انتقاد از گذشته با نگاه به آینده.pdf
317.4 KB
انتقادازگذشته بانگاه به آینده
✳️ انتخاباتی که بازنده آن آمریکاست؟!
🔺دنیای اقتصاد: سرمقاله این هفته مجله اکونومیست به آشفتگیهایی میپردازد که ممکن است پس از اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری آمریکا پیش آید. اکونومیست مینویسد بعد از انتخابات، پیچیدگیهای سیاسی با تئوریهای توطئه روبرو خواهد شد. آمریکا تنها دموکراسی است که در آن کسی که بیشترین آرا را به دست میآورد، لزوماً قدرت را به دست نمیآورد.
🔺فاصله دو ماهه تا هنگامه رای و تایید نهایی نتیجه در کنگره بهترین زمان برای اوج گرفتن اختلافات در این کشور است. هیچ بعید نیست ترامپ در صورت باخت، دوباره ادعای نادرست خود مبنی بر دزدیده شدن انتخابات 2020 را مطرح کند.
اکونومیست میگوید تنها سه نتیجه ممکن وجود دارد.
🔺در ابتدا محتملترین گزینه اینست که با توجه به اختلاف رای بسیار نزدیک کامالا هریس و ترامپ کار به رای الکترال بکشد. حتی اگر هریس موفق شود در 5 نوامبر اکثریت ضعیف رای مردم را به دست آورد، ترامپ تقریباً به طور قطع رئیسجمهور خواهد شد.
نتیجه دوم پیروزی ترامپ است.
🔺دموکراتها ممکن است در ایالتهای نزدیک که هریس به واسطه آنها شکست خورده، چالشهای قانونی ایجاد کنند. برخی از این موارد ممکن است به دیوان عالی ختم شود، جایی که سه قاضی منصوب شده توسط ترامپ باید در مورد شایستگی خود قضاوت کنند.
🔺و در نهایت سوم، هریس برنده شود. در سناریوی سوم، پیچیدگی سیستم رایگیری آمریکا به مانع سرسخت ماشین توطئهپردازیهای حامیان ترامپ برخورد میکند. کمیته ملی جمهوریخواه از حال خود را آماده این وضعیت کرده است و بیش از 100 شکایت انتخاباتی را در ایالتهای مختلف تنظیم کرده است. هر چند این حرکت به عنوان یک استراتژی قانونی، احتمالا مانند سال 2020 دوباره شکست خواهد خورد.
🔺یکی از پیامدهای کاملا محتمل پیروزی هریس، بروز خشونت سیاسی است. اگرچه ساختمان کنگره برای ژانویه 2025 به قدری مجهز شده است که دیگر شورشی مانند اتفاق 6 ژانویه طرفداران ترامپ دوباره تکرار نخواهد شد اما پلیس محلی، سرویس مخفی و افبیآی باید برای تظاهرکنندگانی که به ساختمانهای دولتی یورش میبرند، آماده شوند. حدود 20 درصد از بزرگسالان آمریکایی میگویند که آمادگی آن را دارند که از خشونت برای اهداف سیاسی کمک گیرند.
🔺دنیای اقتصاد: سرمقاله این هفته مجله اکونومیست به آشفتگیهایی میپردازد که ممکن است پس از اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری آمریکا پیش آید. اکونومیست مینویسد بعد از انتخابات، پیچیدگیهای سیاسی با تئوریهای توطئه روبرو خواهد شد. آمریکا تنها دموکراسی است که در آن کسی که بیشترین آرا را به دست میآورد، لزوماً قدرت را به دست نمیآورد.
🔺فاصله دو ماهه تا هنگامه رای و تایید نهایی نتیجه در کنگره بهترین زمان برای اوج گرفتن اختلافات در این کشور است. هیچ بعید نیست ترامپ در صورت باخت، دوباره ادعای نادرست خود مبنی بر دزدیده شدن انتخابات 2020 را مطرح کند.
اکونومیست میگوید تنها سه نتیجه ممکن وجود دارد.
🔺در ابتدا محتملترین گزینه اینست که با توجه به اختلاف رای بسیار نزدیک کامالا هریس و ترامپ کار به رای الکترال بکشد. حتی اگر هریس موفق شود در 5 نوامبر اکثریت ضعیف رای مردم را به دست آورد، ترامپ تقریباً به طور قطع رئیسجمهور خواهد شد.
نتیجه دوم پیروزی ترامپ است.
🔺دموکراتها ممکن است در ایالتهای نزدیک که هریس به واسطه آنها شکست خورده، چالشهای قانونی ایجاد کنند. برخی از این موارد ممکن است به دیوان عالی ختم شود، جایی که سه قاضی منصوب شده توسط ترامپ باید در مورد شایستگی خود قضاوت کنند.
🔺و در نهایت سوم، هریس برنده شود. در سناریوی سوم، پیچیدگی سیستم رایگیری آمریکا به مانع سرسخت ماشین توطئهپردازیهای حامیان ترامپ برخورد میکند. کمیته ملی جمهوریخواه از حال خود را آماده این وضعیت کرده است و بیش از 100 شکایت انتخاباتی را در ایالتهای مختلف تنظیم کرده است. هر چند این حرکت به عنوان یک استراتژی قانونی، احتمالا مانند سال 2020 دوباره شکست خواهد خورد.
🔺یکی از پیامدهای کاملا محتمل پیروزی هریس، بروز خشونت سیاسی است. اگرچه ساختمان کنگره برای ژانویه 2025 به قدری مجهز شده است که دیگر شورشی مانند اتفاق 6 ژانویه طرفداران ترامپ دوباره تکرار نخواهد شد اما پلیس محلی، سرویس مخفی و افبیآی باید برای تظاهرکنندگانی که به ساختمانهای دولتی یورش میبرند، آماده شوند. حدود 20 درصد از بزرگسالان آمریکایی میگویند که آمادگی آن را دارند که از خشونت برای اهداف سیاسی کمک گیرند.
✳️ مدیران چگونه انگیزه را در کارمندان خود از بین میبرند؟
✅ تحقیقاتی که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده، نشان می دهد میزان بهرهوری کارمندانی که دارای انگیزه هستند، تا ۳۱ درصد بیشتر است، فروش آنها نیز به میزان ۳۷ درصد بیشتر بوده و خلاقیت آنها سه برابر بیشتر است. همچنین احتمال استعفای آنها از کار نیز تا ۸۷ درصد کمتر از کارمندان دیگر است.
🔺آمار اعجاب انگیز Gallup نشان می دهد که ۷۰ درصد از تاثیر حفظ روحیه یا از بین رفتن آن، به "مدیران" بستگی دارد. به همین دلیل است که: کارمندان، از شغل خود استعفا نمیدهند، بلکه از مدیران خود فاصله میگیرند.
🔺در ادامه با نمونه ای از رفتارهایی آشنا میشوید که مدیران باید آنها را از محیطهای کاری حذف کنند:
۱. تعیین قانونهای غیرمنطقی
🔺قانون یکی از لازمههای هر شرکت به شمار میرود؛ اما این قانون ها نباید کوتهنظرانه باشند و از روی تنبلی برای ایجاد نظم مورد استفاده قرار گیرد. فرقی نمیکند که این قانونها درباره سیاستهای حضور متعصبانه و یا کم کردن وقت آزاد کارمندان باشد، در هر صورت، تعداد زیاد قانون های غیر ضروری می تواند کارمندان را کلافه کند.
۲. نادیده گرفتن دستاوردهای کوچک و بزرگ
🔺تجلیل و پاداش دادن به دستاوردهای شخصی افراد به این معناست که به آنها اهمیت میدهید. مدیران باید با کارمندان خود در ارتباط باشند تا بدانند که چه چیزهایی حال آنها را خوب میکند (برای برخی افزایش حقوق و برخی دیگر، شناخته شدن در عموم) و سپس به خاطر کار خوبشان به آنها پاداش بدهند.
۳. استخدام افراد نامناسب یا ترفیع دادن به اینگونه از کارمندان
🔺زمانی که مدیران افراد مناسب را استخدام نمیکنند، در واقع باعث از بین رفتن انگیزه افرادی میشوند که در حال حاضر در شرکت فعالیت میکنند. تاثیری که ترفیع افراد نامناسب دارد، از این نیز بدتر است.
🔺۴. با همه به طور مساوی رفتار کردن
🔺اگر با همه کارمندان به طور مساوی رفتار کنید، در واقع به بهترین کارمندان خود نشان میدهید که با کارمندان تنبلی که تنها به ساعت نگاه میکنند و برای تمام شدن ساعت کاری لحظه شماری میکنند، هیچ تفاوتی ندارند.
۵. تحمل عملکرد ضعیف
🔺زمانی که اجازه میدهید تا ضعیفترین افراد، بدون هیچ عواقبی به کار خود ادامه دهند، در واقع باعث میشوید که دیگران را نیز با خود به پایینترین سطح بکشانند.
