✳️چگونه عدم موافقت خود را با رئیس تان مطرح کنید؟
این طبیعی است که از ابراز نظر مخالف با رئیستان، رویگردان باشید. ممکن است فکر کنید با ابراز مخالفت ممکن است ذهنیت منفی در او ایجاد کنید و یا با واکنشهای تدافعی مواجه شوید. اما جالب است بدانید بسیاری از مدیران از این که به اندازه کافی ایدهها و نقطه نظرهای جدید دریافت نمی کنند، گله دارند.
📌برای این که به شکل سازنده ای نظر مخالف خود را بیان کنید به این نکات توجه کنید:
🔑صرفا از یک سیستم ایراد نگیرید، بلکه نظر خود را با پیشنهاداتی همراه کنید تا رئیستان براساس آنها بتواند اقداماتی انجام دهد.
برای مثال جملاتی مانند این را بیان کنید: چطور است با افراد دیگری در صنعت که از سیستم مشابه استفاده میکنند، تماس بگیریم و ببینیم آیا آنها هم مشکلی مثل ما دارند؟ آیا دوست دارید من با آنها تماس بگیرم و یک جلسه با آنها تعیین کنم؟
🔑سعی کنید طیفی از پیشنهادات را مطرح کنید. پیشنهادات صفر و یکی معمولا با مخالفت مواجه میشوند. پیشنهاد دادن چند گزینه این سیگنال را میدهد که شما فرد انعطافپذیری هستید.
🔑از واژه ها و عبارات حساسیت برانگیز پرهیز کنید. سعی کنید بفهمید رئیس تان نسبت به چه کلمات و اصطلاحاتی حساس است. برای مثال اگر او به عبارت " این روش صد در صد جواب میدهد" حساس است، ایده خود را در قالب واژهها و عبارات دیگری بکار ببرید.
این طبیعی است که از ابراز نظر مخالف با رئیستان، رویگردان باشید. ممکن است فکر کنید با ابراز مخالفت ممکن است ذهنیت منفی در او ایجاد کنید و یا با واکنشهای تدافعی مواجه شوید. اما جالب است بدانید بسیاری از مدیران از این که به اندازه کافی ایدهها و نقطه نظرهای جدید دریافت نمی کنند، گله دارند.
📌برای این که به شکل سازنده ای نظر مخالف خود را بیان کنید به این نکات توجه کنید:
🔑صرفا از یک سیستم ایراد نگیرید، بلکه نظر خود را با پیشنهاداتی همراه کنید تا رئیستان براساس آنها بتواند اقداماتی انجام دهد.
برای مثال جملاتی مانند این را بیان کنید: چطور است با افراد دیگری در صنعت که از سیستم مشابه استفاده میکنند، تماس بگیریم و ببینیم آیا آنها هم مشکلی مثل ما دارند؟ آیا دوست دارید من با آنها تماس بگیرم و یک جلسه با آنها تعیین کنم؟
🔑سعی کنید طیفی از پیشنهادات را مطرح کنید. پیشنهادات صفر و یکی معمولا با مخالفت مواجه میشوند. پیشنهاد دادن چند گزینه این سیگنال را میدهد که شما فرد انعطافپذیری هستید.
🔑از واژه ها و عبارات حساسیت برانگیز پرهیز کنید. سعی کنید بفهمید رئیس تان نسبت به چه کلمات و اصطلاحاتی حساس است. برای مثال اگر او به عبارت " این روش صد در صد جواب میدهد" حساس است، ایده خود را در قالب واژهها و عبارات دیگری بکار ببرید.
✳️به سگ هایی که پارس نمی کنند توجه کنید.
✅در داستان شرلوک هلمز، وقتی یک اسب مسابقه دزدیده شده و مربی آن کشته شده بود، شرلوک هلمز به پلیس اسکاتلند یارد می گوید: آیا به رفتار عجیب سگ در نیمه شب توجه کردید؟. پلیس می گوید: سگ رفتار عجیبی نداشت و اصلا پارس نکرد. هلمز پاسخ می دهد: همین رفتار عجیب است. سگ پارس نکرد چون دزد و قاتل را می شناخت(و همین، باعث شد لیست مظنونان کوتاه تر شود)
ما همیشه به دنبال علائم بسیار مشخص می گردیم: دود تفنگ، پارس کردن سگ، شیب تند رودخانه و سایر نشانه های خطر. اما معمولا از خودمان نمی پرسیم که: الان، چه اطلاعاتی را کم دارم؟ بعضی اوقات، مانند همین داستان سگ، اطلاعات مفید به سادگی در دسترس مان قرار ندارند یا مورد توجه مان قرار نمی گیرند. گاه اطرافیان ما تعمدا این اطلاعات را از ما پنهان می کنند.
معمولا زمانی که مشکلی پیش روی ما قرار می گیرد، همه داده ها را کامل و آشکار فرض می کنیم. سعی می کنیم اطلاعاتی که در دسترس مان قرار دارد را گردآوری کرده، آن ها را تحلیل کرده و به آنها معنی ببخشیم. اما برای اینکه تصمیم گیری ما بهتر شود، باید از خود بپرسیم: چه اطلاعاتی کم دارم؟ اگر آن اطلاعاتی که الان ندارم به من داده شود، چه تاثیری بر روی تصمیم من خواهد داشت؟ کدام داده می تواند نوع نگاه من به مسئله را تغییر دهد؟ چگونه می توانم به آن اطلاعات دسترسی پیدا کنم؟
✅به یاد داشته باشیم که اگر سگی الان سکوت کرده و پارس نمی کند را نادیده بگیریم، ممکن است کمی جلوتر به ما حمله ور شود!
✅در داستان شرلوک هلمز، وقتی یک اسب مسابقه دزدیده شده و مربی آن کشته شده بود، شرلوک هلمز به پلیس اسکاتلند یارد می گوید: آیا به رفتار عجیب سگ در نیمه شب توجه کردید؟. پلیس می گوید: سگ رفتار عجیبی نداشت و اصلا پارس نکرد. هلمز پاسخ می دهد: همین رفتار عجیب است. سگ پارس نکرد چون دزد و قاتل را می شناخت(و همین، باعث شد لیست مظنونان کوتاه تر شود)
ما همیشه به دنبال علائم بسیار مشخص می گردیم: دود تفنگ، پارس کردن سگ، شیب تند رودخانه و سایر نشانه های خطر. اما معمولا از خودمان نمی پرسیم که: الان، چه اطلاعاتی را کم دارم؟ بعضی اوقات، مانند همین داستان سگ، اطلاعات مفید به سادگی در دسترس مان قرار ندارند یا مورد توجه مان قرار نمی گیرند. گاه اطرافیان ما تعمدا این اطلاعات را از ما پنهان می کنند.
معمولا زمانی که مشکلی پیش روی ما قرار می گیرد، همه داده ها را کامل و آشکار فرض می کنیم. سعی می کنیم اطلاعاتی که در دسترس مان قرار دارد را گردآوری کرده، آن ها را تحلیل کرده و به آنها معنی ببخشیم. اما برای اینکه تصمیم گیری ما بهتر شود، باید از خود بپرسیم: چه اطلاعاتی کم دارم؟ اگر آن اطلاعاتی که الان ندارم به من داده شود، چه تاثیری بر روی تصمیم من خواهد داشت؟ کدام داده می تواند نوع نگاه من به مسئله را تغییر دهد؟ چگونه می توانم به آن اطلاعات دسترسی پیدا کنم؟
✅به یاد داشته باشیم که اگر سگی الان سکوت کرده و پارس نمی کند را نادیده بگیریم، ممکن است کمی جلوتر به ما حمله ور شود!
✳️شارلاتان ها چگونه با ذهن شما بازی می کنند!
فرض کنید که می خواهيد در خارج از کشور سرمایه گذاری کنید. به جای اینکه از صفر شروع کنید می روید و یک کارخانه در حال کار را انتخاب می کنید برای خرید. کسانی که می خواهند آن کارخانه را برای شما ارایه کنند. می آیند و می گویند که برای گرفتن مجوزهای آن از مقامات دولتی مورد نظر چه تلاش هایی که نکرده اند و همچنین برای ثبت شرکت چه روزهایی که در اداره ثبت شرکت نگذارنده اند و همچنین برای افتتاح حساب، خرید، انتقال و نصب تجهیزات چه مرارت هایی که نبرده اند.
همه این ها به خاطر این است که شما را به یک دام خطرناک بیاندازند و ما هم چون انسان هستیم و ذهن ما آماده خطا است احتمال زیاد در این دام می افتیم. این دام چیست؟ "پرداخت برای تلاش" (در برابر پرداخت برای ارزش)
این دام خیلی زیاد هم تکرار می شود. بگذارید سه مثال از زندگی روزمره بزنم:
» استاد دانشگاه ها نیز در دام پرداخت برای تلاش می افتند. چگونه؟ زمان تصحیح برگه های امتحانی کسی که صفحه را پر کرده باشد نمره بهتری میگیرد. پیش خودش می گوید که این دانشجو این همه اطلاعات داشته و این همه هم تلاش کرده که جواب بدهد. نتیجه اینکه دانشجویان هوشمند هم خودشان را با این شرایط تطبیق میدهند.
» کامپیوترتان را برای تعمیر میبرید و تعمیرکار درحالیکه میتواند آن را یکروزه تحویل بدهد میگوید این کار خیلی سخت است و یک هفته شما را معطل میکند تا شما احساس کنید که او خیلی تلاش کرده است بنابراین باید هزینه بالایی پرداخت کنید.
» دندانپزشک برای دریافت پول بیشتر مدام میگوید که مواد مورد استفاده عالی هستند یا اینکه تا این وقت از شب مانده تا کار شما را راه بیاندازد یا زحمت درس خواندن در دندانپزشکی را زیاد جلوه میدهد تا پول بیشتری بگیرد.
منطق این کار چیست؟ اگر در یک بازار، قیمت یک خدمت یا محصول مشخص باشد از قیمت بازاری استفاده می کنند. اما وقتی که قیمت یک محصول مشخص نیست اینجا جایی است که شارلاتان ها وارد می شوند و سعی می کنند تا نشان دهند که برای این محصول/خدمت چه تلاش ها که نکرده اند.
بنابراین هر گاه شما برای یک محصول/خدمت، مبلغی را پرداخت کردید نه بر مبنای ارزش آن بلکه بر مبنای ذهنیتی که ارایه دهنده آن از تلاش و منابعی که برای آن صرف شده، احتمالا شما در دام پرداخت برای تلاش (و نه پرداخت برای ارزش واقعی) افتاده اید.
✅تجویز راهبردی:
این دام خیلی خزنده است. واقعا کار سختی است که در چنین دامی نیفتیم. چه می توان کرد؟
گوش هایتان را بگیرید، چشم هایتان را باز کنید. راه حل این است که در زمان تعریف از تلاش ها و مقدمات خلق محصول/خدمت، ناشنوا باشید و درعوض فقط نگاه کنید که چه چیزی به شما تحویل داده شده است. بگذارید به مثال خرید کارخانه برگردم. آنجا کاملا بی توجه به گذشته از خودتان بپرسید الان این کارخانه چقدر می ارزد. من پول عمر و تلاش های شما را نمی توانم بدهم (که خیلی ارزشمند است) بلکه می توانم پول این کارخانه را بدهم.
به عبارت ساده تر: به نتیجه نگاه کنید (جواب دانشجو در پاسخ به سوال) و نه فرآیند (چقدر نوشته است).
