از میزان فرسودگیم همین بس که هر یه شبی که مجبور میشم تا صبح بیدار بمونم یه سال از عمرم کم میشه. مریض میشم کلا. یه زمانی تا صبح درس میخوندم و همونو بیدار میرفتم سر امتحان.
❤15
تو "یک ساعت" یه ساندویچ کامل خوردم با 8 تا شیرینی با دو تا پارچ شربت. بدنم برای اینکه بهم نشون بده "استرکس" داریم داره خودزنی میکنه. هر لحظه ممکنه برم تو اغمای غذایی.
❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دوره ایی که هم اکنون از مرور کردنش وحشت کرده ام از مقاومتم تصمیم گرفته بودم
" تصویر را، تقدیر را، زنجیر را "
باور نکنم. باور نکردم ..
حالا اما
خسته تر و بلاتکلیف تر از این حرفها هستم ...
تصمیم اما همان است.
انگار ماهیت وجودی ام سرشته شده با جمله ی
" از نو، دوباره رسم کن! "
" تصویر را، تقدیر را، زنجیر را "
باور نکنم. باور نکردم ..
حالا اما
خسته تر و بلاتکلیف تر از این حرفها هستم ...
تصمیم اما همان است.
انگار ماهیت وجودی ام سرشته شده با جمله ی
" از نو، دوباره رسم کن! "
❤17
بچه ها من جدیدا متوجه شدم وقتی از کسی ناراحت میشم درواقع ناراحتِ عزت نفس اسیب دیده ام هستم. ربطی به اون آدم نداره.
❤18
ها بله. چارساعته نیشستم پیچ یه پدر و دختر شیرازی رِ میبینم و دیگه خدا هم نَمیتونه لهجه ی شیرازی ایی که روم ست شده رو از بین ببره.
❤15
اسم یکی از شاگردام "بارانِ" . هر سری با مامانش حرف میزنم ناخواسته اسم بچه شو "بارون" صدا میزنم. هر سری خیلی زشت میشه.
❤18
فردا باید خیلی بزرگ باشم و تسلیم. اینطوریه که کسی که تو دوران کنکور برام رفع اشکال میکردو دوباره میبینم اما اینسری سر یه کلاس میشینیم. با روپوش بابام میرم بیمارستان ...
❤14
استادم اصولا چشماش بسته است، انگار به عمق خودش پناه برده بجای سطح دیگران. ای کاش میشد بیشتر بشناسمش.
❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واه. انگار درستش اینکه عقب عقبکی بریم اتاق عمل. شبیه پنگوئن ها نیستیم اونوقت؟!
❤13
انسان جایزالخطا نیست. حتمی الخطاست.
مثلا خودِ من اخیرا سر کلاس زبانم گفتم
they have "a" 2 child "s".
استادم نزدیک بود سکته کنه.
ولی طوری نیس...
مثلا خودِ من اخیرا سر کلاس زبانم گفتم
they have "a" 2 child "s".
استادم نزدیک بود سکته کنه.
ولی طوری نیس...
❤16