۶. عدم وفاداری به تعهدات
🔺وعده دادن به کارمندان، شما را در جایگاهی میان خوشحال کردن و استعفای آنها قرار میدهد. زمانی که به وعده و تعهدات خود وفادار میمانید، به دیگران ثابت کرده اید که قابل اعتماد و محترم هستید. علاوه بر این، اگر مدیران به وعده های خود پایبند نباشند، کارمندان نیز دلیلی برای این کار نمیبینند.
۷. بیتفاوت بودن
🔺مدیران در شرکتهای هوشمند به خوبی میدانند که باید افرادی که در شرایط سخت هستند را درک کنند. مدیرانی که به اینگونه از مسائل بی توجه هستند، تعداد زیادی از کارمندان خود را از دست می دهند. نمیتوان بیش از هشت ساعت را برای افرادی کار کرد که هیچ اهمیتی قائل نمیشوند و تنها به کار کردن شما فکر می کنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ تحقیقاتی که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده، نشان می دهد میزان بهرهوری کارمندانی که دارای انگیزه هستند، تا ۳۱ درصد بیشتر است، فروش آنها نیز به میزان ۳۷ درصد بیشتر بوده و خلاقیت آنها سه برابر بیشتر است. همچنین احتمال استعفای آنها از کار نیز تا ۸۷ درصد کمتر از کارمندان دیگر است.
🔺آمار اعجاب انگیز Gallup نشان می دهد که ۷۰ درصد از تاثیر حفظ روحیه یا از بین رفتن آن، به "مدیران" بستگی دارد. به همین دلیل است که: کارمندان، از شغل خود استعفا نمیدهند، بلکه از مدیران خود فاصله میگیرند.
🔺در ادامه با نمونه ای از رفتارهایی آشنا میشوید که مدیران باید آنها را از محیطهای کاری حذف کنند:
۱. تعیین قانونهای غیرمنطقی
🔺قانون یکی از لازمههای هر شرکت به شمار میرود؛ اما این قانون ها نباید کوتهنظرانه باشند و از روی تنبلی برای ایجاد نظم مورد استفاده قرار گیرد. فرقی نمیکند که این قانونها درباره سیاستهای حضور متعصبانه و یا کم کردن وقت آزاد کارمندان باشد، در هر صورت، تعداد زیاد قانون های غیر ضروری می تواند کارمندان را کلافه کند.
۲. نادیده گرفتن دستاوردهای کوچک و بزرگ
🔺تجلیل و پاداش دادن به دستاوردهای شخصی افراد به این معناست که به آنها اهمیت میدهید. مدیران باید با کارمندان خود در ارتباط باشند تا بدانند که چه چیزهایی حال آنها را خوب میکند (برای برخی افزایش حقوق و برخی دیگر، شناخته شدن در عموم) و سپس به خاطر کار خوبشان به آنها پاداش بدهند.
۳. استخدام افراد نامناسب یا ترفیع دادن به اینگونه از کارمندان
🔺زمانی که مدیران افراد مناسب را استخدام نمیکنند، در واقع باعث از بین رفتن انگیزه افرادی میشوند که در حال حاضر در شرکت فعالیت میکنند. تاثیری که ترفیع افراد نامناسب دارد، از این نیز بدتر است.
🔺۴. با همه به طور مساوی رفتار کردن
🔺اگر با همه کارمندان به طور مساوی رفتار کنید، در واقع به بهترین کارمندان خود نشان میدهید که با کارمندان تنبلی که تنها به ساعت نگاه میکنند و برای تمام شدن ساعت کاری لحظه شماری میکنند، هیچ تفاوتی ندارند.
۵. تحمل عملکرد ضعیف
🔺زمانی که اجازه میدهید تا ضعیفترین افراد، بدون هیچ عواقبی به کار خود ادامه دهند، در واقع باعث میشوید که دیگران را نیز با خود به پایینترین سطح بکشانند.
۶. عدم وفاداری به تعهدات
🔺وعده دادن به کارمندان، شما را در جایگاهی میان خوشحال کردن و استعفای آنها قرار میدهد. زمانی که به وعده و تعهدات خود وفادار میمانید، به دیگران ثابت کرده اید که قابل اعتماد و محترم هستید. علاوه بر این، اگر مدیران به وعده های خود پایبند نباشند، کارمندان نیز دلیلی برای این کار نمیبینند.
۷. بیتفاوت بودن
🔺مدیران در شرکتهای هوشمند به خوبی میدانند که باید افرادی که در شرایط سخت هستند را درک کنند. مدیرانی که به اینگونه از مسائل بی توجه هستند، تعداد زیادی از کارمندان خود را از دست می دهند. نمیتوان بیش از هشت ساعت را برای افرادی کار کرد که هیچ اهمیتی قائل نمیشوند و تنها به کار کردن شما فکر می کنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
💢اضطراب موقعیت
نمیدانم اولینبار چه کسی در گوش ما خواند که باید همیشه برنده باشیم، در واقع به ما آموختند که با برنده شدن چیزهای زیادی را به دست میآوریم، مثل محبت، تحسین، توجه، احترام و...
همین شد که ما ترسیدیم از باختن و به گمانم بازنده شدن ترسناک نیست، آنجا ترسناک میشود که اراده دوباره بلند شدن را از دست میدهیم و خودمان را سرزنش میکنیم.
دروغ چرا، صادقانه میگویم که من بیشتر باختهام تا برنده شوم و با هربار باختن چیزهایی را از دست دادهام، آدمهایی را..
حالا که سی و یک ساله هستم اما دیگر پذیرفتهام که این باختن حقیقت زندگیست، مثل مرگ که تلخ است اما واقعیت جهان است. دیگر برایم مهم نیست که وقتی برنده میشوم کسی باشد که حلقه گلی به گردنم بیندازد و اگر ببازم طردم کند...
حالا میدانم که تنهای تنها باید با حقیقت برد و باخت کنار بیایم و برآیندش میشود زندگی من!
📚 اضطراب موقعیت
👤 آلن دو باتن
نمیدانم اولینبار چه کسی در گوش ما خواند که باید همیشه برنده باشیم، در واقع به ما آموختند که با برنده شدن چیزهای زیادی را به دست میآوریم، مثل محبت، تحسین، توجه، احترام و...
همین شد که ما ترسیدیم از باختن و به گمانم بازنده شدن ترسناک نیست، آنجا ترسناک میشود که اراده دوباره بلند شدن را از دست میدهیم و خودمان را سرزنش میکنیم.
دروغ چرا، صادقانه میگویم که من بیشتر باختهام تا برنده شوم و با هربار باختن چیزهایی را از دست دادهام، آدمهایی را..
حالا که سی و یک ساله هستم اما دیگر پذیرفتهام که این باختن حقیقت زندگیست، مثل مرگ که تلخ است اما واقعیت جهان است. دیگر برایم مهم نیست که وقتی برنده میشوم کسی باشد که حلقه گلی به گردنم بیندازد و اگر ببازم طردم کند...
حالا میدانم که تنهای تنها باید با حقیقت برد و باخت کنار بیایم و برآیندش میشود زندگی من!
📚 اضطراب موقعیت
👤 آلن دو باتن
👍2
سیـگنال اتـمی اروپـا به ایـران؟!
اتحادیه اروپا همزمان با برگزاری نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با انتشار بیانیهای نسبت به ادامه گسترش برنامه هستهای ایران هشدار داد و گفت که گزارشهای اخیر نگرانیهای شدیدی را در مورد نیات ایران ایجاد کرده است. در این بیانیه با اظهار تاسف از تصمیم ایران برای عدم همکاری با بازرسان آژانس آمده است: «اتحادیه اروپا همچنان از ادامه گسترش هشداردهنده برنامه هستهای ایران عمیقا نگران است. ایران به شدت از تعهدات خود در برجام خارج شده و به دانش برگشتناپذیری دست یافته است.» اتحادیه اروپا با اشاره به نصب هزاران سانتریفیوژ پیشرفته توسط ایران و انباشت شدید اورانیوم غنیشده با غلظت بالا گفته است این مسئله «نگرانیهای شدیدی را در مورد نیات ایران ایجاد میکند، زیرا هیچ توجیه غیرنظامی معتبری ندارند.» این نهاد اروپایی از تهران خواسته است فورا و به صورت کامل با آژانس همکاری کند و بدون تأخیر بیشتر به تعهدات خود در زمینه عدم اشاعه هستهای بازگردد.
