✳️ توسعه به شیوهی نواک جوکوویچ
🖊دکتر فرزاد دهقانیان
✅ در سال ۲۰۰۴، زمانی که نواک جوکوویچ برای اولین بار به عنوان یک بازیکن تنیس حرفهای شناخته شد، در رتبهی ۶۸۰ جهان قرار داشت و ۴۹ درصد بازیهای خود را پیروز میشد. تا پایان سومین سال حرفهای خود، او به رتبهی سوم جهان صعود کرد. در این سال، درصد پیروزیهای او به ۷۹ درصد و درآمد او از ۲۵۰ هزار دلار به ۵ میلیون دلار در سال افزایش یافت. در سال ۲۰۱۱، او به رتبهی اول تنیس مردان جهان رسید و به طور میانگین سالانه ۱۴ میلیون دلار فقط از جوایز مسابقات کسب کرد و ۹۰ درصد از مسابقات خود را با پیروزی پشت سر گذاشت.
🔹اما بررسی درصد امتیازاتی که جوکوویچ در هر مسابقه برنده شده، نکتهی جالبی را نشان میدهد. زمانی که نواک در رتبهی ۶۸۰ جهان بود، ۴۹ درصد امتیازات هر بازی را به دست میآورد. وقتی به رتبهی سوم جهان رسید، این درصد به ۵۲ درصد افزایش یافت. در حالی که در رتبهی اول جهان، این درصد به ۵۵ درصد رسید.
🔸استفان دانیر در یک سخنرانی TED، این موفقیتها را ناشی از تصمیمات کوچک جوکوویچ در هر لحظه میداند. در واقع، جوکوویچ با دو بهبود ۳ درصدی در تصمیمگیری و کسب امتیاز، خود را به شمارهی یک تنیس دنیا رساند. البته، این بهبودهای کوچک نیازمند تلاش فراوان و مداوم است.
🔺تحلیل و تجویز راهبردی
داستان موفقیت نواک جوکوویچ، نمونهای الهامبخش برای تصمیمگیری در حوزههای شخصی و اجتماعی است. مسیر رسیدن به موفقیت، بیشتر از طریق بهبودهای کوچک و پیوسته به دست میآید تا تغییرات بزرگ و ناگهانی. جوکوویچ با تنها چند درصد بهبود در عملکرد خود توانست به صدر جدول تنیس جهان برسد، که نشاندهندهی اهمیت تصمیمات در هر لحظه از زندگی است.
🔹در زمینهی رشد فردی، بهبودهای کوچک اما مستمر میتوانند تفاوتهای بزرگی ایجاد کنند. به عنوان مثال، روزانه چند دقیقه بیشتر مطالعه کردن، یادگیری یک مهارت جدید یا ایجاد یک عادت سالم، با گذر زمان میتواند به موفقیتهای بزرگ منجر شود.
🔸در سطح جامعه نیز با گامهای کوچک و استراتژیک میتوان تغییرات بزرگی ایجاد کرد. بهبود سطح رفاه یک جامعه، میتواند با سرمایهگذاریهای کوچک در آموزش افراد آغاز شود. تغییر کوچک در سیاستگذاری میتواند سرنوشت یک کشور را تغییر دهد. به عنوان مثال، اصلاح یک قانون، بهروزرسانی یک سیاست مدیریتی یا انجام یک حرکت استراتژیک در روابط بینالملل میتواند نتایج مهمی در سطح ملی و بینالمللی به همراه داشته باشد. این قانون سیستمها است که تغییرات کوچک در نقاط اهرمی میتواند دستاوردهای بسیار بزرگی را در طول زمان درپی داشته باشد.
🔹بنابراین، ميتوانيم تصمیماتي همچون انتصاب یک مدیر شایسته یا عزل یک مدیر نالایق را دستکم نگیریم، ادامهی چنين تصميماتي را مطالبه كنيم و به تأثیرات بزرگ آنها امیدوار باشیم.
گاهنامه مدیر
🖊دکتر فرزاد دهقانیان
✅ در سال ۲۰۰۴، زمانی که نواک جوکوویچ برای اولین بار به عنوان یک بازیکن تنیس حرفهای شناخته شد، در رتبهی ۶۸۰ جهان قرار داشت و ۴۹ درصد بازیهای خود را پیروز میشد. تا پایان سومین سال حرفهای خود، او به رتبهی سوم جهان صعود کرد. در این سال، درصد پیروزیهای او به ۷۹ درصد و درآمد او از ۲۵۰ هزار دلار به ۵ میلیون دلار در سال افزایش یافت. در سال ۲۰۱۱، او به رتبهی اول تنیس مردان جهان رسید و به طور میانگین سالانه ۱۴ میلیون دلار فقط از جوایز مسابقات کسب کرد و ۹۰ درصد از مسابقات خود را با پیروزی پشت سر گذاشت.
🔹اما بررسی درصد امتیازاتی که جوکوویچ در هر مسابقه برنده شده، نکتهی جالبی را نشان میدهد. زمانی که نواک در رتبهی ۶۸۰ جهان بود، ۴۹ درصد امتیازات هر بازی را به دست میآورد. وقتی به رتبهی سوم جهان رسید، این درصد به ۵۲ درصد افزایش یافت. در حالی که در رتبهی اول جهان، این درصد به ۵۵ درصد رسید.
🔸استفان دانیر در یک سخنرانی TED، این موفقیتها را ناشی از تصمیمات کوچک جوکوویچ در هر لحظه میداند. در واقع، جوکوویچ با دو بهبود ۳ درصدی در تصمیمگیری و کسب امتیاز، خود را به شمارهی یک تنیس دنیا رساند. البته، این بهبودهای کوچک نیازمند تلاش فراوان و مداوم است.
🔺تحلیل و تجویز راهبردی
داستان موفقیت نواک جوکوویچ، نمونهای الهامبخش برای تصمیمگیری در حوزههای شخصی و اجتماعی است. مسیر رسیدن به موفقیت، بیشتر از طریق بهبودهای کوچک و پیوسته به دست میآید تا تغییرات بزرگ و ناگهانی. جوکوویچ با تنها چند درصد بهبود در عملکرد خود توانست به صدر جدول تنیس جهان برسد، که نشاندهندهی اهمیت تصمیمات در هر لحظه از زندگی است.
🔹در زمینهی رشد فردی، بهبودهای کوچک اما مستمر میتوانند تفاوتهای بزرگی ایجاد کنند. به عنوان مثال، روزانه چند دقیقه بیشتر مطالعه کردن، یادگیری یک مهارت جدید یا ایجاد یک عادت سالم، با گذر زمان میتواند به موفقیتهای بزرگ منجر شود.
🔸در سطح جامعه نیز با گامهای کوچک و استراتژیک میتوان تغییرات بزرگی ایجاد کرد. بهبود سطح رفاه یک جامعه، میتواند با سرمایهگذاریهای کوچک در آموزش افراد آغاز شود. تغییر کوچک در سیاستگذاری میتواند سرنوشت یک کشور را تغییر دهد. به عنوان مثال، اصلاح یک قانون، بهروزرسانی یک سیاست مدیریتی یا انجام یک حرکت استراتژیک در روابط بینالملل میتواند نتایج مهمی در سطح ملی و بینالمللی به همراه داشته باشد. این قانون سیستمها است که تغییرات کوچک در نقاط اهرمی میتواند دستاوردهای بسیار بزرگی را در طول زمان درپی داشته باشد.
🔹بنابراین، ميتوانيم تصمیماتي همچون انتصاب یک مدیر شایسته یا عزل یک مدیر نالایق را دستکم نگیریم، ادامهی چنين تصميماتي را مطالبه كنيم و به تأثیرات بزرگ آنها امیدوار باشیم.
گاهنامه مدیر
🔴 هکرها ۲۰ بانک ایرانی را هک کردند و برای منتشر نکردن اطلاعات مشتریان بانکها، سه میلیون دلار باج گرفتند!
