[ف جان]
616 subscribers
76 photos
24 videos
8 links
نگاه و زبان یک دانشجوی پزشکی
که
بعضی وقتا چرتکه اش رو جا میذاره...!


خوش آمدید به آشوبِ منظمِ من🪄
Download Telegram
فردا باید خیلی بزرگ باشم و تسلیم. اینطوریه که کسی که تو دوران کنکور برام رفع اشکال میکردو دوباره میبینم اما اینسری سر یه کلاس میشینیم. با روپوش بابام میرم بیمارستان ...
14
به زنا هر چیزی بدی اونو پرورش میدن و بهت برمیگردونن. هر چیزی.
17
حس میکنم پرت شدم وسط یه اقیانوس بزرگ. خیلی بزرگ.
12
استادم اصولا چشماش بسته است، انگار به عمق خودش پناه برده بجای سطح دیگران. ای کاش میشد بیشتر بشناسمش.
12
وایسا ببینم، مگه غیر اینکه همیشه اولش خیلی سخته؟!
18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واه. انگار درستش اینکه عقب عقبکی بریم اتاق عمل. شبیه پنگوئن ها نیستیم اونوقت؟!
13
انسان جایزالخطا نیست. حتمی الخطاست.
مثلا خودِ من اخیرا سر کلاس زبانم گفتم
they have "a" 2 child "s".
استادم نزدیک بود سکته کنه.
ولی طوری نیس...
16
زانوهام نه تنها دیگه پاسخگو نیستن بلکه سوال هم میپرسن جدیدا.
17
ساعت شمام رفته رو 2X یا مال من فقط داره "بدو بدو" میکنه؟
28
وای انگار تا آخرم عمرم باید اینطوری باشه که ۲۰۰۰ ساعت درس خوندن مساوی باشه با نیم ساعت تست زدن. چقدر غیر منطقی و بی رحمانه است.
12
انگار که مثلا کفش جدید میخری. با قیمت خوب دو تا دوره ی جدید خریدم و به زندگی و درس خوندن امیدوار شدم. واقعیتش دارم پرواز میکنم.
13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الله اکبر. اخه چطوری انقد قشنگییید؟؟؟
28
کاشکی اسم مادر شوهرم ماندانا باشه حداقل.
15
ای بابا سارا جان... اگه بودی میرفتیم ایونتِ یوگا با اسب.
15
سارا جان... اگه بودی میرفتیم برای بچه های بخش همودیالیز بیمارستان امام حسین با هم کتاب میخوندیم.
13