مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️پاسخ مایکل پورتر به سوال : استراتژی چیست؟

🔺استراتژی، رقابتی درباره متفاوت بودن است.

🔺باید بصورت عامدانه مجموعه ای متفاوت از فعالیت ها را برای ترکیب بی همتایی از ارزش انتخاب نمود.

🔺استراتژی انجام بهتر امور نیست؛ این موضوع به اثربخشی عملیاتی مربوط است. استراتژی انجام کارها به شکلی متفاوت است.

🔺ماهیت استراتژی ساختن انتخاب ها است.
✳️ یک مدیر ماکیاولیستی کیست؟

نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریار خود، تصویری چنان شفاف از قدرت طلبی و قرار گرفتن فرد در مرکزیت تحلیل‌ها و خواسته‌ها و برنامه ریزی‌ها ترسیم کرده است که قرن‌ها پس از او، هنوز هم نام او بهترین تداعی برای این مفاهیم محسوب می‌شود.

1-می‌توانند نیت‌های شخصی خودشان را به خوبی پنهان کنند.

2- نیت اصلی رفتارها و تصمیم‌هایشان را فقط وقتی به فرد دیگر می‌گویند که احساس کنند فایده‌ای در این کار وجود دارد.

3-بیش از آنکه فکر کنند که واقعاً چه حقیقتی را باید به مردم بگویند، به این فکر می‌کنند که مردم دوست دارند چه چیزی را به عنوان حقیقت بشنوند.

4-معتقد هستند که هر چه بیشتر به دیگران اعتماد کنیم،‌ به همان اندازه بیشتر خودمان را در معرض چالش و دردسر قرار داده‌ایم.

5-می‌توانند بسیار متقاعدکننده صحبت کنند.

6-نسبت به نیت خیر دیگران در رفتارشان بدبین هستند.

7-در تعاملات اجتماعی خود، یک طرفه نگاه می‌کنند و به دو سویه بودن رابطه (جز در مواردی که منافع آنها ایجاب می‌کند باور ندارند).

7-از دیگران به نفع خود استفاده و بهره برداری می‌کنند.

8-هرگز به صورت مستقیم، رفتارهای سوء‌استفاده‌گرانه را نشان نمی‌دهند و نحوه‌ی پنهان کردن نیت اصلی رفتارها را به خوبی بلدند.
✳️طبقه‌بندی تحلیل‌های پیشرفته کسب‌و‌کار

تحلیل‌های پیشرفته کسب و کار، در مقالات و منابع مختلف، طبقه‌بندی‌های متفاوتی دارند. یک طبقه‌بندی عمومی که شامل انواع تحلیل‌های پیشرفته باشد را می‌توان به شرح زیر توصیف کرد:

1.داده‌کاوی (Data Mining): عبارت است از فرآیند اکتشاف الگو و روندهای منظم و پنهان در داده‌های بزرگ و توزیع‌شده با استفاده از مجموعه‌ی وسیعی از الگوریتم‌های ریاضیات و آمار. این الگوریتم‌ها معمولاً روی مقادیر عددی و غیرمتنی اعمال می‌شوند. داده‌کاوی از علومی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، آمار، پژوهش عملیاتی و مدیریت پایگاه‌های داده استفاده می‌کند.

2.متن‌کاوی (Text Mining): فرآیندی است که در آن، اطلاعات باکیفیت و مفید از متون علمی و تجاری استخراج می‌شوند. در متن‌کاوی، امکان طبقه‌بندی متون علمی بر اساس محتوا، تفکیک نظرات کاربران و مشتریان بر اساس نظرات درباره محصولات و خدمات، اکتشاف توالی متون علمی در بازه‌های زمانی مختلف و تحلیل روند توسعه علمی در سال‌های آتی و مشابه آن وجود خواهد داشت.