همزمان سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا نیز با انتشار بیانیهای مشترک نسبت به ادامه گسترش فعالیتهای برنامه هستهای ایران ابراز نگرانی کردهاند.یک گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، که نسخهای از آن روز ۲۹ اوت پیش از آغاز اجلاس به رویت رسانهها رسیده است، ایران را متهم کرده که غنیسازی اورانیوم را با غلظتی نزدیک به آنچه برای ساخت تسلیحات نظامی لازم است ادامه میدهد در حالی که بهبودی نیز در رابطه تهران با بازرسان آژانس پدید نیامده است. این سه کشور اروپایی در بیانیه خود آوردهاند: «آژانس بینالمللی انرژی اتمی بار دیگر از ادامه گسترش فعالیتهای هستهای ایران، که بیش از پیش ناقض تعهدات برجام است، خبر داده و خاطرنشان میکند که نمیتواند از صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران اطمینان حاصل کند.»
تروئیکای اروپایی در بیانیه خود گفته است که میزان غنیسازی اورانیوم در ایران از تعهدات برجامی بسیار فراتر رفته به نحوی که در صورت تصمیم به گریز هستهای، تهران مواد کافی برای ساخت چهار بمب اتمی را در اختیار خواهد داشت.
در همین حال رافائل گروسی، مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نسبت به ملاقات با مسعود پزشکیان رئیسجمهور جدید ایران ابراز امیدواری کرده و به همکاری بیشتر فی ما بین خوش بین است.
اتحادیه اروپا همزمان با برگزاری نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با انتشار بیانیهای نسبت به ادامه گسترش برنامه هستهای ایران هشدار داد و گفت که گزارشهای اخیر نگرانیهای شدیدی را در مورد نیات ایران ایجاد کرده است. در این بیانیه با اظهار تاسف از تصمیم ایران برای عدم همکاری با بازرسان آژانس آمده است: «اتحادیه اروپا همچنان از ادامه گسترش هشداردهنده برنامه هستهای ایران عمیقا نگران است. ایران به شدت از تعهدات خود در برجام خارج شده و به دانش برگشتناپذیری دست یافته است.» اتحادیه اروپا با اشاره به نصب هزاران سانتریفیوژ پیشرفته توسط ایران و انباشت شدید اورانیوم غنیشده با غلظت بالا گفته است این مسئله «نگرانیهای شدیدی را در مورد نیات ایران ایجاد میکند، زیرا هیچ توجیه غیرنظامی معتبری ندارند.» این نهاد اروپایی از تهران خواسته است فورا و به صورت کامل با آژانس همکاری کند و بدون تأخیر بیشتر به تعهدات خود در زمینه عدم اشاعه هستهای بازگردد.
همزمان سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا نیز با انتشار بیانیهای مشترک نسبت به ادامه گسترش فعالیتهای برنامه هستهای ایران ابراز نگرانی کردهاند.یک گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، که نسخهای از آن روز ۲۹ اوت پیش از آغاز اجلاس به رویت رسانهها رسیده است، ایران را متهم کرده که غنیسازی اورانیوم را با غلظتی نزدیک به آنچه برای ساخت تسلیحات نظامی لازم است ادامه میدهد در حالی که بهبودی نیز در رابطه تهران با بازرسان آژانس پدید نیامده است. این سه کشور اروپایی در بیانیه خود آوردهاند: «آژانس بینالمللی انرژی اتمی بار دیگر از ادامه گسترش فعالیتهای هستهای ایران، که بیش از پیش ناقض تعهدات برجام است، خبر داده و خاطرنشان میکند که نمیتواند از صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران اطمینان حاصل کند.»
تروئیکای اروپایی در بیانیه خود گفته است که میزان غنیسازی اورانیوم در ایران از تعهدات برجامی بسیار فراتر رفته به نحوی که در صورت تصمیم به گریز هستهای، تهران مواد کافی برای ساخت چهار بمب اتمی را در اختیار خواهد داشت.
در همین حال رافائل گروسی، مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نسبت به ملاقات با مسعود پزشکیان رئیسجمهور جدید ایران ابراز امیدواری کرده و به همکاری بیشتر فی ما بین خوش بین است.
👎1
عصر هوش مصنوعی و بانکداری.pdf
196.1 KB
هوش مصنوعی دربانکداری
✳️ بازوی پژوهشی مجلس کارنامه دولتهای دوازدهم و سیزدهم را بررسی کرد
✅ پاشنه آشیل دولت الکترونیک
در دولت دوازدهم هیات وزیران مصوبه «23 پروژه اولویتدار دولت الکترونیک» را به همراه زیرخدمتهای هر حوزه و دستگاههای متولی در هر بخش را جهت اجرا ابلاغ کرد. «استقرار سامانه آدرس منحصربهفرد مکانمحور اشخاص حقیقی و حقوقی»، «استقرار و کاربردی شدن امضای الکترونیک در کلیه تبادلات و اسناد»، «ساماندهی دفاتر پیشخوان»، «توسعه و استقرار نظام جامع سلامت الکترونیک»، «بهرهبرداری از سیستم مالیات الکترونیک»، «استقرار پنجره واحد صدور مجوزهای کشور»، «ایجاد و استقرار سامانه جامع دولت همراه و «استقرار و بهرهبرداری از نظام جامع بانکداری الکترونیک» برخی از این پروژهها هستند.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4082564
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ پاشنه آشیل دولت الکترونیک
در دولت دوازدهم هیات وزیران مصوبه «23 پروژه اولویتدار دولت الکترونیک» را به همراه زیرخدمتهای هر حوزه و دستگاههای متولی در هر بخش را جهت اجرا ابلاغ کرد. «استقرار سامانه آدرس منحصربهفرد مکانمحور اشخاص حقیقی و حقوقی»، «استقرار و کاربردی شدن امضای الکترونیک در کلیه تبادلات و اسناد»، «ساماندهی دفاتر پیشخوان»، «توسعه و استقرار نظام جامع سلامت الکترونیک»، «بهرهبرداری از سیستم مالیات الکترونیک»، «استقرار پنجره واحد صدور مجوزهای کشور»، «ایجاد و استقرار سامانه جامع دولت همراه و «استقرار و بهرهبرداری از نظام جامع بانکداری الکترونیک» برخی از این پروژهها هستند.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4082564
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ چرا نظام تنظیم گری خودرو شکست خورده است؟
🔹مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی ساختار تنظیمگری خودرو را آسیبشناسی کرد.
🔹تنظیمگری به معنای اعمال قوانین و مقررات از سوی دولت و تاکید بر ضمانت اجرای این قوانین است، این کلمه به مفهوم نوعی حکمرانی به منظور نظارت و هدایت بازار توسط سازمانهای دولتی معنا شده است.
👈 ابزارهای تنظیمگری به کار گرفته شده از سوی دولت، تعرفهگذاری واردات خودرو و قطعات منفصله، سازوکار قیمتگذاری و تعیین مدل عرضه، استانداردهای اجباری، مشوقهای مالی و مالیاتی در کنار سایر موارد از این دست است.
🔹در گزارش بازوی پژوهشی مجلس تاکید شده شرایط کنونی صنعت خودرو کشور که از وضعیت نامطلوبی نیز برخوردار است نتیجه ساختار حکمرانی دولت در این صنعت و همچنین سیاستهای اتخاذ شده از سوی نهادهای متولی است.
🔹ماهیت سیاسی و اقتصادی بنگاههای خودروسازی موجب شده معماری نظام تنظیمگری و سیاستهای صنعتی حاکم بر این صنعت، بهعنوان یکی از مهمترین مسائل ریشهدار و تاریخی این صنعت مطرح باشد.
🔹هویت صنعت خودرو ناشی از تغییرات سیاست کلان دولتها دائماً دستخوش تغییر بوده و هرگز نتوانسته به هویت و چشم اندازی واحد برای یک دوره بلندمدت دست یابد.
🔹این جمله به معنای آن نیست که فرایند توسعه صنعت خودرو باید فارغ از سیاستهای کلان دولت و حاکمیت تعیین شود، بلکه به معنای آن است که لازم است، براساس دکترین جمهوری اسلامی و در مواجهه با دنیا و با تعریف هویت ایرانی و شیوه جانمایی اقتصاد ایران در منطقه و دنیا، یک هویت و آینده روشن برای این صنعت ترسیم شود.
🔹پیش شرط وجود نظام تنظیمگری کارآمد در صنعت خودرو، وجود یک چشم انداز مشترک است که مطابق آن الگوی توسعه صنعت خودرو تدوین شده و همه ابزارها در آن جهت بسیج شود.
🔹دخالت نهادهای مختلف نیز در این عرصه باعث توزیع نامتوازن و ناهماهنگ قدرت تصمیمگیری در نظام تنظیم گری صنعت خودرو شده و این توزیع، میان نهادهایی با ساختار منافع بعضاً متعارض با یکدیگر رخ داده است.
