مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
درس آموخته فوتبالی برای سازمان های ایرانی؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
پدیده ماهی مرده در سازمان؟
👆 ✳️ پدیده ماهی مرده

✅ پدیده «ماهی مرده» Dead Fish Issue در مدیریت به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک مشکل شناخته‌شده، مزمن و آزاردهنده در محیط کاری وجود دارد، اما هیچ‌کس حاضر نیست درباره آن صحبت کند یا اقدامی برای حل آن انجام دهد. این مشکل مانند ماهی مرده‌ای است که در اتاق باقی مانده، بوی ناخوشایندش همه را آزار می‌دهد، ولی، هیچ‌کس مسئولیت بیرون بردن آن را نمی‌پذیرد.
■ پدیده «ماهی مرده» به‌صورت‌های مختلفی در سازمان‌ها ظاهر می‌شود؛ مانند کارمندی با عملکرد ضعیف که کسی جرأت بازخورد دادن به او را ندارد، فرآیندهای ناکارآمدی که همه از آن گلایه دارند، اما تغییری نمی‌کنند، یا مدیری با رفتارهای نامناسب که به‌دلیل نفوذش کسی با او برخورد نمی‌کند. حتی پروژه‌های شکست‌خورده نیز بدون تحلیل رها می‌شوند تا از زیر سؤال رفتن افراد جلوگیری شود. این مصادیق همگی نشان‌دهنده سکوتی هستند که به تداوم مشکلات و فرسایش سازمانی می‌انجامد.
■ مفهوم «ماهی مرده» نخستین بار توسط آلاستر درایبرو Alastair Dryburgh، نویسنده حوزه مدیریت، در سال ۲۰۱۶ میلادی مطرح شد. او این استعاره را برای توصیف مشکلات سازمانی به کار برد که منشأ آنها در جای دیگری است، اما، اثراتشان در نقطه‌ای دیگر ظاهر می‌شود. درایبرو با استفاده از مثال رودخانه‌ای پر از ماهی مرده، تأکید می‌کند که منشأ مشکل معمولاً در جایی دورتر از محل بروز آن قرار دارد و برای حل آن باید به سرچشمه‌ها رجوع کرد.
■ پدیده «ماهی مرده» در سازمان‌ها معمولاً از ترکیبی از عوامل ساختاری، فرایندی و فرهنگی ناشی می‌شود. ترس از واکنش منفی مدیران یا همکاران، نبود فرهنگ گفت‌وگوی آزاد و ساختارهای سلسله‌مراتبی خشک، مانع از بیان صریح مشکلات می‌شوند. در غیاب سازوکارهای رسمی مانند صندوق‌های بازخورد ناشناس، پنهان‌کاری تشدید می‌شود و بی‌اعتمادی میان کارکنان و مدیران، انگیزه شفاف‌سازی را کاهش می‌دهد. تجربه‌های منفی گذشته در مواجهه با مشکلات، ترس از طرد اجتماعی و فقدان آموزش‌های ارتباطی نیز افراد را به سکوت وادار می‌کند. در کنار این عوامل، فشار کاری، کمبود زمان و انفعال مدیریتی در مواجهه با مسائل، پیام بی‌اهمیتی مشکلات را منتقل کرده و زمینه‌ساز تداوم آن‌ها می‌شود.
■ پیامدهای پدیده «ماهی مرده» در سازمان‌ها گسترده و زیان‌بار است و در صورت تداوم، بهره‌وری سازمان را به‌شدت تضعیف می‎کند. سکوت در برابر مشکلات مزمن، نه‌تنها مانع از حل آن‌ها می‌شود، بلکه به مرور زمان موجب تشدید بحران، تضعیف کار تیمی، افزایش تعارضات پنهان، گسترش شایعات و کاهش انگیزه و رضایت شغلی کارکنان می‌شود. این وضعیت با شکل‌گیری فرهنگ سازمانی سمی، بی‌اعتمادی و ترس از بازخورد یا شکست، خلاقیت و نوآوری را سرکوب کرده و به افزایش ترک خدمت کارکنان دامن می‌زند. در نتیجه، کیفیت خدمات یا محصولات کاهش می‌یابد، برند سازمان در بازار کار تضعیف می‌شود، فرصت‌های یادگیری و بهبود مستمر از بین می‌رود و سازمان در چرخه‌ای از رکود، فرسایش و بحران‌های ناگهانی گرفتار می‌شود.
■ برای مدیریت پدیده «ماهی مرده»، مجموعه‌ای از راهکارها باید بکار گرفته شود تا در هم‌افزایی با یکدیگر فضای سازمان را از سکوت‌های پرهزینه پاک‌سازی کنند. ایجاد فرهنگ گفت‌وگوی باز و امن از طریق جلسات منظم و بدون قضاوت، همراه با تشویق جسارت در بیان مشکلات و پاداش دادن به صداقت، زمینه‌ساز شفافیت و اعتماد در سازمان است. آموزش مهارت‌های ارتباطی و بازخورد به کارکنان و مدیران، طراحی سازوکارهای رسمی مانند صندوق‌های بازخورد ناشناس و الگوسازی مدیران در بیان چالش‌ها، به تقویت این فرهنگ کمک می‌کند.
■ همچنین، بازنگری در ساختارهای سلسله‌مراتبی، افزایش مشارکت کارکنان، پایش مستمر فضای سازمانی، بهره‌گیری از مشاوران بیرونی برای تسهیل گفت‌وگوهای حساس، و تبدیل شکست‌ها به فرصت‌های یادگیری، از دیگر اقداماتی است که به اصلاح این پدیده کمک می‌کند.