3.وب‌کاوی (Web Mining): عبارت است از به‌کارگیری روش‌های داده‌کاوی و متن‌کاوی در صفحات وب که با هدف شناسایی روند استفاده از صفحات، انواع کاربران مراجعه‌کننده به وب‌سایت سازمان، تحلیل میزان استفاده از اینترنت، کاوش محتوا در صفحات وب درباره یک موضوع خاص، تحلیل ساختار وب‌سایت، تحلیل روند کلیک‌ها و ورودی‌ها به وب‌سایت‌های مختلف از طریق یک وب‌سایت، و موضوعات مشابه آن انجام می‌شود.

4.فرآیندکاوی (Process Mining) : مجموعه‌ای است از روش‌های مدیریت فرآیند در سازمان بر مبنای الگوریتم‌های ریاضی و آماری که بر اساس اطلاعات ذخیره شده در تاریخچه تغییرات پایگاه داده (Log or History) در روزهای کاری مختلف، اقدام به شناسایی گلوگاه‌های فرآیندی و نقاط دارای ارزش‌افزوده در فعالیت سازمان کرده و تلاش می‌کند تا فرآیندهای سازمان، در بهینه‌ترین وضعیت ممکن اجرا شوند.

5.تحلیل احساسات (Sentiment Analysis): یا به عبارت دیگر عقیده‌کاوی، عبارت است از به‌کارگیری علم پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing) و علوم زبان‌شناسی (Linguistics) برای بررسی نظرات، دیدگاه‌ها و عقاید کاربران، کارکنان و مشتریان بر مبنای داده‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی مختلف به اشتراک می‌گذارند. در تحلیل احساسات، امکان بررسی و تحلیل دیدگاه‌های فرد، گروه یا حتی جامعه، در بازه‌های زمانی مختلف و پیش‌بینی روندهای آتی بازار و کسب‌و‌کار بر مبنای آن‌ها وجود خواهد داشت.

6.یادگیری عمیق (Deep Learning): در یادگیری عمیق، هدف کاوش داده‌ها در سطوح مختلف و با عمق زیاد بر مبنای مجموعه‌ای از روش‌های یادگیری ماشینی است. در یادگیری عمیق، نرم‌افزار بدون هیچ پیش‌فرضی اقدام به یادگیری از شرایط محیطی کرده و به تدریج خود را با یافته‌ها وفق می‌دهد به‌صورتی که بدون در اختیار داشتن دانش اولیه از حوزه تحت آموزش و یادگیری، قادر به درک و پیش‌بینی روندهای آتی آن حوزه باشد.

7.جریان‌کاوی (Stream Mining): امروزه سرعت تولید داده‌های جدید، از روند فزاینده‌ای برخوردار است. به همین دلیل امکان توقف تولید داده‌ها و استفاده از الگوریتم‌ها برای تحلیل آن‌ها در برخی از شرایط امکان‌پذیر نیست. از این‌رو الگوریتم‌هایی برای کاوش جریان داده‌ها ابداع شده‌اند که مبتنی بر الگوریتم‌های قبلی هستند ولی برای یادگیری و پیش‌بینی در حین تولید داده، بهینه‌سازی شده‌اند. این الگوریتم‌ها ضمن دریافت داده‌هایی که به تازگی تولید شده‌اند، بخشی از داده‌های قدیمی را از مجموعه داده‌ها به تدریج حذف می‌کنند و با داده‌های جدید، فرآیند یادگیری را ادامه می‌دهند تا همواره به‌روز و موثر باشند.
بی سر و صدا ، سخت کار کنید؛

بگذارید موفقیت سر و صدا کند.
✳️برانگیزاننده ،تههیج کنندهِ وترغیب کننده توسعه ایران چه کسی می تواند باشد؟

