مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️چرا تیم ها تنبل اند؟( کم کاری اجتماعی )

در سال ۱۹۱۳ یک مهندس فرانسوی عملکرد اسبها را مطالعه کرد. او نتیجه گرفت قدرت دو حیوان که یک کالسکه را می کشند با دو برابر قدرت یک اسب برابر نیست. او شگفت زده از این نتیجه، آن را به انسانها هم تعمیم داد.
علم چنین چیزی را اثر کم کاری اجتماعی می نامد. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که عملکرد فردی بطور مستقیم قابل مشاهده نیست و با تلاش گروهی آمیخته می شود.
کم کاری اجتماعی رفتاری منطقی است ؛ چرا همه انرژی خود را صرف کنی وقتی نیمی از آن کفایت می کند؟ مخصوصا زمانی که این کوتاهی ها به چشم نمی آید.
وقتی مردم کاری را باهم انجام می دهند ، عملکردهای فردی کاهش پیدا می کند. چه چیزی مانع می شود که کاملا استراحت کنیم و اجازه دهیم بقیه کار سخت را انجام بدهند؟ پیامدهای آن. عملکرد در حد صفر مورد توجه قرار خواهد گرفت و مجازات های سنگینی مثل اخراج از گروه یا متهم شدن را در پی دارد.

کم کاری اجتماعی غیر از عملکرد فیزیکی به لحاظ ذهنی هم اتفاق می افتد. در جلسه ها، هر چه تیم تا یک تعداد مشخص بزرگتر شود مشارکت فردی ضعیف تر می گردد.
یک سوال باقی می ماند: چه کسی ایده تحسین شده موفقیت کار تیمی را مطرح کرد؟ شاید ژاپنی ها. آن طرح کار تیمی که در ژاپن خیلی خوب عمل کرده را نمی توان در کشورهای دیگر تکرار کرد. شاید چون کم کاری اجتماعی به ندرت در ژاپن اتفاق می افتد.
در غرب تیم ها فقط و فقط در صورتی بهتر عمل می کنند که کوچکتر و متشکل از افراد مختلف و متخصص باشند و در این حالت عملکردهای فردی هر متخصص قابل ردیابی است.

کم کاری اجتماعی پیامدهای جالبی دارد. در گروهها ، ما نه تنها در مشارکت ، که در جوابگویی هم تمایل به عقب نشینی داریم. هیچ کس نمی خواهد مسئولیت کارها و تصمیمات بد گروه را به عهده بگیرد . عبارت فنی چنین چیزی انتشار مسئولیت است. در نتیجه تمایل به پذیرش ریسک های بزرگتر در تیم ها به دلیل سرزنش فردی کمتر در عدم موفقیت ها، بیشتر است . این اثر انتقال مخاطره آمیز نام دارد.

در نتیجه مردم در گروهها نسبت به کار فردی متفاوت رفتار می کنند. با آشکار شدن عملکردهای فردی تا حد امکان، می توان نقاط ضعف گروهها را خفیف کرد و شایسته سالاری و عملکرد محوری را توسعه داد.
✳️‍ استراتژی در عمل

✅ از همان جایی که هستید شروع کنید :

هرآنچه که می توانی انجام بده ، با هر آنچه در دست داری و درست از همان جایی که هستی

تئودور روزولت

نقطه آغاز برنامه ریزی استراتژیک شما همان شفاف ساختن وضعیت فعلی شما است . به وضعیت کلی خود بنگرید و از خود بپرسید چی خوب کار میکند و چی خوب کار نمی کند . سطح فعلی فروش شما چقدر است ؟ همین مطلب را در مورد محصول ، خط تولید ، خدمات ، بازاریابی و کانال توزیع تعمیم دهید .دقیقا چه چیزی می فروشید ، به کدام مشتری ، به چه قیمت هایی و با چه سطح سودآوری .

فروش فعلی را با فرضیات ، انتطارات و تصورات خود مقایسه کنید آیا در مسیر درست حرکت می کنید ؟

شفافیت کلید موفقیت است : شاید مهم ترین واژه در برنامه استراتژیک شفافیت باشد . باید به هرکدام از پرسش ها جواب کاملا شفاف بدهید ابهام یا دوپهلو گفتن در هر قسمتی می تواند منجر به بروز مشکلات ، دشواری ها و حتی فاجعه باشد .چرا کار تجاری شما در گذشته موفقیت آمیز بوده است ؟ مهم ترین مهارتها و ویژگیهای بارزی که شرکت شما امروزه داراست کدام است ؟ و ...