فرض کنید که می خواهيد در خارج از کشور سرمایه گذاری کنید. به جای اینکه از صفر شروع کنید می روید و یک کارخانه در حال کار را انتخاب می کنید برای خرید. کسانی که می خواهند آن کارخانه را برای شما ارایه کنند. می آیند و می گویند که برای گرفتن مجوزهای آن از مقامات دولتی مورد نظر چه تلاش هایی که نکرده اند و همچنین برای ثبت شرکت چه روزهایی که در اداره ثبت شرکت نگذارنده اند و همچنین برای افتتاح حساب، خرید، انتقال و نصب تجهیزات چه مرارت هایی که نبرده اند.
همه این ها به خاطر این است که شما را به یک دام خطرناک بیاندازند و ما هم چون انسان هستیم و ذهن ما آماده خطا است احتمال زیاد در این دام می افتیم. این دام چیست؟ "پرداخت برای تلاش" (در برابر پرداخت برای ارزش)
این دام خیلی زیاد هم تکرار می شود. بگذارید سه مثال از زندگی روزمره بزنم:
» استاد دانشگاه ها نیز در دام پرداخت برای تلاش می افتند. چگونه؟ زمان تصحیح برگه های امتحانی کسی که صفحه را پر کرده باشد نمره بهتری میگیرد. پیش خودش می گوید که این دانشجو این همه اطلاعات داشته و این همه هم تلاش کرده که جواب بدهد. نتیجه اینکه دانشجویان هوشمند هم خودشان را با این شرایط تطبیق میدهند.
» کامپیوترتان را برای تعمیر میبرید و تعمیرکار درحالیکه میتواند آن را یکروزه تحویل بدهد میگوید این کار خیلی سخت است و یک هفته شما را معطل میکند تا شما احساس کنید که او خیلی تلاش کرده است بنابراین باید هزینه بالایی پرداخت کنید.
» دندانپزشک برای دریافت پول بیشتر مدام میگوید که مواد مورد استفاده عالی هستند یا اینکه تا این وقت از شب مانده تا کار شما را راه بیاندازد یا زحمت درس خواندن در دندانپزشکی را زیاد جلوه میدهد تا پول بیشتری بگیرد.
منطق این کار چیست؟ اگر در یک بازار، قیمت یک خدمت یا محصول مشخص باشد از قیمت بازاری استفاده می کنند. اما وقتی که قیمت یک محصول مشخص نیست اینجا جایی است که شارلاتان ها وارد می شوند و سعی می کنند تا نشان دهند که برای این محصول/خدمت چه تلاش ها که نکرده اند.
بنابراین هر گاه شما برای یک محصول/خدمت، مبلغی را پرداخت کردید نه بر مبنای ارزش آن بلکه بر مبنای ذهنیتی که ارایه دهنده آن از تلاش و منابعی که برای آن صرف شده، احتمالا شما در دام پرداخت برای تلاش (و نه پرداخت برای ارزش واقعی) افتاده اید.
✅تجویز راهبردی:
این دام خیلی خزنده است. واقعا کار سختی است که در چنین دامی نیفتیم. چه می توان کرد؟
گوش هایتان را بگیرید، چشم هایتان را باز کنید. راه حل این است که در زمان تعریف از تلاش ها و مقدمات خلق محصول/خدمت، ناشنوا باشید و درعوض فقط نگاه کنید که چه چیزی به شما تحویل داده شده است. بگذارید به مثال خرید کارخانه برگردم. آنجا کاملا بی توجه به گذشته از خودتان بپرسید الان این کارخانه چقدر می ارزد. من پول عمر و تلاش های شما را نمی توانم بدهم (که خیلی ارزشمند است) بلکه می توانم پول این کارخانه را بدهم.
به عبارت ساده تر: به نتیجه نگاه کنید (جواب دانشجو در پاسخ به سوال) و نه فرآیند (چقدر نوشته است).
✳️پدیده عجیب رضایت در زمان عدم موفقیت (قدرت بازپردازش واقعیت ها)
بگذارید با یک داستان کوتاه شروع کنم:
روباهی باغی را دید با انگورهای درشت و وسوسه کننده. چندین بار پرید که بتواند خودش را به میوه ها برساند، اما موفق نشد. چه کرد؟ همان کاری که ما می کنیم: با خودش گفت: این انگورهامعلوم نیست چقدر خوشمزه باشند اصلا حالا که نگاهشان می کنم به نظر ترش می رسند و با یک رضایت درونی به لانه اش برگشت.
و حالا یک مثال: فرض کنید شما تصمیم داشتید که یک کسب وکار ایجاد کنید که محصولاتش آنچنان با کیفیت باشد که بتوانید آن را به اروپا صادر کنید. اما بعد از سه سال که به خودتان می آیید می بینید که بیشتر به فکر این هستید که محصولات بنجول تان را در بازار آب کنید. هدف تان شده است افزایش درآمد. خیلی هم به این فکر نمی کنید که این محصولات بنجول روی سلامتی مردم تاثیر منفی بگذارد.
شما خودتان را اینگونه توجیه می کنید:
1- در کشوری که همه بنجول می فروشند چرا من نفروشم.
2- اگر بخواهم کیفیت محصولات را بالا ببرم، خریداری نیست و همین 200 نفر کارگر هم از نان خوردن می افتند.
بنابراین بهتر است که به همین کسب وکار (پول در آوردن از محصولات بی کیفیت و مضر) ادامه دهم.
آن مثال و این داستان، یک نقطه مشترک دارند و آن اینکه ما از تضاد خوشمان نمی آید. اگر تضادی بین باروها و خواسته ها و دانسته های ما پیش آمد، سریع آن ها را حل و فصل می کنیم. چرا که از ناهماهنگی فراری هستیم. این پدیده در نظریه ناهماهنگی شناختی مطرح می شود.
جمله معروفی هست که می گوید: سعی کن آنچه که را دوست داری بدست بیاوری چرا که در غیر اینصورت باید آنچه را داری را دوست داشته باشی.
✅تجویز راهبردی:
ما انسان ها چون از ناهماهنگی شناختی رنج می بریم، رفتارهای جالبی داریم. هدفی را تعیین می کنیم. برای رسیدن به هدف اقدام می کنیم در طول زمان هدف مان کمرنگ می شود و سپس به جای آنکه واقعیت را با هدف منطبق کنیم (به هدفمان برسیم)، هدف را با واقعیت منطبق می کنیم (هدف مان را تنزل می دهیم/ از هدف مان کوتاه می آییم). چه باید کرد؟ باید دقت کنیم که این فرآیند ناخودآگاه و آرام رخ می دهد.
بنابراین بهترین کار این است که در تصمیمات و اقدامات و سرمایه گذاری های مهم مان، اهداف مان را دقیقا یادداشت کنیم. آنگاه مغز ما نمی تواند آنچه روی کاغذ نوشته شده است را تغییر دهد (همانگونه که می دانیم مغز ما این قابلیت را دارد که گذشته ذهنی، حافظه، خاطره ها و ... را تغییر دهد و به گونه دیگری ذخیره سازی مجدد کند).
چون اهداف مکتوب و مدون است می توانیم واقع بینانه تر عملکرد خود را ارزیابی کنیم و در صورت لزوم اهداف را روزآمد کنیم یا اقدامات جدید طراحی کنیم.
بگذارید با یک داستان کوتاه شروع کنم:
روباهی باغی را دید با انگورهای درشت و وسوسه کننده. چندین بار پرید که بتواند خودش را به میوه ها برساند، اما موفق نشد. چه کرد؟ همان کاری که ما می کنیم: با خودش گفت: این انگورهامعلوم نیست چقدر خوشمزه باشند اصلا حالا که نگاهشان می کنم به نظر ترش می رسند و با یک رضایت درونی به لانه اش برگشت.
و حالا یک مثال: فرض کنید شما تصمیم داشتید که یک کسب وکار ایجاد کنید که محصولاتش آنچنان با کیفیت باشد که بتوانید آن را به اروپا صادر کنید. اما بعد از سه سال که به خودتان می آیید می بینید که بیشتر به فکر این هستید که محصولات بنجول تان را در بازار آب کنید. هدف تان شده است افزایش درآمد. خیلی هم به این فکر نمی کنید که این محصولات بنجول روی سلامتی مردم تاثیر منفی بگذارد.
شما خودتان را اینگونه توجیه می کنید:
1- در کشوری که همه بنجول می فروشند چرا من نفروشم.
2- اگر بخواهم کیفیت محصولات را بالا ببرم، خریداری نیست و همین 200 نفر کارگر هم از نان خوردن می افتند.
بنابراین بهتر است که به همین کسب وکار (پول در آوردن از محصولات بی کیفیت و مضر) ادامه دهم.
آن مثال و این داستان، یک نقطه مشترک دارند و آن اینکه ما از تضاد خوشمان نمی آید. اگر تضادی بین باروها و خواسته ها و دانسته های ما پیش آمد، سریع آن ها را حل و فصل می کنیم. چرا که از ناهماهنگی فراری هستیم. این پدیده در نظریه ناهماهنگی شناختی مطرح می شود.
جمله معروفی هست که می گوید: سعی کن آنچه که را دوست داری بدست بیاوری چرا که در غیر اینصورت باید آنچه را داری را دوست داشته باشی.
✅تجویز راهبردی:
ما انسان ها چون از ناهماهنگی شناختی رنج می بریم، رفتارهای جالبی داریم. هدفی را تعیین می کنیم. برای رسیدن به هدف اقدام می کنیم در طول زمان هدف مان کمرنگ می شود و سپس به جای آنکه واقعیت را با هدف منطبق کنیم (به هدفمان برسیم)، هدف را با واقعیت منطبق می کنیم (هدف مان را تنزل می دهیم/ از هدف مان کوتاه می آییم). چه باید کرد؟ باید دقت کنیم که این فرآیند ناخودآگاه و آرام رخ می دهد.
بنابراین بهترین کار این است که در تصمیمات و اقدامات و سرمایه گذاری های مهم مان، اهداف مان را دقیقا یادداشت کنیم. آنگاه مغز ما نمی تواند آنچه روی کاغذ نوشته شده است را تغییر دهد (همانگونه که می دانیم مغز ما این قابلیت را دارد که گذشته ذهنی، حافظه، خاطره ها و ... را تغییر دهد و به گونه دیگری ذخیره سازی مجدد کند).
چون اهداف مکتوب و مدون است می توانیم واقع بینانه تر عملکرد خود را ارزیابی کنیم و در صورت لزوم اهداف را روزآمد کنیم یا اقدامات جدید طراحی کنیم.
✳️شخصیت کاریزماتیک چیست؟
افرادی كه انرژى مثبت دارند،
یک مدیر عالی و دوست واقعی
اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
به زمين و زمان مهربانی مي كنند،
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند
تا خُلق مردم را تنگ نکنند.
اغلب افرادى خوش خُلقند،
دنبال نقاط مثبت هستند،
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.
اين افراد در بلند مدت
يك نيرویی بدست می آورند
كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند
و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
افرادی كه انرژى مثبت دارند،
یک مدیر عالی و دوست واقعی
اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
به زمين و زمان مهربانی مي كنند،
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند
تا خُلق مردم را تنگ نکنند.
اغلب افرادى خوش خُلقند،
دنبال نقاط مثبت هستند،
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.