🔹ازاین رو، امکان پیشبرد یک برنامه واحد جهت توسعه صنعت خودرو، از نظام اداره کشور سلب شده و نهادهای مختلف هرکدام در یک جهت متفاوت اقدام به سیاستگذاری میکنند.
🔹ساختار سهامداری شرکتهای ایران خودرو و سایپا به شکلی است که به رغم واگذاری عمده سهام دولت، مدیریت بنگاهها به صورت کامل در اختیار دولت قرار دارد، درنتیجه دولت یا هر نهادی که از امکان چانه زنی با دولت و یا بخشهای مرتبط با صنعت خودرو بهرهمند است، موفق به اعمال نظر و دخالت بیواسطه و بدون درنگ در این شرکتها خواهد شد.
🔹استفاده دولتها از ابزارهای تنظیمگری در صنعت خودرو باید واجد سه ویژگی مشروط، هوشمند و زماندار باشد؛ بدین معنا که، حمایت های دولت از صنعت خودرو باید مشروط به عملکرد خودروسازان باشد.
🔹اگر در شرایط انحصار، حمایتها از صنعت خودرو مشروط به عملکرد بنگاههای خودروساز نباشد،
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4103656
این حمایتها حاصلی برای توسعه و جهانی شدن بنگاههای خودروسازی نخواهد داشت.
كانال قواعدبازی
🔹مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی ساختار تنظیمگری خودرو را آسیبشناسی کرد.
🔹تنظیمگری به معنای اعمال قوانین و مقررات از سوی دولت و تاکید بر ضمانت اجرای این قوانین است، این کلمه به مفهوم نوعی حکمرانی به منظور نظارت و هدایت بازار توسط سازمانهای دولتی معنا شده است.
👈 ابزارهای تنظیمگری به کار گرفته شده از سوی دولت، تعرفهگذاری واردات خودرو و قطعات منفصله، سازوکار قیمتگذاری و تعیین مدل عرضه، استانداردهای اجباری، مشوقهای مالی و مالیاتی در کنار سایر موارد از این دست است.
🔹در گزارش بازوی پژوهشی مجلس تاکید شده شرایط کنونی صنعت خودرو کشور که از وضعیت نامطلوبی نیز برخوردار است نتیجه ساختار حکمرانی دولت در این صنعت و همچنین سیاستهای اتخاذ شده از سوی نهادهای متولی است.
🔹ماهیت سیاسی و اقتصادی بنگاههای خودروسازی موجب شده معماری نظام تنظیمگری و سیاستهای صنعتی حاکم بر این صنعت، بهعنوان یکی از مهمترین مسائل ریشهدار و تاریخی این صنعت مطرح باشد.
🔹هویت صنعت خودرو ناشی از تغییرات سیاست کلان دولتها دائماً دستخوش تغییر بوده و هرگز نتوانسته به هویت و چشم اندازی واحد برای یک دوره بلندمدت دست یابد.
🔹این جمله به معنای آن نیست که فرایند توسعه صنعت خودرو باید فارغ از سیاستهای کلان دولت و حاکمیت تعیین شود، بلکه به معنای آن است که لازم است، براساس دکترین جمهوری اسلامی و در مواجهه با دنیا و با تعریف هویت ایرانی و شیوه جانمایی اقتصاد ایران در منطقه و دنیا، یک هویت و آینده روشن برای این صنعت ترسیم شود.
🔹پیش شرط وجود نظام تنظیمگری کارآمد در صنعت خودرو، وجود یک چشم انداز مشترک است که مطابق آن الگوی توسعه صنعت خودرو تدوین شده و همه ابزارها در آن جهت بسیج شود.
🔹دخالت نهادهای مختلف نیز در این عرصه باعث توزیع نامتوازن و ناهماهنگ قدرت تصمیمگیری در نظام تنظیم گری صنعت خودرو شده و این توزیع، میان نهادهایی با ساختار منافع بعضاً متعارض با یکدیگر رخ داده است.
🔹ازاین رو، امکان پیشبرد یک برنامه واحد جهت توسعه صنعت خودرو، از نظام اداره کشور سلب شده و نهادهای مختلف هرکدام در یک جهت متفاوت اقدام به سیاستگذاری میکنند.
🔹ساختار سهامداری شرکتهای ایران خودرو و سایپا به شکلی است که به رغم واگذاری عمده سهام دولت، مدیریت بنگاهها به صورت کامل در اختیار دولت قرار دارد، درنتیجه دولت یا هر نهادی که از امکان چانه زنی با دولت و یا بخشهای مرتبط با صنعت خودرو بهرهمند است، موفق به اعمال نظر و دخالت بیواسطه و بدون درنگ در این شرکتها خواهد شد.
🔹استفاده دولتها از ابزارهای تنظیمگری در صنعت خودرو باید واجد سه ویژگی مشروط، هوشمند و زماندار باشد؛ بدین معنا که، حمایت های دولت از صنعت خودرو باید مشروط به عملکرد خودروسازان باشد.
🔹اگر در شرایط انحصار، حمایتها از صنعت خودرو مشروط به عملکرد بنگاههای خودروساز نباشد،
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4103656
این حمایتها حاصلی برای توسعه و جهانی شدن بنگاههای خودروسازی نخواهد داشت.
كانال قواعدبازی
روزنامه دنیای اقتصاد
چرا نظام تنظیمگری خودرو شکست خورده است؟
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به آسیبشناسی ساختار تنظیمگری صنعت خودرو پرداخته است.در این گزارش تاکید شده که شرایط کنونی صنعت خودروی کشور که از وضعیت نامطلوبی برخوردار است نتیجه ساختار حکمرانی دولت در این صنعت و همچنین سیاستهای اتخاذشده از سوی نهادهای متولی…
🐈⬛️🐈 استخدام ۱۰ گربه در شرکت ژاپنی برای تقویت محیط کار!
یک شرکت فناوری ژاپنی به نام Qnote برای اولینبار در سال ٢٠٠۴ یک گربه را از یک رستوران به سرپرستی گرفت.
در حال حاضر، بیست سال بعد، این شرکت ١٠ گربه دارد که در گوشه و کنار اداره زندگی میکنند. Qnote حتی فضای شرکت را بازسازی کرده تا به بهترین شکل این گربهها در کنار کارمندها زندگی کنند.
رئیس شرکت میگوید گربهها روحیه کارمندان را بهبود میبخشند و باعث میشوند تا در محیط کار خود استراحت و تفریح داشته باشند.
این گربهها دارای نامهای واقعی هستند و سِمتهای مختلفی دارند. برای مثال این گربهها دارای رتبه «کارمند ارشد»، «مدیر» و «بازرس» هستند.
اولین گربهای که به سرپرستی گرفته شد، «فوتابای» ٢٠ ساله، بالاترین رتبه در شرکت را دارد.
یک شرکت فناوری ژاپنی به نام Qnote برای اولینبار در سال ٢٠٠۴ یک گربه را از یک رستوران به سرپرستی گرفت.
در حال حاضر، بیست سال بعد، این شرکت ١٠ گربه دارد که در گوشه و کنار اداره زندگی میکنند. Qnote حتی فضای شرکت را بازسازی کرده تا به بهترین شکل این گربهها در کنار کارمندها زندگی کنند.
رئیس شرکت میگوید گربهها روحیه کارمندان را بهبود میبخشند و باعث میشوند تا در محیط کار خود استراحت و تفریح داشته باشند.
این گربهها دارای نامهای واقعی هستند و سِمتهای مختلفی دارند. برای مثال این گربهها دارای رتبه «کارمند ارشد»، «مدیر» و «بازرس» هستند.
اولین گربهای که به سرپرستی گرفته شد، «فوتابای» ٢٠ ساله، بالاترین رتبه در شرکت را دارد.
🔻افزایش ناگهانی قیمت بنزین ضربه مهلکی به دولت میزند / حداقل تا یک سال آینده افزایش قیمت سوخت اشتباه است
مرتضی عزتی، اقتصادان:
این دولت نباید حداقل قبل از گذشت یک سال که تثبیت شده و موثر واقع شده، دست به آزادسازی قیمتها بزند. در حال حاضر دولت باید تمام توان خود را روی به ثبات رساندن جامعه بگذارد.
قیمتها و تورم را کنترل کند و حتی اگر موفق شود تورم را کاهش دهد که بهتر خواهد بود؛ بنابراین اگر دولت اقدام به افزایش ناگهانی قیمت سوخت کند که قطعا منجر به افزایش تورم میشود، به تمامی اقدامات بعدی خود آسیب زده و همراهی مردم را از دست میدهد.
این رفتار باعث میشود مردم در سایر تصمیم گیریهای دولت همدلی نکنند. تاکید میکنم که هر که بر افزایش ناگهانی قیمت سوخت تاکید دارد در پی آسیبزنی به دولت است./فرارو
مرتضی عزتی، اقتصادان:
این دولت نباید حداقل قبل از گذشت یک سال که تثبیت شده و موثر واقع شده، دست به آزادسازی قیمتها بزند. در حال حاضر دولت باید تمام توان خود را روی به ثبات رساندن جامعه بگذارد.