مشتری پادشاه است :امروزه بهترین مشتریهای شما چه کسانی هستند ؟ بهترین بازارهای شما چیست و در کجا قراردارد ؟ منطقه شماره یک رضایت مشتری چیست ؟

توانایی شخصی خودتان را شناسایی کنید : صادقانه به خود بنگرید . بهترین مهارتها ، خصوصیات و توانایی های خودتان کدام است ؟ ارزشمندترین کمکی که از لحاظ شخصی به اقتصاد کارتان می کنید چیست ؟

فرضیات خود را بررسی کنید : فرضیات غلط ریشه هر شکستی است .هرکاری که در تجارت انجام میدهید براساس برخی از فرضیات انجام میگیرد .برخی ممکن است اشتباه باشند و یا پاسخ ها ممکن است تغییر کرده است و آنچه در گذشته صحیح بوده ممکن است امروز درست نباشد .اگر پی بردید که براساس یک فرضیه غلط کار می کنید چه تغییراتی باید انجان بدهید ؟ بویژه در رابطه با افراد کلیدی ، مشتری های کلیدی ، محصولات کلیدی ، خدمات کلیدی و تصورات کلیدی .برای برنامه ریزی استراتژیک لازم است که با یک ارزیابی صادقانه و واقعی از آنجایی که هستید و آنچه امروز هستید شروع کنید .
✳️‍ استراتژی درعمل
✅ زیر گذشته يک خط بکشید :

درون انسانها نیرویهای نهفته ای وجود دارد که اگر این نیروهای خفته بیدار شوند و به فعل در آیند ، موجب تحول عظیمی در زندگی انسان خواهند شد .(اوریون سوت ماردن )

1- فرض کنید در هر قسمت کار تجاری خود تازه می خواهیم شروع کنیم .آیا چیزی هست که شما آن را انجام می دهید و با اینکه می دانید نباید امروز آن را شروع کنید ؟

2- آیا در زندگی تجاری شما شخصی وجود دارد که با آن که می دانستید او را نباید بکار بگمارید ولی امروز کار را با او شروع کرده اید ؟

3- آیا محصول یا خدماتی وجود دارد که امروز دوباره آن را به بازار عرضه کرده اید با آنکه می دانستید نباید این کار را بکنید ؟

4- آیا سرمایه گذاری وجود دارد که شما امروز به این کار ادامه می دهید با آنکه می دانید نباید این کار را بکنید؟

5- آیا فعالیت یا فرآیند تجاری وجود دارد که شما از آن استفاده می کنید با آنکه میدانید امروز نباید آن را به کار ببرید؟

6- آیا مشتری یا بازاری وجود دارد که امروز دوباره با آن در ارتباط هستید ، با آن که میدانید نباید از آن استفاده کنید مگر آنکه مجبور باشید ؟

7- آیا تصمیم شغلی وجود دارد که اتخاذ کرده اید با آنکه میدانید نباید این کار را بکنید مگر آنکه مجبور به این کار باشید ؟
✳️استراتژی درعمل
✅وضعیت شغلی خود را تجزیه و تحلیل اساسی کنید.

پرسیدن سوال های درست ، پاسخ های درست می طلبد.

"روبرت هالف"

با اصول اقتصاد آغاز کنید.

مشتری به عنوان هسته اصلی تجارت تعیین کنید.

چه چیزی می فروشید .

رقیبانتان را تعریف کنید .

هدفهای خود را شفاف بیان کنید .

کارهایتان را هدفمند کنید .

عملیات تجاری خود را تجزیه و تحلیل کنید.

1- هدفهای شما از کار تجاری که انجام میدهید چیست ؟ چقدر برای انجام کار و رسیدن به اهداف مربوطه تلاش می کنید؟

2- مشتری ایده آل شما کیست ؟ این مشتری را تعریف کنید .

3- چرامشتری شما از شما می خرد ؟ شما چه مزایای ویژه ای دارید که سایر رقبا ندارند؟

4- وضعیت تجاری شما واقعا چگونه است ؟ وضعیت تجاری خود را برحسب آنچه که برای مشتری انجام میدهید و نتایجی که به دست می آورید شرح دهید .