اين افراد در بلند مدت
يك نيرویی بدست می آورند
كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند
و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
✳️چطور استعدادهایم را کشف کنم ؟ آیا میتوان نبوغ و استعداد را در درون خود ایجاد کرد ؟
✅چطور استعدادهایم را کشف کنم ؟
✅چطور متوجه شوم چه استعدادهایی دارم ؟
من فکر نمی کنم استعدادی داشته باشم.
✅چطور متوجه شوم استعداد ویژه ای دارم یا نه ؟
عبارات بالا احتمالا برای شما آشنا بنظر می رسند. بسیاری از افراد به ما پیام می دهند و می گویند که یافتن شغل برای آنها بسیار سخت است زیرا باور دارند هیچ استعدادی ندارند. عده ای دیگر به دنبال این مساله هستند که استعداد هایشان چیست تا بتوانند آنها را در زندگی مورد استفاده قرار دهند.
بخاطر این سوالات متعدد، بر آن شدیم که این مقاله را بنویسیم تا متوجه شوید چطور میتوانید استعداد های خود را بیابید.
اشتیاق و یافتن استعدادهایتان
یک تصور غلط درباره استعداد، این است که مردم فکر می کنند، با نبوغ ذاتی در زمینه ای خاص متولد شده اند. حال آنکه باید بدانند اگر یک فرد، اشتیاق سیری ناپذیری درباره موضوعی خاص داشته باشد، بالاخره میتواند نبوغ و استعداد را در زمینه مذکور کسب کند.
علت اینکه برخی افراد در زمینه های مشخصی، دارای استعداد ذاتی بنظر میرسند، این است که آنها عاشق آن فعالیت هستند. وقتی عاشق کاری باشید، بدون خستگی، مدام تلاش کرده و مهارتهای خود را افزایش خواهید داد، حتی اگر شکست های زیادی را تجربه کنید.
در حقیقت وقتی عاشقانه به دنبال چیزی بروید، رفته رفته ساختار ذهن شما به گونه ای تغییر خواهد کرد که در زمینه مربوطه، قویتر شود. همچنین ارتباطات عصبی مغزتان در آن زمینه افزایش یافته و به همین دلیل کم کم نبوغ درونی را در آن زمینه احساس خواهید کرد.
✅یافتن استعدادهای ذاتی
برای اینکه بتوانید استعداد و توانایی های ویژه خود را بیابید، باید این کار ها را انجام دهید :
☑️از کارهای تکراری دور بمانید :
اگر مدام درحال تکرار یک کار مشخص هستید، احتمالا تا انتهای عمر خود، هیچ استعداد جدیدی را در درون خود کشف نخواهید کرد. با انجام کارهای جدید، به سرعت متوجه خواهید شد که چه بسا استعداد های متعدد دیگری نیز داشته اید اما توجهی به آنها نمی کردید.
☑️فعالیتهای متعددی را بیازمایید : برخی افراد صبح تا شب در خانه می مانند و بعد سوال می کنند : چطور استعدادهای خود را بیابیم ؟! تا زمانی که مدام درحال تجربه فعالیتهای جدید نباشید، استعداد خود را نخواهید یافت.
☑️از محدوده راحتی خود دور بمانید : بسیاری از افراد، هرگز استعداد های خود را کشف نمی کنند. زیرا از آزمودن چیزهای جدید و ریسک کردن، می ترسند. آنها ترجیح می دهند در همان محدوده راحتی خود باقی بمانند اما در این حالت، هرگز به خواسته خود نخواهند رسید!
✅چطور استعدادهایم را کشف کنم ؟
✅چطور متوجه شوم چه استعدادهایی دارم ؟
من فکر نمی کنم استعدادی داشته باشم.
✅چطور متوجه شوم استعداد ویژه ای دارم یا نه ؟
عبارات بالا احتمالا برای شما آشنا بنظر می رسند. بسیاری از افراد به ما پیام می دهند و می گویند که یافتن شغل برای آنها بسیار سخت است زیرا باور دارند هیچ استعدادی ندارند. عده ای دیگر به دنبال این مساله هستند که استعداد هایشان چیست تا بتوانند آنها را در زندگی مورد استفاده قرار دهند.
بخاطر این سوالات متعدد، بر آن شدیم که این مقاله را بنویسیم تا متوجه شوید چطور میتوانید استعداد های خود را بیابید.
اشتیاق و یافتن استعدادهایتان
یک تصور غلط درباره استعداد، این است که مردم فکر می کنند، با نبوغ ذاتی در زمینه ای خاص متولد شده اند. حال آنکه باید بدانند اگر یک فرد، اشتیاق سیری ناپذیری درباره موضوعی خاص داشته باشد، بالاخره میتواند نبوغ و استعداد را در زمینه مذکور کسب کند.
علت اینکه برخی افراد در زمینه های مشخصی، دارای استعداد ذاتی بنظر میرسند، این است که آنها عاشق آن فعالیت هستند. وقتی عاشق کاری باشید، بدون خستگی، مدام تلاش کرده و مهارتهای خود را افزایش خواهید داد، حتی اگر شکست های زیادی را تجربه کنید.
در حقیقت وقتی عاشقانه به دنبال چیزی بروید، رفته رفته ساختار ذهن شما به گونه ای تغییر خواهد کرد که در زمینه مربوطه، قویتر شود. همچنین ارتباطات عصبی مغزتان در آن زمینه افزایش یافته و به همین دلیل کم کم نبوغ درونی را در آن زمینه احساس خواهید کرد.
✅یافتن استعدادهای ذاتی
برای اینکه بتوانید استعداد و توانایی های ویژه خود را بیابید، باید این کار ها را انجام دهید :
☑️از کارهای تکراری دور بمانید :
اگر مدام درحال تکرار یک کار مشخص هستید، احتمالا تا انتهای عمر خود، هیچ استعداد جدیدی را در درون خود کشف نخواهید کرد. با انجام کارهای جدید، به سرعت متوجه خواهید شد که چه بسا استعداد های متعدد دیگری نیز داشته اید اما توجهی به آنها نمی کردید.
☑️فعالیتهای متعددی را بیازمایید : برخی افراد صبح تا شب در خانه می مانند و بعد سوال می کنند : چطور استعدادهای خود را بیابیم ؟! تا زمانی که مدام درحال تجربه فعالیتهای جدید نباشید، استعداد خود را نخواهید یافت.
☑️از محدوده راحتی خود دور بمانید : بسیاری از افراد، هرگز استعداد های خود را کشف نمی کنند. زیرا از آزمودن چیزهای جدید و ریسک کردن، می ترسند. آنها ترجیح می دهند در همان محدوده راحتی خود باقی بمانند اما در این حالت، هرگز به خواسته خود نخواهند رسید!
✳️موج چهارم فناوری و اقتصاد
ایران در سال 92 به ارزش حدود یک میلیارد و 500 ملیون دلار سنگ آهن صادر کرد . در سال 94 صادرات سنگ آهن تقریبا متوقف شده است .
علت توقف صادرات سنگ آهن ایران , فناوری موج چهارم است .
در گذشته صادرات سنگ آهن با کشتی های 60 تا 70 هزار تنی انجام میشد . اکنون استرالیا 4 کشتی 600 هزار تنی خریداری کرده است و هزینه حمل از استرالیا به چین فقط 4 دلار برای هر تن است .
اما هزینه انتقال سنگ آهن از بافق یزد تا بندرعباس با فن آوری موج دوم ایران 17 دلار است . ایران هرگز نمی تواند با فناوری موج دومی با فناوری موج چهارمی استرالیا رقابت کند . مزید بر این مشکل حمل فناوری استخراج در معادن سنگ آهن ایران موج دومی است .در حالی که در استرالیا موج چهارمی است .
قیمت ورق سرد چین در سال 2001 حدود 540 دلار بود . در همان سالها فناوری چین در تولید ورق سرد موج سومی بود . اینک موج چهارمی هست و قیمت آن حدود 450 دلار شده است .3 دلار امروز معادل یک دلار سال 2001 در بازار جهانی قدرت خرید دارد به عبارت دیگر تورم زدایی شده است .
به سخن دیگر قیمت ورق سرد چین در مقایسه با سال 2001 در واقع 150 دلار است .
چینی ها در شرف قبضه بازار جهانی فولاد هستند .
چینی ها برج 110 طبقه را با فناوری موج چهارمی در 10 ماه میسازند . در حالی که در تهران یک ساختمان 5 طبقه با فناوری موج دومی معمولا 18 ماهه ساخته میشود .
فناوری موج دومی در تولید مسکن بیش از حد نقدینگی را درگیر میکند . علت اینکه در ایران از کمبود منابع بانکی گله میکنند استفاده از فناوری های قدیمی است .
با فناوری جدید در هر مورد نیاز به وام بانکی حداقل به یک ششم کاهش می یابد .
در ایران به سبب استفاده از فناوری قدیمی در هر مورد , نیاز به وام بانکی شش برابر عرف جهان است .
استفاده از فناوری قدیمی خواب سرمایه را طولانی کرده و این باعث افزایش میزان بهره در ایران شده است.
( منظور از فناوری فقط ابزار الات و ماشین نیست بلکه روش و روش بهره وری و فوت فن امور هم هست )
اگر از فناوری موج چهارم در حمل و نقل استفاده شود قیمت زمین در ایران به شدت کاهش می یابد .
اگر در ایران به جای طرح مسکن مهر دولت در حومه شهرهای بزرگ شهرهای اقماری احداث می کرد و با هزینه دولت شهرهای اقماری را با متروی موج چهارمی به قلب کلانشهرها وصل میکرد , قیمت زمین به شدت در تهران سقوط میکرد.
با قطار شهری موج چهارمی 500 کیلومتر طی یک ساعت طی میشود .فاصله زمانی شهر اقماری با فاصله 120 کیلومتری تا تهران با قطار نسل چهارمی فقط 15 دقیقه است. اگر از 120 کیلومتری تهران طی 15 دقیقه با مترو در میدان فردوسی پیاده می شدند آیا قیمت زمین در تهران همین حد بود؟
45هزار میلیارد تومان منابعی که صرف احداث مسکن مهر شد و اکنون در خیلی مناطق فقط بتن آباد ایجاد کرده است, اگر صرف احداث زیرساخت در 50 شهر اقماری در حومه کلانشهرهای ایران و وصل آنها با قطار تند رو نسل چهارمی شده بود, به سادگی جمعیت شهرهای اقماری به کلانشهرها وصل شده بود .
در سال 2004 فروش کمپانی جنرال موتور امریکا که با فناوری موج سوم تولید میکرد, از تولید ناخالص ملی 140 کشور جهان بیشتر بود.
در سال 2007 جنرال موتور امریکا به میزان 250 میلیارد دلار ورشکست شد. اکنون جنرال موتور با فناوری موج چهارم اولین تولید کنتده خودرو در جهان است.
بحران در صنعت خودروسازی ایران به سبب استفاده از فناوری موج دومی است.
درآمد ریالی ناشی از فروش نفت در سال گذشته به اظهار وزیر نفت 28 هزار میلیارد تومان و بدهی صنعت خودرو و قطعه سازان به بانکها 24 هزار میلیارد تومان است.
بدهی بانکی صنعت خودرو و قطعه سازی معادل 86 درصد درآمد نفت است. که غیرطبیعی است و نشان می دهد یه جای کار اشکال دارد.
با فناوری موج دومی نمیشود خودرو تولید کرد , فقط بدهی بانکی تولید میشود .
همه صنایع پتروشیمی گازی ایران که طی 10 سال گذشته تاسیس شده است فناوری موج جهارمی دارد و ایران در این زمینه در جهان پیشرو است.
