مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️تسلط بر روابط سازمانی

البته مشخصات مدیریت در شرکت‌های بزرگ و کوچک متفاوت است. در شرکت‌های کوچک مدیر تسلط بیشتری برای نظارت و دقت در نحوه عمل افراد دارد اما تعدد وظایف و نقش‌ها در سازمان‌های بزرگ‌تر ایجاب می‌کند که چندین مدیر زیرمجموعه یک مدیر به فعالیت بپردازند و هر بخش در اختیار یک مدیر قرار بگیرد.
یک مدیرتوانمند ویژگی‌هایی دارد که از این قرار است: قدرت تصمیم‌گیری و آینده‌نگری، داشتن صبر و پشتکار، تسلط بر اطلاعات روز، داشتن دانش فنی لازم برای اداره یک کسب و کار، ایجاد رابطه صحیح میان اعضای سازمان و کنترل بحران. از طرفی در مدیریت یک سازمان باید به عواملی دیگر نیز توجه داشت مانند ایجاد رابطه صحیح با کارکنان، داشتن رفتار متعادل با کارکنان نه نرمی بیش از اندازه و نه خشونت، ارائه اطلاعات هر بخش به کسانی که عهده‌دار اجرای وظایف آن بخش هستند و کمک به آنها برای شناخت مسئولیت‌ها و وظایف‌شان، پایبندی به اصول اخلاقی، استفاده از الگوی رفتاری مدیران موفق و بهره‌گیری از تجربه آنها، اعطای پاداش به کارکنان شایسته، توزیع بهینه دستمزدها و حقوق به تناسب شایستگی و توانمندی افراد.
✳️۲۵ کشوری که د سال ۲۰۱۶بیشترین رفاه را داشتند.

