شاید اگر میدانستیم آن اسپرم چه فرایندهای ظریف و شگفتانگیزی را پشت سر گذاشته
و آن تخمک از چه زمانی آمادهی حضور ما در این جهان شده،
بخاطر تلاش آنها حداقل
بیشتر خودمان را دوست می داشتیم.
و آن تخمک از چه زمانی آمادهی حضور ما در این جهان شده،
بخاطر تلاش آنها حداقل
بیشتر خودمان را دوست می داشتیم.
❤12
[ف جان]
شاید اگر میدانستیم آن اسپرم چه فرایندهای ظریف و شگفتانگیزی را پشت سر گذاشته و آن تخمک از چه زمانی آمادهی حضور ما در این جهان شده، بخاطر تلاش آنها حداقل بیشتر خودمان را دوست می داشتیم.
On the other hand:
اونی ک باهاته فقط پاهاته پس مراقب خودت باش. خیلی.
اونی ک باهاته فقط پاهاته پس مراقب خودت باش. خیلی.
❤9
عِمــٰآد | Emٓad
وقتی که اینجا را ترک کنیم، چه کسی ما را به یاد خواهد آورد؟
هر کسی که وقتی به یک لبخندِ خاص، یک سکوت یا یک شوخیِ بیمزه، یا حتی یک عادتِ عجیب فکر میکند، ناخودآگاه لبخند میزند…
ما در جریان زندگی در تمام “جزئیاتِ کوچک و بیمعنی” نهادینه شدیم و برای همیشه ماندگاریم.
ما در جریان زندگی در تمام “جزئیاتِ کوچک و بیمعنی” نهادینه شدیم و برای همیشه ماندگاریم.
❤8
با تَتَمه ی انرژی ایی که باقیمانده بود، در این ساعت غریب، به قول هایی که به شاگردانم داده بودم عمل کردم.
* تتمه: بقیه و آخر هر چیز.
* تتمه: بقیه و آخر هر چیز.
❤6
منابع امتحانی دوره ام کردند و دارند برایم "این دختره اینجا نشسته، گریه میکنه، زاری میکنه" میخوانند.
❤16
پرسیدم: پس از اتمام چه خواهد شد؟!
گفت: در جغرافیایی که من هستم،"هیچ خالص"
پرسیدم: چرا در این جغرافیا ماندی؟!
گفت: سوال بعدی!
گفت: در جغرافیایی که من هستم،"هیچ خالص"
پرسیدم: چرا در این جغرافیا ماندی؟!
گفت: سوال بعدی!
❤10
احتمالا یکی از سختترین تصمیمهایی که میتونم بگیرم مهاجرت کردن و رفتن از ایرانه.
❤11
میخواهم سری بعد بخشی از آن چِندرقازِ در آمده را صرف خرید غذای خشک برای گربه های رندومِ خیابانی کنم. شاید هم عادتی شد مرتب و تکرار شونده!
❤9
تکه هایی از هفته ایی که گذشت:
ـ امیدوار هستی و امیدبخش.
ـ چیز کیک آنی کدوم طعمش؟
ـ کسیو بلاک نکن.
ـ چقدر شبیه باباتی.
ـ منم پزشکم، بیا پزشک بازی.
ـ عکس صَندلی که دوست داشتی رو بفرست.
ـ عروسی پدرته؟
ـ میخواستم بیام خونتون خواستگاری.
ـ کمکش کن.
ـ با یک پیچ گوشتی دو سوی درِ ۲۰۶ تو باز میکنم.
ـ کوبلن دوزی بلدی؟
ـ من زودترین نوبتو میخوام.
ـ خریدی یا برات بخرم؟
ـ عین حلزون قطع نخاع شده رانندگی میکنه.
ـ میشه بغلم کنی.
ـ ساعت ۲:۳۰ حرکته.
ـ برام کلاس خصوصی میذاری؟
ـ داره خطرناک میشه.
ـ من عاشق چیزای نو اَم.
ـ ما با هم یه جا زندگی میکردیم.
ـ خیلی تنهاست.
ـ پارتنر برای زبانت پیدا کن.
ـ خیلی تند باشه.
ـ دیگه نمیارمش.
ـ پول بده.
ـ قطعه ۲۲ ایثارگران.
ـ زودِ یا به موقع؟
ـ امیدوار هستی و امیدبخش.
ـ چیز کیک آنی کدوم طعمش؟
ـ کسیو بلاک نکن.
ـ چقدر شبیه باباتی.
ـ منم پزشکم، بیا پزشک بازی.
ـ عکس صَندلی که دوست داشتی رو بفرست.
ـ عروسی پدرته؟
ـ میخواستم بیام خونتون خواستگاری.
ـ کمکش کن.
ـ با یک پیچ گوشتی دو سوی درِ ۲۰۶ تو باز میکنم.
ـ کوبلن دوزی بلدی؟
ـ من زودترین نوبتو میخوام.
ـ خریدی یا برات بخرم؟
ـ عین حلزون قطع نخاع شده رانندگی میکنه.
ـ میشه بغلم کنی.
ـ ساعت ۲:۳۰ حرکته.
ـ برام کلاس خصوصی میذاری؟
ـ داره خطرناک میشه.
ـ من عاشق چیزای نو اَم.
ـ ما با هم یه جا زندگی میکردیم.
ـ خیلی تنهاست.
ـ پارتنر برای زبانت پیدا کن.
ـ خیلی تند باشه.
ـ دیگه نمیارمش.
ـ پول بده.
ـ قطعه ۲۲ ایثارگران.
ـ زودِ یا به موقع؟
❤7
[ف جان]
تکه هایی از هفته ایی که گذشت: ـ امیدوار هستی و امیدبخش. ـ چیز کیک آنی کدوم طعمش؟ ـ کسیو بلاک نکن. ـ چقدر شبیه باباتی. ـ منم پزشکم، بیا پزشک بازی. ـ عکس صَندلی که دوست داشتی رو بفرست. ـ عروسی پدرته؟ ـ میخواستم بیام خونتون خواستگاری. ـ کمکش کن. ـ با یک پیچ گوشتی…
هر هفته دوشنبه شب. از غزل یادگرفتم.
❤6