قیمتها و تورم را کنترل کند و حتی اگر موفق شود تورم را کاهش دهد که بهتر خواهد بود؛ بنابراین اگر دولت اقدام به افزایش ناگهانی قیمت سوخت کند که قطعا منجر به افزایش تورم میشود، به تمامی اقدامات بعدی خود آسیب زده و همراهی مردم را از دست میدهد.
این رفتار باعث میشود مردم در سایر تصمیم گیریهای دولت همدلی نکنند. تاکید میکنم که هر که بر افزایش ناگهانی قیمت سوخت تاکید دارد در پی آسیبزنی به دولت است./فرارو
✳️ انواع نابرابری و آنچه که ایران امروز دچارش است
جواد حیدری
✅ تامس نیگل در فصل دهم کتاب «برابری و جانبداری» با عنوان انگیزش و برابری، به علل نابرابری میپردازد.
"او میگوید که در مجموع علل نابرابری را میتوان با چهار علت توضیح داد: ۱. تبعیض؛ ۲. طبقه؛ ۳. استعداد؛ ۴. کوشش."
حال به ترتیب به این علل میپردازم.
۱. تبعیض: اولاً این عامل خارج از آدمیست یعنی یا از سوی انسانهای دیگر یا از سوی نهادها اعمال و تحمیل میشود، ثانیاً؛ عالماً و عامداً و بصورتدلبخواهانه صورت میگیرد. مثل تبعیض نژادی، دینی، جنسیتی، یا تبارگماری. نهادی که بر اساس نژاد، دین، جنسیت، یا خویشاوندی تبعیضی انجام میدهد بر اساس ملاک و معیاری اخلاقاً دلبخواهانه این کار را صورت میدهد. نیگل میگوید هر نابرابری ناشی از این تبعیض نامشروع و ناپذیرفتنیست.
۲. طبقه: مراد و منظور از طبقه این است که هر کسی دوست دارد که مال و اموالش در خانوادهی خودش و میان فرزندانش دست به دست شود. یعنی عامل اصلی که باعث ایجاد طبقه میشود خانواده است. این عامل هم خارج از آدمی قرار دارد و فراسوی اراده و اختیار آدمیست. یعنی ما خانوادهی خود را انتخاب نمیکنیم. حال اختلافنظر هست که آیا نابرابری ناشی از این عامل مشروع و پذیرفتنی است یا نه. مثلاً مالیات بر ارث برای تعدیل این عامل صورت میگیرد. این هم از علت دوم نابرابری.
۳. استعداد: کسانی هستند که استعداد بازارپسند دارند و برای استعداد و تواناییشان مردم حاضرند پول خرج کنند. مثل کسی که بهترین گوشی تلفن را تولید میکند یا کسی که بهترین بازی بستکبال را به نمایش میگذارد. کسانی هستند که استعداد بازارپسند ندارند و مردم حاضر نیستند برایشان پولی پرداخت کنند. این عامل در درون آدمی قرار دارد و مثل طبقه خارج از اراده و اختیار آدمی قرار دارد. حال نابرابری ناشی از این عامل مشروع و پذیرفتی است یا نه. رالز میگفت اگر استعداد باعث شود که این نوع نابرابری به نفع محرومترین اقشار جامعه باشد، نابرابرای حاصل این عامل مشروع و پذیرفتنی است.
۴. کوشش: یعنی سعی و تلاش آدمی برای کسب منافع و عوایدی بیشتر. این مثل استعداد در درون آدمی قرار دارد و حاصل اراده و اختیار آدمیست و هر نوع نابرابری حاصل کوشش مشروع و پذیرفتنی است.
با این توضیحات مشروعترین حالت نابرابری ترکیبی از عامل سوم (استعداد) و چهارم (کوشش) است و نامشروعترین حالت نابرابری ترکیبی از عامل اول (تبعیض) و دوم (طبقه) است. آنچه در ایران فعلی شاهدش هستیم این است که نابرابری بهصورت فاحشی به چشم میخورد و این نابرابری حاصل ازدواج عامل اول (تبعیض) و عامل دوم (طبقه) است. تبارگماری که مصداق عامل اول است و آقازادگی که مصداق عامل دوم است هر دو باعث ایجاد نامشروعترین و ناپذیرفتنیترین حالت نابرابری شده است.
كانال قواعدبازی
جواد حیدری
✅ تامس نیگل در فصل دهم کتاب «برابری و جانبداری» با عنوان انگیزش و برابری، به علل نابرابری میپردازد.
"او میگوید که در مجموع علل نابرابری را میتوان با چهار علت توضیح داد: ۱. تبعیض؛ ۲. طبقه؛ ۳. استعداد؛ ۴. کوشش."
حال به ترتیب به این علل میپردازم.
۱. تبعیض: اولاً این عامل خارج از آدمیست یعنی یا از سوی انسانهای دیگر یا از سوی نهادها اعمال و تحمیل میشود، ثانیاً؛ عالماً و عامداً و بصورتدلبخواهانه صورت میگیرد. مثل تبعیض نژادی، دینی، جنسیتی، یا تبارگماری. نهادی که بر اساس نژاد، دین، جنسیت، یا خویشاوندی تبعیضی انجام میدهد بر اساس ملاک و معیاری اخلاقاً دلبخواهانه این کار را صورت میدهد. نیگل میگوید هر نابرابری ناشی از این تبعیض نامشروع و ناپذیرفتنیست.
۲. طبقه: مراد و منظور از طبقه این است که هر کسی دوست دارد که مال و اموالش در خانوادهی خودش و میان فرزندانش دست به دست شود. یعنی عامل اصلی که باعث ایجاد طبقه میشود خانواده است. این عامل هم خارج از آدمی قرار دارد و فراسوی اراده و اختیار آدمیست. یعنی ما خانوادهی خود را انتخاب نمیکنیم. حال اختلافنظر هست که آیا نابرابری ناشی از این عامل مشروع و پذیرفتنی است یا نه. مثلاً مالیات بر ارث برای تعدیل این عامل صورت میگیرد. این هم از علت دوم نابرابری.
۳. استعداد: کسانی هستند که استعداد بازارپسند دارند و برای استعداد و تواناییشان مردم حاضرند پول خرج کنند. مثل کسی که بهترین گوشی تلفن را تولید میکند یا کسی که بهترین بازی بستکبال را به نمایش میگذارد. کسانی هستند که استعداد بازارپسند ندارند و مردم حاضر نیستند برایشان پولی پرداخت کنند. این عامل در درون آدمی قرار دارد و مثل طبقه خارج از اراده و اختیار آدمی قرار دارد. حال نابرابری ناشی از این عامل مشروع و پذیرفتی است یا نه. رالز میگفت اگر استعداد باعث شود که این نوع نابرابری به نفع محرومترین اقشار جامعه باشد، نابرابرای حاصل این عامل مشروع و پذیرفتنی است.
۴. کوشش: یعنی سعی و تلاش آدمی برای کسب منافع و عوایدی بیشتر. این مثل استعداد در درون آدمی قرار دارد و حاصل اراده و اختیار آدمیست و هر نوع نابرابری حاصل کوشش مشروع و پذیرفتنی است.
با این توضیحات مشروعترین حالت نابرابری ترکیبی از عامل سوم (استعداد) و چهارم (کوشش) است و نامشروعترین حالت نابرابری ترکیبی از عامل اول (تبعیض) و دوم (طبقه) است. آنچه در ایران فعلی شاهدش هستیم این است که نابرابری بهصورت فاحشی به چشم میخورد و این نابرابری حاصل ازدواج عامل اول (تبعیض) و عامل دوم (طبقه) است. تبارگماری که مصداق عامل اول است و آقازادگی که مصداق عامل دوم است هر دو باعث ایجاد نامشروعترین و ناپذیرفتنیترین حالت نابرابری شده است.