بر اساس گزارش پایگاه اینترنتی «بیزنس اینسایدر»، این شاخص به بررسی ۱۴۹ کشور جهان پرداخته که بیشترین آمار قابل دسترس را داشته‌اند. نروژ در هفت سال گذشته رتبه برتر این شاخص را در اختیار داشت، اما در سال ۲۰۱۶ کشور جدیدی مرفه‌ترین کشور جهان شناخته شد. مرفه‌ترین کشورهای جهان بر اساس گزارش موسسه لگاتوم عبارتند از:
۱ _ نیوزلند: طبق گزارش موسسه لگاتوم، نیوزلند با داشتن رتبه برتر در زیر شاخص‌های سرمایه اجتماعی و کیفیت اقتصادی و دومین رتبه برتر در فضای کسب‌وکار و حکومتداری، مرفه‌ترین کشور جهان است.
۲_ نروژ: نروژ به مدت هفت سال متوالی در شاخص رفاه موسسه لگاتوم به عنوان مرفه‌ترین کشور جهان رتبه‌بندی شده بود، اما با داشتن رتبه سوم در زیر شاخص حکومتداری، امسال در جایگاه دوم مرفه‌ترین کشورهای جهان قرار گرفت.
۳_ فنلاند: فنلاندی‌ها ممکن است خود را اسکاندیناوی ندانند، اما بدون‌شک یکی از مرفه‌ترین کشورهای شمال اروپا هستند. طبق گزارش موسسه لگاتوم، فنلاند بهترین حکومتداری را در جهان دارد.
۴_ سوئیس: سوئیس اغلب در رتبه‌های برتر فهرست‌هایی مانند شاخص رفاه قرار می‌گیرد که به لطف آموزش فوق‌العاده و بهداشت و درمان عالی است که به ترتیب در رتبه اول و رتبه سوم قرار دارد.
۵_ کانادا: طبق گزارش موسسه لگاتوم، همسایه آمریکا در شمال به میزان قابل توجهی مرفه‌تر بوده و در زیر شاخص سرمایه اجتماعی و فضای کسب‌وکار رتبه سوم و در آزادی شخصی رتبه دوم را در اختیار دارد.
۶_ استرالیا: این کشور برای سبک زندگی آرام و هوای خوب معروف است، بنابراین تعجبی ندارد که در زیر شاخص سرمایه اجتماعی در رتبه دوم قرار گرفته و این امتیاز خوب کمک کرد استرالیا در فهرست کلی مرفه‌ترین کشورهای جهان، از رتبه هفتم در سال ۲۰۱۵ یک رده صعود کند.
۷_ هلند: این کشور در زمینه آموزش و کیفیت اقتصادی رتبه دوم و در دو زیر شاخص دیگر در میان پنج رتبه اول قرار دارد.
۸_ سوئد: این کشور که بالاتر از همسایه خود دانمارک قرار دارد در زمینه کیفیت اقتصادی رتبه سوم و برای حکومتداری رتبه پنجم را دارد، اما در فهرست کلی، از رتبه پنجم در سال ۲۰۱۵ به رتبه هشتم در سال ۲۰۱۶ سقوط کرده است.
۹_ دانمارک: این کشور اسکاندیناوی به داشتن استانداردهای بالای زندگی معروف بوده و در رتبه نهم فهرست مرفه‌ترین کشورهای جهان قرار گرفته است. این کشور در واقع در منطقه اسکاندیناوی از حداقل رفاه برخوردار است و بالاترین امتیازش رتبه پنجم برای ایمنی و امنیت بوده است.
۱۰_ انگلیس: با وجود بریگزیت، انگلیس در شاخص رفاه از رتبه ۱۵ در سال گذشته به رتبه ۱۰ در سال ۲۰۱۶ صعود کرد. بهترین امتیاز انگلیس مربوط به فضای کسب‌و کار بود که در رتبه پنجم قرار دگرفت.
۱۱_ آلمان: قدرت اقتصادی منطقه یورو در همه زیرشاخص‌ها به جز سه زیر شاخص، در میان ۱۰ رتبه اول قرار گرفت. بهترین رتبه این کشور در زیر شاخص‌ها رتبه پنجم برای کیفیت اقتصادی بود.
۱۲_ لوکزامبورگ: این کشور که به عنوان یک بهشت مالیاتی معروف بوده وخانه ژان کلود یانکر، رئیس اتحادیه اروپا است در زمینه آزادی شخصی و سلامت از نظر جهانی در رتبه برتر قرار دارد.
۱۳_ ایرلند: بالاترین امتیاز ایرلند در زیرشاخص‌های شاخص رفاه، رتبه پنجم برای آزادی شخصی بود. این کشور همچنین در زمینه‌ آموزش یکی از ۱۰ کشور برتر بود که در رتبه هفتم قرار گرفت.
۱۴_ ایسلند: این کشور که از اروپا دورافتاده و تنها بیش از ۳۰۰ هزار نفر جمعیت دارد، ممکن است برای این‌که یکی از مرفه‌ترین کشورهای جهان باشد انتخاب روشنی به نظر نرسد، اما در سه زیر شاخص شاخص رفاه شامل ایمنی و امنیت، آزادی شخصی و سرمایه اجتماعی در میان پنج رتبه اول قرار گرفته است.
۱۵_ اتریش: این کشور اروپای مرکزی کوچک، بهترین امتیاز را برای ایمنی و امنیت به دست آورد و در میان همه کشورها در رتبه نهم قرار گرفت.
۱۶_ بلژیک: اگرچه بلژیک در سال گذشته به دلیل این‌که خانه یکی از عاملان حملات تروریستی پاریس بود احساسات منفی زیادی را به خود جلب کرد، اما همچنان یکی از مرفه‌ترین کشورهای جهان بوده و از نظر آزادی شخصی و آموزش در میان ۱۰ کشور برتر قرار دارد.
۱۷_ آمریکا: اگرچه دونالد ترامپ وعده داده است آمریکا را دوباره بزرگ کند، اما این کشور در شاخص رفاه از رتبه یازدهم در سال گذشته به رتبه هفدهم در سال ۲۰۱۶ سقوط کرد. با وجود این سقوط، بزرگ‌ترین اقتصاد جهان از نظر فضای کسب‌وکار در رتبه اول قرار دارد.
۱۸_ فرانسه: با وجود اینکه این کشور اقتصاد راکدی دارد، اما در همه زمینه‌ها امتیاز خوبی کسب کرده و بهترین امتیازش در محیط زیست طبیعی بوده که در رتبه چهارم قرار گرفته است.
۱۹_ سنگاپور: این کشور که به عنوان یک قطب مالی جهانی معروف است، همچنین محل خوبی برای زندگی محسوب می‌شود و در شاخص رفاه امسال در زیر شاخص بهداشت و درمان رتبه دوم و در ایمنی و امنیت، رتبه اول را به دست
آورد.
۲۰_ اسلوونی: این کشور به کمک برترین رتبه در محیط زیست طبیعی، یکی از مرفه‌ترین کشورهای اروپاست.
۲۱_ اسپانیا: اگرچه مشکلات سیاسی در چند سال گذشته بر اسپانیا سایه افکنده است، اما این کشور در محیط زیست طبیعی و ایمنی، در میان پانزده رتبه برتر قرار گرفت با اینهمه همچنان نتوانست در میان ۲۰ کشور مرفه برتر جهان قرار بگیرد.
۲۲_ ژاپن: اگرچه ژاپن با رکود اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند، اما یکی از مرفه‌ترین کشورهای جهان بوده و در ایمنی و امنیت رتبه سوم و در بهداشت و درمان، رتبه چهارم را به دست آورده است.
۲۳_ هنگ کنگ: وضعیت هنگ‌کنگ به عنوان کشور مستقل از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته نشده اما همچنان در شاخص رفاه قرار می گیرد و از امتیاز خوبی برخوردار بوده است. هنگ‌کنگ از نظر فضای کسب‌وکار در رتبه چهارم در میان کشورهای جهان قرار دارد.
۲۴_ مالت: این کشور جزیره‌ای کوچک در دریای مدیترانه در چهار زیر شاخص در میان ۲۰ رتبه اول قرار داشت، اما بهترین رتبه مالت در سرمایه اجتماعی بود که این کشور در رتبه هشتم قرار گرفت.
۲۵_ پرتغال: این کشور در همه زیر شاخص‌ها به جز یک زیرشاخص، در میان ۵۰ کشور برتر جهان قرار دارد، اما بالاترین امتیاز این کشور در آزادی شخصی بود که رتبه دهم را به دست آورد.
✳️تفاوت خوشی و رضایت

«خوشی» حالی است که زود می آید و زود می رود. «رضایت» مقامی است که دیر می آید و دیرمی پاید. «خوشی» دست می دهد، یعنی عاطفه ای انفعالی است. «رضایت» را اما باید به دست آورد، یعنی بودنی فعالانه است. انسان خوش، لزوماً از خودش و زندگی اش راضی نیست. می خندد، اما تهِ خنده اش طعم گس ملال و افسردگی است. «خوشی» اندوه را می زداید، اما ملال و افسردگی را نه. «رضایت» اما گاه ته رنگ اندوه دارد. انسان راضی همیشه شاد نیست، اما ملول و افسرده هم نیست. «خوشی» واکنش عاطفی ماست نسبت به حضور «لذّت». «رضایت» اما نوع بودن ماست در حضور «معنا». «لذّت» های زندگی خوشی می آورد، «معنا»ی زندگی رضایت. از بدی های روزگار ما این است که بیشترمان از رضایت به خوشی بسنده کرده ایم.
✳️۱۰ عبارت که آدم‌های با مهارت بالا در ارتباطات می‌گویند!

آیا فکر می‌کنید شخصی با روابط عمومی بالاهستید؟
این آدم‌ها واقعا منتظر نمی‌مانند وافراد را به سوی خود جذب می‌کنند.
آنها می‌دانند واژه‌های‌شان بهترین ابزاری است که برای ارتباط با دیگران دارند، چون خودشان را هم خوشحال می‌کند.