🔹پولتیکو به نقل از منابع مطلع گزارش داده که حمله سایبری ماه گذشته که تهدیدی برای ثبات سیستم بانکداری ایران بود موجب شد که شرکت تامین کننده خدمات الکترونیکی برای بانکهای ایران (شرکت توسن) به هکرها میلیونها دلار باج پرداخت کند.
🔹براساس این گزارش، این شرکت ایرانی تحت فشار دولت دستکم سه میلیون دلار به عنوان باج پرداخت کرد تا از انتشار دادههای ۲۰ بانک ایران و اطلاعات حساب میلیونها ایرانی جلوگیری کند.
🔹به گزارش پولتیکو، این بدترین حمله سایبری به بانکهای ایران بهشمار میرود و گروهی تحت عنوان «آیآرلیکس» (IRLeaks) که سابقه هک بانکهای ایران را دارد، احتمالا پشت این حمله قرار دارد. این گروه هکری در ماه دسامبر نیز اطلاعات بیش از ۲۰ شرکت بیمه و اسنپ فوود را هک کرده بود.
🔹پولتیکو به نقل از منابع مطلع گزارش داده که حمله سایبری ماه گذشته که تهدیدی برای ثبات سیستم بانکداری ایران بود موجب شد که شرکت تامین کننده خدمات الکترونیکی برای بانکهای ایران (شرکت توسن) به هکرها میلیونها دلار باج پرداخت کند.
🔹براساس این گزارش، این شرکت ایرانی تحت فشار دولت دستکم سه میلیون دلار به عنوان باج پرداخت کرد تا از انتشار دادههای ۲۰ بانک ایران و اطلاعات حساب میلیونها ایرانی جلوگیری کند.
🔹به گزارش پولتیکو، این بدترین حمله سایبری به بانکهای ایران بهشمار میرود و گروهی تحت عنوان «آیآرلیکس» (IRLeaks) که سابقه هک بانکهای ایران را دارد، احتمالا پشت این حمله قرار دارد. این گروه هکری در ماه دسامبر نیز اطلاعات بیش از ۲۰ شرکت بیمه و اسنپ فوود را هک کرده بود.
✳️ اولویت هاي نسل z
✅ گالوپ نتایج یک پیمایش را درباره نسل z منتشر کرد که آخرین اولویت آنان در زندگی، شروع کردن یک کسب و کاراست و هفت اولویت اول آنان حولِ زندگی شاد و راحت میگذرد.
مطالعه کامل گزارش در Gallup؛
https://www.gallup.com/analytics/506663/state-of-students-research.aspx
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گالوپ نتایج یک پیمایش را درباره نسل z منتشر کرد که آخرین اولویت آنان در زندگی، شروع کردن یک کسب و کاراست و هفت اولویت اول آنان حولِ زندگی شاد و راحت میگذرد.
مطالعه کامل گزارش در Gallup؛
https://www.gallup.com/analytics/506663/state-of-students-research.aspx
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ کژپیوندی ذهنی چیست؟
چگونه شکل میگیرد؟ چه پیامدهایی دارد؟ و چگونه از آن اجتناب کنیم؟
(Mental Misattribution)
🖊محمدرضا سلیمی
✅ سوال: زمانی که احساس بدی دارید یا برای شما اتفاق بدی میافتد، چه کسی را مقصر و مسئول آن میدانید؟
🔸ما انسانها معمولاً قادر نیستیم منشا احساسات، رفتار و افکارمان را درست و دقیق مشخص کنیم. در واقع، بیشتر اوقات احساسات، رفتار و افکارمان را به منابع و عوامل نادرست و نامناسب پیوند میدهیم. به این پدیده «کژپیوندی ذهنی» میگویند.
🔹کژپیوندی ذهنی چیست؟ کژپیوندی ذهنی نوعی خطای شناختی است که در آن ما تمایل داریم احساسات، افکار و رفتارمان را به منابع و عوامل نامناسب و نادرست نسبت دهیم. برای مثال، اگر فردی منشا احساسات ناخوشایند و رفتار نادرست خود را به همسرش نسبت بدهد و او را مقصر بداند، در دام «خطای کژپیوندی ذهنی» افتاده است.
🔸برای فهم درست و دقیق کژپیوندی ذهنی، لازم است با اصطلاح «روانشناسی اِسناد» آشنا شویم. روانشناسی اِسناد به این سوال مهم و اساسی پاسخ میدهد: افراد چگونه علت و منشا رویدادها و رفتارها را تبیین و تفسیر میکنند؟
🔹طبق نظریهی روانشناسی اِسناد ما تمایل داریم موفقیتهایمان را به عوامل درونی مانند هوش، تلاش و شخصیتمان ربط بدهیم و موفقیتهای دیگران را به عوامل بیرونی مانند شانس، موقعیت، محیط و روابط نسبت بدهیم. برای مثال، اگر ما در امتحانات نمرات عالی کسب کنیم، آن را به تلاش و استعداد خودمان نسبت میدهیم. اما اگر دیگران نمرات عالی بگیرند، آن را به عوامل بیرونی مانند شانس یا آسان بودن امتحان ربط میدهیم. طبق این نظریه ما همچنین تمایل داریم شکستهایمان را به عوامل بیرونی و شکستهای دیگران را به عوامل درونی نسبت بدهیم.
🔸کژپیوندی ذهنی چگونه شکل میگیرد؟ یکی از عوامل شکلگیری کژپیوندی ذهنی تحریفهای شناختی است. تحریفهای شناختی شکل افراطگونهی خطاهای شناختیاند که معمولاً به افسردگی، استرس و اضطراب منجر میشوند. در واقع، تفاوت تحریف شناختی و خطای شناختی این است که تحریفهای شناختی افراطگونه، اغراقآمیز، شخصی، منحصربهفرد و بسیار مخرباند. برای مثال، فیلتر کردن نوعی تحریف شناختی است که در آن فرد تمام نقاط مثبت دیگران را کلاً نادیده میگیرد، و تمام تمرکزش روی نقاط منفی آنهاست. تفکر سیاهوسفید، تعمیم افراطی، فاجعهسازی و شخصیسازی از دیگر انواع تحریفهای شناختی هستند.
🔹کژپیوندی ذهنی چه پیامدهایی دارد؟ کژپیوندی پیامدهای متعددی به دنبال دارد، از جمله:
۱. روابط ناسالم
۲. سوءتفاهم
۳. مشاجره و دعوا
۴. سوءادراک
۵. به خطر افتادن سلامت روان
۶. تکرار شکست در زندگی
🔸از آنجا که کژپیوندی ذهنی سبب میشود عوامل بیرونی را منشا شکستهایمان بدانیم و بههیچوجه خودمان را مقصر نمیدانیم، شکستها تکرار میشوند. حتی اگر سرمان هم به سنگ بخورد، باز هم اشتباهاتمان را تکرار میکنیم. این ویژگی ماهیت موذیانهی کژپیوندی ذهنی را بهخوبی نشان میدهد.
