✳️ چگونه مشکلات پیچیده را به سادگی حل کنیم؟
✅ مدل SCORE، ابزاری قدرتمند است که به شما کمک میکند تا با ساختاری ساده، چالشهای پیچیده را حل کنید. این مدل مخفف نشانهها (Symptoms)، علل (Causes)، گزینهها (Options)، نتایج (Results)، و ارزیابی (Evaluation) است.
■ مدل SCORE چگونه عمل میکند؟
● نشانهها (Symptoms): علائم مشکل را شناسایی کنید(مثلاً کاهش فروش).
● علل (Causes): دلایل ریشهای را تحلیل کنید(مثلاً ضعف در بازاریابی).
● گزینهها (Options): راهحلهای ممکن را فهرست کنید(مانند تبلیغات دیجیتال یا آموزش تیم).
● نتایج (Results): پیامدهای هر راهحل را پیشبینی کنید(مثلاً افزایش ۲۰ درصدی فروش).
● ارزیابی(Evaluation): بهترین گزینه را بر اساس معیارهای مشخص انتخاب کنید.
■ چگونه از آن استفاده کنیم؟
ابتدا، مشکل را دقیق تعریف کنید. سپس، با تیم خود هر مرحله SCORE را طی کنید: نشانهها و علل را تحلیل کنید، گزینهها را با طوفان فکری جمعآوری کنید، نتایج را پیشبینی کنید، و با معیارهایی مانند هزینه و زمان، بهترین راهحل را انتخاب کنید. پیشرفت را پس از اجرا پایش کنید.
✅ مدل SCORE، ابزاری قدرتمند است که به شما کمک میکند تا با ساختاری ساده، چالشهای پیچیده را حل کنید. این مدل مخفف نشانهها (Symptoms)، علل (Causes)، گزینهها (Options)، نتایج (Results)، و ارزیابی (Evaluation) است.
■ مدل SCORE چگونه عمل میکند؟
● نشانهها (Symptoms): علائم مشکل را شناسایی کنید(مثلاً کاهش فروش).
● علل (Causes): دلایل ریشهای را تحلیل کنید(مثلاً ضعف در بازاریابی).
● گزینهها (Options): راهحلهای ممکن را فهرست کنید(مانند تبلیغات دیجیتال یا آموزش تیم).
● نتایج (Results): پیامدهای هر راهحل را پیشبینی کنید(مثلاً افزایش ۲۰ درصدی فروش).
● ارزیابی(Evaluation): بهترین گزینه را بر اساس معیارهای مشخص انتخاب کنید.
■ چگونه از آن استفاده کنیم؟
ابتدا، مشکل را دقیق تعریف کنید. سپس، با تیم خود هر مرحله SCORE را طی کنید: نشانهها و علل را تحلیل کنید، گزینهها را با طوفان فکری جمعآوری کنید، نتایج را پیشبینی کنید، و با معیارهایی مانند هزینه و زمان، بهترین راهحل را انتخاب کنید. پیشرفت را پس از اجرا پایش کنید.
👍1
✳️ مشاغل و آینده کار
چشمانداز مدیران ارشد منابع انسانی ۲۰۲۵: استراتژی استعداد در بحبوحه اختلالات جهانی
✍ ایزابل لیلیرت
۱ سپتامبر ۲۰۲۵
✅ آخرین چشمانداز مدیران ارشد منابع انسانی مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد که اگرچه زمان حال با احتیاط همراه است، آینده نیازمند تحول جسورانه است.
دادههای دقیق، استراتژیهای هماهنگ، رهبری مسئولانه و نوآوری مداوم ضروری خواهد بود.
اکنون فقط زمان سازگاری نیست - بلکه زمان طراحی مجدد است و مدیران ارشد منابع انسانی به عنوان افرادی حیاتی برای شکلدهی، توانمندسازی و رهبری تحولات پیش رو ظهور میکنند.
ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/09/chief-people-officers-outlook-2025-rethinking-talent-strategy/?
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
چشمانداز مدیران ارشد منابع انسانی ۲۰۲۵: استراتژی استعداد در بحبوحه اختلالات جهانی
✍ ایزابل لیلیرت
۱ سپتامبر ۲۰۲۵
✅ آخرین چشمانداز مدیران ارشد منابع انسانی مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد که اگرچه زمان حال با احتیاط همراه است، آینده نیازمند تحول جسورانه است.