۱. عبارت “از دیدن شما واقعا خوشحالم.”
بخش عظیمی از خوشحال کردن خودتان اطمینان یافتن از خوشحالی آدم‌های اطراف‌تان است. این جمله یکی از ساده‌ترین راه‌هایی است که می‌توانید به کسی بگویید حضورش باعث می‌شود احساس مثبت کنید، و نشان می‌دهد برای او ارزش و احترام قائل هستید.

۲. عبارت “دیدن شما همیشه من را خوشحال می‌کند.”
این جمله میزان تاثیر جمله‌ قبلی را بیشتر می‌برد. همان پیام مثبت قبلی را می‌رساند در حالی که به آن شخص القا می‌کند همیشه این قدرت را دارد که به شما حس مثبت بدهد. برای کسی که با او صحبت می‌کنید حس قدردانی، سپاس‌گزاری و خوشحالی به همراه خواهد داشت، و شما نیز برای نشاندن لبخند بر چهره کسی خوشحال خواهید شد.

۳. عبارت “پیشنهاد شما را انجام دادم.”
اگر کسی به شما توصیه‌ای کرده است، معمولا به این خاطر است که به شما اهمیت می‌دهد و می‌خواهد به شما کمک کند راه‌حلی برای مشکلات‌تان پیدا کنید. بدون شک این باعث خواهد شد احساس خوبی داشته باشید، همه ما عاشق این هستیم که مورد توجه قرار بگیریم. فرقی نمی‌کند به شما پندی در مورد پس‌انداز کردن بدهند یا قهوه تعارف کنند؛ با گفتن این که به حرفشان گوش کرده‌اید و آنچه گفته ‌بودند موثر و مفید بوده است این توجه را جبران کنید.

۴. عبارت “تا اینجا خوب آمدی.”
بخش بزرگی از خوشحالی، جشن گرفتن موفقیت‌ها و دست‌آوردها است. چون مستلزم سخت‌کوشی و تلاش است. خوبی‌هایشان را جبران کنید و به دوستانتان به مناسبت موفقیتشان هدید بدهید. آنها از این حرکت سپاس‌گزار خواهند بود.

۵. عبارت “واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم وقتی..."
از جمله ۴ یک قدم فراتر بروید و روی موفقیت‌های بخصوص آدم‌های محبوب‌تان تمرکز کنید. این به جای اینکه فقط حس خوبی به دوستتان بدهد به او اثبات می‌کند یک برنده سخت‌کوش هست.

۶. عبارت “می دانم لیاقت بیش‌از این‌ها را داری.”
هرکس گاهی به هل دادن نیاز دارد، به‌ویژه اگر دوره سختی را پشت سر می‌گذارد. بخشی از یک رابطه دوست‌داشتنی، راهنمایی کردن دیگران برای دست یافتن به همه ظرفیتشان است. گفتن این جمله به دیگران یادآوری می‌کند چقدر عالی هستند. اگر گفتن این جمله آنها را به موفقیت بیشتر سوق بدهد، نظر شما را به یاد خواهند آورد و حسی الهام‌گونه و قدرشناسانه خواهند داشت.

۷. عبارت “دوست دارم نظرت را درمورد... بدانم.”
اگر به کسی عشق می‌ورزید و احترام می‌گذارید، احتمالا برای نظرات‌شان ارزش قائل هستید. هرچند خیلی از آدم‌ها نمی‌خواهند نظراتشان را به اشتراک بگذارند چون نمی‌خواهند بیش از حد خودمانی یا تحمیل‌کننده به نظر برسند. در عوض به دوستان و همکاران‌تان نشان دهید نظرات‌شان برایتان مهم و مناسب است.

۸.عبارت "بیشتر بگو.”
این جمله هم مهربانانه و هم اطمینان‌بخش است. خیلی از آدم‌ها فکر می‌کنند زیاد حرف زده‌اند و کسی گوش نمی‌کند یا علاقه‌ای ندارد بشنود. این جمله به آنها می‌گوید شما هنوز در حال گوش کردن هستید، و برای چیزی که به شما می‌گویند ارزش قائل هستید.

۹.عبارت “خواهش می‌کنم.”
راه‌های زیادی وجود دارد که بگویید متشکر هستید، “اختیار دارید”، “باعث افتخار است” و “انجام وظیفه است”. با این حال بهترین راه برای گفتن آن “خواهش می‌کنم” است. قدرشناسانه‌تر است و پاسخ خوبی برای تشکرشان است.

۱۰. عبارت “متشکرم.”
خیلی از کلمات این فهرست سپاس و قدردانی را بازتاب می‌دهد. “متشکرم” قوی‌ترین راه آن است، و برای خیلی‌ها قدرت و معنی بیشتری پشتش دارد.
Forwarded from نسیم‌ آنلاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 طرح واشنگتن پست براي پيروزی ترامپ در #انتخابات_آمریکا

🔹دونالد ترامپ چهل و پنجمین رئیس‌ جمهور آمریکا

@NasimOnline
✳️چگونه عدم موافقت خود را با رئیس تان مطرح کنید؟

این طبیعی است که از ابراز نظر مخالف با رئیس‌تان، رویگردان باشید. ممکن است فکر کنید با ابراز مخالفت ممکن است ذهنیت منفی در او ایجاد کنید و یا با واکنش‌های تدافعی مواجه شوید. اما جالب است بدانید بسیاری از مدیران از این که به اندازه کافی ایده‌‌ها و نقطه نظرهای جدید دریافت نمی کنند، گله دارند.

