[ف جان]
610 subscribers
77 photos
24 videos
8 links
نگاه و زبان یک دانشجوی پزشکی
که
بعضی وقتا چرتکه اش رو جا میذاره...!


خوش آمدید به آشوبِ منظمِ من🪄
Download Telegram
ارغوان این چه رازیست که "شبای امتحان" هیچوقت برا من نرمالایز نمیشه؟!
30
[ف جان]
Daal Band – Mahie Sefid
کنکوری بودم؛ پریشان. ترسیده.
هر روز، یک ساعت و نیم طول می‌کشید تا با کیفی هم‌اندازه‌ی خودم، برسم کتابخانه.
آدم‌هایی که به‌خاطر کنکور با آن‌ها ارتباط داشتم، کم‌دان بودند، کم‌فهم و فرساینده و ...
این آهنگ را آن زمان گوش می‌دادم و با تک‌تک سلول‌هایم خواهش می‌کردم که باران به سرزمینم برگردد.
پاییز، میان خانه‌ام، واقعاً غوغا کرده بود.
ماهی سفیدی بودم که می‌خواست برسه به یک برکه‌ی زلال و قصه‌ی خودش را بگه.
در ادامه‌دهنده‌ترین حالت ممکنِ خودم، نشسته بودم وسط یک شب سرد؛
تلاش‌های کرکننده،
ارتفاعِ سدها...

این آهنگ با حالِ غریبِ آن روزهایم عجیب سنخیت داشت و از هر آدم دیگری، همدل تر شده بود.

.
.
.
دیروز، اتفاقی چشمم بهش خورد.
حالا اما
هنوز هم همه چی سخته ولی انگار، حداقل باران برگشته.
42
برای کلاس صبح مجبور شدم برم علیخانی، تمامِ دردِ دیشب رو توی هوا حس کردم. گریه کردم. گریه کردم.
29
حتی میوه فروش سر کوچه مونم نمیتونست اشکاشو نگه داره.
27
اعدام برای عدالت؟!
قتل حکومتی.








.
پ.ن: ما یادمون نمیره. همین.
43
بهترین دفاع با تقریب خوبی همیشه حمله است.
16
Audio
داشتنش اما اینروزا خیلی سخت شده ...
9
چی فک کردی؟! من در سوگوارترین حالت ممکن خودمم بازم ادامه دادم. تلاش کردم برای بهتر شدن و بهترین بودن. ‏من خودِ خودِ معجزه‌ام. از من معجزه‌تر؟!
21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من همیشه به جریان زندگیم هر چقدر سخت و غم انگیز اعتماد کردم، اما واااقعا بعضی وقتا دلم میخواد بزنم جلو ببینم چی میشه!
11
ارغوان این چه رازیست که یه آهنگِ دو دقیقه‌ای، یهو پرتت می‌کنه به یه خیابون، یه آدم، یه بو ...
انگار بعضی آهنگا، حافظه‌مون رو از خودمون هم بهتر بلدن.
17
956 لایه کرم پودر مالیدم زیر چشام و رفتم که شاگردام نفهمن هر لحظه ممکنِ از خستگی سکته کنم.
18
خواهرم خیلی رندوم ناگهان اومد زل زد تو تخم چشام و گفت میدونستی عامل تکامل تو "ازدواج" عه؟



.
پ.ن: فردا امتحان سلامت بهداشت داره.
37
تازه ممبرا بلّا شدم. فردا دارم میرم فیری دیسکاشنِ انگلیسی.
14
هیچ‌وقت توی برنامه‌ی زندگیم "معلم شدن" رو ننوشتم.
اما نصف تابستون امسال با "معلم بازی" گذشت!
15
استادم گفت ببینید انسان مخلوطی است از کربن، آب، دوپا، دو دست و یک سر. بدون دُم.
18
میدونی هرچی بیشتر می‌خونم و میبینم بیشتر تاکید و تکرار میکنم که "وای چقدر عقبم". واه. ببخشید اون همه درسی که می‌خونم کجا می‌ره پس؟!
15
سوال اینجاست که وقتی مردم داشتن تا حد مرگ زباناشونو خوب میکردن من داشتم با چیچی بازی میکردم؟؟؟
18