كانال قواعدبازی
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
📌 تورم هسته اقتصاد ایران حدود ۳۰درصد است در کشورهای توسعه یافته، نهادهای آماردهی علاوه بر محاسبه تورم کل شاخصی را با عنوان تورم هسته یا Core Inflation محاسبه میکنند که در حوزه سیاستگذاری به شدت مورد توجه قرار میگیرد. تورم هسته در حقیقت تغییر در قیمت کالاها و خدمات است، اما هزینههای بخش غذا و انرژی را شامل نمیشود. این معیار از تورم این اقلام صرف نظر میکند زیرا نوسان قیمت آنها زیاد است. برآوردها نشان میدهد تورم هسته در حدود ۳۰ درصد است و طی ماههای اخیر در سطح نسبتا ثابتی بوده است در حالی که تورم کل، در طول یک سال اخیر، با روندی کاهشی روبرو بوده است. به گفته کارشناسان برای کاهش نرخ تورم هسته نیازمند اقداماتی فراتر از اقدام بانک مرکزی برای کنترل نرخ رشد نقدینگی هستیم. اقداماتی همچون کنترل کسری بودجه که در بلندمدت میتواند زمینهساز کاهش تورم هسته باشد./دنیای اقتصاد
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چند آمار حیرتانگیز از وضعیت اقتصاد ایران در مقایسه با کشورهای جهان 🔘 بایزید مردوخی، شاخصهای بانک جهانی در رابطه با وضعیت حکمرانی ایران را روایت میکند./بازارما
✳️ چرا ملتها شکست میخورند؟(خلاصه کتاب)
(۱ از ۵)
🖊️دارون عجم اوغلو، جیمز ای. رابینسون
✅ کافیه فقط چند دقیقه حواستون رو به اخبارِ دنیا بدید تا سؤالاتِ اساسیِ مختلفی به ذهنتون بیاد. چرا بعضی از کشورا و ملت ها ثروتمندند و بعضی فقیر؟ چرا بعضی کشورها رفاه دارن و کارشون رو با رَواداری و تساهل پیش میبرن و بعضی دیگه غرق در استبداد، خودکامگی و اَشرافیگری؟
□خیلیها، از گذشته تا امروز، این قبیل تفاوتها رو ناشی از فرهنگ یا موقعیتِ جغرافیاییِ کشورها دونستهن. اما واقعیت اینه که مهمترین عامل، ساختارها و نهادهای یک کشوره. در طولِ تاریخ، تمامِ ملتها و کشورها در مسیرشون با یک دوراهی مواجه بودهن: دوراهیِ انحصارطلبی یا عمومیتخواهی، یا به عبارتی: دوراهیِ استثمارگری یا همهشمولی.
●اینکه یک کشور به سمتِ ثروت حرکت کنه یا به سوی فقر، صرفاً ناشی از جغرافیا، فرهنگ یا سطحِ دانشِ اون کشور نیست. در مرزِ مشترکِ بینِ مکزیک و ایالاتِ متحدهی آمریکا، شهری قرار داره به اسمِ نوگالِس (Nogales) که نصفش مالِ این کشوره و نصفِ دیگهش مالِ اون کشور؛ ساکنینِ نوگالِسِ واقع در ایالتِ آریزونای آمریکا از رفاه و استانداردهای معیشتیِ بسیار بالاتری نسبت به اهالیِ نوگالسِ کشورِ مکزیک برخوردارند.
اونا، هم به خدماتِ درمانیِ بهتری دسترسی دارن، هم از خدماتِ آموزشیِ بهتری برخوردارن، هم نرخِ جرم و جنایت توشون پایینتره و هم اینکه میانگینِ درآمدهاشون نسبت به همسایههای جنوبیشن در مکزیک سه برابر بیشتره.
○چی باعثِ اینجور تفاوتها میشه؟ یکی از رایجترین فرضیههایی که همیشه برای توجیهِ این نابرابریها میآوردهن، تفاوتهای جغرافیایی بوده؛ که در این نمونه، به وضوح از اعتبار ساقطه. معروفترین طرفدارِ این فرضیه، مونتسکیو (Montesquieu)، فیلسوفِ فرانسویِ قرنِ هجدهمِ میلادیه. به اعتقادِ مونتسکیو، کسایی که در آب و هواهای گرمتر و استواییتر ساکنند، تنبلترن و کسایی که در آبوهواهای معتدلتر زندگی میکنن، سختکوشتر و خوشفکرتر.
■در دورانِ مدرن، این تئوری شکلِ جدیدی به خودش گرفته؛ یعنی بر ظهورِ بیماریها در نواحیِ گرمسیری، مثلِ آفریقا، آسیای جنوبی و آمریکای مرکزی تأکید داره و ضمناً میگه که خاکِ فقیر و کمکیفیتِ این مناطق، مانع از رشدِ اقتصادی در این نواحی میشه.
□مثالِ نوگالِس فقط یکی از نمونههاییه که این نظریه رو ابطال میکنه. تفاوتهای فاحشی که بینِ کرهی شمالی و جنوبی یا بینِ کشورهای آلمانِ شرقی و غربیِ سابق وجود داره، و یا جهشهای اقتصادیِ عظیمی که کشورهای گرمسیریِ بوتسوانا (Botswana)، مالزی و سنگاپور به خودشون دیدهن، همگی ناقضِ این مدعاست.
●دو تا تئوریِ کلاسیکِ دیگه هم هست که اونها هم هیچکدوم قابلِ استناد نیستن. اولی، فرضیهی فرهنگیه. در اوایلِ قرنِ بیستم، ماکس وِبِر، جامعهشناسِ آلمانی، ادعا کرد که پیشرفتِ صنعتیِ اروپای غربی در مقایسه با مناطقِ دیگهی جهان، ناشی از وجدانِ کاریِ پروتستانهاست. اما کافیه به شبهِ جزیرهی کره نگاه کنید که تا قبل از تقسیمش به دو بخشِ شمالی و جنوبی، به لحاظِ فرهنگی کشوری یکپارچه بود. فرضیهی فرهنگی به هیچوجه نمیتونه تفاوتها و نابرابریهای بینِ این دو کشور رو توجیه کنه؛ بلکه وجودِ مرز بینِ این دو هست که یک چنین نابرابریهایی رو بینشون رقم زده، نه تفاوتهای فرهنگیِ آنچنانی.
○فرضیهی بعدی، فرضیهی سواده، که اونم همون راهِ فرضیهی فرهنگی رو رفته. طبقِ این فرضیه، فقر ناشی از بیدانشی و بیسوادیه، چون دانشه که سبب میشه کشورها سیاستهایی رو در پیش بگیرن که منجر به رشدِ اقتصادی میشه. این یکی هم مثالِ نقضش روشنه: کمکهای خارجی و مستشاری به کشورهای آفریقایی نتونسته تحولِ پایداری رو در این کشورها ایجاد کنه.
گاهنامه مدیر
(۱ از ۵)
🖊️دارون عجم اوغلو، جیمز ای. رابینسون
✅ کافیه فقط چند دقیقه حواستون رو به اخبارِ دنیا بدید تا سؤالاتِ اساسیِ مختلفی به ذهنتون بیاد. چرا بعضی از کشورا و ملت ها ثروتمندند و بعضی فقیر؟ چرا بعضی کشورها رفاه دارن و کارشون رو با رَواداری و تساهل پیش میبرن و بعضی دیگه غرق در استبداد، خودکامگی و اَشرافیگری؟
□خیلیها، از گذشته تا امروز، این قبیل تفاوتها رو ناشی از فرهنگ یا موقعیتِ جغرافیاییِ کشورها دونستهن. اما واقعیت اینه که مهمترین عامل، ساختارها و نهادهای یک کشوره. در طولِ تاریخ، تمامِ ملتها و کشورها در مسیرشون با یک دوراهی مواجه بودهن: دوراهیِ انحصارطلبی یا عمومیتخواهی، یا به عبارتی: دوراهیِ استثمارگری یا همهشمولی.
●اینکه یک کشور به سمتِ ثروت حرکت کنه یا به سوی فقر، صرفاً ناشی از جغرافیا، فرهنگ یا سطحِ دانشِ اون کشور نیست. در مرزِ مشترکِ بینِ مکزیک و ایالاتِ متحدهی آمریکا، شهری قرار داره به اسمِ نوگالِس (Nogales) که نصفش مالِ این کشوره و نصفِ دیگهش مالِ اون کشور؛ ساکنینِ نوگالِسِ واقع در ایالتِ آریزونای آمریکا از رفاه و استانداردهای معیشتیِ بسیار بالاتری نسبت به اهالیِ نوگالسِ کشورِ مکزیک برخوردارند.
اونا، هم به خدماتِ درمانیِ بهتری دسترسی دارن، هم از خدماتِ آموزشیِ بهتری برخوردارن، هم نرخِ جرم و جنایت توشون پایینتره و هم اینکه میانگینِ درآمدهاشون نسبت به همسایههای جنوبیشن در مکزیک سه برابر بیشتره.
○چی باعثِ اینجور تفاوتها میشه؟ یکی از رایجترین فرضیههایی که همیشه برای توجیهِ این نابرابریها میآوردهن، تفاوتهای جغرافیایی بوده؛ که در این نمونه، به وضوح از اعتبار ساقطه. معروفترین طرفدارِ این فرضیه، مونتسکیو (Montesquieu)، فیلسوفِ فرانسویِ قرنِ هجدهمِ میلادیه. به اعتقادِ مونتسکیو، کسایی که در آب و هواهای گرمتر و استواییتر ساکنند، تنبلترن و کسایی که در آبوهواهای معتدلتر زندگی میکنن، سختکوشتر و خوشفکرتر.