📌برای این که به شکل سازنده ای نظر مخالف خود را بیان کنید به این نکات توجه کنید:

🔑صرفا از یک سیستم ایراد نگیرید، بلکه نظر خود را با پیشنهاداتی همراه کنید تا رئیس‌تان براساس آنها بتواند اقداماتی انجام دهد.
برای مثال جملاتی مانند این را بیان کنید: چطور است با افراد دیگری در صنعت که از سیستم مشابه استفاده می‌کنند، تماس بگیریم و ببینیم آیا آنها هم مشکلی مثل ما دارند؟ آیا دوست دارید من با آنها تماس بگیرم و یک جلسه با آنها تعیین کنم؟

🔑سعی کنید طیفی از پیشنهادات را مطرح کنید. پیشنهادات صفر و یکی معمولا با مخالفت مواجه می‌شوند. پیشنهاد دادن چند گزینه این سیگنال را می‌دهد که شما فرد انعطاف‌پذیری هستید.

🔑از واژه ها و عبارات حساسیت برانگیز پرهیز کنید. سعی کنید بفهمید رئیس تان نسبت به چه کلمات و اصطلاحاتی حساس است. برای مثال اگر او به عبارت " این روش صد در صد جواب می‌دهد" حساس است، ایده خود را در قالب واژه‌ها و عبارات دیگری بکار ببرید.
✳️به سگ هایی که پارس نمی کنند توجه کنید.

✅در داستان شرلوک هلمز، وقتی یک اسب مسابقه دزدیده شده و مربی آن کشته شده بود، شرلوک هلمز به پلیس اسکاتلند یارد می گوید: آیا به رفتار عجیب سگ در نیمه شب توجه کردید؟. پلیس می گوید: سگ رفتار عجیبی نداشت و اصلا پارس نکرد. هلمز پاسخ می دهد: همین رفتار عجیب است. سگ پارس نکرد چون دزد و قاتل را می شناخت(و همین، باعث شد لیست مظنونان کوتاه تر شود)

ما همیشه به دنبال علائم بسیار مشخص می گردیم: دود تفنگ، پارس کردن سگ، شیب تند رودخانه و سایر نشانه های خطر. اما معمولا از خودمان نمی پرسیم که: الان، چه اطلاعاتی را کم دارم؟ بعضی اوقات، مانند همین داستان سگ، اطلاعات مفید به سادگی در دسترس مان قرار ندارند یا مورد توجه مان قرار نمی گیرند. گاه اطرافیان ما تعمدا این اطلاعات را از ما پنهان می کنند.
معمولا زمانی که مشکلی پیش روی ما قرار می گیرد، همه داده ها را کامل و آشکار فرض می کنیم. سعی می کنیم اطلاعاتی که در دسترس مان قرار دارد را گردآوری کرده، آن ها را تحلیل کرده و به آنها معنی ببخشیم. اما برای اینکه تصمیم گیری ما بهتر شود، باید از خود بپرسیم: چه اطلاعاتی کم دارم؟ اگر آن اطلاعاتی که الان ندارم به من داده شود، چه تاثیری بر روی تصمیم من خواهد داشت؟ کدام داده می تواند نوع نگاه من به مسئله را تغییر دهد؟ چگونه می توانم به آن اطلاعات دسترسی پیدا کنم؟
✅به یاد داشته باشیم که اگر سگی الان سکوت کرده و پارس نمی کند را نادیده بگیریم، ممکن است کمی جلوتر به ما حمله ور شود!
✳️شارلاتان ها چگونه با ذهن شما بازی می کنند!

فرض کنید که می خواهيد در خارج از کشور سرمایه گذاری کنید. به جای اینکه از صفر شروع کنید می روید و یک کارخانه در حال کار را انتخاب می کنید برای خرید. کسانی که می خواهند آن کارخانه را برای شما ارایه کنند. می آیند و می گویند که برای گرفتن مجوزهای آن از مقامات دولتی مورد نظر چه تلاش هایی که نکرده اند و همچنین برای ثبت شرکت چه روزهایی که در اداره ثبت شرکت نگذارنده اند و همچنین برای افتتاح حساب، خرید، انتقال و نصب تجهیزات چه مرارت هایی که نبرده اند.
همه این ها به خاطر این است که شما را به یک دام خطرناک بیاندازند و ما هم چون انسان هستیم و ذهن ما آماده خطا است احتمال زیاد در این دام می افتیم. این دام چیست؟ "پرداخت برای تلاش" (در برابر پرداخت برای ارزش)

این دام خیلی زیاد هم تکرار می شود. بگذارید سه مثال از زندگی روزمره بزنم:
» استاد دانشگاه ها نیز در دام پرداخت برای تلاش می افتند. چگونه؟ زمان تصحیح برگه های امتحانی کسی که صفحه را پر کرده باشد نمره بهتری میگیرد. پیش خودش می گوید که این دانشجو این همه اطلاعات داشته و این همه هم تلاش کرده که جواب بدهد. نتیجه اینکه دانشجویان هوشمند هم خودشان را با این شرایط تطبیق میدهند.

» کامپیوترتان را برای تعمیر میبرید و تعمیرکار درحالیکه میتواند آن را یکروزه تحویل بدهد میگوید این کار خیلی سخت است و یک هفته شما را معطل میکند تا شما احساس کنید که او خیلی تلاش کرده است بنابراین باید هزینه بالایی پرداخت کنید.

» دندانپزشک برای دریافت پول بیشتر مدام میگوید که مواد مورد استفاده عالی هستند یا اینکه تا این وقت از شب مانده تا کار شما را راه بیاندازد یا زحمت درس خواندن در دندانپزشکی را زیاد جلوه میدهد تا پول بیشتری بگیرد.