■ در این زمینه، مطالعه کتاب «گفت‌وگوهای سرنوشت‌ساز: ابزارهایی برای صحبت کردن در شرایط حساس» Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High نوشته کرِی پترسون، جوزف گرِنی، ران مک‌میلان و آل سوئیتزِر، را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد می‌کنم. این اثر به‌طور علمی و عملی به مهارت‌های گفت‌وگو در شرایط بحرانی پرداخته و ابزارهایی برای مواجهه مؤثر با پدیده‌هایی مانند ماهی مرده ارائه می‌دهد.
دکتر علی محمد مصدق راد
گاهنامه مدیر
هرم استراتژی
👆✳️ هرم استراتژی چیستی وچرایی؟

✅ هر سازمانی درباره «استراتژی» صحبت می کند، اما همه سازمان ها واقعاً استراتژی ندارند.
■ یکی از دلایل اصلی این موضوع، نداشتن یک چارچوب مشخص برای تبدیل ایده ها به اقدام است. بسیاری از سازمان ها چشم انداز خود را تعریف می کنند، برخی مأموریت و ارزش های خود را می نویسند و تعدادی هم اهداف سالانه تعیین می کنند؛ اما تا زمانی که این اجزا در یک ساختار منسجم به هم متصل نشوند، استراتژی بیشتر شبیه مجموعه ای از جملات الهام بخش خواهد بود تا یک نقشه راه قابل اجرا.
■ هرم استراتژی تلاش می کند این ارتباط را به صورت شفاف نشان دهد. استراتژی مشخص می کند با چه رویکرد، مزیت رقابتی و انتخاب هایی می توان از وضعیت فعلی به جایگاه مطلوب رسید. سپس این رویکرد به اهداف استراتژیک تبدیل می شود، اهداف از طریق طرح ها و برنامهدهای اجرایی دنبال می شوند و در نهایت با شاخص های کلیدی عملکرد میزان موفقیت آنها اندازه گیری می شود.
■ اما یک نکته مهم وجود دارد؛ استراتژی یک سند ثابت نیست. سازمان های موفق به صورت مستمر عملکرد خود را پایش می کنند، نتایج را بازبینی می کنند، از داده ها می آموزند و در صورت نیاز مسیر خود را اصلاح می کنند. به همین دلیل، فرآیند بازبینی و بهبود مستمر، بخش جدایی ناپذیر مدیریت استراتژیک است؛ زیرا محیط کسب وکار همواره در حال تغییر است و استراتژی نیز باید متناسب با این تغییرات تکامل پیدا کند.
https://t.me/ExecutiveManagem
✳️ علی رغم پیشرفت های علم مدیریت منابع انسانی و حضور چشمگیر متخصصان و مشاوران این حوزه در سازمان ها، هنوز هم مشاهده می کنم که برخی از مدیران و سازمان ها درک واضحی از اقداماتی که مدیران منابع انسانی می توانند برایشان انجام دهند ندارند. گرچه برخی از موارد به دلیل عدم تناسب وتخصص مدیر منابع انسانی فعلی این نگرش در مدیران شکل گرفته است و همان اصطلاح همیشگی «از ماست که برماست!» در این تصویر تلاش شده است تا تفاوت میان این دو رویکرد به تصویر کشیده شود، امیدوارم مفید باشد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراحل رشد سازمان؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نحوه مدیریت کارکنان با عملکرد ضعیف؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ از منطقه امن خود عبور کنید
ناشناخته های محیط خود را به چالش
بکشید
تغییر،رشد ،پیشرفت و توسعه از اینجاشروع می شود
👌1
✳️ «همه مدیرها شبیه هم نیستند»
بعضی‌ها سریع تصمیم می‌گیرند، بعضی‌ها الهام می‌دهند، بعضی‌ها آرامش می‌سازند و بعضی‌ها با دقت مسیر را مشخص می‌کنند.
در مدل DISC، معمولاً مدیران در ۴ تیپ شخصیتی اصلی قرار می‌گیرند:
⚡ مدیر فرمانده
تصمیم‌گیر، قاطع و نتیجه‌محور
✨ مدیر الهام‌بخش
انرژی‌بخش، ارتباط‌ساز و انگیزه‌دهنده
🤝 مدیر حامی
آرام، قابل اعتماد و تیم‌ساز
🎯 مدیر معمار
تحلیل‌گر، دقیق و ساختارمند
✅ اما نکته مهم اینجاست:
هیچ تیپی بهتر یا بدتر از دیگری نیست.هر سبک مدیریتی نقاط قوت خودش را دارد و در شرایط مختلف می‌تواند مؤثرتر باشد.
■ ۴ نکته مهم درباره تیپ‌های مدیریتی:
• بیشتر مدیران ترکیبی از ۲ تیپ هستند، نه فقط یکی
• شناخت تیپ شخصیتی، کیفیت ارتباط با تیم را بهتر می‌کند
• سبک مدیریت باید با شرایط تیم و سازمان هماهنگ باشد
• مدیر موفق کسی است که انعطاف‌پذیر باشد، نه صرفاً یک تیپ ثابت
■ شناخت خودمان، اولین قدم برای رهبری بهتر است.
شما بیشتر شبیه کدام مدیر هستید؟
فرمانده، الهام‌بخش، حامی یا معمار؟
https://t.me/ExecutiveManagement
❤2