5- ۲۰ درصد فعالیتهای شما باعث ایجاد ۸۰ درصد نتایج میشود .

6- بازار رقابتی چه مزیت هایی دارد ؟ قسمت عالی رقابت چیست ؟ با چه روشهایی می توانید نسبت به ۹۰ درصد رقبا برتر باشید ؟

7- چه اقدامات خاص و قابل سنجشی باید اتخاذ کنید تا پاسخگوی پرسش های فوق باشید ؟
‍ ✳️استراتژی درعمل
✅تصمیم بگیرید واقعا چه میخواهید.

دنیا عادت دارد راه را به کسی نشان میدهد که حرفها و کارهایش نشان میدهد که می داند کجا می رود .
" ناپلئون هیل "

مدل GOSPA: از این مدل میتوانید به عنوان راهنمای برنامه ریزی استراتژیک استفاده کنید این پنج ابزار کلیدی تفکر اساس عملیات تجاری موفق را تشکیل میدهند .

اولین حرف G یعنی GOALS (هدفها )

دومین حرف O ‌ یعنی Objectives (اهداف فرعی ) زیرمجموعه اهداف اصلی و به مثابه پلکان نردبان .

سومین حرف S یعنی Strategies ‌ (استراتژی ها ) راههای گوناگون رسیدن به اهداف

چهارمین حرف P یعنی Plans ‌ (نقشه ها )

پنجمین حرف A یعنی Actions ( عمل کردن )

- با تفکر آغاز کنید

- روی پلکان ترقی گام بردارید

- چگونگی دست یابی به هدفها

- برنامه ریزی برای موفقیت

- به کار و اجرای عملیات گرایش داشته باشید .

- روی سودآوری کارتان تمرکز کنید .
✳️‍ استراتژی درعمل
✅ آینده ایده آل خود را طراحی کنید.

خداوند به ما آنقدر ظرفیت و توانایی ارزانی داشته که بتوانیم تصاویر مطلوبی خلق کرده و آنها را بطور خودکار و بصورت چاپ شده در دنیای خارج اطرافمان پیدا کنیم .

" جان مک دونالد "

1- بینش شما درباره شرکتتان چیست در عالم خیال ، خودتان را چندسال به جلو ببرید و فرض کنید که تجارت شما از هر لحاظ کامل باشد .وضعیت تجارت شما در این حالت چگونه است ؟

2- بینش شما درباره خودتان چیست؟ اگر زندگی و شغل شما از هر لحاظ کامل باشد ، وضعیت به چه صورتی خواهد بود ؟

3- در هر حوزه تجارت خود ایده آل فکر کنید .اگر فرآوردها ، خدمات ، فروش و سودآوری شما کامل باشد ، وضعیت به چه صورتی خواهد بود ؟

4- نسبت به افراد دور و بر خود و کارمندان خود ایده آل فکر کنید . اگر کارمندان از لحاظ مهارت ، توانایی و غیره ایده آل باشند آن وضعیت با وضعیت فعلی چه تفاوتی خواهد داشت ؟

5- تصور کنید که مجله مهمی بخواهد درباره شرکت شما داستانی بنویسد یا گزارشی تهیه کند ، دوست دارید درباره شما چه بنویسند ؟

6- در عالم خیال ، خودتان را به ۵ سال آینده ببرید و سپس از آن موقعیت مناسب به عق برگردید و به امروز نگاه کنید. چه تغییراتی در امروز باید بدهید تا آینده ایده آل خود را ایجاد کنید ؟

7- اگر بخواهید شرکت شما بهترین باشد در چه زمینه هایی باید به فروش و سودآوری بیشتر کمک کنید ؟ چه گام هایی فورامی توانید بردارید تا آن اعتبار را کسب کنید ؟
✳️تفکر نقادانه چیست؟
شرایط امروزی زندگی ما به گونه‌ای است که می‌توان گفت تفکر نقادانه از پیش‌نیازهای رشد، موفقیت، رقابت و بقاء محسوب می‌شود.

برخی از کاربردهای تفکر نقادانه به شرح زیر است:

🔹چگونه سوالات بهتری بپرسیم و پاسخ‌های بهتری مطرح کنیم.

