ناکتای عزیزم!
میخواهی بدانی چه میکنم؟ سدی که در مقابل اشکها کشیده شده بود دوباره شکست. نمیدانم این سیل مرا به کجا بغلتاند.
عالیه از این غلتیدن منعام میکند، ولی در این گونه مواقع کسی میتواند بر طبیعت استیلا داشته باشد؟
من ابرم. کار ابر باریدن است.
- از نامهی نیما یوشیج به ناکتا
ناکتای عزیزم!
میخواهی بدانی چه میکنم؟ سدی که در مقابل اشکها کشیده شده بود دوباره شکست. نمیدانم این سیل مرا به کجا بغلتاند.
عالیه از این غلتیدن منعام میکند، ولی در این گونه مواقع کسی میتواند بر طبیعت استیلا داشته باشد؟
من ابرم. کار ابر باریدن است.
- از نامهی نیما یوشیج به ناکتا
🍓3
I used to leave the door open for everyone I loved.
Then I realized some people enjoy Knowing they can return more than they actually want to.
So now the door is closed, not because I stopped caring, but because waiting became more painful than goodbye.
I used to leave the door open for everyone I loved.
Then I realized some people enjoy Knowing they can return more than they actually want to.
So now the door is closed, not because I stopped caring, but because waiting became more painful than goodbye.
ای لحظات شادی که هنوز از راه نرسیدهای، مسیر میانبری را در پیش میگیری؟
پیش از آنکه قلب هایمان پیر شود.
#نزارقبانی
پیش از آنکه قلب هایمان پیر شود.
#نزارقبانی