منطق این کار چیست؟ اگر در یک بازار، قیمت یک خدمت یا محصول مشخص باشد از قیمت بازاری استفاده می کنند. اما وقتی که قیمت یک محصول مشخص نیست اینجا جایی است که شارلاتان ها وارد می شوند و سعی می کنند تا نشان دهند که برای این محصول/خدمت چه تلاش ها که نکرده اند.
بنابراین هر گاه شما برای یک محصول/خدمت، مبلغی را پرداخت کردید نه بر مبنای ارزش آن بلکه بر مبنای ذهنیتی که ارایه دهنده آن از تلاش و منابعی که برای آن صرف شده، احتمالا شما در دام پرداخت برای تلاش (و نه پرداخت برای ارزش واقعی) افتاده اید.
✅تجویز راهبردی:
این دام خیلی خزنده است. واقعا کار سختی است که در چنین دامی نیفتیم. چه می توان کرد؟
گوش هایتان را بگیرید، چشم هایتان را باز کنید. راه حل این است که در زمان تعریف از تلاش ها و مقدمات خلق محصول/خدمت، ناشنوا باشید و درعوض فقط نگاه کنید که چه چیزی به شما تحویل داده شده است. بگذارید به مثال خرید کارخانه برگردم. آنجا کاملا بی توجه به گذشته از خودتان بپرسید الان این کارخانه چقدر می ارزد. من پول عمر و تلاش های شما را نمی توانم بدهم (که خیلی ارزشمند است) بلکه می توانم پول این کارخانه را بدهم.
به عبارت ساده تر: به نتیجه نگاه کنید (جواب دانشجو در پاسخ به سوال) و نه فرآیند (چقدر نوشته است).
✳️پدیده عجیب رضایت در زمان عدم موفقیت (قدرت بازپردازش واقعیت ها)

بگذارید با یک داستان کوتاه شروع کنم:
روباهی باغی را دید با انگورهای درشت و وسوسه کننده. چندین بار پرید که بتواند خودش را به میوه ها برساند، اما موفق نشد. چه کرد؟ همان کاری که ما می کنیم: با خودش گفت: این انگورهامعلوم نیست چقدر خوشمزه باشند اصلا حالا که نگاهشان می کنم به نظر ترش می رسند و با یک رضایت درونی به لانه اش برگشت.

و حالا یک مثال: فرض کنید شما تصمیم داشتید که یک کسب وکار ایجاد کنید که محصولاتش آنچنان با کیفیت باشد که بتوانید آن را به اروپا صادر کنید. اما بعد از سه سال که به خودتان می آیید می بینید که بیشتر به فکر این هستید که محصولات بنجول تان را در بازار آب کنید. هدف تان شده است افزایش درآمد. خیلی هم به این فکر نمی کنید که این محصولات بنجول روی سلامتی مردم تاثیر منفی بگذارد.
شما خودتان را اینگونه توجیه می کنید:
1- در کشوری که همه بنجول می فروشند چرا من نفروشم.
2- اگر بخواهم کیفیت محصولات را بالا ببرم، خریداری نیست و همین 200 نفر کارگر هم از نان خوردن می افتند.
بنابراین بهتر است که به همین کسب وکار (پول در آوردن از محصولات بی کیفیت و مضر) ادامه دهم.

آن مثال و این داستان، یک نقطه مشترک دارند و آن اینکه ما از تضاد خوشمان نمی آید. اگر تضادی بین باروها و خواسته ها و دانسته های ما پیش آمد، سریع آن ها را حل و فصل می کنیم. چرا که از ناهماهنگی فراری هستیم. این پدیده در نظریه ناهماهنگی شناختی مطرح می شود.
جمله معروفی هست که می گوید: سعی کن آنچه که را دوست داری بدست بیاوری چرا که در غیر اینصورت باید آنچه را داری را دوست داشته باشی.

✅تجویز راهبردی:
ما انسان ها چون از ناهماهنگی شناختی رنج می بریم، رفتارهای جالبی داریم. هدفی را تعیین می کنیم. برای رسیدن به هدف اقدام می کنیم در طول زمان هدف مان کمرنگ می شود و سپس به جای آنکه واقعیت را با هدف منطبق کنیم (به هدفمان برسیم)، هدف را با واقعیت منطبق می کنیم (هدف مان را تنزل می دهیم/ از هدف مان کوتاه می آییم). چه باید کرد؟ باید دقت کنیم که این فرآیند ناخودآگاه و آرام رخ می دهد.
بنابراین بهترین کار این است که در تصمیمات و اقدامات و سرمایه گذاری های مهم مان، اهداف مان را دقیقا یادداشت کنیم. آنگاه مغز ما نمی تواند آنچه روی کاغذ نوشته شده است را تغییر دهد (همانگونه که می دانیم مغز ما این قابلیت را دارد که گذشته ذهنی، حافظه، خاطره ها و ... را تغییر دهد و به گونه دیگری ذخیره سازی مجدد کند).
چون اهداف مکتوب و مدون است می توانیم واقع بینانه تر عملکرد خود را ارزیابی کنیم و در صورت لزوم اهداف را روزآمد کنیم یا اقدامات جدید طراحی کنیم.
✳️شخصیت کاریزماتیک چیست؟

افرادی كه انرژى مثبت دارند،
یک مدیر عالی و دوست واقعی
اغلب مهربان و با عاطفه هستند،
به زمين و زمان مهربانی مي كنند،
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند
تا خُلق مردم را تنگ نکنند.

اغلب افرادى خوش خُلقند،
دنبال نقاط مثبت هستند،
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند.

اين افراد در بلند مدت
يك نيرویی بدست می آورند
كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند
و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
✳️چطور استعدادهایم را کشف کنم ؟ آیا میتوان نبوغ و استعداد را در درون خود ایجاد کرد ؟


✅چطور استعدادهایم را کشف کنم ؟
✅چطور متوجه شوم چه استعدادهایی دارم ؟

من فکر نمی کنم استعدادی داشته باشم.

✅چطور متوجه شوم استعداد ویژه ای دارم یا نه ؟

عبارات بالا احتمالا برای شما آشنا بنظر می رسند. بسیاری از افراد به ما پیام می دهند و می گویند که یافتن شغل برای آنها بسیار سخت است زیرا باور دارند هیچ استعدادی ندارند. عده ای دیگر به دنبال این مساله هستند که استعداد هایشان چیست تا بتوانند آنها را در زندگی مورد استفاده قرار دهند.