🔹چگونه مستدل‌تر و عمیق‌تر فکر کنیم، حرف بزنیم و بنویسیم؟

🔹چگونه شباهت‌ها و تفاوت بین ایده‌ها و حرف‌ها و تحلیل‌های مختلف را ببینیم و ارزیابی کنیم؟

🔹چگونه میزان محکم بودن و نیز خطاهای احتمالی استدلال‌های مختلف را ارزیابی کنیم؟

🔹چگونه مسائل و مشکلات را به شکل نظام‌مند و سیستماتیک تعریف و تحلیل کنیم؟

🔹در میان انبوه رسانه‌هایی که امروزه – تقریباً بدون استثناء – منافع و بقای خود را در اولویت قرار می‌دهند، چگونه می‌توانیم اطلاعاتی مفید،‌ ارزشمند و با حداقل سوگیری به دست بیاوریم؟

🔹چگونه دانسته‌ها و باورها و شناخت‌مان از جهان را پالایش کنیم و از تعصب و تنگ نظری و پیش‌داوری فاصله بگیریم؟

🔹چگونه شفاف‌تر فکر کنیم و حرف‌ها و نظر‌ها و استدلال‌هایمان را به شیوه‌ای شفاف‌تر و متقاعدکننده‌تر به دیگران منتقل کنیم؟

🔹چگونه از نگاه فردی دیگر و با چارچوب نگرشی متفاوت، به مسائل نگاه کنیم تا از این طریق، گفتگو و تعامل ما با دیگران ساده‌تر و سازنده‌تر باشد؟

🔹چگونه به دیگران کمک کنیم تا مسائل و مشکلات خود و سازمان‌شان را بهتر و شفاف‌تر ببینند و درک کنند؟
✳️ويژگی هدف گذاری خوب ...


🔹هدف بايد روشن، واضح و مشخص باشد.
🔹هدف بايد واقع بينانه باشد.
🔹هدف بايد مكتوب، مدون و روي كاغذآورده شود.
🔹هدف بايد در قالب يك جمله مثبت بيان شود.
🔹هدف بايد تهييج كننده باشد.
🔹هدف بايد كمي و قابل اندازه گيري باشد.
🔹هدف بايد مقيد به زمان باشد.
🔹هدف بايد قابل اجرا و دست يافتني باشد.
🔹هدف بايد در راستاي ماموريت ها و ارزشها تدوين شوند.
🔹هدف بايد براي تمام اعضاء قابل فهم و قابل قبول باشد.
🔹هدف بايد براي همه ذينفعان سودمند باشند.
🔹هدف بايدمورد تائيد باشد.
هدف بايد انعطاف پذير باشند.
🔹هدف بايد متناسب با منابع و امكانات تدوين گردد .
✅والبته همه موارد فوق مستلزم این است که هدف مکتوب شود
تا پایندی به اجرابوجود آید!
✳️پاسخ مایکل پورتر به سوال : استراتژی چیست؟

🔺استراتژی، رقابتی درباره متفاوت بودن است.

🔺باید بصورت عامدانه مجموعه ای متفاوت از فعالیت ها را برای ترکیب بی همتایی از ارزش انتخاب نمود.

🔺استراتژی انجام بهتر امور نیست؛ این موضوع به اثربخشی عملیاتی مربوط است. استراتژی انجام کارها به شکلی متفاوت است.

🔺ماهیت استراتژی ساختن انتخاب ها است.
✳️ یک مدیر ماکیاولیستی کیست؟

نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریار خود، تصویری چنان شفاف از قدرت طلبی و قرار گرفتن فرد در مرکزیت تحلیل‌ها و خواسته‌ها و برنامه ریزی‌ها ترسیم کرده است که قرن‌ها پس از او، هنوز هم نام او بهترین تداعی برای این مفاهیم محسوب می‌شود.

1-می‌توانند نیت‌های شخصی خودشان را به خوبی پنهان کنند.

2- نیت اصلی رفتارها و تصمیم‌هایشان را فقط وقتی به فرد دیگر می‌گویند که احساس کنند فایده‌ای در این کار وجود دارد.

3-بیش از آنکه فکر کنند که واقعاً چه حقیقتی را باید به مردم بگویند، به این فکر می‌کنند که مردم دوست دارند چه چیزی را به عنوان حقیقت بشنوند.