دادههای دقیق، استراتژیهای هماهنگ، رهبری مسئولانه و نوآوری مداوم ضروری خواهد بود.
اکنون فقط زمان سازگاری نیست - بلکه زمان طراحی مجدد است و مدیران ارشد منابع انسانی به عنوان افرادی حیاتی برای شکلدهی، توانمندسازی و رهبری تحولات پیش رو ظهور میکنند.
ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/09/chief-people-officers-outlook-2025-rethinking-talent-strategy/?
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
World Economic Forum
Chief People Officers Outlook 2025: Rethinking talent strategy
Chief People Officers Outlook 2025 reveals short-term labour market caution, with AI, talent scarcity and shifting workforce expectations driving change.
👍1
✳️ لیبرتارین نمایی بابک زنجانی
✍ پیروز رودباری/پژوهشگر آزاد
✅ دیروز در خبرها بابک زنجانی را میدیدم، جولان میداد و بانک مرکزی را تهدید میکرد...
بسیاری مخاطبان از او حمایت و ستایش میکردند و فصل مشترک آنها این مفهوم بود که او مردی با استعدادهای اقتصادی بالاست و مثلا از نبوغ او باید برای ترمیم اقتصاد مملکت استفاده کرد و ... نمیخواهم اصطلاح "ملت مخبط" را به کار ببرم زیرا این زیاده رویست اما واقعیت آنست که او بزودی جایگاه جدید خود را در جامعه باز خواهد یافت ، بدون آنکه در حافظه اجتماعی ما به خاستگاه رازآلود این جرثومه فساد پرداخته شود.
بابک زنجانی فردی معلومالحال است و البته موضوع بحث ما نیست ، موضوع ، مبحث مهمتریست که در دنیای اطراف ما در حال وقوع است.
دو سالی میشود که مردی با خودنمایی و آرایش چهره خاص ، که البته با ادبیات رادیکال هم سخن میگوید به صحنه سیاسی دنیا وارد شده است:
خاویر میلی رئیس جمهور جنجالی آرژانتین.داستان پر آب چشمِ کشوری که با اقتصادی بسیار نزدیک به حد ایالات متحده وارد قرن بیستم شد ، خیلی پیشتر از آنکه برزیل ، رقیب و همسایهاش ، وارد چرخه اقتصاد نوین شود.
آرژانتین در سه دهه اول سده بیست دوران درخشانی را تجربه کرد تا اینکه سر و کله تئوری های سوسیالیستی نوظهور اروپایی در آمریکای جنوبی پیدا شد و اتمسفر سیاسی و اجتماعی آنجا را تحت تاثیر قرار داد ، و شد آنچه نباید میشد.
همزمان با جنگ جهانی دوم ، پرزیدنت پرونِ دوست داشتنی با کاریزمای "لعنتی"اش ظهور کرد و سپس پوپولیسم ، فردگرایی ، سوسیالیسم ناقص ، مریدسالاری و رفیق بازی .... و نهایتاً ، ابر تورم..
و بازی تا آمدن دولت سرهنگها در دهه هفتاد ادامه داشت.
جنگ فالکلند (مالویناس) عیار توخالی آنها رانمایاند و سیلی سخت مارگارت تاچر آرژانتین را از خواب غفلت بیدار کرد ، اصلاحات در دوره کارلوس منم شروع شد و توسط وزیر اقتصادش "دومینگو کاوالو" قهرمان اصلاحات اقتصادی آغاز شد اما ریشههای بحران عمیقتر از انچه بود که تصور میشد.
او قیمت ارز را سال ها ثابت نگهداشت ، در نتیجه اقتصاد غیر رقابتی گردیده و منابع کشور بلعیده شد و بسراغ استقراض جهانی رفت و ابرتورم بار دیگر به سراغ آنها آمد.
● اینک خاویر میلی آمده است ، با اره برقی معروفش..!
یک اقتصاد دان لیبرتارین که اولین نمونه عینی این اندیشه را در دنیا پیاده میکند.
اکنون پس از دو سال آرژانتین صد میلیارد دلار مازاد بودجه دارد و بعد از هشتاد سال سرگردانی برای اولین بار تورم صفر را تجربه میکند ، و تعزفهها و مالیاتها بتدریج کم و کمتر میشود. برخی او را شبیه ترامپ میدانند اما او کاملا متفاوت است.میلی یک لیبرتارین است.