■در دورانِ مدرن، این تئوری شکلِ جدیدی به خودش گرفته؛ یعنی بر ظهورِ بیماریها در نواحیِ گرمسیری، مثلِ آفریقا، آسیای جنوبی و آمریکای مرکزی تأکید داره و ضمناً میگه که خاکِ فقیر و کمکیفیتِ این مناطق، مانع از رشدِ اقتصادی در این نواحی میشه.
□مثالِ نوگالِس فقط یکی از نمونههاییه که این نظریه رو ابطال میکنه. تفاوتهای فاحشی که بینِ کرهی شمالی و جنوبی یا بینِ کشورهای آلمانِ شرقی و غربیِ سابق وجود داره، و یا جهشهای اقتصادیِ عظیمی که کشورهای گرمسیریِ بوتسوانا (Botswana)، مالزی و سنگاپور به خودشون دیدهن، همگی ناقضِ این مدعاست.
●دو تا تئوریِ کلاسیکِ دیگه هم هست که اونها هم هیچکدوم قابلِ استناد نیستن. اولی، فرضیهی فرهنگیه. در اوایلِ قرنِ بیستم، ماکس وِبِر، جامعهشناسِ آلمانی، ادعا کرد که پیشرفتِ صنعتیِ اروپای غربی در مقایسه با مناطقِ دیگهی جهان، ناشی از وجدانِ کاریِ پروتستانهاست. اما کافیه به شبهِ جزیرهی کره نگاه کنید که تا قبل از تقسیمش به دو بخشِ شمالی و جنوبی، به لحاظِ فرهنگی کشوری یکپارچه بود. فرضیهی فرهنگی به هیچوجه نمیتونه تفاوتها و نابرابریهای بینِ این دو کشور رو توجیه کنه؛ بلکه وجودِ مرز بینِ این دو هست که یک چنین نابرابریهایی رو بینشون رقم زده، نه تفاوتهای فرهنگیِ آنچنانی.
○فرضیهی بعدی، فرضیهی سواده، که اونم همون راهِ فرضیهی فرهنگی رو رفته. طبقِ این فرضیه، فقر ناشی از بیدانشی و بیسوادیه، چون دانشه که سبب میشه کشورها سیاستهایی رو در پیش بگیرن که منجر به رشدِ اقتصادی میشه. این یکی هم مثالِ نقضش روشنه: کمکهای خارجی و مستشاری به کشورهای آفریقایی نتونسته تحولِ پایداری رو در این کشورها ایجاد کنه.
گاهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چرا ملتها شکست میخورند؟
(خلاصه کتاب) (۲ از ۵)
🖊️دارون عجم اوغلو، جیمز ای. رابینسون
✅ اما یک تئوریِ قابلِ قبولتر هم وجود داره که نابرابری های بین المللی رو تبیین میکنه. بیاید ببینیم حرفِ حسابِ اینیکی چیه.
□تفاوتهای ساختاری بهترین توضیحیه که میشه برای تفاوتِ وضعِ معیشت در کشورهای مختلف آورد. تئوریهای مشهوری که سعی در توجیهِ تفاوتِ سطحِ رفاه میونِ کشورهای مختلف دارن رو فراموش کنید. قضیه خیلی سادهتر از این حرفاست. اونی که واقعاً اهمیت داره، ساختارهای اقتصادی و سیاسیِ متفاوته.
●میزانِ رفاهِ هر کشوری رو ساختارهای اقتصادیِ اون کشور تعیین میکنه؛ یعنی سیستمها و قوانین و مقرراتی که رفتارهای اقتصادیِ خاصی رو در محدودهی مرزهای اون کشور سبب میشن. این ساختارها عبارتاند از: قوانینِ مالکیت، سطحِ خدماتِ عمومی و دسترسی به منابعِ مالی. این ساختارهای اقتصادی از دو حالت خارج نیستند: یا استثماری و انحصارطلبانه اند یا عام المنفعه و همه شمول. ساختارهای همهشمول در اقتصاد، منجر به موفقیتِ اقتصادی میشن و همگان رو به شرکت در فعالیتهای اقتصادی تشویق میکنن؛ ضمنِ اینکه به آزادیِ اقتصادی هم کمک میکنن.
○برای مثال، در کشورهای کرهی جنوبی و آمریکا، قوانینِ حاکم بر بازار ریشه در قانونِ مالکیتِ خصوصی، بانکداریِ پیشرفته و سیستمِ قدرتمندِ آموزشِ همگانی داره. این قوانین باعث میشه مردم بدونن که میتونن سخت کار کنن و خلاقیت به خرج بدن و خیالشون آسوده باشه که تلاششون بدونِ مزد نمیمونه و ثروتشون حفظ میشه. در مقابل، ساختارهای استثمارگرانه و انحصارطلبانه قرار دارن که درآمد رو از دستِ یه عده خارج میکنن و به جیبِ یه عده دیگه میریزن. به عنوانِ نمونه، در آمریکای لاتین، زمانی که مستعمره بود، سیستمی روی کار بود که از طریقِ زور و غصبِ اموالِ مردمِ بومی، منافعِ استعمارگرا رو تأمین میکرد.
■در کرهی شمالی، خاندانِ کیم رژیمی رو تأسیس کردند که از طریقِ سرکوبِ مردم و ممنوع کردنِ مالکیتِ خصوصی، تمامِ قدرت رو در دستانِ یک اقلیتِ خاص متمرکز کرد. ساختارهای سیاسی هم، درست مثلِ ساختارهای اقتصادی، میتونه استثماری یا عام همهشمول باشه. ویژگیِ اصلیِ ساختارهای سیاسیِ همهشمول پلورالیزم یا همون کثرتگراییه؛ به این معنا که در یک جامعه، گروههای مختلف در سیاست نماینده دارن و در نتیجه، قدرت بینِ گروههای مختلف تقسیم میشه. برای اینکه ساختارهای جامعه به معنای واقعی همهشمول و غیرانحصاری باشن، باید متمرکز بشن. تمرکزِ قدرت پشتوانهی قانونیِ این ساختارها رو فراهم میکنه و دیگه نیازی نیست که این گروههای گوناگون، برای برتری، علیهِ هم جنگِ قدرت راه بندازن.
□اگر ساختارها و نهادهای سیاسی از پلورالیزم و یا تمرکزِ حاکمیتی بیبهره باشن، اینجاست که میشه اسمشون رو استثماری گذاشت.مزیتِ ساختارهای سیاسیِ همهشمول اینه که باعث میشه قدرت بینِ گروههای مختلف تقسیم بشه. این امر سیاستهای اقتصادیِ استثمارگرانه رو از بین میبره و در نتیجه، تمامِ آحادِ جامعه در اقتصاد نفع میبرن.
●اتفاقاتی که در بزنگاههای تاریخی میافتن، میتونن مسیرِ ساختاریِ کشورها رو از هم جدا کنن. یکی از اتفاقاتی که در شکلگیریِ قرونِ وسطی و دورانِ مدرن در اروپا بیشتری تأثیر رو داشت، طاعونِ سیاه بود که در اوایلِ قرنِ چهاردهم، گذرگاههای تجاری رو از خاورِ دور تا قارهی اروپا درنوردید، که در اثرِ این بلای ویرانگر، تقریباً نصفِ جمعیتِ این قاره از بین رفتند. این فاجعهی انسانی پیامدهای ناگواری برای اقتصادِ اروپا به دنبال آورد که تا قرنها گریبانگیرش بود. طاعونِ سیاه نمونهایه از بزنگاههای تاریخی یا برهههای سرنوشتساز که در اون، یک کشور، یک قاره یا حتی کلِ جهان، تعادلِ اجتماعی-سیاسیش رو از دست میده.
○قبل از اینکه طاعونِ سیاه به اروپا برسه، سیستمهای اجتماعی و اقتصادیِ این قاره شدیداً مبتنی بر حاکمیتی استثمارگرانه بود که فئودالیسم نام داشت. پادشاهِ هر کشور زمینهایی در اختیار داشت که بینِ اربابان تقسیمشون کرده بود. این اربابان هم، در عوض، متعهد شده بودن که هر وقت ازشون خواسته میشد، تواناییهای نظامیشون رو به کمک بیارن. رسیدگی به این زمینا رو خردهدهقانها بر عهده داشتند که تحتِ فرمانِ اربابان بودند و میبایست بخشِ عمدهی محصولاتشونرو در قالبِ مالیات، به اربابانشون میپرداختند. خردهدهقانها بدونِ اجازهی اربابانشون حقِ مهاجرت نداشتن. از اون بالاتر اینکه، اربابها حقِ مجازات و محاکمهی دهقانهاشون رو داشتند.
