نمیدونم. انگار از بیرون خیلی سخت بنظر میاد. حتی اولش منم ترسیدم. ولی الان که دقیقا وسطشم انگار انرژی زیادی برای گذروندنش صرف نمیکنم.
❤9
زن سالم شباهت زیادی با "گرگ" دارد؛
قوی، استوار، سرشار از نیروی زندگی، ابداعگر، وفادار، پرجنبش و فعال.
قوی، استوار، سرشار از نیروی زندگی، ابداعگر، وفادار، پرجنبش و فعال.
❤17
[ف جان]
این هفته به یادِ استادِ عزیزِ از دست رفته ام به بچه های بهزیستی زبان درس میدم.
بچه ها رو بخاطرت خیلی خندوندم ...
❤23
ببین هنر این نیست که بتونی جلو بری. هنر اینکه وقتی عقب میری بتونی با اون عقب اومدنه کنار بیای.
❤16
احساسی که نتونی نامگذاریش کنی، مدیریت هم نمیتونی بکنی. تا وقتی یه هیجان دقیقاً نامگذاری نشه، مغز نمیتونه باهاش درست کار کنه؛ فقط یه آشفتگی مبهم و آزار دهنده هی درگیرت میکنه.
❤16
از زندگیم خواهش میکنم اجازه بده به نقطهای برسیم که هم برای اون قابل قبول باشه، هم برای من قابل اجرا. چیجوووری این همه چیزو باهم هندل کنم اخه مرتیکه؟؟؟
❤18
از میزان فرسودگیم همین بس که هر یه شبی که مجبور میشم تا صبح بیدار بمونم یه سال از عمرم کم میشه. مریض میشم کلا. یه زمانی تا صبح درس میخوندم و همونو بیدار میرفتم سر امتحان.
❤15
تو "یک ساعت" یه ساندویچ کامل خوردم با 8 تا شیرینی با دو تا پارچ شربت. بدنم برای اینکه بهم نشون بده "استرکس" داریم داره خودزنی میکنه. هر لحظه ممکنه برم تو اغمای غذایی.
❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دوره ایی که هم اکنون از مرور کردنش وحشت کرده ام از مقاومتم تصمیم گرفته بودم
" تصویر را، تقدیر را، زنجیر را "
باور نکنم. باور نکردم ..
حالا اما
خسته تر و بلاتکلیف تر از این حرفها هستم ...
تصمیم اما همان است.
انگار ماهیت وجودی ام سرشته شده با جمله ی
" از نو، دوباره رسم کن! "
" تصویر را، تقدیر را، زنجیر را "
باور نکنم. باور نکردم ..
حالا اما
خسته تر و بلاتکلیف تر از این حرفها هستم ...
تصمیم اما همان است.
انگار ماهیت وجودی ام سرشته شده با جمله ی
" از نو، دوباره رسم کن! "
❤17
بچه ها من جدیدا متوجه شدم وقتی از کسی ناراحت میشم درواقع ناراحتِ عزت نفس اسیب دیده ام هستم. ربطی به اون آدم نداره.
❤18
ها بله. چارساعته نیشستم پیچ یه پدر و دختر شیرازی رِ میبینم و دیگه خدا هم نَمیتونه لهجه ی شیرازی ایی که روم ست شده رو از بین ببره.
❤15