4-معتقد هستند که هر چه بیشتر به دیگران اعتماد کنیم،‌ به همان اندازه بیشتر خودمان را در معرض چالش و دردسر قرار داده‌ایم.

5-می‌توانند بسیار متقاعدکننده صحبت کنند.

6-نسبت به نیت خیر دیگران در رفتارشان بدبین هستند.

7-در تعاملات اجتماعی خود، یک طرفه نگاه می‌کنند و به دو سویه بودن رابطه (جز در مواردی که منافع آنها ایجاب می‌کند باور ندارند).

7-از دیگران به نفع خود استفاده و بهره برداری می‌کنند.

8-هرگز به صورت مستقیم، رفتارهای سوء‌استفاده‌گرانه را نشان نمی‌دهند و نحوه‌ی پنهان کردن نیت اصلی رفتارها را به خوبی بلدند.
✳️طبقه‌بندی تحلیل‌های پیشرفته کسب‌و‌کار

تحلیل‌های پیشرفته کسب و کار، در مقالات و منابع مختلف، طبقه‌بندی‌های متفاوتی دارند. یک طبقه‌بندی عمومی که شامل انواع تحلیل‌های پیشرفته باشد را می‌توان به شرح زیر توصیف کرد:

1.داده‌کاوی (Data Mining): عبارت است از فرآیند اکتشاف الگو و روندهای منظم و پنهان در داده‌های بزرگ و توزیع‌شده با استفاده از مجموعه‌ی وسیعی از الگوریتم‌های ریاضیات و آمار. این الگوریتم‌ها معمولاً روی مقادیر عددی و غیرمتنی اعمال می‌شوند. داده‌کاوی از علومی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، آمار، پژوهش عملیاتی و مدیریت پایگاه‌های داده استفاده می‌کند.

2.متن‌کاوی (Text Mining): فرآیندی است که در آن، اطلاعات باکیفیت و مفید از متون علمی و تجاری استخراج می‌شوند. در متن‌کاوی، امکان طبقه‌بندی متون علمی بر اساس محتوا، تفکیک نظرات کاربران و مشتریان بر اساس نظرات درباره محصولات و خدمات، اکتشاف توالی متون علمی در بازه‌های زمانی مختلف و تحلیل روند توسعه علمی در سال‌های آتی و مشابه آن وجود خواهد داشت.

3.وب‌کاوی (Web Mining): عبارت است از به‌کارگیری روش‌های داده‌کاوی و متن‌کاوی در صفحات وب که با هدف شناسایی روند استفاده از صفحات، انواع کاربران مراجعه‌کننده به وب‌سایت سازمان، تحلیل میزان استفاده از اینترنت، کاوش محتوا در صفحات وب درباره یک موضوع خاص، تحلیل ساختار وب‌سایت، تحلیل روند کلیک‌ها و ورودی‌ها به وب‌سایت‌های مختلف از طریق یک وب‌سایت، و موضوعات مشابه آن انجام می‌شود.

4.فرآیندکاوی (Process Mining) : مجموعه‌ای است از روش‌های مدیریت فرآیند در سازمان بر مبنای الگوریتم‌های ریاضی و آماری که بر اساس اطلاعات ذخیره شده در تاریخچه تغییرات پایگاه داده (Log or History) در روزهای کاری مختلف، اقدام به شناسایی گلوگاه‌های فرآیندی و نقاط دارای ارزش‌افزوده در فعالیت سازمان کرده و تلاش می‌کند تا فرآیندهای سازمان، در بهینه‌ترین وضعیت ممکن اجرا شوند.

5.تحلیل احساسات (Sentiment Analysis): یا به عبارت دیگر عقیده‌کاوی، عبارت است از به‌کارگیری علم پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing) و علوم زبان‌شناسی (Linguistics) برای بررسی نظرات، دیدگاه‌ها و عقاید کاربران، کارکنان و مشتریان بر مبنای داده‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی مختلف به اشتراک می‌گذارند. در تحلیل احساسات، امکان بررسی و تحلیل دیدگاه‌های فرد، گروه یا حتی جامعه، در بازه‌های زمانی مختلف و پیش‌بینی روندهای آتی بازار و کسب‌و‌کار بر مبنای آن‌ها وجود خواهد داشت.