اما در زمینه صنعت گاز چنین نیست.
توتال فرانسه فاز یک و دو پارس جنوبی را با فناوری موج سومی ایجاد کرد . بعدها ایران فازهای بعدی را با کپی برداری با مهندسی معکوس تکمیل کرد . اما توتال در قطر طی سالهای اخیر از فناوری موج چهارم استفاده کرد.
اگر با قایق از کنار تاسیسات قطری ها عبور کنید مشاهده می کنیدکه حجم تاسیسات قطری ها که طی پنج سال اخیر احداث شده 20 درصدِ حجم تاسیسات ایران است. گزارشهای منتشر شده نشان می دهد از نظر هزینه تمام شده نیز 25 درصد ایران هزینه کرده اند .
هزینه تمام شده توسعه پارس جنوبی با فناوری موج سوم 4 برابر موج چهارمی است.
دکترادیب
ایران در سال 92 به ارزش حدود یک میلیارد و 500 ملیون دلار سنگ آهن صادر کرد . در سال 94 صادرات سنگ آهن تقریبا متوقف شده است .
علت توقف صادرات سنگ آهن ایران , فناوری موج چهارم است .
در گذشته صادرات سنگ آهن با کشتی های 60 تا 70 هزار تنی انجام میشد . اکنون استرالیا 4 کشتی 600 هزار تنی خریداری کرده است و هزینه حمل از استرالیا به چین فقط 4 دلار برای هر تن است .
اما هزینه انتقال سنگ آهن از بافق یزد تا بندرعباس با فن آوری موج دوم ایران 17 دلار است . ایران هرگز نمی تواند با فناوری موج دومی با فناوری موج چهارمی استرالیا رقابت کند . مزید بر این مشکل حمل فناوری استخراج در معادن سنگ آهن ایران موج دومی است .در حالی که در استرالیا موج چهارمی است .
قیمت ورق سرد چین در سال 2001 حدود 540 دلار بود . در همان سالها فناوری چین در تولید ورق سرد موج سومی بود . اینک موج چهارمی هست و قیمت آن حدود 450 دلار شده است .3 دلار امروز معادل یک دلار سال 2001 در بازار جهانی قدرت خرید دارد به عبارت دیگر تورم زدایی شده است .
به سخن دیگر قیمت ورق سرد چین در مقایسه با سال 2001 در واقع 150 دلار است .
چینی ها در شرف قبضه بازار جهانی فولاد هستند .
چینی ها برج 110 طبقه را با فناوری موج چهارمی در 10 ماه میسازند . در حالی که در تهران یک ساختمان 5 طبقه با فناوری موج دومی معمولا 18 ماهه ساخته میشود .
فناوری موج دومی در تولید مسکن بیش از حد نقدینگی را درگیر میکند . علت اینکه در ایران از کمبود منابع بانکی گله میکنند استفاده از فناوری های قدیمی است .
با فناوری جدید در هر مورد نیاز به وام بانکی حداقل به یک ششم کاهش می یابد .
در ایران به سبب استفاده از فناوری قدیمی در هر مورد , نیاز به وام بانکی شش برابر عرف جهان است .
استفاده از فناوری قدیمی خواب سرمایه را طولانی کرده و این باعث افزایش میزان بهره در ایران شده است.
( منظور از فناوری فقط ابزار الات و ماشین نیست بلکه روش و روش بهره وری و فوت فن امور هم هست )
اگر از فناوری موج چهارم در حمل و نقل استفاده شود قیمت زمین در ایران به شدت کاهش می یابد .
اگر در ایران به جای طرح مسکن مهر دولت در حومه شهرهای بزرگ شهرهای اقماری احداث می کرد و با هزینه دولت شهرهای اقماری را با متروی موج چهارمی به قلب کلانشهرها وصل میکرد , قیمت زمین به شدت در تهران سقوط میکرد.
با قطار شهری موج چهارمی 500 کیلومتر طی یک ساعت طی میشود .فاصله زمانی شهر اقماری با فاصله 120 کیلومتری تا تهران با قطار نسل چهارمی فقط 15 دقیقه است. اگر از 120 کیلومتری تهران طی 15 دقیقه با مترو در میدان فردوسی پیاده می شدند آیا قیمت زمین در تهران همین حد بود؟
45هزار میلیارد تومان منابعی که صرف احداث مسکن مهر شد و اکنون در خیلی مناطق فقط بتن آباد ایجاد کرده است, اگر صرف احداث زیرساخت در 50 شهر اقماری در حومه کلانشهرهای ایران و وصل آنها با قطار تند رو نسل چهارمی شده بود, به سادگی جمعیت شهرهای اقماری به کلانشهرها وصل شده بود .
در سال 2004 فروش کمپانی جنرال موتور امریکا که با فناوری موج سوم تولید میکرد, از تولید ناخالص ملی 140 کشور جهان بیشتر بود.
در سال 2007 جنرال موتور امریکا به میزان 250 میلیارد دلار ورشکست شد. اکنون جنرال موتور با فناوری موج چهارم اولین تولید کنتده خودرو در جهان است.
بحران در صنعت خودروسازی ایران به سبب استفاده از فناوری موج دومی است.
درآمد ریالی ناشی از فروش نفت در سال گذشته به اظهار وزیر نفت 28 هزار میلیارد تومان و بدهی صنعت خودرو و قطعه سازان به بانکها 24 هزار میلیارد تومان است.
بدهی بانکی صنعت خودرو و قطعه سازی معادل 86 درصد درآمد نفت است. که غیرطبیعی است و نشان می دهد یه جای کار اشکال دارد.
با فناوری موج دومی نمیشود خودرو تولید کرد , فقط بدهی بانکی تولید میشود .
همه صنایع پتروشیمی گازی ایران که طی 10 سال گذشته تاسیس شده است فناوری موج جهارمی دارد و ایران در این زمینه در جهان پیشرو است.
اما در زمینه صنعت گاز چنین نیست.
توتال فرانسه فاز یک و دو پارس جنوبی را با فناوری موج سومی ایجاد کرد . بعدها ایران فازهای بعدی را با کپی برداری با مهندسی معکوس تکمیل کرد . اما توتال در قطر طی سالهای اخیر از فناوری موج چهارم استفاده کرد.
اگر با قایق از کنار تاسیسات قطری ها عبور کنید مشاهده می کنیدکه حجم تاسیسات قطری ها که طی پنج سال اخیر احداث شده 20 درصدِ حجم تاسیسات ایران است. گزارشهای منتشر شده نشان می دهد از نظر هزینه تمام شده نیز 25 درصد ایران هزینه کرده اند .
هزینه تمام شده توسعه پارس جنوبی با فناوری موج سوم 4 برابر موج چهارمی است.
دکترادیب
✳️چرا تیم ها تنبل اند؟( کم کاری اجتماعی )
در سال ۱۹۱۳ یک مهندس فرانسوی عملکرد اسبها را مطالعه کرد. او نتیجه گرفت قدرت دو حیوان که یک کالسکه را می کشند با دو برابر قدرت یک اسب برابر نیست. او شگفت زده از این نتیجه، آن را به انسانها هم تعمیم داد.
علم چنین چیزی را اثر کم کاری اجتماعی می نامد. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که عملکرد فردی بطور مستقیم قابل مشاهده نیست و با تلاش گروهی آمیخته می شود.
کم کاری اجتماعی رفتاری منطقی است ؛ چرا همه انرژی خود را صرف کنی وقتی نیمی از آن کفایت می کند؟ مخصوصا زمانی که این کوتاهی ها به چشم نمی آید.
وقتی مردم کاری را باهم انجام می دهند ، عملکردهای فردی کاهش پیدا می کند. چه چیزی مانع می شود که کاملا استراحت کنیم و اجازه دهیم بقیه کار سخت را انجام بدهند؟ پیامدهای آن. عملکرد در حد صفر مورد توجه قرار خواهد گرفت و مجازات های سنگینی مثل اخراج از گروه یا متهم شدن را در پی دارد.
کم کاری اجتماعی غیر از عملکرد فیزیکی به لحاظ ذهنی هم اتفاق می افتد. در جلسه ها، هر چه تیم تا یک تعداد مشخص بزرگتر شود مشارکت فردی ضعیف تر می گردد.
یک سوال باقی می ماند: چه کسی ایده تحسین شده موفقیت کار تیمی را مطرح کرد؟ شاید ژاپنی ها. آن طرح کار تیمی که در ژاپن خیلی خوب عمل کرده را نمی توان در کشورهای دیگر تکرار کرد. شاید چون کم کاری اجتماعی به ندرت در ژاپن اتفاق می افتد.
در غرب تیم ها فقط و فقط در صورتی بهتر عمل می کنند که کوچکتر و متشکل از افراد مختلف و متخصص باشند و در این حالت عملکردهای فردی هر متخصص قابل ردیابی است.
کم کاری اجتماعی پیامدهای جالبی دارد. در گروهها ، ما نه تنها در مشارکت ، که در جوابگویی هم تمایل به عقب نشینی داریم. هیچ کس نمی خواهد مسئولیت کارها و تصمیمات بد گروه را به عهده بگیرد . عبارت فنی چنین چیزی انتشار مسئولیت است. در نتیجه تمایل به پذیرش ریسک های بزرگتر در تیم ها به دلیل سرزنش فردی کمتر در عدم موفقیت ها، بیشتر است . این اثر انتقال مخاطره آمیز نام دارد.
در نتیجه مردم در گروهها نسبت به کار فردی متفاوت رفتار می کنند. با آشکار شدن عملکردهای فردی تا حد امکان، می توان نقاط ضعف گروهها را خفیف کرد و شایسته سالاری و عملکرد محوری را توسعه داد.
در سال ۱۹۱۳ یک مهندس فرانسوی عملکرد اسبها را مطالعه کرد. او نتیجه گرفت قدرت دو حیوان که یک کالسکه را می کشند با دو برابر قدرت یک اسب برابر نیست. او شگفت زده از این نتیجه، آن را به انسانها هم تعمیم داد.
علم چنین چیزی را اثر کم کاری اجتماعی می نامد. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که عملکرد فردی بطور مستقیم قابل مشاهده نیست و با تلاش گروهی آمیخته می شود.
کم کاری اجتماعی رفتاری منطقی است ؛ چرا همه انرژی خود را صرف کنی وقتی نیمی از آن کفایت می کند؟ مخصوصا زمانی که این کوتاهی ها به چشم نمی آید.
وقتی مردم کاری را باهم انجام می دهند ، عملکردهای فردی کاهش پیدا می کند. چه چیزی مانع می شود که کاملا استراحت کنیم و اجازه دهیم بقیه کار سخت را انجام بدهند؟ پیامدهای آن. عملکرد در حد صفر مورد توجه قرار خواهد گرفت و مجازات های سنگینی مثل اخراج از گروه یا متهم شدن را در پی دارد.
کم کاری اجتماعی غیر از عملکرد فیزیکی به لحاظ ذهنی هم اتفاق می افتد. در جلسه ها، هر چه تیم تا یک تعداد مشخص بزرگتر شود مشارکت فردی ضعیف تر می گردد.
یک سوال باقی می ماند: چه کسی ایده تحسین شده موفقیت کار تیمی را مطرح کرد؟ شاید ژاپنی ها. آن طرح کار تیمی که در ژاپن خیلی خوب عمل کرده را نمی توان در کشورهای دیگر تکرار کرد. شاید چون کم کاری اجتماعی به ندرت در ژاپن اتفاق می افتد.