بخاطر این سوالات متعدد، بر آن شدیم که این مقاله را بنویسیم تا متوجه شوید چطور میتوانید استعداد های خود را بیابید.

اشتیاق و یافتن استعدادهایتان
یک تصور غلط درباره استعداد، این است که مردم فکر می کنند، با نبوغ ذاتی در زمینه ای خاص متولد شده اند. حال آنکه باید بدانند اگر یک فرد، اشتیاق سیری ناپذیری درباره موضوعی خاص داشته باشد، بالاخره میتواند نبوغ و استعداد را در زمینه مذکور کسب کند.

علت اینکه برخی افراد در زمینه های مشخصی، دارای استعداد ذاتی بنظر میرسند، این است که آنها عاشق آن فعالیت هستند. وقتی عاشق کاری باشید، بدون خستگی، مدام تلاش کرده و مهارتهای خود را افزایش خواهید داد، حتی اگر شکست های زیادی را تجربه کنید.

در حقیقت وقتی عاشقانه به دنبال چیزی بروید، رفته رفته ساختار ذهن شما به گونه ای تغییر خواهد کرد که در زمینه مربوطه، قویتر شود. همچنین ارتباطات عصبی مغزتان در آن زمینه افزایش یافته و به همین دلیل کم کم نبوغ درونی را در آن زمینه احساس خواهید کرد.

✅یافتن استعدادهای ذاتی
برای اینکه بتوانید استعداد و توانایی های ویژه خود را بیابید، باید این کار ها را انجام دهید :

☑️از کارهای تکراری دور بمانید :
اگر مدام درحال تکرار یک کار مشخص هستید، احتمالا تا انتهای عمر خود، هیچ استعداد جدیدی را در درون خود کشف نخواهید کرد. با انجام کارهای جدید، به سرعت متوجه خواهید شد که چه بسا استعداد های متعدد دیگری نیز داشته اید اما توجهی به آنها نمی کردید.

☑️فعالیتهای متعددی را بیازمایید : برخی افراد صبح تا شب در خانه می مانند و بعد سوال می کنند : چطور استعدادهای خود را بیابیم ؟! تا زمانی که مدام درحال تجربه فعالیتهای جدید نباشید، استعداد خود را نخواهید یافت.

☑️از محدوده راحتی خود دور بمانید : بسیاری از افراد، هرگز استعداد های خود را کشف نمی کنند. زیرا از آزمودن چیزهای جدید و ریسک کردن، می ترسند. آنها ترجیح می دهند در همان محدوده راحتی خود باقی بمانند اما در این حالت، هرگز به خواسته خود نخواهند رسید!
✳️موج چهارم فناوری و اقتصاد

ایران در سال 92 به ارزش حدود یک میلیارد و 500 ملیون دلار سنگ آهن صادر کرد . در سال 94 صادرات سنگ آهن تقریبا متوقف شده است .
علت توقف صادرات سنگ آهن ایران , فناوری موج چهارم است .

در گذشته صادرات سنگ آهن با کشتی های 60 تا 70 هزار تنی انجام میشد . اکنون استرالیا 4 کشتی 600 هزار تنی خریداری کرده است و هزینه حمل از استرالیا به چین فقط 4 دلار برای هر تن است .
اما هزینه انتقال سنگ آهن از بافق یزد تا بندرعباس با فن آوری موج دوم ایران 17 دلار است . ایران هرگز نمی تواند با فناوری موج دومی با فناوری موج چهارمی استرالیا رقابت کند . مزید بر این مشکل حمل فناوری استخراج در معادن سنگ آهن ایران موج دومی است .در حالی که در استرالیا موج چهارمی است .

قیمت ورق سرد چین در سال 2001 حدود 540 دلار بود . در همان سالها فناوری چین در تولید ورق سرد موج سومی بود . اینک موج چهارمی هست و قیمت آن حدود 450 دلار شده است .3 دلار امروز معادل یک دلار سال 2001 در بازار جهانی قدرت خرید دارد به عبارت دیگر تورم زدایی شده است .
به سخن دیگر قیمت ورق سرد چین در مقایسه با سال 2001 در واقع 150 دلار است .
چینی ها در شرف قبضه بازار جهانی فولاد هستند .

چینی ها برج 110 طبقه را با فناوری موج چهارمی در 10 ماه میسازند . در حالی که در تهران یک ساختمان 5 طبقه با فناوری موج دومی معمولا 18 ماهه ساخته میشود .
فناوری موج دومی در تولید مسکن بیش از حد نقدینگی را درگیر میکند . علت اینکه در ایران از کمبود منابع بانکی گله میکنند استفاده از فناوری های قدیمی است .
با فناوری جدید در هر مورد نیاز به وام بانکی حداقل به یک ششم کاهش می یابد .
در ایران به سبب استفاده از فناوری قدیمی در هر مورد , نیاز به وام بانکی شش برابر عرف جهان است .
استفاده از فناوری قدیمی خواب سرمایه را طولانی کرده و این باعث افزایش میزان بهره در ایران شده است.
( منظور از فناوری فقط ابزار الات و ماشین نیست بلکه روش و روش بهره وری و فوت فن امور هم هست )

اگر از فناوری موج چهارم در حمل و نقل استفاده شود قیمت زمین در ایران به شدت کاهش می یابد .
اگر در ایران به جای طرح مسکن مهر دولت در حومه شهرهای بزرگ شهرهای اقماری احداث می کرد و با هزینه دولت شهرهای اقماری را با متروی موج چهارمی به قلب کلانشهرها وصل میکرد , قیمت زمین به شدت در تهران سقوط میکرد.
با قطار شهری موج چهارمی 500 کیلومتر طی یک ساعت طی میشود .فاصله زمانی شهر اقماری با فاصله 120 کیلومتری تا تهران با قطار نسل چهارمی فقط 15 دقیقه است. اگر از 120 کیلومتری تهران طی 15 دقیقه با مترو در میدان فردوسی پیاده می شدند آیا قیمت زمین در تهران همین حد بود؟
45هزار میلیارد تومان منابعی که صرف احداث مسکن مهر شد و اکنون در خیلی مناطق فقط بتن آباد ایجاد کرده است, اگر صرف احداث زیرساخت در 50 شهر اقماری در حومه کلانشهرهای ایران و وصل آنها با قطار تند رو نسل چهارمی شده بود, به سادگی جمعیت شهرهای اقماری به کلانشهرها وصل شده بود .