6.یادگیری عمیق (Deep Learning): در یادگیری عمیق، هدف کاوش داده‌ها در سطوح مختلف و با عمق زیاد بر مبنای مجموعه‌ای از روش‌های یادگیری ماشینی است. در یادگیری عمیق، نرم‌افزار بدون هیچ پیش‌فرضی اقدام به یادگیری از شرایط محیطی کرده و به تدریج خود را با یافته‌ها وفق می‌دهد به‌صورتی که بدون در اختیار داشتن دانش اولیه از حوزه تحت آموزش و یادگیری، قادر به درک و پیش‌بینی روندهای آتی آن حوزه باشد.

7.جریان‌کاوی (Stream Mining): امروزه سرعت تولید داده‌های جدید، از روند فزاینده‌ای برخوردار است. به همین دلیل امکان توقف تولید داده‌ها و استفاده از الگوریتم‌ها برای تحلیل آن‌ها در برخی از شرایط امکان‌پذیر نیست. از این‌رو الگوریتم‌هایی برای کاوش جریان داده‌ها ابداع شده‌اند که مبتنی بر الگوریتم‌های قبلی هستند ولی برای یادگیری و پیش‌بینی در حین تولید داده، بهینه‌سازی شده‌اند. این الگوریتم‌ها ضمن دریافت داده‌هایی که به تازگی تولید شده‌اند، بخشی از داده‌های قدیمی را از مجموعه داده‌ها به تدریج حذف می‌کنند و با داده‌های جدید، فرآیند یادگیری را ادامه می‌دهند تا همواره به‌روز و موثر باشند.
بی سر و صدا ، سخت کار کنید؛

بگذارید موفقیت سر و صدا کند.
✳️برانگیزاننده ،تههیج کنندهِ وترغیب کننده توسعه ایران چه کسی می تواند باشد؟

بگذارید اعتراف کنم؛ چندین سال پیش اعتقادی به هنر و ادبیات و موسیقی نداشتم هر چند که خودم به شدت اهل شعر، داستان های کوتاه، کتاب و فیلم بودم (امیدوارم هنرمندان و علاقه مندان به هنر که مخاطب من هستند نرنجند و تا آخر متن را بخوانند). اصلا فکر می کردم که بزرگ ترین کارکرد رمان، فیلم، تئاتر، موسیقی، برنامه های تلویزیونی، سرگرمی است. همیشه فکر می کردم که اگر یک جامعه بخواهد ساخته شود، یک عده آدم نخبه باید وجود داشته باشند که دور هم جمع شوند و دو کار انجام بدهند:
توافق روی موضوعات کلیدی کشور
تفاهم روی اقدامات اساسی ملی
اما زمان گذشت و من با تجربه تر شدم و فهمیدم که یک جامعه شور می خواهد. انرژی می خواهد! فقط عقلانیت کفایت نمی کند. بهترین تصمیمات و زیرکانه ترین اقدامات، در آدمی وجد به وجود نمی آورد و آنگاه بود که فهمیدم هنر چه معجزه ای می کند.
اکنون به جد معتقدم که هنر و ادبیات و به ويژه موسیقی می تواند به صورت غیرمستقیم یک جامعه را بسازد. کمتر شده است که شما یک کتاب را صدبار گوش کنید ولی خود من دست کم برخی از موسیقی ها را بالای صد بار گوش داده ام.

جوان تر که بودم همیشه از خودم می پرسیدم آهنگ های مایکل جکسون چرا این قدر طرفدار دارد؟ چرا که معنی آن ها را نمی دانستم و دنبالش هم نبودم فکر می کردم چیزی شبیه به همان حرف هایی است که ما در موسیقی سنتی و پاپ مان می زنیم. اما بعدها فهمیدم که شعرهای او فوق العاده است. به بخشی از آهنگش که با شور فوق العاده می خواند، دقت کنید:

ما می‌تونیم اوج بگیریم
بیایم روح‌مون رو از مرگ دور کنیم
توی قلبم حس می‌کنم ما همه با هم برادریم
...
روی زخم این دنیا مرهم بذار
و به یه جای بهتر تبدیلش کن
برای خودت برای من
و برای همه‌ انسان ها
جهان رو به دنیایی بهتر بدل کن
برای برای خودت و برای من!