در غرب تیم ها فقط و فقط در صورتی بهتر عمل می کنند که کوچکتر و متشکل از افراد مختلف و متخصص باشند و در این حالت عملکردهای فردی هر متخصص قابل ردیابی است.
کم کاری اجتماعی پیامدهای جالبی دارد. در گروهها ، ما نه تنها در مشارکت ، که در جوابگویی هم تمایل به عقب نشینی داریم. هیچ کس نمی خواهد مسئولیت کارها و تصمیمات بد گروه را به عهده بگیرد . عبارت فنی چنین چیزی انتشار مسئولیت است. در نتیجه تمایل به پذیرش ریسک های بزرگتر در تیم ها به دلیل سرزنش فردی کمتر در عدم موفقیت ها، بیشتر است . این اثر انتقال مخاطره آمیز نام دارد.
در نتیجه مردم در گروهها نسبت به کار فردی متفاوت رفتار می کنند. با آشکار شدن عملکردهای فردی تا حد امکان، می توان نقاط ضعف گروهها را خفیف کرد و شایسته سالاری و عملکرد محوری را توسعه داد.
✳️ استراتژی در عمل
✅ از همان جایی که هستید شروع کنید :
هرآنچه که می توانی انجام بده ، با هر آنچه در دست داری و درست از همان جایی که هستی
تئودور روزولت
نقطه آغاز برنامه ریزی استراتژیک شما همان شفاف ساختن وضعیت فعلی شما است . به وضعیت کلی خود بنگرید و از خود بپرسید چی خوب کار میکند و چی خوب کار نمی کند . سطح فعلی فروش شما چقدر است ؟ همین مطلب را در مورد محصول ، خط تولید ، خدمات ، بازاریابی و کانال توزیع تعمیم دهید .دقیقا چه چیزی می فروشید ، به کدام مشتری ، به چه قیمت هایی و با چه سطح سودآوری .
فروش فعلی را با فرضیات ، انتطارات و تصورات خود مقایسه کنید آیا در مسیر درست حرکت می کنید ؟
شفافیت کلید موفقیت است : شاید مهم ترین واژه در برنامه استراتژیک شفافیت باشد . باید به هرکدام از پرسش ها جواب کاملا شفاف بدهید ابهام یا دوپهلو گفتن در هر قسمتی می تواند منجر به بروز مشکلات ، دشواری ها و حتی فاجعه باشد .چرا کار تجاری شما در گذشته موفقیت آمیز بوده است ؟ مهم ترین مهارتها و ویژگیهای بارزی که شرکت شما امروزه داراست کدام است ؟ و ...
مشتری پادشاه است :امروزه بهترین مشتریهای شما چه کسانی هستند ؟ بهترین بازارهای شما چیست و در کجا قراردارد ؟ منطقه شماره یک رضایت مشتری چیست ؟
توانایی شخصی خودتان را شناسایی کنید : صادقانه به خود بنگرید . بهترین مهارتها ، خصوصیات و توانایی های خودتان کدام است ؟ ارزشمندترین کمکی که از لحاظ شخصی به اقتصاد کارتان می کنید چیست ؟
فرضیات خود را بررسی کنید : فرضیات غلط ریشه هر شکستی است .هرکاری که در تجارت انجام میدهید براساس برخی از فرضیات انجام میگیرد .برخی ممکن است اشتباه باشند و یا پاسخ ها ممکن است تغییر کرده است و آنچه در گذشته صحیح بوده ممکن است امروز درست نباشد .اگر پی بردید که براساس یک فرضیه غلط کار می کنید چه تغییراتی باید انجان بدهید ؟ بویژه در رابطه با افراد کلیدی ، مشتری های کلیدی ، محصولات کلیدی ، خدمات کلیدی و تصورات کلیدی .برای برنامه ریزی استراتژیک لازم است که با یک ارزیابی صادقانه و واقعی از آنجایی که هستید و آنچه امروز هستید شروع کنید .
✅ از همان جایی که هستید شروع کنید :
هرآنچه که می توانی انجام بده ، با هر آنچه در دست داری و درست از همان جایی که هستی
تئودور روزولت
نقطه آغاز برنامه ریزی استراتژیک شما همان شفاف ساختن وضعیت فعلی شما است . به وضعیت کلی خود بنگرید و از خود بپرسید چی خوب کار میکند و چی خوب کار نمی کند . سطح فعلی فروش شما چقدر است ؟ همین مطلب را در مورد محصول ، خط تولید ، خدمات ، بازاریابی و کانال توزیع تعمیم دهید .دقیقا چه چیزی می فروشید ، به کدام مشتری ، به چه قیمت هایی و با چه سطح سودآوری .
فروش فعلی را با فرضیات ، انتطارات و تصورات خود مقایسه کنید آیا در مسیر درست حرکت می کنید ؟
شفافیت کلید موفقیت است : شاید مهم ترین واژه در برنامه استراتژیک شفافیت باشد . باید به هرکدام از پرسش ها جواب کاملا شفاف بدهید ابهام یا دوپهلو گفتن در هر قسمتی می تواند منجر به بروز مشکلات ، دشواری ها و حتی فاجعه باشد .چرا کار تجاری شما در گذشته موفقیت آمیز بوده است ؟ مهم ترین مهارتها و ویژگیهای بارزی که شرکت شما امروزه داراست کدام است ؟ و ...
مشتری پادشاه است :امروزه بهترین مشتریهای شما چه کسانی هستند ؟ بهترین بازارهای شما چیست و در کجا قراردارد ؟ منطقه شماره یک رضایت مشتری چیست ؟
توانایی شخصی خودتان را شناسایی کنید : صادقانه به خود بنگرید . بهترین مهارتها ، خصوصیات و توانایی های خودتان کدام است ؟ ارزشمندترین کمکی که از لحاظ شخصی به اقتصاد کارتان می کنید چیست ؟
فرضیات خود را بررسی کنید : فرضیات غلط ریشه هر شکستی است .هرکاری که در تجارت انجام میدهید براساس برخی از فرضیات انجام میگیرد .برخی ممکن است اشتباه باشند و یا پاسخ ها ممکن است تغییر کرده است و آنچه در گذشته صحیح بوده ممکن است امروز درست نباشد .اگر پی بردید که براساس یک فرضیه غلط کار می کنید چه تغییراتی باید انجان بدهید ؟ بویژه در رابطه با افراد کلیدی ، مشتری های کلیدی ، محصولات کلیدی ، خدمات کلیدی و تصورات کلیدی .برای برنامه ریزی استراتژیک لازم است که با یک ارزیابی صادقانه و واقعی از آنجایی که هستید و آنچه امروز هستید شروع کنید .
✳️ استراتژی درعمل
✅ زیر گذشته يک خط بکشید :
درون انسانها نیرویهای نهفته ای وجود دارد که اگر این نیروهای خفته بیدار شوند و به فعل در آیند ، موجب تحول عظیمی در زندگی انسان خواهند شد .(اوریون سوت ماردن )
1- فرض کنید در هر قسمت کار تجاری خود تازه می خواهیم شروع کنیم .آیا چیزی هست که شما آن را انجام می دهید و با اینکه می دانید نباید امروز آن را شروع کنید ؟
2- آیا در زندگی تجاری شما شخصی وجود دارد که با آن که می دانستید او را نباید بکار بگمارید ولی امروز کار را با او شروع کرده اید ؟
3- آیا محصول یا خدماتی وجود دارد که امروز دوباره آن را به بازار عرضه کرده اید با آنکه می دانستید نباید این کار را بکنید ؟
4- آیا سرمایه گذاری وجود دارد که شما امروز به این کار ادامه می دهید با آنکه می دانید نباید این کار را بکنید؟
5- آیا فعالیت یا فرآیند تجاری وجود دارد که شما از آن استفاده می کنید با آنکه میدانید امروز نباید آن را به کار ببرید؟
6- آیا مشتری یا بازاری وجود دارد که امروز دوباره با آن در ارتباط هستید ، با آن که میدانید نباید از آن استفاده کنید مگر آنکه مجبور باشید ؟
7- آیا تصمیم شغلی وجود دارد که اتخاذ کرده اید با آنکه میدانید نباید این کار را بکنید مگر آنکه مجبور به این کار باشید ؟
✅ زیر گذشته يک خط بکشید :
درون انسانها نیرویهای نهفته ای وجود دارد که اگر این نیروهای خفته بیدار شوند و به فعل در آیند ، موجب تحول عظیمی در زندگی انسان خواهند شد .(اوریون سوت ماردن )
1- فرض کنید در هر قسمت کار تجاری خود تازه می خواهیم شروع کنیم .آیا چیزی هست که شما آن را انجام می دهید و با اینکه می دانید نباید امروز آن را شروع کنید ؟
2- آیا در زندگی تجاری شما شخصی وجود دارد که با آن که می دانستید او را نباید بکار بگمارید ولی امروز کار را با او شروع کرده اید ؟
3- آیا محصول یا خدماتی وجود دارد که امروز دوباره آن را به بازار عرضه کرده اید با آنکه می دانستید نباید این کار را بکنید ؟
4- آیا سرمایه گذاری وجود دارد که شما امروز به این کار ادامه می دهید با آنکه می دانید نباید این کار را بکنید؟
5- آیا فعالیت یا فرآیند تجاری وجود دارد که شما از آن استفاده می کنید با آنکه میدانید امروز نباید آن را به کار ببرید؟
6- آیا مشتری یا بازاری وجود دارد که امروز دوباره با آن در ارتباط هستید ، با آن که میدانید نباید از آن استفاده کنید مگر آنکه مجبور باشید ؟
7- آیا تصمیم شغلی وجود دارد که اتخاذ کرده اید با آنکه میدانید نباید این کار را بکنید مگر آنکه مجبور به این کار باشید ؟
✳️استراتژی درعمل
✅وضعیت شغلی خود را تجزیه و تحلیل اساسی کنید.
پرسیدن سوال های درست ، پاسخ های درست می طلبد.
"روبرت هالف"
با اصول اقتصاد آغاز کنید.
مشتری به عنوان هسته اصلی تجارت تعیین کنید.
چه چیزی می فروشید .
رقیبانتان را تعریف کنید .
هدفهای خود را شفاف بیان کنید .
کارهایتان را هدفمند کنید .
عملیات تجاری خود را تجزیه و تحلیل کنید.
1- هدفهای شما از کار تجاری که انجام میدهید چیست ؟ چقدر برای انجام کار و رسیدن به اهداف مربوطه تلاش می کنید؟
2- مشتری ایده آل شما کیست ؟ این مشتری را تعریف کنید .
3- چرامشتری شما از شما می خرد ؟ شما چه مزایای ویژه ای دارید که سایر رقبا ندارند؟
4- وضعیت تجاری شما واقعا چگونه است ؟ وضعیت تجاری خود را برحسب آنچه که برای مشتری انجام میدهید و نتایجی که به دست می آورید شرح دهید .
5- ۲۰ درصد فعالیتهای شما باعث ایجاد ۸۰ درصد نتایج میشود .
6- بازار رقابتی چه مزیت هایی دارد ؟ قسمت عالی رقابت چیست ؟ با چه روشهایی می توانید نسبت به ۹۰ درصد رقبا برتر باشید ؟
7- چه اقدامات خاص و قابل سنجشی باید اتخاذ کنید تا پاسخگوی پرسش های فوق باشید ؟
✅وضعیت شغلی خود را تجزیه و تحلیل اساسی کنید.
پرسیدن سوال های درست ، پاسخ های درست می طلبد.