بگذارید اعتراف کنم؛ چندین سال پیش اعتقادی به هنر و ادبیات و موسیقی نداشتم هر چند که خودم به شدت اهل شعر، داستان های کوتاه، کتاب و فیلم بودم (امیدوارم هنرمندان و علاقه مندان به هنر که مخاطب من هستند نرنجند و تا آخر متن را بخوانند). اصلا فکر می کردم که بزرگ ترین کارکرد رمان، فیلم، تئاتر، موسیقی، برنامه های تلویزیونی، سرگرمی است. همیشه فکر می کردم که اگر یک جامعه بخواهد ساخته شود، یک عده آدم نخبه باید وجود داشته باشند که دور هم جمع شوند و دو کار انجام بدهند:
توافق روی موضوعات کلیدی کشور
تفاهم روی اقدامات اساسی ملی
اما زمان گذشت و من با تجربه تر شدم و فهمیدم که یک جامعه شور می خواهد. انرژی می خواهد! فقط عقلانیت کفایت نمی کند. بهترین تصمیمات و زیرکانه ترین اقدامات، در آدمی وجد به وجود نمی آورد و آنگاه بود که فهمیدم هنر چه معجزه ای می کند.
اکنون به جد معتقدم که هنر و ادبیات و به ويژه موسیقی می تواند به صورت غیرمستقیم یک جامعه را بسازد. کمتر شده است که شما یک کتاب را صدبار گوش کنید ولی خود من دست کم برخی از موسیقی ها را بالای صد بار گوش داده ام.

جوان تر که بودم همیشه از خودم می پرسیدم آهنگ های مایکل جکسون چرا این قدر طرفدار دارد؟ چرا که معنی آن ها را نمی دانستم و دنبالش هم نبودم فکر می کردم چیزی شبیه به همان حرف هایی است که ما در موسیقی سنتی و پاپ مان می زنیم. اما بعدها فهمیدم که شعرهای او فوق العاده است. به بخشی از آهنگش که با شور فوق العاده می خواند، دقت کنید:

ما می‌تونیم اوج بگیریم
بیایم روح‌مون رو از مرگ دور کنیم
توی قلبم حس می‌کنم ما همه با هم برادریم
...
روی زخم این دنیا مرهم بذار
و به یه جای بهتر تبدیلش کن
برای خودت برای من
و برای همه‌ انسان ها
جهان رو به دنیایی بهتر بدل کن
برای برای خودت و برای من!

راستش وقتی به معنای این شعر فکر کردم. در دلم از او معذرت خواهی کردم چرا که فکر می کردم که او همه شعرهایش مبتذل و مخدر است. اعترافات من به پایان رسید.

✅تجویز راهبردی:
اما پس از اعترافات نوبت این می شود که چه باید بکنیم؟
توسعه علاوه بر عقلانیت، شور، هیجان، احساس و انرژی می خواهد. اما متاسفانه هر چه در موسیقی هایی که پخش می شود و سریال هایی که ساخته می شود و کتاب هایی که نوشته می شود می گردم کمتر می یابم، آثار هنری که نشان از ساختن فردای ایران باشد، نشان از امید داشته باشد و نوید بهبود. کمتر آهنگی شنیده ام که در مورد ساختن دنیا و فردا باشد. من واقعا نمی دانم مایکل جکسون توسعه ایران چه کسی است؟ کسی که ما را به وجد بیاورد و پروازمان دهد.

تنها چراغی که اکنون به خوبی روشن است همین شبکه های اجتماعی است که پر است از جملات و نمامتن های انگیزشی. شاید علتش این باشد که کلی جوان خوش آتیه در این فضا به تولید و توزیع مطلب مشغولند. دست کم تا هنرمندان ما دست به کار شوند هر کدام از ما می توانیم هر روز یک پیام امیدآفرین و انرژی بخش با دیگران به اشتراک بگذاریم.
✳️ استراتژی اقیانوس آبی

استراتژی اقیانوس آبی توسط استادان بزرگی همچون دبلیو چان کیم و رِنِه مابورن مطرح شد.

بر اساس آن، اغلب شرکت‌ها در بخشی از اقیانوس نبرد می‌کنند که مملوو از رقبا است و این رقابت خونین آن بخش اقیانوس را قرمز کرده است.

