[ف جان]
618 subscribers
76 photos
24 videos
8 links
نگاه و زبان یک دانشجوی پزشکی
که
بعضی وقتا چرتکه اش رو جا میذاره...!


خوش آمدید به آشوبِ منظمِ من🪄
Download Telegram
نمی‌دونم. انگار از بیرون خیلی سخت بنظر میاد. حتی اولش منم ترسیدم. ولی الان که دقیقا وسطشم انگار انرژی زیادی برای گذروندنش صرف نمی‌کنم.
9
اگه هیچوقت گیتار الکتریک و پیانو یادنگیرم چی؟!!
12
زن سالم شباهت زیادی با "گرگ" دارد؛
‏قوی، استوار، سرشار از نیروی زندگی، ابداع‌گر، وفادار، پرجنبش و فعال.
17
باید برنامه ریزی کنم یه تایمیو با خودم حرف بزنم.
14
ببین هنر این نیست که بتونی جلو بری. هنر اینکه وقتی عقب میری بتونی با اون عقب اومدنه کنار بیای.
16
نگاه کردن به مسائل بعنوان "چالش" بجای " تهدید" ؟!
15
بچه ها همدلی بعضی وقتا دردسر درست میکنه. سیاستت باید این باشه: "بمن چه" .
19
احساسی که نتونی نامگذاریش کنی، مدیریت هم نمی‌تونی بکنی. تا وقتی یه هیجان دقیقاً نام‌گذاری نشه، مغز نمی‌تونه باهاش درست کار کنه؛ فقط یه آشفتگی مبهم و آزار دهنده هی درگیرت میکنه.
16
مغزم همزمان هم گوینده است هم شنونده.گذاشتیمش وسط. داریم در موردش حرف میزنیم.
14
شاهنامه خوانی
Amir Khadem – Reading Ferdowsi Ep1
"تصمیم گرفتن" رو دوست دارم ممبرا.




.
شروع کردم ..
8
از زندگیم خواهش میکنم اجازه بده به نقطه‌ای برسیم که هم برای اون قابل قبول باشه، هم برای من قابل اجرا. چیجوووری این همه چیزو باهم هندل کنم اخه مرتیکه؟؟؟
18
فردا امتحان نداری؟ فارغ از هر مسئله ی دیگه ایی چند پله خوشبخت‌تری.
16
از میزان فرسودگیم همین بس که هر یه شبی که مجبور میشم تا صبح بیدار بمونم یه سال از عمرم کم میشه. مریض میشم کلا. یه زمانی تا صبح درس میخوندم و همونو بیدار میرفتم سر امتحان.
15
تو "یک ساعت" یه ساندویچ کامل خوردم با 8 تا شیرینی با دو تا پارچ شربت. بدنم برای اینکه بهم نشون بده "استرکس" داریم داره خودزنی میکنه. هر لحظه ممکنه برم تو اغمای غذایی.
12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دوره ایی که هم اکنون از مرور کردنش وحشت کرده ام از مقاومتم تصمیم گرفته بودم
" تصویر را، تقدیر را، زنجیر را "
باور نکنم. باور نکردم ..
حالا اما
خسته تر و بلاتکلیف تر از این حرفها هستم ...
تصمیم اما همان است.
انگار ماهیت وجودی ام سرشته شده با جمله ی
" از نو، دوباره رسم کن! "
17
بچه ها من جدیدا متوجه شدم وقتی از کسی ناراحت میشم درواقع ناراحتِ عزت نفس اسیب دیده ام هستم. ربطی به اون آدم نداره.
18
ها بله. چارساعته نیشستم پیچ یه پدر و دختر شیرازی رِ میبینم و دیگه خدا هم نَمیتونه لهجه ی شیرازی ایی که روم ست شده رو از بین ببره.
15