"روبرت هالف"
با اصول اقتصاد آغاز کنید.
مشتری به عنوان هسته اصلی تجارت تعیین کنید.
چه چیزی می فروشید .
رقیبانتان را تعریف کنید .
هدفهای خود را شفاف بیان کنید .
کارهایتان را هدفمند کنید .
عملیات تجاری خود را تجزیه و تحلیل کنید.
1- هدفهای شما از کار تجاری که انجام میدهید چیست ؟ چقدر برای انجام کار و رسیدن به اهداف مربوطه تلاش می کنید؟
2- مشتری ایده آل شما کیست ؟ این مشتری را تعریف کنید .
3- چرامشتری شما از شما می خرد ؟ شما چه مزایای ویژه ای دارید که سایر رقبا ندارند؟
4- وضعیت تجاری شما واقعا چگونه است ؟ وضعیت تجاری خود را برحسب آنچه که برای مشتری انجام میدهید و نتایجی که به دست می آورید شرح دهید .
5- ۲۰ درصد فعالیتهای شما باعث ایجاد ۸۰ درصد نتایج میشود .
6- بازار رقابتی چه مزیت هایی دارد ؟ قسمت عالی رقابت چیست ؟ با چه روشهایی می توانید نسبت به ۹۰ درصد رقبا برتر باشید ؟
7- چه اقدامات خاص و قابل سنجشی باید اتخاذ کنید تا پاسخگوی پرسش های فوق باشید ؟
✳️استراتژی درعمل
✅تصمیم بگیرید واقعا چه میخواهید.
دنیا عادت دارد راه را به کسی نشان میدهد که حرفها و کارهایش نشان میدهد که می داند کجا می رود .
" ناپلئون هیل "
مدل GOSPA: از این مدل میتوانید به عنوان راهنمای برنامه ریزی استراتژیک استفاده کنید این پنج ابزار کلیدی تفکر اساس عملیات تجاری موفق را تشکیل میدهند .
اولین حرف G یعنی GOALS (هدفها )
دومین حرف O یعنی Objectives (اهداف فرعی ) زیرمجموعه اهداف اصلی و به مثابه پلکان نردبان .
سومین حرف S یعنی Strategies (استراتژی ها ) راههای گوناگون رسیدن به اهداف
چهارمین حرف P یعنی Plans (نقشه ها )
پنجمین حرف A یعنی Actions ( عمل کردن )
- با تفکر آغاز کنید
- روی پلکان ترقی گام بردارید
- چگونگی دست یابی به هدفها
- برنامه ریزی برای موفقیت
- به کار و اجرای عملیات گرایش داشته باشید .
- روی سودآوری کارتان تمرکز کنید .
✅تصمیم بگیرید واقعا چه میخواهید.
دنیا عادت دارد راه را به کسی نشان میدهد که حرفها و کارهایش نشان میدهد که می داند کجا می رود .
" ناپلئون هیل "
مدل GOSPA: از این مدل میتوانید به عنوان راهنمای برنامه ریزی استراتژیک استفاده کنید این پنج ابزار کلیدی تفکر اساس عملیات تجاری موفق را تشکیل میدهند .
اولین حرف G یعنی GOALS (هدفها )
دومین حرف O یعنی Objectives (اهداف فرعی ) زیرمجموعه اهداف اصلی و به مثابه پلکان نردبان .
سومین حرف S یعنی Strategies (استراتژی ها ) راههای گوناگون رسیدن به اهداف
چهارمین حرف P یعنی Plans (نقشه ها )
پنجمین حرف A یعنی Actions ( عمل کردن )
- با تفکر آغاز کنید
- روی پلکان ترقی گام بردارید
- چگونگی دست یابی به هدفها
- برنامه ریزی برای موفقیت
- به کار و اجرای عملیات گرایش داشته باشید .
- روی سودآوری کارتان تمرکز کنید .
✳️ استراتژی درعمل
✅ آینده ایده آل خود را طراحی کنید.
خداوند به ما آنقدر ظرفیت و توانایی ارزانی داشته که بتوانیم تصاویر مطلوبی خلق کرده و آنها را بطور خودکار و بصورت چاپ شده در دنیای خارج اطرافمان پیدا کنیم .
" جان مک دونالد "
1- بینش شما درباره شرکتتان چیست در عالم خیال ، خودتان را چندسال به جلو ببرید و فرض کنید که تجارت شما از هر لحاظ کامل باشد .وضعیت تجارت شما در این حالت چگونه است ؟
2- بینش شما درباره خودتان چیست؟ اگر زندگی و شغل شما از هر لحاظ کامل باشد ، وضعیت به چه صورتی خواهد بود ؟
3- در هر حوزه تجارت خود ایده آل فکر کنید .اگر فرآوردها ، خدمات ، فروش و سودآوری شما کامل باشد ، وضعیت به چه صورتی خواهد بود ؟
4- نسبت به افراد دور و بر خود و کارمندان خود ایده آل فکر کنید . اگر کارمندان از لحاظ مهارت ، توانایی و غیره ایده آل باشند آن وضعیت با وضعیت فعلی چه تفاوتی خواهد داشت ؟
5- تصور کنید که مجله مهمی بخواهد درباره شرکت شما داستانی بنویسد یا گزارشی تهیه کند ، دوست دارید درباره شما چه بنویسند ؟
6- در عالم خیال ، خودتان را به ۵ سال آینده ببرید و سپس از آن موقعیت مناسب به عق برگردید و به امروز نگاه کنید. چه تغییراتی در امروز باید بدهید تا آینده ایده آل خود را ایجاد کنید ؟
7- اگر بخواهید شرکت شما بهترین باشد در چه زمینه هایی باید به فروش و سودآوری بیشتر کمک کنید ؟ چه گام هایی فورامی توانید بردارید تا آن اعتبار را کسب کنید ؟
✅ آینده ایده آل خود را طراحی کنید.
خداوند به ما آنقدر ظرفیت و توانایی ارزانی داشته که بتوانیم تصاویر مطلوبی خلق کرده و آنها را بطور خودکار و بصورت چاپ شده در دنیای خارج اطرافمان پیدا کنیم .
" جان مک دونالد "
1- بینش شما درباره شرکتتان چیست در عالم خیال ، خودتان را چندسال به جلو ببرید و فرض کنید که تجارت شما از هر لحاظ کامل باشد .وضعیت تجارت شما در این حالت چگونه است ؟
2- بینش شما درباره خودتان چیست؟ اگر زندگی و شغل شما از هر لحاظ کامل باشد ، وضعیت به چه صورتی خواهد بود ؟
3- در هر حوزه تجارت خود ایده آل فکر کنید .اگر فرآوردها ، خدمات ، فروش و سودآوری شما کامل باشد ، وضعیت به چه صورتی خواهد بود ؟
4- نسبت به افراد دور و بر خود و کارمندان خود ایده آل فکر کنید . اگر کارمندان از لحاظ مهارت ، توانایی و غیره ایده آل باشند آن وضعیت با وضعیت فعلی چه تفاوتی خواهد داشت ؟
5- تصور کنید که مجله مهمی بخواهد درباره شرکت شما داستانی بنویسد یا گزارشی تهیه کند ، دوست دارید درباره شما چه بنویسند ؟
6- در عالم خیال ، خودتان را به ۵ سال آینده ببرید و سپس از آن موقعیت مناسب به عق برگردید و به امروز نگاه کنید. چه تغییراتی در امروز باید بدهید تا آینده ایده آل خود را ایجاد کنید ؟
7- اگر بخواهید شرکت شما بهترین باشد در چه زمینه هایی باید به فروش و سودآوری بیشتر کمک کنید ؟ چه گام هایی فورامی توانید بردارید تا آن اعتبار را کسب کنید ؟
✳️تفکر نقادانه چیست؟
شرایط امروزی زندگی ما به گونهای است که میتوان گفت تفکر نقادانه از پیشنیازهای رشد، موفقیت، رقابت و بقاء محسوب میشود.
برخی از کاربردهای تفکر نقادانه به شرح زیر است:
🔹چگونه سوالات بهتری بپرسیم و پاسخهای بهتری مطرح کنیم.
🔹چگونه مستدلتر و عمیقتر فکر کنیم، حرف بزنیم و بنویسیم؟
🔹چگونه شباهتها و تفاوت بین ایدهها و حرفها و تحلیلهای مختلف را ببینیم و ارزیابی کنیم؟
🔹چگونه میزان محکم بودن و نیز خطاهای احتمالی استدلالهای مختلف را ارزیابی کنیم؟
🔹چگونه مسائل و مشکلات را به شکل نظاممند و سیستماتیک تعریف و تحلیل کنیم؟
🔹در میان انبوه رسانههایی که امروزه – تقریباً بدون استثناء – منافع و بقای خود را در اولویت قرار میدهند، چگونه میتوانیم اطلاعاتی مفید، ارزشمند و با حداقل سوگیری به دست بیاوریم؟
🔹چگونه دانستهها و باورها و شناختمان از جهان را پالایش کنیم و از تعصب و تنگ نظری و پیشداوری فاصله بگیریم؟
🔹چگونه شفافتر فکر کنیم و حرفها و نظرها و استدلالهایمان را به شیوهای شفافتر و متقاعدکنندهتر به دیگران منتقل کنیم؟
🔹چگونه از نگاه فردی دیگر و با چارچوب نگرشی متفاوت، به مسائل نگاه کنیم تا از این طریق، گفتگو و تعامل ما با دیگران سادهتر و سازندهتر باشد؟
🔹چگونه به دیگران کمک کنیم تا مسائل و مشکلات خود و سازمانشان را بهتر و شفافتر ببینند و درک کنند؟
شرایط امروزی زندگی ما به گونهای است که میتوان گفت تفکر نقادانه از پیشنیازهای رشد، موفقیت، رقابت و بقاء محسوب میشود.
برخی از کاربردهای تفکر نقادانه به شرح زیر است:
🔹چگونه سوالات بهتری بپرسیم و پاسخهای بهتری مطرح کنیم.
🔹چگونه مستدلتر و عمیقتر فکر کنیم، حرف بزنیم و بنویسیم؟
🔹چگونه شباهتها و تفاوت بین ایدهها و حرفها و تحلیلهای مختلف را ببینیم و ارزیابی کنیم؟
🔹چگونه میزان محکم بودن و نیز خطاهای احتمالی استدلالهای مختلف را ارزیابی کنیم؟
🔹چگونه مسائل و مشکلات را به شکل نظاممند و سیستماتیک تعریف و تحلیل کنیم؟
🔹در میان انبوه رسانههایی که امروزه – تقریباً بدون استثناء – منافع و بقای خود را در اولویت قرار میدهند، چگونه میتوانیم اطلاعاتی مفید، ارزشمند و با حداقل سوگیری به دست بیاوریم؟
🔹چگونه دانستهها و باورها و شناختمان از جهان را پالایش کنیم و از تعصب و تنگ نظری و پیشداوری فاصله بگیریم؟
🔹چگونه شفافتر فکر کنیم و حرفها و نظرها و استدلالهایمان را به شیوهای شفافتر و متقاعدکنندهتر به دیگران منتقل کنیم؟
🔹چگونه از نگاه فردی دیگر و با چارچوب نگرشی متفاوت، به مسائل نگاه کنیم تا از این طریق، گفتگو و تعامل ما با دیگران سادهتر و سازندهتر باشد؟
🔹چگونه به دیگران کمک کنیم تا مسائل و مشکلات خود و سازمانشان را بهتر و شفافتر ببینند و درک کنند؟
✳️ويژگی هدف گذاری خوب ...