در سال 2004 فروش کمپانی جنرال موتور امریکا که با فناوری موج سوم تولید میکرد, از تولید ناخالص ملی 140 کشور جهان بیشتر بود.
در سال 2007 جنرال موتور امریکا به میزان 250 میلیارد دلار ورشکست شد. اکنون جنرال موتور با فناوری موج چهارم اولین تولید کنتده خودرو در جهان است.
بحران در صنعت خودروسازی ایران به سبب استفاده از فناوری موج دومی است.
درآمد ریالی ناشی از فروش نفت در سال گذشته به اظهار وزیر نفت 28 هزار میلیارد تومان و بدهی صنعت خودرو و قطعه سازان به بانکها 24 هزار میلیارد تومان است.
بدهی بانکی صنعت خودرو و قطعه سازی معادل 86 درصد درآمد نفت است. که غیرطبیعی است و نشان می دهد یه جای کار اشکال دارد.
با فناوری موج دومی نمیشود خودرو تولید کرد , فقط بدهی بانکی تولید میشود .

همه صنایع پتروشیمی گازی ایران که طی 10 سال گذشته تاسیس شده است فناوری موج جهارمی دارد و ایران در این زمینه در جهان پیشرو است.

اما در زمینه صنعت گاز چنین نیست.
توتال فرانسه فاز یک و دو پارس جنوبی را با فناوری موج سومی ایجاد کرد . بعدها ایران فازهای بعدی را با کپی برداری با مهندسی معکوس تکمیل کرد . اما توتال در قطر طی سالهای اخیر از فناوری موج چهارم استفاده کرد.
اگر با قایق از کنار تاسیسات قطری ها عبور کنید مشاهده می کنیدکه حجم تاسیسات قطری ها که طی پنج سال اخیر احداث شده 20 درصدِ حجم تاسیسات ایران است. گزارشهای منتشر شده نشان می دهد از نظر هزینه تمام شده نیز 25 درصد ایران هزینه کرده اند .
هزینه تمام شده توسعه پارس جنوبی با فناوری موج سوم 4 برابر موج چهارمی است.
دکترادیب
✳️چرا تیم ها تنبل اند؟( کم کاری اجتماعی )

در سال ۱۹۱۳ یک مهندس فرانسوی عملکرد اسبها را مطالعه کرد. او نتیجه گرفت قدرت دو حیوان که یک کالسکه را می کشند با دو برابر قدرت یک اسب برابر نیست. او شگفت زده از این نتیجه، آن را به انسانها هم تعمیم داد.
علم چنین چیزی را اثر کم کاری اجتماعی می نامد. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که عملکرد فردی بطور مستقیم قابل مشاهده نیست و با تلاش گروهی آمیخته می شود.
کم کاری اجتماعی رفتاری منطقی است ؛ چرا همه انرژی خود را صرف کنی وقتی نیمی از آن کفایت می کند؟ مخصوصا زمانی که این کوتاهی ها به چشم نمی آید.
وقتی مردم کاری را باهم انجام می دهند ، عملکردهای فردی کاهش پیدا می کند. چه چیزی مانع می شود که کاملا استراحت کنیم و اجازه دهیم بقیه کار سخت را انجام بدهند؟ پیامدهای آن. عملکرد در حد صفر مورد توجه قرار خواهد گرفت و مجازات های سنگینی مثل اخراج از گروه یا متهم شدن را در پی دارد.

کم کاری اجتماعی غیر از عملکرد فیزیکی به لحاظ ذهنی هم اتفاق می افتد. در جلسه ها، هر چه تیم تا یک تعداد مشخص بزرگتر شود مشارکت فردی ضعیف تر می گردد.
یک سوال باقی می ماند: چه کسی ایده تحسین شده موفقیت کار تیمی را مطرح کرد؟ شاید ژاپنی ها. آن طرح کار تیمی که در ژاپن خیلی خوب عمل کرده را نمی توان در کشورهای دیگر تکرار کرد. شاید چون کم کاری اجتماعی به ندرت در ژاپن اتفاق می افتد.
در غرب تیم ها فقط و فقط در صورتی بهتر عمل می کنند که کوچکتر و متشکل از افراد مختلف و متخصص باشند و در این حالت عملکردهای فردی هر متخصص قابل ردیابی است.

کم کاری اجتماعی پیامدهای جالبی دارد. در گروهها ، ما نه تنها در مشارکت ، که در جوابگویی هم تمایل به عقب نشینی داریم. هیچ کس نمی خواهد مسئولیت کارها و تصمیمات بد گروه را به عهده بگیرد . عبارت فنی چنین چیزی انتشار مسئولیت است. در نتیجه تمایل به پذیرش ریسک های بزرگتر در تیم ها به دلیل سرزنش فردی کمتر در عدم موفقیت ها، بیشتر است . این اثر انتقال مخاطره آمیز نام دارد.