راستش وقتی به معنای این شعر فکر کردم. در دلم از او معذرت خواهی کردم چرا که فکر می کردم که او همه شعرهایش مبتذل و مخدر است. اعترافات من به پایان رسید.

✅تجویز راهبردی:
اما پس از اعترافات نوبت این می شود که چه باید بکنیم؟
توسعه علاوه بر عقلانیت، شور، هیجان، احساس و انرژی می خواهد. اما متاسفانه هر چه در موسیقی هایی که پخش می شود و سریال هایی که ساخته می شود و کتاب هایی که نوشته می شود می گردم کمتر می یابم، آثار هنری که نشان از ساختن فردای ایران باشد، نشان از امید داشته باشد و نوید بهبود. کمتر آهنگی شنیده ام که در مورد ساختن دنیا و فردا باشد. من واقعا نمی دانم مایکل جکسون توسعه ایران چه کسی است؟ کسی که ما را به وجد بیاورد و پروازمان دهد.

تنها چراغی که اکنون به خوبی روشن است همین شبکه های اجتماعی است که پر است از جملات و نمامتن های انگیزشی. شاید علتش این باشد که کلی جوان خوش آتیه در این فضا به تولید و توزیع مطلب مشغولند. دست کم تا هنرمندان ما دست به کار شوند هر کدام از ما می توانیم هر روز یک پیام امیدآفرین و انرژی بخش با دیگران به اشتراک بگذاریم.
✳️ استراتژی اقیانوس آبی

استراتژی اقیانوس آبی توسط استادان بزرگی همچون دبلیو چان کیم و رِنِه مابورن مطرح شد.

بر اساس آن، اغلب شرکت‌ها در بخشی از اقیانوس نبرد می‌کنند که مملوو از رقبا است و این رقابت خونین آن بخش اقیانوس را قرمز کرده است.

همه صنایع عصر حاضر اقیانوس‌های قرمز هستند.
استراتژی بهتر از مبارزه با رقبا این است که بازار خودتان را خلق کنید: اقیانوسی آبی پیدا کنید که هیچ رقیبی در آن وجود ندارد.
به این منظور، کیم و مابورن ابزار و مفاهیم مختلفی را در کتاب معروف «استراتژی اقیانوس آبی» ارائه می‌کنند.

قلب این استراتژی «نوآوری در ارزش» و به ‌معنی «توجه همزمان به ایجاد تمایز و کاهش هزینه» است. تمایز چیزی است که مشتری دنبال آن است.

ارزش از نظر مشتری، سودمندی محصول منهای قیمت آن است.
اما شرکت‌ها به دنبال هزینه کم هستند.

از نظر آن‌ها ارزش برابر با قیمت منهای هزینه تولید است.

نوآوری در ارزش به معنی کاهش هزینه‌ها با حذف عوامل معمول رقابت و خلق ارزش با ایجاد عوامل غیرمعمول در رقابت است.

برای مثال، رقبای سنتی شرکت canon, دستگاه‌های فتوکپی بزرگ و بادوامی به شرکت‌های خریدار می‌فروختند.

آنها می خواستند خریداران خود را تغییر دهند.

پس تصمیم گرفتند به ‌جای تمرکز بر خریداران شرکتی به افرادی که از این دستگاه‌های کپی استفاده می‌کردند یعنی کارمندان اداری توجه کنند.

ناگهان، عوامل کلیدی رقابت تغییر کردند و صنعت دستگاه‌های کپی رومیزی یا همان اقیانوس آبی درخشان متولد شد و توانستند با ساده سازی کار با دستگاهها, استفاده کنندگان اصلی, یعنی کارمندان را به سمت خود بکشند.
به عنوان یه مدیر بهتر است دستگاه کپی بخرید که کارمندانتان بتوانند بسیار آسان و سریع با آن کار کنند.
بی شک این کار راندمان کار سازمان شما در آن بخش را بالا خواهد برد.
Forwarded from آکادمی جام
زندگی کوتاه است.. نظر شما چیست؟

@group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
آیا مواظب کوله پشتی داشته هات هستی؟! @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
به این فکر کنیم که... @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
دیگر نمی توانید جلوتر بروید... @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
اگر جوان هستی... @group_8behesht
Forwarded from آکادمی جام
خدایا، بارها دقیقا همان جایی دستم را گرفتی که می‌توانستی مچم را بگیری ...  شکرت. @group_8behesht