🔹هدف بايد روشن، واضح و مشخص باشد.
🔹هدف بايد واقع بينانه باشد.
🔹هدف بايد مكتوب، مدون و روي كاغذآورده شود.
🔹هدف بايد در قالب يك جمله مثبت بيان شود.
🔹هدف بايد تهييج كننده باشد.
🔹هدف بايد كمي و قابل اندازه گيري باشد.
🔹هدف بايد مقيد به زمان باشد.
🔹هدف بايد قابل اجرا و دست يافتني باشد.
🔹هدف بايد در راستاي ماموريت ها و ارزشها تدوين شوند.
🔹هدف بايد براي تمام اعضاء قابل فهم و قابل قبول باشد.
🔹هدف بايد براي همه ذينفعان سودمند باشند.
🔹هدف بايدمورد تائيد باشد.
هدف بايد انعطاف پذير باشند.
🔹هدف بايد متناسب با منابع و امكانات تدوين گردد .
✅والبته همه موارد فوق مستلزم این است که هدف مکتوب شود
تا پایندی به اجرابوجود آید!
🔹هدف بايد روشن، واضح و مشخص باشد.
🔹هدف بايد واقع بينانه باشد.
🔹هدف بايد مكتوب، مدون و روي كاغذآورده شود.
🔹هدف بايد در قالب يك جمله مثبت بيان شود.
🔹هدف بايد تهييج كننده باشد.
🔹هدف بايد كمي و قابل اندازه گيري باشد.
🔹هدف بايد مقيد به زمان باشد.
🔹هدف بايد قابل اجرا و دست يافتني باشد.
🔹هدف بايد در راستاي ماموريت ها و ارزشها تدوين شوند.
🔹هدف بايد براي تمام اعضاء قابل فهم و قابل قبول باشد.
🔹هدف بايد براي همه ذينفعان سودمند باشند.
🔹هدف بايدمورد تائيد باشد.
هدف بايد انعطاف پذير باشند.
🔹هدف بايد متناسب با منابع و امكانات تدوين گردد .
✅والبته همه موارد فوق مستلزم این است که هدف مکتوب شود
تا پایندی به اجرابوجود آید!
✳️پاسخ مایکل پورتر به سوال : استراتژی چیست؟
🔺استراتژی، رقابتی درباره متفاوت بودن است.
🔺باید بصورت عامدانه مجموعه ای متفاوت از فعالیت ها را برای ترکیب بی همتایی از ارزش انتخاب نمود.
🔺استراتژی انجام بهتر امور نیست؛ این موضوع به اثربخشی عملیاتی مربوط است. استراتژی انجام کارها به شکلی متفاوت است.
🔺ماهیت استراتژی ساختن انتخاب ها است.
🔺استراتژی، رقابتی درباره متفاوت بودن است.
🔺باید بصورت عامدانه مجموعه ای متفاوت از فعالیت ها را برای ترکیب بی همتایی از ارزش انتخاب نمود.
🔺استراتژی انجام بهتر امور نیست؛ این موضوع به اثربخشی عملیاتی مربوط است. استراتژی انجام کارها به شکلی متفاوت است.
🔺ماهیت استراتژی ساختن انتخاب ها است.
✳️ یک مدیر ماکیاولیستی کیست؟
نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریار خود، تصویری چنان شفاف از قدرت طلبی و قرار گرفتن فرد در مرکزیت تحلیلها و خواستهها و برنامه ریزیها ترسیم کرده است که قرنها پس از او، هنوز هم نام او بهترین تداعی برای این مفاهیم محسوب میشود.
1-میتوانند نیتهای شخصی خودشان را به خوبی پنهان کنند.
2- نیت اصلی رفتارها و تصمیمهایشان را فقط وقتی به فرد دیگر میگویند که احساس کنند فایدهای در این کار وجود دارد.
3-بیش از آنکه فکر کنند که واقعاً چه حقیقتی را باید به مردم بگویند، به این فکر میکنند که مردم دوست دارند چه چیزی را به عنوان حقیقت بشنوند.
4-معتقد هستند که هر چه بیشتر به دیگران اعتماد کنیم، به همان اندازه بیشتر خودمان را در معرض چالش و دردسر قرار دادهایم.
5-میتوانند بسیار متقاعدکننده صحبت کنند.
6-نسبت به نیت خیر دیگران در رفتارشان بدبین هستند.
7-در تعاملات اجتماعی خود، یک طرفه نگاه میکنند و به دو سویه بودن رابطه (جز در مواردی که منافع آنها ایجاب میکند باور ندارند).
7-از دیگران به نفع خود استفاده و بهره برداری میکنند.
8-هرگز به صورت مستقیم، رفتارهای سوءاستفادهگرانه را نشان نمیدهند و نحوهی پنهان کردن نیت اصلی رفتارها را به خوبی بلدند.
نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریار خود، تصویری چنان شفاف از قدرت طلبی و قرار گرفتن فرد در مرکزیت تحلیلها و خواستهها و برنامه ریزیها ترسیم کرده است که قرنها پس از او، هنوز هم نام او بهترین تداعی برای این مفاهیم محسوب میشود.
1-میتوانند نیتهای شخصی خودشان را به خوبی پنهان کنند.
2- نیت اصلی رفتارها و تصمیمهایشان را فقط وقتی به فرد دیگر میگویند که احساس کنند فایدهای در این کار وجود دارد.
3-بیش از آنکه فکر کنند که واقعاً چه حقیقتی را باید به مردم بگویند، به این فکر میکنند که مردم دوست دارند چه چیزی را به عنوان حقیقت بشنوند.
4-معتقد هستند که هر چه بیشتر به دیگران اعتماد کنیم، به همان اندازه بیشتر خودمان را در معرض چالش و دردسر قرار دادهایم.
5-میتوانند بسیار متقاعدکننده صحبت کنند.
6-نسبت به نیت خیر دیگران در رفتارشان بدبین هستند.
7-در تعاملات اجتماعی خود، یک طرفه نگاه میکنند و به دو سویه بودن رابطه (جز در مواردی که منافع آنها ایجاب میکند باور ندارند).
7-از دیگران به نفع خود استفاده و بهره برداری میکنند.
8-هرگز به صورت مستقیم، رفتارهای سوءاستفادهگرانه را نشان نمیدهند و نحوهی پنهان کردن نیت اصلی رفتارها را به خوبی بلدند.
✳️طبقهبندی تحلیلهای پیشرفته کسبوکار
تحلیلهای پیشرفته کسب و کار، در مقالات و منابع مختلف، طبقهبندیهای متفاوتی دارند. یک طبقهبندی عمومی که شامل انواع تحلیلهای پیشرفته باشد را میتوان به شرح زیر توصیف کرد:
1.دادهکاوی (Data Mining): عبارت است از فرآیند اکتشاف الگو و روندهای منظم و پنهان در دادههای بزرگ و توزیعشده با استفاده از مجموعهی وسیعی از الگوریتمهای ریاضیات و آمار. این الگوریتمها معمولاً روی مقادیر عددی و غیرمتنی اعمال میشوند. دادهکاوی از علومی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، آمار، پژوهش عملیاتی و مدیریت پایگاههای داده استفاده میکند.
2.متنکاوی (Text Mining): فرآیندی است که در آن، اطلاعات باکیفیت و مفید از متون علمی و تجاری استخراج میشوند. در متنکاوی، امکان طبقهبندی متون علمی بر اساس محتوا، تفکیک نظرات کاربران و مشتریان بر اساس نظرات درباره محصولات و خدمات، اکتشاف توالی متون علمی در بازههای زمانی مختلف و تحلیل روند توسعه علمی در سالهای آتی و مشابه آن وجود خواهد داشت.
3.وبکاوی (Web Mining): عبارت است از بهکارگیری روشهای دادهکاوی و متنکاوی در صفحات وب که با هدف شناسایی روند استفاده از صفحات، انواع کاربران مراجعهکننده به وبسایت سازمان، تحلیل میزان استفاده از اینترنت، کاوش محتوا در صفحات وب درباره یک موضوع خاص، تحلیل ساختار وبسایت، تحلیل روند کلیکها و ورودیها به وبسایتهای مختلف از طریق یک وبسایت، و موضوعات مشابه آن انجام میشود.
4.فرآیندکاوی (Process Mining) : مجموعهای است از روشهای مدیریت فرآیند در سازمان بر مبنای الگوریتمهای ریاضی و آماری که بر اساس اطلاعات ذخیره شده در تاریخچه تغییرات پایگاه داده (Log or History) در روزهای کاری مختلف، اقدام به شناسایی گلوگاههای فرآیندی و نقاط دارای ارزشافزوده در فعالیت سازمان کرده و تلاش میکند تا فرآیندهای سازمان، در بهینهترین وضعیت ممکن اجرا شوند.
5.تحلیل احساسات (Sentiment Analysis): یا به عبارت دیگر عقیدهکاوی، عبارت است از بهکارگیری علم پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing) و علوم زبانشناسی (Linguistics) برای بررسی نظرات، دیدگاهها و عقاید کاربران، کارکنان و مشتریان بر مبنای دادههایی که در شبکههای اجتماعی مختلف به اشتراک میگذارند. در تحلیل احساسات، امکان بررسی و تحلیل دیدگاههای فرد، گروه یا حتی جامعه، در بازههای زمانی مختلف و پیشبینی روندهای آتی بازار و کسبوکار بر مبنای آنها وجود خواهد داشت.
6.یادگیری عمیق (Deep Learning): در یادگیری عمیق، هدف کاوش دادهها در سطوح مختلف و با عمق زیاد بر مبنای مجموعهای از روشهای یادگیری ماشینی است. در یادگیری عمیق، نرمافزار بدون هیچ پیشفرضی اقدام به یادگیری از شرایط محیطی کرده و به تدریج خود را با یافتهها وفق میدهد بهصورتی که بدون در اختیار داشتن دانش اولیه از حوزه تحت آموزش و یادگیری، قادر به درک و پیشبینی روندهای آتی آن حوزه باشد.
7.جریانکاوی (Stream Mining): امروزه سرعت تولید دادههای جدید، از روند فزایندهای برخوردار است. به همین دلیل امکان توقف تولید دادهها و استفاده از الگوریتمها برای تحلیل آنها در برخی از شرایط امکانپذیر نیست. از اینرو الگوریتمهایی برای کاوش جریان دادهها ابداع شدهاند که مبتنی بر الگوریتمهای قبلی هستند ولی برای یادگیری و پیشبینی در حین تولید داده، بهینهسازی شدهاند. این الگوریتمها ضمن دریافت دادههایی که به تازگی تولید شدهاند، بخشی از دادههای قدیمی را از مجموعه دادهها به تدریج حذف میکنند و با دادههای جدید، فرآیند یادگیری را ادامه میدهند تا همواره بهروز و موثر باشند.
تحلیلهای پیشرفته کسب و کار، در مقالات و منابع مختلف، طبقهبندیهای متفاوتی دارند. یک طبقهبندی عمومی که شامل انواع تحلیلهای پیشرفته باشد را میتوان به شرح زیر توصیف کرد:
1.دادهکاوی (Data Mining): عبارت است از فرآیند اکتشاف الگو و روندهای منظم و پنهان در دادههای بزرگ و توزیعشده با استفاده از مجموعهی وسیعی از الگوریتمهای ریاضیات و آمار. این الگوریتمها معمولاً روی مقادیر عددی و غیرمتنی اعمال میشوند. دادهکاوی از علومی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، آمار، پژوهش عملیاتی و مدیریت پایگاههای داده استفاده میکند.