در نتیجه مردم در گروهها نسبت به کار فردی متفاوت رفتار می کنند. با آشکار شدن عملکردهای فردی تا حد امکان، می توان نقاط ضعف گروهها را خفیف کرد و شایسته سالاری و عملکرد محوری را توسعه داد.
✳️‍ استراتژی در عمل

✅ از همان جایی که هستید شروع کنید :

هرآنچه که می توانی انجام بده ، با هر آنچه در دست داری و درست از همان جایی که هستی

تئودور روزولت

نقطه آغاز برنامه ریزی استراتژیک شما همان شفاف ساختن وضعیت فعلی شما است . به وضعیت کلی خود بنگرید و از خود بپرسید چی خوب کار میکند و چی خوب کار نمی کند . سطح فعلی فروش شما چقدر است ؟ همین مطلب را در مورد محصول ، خط تولید ، خدمات ، بازاریابی و کانال توزیع تعمیم دهید .دقیقا چه چیزی می فروشید ، به کدام مشتری ، به چه قیمت هایی و با چه سطح سودآوری .

فروش فعلی را با فرضیات ، انتطارات و تصورات خود مقایسه کنید آیا در مسیر درست حرکت می کنید ؟

شفافیت کلید موفقیت است : شاید مهم ترین واژه در برنامه استراتژیک شفافیت باشد . باید به هرکدام از پرسش ها جواب کاملا شفاف بدهید ابهام یا دوپهلو گفتن در هر قسمتی می تواند منجر به بروز مشکلات ، دشواری ها و حتی فاجعه باشد .چرا کار تجاری شما در گذشته موفقیت آمیز بوده است ؟ مهم ترین مهارتها و ویژگیهای بارزی که شرکت شما امروزه داراست کدام است ؟ و ...

مشتری پادشاه است :امروزه بهترین مشتریهای شما چه کسانی هستند ؟ بهترین بازارهای شما چیست و در کجا قراردارد ؟ منطقه شماره یک رضایت مشتری چیست ؟

توانایی شخصی خودتان را شناسایی کنید : صادقانه به خود بنگرید . بهترین مهارتها ، خصوصیات و توانایی های خودتان کدام است ؟ ارزشمندترین کمکی که از لحاظ شخصی به اقتصاد کارتان می کنید چیست ؟

فرضیات خود را بررسی کنید : فرضیات غلط ریشه هر شکستی است .هرکاری که در تجارت انجام میدهید براساس برخی از فرضیات انجام میگیرد .برخی ممکن است اشتباه باشند و یا پاسخ ها ممکن است تغییر کرده است و آنچه در گذشته صحیح بوده ممکن است امروز درست نباشد .اگر پی بردید که براساس یک فرضیه غلط کار می کنید چه تغییراتی باید انجان بدهید ؟ بویژه در رابطه با افراد کلیدی ، مشتری های کلیدی ، محصولات کلیدی ، خدمات کلیدی و تصورات کلیدی .برای برنامه ریزی استراتژیک لازم است که با یک ارزیابی صادقانه و واقعی از آنجایی که هستید و آنچه امروز هستید شروع کنید .
✳️‍ استراتژی درعمل
✅ زیر گذشته يک خط بکشید :

درون انسانها نیرویهای نهفته ای وجود دارد که اگر این نیروهای خفته بیدار شوند و به فعل در آیند ، موجب تحول عظیمی در زندگی انسان خواهند شد .(اوریون سوت ماردن )

1- فرض کنید در هر قسمت کار تجاری خود تازه می خواهیم شروع کنیم .آیا چیزی هست که شما آن را انجام می دهید و با اینکه می دانید نباید امروز آن را شروع کنید ؟

2- آیا در زندگی تجاری شما شخصی وجود دارد که با آن که می دانستید او را نباید بکار بگمارید ولی امروز کار را با او شروع کرده اید ؟

3- آیا محصول یا خدماتی وجود دارد که امروز دوباره آن را به بازار عرضه کرده اید با آنکه می دانستید نباید این کار را بکنید ؟

4- آیا سرمایه گذاری وجود دارد که شما امروز به این کار ادامه می دهید با آنکه می دانید نباید این کار را بکنید؟

5- آیا فعالیت یا فرآیند تجاری وجود دارد که شما از آن استفاده می کنید با آنکه میدانید امروز نباید آن را به کار ببرید؟

6- آیا مشتری یا بازاری وجود دارد که امروز دوباره با آن در ارتباط هستید ، با آن که میدانید نباید از آن استفاده کنید مگر آنکه مجبور باشید ؟

7- آیا تصمیم شغلی وجود دارد که اتخاذ کرده اید با آنکه میدانید نباید این کار را بکنید مگر آنکه مجبور به این کار باشید ؟
✳️استراتژی درعمل
✅وضعیت شغلی خود را تجزیه و تحلیل اساسی کنید.

پرسیدن سوال های درست ، پاسخ های درست می طلبد.

"روبرت هالف"

با اصول اقتصاد آغاز کنید.

مشتری به عنوان هسته اصلی تجارت تعیین کنید.

چه چیزی می فروشید .

رقیبانتان را تعریف کنید .

هدفهای خود را شفاف بیان کنید .

کارهایتان را هدفمند کنید .

عملیات تجاری خود را تجزیه و تحلیل کنید.

1- هدفهای شما از کار تجاری که انجام میدهید چیست ؟ چقدر برای انجام کار و رسیدن به اهداف مربوطه تلاش می کنید؟

2- مشتری ایده آل شما کیست ؟ این مشتری را تعریف کنید .

3- چرامشتری شما از شما می خرد ؟ شما چه مزایای ویژه ای دارید که سایر رقبا ندارند؟

4- وضعیت تجاری شما واقعا چگونه است ؟ وضعیت تجاری خود را برحسب آنچه که برای مشتری انجام میدهید و نتایجی که به دست می آورید شرح دهید .

5- ۲۰ درصد فعالیتهای شما باعث ایجاد ۸۰ درصد نتایج میشود .

6- بازار رقابتی چه مزیت هایی دارد ؟ قسمت عالی رقابت چیست ؟ با چه روشهایی می توانید نسبت به ۹۰ درصد رقبا برتر باشید ؟

7- چه اقدامات خاص و قابل سنجشی باید اتخاذ کنید تا پاسخگوی پرسش های فوق باشید ؟