🔹چگونه از کزپیوندی ذهنی اجتناب کنیم؟ ما نمیتوانیم به طور کامل از شر خطای کژپیوندی ذهنی خلاص شویم، چون ما مدام احساسات، افکار و رفتار ناخوشایندمان را به عوامل خارجی نسبت میدهیم. با اینحال، میتوانیم با گامهای فکری پیامدهای آن را کاهش دهیم. گامهای فکری که میتوانند آسیبهای این خطای شناختی را کاهش دهند عبارتاند از:
۱. آگاهی از خطای کژپیوندی ذهنی
۲. تمرین ذهنآگاهی و خودآگاهی
۳. تمرین خویشتننگری یا درونکاوی
۴. به چالش کشیدن باورها و پیشفرضها
🔸کژپیوندی ذهنی یک خطای شناختی رایج است که زندگی ما را بهشدت تحت تاثیر قرار میدهد. این خطای شناختی روابط و سلامت روان ما را به خطر میاندازد. بنابراین، لازم است با تقویت خودآگاهی، جمعآگاهی، سازمانآگاهی، ذهنآگاهی، خویشتننگری و به چالش کشیدن پیشفرضها و باورها آسیبهای این خطای شناختی را کاهش دهیم.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
چگونه شکل میگیرد؟ چه پیامدهایی دارد؟ و چگونه از آن اجتناب کنیم؟
(Mental Misattribution)
🖊محمدرضا سلیمی
✅ سوال: زمانی که احساس بدی دارید یا برای شما اتفاق بدی میافتد، چه کسی را مقصر و مسئول آن میدانید؟
🔸ما انسانها معمولاً قادر نیستیم منشا احساسات، رفتار و افکارمان را درست و دقیق مشخص کنیم. در واقع، بیشتر اوقات احساسات، رفتار و افکارمان را به منابع و عوامل نادرست و نامناسب پیوند میدهیم. به این پدیده «کژپیوندی ذهنی» میگویند.
🔹کژپیوندی ذهنی چیست؟ کژپیوندی ذهنی نوعی خطای شناختی است که در آن ما تمایل داریم احساسات، افکار و رفتارمان را به منابع و عوامل نامناسب و نادرست نسبت دهیم. برای مثال، اگر فردی منشا احساسات ناخوشایند و رفتار نادرست خود را به همسرش نسبت بدهد و او را مقصر بداند، در دام «خطای کژپیوندی ذهنی» افتاده است.
🔸برای فهم درست و دقیق کژپیوندی ذهنی، لازم است با اصطلاح «روانشناسی اِسناد» آشنا شویم. روانشناسی اِسناد به این سوال مهم و اساسی پاسخ میدهد: افراد چگونه علت و منشا رویدادها و رفتارها را تبیین و تفسیر میکنند؟
🔹طبق نظریهی روانشناسی اِسناد ما تمایل داریم موفقیتهایمان را به عوامل درونی مانند هوش، تلاش و شخصیتمان ربط بدهیم و موفقیتهای دیگران را به عوامل بیرونی مانند شانس، موقعیت، محیط و روابط نسبت بدهیم. برای مثال، اگر ما در امتحانات نمرات عالی کسب کنیم، آن را به تلاش و استعداد خودمان نسبت میدهیم. اما اگر دیگران نمرات عالی بگیرند، آن را به عوامل بیرونی مانند شانس یا آسان بودن امتحان ربط میدهیم. طبق این نظریه ما همچنین تمایل داریم شکستهایمان را به عوامل بیرونی و شکستهای دیگران را به عوامل درونی نسبت بدهیم.
🔸کژپیوندی ذهنی چگونه شکل میگیرد؟ یکی از عوامل شکلگیری کژپیوندی ذهنی تحریفهای شناختی است. تحریفهای شناختی شکل افراطگونهی خطاهای شناختیاند که معمولاً به افسردگی، استرس و اضطراب منجر میشوند. در واقع، تفاوت تحریف شناختی و خطای شناختی این است که تحریفهای شناختی افراطگونه، اغراقآمیز، شخصی، منحصربهفرد و بسیار مخرباند. برای مثال، فیلتر کردن نوعی تحریف شناختی است که در آن فرد تمام نقاط مثبت دیگران را کلاً نادیده میگیرد، و تمام تمرکزش روی نقاط منفی آنهاست. تفکر سیاهوسفید، تعمیم افراطی، فاجعهسازی و شخصیسازی از دیگر انواع تحریفهای شناختی هستند.
🔹کژپیوندی ذهنی چه پیامدهایی دارد؟ کژپیوندی پیامدهای متعددی به دنبال دارد، از جمله:
۱. روابط ناسالم
۲. سوءتفاهم
۳. مشاجره و دعوا
۴. سوءادراک
۵. به خطر افتادن سلامت روان
۶. تکرار شکست در زندگی
🔸از آنجا که کژپیوندی ذهنی سبب میشود عوامل بیرونی را منشا شکستهایمان بدانیم و بههیچوجه خودمان را مقصر نمیدانیم، شکستها تکرار میشوند. حتی اگر سرمان هم به سنگ بخورد، باز هم اشتباهاتمان را تکرار میکنیم. این ویژگی ماهیت موذیانهی کژپیوندی ذهنی را بهخوبی نشان میدهد.
🔹چگونه از کزپیوندی ذهنی اجتناب کنیم؟ ما نمیتوانیم به طور کامل از شر خطای کژپیوندی ذهنی خلاص شویم، چون ما مدام احساسات، افکار و رفتار ناخوشایندمان را به عوامل خارجی نسبت میدهیم. با اینحال، میتوانیم با گامهای فکری پیامدهای آن را کاهش دهیم. گامهای فکری که میتوانند آسیبهای این خطای شناختی را کاهش دهند عبارتاند از:
۱. آگاهی از خطای کژپیوندی ذهنی
۲. تمرین ذهنآگاهی و خودآگاهی
۳. تمرین خویشتننگری یا درونکاوی
۴. به چالش کشیدن باورها و پیشفرضها
🔸کژپیوندی ذهنی یک خطای شناختی رایج است که زندگی ما را بهشدت تحت تاثیر قرار میدهد. این خطای شناختی روابط و سلامت روان ما را به خطر میاندازد. بنابراین، لازم است با تقویت خودآگاهی، جمعآگاهی، سازمانآگاهی، ذهنآگاهی، خویشتننگری و به چالش کشیدن پیشفرضها و باورها آسیبهای این خطای شناختی را کاهش دهیم.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ رفاه اقتصادی چیست؟ آیا می توانید در مورد چگونگی تاثیر آن بر اقتصاد توضیح دهید؟
✅ در تعریف رفاه اقتصادی به سطح رفاه و کیفیت استانداردهای زندگی جوامع در یک اقتصاد اشاره دارد.
رفاه اقتصادی می تواند از طریق عوامل مختلفی از قبیل تولید ناخالص داخلی و سایر شاخص های که منعکس کننده رفاه جمعیت (مانند سواد، تعداد پزشکان، سطح آلودگی E.T.C) است،اندازه گیری شود.
رفاه اقتصادی یک مفهوم کلی است که به آسان قابل تعريف نيست. اساسا، به این معنی است که سرانه درآمدي مردم از اقتصاد كشور به چه شكل/چگونه کار می کنند. رفاه اقتصادی معمولا از لحاظ درآمد واقعی / تولید ناخالص داخلی واقعی اندازه گیری می شود. افزایش تولید واقعی و درآمد واقعی نشان می دهد که مردم در رفاه هستند و بنابراین افزایش رفاه اقتصادی وجود دارد.
با این حال، فقط سطوح درآمد در رفاه اقتصادي مورد تاكيد نيست و ساير عوامل چون كيفيت زندگي هم به عنوان استانداردهای زندگی مردم نیز "مانند سطوح مراقبت های بهداشتی و عوامل محیطی مانند تراکم و آلودگی" تأثیر گذارست كه در رفاه اقتصادي جوامع مورد اندازه گيري قرار می گیرند.
کیفیت زندگی در تعیین رفاه اقتصادی مهم است.
عوامل موثر بر رفاه اقتصادی
1 . Real income – influencing potential consumption
2 . Employment prospects – unemployment significant cost
3 . Job satisfaction – satisfaction at work as important as income and wage
4 . Housing – High income but unaffordable housing diminishes economic welfare. Good, cheap housing essential to economic welfare
5 . Education – opportunities to study through lifetime, influence welfare
6 . Life expectancy and quality of life – access to healthcare, also are lifestyles healthy, e.g. levels of obesity/smoking rates
7 . Happiness levels – normative judgements on whether people are happy.
8 . Environment – economic growth can cause increased pollution, which damages health and living standards.