2.متنکاوی (Text Mining): فرآیندی است که در آن، اطلاعات باکیفیت و مفید از متون علمی و تجاری استخراج میشوند. در متنکاوی، امکان طبقهبندی متون علمی بر اساس محتوا، تفکیک نظرات کاربران و مشتریان بر اساس نظرات درباره محصولات و خدمات، اکتشاف توالی متون علمی در بازههای زمانی مختلف و تحلیل روند توسعه علمی در سالهای آتی و مشابه آن وجود خواهد داشت.
3.وبکاوی (Web Mining): عبارت است از بهکارگیری روشهای دادهکاوی و متنکاوی در صفحات وب که با هدف شناسایی روند استفاده از صفحات، انواع کاربران مراجعهکننده به وبسایت سازمان، تحلیل میزان استفاده از اینترنت، کاوش محتوا در صفحات وب درباره یک موضوع خاص، تحلیل ساختار وبسایت، تحلیل روند کلیکها و ورودیها به وبسایتهای مختلف از طریق یک وبسایت، و موضوعات مشابه آن انجام میشود.
4.فرآیندکاوی (Process Mining) : مجموعهای است از روشهای مدیریت فرآیند در سازمان بر مبنای الگوریتمهای ریاضی و آماری که بر اساس اطلاعات ذخیره شده در تاریخچه تغییرات پایگاه داده (Log or History) در روزهای کاری مختلف، اقدام به شناسایی گلوگاههای فرآیندی و نقاط دارای ارزشافزوده در فعالیت سازمان کرده و تلاش میکند تا فرآیندهای سازمان، در بهینهترین وضعیت ممکن اجرا شوند.
5.تحلیل احساسات (Sentiment Analysis): یا به عبارت دیگر عقیدهکاوی، عبارت است از بهکارگیری علم پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing) و علوم زبانشناسی (Linguistics) برای بررسی نظرات، دیدگاهها و عقاید کاربران، کارکنان و مشتریان بر مبنای دادههایی که در شبکههای اجتماعی مختلف به اشتراک میگذارند. در تحلیل احساسات، امکان بررسی و تحلیل دیدگاههای فرد، گروه یا حتی جامعه، در بازههای زمانی مختلف و پیشبینی روندهای آتی بازار و کسبوکار بر مبنای آنها وجود خواهد داشت.
6.یادگیری عمیق (Deep Learning): در یادگیری عمیق، هدف کاوش دادهها در سطوح مختلف و با عمق زیاد بر مبنای مجموعهای از روشهای یادگیری ماشینی است. در یادگیری عمیق، نرمافزار بدون هیچ پیشفرضی اقدام به یادگیری از شرایط محیطی کرده و به تدریج خود را با یافتهها وفق میدهد بهصورتی که بدون در اختیار داشتن دانش اولیه از حوزه تحت آموزش و یادگیری، قادر به درک و پیشبینی روندهای آتی آن حوزه باشد.
7.جریانکاوی (Stream Mining): امروزه سرعت تولید دادههای جدید، از روند فزایندهای برخوردار است. به همین دلیل امکان توقف تولید دادهها و استفاده از الگوریتمها برای تحلیل آنها در برخی از شرایط امکانپذیر نیست. از اینرو الگوریتمهایی برای کاوش جریان دادهها ابداع شدهاند که مبتنی بر الگوریتمهای قبلی هستند ولی برای یادگیری و پیشبینی در حین تولید داده، بهینهسازی شدهاند. این الگوریتمها ضمن دریافت دادههایی که به تازگی تولید شدهاند، بخشی از دادههای قدیمی را از مجموعه دادهها به تدریج حذف میکنند و با دادههای جدید، فرآیند یادگیری را ادامه میدهند تا همواره بهروز و موثر باشند.
✳️برانگیزاننده ،تههیج کنندهِ وترغیب کننده توسعه ایران چه کسی می تواند باشد؟
بگذارید اعتراف کنم؛ چندین سال پیش اعتقادی به هنر و ادبیات و موسیقی نداشتم هر چند که خودم به شدت اهل شعر، داستان های کوتاه، کتاب و فیلم بودم (امیدوارم هنرمندان و علاقه مندان به هنر که مخاطب من هستند نرنجند و تا آخر متن را بخوانند). اصلا فکر می کردم که بزرگ ترین کارکرد رمان، فیلم، تئاتر، موسیقی، برنامه های تلویزیونی، سرگرمی است. همیشه فکر می کردم که اگر یک جامعه بخواهد ساخته شود، یک عده آدم نخبه باید وجود داشته باشند که دور هم جمع شوند و دو کار انجام بدهند:
توافق روی موضوعات کلیدی کشور
تفاهم روی اقدامات اساسی ملی
اما زمان گذشت و من با تجربه تر شدم و فهمیدم که یک جامعه شور می خواهد. انرژی می خواهد! فقط عقلانیت کفایت نمی کند. بهترین تصمیمات و زیرکانه ترین اقدامات، در آدمی وجد به وجود نمی آورد و آنگاه بود که فهمیدم هنر چه معجزه ای می کند.
اکنون به جد معتقدم که هنر و ادبیات و به ويژه موسیقی می تواند به صورت غیرمستقیم یک جامعه را بسازد. کمتر شده است که شما یک کتاب را صدبار گوش کنید ولی خود من دست کم برخی از موسیقی ها را بالای صد بار گوش داده ام.
جوان تر که بودم همیشه از خودم می پرسیدم آهنگ های مایکل جکسون چرا این قدر طرفدار دارد؟ چرا که معنی آن ها را نمی دانستم و دنبالش هم نبودم فکر می کردم چیزی شبیه به همان حرف هایی است که ما در موسیقی سنتی و پاپ مان می زنیم. اما بعدها فهمیدم که شعرهای او فوق العاده است. به بخشی از آهنگش که با شور فوق العاده می خواند، دقت کنید:
ما میتونیم اوج بگیریم
بیایم روحمون رو از مرگ دور کنیم
توی قلبم حس میکنم ما همه با هم برادریم
...
روی زخم این دنیا مرهم بذار
و به یه جای بهتر تبدیلش کن
برای خودت برای من
و برای همه انسان ها
جهان رو به دنیایی بهتر بدل کن
برای برای خودت و برای من!
راستش وقتی به معنای این شعر فکر کردم. در دلم از او معذرت خواهی کردم چرا که فکر می کردم که او همه شعرهایش مبتذل و مخدر است. اعترافات من به پایان رسید.
✅تجویز راهبردی:
اما پس از اعترافات نوبت این می شود که چه باید بکنیم؟
توسعه علاوه بر عقلانیت، شور، هیجان، احساس و انرژی می خواهد. اما متاسفانه هر چه در موسیقی هایی که پخش می شود و سریال هایی که ساخته می شود و کتاب هایی که نوشته می شود می گردم کمتر می یابم، آثار هنری که نشان از ساختن فردای ایران باشد، نشان از امید داشته باشد و نوید بهبود. کمتر آهنگی شنیده ام که در مورد ساختن دنیا و فردا باشد. من واقعا نمی دانم مایکل جکسون توسعه ایران چه کسی است؟ کسی که ما را به وجد بیاورد و پروازمان دهد.
تنها چراغی که اکنون به خوبی روشن است همین شبکه های اجتماعی است که پر است از جملات و نمامتن های انگیزشی. شاید علتش این باشد که کلی جوان خوش آتیه در این فضا به تولید و توزیع مطلب مشغولند. دست کم تا هنرمندان ما دست به کار شوند هر کدام از ما می توانیم هر روز یک پیام امیدآفرین و انرژی بخش با دیگران به اشتراک بگذاریم.
بگذارید اعتراف کنم؛ چندین سال پیش اعتقادی به هنر و ادبیات و موسیقی نداشتم هر چند که خودم به شدت اهل شعر، داستان های کوتاه، کتاب و فیلم بودم (امیدوارم هنرمندان و علاقه مندان به هنر که مخاطب من هستند نرنجند و تا آخر متن را بخوانند). اصلا فکر می کردم که بزرگ ترین کارکرد رمان، فیلم، تئاتر، موسیقی، برنامه های تلویزیونی، سرگرمی است. همیشه فکر می کردم که اگر یک جامعه بخواهد ساخته شود، یک عده آدم نخبه باید وجود داشته باشند که دور هم جمع شوند و دو کار انجام بدهند:
توافق روی موضوعات کلیدی کشور
تفاهم روی اقدامات اساسی ملی
اما زمان گذشت و من با تجربه تر شدم و فهمیدم که یک جامعه شور می خواهد. انرژی می خواهد! فقط عقلانیت کفایت نمی کند. بهترین تصمیمات و زیرکانه ترین اقدامات، در آدمی وجد به وجود نمی آورد و آنگاه بود که فهمیدم هنر چه معجزه ای می کند.
اکنون به جد معتقدم که هنر و ادبیات و به ويژه موسیقی می تواند به صورت غیرمستقیم یک جامعه را بسازد. کمتر شده است که شما یک کتاب را صدبار گوش کنید ولی خود من دست کم برخی از موسیقی ها را بالای صد بار گوش داده ام.
جوان تر که بودم همیشه از خودم می پرسیدم آهنگ های مایکل جکسون چرا این قدر طرفدار دارد؟ چرا که معنی آن ها را نمی دانستم و دنبالش هم نبودم فکر می کردم چیزی شبیه به همان حرف هایی است که ما در موسیقی سنتی و پاپ مان می زنیم. اما بعدها فهمیدم که شعرهای او فوق العاده است. به بخشی از آهنگش که با شور فوق العاده می خواند، دقت کنید:
ما میتونیم اوج بگیریم
بیایم روحمون رو از مرگ دور کنیم
توی قلبم حس میکنم ما همه با هم برادریم
...
روی زخم این دنیا مرهم بذار
و به یه جای بهتر تبدیلش کن
برای خودت برای من
و برای همه انسان ها
جهان رو به دنیایی بهتر بدل کن
برای برای خودت و برای من!
راستش وقتی به معنای این شعر فکر کردم. در دلم از او معذرت خواهی کردم چرا که فکر می کردم که او همه شعرهایش مبتذل و مخدر است. اعترافات من به پایان رسید.
✅تجویز راهبردی:
اما پس از اعترافات نوبت این می شود که چه باید بکنیم؟
توسعه علاوه بر عقلانیت، شور، هیجان، احساس و انرژی می خواهد. اما متاسفانه هر چه در موسیقی هایی که پخش می شود و سریال هایی که ساخته می شود و کتاب هایی که نوشته می شود می گردم کمتر می یابم، آثار هنری که نشان از ساختن فردای ایران باشد، نشان از امید داشته باشد و نوید بهبود. کمتر آهنگی شنیده ام که در مورد ساختن دنیا و فردا باشد. من واقعا نمی دانم مایکل جکسون توسعه ایران چه کسی است؟ کسی که ما را به وجد بیاورد و پروازمان دهد.
تنها چراغی که اکنون به خوبی روشن است همین شبکه های اجتماعی است که پر است از جملات و نمامتن های انگیزشی. شاید علتش این باشد که کلی جوان خوش آتیه در این فضا به تولید و توزیع مطلب مشغولند. دست کم تا هنرمندان ما دست به کار شوند هر کدام از ما می توانیم هر روز یک پیام امیدآفرین و انرژی بخش با دیگران به اشتراک بگذاریم.