ترامپ اما حتی با لیبرالها هم کنار نمی آید تا چه رسد به لیبرتارینها ، چرا که در واقع اقتصاد مورد علاقه ترامپ نوعی سرمایه داری مرکانتلیستی (استعماری-غارتی) است، چیزی که بین قرن پانزده تا هجدهم بنای اقتصاد کشورهای اول دنیا را تشکیل میداد و تصور میشد سالهاست که مرده است (البته به لطف ترامپ دوباره در حال زنده شدن است!)
لیبرتارینیسم را میتوان نسخه افراطیتر و پیگیرتر لیبرالیسم کلاسیک دانست. این مکتب در قرن بیستم میلادی قدرت گرفت.
ضروریست که بدانیم آرمانشهر لیبرتارینیسم در صحنه واقعیت حضوری مفهومی (Conceptual) است و امکان تحقق عینی (بصورت مطلق) نخواهد داشت.
با این حال دولتهایی توانستهاند تا حد زیادی به آن نزدیک شوند ، رواندا (با توسعه عجیب و غریب خود) و موریس در آفریقا ، شیلی در آمریکای جنوبی و استونی در بالتیک نمونههایی عینی از تجربه ایجاد تعادل بین مالکیت خصوصی ، بازار آزاد ، دموکراسی و نظم اجتماعی نشان دادهاند ، که البته برخی از انها فقط لیبرتارین اقتصادی هستند و در حکومت اقتدارگرا.
دنیا بسرعت در حال تغییر است ، و عدم موفقیت در ادراک لزوم آزادسازی اقتصاد از قید مقررات سختگیرانه ، موجود موجب تضعیف ملتهاست ، ژاپن یک درس عبرت مشخص است که بیست سال است منحنی رشدش فقط یک خط صاف افقی روی دستگاه الکتروکاردیو گراف است..!
و اما در باره کشور ما که هنوز در کوره راههای غبار آلود بهدنبال منجی مثل (بابک زنجانی) است ، باید گفت که با این رویه ، داشتن (گنج قارون ، صبر ایوب و عمر نوح) هم یک سانتیمتر به رشد اقتصادمان کمک نخواهد کرد.
🔺ظهور ناگهانی بابک زنجانی در رسانه و نمایش اولترا راستِ لیبرتارین نمای او در اقتصاد منجلابی ایران نعل وارونه زدن است.
كانال قواعدبازی
✍ پیروز رودباری/پژوهشگر آزاد
✅ دیروز در خبرها بابک زنجانی را میدیدم، جولان میداد و بانک مرکزی را تهدید میکرد...
بسیاری مخاطبان از او حمایت و ستایش میکردند و فصل مشترک آنها این مفهوم بود که او مردی با استعدادهای اقتصادی بالاست و مثلا از نبوغ او باید برای ترمیم اقتصاد مملکت استفاده کرد و ... نمیخواهم اصطلاح "ملت مخبط" را به کار ببرم زیرا این زیاده رویست اما واقعیت آنست که او بزودی جایگاه جدید خود را در جامعه باز خواهد یافت ، بدون آنکه در حافظه اجتماعی ما به خاستگاه رازآلود این جرثومه فساد پرداخته شود.
بابک زنجانی فردی معلومالحال است و البته موضوع بحث ما نیست ، موضوع ، مبحث مهمتریست که در دنیای اطراف ما در حال وقوع است.
دو سالی میشود که مردی با خودنمایی و آرایش چهره خاص ، که البته با ادبیات رادیکال هم سخن میگوید به صحنه سیاسی دنیا وارد شده است:
خاویر میلی رئیس جمهور جنجالی آرژانتین.داستان پر آب چشمِ کشوری که با اقتصادی بسیار نزدیک به حد ایالات متحده وارد قرن بیستم شد ، خیلی پیشتر از آنکه برزیل ، رقیب و همسایهاش ، وارد چرخه اقتصاد نوین شود.
آرژانتین در سه دهه اول سده بیست دوران درخشانی را تجربه کرد تا اینکه سر و کله تئوری های سوسیالیستی نوظهور اروپایی در آمریکای جنوبی پیدا شد و اتمسفر سیاسی و اجتماعی آنجا را تحت تاثیر قرار داد ، و شد آنچه نباید میشد.