9 . Leisure time – high wages due to working very long hours diminishes economic welfare. Leisure has economic value.
لينك كامل مقاله
https://www.economicshelp.org/blog/1041/economics/economic-welfare/
✅ در تعریف رفاه اقتصادی به سطح رفاه و کیفیت استانداردهای زندگی جوامع در یک اقتصاد اشاره دارد.
رفاه اقتصادی می تواند از طریق عوامل مختلفی از قبیل تولید ناخالص داخلی و سایر شاخص های که منعکس کننده رفاه جمعیت (مانند سواد، تعداد پزشکان، سطح آلودگی E.T.C) است،اندازه گیری شود.
رفاه اقتصادی یک مفهوم کلی است که به آسان قابل تعريف نيست. اساسا، به این معنی است که سرانه درآمدي مردم از اقتصاد كشور به چه شكل/چگونه کار می کنند. رفاه اقتصادی معمولا از لحاظ درآمد واقعی / تولید ناخالص داخلی واقعی اندازه گیری می شود. افزایش تولید واقعی و درآمد واقعی نشان می دهد که مردم در رفاه هستند و بنابراین افزایش رفاه اقتصادی وجود دارد.
با این حال، فقط سطوح درآمد در رفاه اقتصادي مورد تاكيد نيست و ساير عوامل چون كيفيت زندگي هم به عنوان استانداردهای زندگی مردم نیز "مانند سطوح مراقبت های بهداشتی و عوامل محیطی مانند تراکم و آلودگی" تأثیر گذارست كه در رفاه اقتصادي جوامع مورد اندازه گيري قرار می گیرند.
کیفیت زندگی در تعیین رفاه اقتصادی مهم است.
عوامل موثر بر رفاه اقتصادی
1 . Real income – influencing potential consumption
2 . Employment prospects – unemployment significant cost
3 . Job satisfaction – satisfaction at work as important as income and wage
4 . Housing – High income but unaffordable housing diminishes economic welfare. Good, cheap housing essential to economic welfare
5 . Education – opportunities to study through lifetime, influence welfare
6 . Life expectancy and quality of life – access to healthcare, also are lifestyles healthy, e.g. levels of obesity/smoking rates
7 . Happiness levels – normative judgements on whether people are happy.
8 . Environment – economic growth can cause increased pollution, which damages health and living standards.
9 . Leisure time – high wages due to working very long hours diminishes economic welfare. Leisure has economic value.
لينك كامل مقاله
https://www.economicshelp.org/blog/1041/economics/economic-welfare/
Economics Help
Economic Welfare - Economics Help
Definition of economic welfare: The level of prosperity and quality of living standards in an economy. Factors that influence economic welfare. Measures such as MEW and HDI.
✳️ شادی در فرهنگ های مختلف
🖊️آرتور بروکس
✅ همه میدانند که شادترین مردمان جهان کجا زندگی میکنند چون سازمان ملل متحد سال به سال آن را به ما گوشزد میکند. در چند سال گذشته فنلاند رتبۀ یک بوده و در جمعی از کشورهای اروپای شمالی (که همگی جزو شادترین کشورها هستند) در صدر قرار داشته است. از آنجایی که این کشورهای اروپای شمالی به راز شادی پی بردهاند بقیۀ ماها وسوسه میشویم که از عادات آنها تقلید کنیم. اگر مانند فنلاندیها زندگی کنید ــ کمی در جنگل راه بروید، در آب یخ شنا کنید - همه چیز روبهراه میشود، اینطور نیست؟!
▪︎به این سادگیها هم نیست. برای اینکه گزارش شادی جهانی و شاخصهای شادیِ بینالمللیِ دیگر بتوانند گزارشهای افراد از شادیشان را با هم مقایسه کنند، باید فرض را بر این بگیرند که در سرتاسر جهان مردم به شیوهای تقریباً یکسان شادی را تعریف میکنند و به سوالاتِ پیمایشهای شادی پاسخ میدهند. اگر این فرض در نظر گرفته نشود قابلیت اطمینانِ این شاخصهای شادی تقریباً به اندازۀ رتبهبندی کیفیت موسیقیای خواهد بود که در آن شهروندان هر کشور بگویند که آهنگهای محلی خود را چقدر دوست دارند. این رتبهبندی دربارۀ علاقهی افراد به سبک موسیقیِ کشور خود چیزهایی برای گفتن دارد اما با توجه به تفاوتهای موجود در سنتها و سلایق افراد، دربارهی اینکه کدام موسیقی واقعاً «بهترین» است اطلاعات کمی عرضه میکند.
▪︎مردم در سرتاسر جهان تشابهات آشکاری در شیوۀ تجربهی شادی دارند. مطالعهای که در سال ۲۰۱۶ بر روی ۲۷۹۹ نفر بزرگسال از ۱۲ کشور انجام گرفته است نشان داده که در تمام کشورهای مورد مطالعه تعاریف روانشناختی شادی یعنی «حالت، احساس یا نگرشی درونی» بر تعاریف دیگر مسلط است. مشخصاً مردم در سرتاسر دنیا گفتهاند که شادی را در دستیابی به «هماهنگی (توازن) درونی» یافتهاند.
▪︎شاید هماهنگی درونی امری جهانی به نظر بیاید، ولی میتواند در جاهای مختلف معانی بسیار متفاوتی داشته باشد. مثلاً دو سال پیش وقتی داشتم در دانمارک فیلم مستندی دربارۀ جستجوی شادی میساختم، دریافتم که دانمارکیها معمولاً هماهنگی درونی را با هوگه تعریف میکنند که به معنای چیزی مانند دنج بودن و سرخوشیِ آسوده است. در حالی که دریافتم آمریکاییها این مفهوم را بیشتر با هماهنگی بین مهارتها و علایقشان تعریف میکنند، آن هم اغلب در زمینهی کاری.
■بنابراین تعاریف روانشناختی نمیتوانند با دقت خوبی شادی را توضیح دهند. ورای آن هم تفاوت بین کشورها بیشتر و بیشتر میشود. مثلاً همان مطالعۀ سال ۲۰۱۶ که در بالا اشاره شد نشان داده که ۴۹ درصد آمریکاییها در تعاریفشان از شادی تلویحاً به روابط خانوادگی اشاره کردهاند، در حالی که درکِ اهالی اروپای جنوبی و آمریکای لاتین از شادی بیشتر متوجه خودشان بوده است: فقط ۲۲ درصد پرتقالیها، ۱۸ درصد مکزیکیها و ۱۰ درصد آرژانتینیها در تعاریف شادی خود به خانوادههایشان اشاره کردهاند.
▪︎دو محقق ژاپنی در سال ۲۰۱۲ در مجلهی بینالمللی رفاه در بررسی تعاریف شادی در فرهنگهای غربی و آسیایی به یک تفاوت فرهنگی مهم پی بردند. آنها دریافتند که در غرب شادی به شکل «حالت برانگیختگی بالا مانند هیجان و احساس موفقیت شخصی» تعریف میشود، در حالی که در آسیا، «شادی به صورت تجربۀ حالت برانگیختگی کم مانند آرامش تعریف میشود».
▪︎حتی مقایسۀ دقیق افراد در داخل مرزهای کشورهای بزرگ هم کار دشواری است. مثلاً تعریفِ شادی در بخشهای شمالی هند با بخشهای جنوبی آن تفاوت زیادی دارد. و مطالعات نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی افراد در نواحی مختلفِ ایالات متحدۀ آمریکا هم بسیار متفاوت از همدیگر است. مثلاً افراد در ناحیهی شمال شرقی و مابین شمال شرقی و جنوب شرقی بیشتر اضطراب دلبستگی از خود نشان میدهند («کی زنگ میزنی؟») در حالی که در ایالت غربی اجتناب دلبستگی بیشتر است («حالا هر وقت شد همدیگه رو میبینیم»).
