچ مقاومت برای نابودی داعش جنگید و مجروح شد، ۴۰۰ روز است که در اسارت آمریکاییها در عراق به سر میبرد...
چون یک جاسوس کثیف آمریکایی رو حین یک ماموریت در بغداد به درک واصل کرده.
اخیرا طی دو جلسه دادگاه فرمالیته قاضی عراقیِ مزدور آمریکا، رای به حبس ابد ابوعباس میدهد...
قطعا هر ایرانی با شنیدن کل این داستان، قلبش به رنج میاد(متاسفانه هنوزم اطلاعات دقیقی به خانوادهاش نرسیده و کسی خبری از وضعش نداره)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
من سر کلاس یه سری از اساتید کبدم رو از دست میدم اینقدر انرژی زا میخورم که خوابم نبره:))
اتش...
دود...
صدای مهیب...
گرد و خاک...
بوی خون....
مظلومیت...
اقتدار...
سرگذشت فرزندان فاطمه(سلاماللهعلیها) همانند مادر است....:)
دود...
صدای مهیب...
گرد و خاک...
بوی خون....
مظلومیت...
اقتدار...
سرگذشت فرزندان فاطمه(سلاماللهعلیها) همانند مادر است....:)
👍2
خدایا...:)
یا حمید بحق محمد
یا عالی بحق علی
یا فاطر بحق فاطمه
یا محسن بحق الحسن
یا قدیم الاحسان بحق الحسین
عجل لولیک الفرج صاحب العصر و الزمان😭
یا حمید بحق محمد
یا عالی بحق علی
یا فاطر بحق فاطمه
یا محسن بحق الحسن
یا قدیم الاحسان بحق الحسین
عجل لولیک الفرج صاحب العصر و الزمان😭