هیچوقت توی برنامهی زندگیم "معلم شدن" رو ننوشتم.
اما نصف تابستون امسال با "معلم بازی" گذشت!
اما نصف تابستون امسال با "معلم بازی" گذشت!
❤15
استادم گفت ببینید انسان مخلوطی است از کربن، آب، دوپا، دو دست و یک سر. بدون دُم.
❤18
میدونی هرچی بیشتر میخونم و میبینم بیشتر تاکید و تکرار میکنم که "وای چقدر عقبم". واه. ببخشید اون همه درسی که میخونم کجا میره پس؟!
❤15
سوال اینجاست که وقتی مردم داشتن تا حد مرگ زباناشونو خوب میکردن من داشتم با چیچی بازی میکردم؟؟؟
❤18
تا دیروز معتقد بودم "تایپ" مال شارژرِ. اما خب نه . یه سیم شارژر معذرت!
❤10
خیلی آدم بدی هستی امیدوارم همیشه باریستای کافه ها به جای ۱۰۰ عربیکا،۱۰۰ ربوستا برات بزنن تا از تپش قلب سکته کنی و در نهایت بمیری عزیزم.
❤16
میدونی یه خانم دکتر برای جمع کردنِ این حجم از کار و درس افریده نشده بیشتر حس میکنم راننده کامیونی قصابی چیزیم.
❤18
دوستم با جمله ی " بدو برو. پدرصگ" اقا پسری که میخواست باهاش بیشتر آشنا بشه رو ایگنور کرد.
❤17
بزنم به سقف آسمون. انگار امروز یه شرقی شاد و پر انرژیم. دارم تلاشمو میکنم حداقل.
❤24
من خداوندگارِ با پای زخمی دویدن و فراتر از حد توان جنگیدنم. اینسری که چیزی نیست!!!
❤18
شیمیکنکور | حامداسماعیلی
مراسم چهلم استاد اسماعیلی
این هفته به یادِ استادِ عزیزِ از دست رفته ام به بچه های بهزیستی زبان درس میدم.
❤34