▪︎حتی کلماتی که برای صحبت کردن در مورد شادی مورد استفاده قرار میگیرند در زبانهای مختلف معانی ضمنی متفاوتی دارند. در زبان آلمانی شادی در کلماتی مانند نیکبختی و سرنوشتِ خوب ریشه دارد. در واقع، کلمۀ happiness از واژۀ hap میآید که به معنای «شانس» است. در زبانهای با ریشهی لاتینی هم این کلمه از واژهی felicitas میآید که در روم باستان نه تنها به شانس بلکه به رشد، پرباری و شکوفایی اطلاق میشد.
■در مجموعْ فرهنگها در تعاریفِ شادی تفاوت زیادی با هم دارند. بنابراین نمیتوان به طور صددرصدی گفت که یک کشور شادتر از بقیۀ کشورها است و شاخصِ «شادترین کشورها در جهان» به تنهایی آموزنده نیست. شادی میتواند به شیوههای بسیار گوناگونی تعریف و اندازهگیری شود. شاید طبق یک تعریف فنلاند شادترین کشور جهان باشد، ولی تقریباً با یقین میتوان گفت که بنا بر تعاریف دیگر چنین نیست.
🖊️آرتور بروکس
✅ همه میدانند که شادترین مردمان جهان کجا زندگی میکنند چون سازمان ملل متحد سال به سال آن را به ما گوشزد میکند. در چند سال گذشته فنلاند رتبۀ یک بوده و در جمعی از کشورهای اروپای شمالی (که همگی جزو شادترین کشورها هستند) در صدر قرار داشته است. از آنجایی که این کشورهای اروپای شمالی به راز شادی پی بردهاند بقیۀ ماها وسوسه میشویم که از عادات آنها تقلید کنیم. اگر مانند فنلاندیها زندگی کنید ــ کمی در جنگل راه بروید، در آب یخ شنا کنید - همه چیز روبهراه میشود، اینطور نیست؟!
▪︎به این سادگیها هم نیست. برای اینکه گزارش شادی جهانی و شاخصهای شادیِ بینالمللیِ دیگر بتوانند گزارشهای افراد از شادیشان را با هم مقایسه کنند، باید فرض را بر این بگیرند که در سرتاسر جهان مردم به شیوهای تقریباً یکسان شادی را تعریف میکنند و به سوالاتِ پیمایشهای شادی پاسخ میدهند. اگر این فرض در نظر گرفته نشود قابلیت اطمینانِ این شاخصهای شادی تقریباً به اندازۀ رتبهبندی کیفیت موسیقیای خواهد بود که در آن شهروندان هر کشور بگویند که آهنگهای محلی خود را چقدر دوست دارند. این رتبهبندی دربارۀ علاقهی افراد به سبک موسیقیِ کشور خود چیزهایی برای گفتن دارد اما با توجه به تفاوتهای موجود در سنتها و سلایق افراد، دربارهی اینکه کدام موسیقی واقعاً «بهترین» است اطلاعات کمی عرضه میکند.
▪︎مردم در سرتاسر جهان تشابهات آشکاری در شیوۀ تجربهی شادی دارند. مطالعهای که در سال ۲۰۱۶ بر روی ۲۷۹۹ نفر بزرگسال از ۱۲ کشور انجام گرفته است نشان داده که در تمام کشورهای مورد مطالعه تعاریف روانشناختی شادی یعنی «حالت، احساس یا نگرشی درونی» بر تعاریف دیگر مسلط است. مشخصاً مردم در سرتاسر دنیا گفتهاند که شادی را در دستیابی به «هماهنگی (توازن) درونی» یافتهاند.
▪︎شاید هماهنگی درونی امری جهانی به نظر بیاید، ولی میتواند در جاهای مختلف معانی بسیار متفاوتی داشته باشد. مثلاً دو سال پیش وقتی داشتم در دانمارک فیلم مستندی دربارۀ جستجوی شادی میساختم، دریافتم که دانمارکیها معمولاً هماهنگی درونی را با هوگه تعریف میکنند که به معنای چیزی مانند دنج بودن و سرخوشیِ آسوده است. در حالی که دریافتم آمریکاییها این مفهوم را بیشتر با هماهنگی بین مهارتها و علایقشان تعریف میکنند، آن هم اغلب در زمینهی کاری.
■بنابراین تعاریف روانشناختی نمیتوانند با دقت خوبی شادی را توضیح دهند. ورای آن هم تفاوت بین کشورها بیشتر و بیشتر میشود. مثلاً همان مطالعۀ سال ۲۰۱۶ که در بالا اشاره شد نشان داده که ۴۹ درصد آمریکاییها در تعاریفشان از شادی تلویحاً به روابط خانوادگی اشاره کردهاند، در حالی که درکِ اهالی اروپای جنوبی و آمریکای لاتین از شادی بیشتر متوجه خودشان بوده است: فقط ۲۲ درصد پرتقالیها، ۱۸ درصد مکزیکیها و ۱۰ درصد آرژانتینیها در تعاریف شادی خود به خانوادههایشان اشاره کردهاند.
▪︎دو محقق ژاپنی در سال ۲۰۱۲ در مجلهی بینالمللی رفاه در بررسی تعاریف شادی در فرهنگهای غربی و آسیایی به یک تفاوت فرهنگی مهم پی بردند. آنها دریافتند که در غرب شادی به شکل «حالت برانگیختگی بالا مانند هیجان و احساس موفقیت شخصی» تعریف میشود، در حالی که در آسیا، «شادی به صورت تجربۀ حالت برانگیختگی کم مانند آرامش تعریف میشود».
▪︎حتی مقایسۀ دقیق افراد در داخل مرزهای کشورهای بزرگ هم کار دشواری است. مثلاً تعریفِ شادی در بخشهای شمالی هند با بخشهای جنوبی آن تفاوت زیادی دارد. و مطالعات نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی افراد در نواحی مختلفِ ایالات متحدۀ آمریکا هم بسیار متفاوت از همدیگر است. مثلاً افراد در ناحیهی شمال شرقی و مابین شمال شرقی و جنوب شرقی بیشتر اضطراب دلبستگی از خود نشان میدهند («کی زنگ میزنی؟») در حالی که در ایالت غربی اجتناب دلبستگی بیشتر است («حالا هر وقت شد همدیگه رو میبینیم»).
▪︎حتی کلماتی که برای صحبت کردن در مورد شادی مورد استفاده قرار میگیرند در زبانهای مختلف معانی ضمنی متفاوتی دارند. در زبان آلمانی شادی در کلماتی مانند نیکبختی و سرنوشتِ خوب ریشه دارد. در واقع، کلمۀ happiness از واژۀ hap میآید که به معنای «شانس» است. در زبانهای با ریشهی لاتینی هم این کلمه از واژهی felicitas میآید که در روم باستان نه تنها به شانس بلکه به رشد، پرباری و شکوفایی اطلاق میشد.
■در مجموعْ فرهنگها در تعاریفِ شادی تفاوت زیادی با هم دارند. بنابراین نمیتوان به طور صددرصدی گفت که یک کشور شادتر از بقیۀ کشورها است و شاخصِ «شادترین کشورها در جهان» به تنهایی آموزنده نیست. شادی میتواند به شیوههای بسیار گوناگونی تعریف و اندازهگیری شود. شاید طبق یک تعریف فنلاند شادترین کشور جهان باشد، ولی تقریباً با یقین میتوان گفت که بنا بر تعاریف دیگر چنین نیست.
👆 ادامه از قبل
کشورها بیشتر از اینکه مقایسه شوند باید طبقهبندی شوند.
▪︎یک روش مفید برای شروعِ این کارْ تمایز قائل شدن بین دو شیوۀ توجه به شادی است. اول) توجه به شادیْ «درونی» است یا «بیرونی»، یعنی دروننگری در برابر تعامل با دیگران. دوم) توجه به «رابطه» است یا به «کار»، یعنی مبتنی بر آدمهاست یا مبتنی بر انجام عمل. این تقسیمبندی ۴ مدل اصلیِ رفاه را به وجود میآورد که براساس مطالعات پیمایشی از سرتاسر جهان است.