■با این حال، طاعونِ سیاه به کمبودِ شدیدِ کارگر منجر شد، که در اروپای غربی معناش این بود که خردهدهقانها احساس کردن که حالا وقتشه که از بارِ مالیاتیشون کم کنن و حق و حقوقِ بیشتری مطالبه کنن.
(خلاصه کتاب) (۲ از ۵)
🖊️دارون عجم اوغلو، جیمز ای. رابینسون
✅ اما یک تئوریِ قابلِ قبولتر هم وجود داره که نابرابری های بین المللی رو تبیین میکنه. بیاید ببینیم حرفِ حسابِ اینیکی چیه.
□تفاوتهای ساختاری بهترین توضیحیه که میشه برای تفاوتِ وضعِ معیشت در کشورهای مختلف آورد. تئوریهای مشهوری که سعی در توجیهِ تفاوتِ سطحِ رفاه میونِ کشورهای مختلف دارن رو فراموش کنید. قضیه خیلی سادهتر از این حرفاست. اونی که واقعاً اهمیت داره، ساختارهای اقتصادی و سیاسیِ متفاوته.
●میزانِ رفاهِ هر کشوری رو ساختارهای اقتصادیِ اون کشور تعیین میکنه؛ یعنی سیستمها و قوانین و مقرراتی که رفتارهای اقتصادیِ خاصی رو در محدودهی مرزهای اون کشور سبب میشن. این ساختارها عبارتاند از: قوانینِ مالکیت، سطحِ خدماتِ عمومی و دسترسی به منابعِ مالی. این ساختارهای اقتصادی از دو حالت خارج نیستند: یا استثماری و انحصارطلبانه اند یا عام المنفعه و همه شمول. ساختارهای همهشمول در اقتصاد، منجر به موفقیتِ اقتصادی میشن و همگان رو به شرکت در فعالیتهای اقتصادی تشویق میکنن؛ ضمنِ اینکه به آزادیِ اقتصادی هم کمک میکنن.
○برای مثال، در کشورهای کرهی جنوبی و آمریکا، قوانینِ حاکم بر بازار ریشه در قانونِ مالکیتِ خصوصی، بانکداریِ پیشرفته و سیستمِ قدرتمندِ آموزشِ همگانی داره. این قوانین باعث میشه مردم بدونن که میتونن سخت کار کنن و خلاقیت به خرج بدن و خیالشون آسوده باشه که تلاششون بدونِ مزد نمیمونه و ثروتشون حفظ میشه. در مقابل، ساختارهای استثمارگرانه و انحصارطلبانه قرار دارن که درآمد رو از دستِ یه عده خارج میکنن و به جیبِ یه عده دیگه میریزن. به عنوانِ نمونه، در آمریکای لاتین، زمانی که مستعمره بود، سیستمی روی کار بود که از طریقِ زور و غصبِ اموالِ مردمِ بومی، منافعِ استعمارگرا رو تأمین میکرد.
■در کرهی شمالی، خاندانِ کیم رژیمی رو تأسیس کردند که از طریقِ سرکوبِ مردم و ممنوع کردنِ مالکیتِ خصوصی، تمامِ قدرت رو در دستانِ یک اقلیتِ خاص متمرکز کرد. ساختارهای سیاسی هم، درست مثلِ ساختارهای اقتصادی، میتونه استثماری یا عام همهشمول باشه. ویژگیِ اصلیِ ساختارهای سیاسیِ همهشمول پلورالیزم یا همون کثرتگراییه؛ به این معنا که در یک جامعه، گروههای مختلف در سیاست نماینده دارن و در نتیجه، قدرت بینِ گروههای مختلف تقسیم میشه. برای اینکه ساختارهای جامعه به معنای واقعی همهشمول و غیرانحصاری باشن، باید متمرکز بشن. تمرکزِ قدرت پشتوانهی قانونیِ این ساختارها رو فراهم میکنه و دیگه نیازی نیست که این گروههای گوناگون، برای برتری، علیهِ هم جنگِ قدرت راه بندازن.
□اگر ساختارها و نهادهای سیاسی از پلورالیزم و یا تمرکزِ حاکمیتی بیبهره باشن، اینجاست که میشه اسمشون رو استثماری گذاشت.مزیتِ ساختارهای سیاسیِ همهشمول اینه که باعث میشه قدرت بینِ گروههای مختلف تقسیم بشه. این امر سیاستهای اقتصادیِ استثمارگرانه رو از بین میبره و در نتیجه، تمامِ آحادِ جامعه در اقتصاد نفع میبرن.
●اتفاقاتی که در بزنگاههای تاریخی میافتن، میتونن مسیرِ ساختاریِ کشورها رو از هم جدا کنن. یکی از اتفاقاتی که در شکلگیریِ قرونِ وسطی و دورانِ مدرن در اروپا بیشتری تأثیر رو داشت، طاعونِ سیاه بود که در اوایلِ قرنِ چهاردهم، گذرگاههای تجاری رو از خاورِ دور تا قارهی اروپا درنوردید، که در اثرِ این بلای ویرانگر، تقریباً نصفِ جمعیتِ این قاره از بین رفتند. این فاجعهی انسانی پیامدهای ناگواری برای اقتصادِ اروپا به دنبال آورد که تا قرنها گریبانگیرش بود. طاعونِ سیاه نمونهایه از بزنگاههای تاریخی یا برهههای سرنوشتساز که در اون، یک کشور، یک قاره یا حتی کلِ جهان، تعادلِ اجتماعی-سیاسیش رو از دست میده.
○قبل از اینکه طاعونِ سیاه به اروپا برسه، سیستمهای اجتماعی و اقتصادیِ این قاره شدیداً مبتنی بر حاکمیتی استثمارگرانه بود که فئودالیسم نام داشت. پادشاهِ هر کشور زمینهایی در اختیار داشت که بینِ اربابان تقسیمشون کرده بود. این اربابان هم، در عوض، متعهد شده بودن که هر وقت ازشون خواسته میشد، تواناییهای نظامیشون رو به کمک بیارن. رسیدگی به این زمینا رو خردهدهقانها بر عهده داشتند که تحتِ فرمانِ اربابان بودند و میبایست بخشِ عمدهی محصولاتشونرو در قالبِ مالیات، به اربابانشون میپرداختند. خردهدهقانها بدونِ اجازهی اربابانشون حقِ مهاجرت نداشتن. از اون بالاتر اینکه، اربابها حقِ مجازات و محاکمهی دهقانهاشون رو داشتند.
■با این حال، طاعونِ سیاه به کمبودِ شدیدِ کارگر منجر شد، که در اروپای غربی معناش این بود که خردهدهقانها احساس کردن که حالا وقتشه که از بارِ مالیاتیشون کم کنن و حق و حقوقِ بیشتری مطالبه کنن.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
در اروپای شرقی اما اوضاع متفاوت بود و خردهدهقانها از سازمانیافتگیِ کمتری برخوردار بودن و زمیندارا تونستن با استفاده از همین فقدانِ سازمانیافتگی، اونها رو زیرِ یوغِ سلطه ببرن. بر خلافِ اروپای غربی، ساختارهای اروپای شرقی به شدت استثمارگرانه بود و روز بهروز مالیاتهای بیشتر و بیشتری از خردهدهقان ها میگرفتند.
□بنابراین، میتونیم بگیم که طاعونِ سیاه نوعی بزنگاهِ تاریخی رو رقم زده بود؛ چرا که هم به فروپاشیِ نظامِ فئودالی منجر شد و هم اینکه ساختارهای استثماری رو خیلی زود تضعیف کرد؛ البته در اروپای غربی. این در حالی بود که شرایط برای همسایههای شرقیشون عکسِ این رقم خورده بود. به این وضعیت که بزنگاههای تاریخی باعثِ جداشدنِ مسیرِ جوامع میشن، انحرافِ ساختاری هم میگن، به این معنا که کشورهایی که از هر نظر با هم قرابت و مشابهت دارن، راههای جداگانهای رو در پیش میگیرن. /گاهنامه مدیر
□بنابراین، میتونیم بگیم که طاعونِ سیاه نوعی بزنگاهِ تاریخی رو رقم زده بود؛ چرا که هم به فروپاشیِ نظامِ فئودالی منجر شد و هم اینکه ساختارهای استثماری رو خیلی زود تضعیف کرد؛ البته در اروپای غربی. این در حالی بود که شرایط برای همسایههای شرقیشون عکسِ این رقم خورده بود. به این وضعیت که بزنگاههای تاریخی باعثِ جداشدنِ مسیرِ جوامع میشن، انحرافِ ساختاری هم میگن، به این معنا که کشورهایی که از هر نظر با هم قرابت و مشابهت دارن، راههای جداگانهای رو در پیش میگیرن. /گاهنامه مدیر