همزمان با جنگ جهانی دوم ، پرزیدنت پرونِ دوست داشتنی با کاریزمای "لعنتی"اش ظهور کرد و سپس پوپولیسم ، فردگرایی ، سوسیالیسم ناقص ، مریدسالاری و رفیق بازی .... و نهایتاً ، ابر تورم..
و بازی تا آمدن دولت سرهنگها در دهه هفتاد ادامه داشت.
جنگ فالکلند (مالویناس) عیار توخالی آنها رانمایاند و سیلی سخت مارگارت تاچر آرژانتین را از خواب غفلت بیدار کرد ، اصلاحات در دوره کارلوس منم شروع شد و توسط وزیر اقتصادش "دومینگو کاوالو" قهرمان اصلاحات اقتصادی آغاز شد اما ریشههای بحران عمیقتر از انچه بود که تصور میشد.
او قیمت ارز را سال ها ثابت نگهداشت ، در نتیجه اقتصاد غیر رقابتی گردیده و منابع کشور بلعیده شد و بسراغ استقراض جهانی رفت و ابرتورم بار دیگر به سراغ آنها آمد.
● اینک خاویر میلی آمده است ، با اره برقی معروفش..!
یک اقتصاد دان لیبرتارین که اولین نمونه عینی این اندیشه را در دنیا پیاده میکند.
اکنون پس از دو سال آرژانتین صد میلیارد دلار مازاد بودجه دارد و بعد از هشتاد سال سرگردانی برای اولین بار تورم صفر را تجربه میکند ، و تعزفهها و مالیاتها بتدریج کم و کمتر میشود. برخی او را شبیه ترامپ میدانند اما او کاملا متفاوت است.میلی یک لیبرتارین است.
ترامپ اما حتی با لیبرالها هم کنار نمی آید تا چه رسد به لیبرتارینها ، چرا که در واقع اقتصاد مورد علاقه ترامپ نوعی سرمایه داری مرکانتلیستی (استعماری-غارتی) است، چیزی که بین قرن پانزده تا هجدهم بنای اقتصاد کشورهای اول دنیا را تشکیل میداد و تصور میشد سالهاست که مرده است (البته به لطف ترامپ دوباره در حال زنده شدن است!)
لیبرتارینیسم را میتوان نسخه افراطیتر و پیگیرتر لیبرالیسم کلاسیک دانست. این مکتب در قرن بیستم میلادی قدرت گرفت.
ضروریست که بدانیم آرمانشهر لیبرتارینیسم در صحنه واقعیت حضوری مفهومی (Conceptual) است و امکان تحقق عینی (بصورت مطلق) نخواهد داشت.
با این حال دولتهایی توانستهاند تا حد زیادی به آن نزدیک شوند ، رواندا (با توسعه عجیب و غریب خود) و موریس در آفریقا ، شیلی در آمریکای جنوبی و استونی در بالتیک نمونههایی عینی از تجربه ایجاد تعادل بین مالکیت خصوصی ، بازار آزاد ، دموکراسی و نظم اجتماعی نشان دادهاند ، که البته برخی از انها فقط لیبرتارین اقتصادی هستند و در حکومت اقتدارگرا.
دنیا بسرعت در حال تغییر است ، و عدم موفقیت در ادراک لزوم آزادسازی اقتصاد از قید مقررات سختگیرانه ، موجود موجب تضعیف ملتهاست ، ژاپن یک درس عبرت مشخص است که بیست سال است منحنی رشدش فقط یک خط صاف افقی روی دستگاه الکتروکاردیو گراف است..!
و اما در باره کشور ما که هنوز در کوره راههای غبار آلود بهدنبال منجی مثل (بابک زنجانی) است ، باید گفت که با این رویه ، داشتن (گنج قارون ، صبر ایوب و عمر نوح) هم یک سانتیمتر به رشد اقتصادمان کمک نخواهد کرد.
🔺ظهور ناگهانی بابک زنجانی در رسانه و نمایش اولترا راستِ لیبرتارین نمای او در اقتصاد منجلابی ایران نعل وارونه زدن است.
كانال قواعدبازی
❤1👍1
بهره وری کار
قوانین سرمایه گذاری