1⃣ شادی از رابطۀ خوب با افرادی که دوستشان دارید حاصل میشود.
این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «بیرونی» و «رابطهای» است. در این مدل، دوستان و خانواده بیشترین میزان شادی را به فرد میدهند. یک مثال خوب برای این مدل میتواند ایالات متحدۀ آمریکا باشد.
2⃣ شادی از آگاهیِ بیشتر حاصل میشود. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «درونی» و «رابطهای» است و مدلی است برای مردمانِ معنوی، فلسفی و مذهبی، بهخصوص آنهایی که اهمیت ویژهای برای همبستگی اجتماعی قائل هستند. جنوبِ هند زادگاهِ افراد زیادی است که از این مدل پیروی میکنند.
3️⃣ شادی از انجام کارهایی که دوست دارید (خصوصاً با دیگران) حاصل میشود. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «بیرونی» و «کاری» است، یعنی وقف کردن خود در فعالیتهای کاری یا فراغتی که کاملاً رضایتبخشاند. اگر غالباً میگویید که «زندگی من کارم است.» یا «دوست دارم با دوستانم گلف بازی کنم.» شما جزو این دستهاید. این مدل بیشتر در کشورهای اروپای شمالی و مرکزی پیدا میشود.
4️⃣ شادی صرفاً از حس خوب میآید. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «درونی» و «کاری» است. این مدل مخصوص افرادی است که اولویتشان تجربیاتی است که حسهای مثبت به آنها میدهد، چه تنها و چه با دیگران. زمانی این مدل روش خوبی برای ارزیابی رفاه خواهد بود که هرگاه به شادبودن فکر کنید تماشای نتفلیکس یا نوشیدن به ذهنتان آید. این مدل در کشورهای آمریکای لاتین، مدیترانه و جنوب آفریقا رایج است.
▪︎همانطور که جاهای مختلف تعاریف مختلفی از شادی دارند، افراد مختلف هم چنیناند. درک این تنوع میتواند به شما کمک کند تا خودتان را درک کنید تا ببینید آیا در خانۀ خودتان مثل یک وصلۀ ناجور هستید یا نه، و اگر اینگونه است علت آن چیست و چه کاری میتوانید برای رفع آن انجام دهید، حالا میخواهد آن کارْ نقل مکان یا پیوستن به یک اجتماع جدید باشد، یا صرفاً به صلح رسیدن با اطرافیانتان.
▪︎سی سال است که مانند روحی سرگردان به شهر بارسلون رفتوآمد میکنم و هر دفعه هفتهها و ماهها میمانم (حتی یک بار سه سال ماندم). در هیچ شاخصی بارسلون شادترین جای دنیا نیست (در آخرین گزارش سازمان ملل متحدْ اسپانیا به سختی رتبهی ۲۷ام را به دست آورد). پس چرا من اینجا را اینقدر دوست دارم؟
■این شهر که پایتخت کاتالونیاست، شهری مختلط است: مردمانش از لحاظ توجهشان به اوغات فراغت و دوستیْ اسپانیایی هستند، اما از لحاظ عادات کاریْ بیشتر شبیه به مردم اروپای شمالیاند (ترکیب این دو باعث میشود زمان کمی برای خوابیدن داشته باشند که اندکی مشکلساز است). اینجا جای سختکوشی و کارآفرینی است، ولی جای خندههای بسیار و خوشقلبی هم هست. همچنین شهری است که من چندین سال قبل در آنجا ازدواج کردم، بنابراین بیشتر روابط عاطفیام آنجاست. به معنای دقیق کلمه آنجا با تعریف مختلط من از شادی همخوانی دارد: مشغولیت و لذت عمیق از تحقیق و تدریسم، و تعهد کامل به افرادی که در زندگیم هستند. از نظر من بارسلون شادترین جای دنیا است.
▪︎شما هم بارسلون خودتان را دارید، بروید و پیدایش کنید....
✍ ترجمان علوم انسانی. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
کشورها بیشتر از اینکه مقایسه شوند باید طبقهبندی شوند.
▪︎یک روش مفید برای شروعِ این کارْ تمایز قائل شدن بین دو شیوۀ توجه به شادی است. اول) توجه به شادیْ «درونی» است یا «بیرونی»، یعنی دروننگری در برابر تعامل با دیگران. دوم) توجه به «رابطه» است یا به «کار»، یعنی مبتنی بر آدمهاست یا مبتنی بر انجام عمل. این تقسیمبندی ۴ مدل اصلیِ رفاه را به وجود میآورد که براساس مطالعات پیمایشی از سرتاسر جهان است.
1⃣ شادی از رابطۀ خوب با افرادی که دوستشان دارید حاصل میشود.
این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «بیرونی» و «رابطهای» است. در این مدل، دوستان و خانواده بیشترین میزان شادی را به فرد میدهند. یک مثال خوب برای این مدل میتواند ایالات متحدۀ آمریکا باشد.
2⃣ شادی از آگاهیِ بیشتر حاصل میشود. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «درونی» و «رابطهای» است و مدلی است برای مردمانِ معنوی، فلسفی و مذهبی، بهخصوص آنهایی که اهمیت ویژهای برای همبستگی اجتماعی قائل هستند. جنوبِ هند زادگاهِ افراد زیادی است که از این مدل پیروی میکنند.
3️⃣ شادی از انجام کارهایی که دوست دارید (خصوصاً با دیگران) حاصل میشود. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «بیرونی» و «کاری» است، یعنی وقف کردن خود در فعالیتهای کاری یا فراغتی که کاملاً رضایتبخشاند. اگر غالباً میگویید که «زندگی من کارم است.» یا «دوست دارم با دوستانم گلف بازی کنم.» شما جزو این دستهاید. این مدل بیشتر در کشورهای اروپای شمالی و مرکزی پیدا میشود.
4️⃣ شادی صرفاً از حس خوب میآید. این مورد ترکیب دو حالت توجهیِ «درونی» و «کاری» است. این مدل مخصوص افرادی است که اولویتشان تجربیاتی است که حسهای مثبت به آنها میدهد، چه تنها و چه با دیگران. زمانی این مدل روش خوبی برای ارزیابی رفاه خواهد بود که هرگاه به شادبودن فکر کنید تماشای نتفلیکس یا نوشیدن به ذهنتان آید. این مدل در کشورهای آمریکای لاتین، مدیترانه و جنوب آفریقا رایج است.
▪︎همانطور که جاهای مختلف تعاریف مختلفی از شادی دارند، افراد مختلف هم چنیناند. درک این تنوع میتواند به شما کمک کند تا خودتان را درک کنید تا ببینید آیا در خانۀ خودتان مثل یک وصلۀ ناجور هستید یا نه، و اگر اینگونه است علت آن چیست و چه کاری میتوانید برای رفع آن انجام دهید، حالا میخواهد آن کارْ نقل مکان یا پیوستن به یک اجتماع جدید باشد، یا صرفاً به صلح رسیدن با اطرافیانتان.