همه صنایع عصر حاضر اقیانوس‌های قرمز هستند.
استراتژی بهتر از مبارزه با رقبا این است که بازار خودتان را خلق کنید: اقیانوسی آبی پیدا کنید که هیچ رقیبی در آن وجود ندارد.
به این منظور، کیم و مابورن ابزار و مفاهیم مختلفی را در کتاب معروف «استراتژی اقیانوس آبی» ارائه می‌کنند.

قلب این استراتژی «نوآوری در ارزش» و به ‌معنی «توجه همزمان به ایجاد تمایز و کاهش هزینه» است. تمایز چیزی است که مشتری دنبال آن است.

ارزش از نظر مشتری، سودمندی محصول منهای قیمت آن است.
اما شرکت‌ها به دنبال هزینه کم هستند.

از نظر آن‌ها ارزش برابر با قیمت منهای هزینه تولید است.

نوآوری در ارزش به معنی کاهش هزینه‌ها با حذف عوامل معمول رقابت و خلق ارزش با ایجاد عوامل غیرمعمول در رقابت است.

برای مثال، رقبای سنتی شرکت canon, دستگاه‌های فتوکپی بزرگ و بادوامی به شرکت‌های خریدار می‌فروختند.

آنها می خواستند خریداران خود را تغییر دهند.

پس تصمیم گرفتند به ‌جای تمرکز بر خریداران شرکتی به افرادی که از این دستگاه‌های کپی استفاده می‌کردند یعنی کارمندان اداری توجه کنند.

ناگهان، عوامل کلیدی رقابت تغییر کردند و صنعت دستگاه‌های کپی رومیزی یا همان اقیانوس آبی درخشان متولد شد و توانستند با ساده سازی کار با دستگاهها, استفاده کنندگان اصلی, یعنی کارمندان را به سمت خود بکشند.
به عنوان یه مدیر بهتر است دستگاه کپی بخرید که کارمندانتان بتوانند بسیار آسان و سریع با آن کار کنند.
بی شک این کار راندمان کار سازمان شما در آن بخش را بالا خواهد برد.
Forwarded from آکادمی جام
زندگی کوتاه است.. نظر شما چیست؟

@group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
آیا مواظب کوله پشتی داشته هات هستی؟! @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
به این فکر کنیم که... @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
دیگر نمی توانید جلوتر بروید... @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
اگر جوان هستی... @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
خدایا، بارها دقیقا همان جایی دستم را گرفتی که می‌توانستی مچم را بگیری ...  شکرت. @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
آیا موفقیت پایان کار است؟ @group_8behesht
✳️دیدگاه جالب و عمیق استاد کسب وکار دانشگاه هاروارد بعد از 25 سال تدریس و مشاوره

سایمونز استاد برجسته دانشگاه هاروارد است او در یکی از کتاب هایش می نویسد:
بسیاری از مدیران به فایده‏مندی روش‏های نوین مدیریت تردید دارند و دلایل خوبی نیز برای این تردیدشان دارند.
مشاوران و ناشران مدیریتی پیوسته رویکردهای تازه‏ای عرضه می کنند و مدعی هستند که با این رویکرد به بهبود عملکردی معجزه‏آسا دست خواهید یافت.
اما بیشتر این ایده‏ها اغلب به سختی برای انواع مختلف شرایط کسب وکار مناسب هستند و یا اصلا کمکی به حل مشکل نمی‏کنند نوشتن کتاب و مشاوره‏ های آن چنانی کاری ساده است. اداره کسب وکارها دشوار است. مسایلی که با آن مواجه می‏ شوید پاسخی ساده ندارند. پاسخ‏ ها در هر کسب وکاری فرق می‏کنند. پس از 25 سال تجربه مشاوره و آمورش به مدیران و تدریس در مدرسه بازرگانی هاروارد، به این نتیجه رسیده ‏ام که" تنها یک راه وجود دارد که برای تمامی کسب وکارها به کار می آید و آن راه پرسیدن پرسش های درست است."