▪︎سی سال است که مانند روحی سرگردان به شهر بارسلون رفتوآمد میکنم و هر دفعه هفتهها و ماهها میمانم (حتی یک بار سه سال ماندم). در هیچ شاخصی بارسلون شادترین جای دنیا نیست (در آخرین گزارش سازمان ملل متحدْ اسپانیا به سختی رتبهی ۲۷ام را به دست آورد). پس چرا من اینجا را اینقدر دوست دارم؟
■این شهر که پایتخت کاتالونیاست، شهری مختلط است: مردمانش از لحاظ توجهشان به اوغات فراغت و دوستیْ اسپانیایی هستند، اما از لحاظ عادات کاریْ بیشتر شبیه به مردم اروپای شمالیاند (ترکیب این دو باعث میشود زمان کمی برای خوابیدن داشته باشند که اندکی مشکلساز است). اینجا جای سختکوشی و کارآفرینی است، ولی جای خندههای بسیار و خوشقلبی هم هست. همچنین شهری است که من چندین سال قبل در آنجا ازدواج کردم، بنابراین بیشتر روابط عاطفیام آنجاست. به معنای دقیق کلمه آنجا با تعریف مختلط من از شادی همخوانی دارد: مشغولیت و لذت عمیق از تحقیق و تدریسم، و تعهد کامل به افرادی که در زندگیم هستند. از نظر من بارسلون شادترین جای دنیا است.
▪︎شما هم بارسلون خودتان را دارید، بروید و پیدایش کنید....
✍ ترجمان علوم انسانی. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
✳️ ایران کارخانه چاپ پول جهان
ایران با ۷۵ هزار تریلیون ریال نقدینگی در سال ۲۰۲۳، ۶۷ درصد نقدینگی جهان (بر اساس مجموع ارزهای ملی) را به سبب نرخ رشد بالای نقدینگی و کم نکردن صفرهای پول ملی، به خود اختصاص داد.
بر این اساس ریال ایران را می توان بی ارزش ترین پول جهان محسوب کرد.
در کنار رشد بالای نقدینگی، در ایران بر خلاف کشورهای با رشد نقدینگی بالا، دولتهای پوپولیست اقدام به کاهش تعداد صفرهای پول ملی نکرده اند.
دولتها و روسای بانکهای مرکزی ایران رتبه اول بی انظباطی مالی و سوء مدیریت اقتصادی در سطح جهان را به خود اختصاص داده اند.
https://x.com/econovisuals/status/1832068975724810676
ایران با ۷۵ هزار تریلیون ریال نقدینگی در سال ۲۰۲۳، ۶۷ درصد نقدینگی جهان (بر اساس مجموع ارزهای ملی) را به سبب نرخ رشد بالای نقدینگی و کم نکردن صفرهای پول ملی، به خود اختصاص داد.
بر این اساس ریال ایران را می توان بی ارزش ترین پول جهان محسوب کرد.
در کنار رشد بالای نقدینگی، در ایران بر خلاف کشورهای با رشد نقدینگی بالا، دولتهای پوپولیست اقدام به کاهش تعداد صفرهای پول ملی نکرده اند.
دولتها و روسای بانکهای مرکزی ایران رتبه اول بی انظباطی مالی و سوء مدیریت اقتصادی در سطح جهان را به خود اختصاص داده اند.
https://x.com/econovisuals/status/1832068975724810676
X (formerly Twitter)
Econovis (@econovisuals) on X
📈 Countries with the Largest Broad Money Supply in Local Currency Terms (2023)
1. Iran: 74,980 trillion Iranian Rial
2. Vietnam: 16,000 trillion Vietnamese Dong
3. Indonesia: 8,827 trillion Indonesian Rupiah
4. South Korea: 5,315 trillion Korean Won
5. Japan:…
1. Iran: 74,980 trillion Iranian Rial
2. Vietnam: 16,000 trillion Vietnamese Dong
3. Indonesia: 8,827 trillion Indonesian Rupiah
4. South Korea: 5,315 trillion Korean Won
5. Japan:…
مدیریت اجرایی
✳️ اولویت هاي نسل z ✅ گالوپ نتایج یک پیمایش را درباره نسل z منتشر کرد که آخرین اولویت آنان در زندگی، شروع کردن یک کسب و کاراست و هفت اولویت اول آنان حولِ زندگی شاد و راحت میگذرد. مطالعه کامل گزارش در Gallup؛ https://www.gallup.com/analytics/506663/state…
شبکه های اجتماعی محبوب نسلZ
🔺تلگرام چند قابلیت خود را حذف میکند؛ تمرکز بر کنترل محتواهای مجرمانه
🔹طبق پست مدیرعامل تلگرام، چند ویژگی از این پیامرسان حذف میشوند. «پاول دورف»، مدیرعامل تلگرام، میگوید قابلیت People Nearby که کمتر از ۰.۱ درصد از کاربران از آن استفاده میکردند، حذف شده است. این قابلیت ظاهراً با باتها و کلاهبرداران مشکلاتی را بهوجود آورده بود. 🔹در عوض تلگرام قابلیت Businesses Nearby را معرفی میکند که کسبوکارهای تأییدشده و معتبر را نشان خواهد داد. این کسبوکارها میتوانند کاتالوگ محصولات خود را بهنمایش بگذارند و بیدردسر امکان دریافت پول داشته باشند.
🔹پاول دورف همچنین تأکید کرده است که اگرچه ۹۹.۹۹۹ درصد از کاربران تلگرام کار مجرمانهای انجام نمیدهند، ۰.۰۰۱ درصد باقیمانده که در زمینه جرایم فعالند، تصویر بدی برای کل پلتفرم ساختهاند و منافع حدود یک میلیارد کاربر این پیامرسان را بهخطر انداختهاند. به همین دلیل، تلگرام امسال میخواهد به کنترل و مدیریت محتوا متعهد شود و این مقوله را از یک نقطه ضعف به یکی از نقاط قوت پلتفرم خود تبدیل کند. دیجیاتو
🔹طبق پست مدیرعامل تلگرام، چند ویژگی از این پیامرسان حذف میشوند. «پاول دورف»، مدیرعامل تلگرام، میگوید قابلیت People Nearby که کمتر از ۰.۱ درصد از کاربران از آن استفاده میکردند، حذف شده است. این قابلیت ظاهراً با باتها و کلاهبرداران مشکلاتی را بهوجود آورده بود. 🔹در عوض تلگرام قابلیت Businesses Nearby را معرفی میکند که کسبوکارهای تأییدشده و معتبر را نشان خواهد داد. این کسبوکارها میتوانند کاتالوگ محصولات خود را بهنمایش بگذارند و بیدردسر امکان دریافت پول داشته باشند.
🔹پاول دورف همچنین تأکید کرده است که اگرچه ۹۹.۹۹۹ درصد از کاربران تلگرام کار مجرمانهای انجام نمیدهند، ۰.۰۰۱ درصد باقیمانده که در زمینه جرایم فعالند، تصویر بدی برای کل پلتفرم ساختهاند و منافع حدود یک میلیارد کاربر این پیامرسان را بهخطر انداختهاند. به همین دلیل، تلگرام امسال میخواهد به کنترل و مدیریت محتوا متعهد شود و این مقوله را از یک نقطه ضعف به یکی از نقاط قوت پلتفرم خود تبدیل کند. دیجیاتو
◀️ نقش هوش مصنوعی در نوآوری؛
هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال تغییر دنیای ماست و نقش کلیدی در پیشبرد نوآوری در طیف وسیعی از صنایع ایفا میکند. از خودکارسازی وظایف تکراری تا ایجاد راهحلهای جدید و خلاقانه، هوش مصنوعی توانایی تحولآفرینی فرآیندهای نوآوری را دارد.
در اینجا برخی از نقشهای هوش مصنوعی در نوآوری را یادآور میشوم:
۱. تسریع فرآیند کشف و توسعه:
• تجزیه و تحلیل دادههای عظیم
• اتوماسیون وظایف تکراری
• طراحی و مهندسی
۲. بهبود تصمیمگیری و پیشبینی:
• پیشبینی روندها و نیازهای بازار
• بهینهسازی منابع
• بهبود تصمیمگیری
۳. ارتقای خلاقیت و نوآوری:
• ایجاد ایدههای جدید
• طراحی تجربیات جدید
• بهبود همکاری انسان و ماشین
۴. گسترش دسترسی به نوآوری:
• دموکراتیزه کردن نوآوری
• افزایش سرعت نوآوری
با این حال، باید به خاطر داشت که هوش مصنوعی به تنهایی نمیتواند نوآوری را به ارمغان آورد. نقش انسان در هدایت فرآیند نوآوری، تعریف مشکلات، تعیین اهداف و ارزیابی نتایج همچنان حیاتی است.