✅نگاه راهبردی:
در ادبیات توسعه که رفاه و سعادتمندی ملل می پردازد و همچنین در ادبیات مدیریت استراتژيک که به علل موفقیت سازمان ها می پردازد و همچنین ادبیات روانشناسی موفقیت و کتاب های خودیاری که به شادکامی فردی می پردازد، دو نوع دیدگاه/مطلب وجود دارد:
برخی از آموزه های توسعه، مدیریت و موفقیت، از نوع پاسخ هستند اشکال آنان این است که یک جواب را برای همه نوع آدم ها، سازمان ها، کشورها، نظام ها، موقعیت ها، مسایل پیشنهاد می کنند.

اما برخی از آموزه های توسعه، مدیریت و یا موفقیت، از نوع چهارچوب های طرح مساله و سوال های هوشمندانه هستند. این نوع مطالب برعکس مطالب نوع اول راحت الحلقوم نیستند و با جواب های خودشان ذهن ما را آرام نمی کنند بلکه با پرسیدن سوالات درست، ذهن ما را بیدار وفعال می کنند.
بیاموزیم از سوالات سخت و دشوار نترسیم و به آنان فکر کنیم.
✳️رییس هستید یا رهبر؟!

تفاوت اول:

رهبران معتقدند: من خودم زندگی خودم را می سازم.

روسا معتقدند: زندگی برای من تصادفی پیش می آید.

تفاوت دوم:

رهبران با هدف برنده شدن بازی می کنند.

روسا با هدف بازنده نشدن بازی می کنند.

تفاوت سوم:

رهبران تعهد به ثروتمند شدن را دارند.

روسا آرزوی ثروتمند شدن را دارند.

تفاوت چهارم:

رهبران گسترده و بزرگ می اندیشند.

روسا محدود و کوچک می اندیشند.

تفاوت پنجم:

رهبران بر روی فرصت ها تمرکز می کنند.

روسا بر روی موانع تمرکز دارند.

تفاوت ششم:

رهبران افراد ثروتمند و موفق را دوست دارند.

روسا از ثروتمندان بیزار و متنفر هستند.

تفاوت هفتم:

رهبان با آدم های مثبت و موفق معاشرت می کنند.

روسابا آدم های منفی و شکست خورده معاشرت می کنند.

تفاوت هشتم:

رهبران مشتاق تبلیغ خود و ارزشهایشان هستند.

روسا اشتیاق به تبلیغ خود و ارزشهایشان ندارند.

تفاوت نهم:

رهبران مشکلات خود را کوچک و حل شدنی می دانند.

روسا مشکلات خود را بزرگ و حل نشدنی می پندارند.

تفاوت دهم:

رهبران گیرنده و درخواست کننده های عالی هستند.

روساگیرنده و درخواست کننده های ضعیفی هستند.

تفاوت یازدهم:

رهبران ترجیح می دهند تا براساس نتایج و عملکرد پول دریافت کنند.

روسا ترجیح می دهند تا براساس زمان و مدت پول دریافت کنند.

تفاوت دوازدهم:

رهبران به ” همه با هم” می اندیشند.

روسا به” این یا آن ” می اندیشند.

تفاوت سیزدهم:

رهبران روی ارزش خالص دارایی خود تمرکز می کنند.

روسا روی درآمد شغلی خودشان تمرکز دارند.

تفاوت چهاردهم:

رهبران پولهایشان را بدرستی اداره و مدیریت می کنند.

روسا پولهایشان را نادرست اداره و مدیریت می کنند.

تفاوت پانزدهم:

رهبران کاری می کنند که پول برای آنها کارکند.

روسا طوری هستند که برای پول کار می کنند.

تفاوت شانزدهم:

رهبران برخلاف ترسی که دارند اقدام می کنند.

روسا به ترس اجازه می دهند که متوقفشان کند.

تفاوت هفدهم:

رهبران همیشه درحال یادگیری و رشد هستند.

روسافکرمی کنند که همه چیز را می دانند.