در نهایت، هوش مصنوعی میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تقویت نوآوری و حل چالشهای پیچیده در دنیای امروز مورد استفاده قرار گیرد. با استفاده صحیح و اخلاقی از هوش مصنوعی، میتوان به آیندهای نوآورانهتر و بهتر برای همه دست یافت.
حمیدرضا پژوهش
هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال تغییر دنیای ماست و نقش کلیدی در پیشبرد نوآوری در طیف وسیعی از صنایع ایفا میکند. از خودکارسازی وظایف تکراری تا ایجاد راهحلهای جدید و خلاقانه، هوش مصنوعی توانایی تحولآفرینی فرآیندهای نوآوری را دارد.
در اینجا برخی از نقشهای هوش مصنوعی در نوآوری را یادآور میشوم:
۱. تسریع فرآیند کشف و توسعه:
• تجزیه و تحلیل دادههای عظیم
• اتوماسیون وظایف تکراری
• طراحی و مهندسی
۲. بهبود تصمیمگیری و پیشبینی:
• پیشبینی روندها و نیازهای بازار
• بهینهسازی منابع
• بهبود تصمیمگیری
۳. ارتقای خلاقیت و نوآوری:
• ایجاد ایدههای جدید
• طراحی تجربیات جدید
• بهبود همکاری انسان و ماشین
۴. گسترش دسترسی به نوآوری:
• دموکراتیزه کردن نوآوری
• افزایش سرعت نوآوری
با این حال، باید به خاطر داشت که هوش مصنوعی به تنهایی نمیتواند نوآوری را به ارمغان آورد. نقش انسان در هدایت فرآیند نوآوری، تعریف مشکلات، تعیین اهداف و ارزیابی نتایج همچنان حیاتی است.
در نهایت، هوش مصنوعی میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تقویت نوآوری و حل چالشهای پیچیده در دنیای امروز مورد استفاده قرار گیرد. با استفاده صحیح و اخلاقی از هوش مصنوعی، میتوان به آیندهای نوآورانهتر و بهتر برای همه دست یافت.
حمیدرضا پژوهش
✳️ میانگین ۶۰ ساله رشد اقتصادی، ارز و تورم
✅ دهه ۴۰ یعنی سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۰ بهترین دهه اقتصاد ایران بود که با عدم تغییر نرخ ارز و تورم میانگین سالانه ۲ درصدی و ثبت نرخ رشد اقتصادی دو رقمی آنهم برای یک دوره مداوم ده ساله، به دهه شکوفایی اقتصاد ایران لقب گرفت و دیگر هیچوقت تکرار نشد. بعد از دهه ۴۰، میتوان گفت دهه ۸۰ یعنی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۰ با ثباتترین دوره اقتصادی کشور از سال ۱۳۵۱ به بعد است و دهه ۹۰ بدترین دوره اقتصادی در ۶۰ سال گذشته بشمار میآید و با ثبت رکورد بالاترین میانگین رشد سالانه تورم و نرخ ارز و افت محسوس میانگین نرخ رشد اقتصادی، به دهه از دست رفته اقتصاد ایران تبدیل شد. جالب است که دهه ۴۰ در اقتصاد ایران، شباهت بسیار زیادی به دهه ۸۰ میلادی در چین دارد با این تفاوت که این مسیر در ایران ۲۰ سال زودتر از چین شروع شده بود و اما در چین پس از تجربه ده سال نرخ رشد دو رقمی و ثبات اقتصادی، این دوره برای سه دهه دیگه تداوم یافت ولی در ایران، همزمان با رشد قیمت نفت و به تبعش درآمدهای نفتی و افزایش نرخ تورم و جهش نرخ ارز، بطور کامل متوقف شد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ دهه ۴۰ یعنی سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۰ بهترین دهه اقتصاد ایران بود که با عدم تغییر نرخ ارز و تورم میانگین سالانه ۲ درصدی و ثبت نرخ رشد اقتصادی دو رقمی آنهم برای یک دوره مداوم ده ساله، به دهه شکوفایی اقتصاد ایران لقب گرفت و دیگر هیچوقت تکرار نشد. بعد از دهه ۴۰، میتوان گفت دهه ۸۰ یعنی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۰ با ثباتترین دوره اقتصادی کشور از سال ۱۳۵۱ به بعد است و دهه ۹۰ بدترین دوره اقتصادی در ۶۰ سال گذشته بشمار میآید و با ثبت رکورد بالاترین میانگین رشد سالانه تورم و نرخ ارز و افت محسوس میانگین نرخ رشد اقتصادی، به دهه از دست رفته اقتصاد ایران تبدیل شد. جالب است که دهه ۴۰ در اقتصاد ایران، شباهت بسیار زیادی به دهه ۸۰ میلادی در چین دارد با این تفاوت که این مسیر در ایران ۲۰ سال زودتر از چین شروع شده بود و اما در چین پس از تجربه ده سال نرخ رشد دو رقمی و ثبات اقتصادی، این دوره برای سه دهه دیگه تداوم یافت ولی در ایران، همزمان با رشد قیمت نفت و به تبعش درآمدهای نفتی و افزایش نرخ تورم و جهش نرخ ارز، بطور کامل متوقف شد.
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❇️ در این ویدئو "میلتون فریدمن" علم اقتصاد را در ٢ دقیقه درس می دهد.
این مفاهیم در نگاه نخست ساده به نظر میرسد اما درک نکردنش کشورهای زیادی را ویران کرده.
اقتصاد برابر با صلح است، اگر عميقاً بيانديشيم.
این مفاهیم در نگاه نخست ساده به نظر میرسد اما درک نکردنش کشورهای زیادی را ویران کرده.
اقتصاد برابر با صلح است، اگر عميقاً بيانديشيم.
*٣٠ ویژگی یک دولتمرد*
1- اول تحصیلات خود را تکمیل کرده باشد و بعد کار اجرایی قبول کند ونه بالعکس.
2- تا آنجا که مقدور باشد، از روی متن سخنرانی کند.
3- کانون انرژی خود را در مدیریت، در بخش های فکری، تولیدی و فنآوری کشور متمرکز کند.
4- به طور دائمی، همه را متوجه "آینده" و "تحقق افق ها" نماید.
5- عصبانیت او با محاسبه قبلی باشد.
6- ظرفیت صبر و خویشتن داری تا سه سال برای پاسخ به مخالفانخود را داشته باشد.
7- جلسات را در راس ثانیه آغاز کند.
8- ارتباط خود را با تمامی اقشار جامعه به صورت مستمر و سازمانیافته حفظ کند.
9- از کوچک ترین تا استراتژیک ترین اقدامات در روابط خارجی را صرفا برای افزایش قدرت کشور بداند.
10- وقتی اشتباه کرد، عذرخواهی کند.
11- همه را متوجه "کشور"، "مصالح کشور" و "قدرت کشور" کند.
12- قبل از رسیدن به قدرت، حداقل به چهل کشور سفر کرده باشد.
13- یک روز درمیان، دو ساعت ورزش کند.
14- با دست خط خود، یادداشت های تقدیرآمیز برای افرادی که برایکشور زحمت می کشند ارسال، کند.
15- به طور واقعی و با رفتارهای تقویت کننده، به "اصل مقدس رقابت" معتقد باشد.
16- به یک زبان روز خارجی مسلط باشد.
17- خاندان اصیلی داشته باشد.
18- برنامه ریزی و مدیریت او، با واقعیت ها و مقدورات سنخیتداشته باشد.
19- حداقل دو کار مهم عمرانی و دو چرخش بزرگ فکری که به نفعزندگی مردم باشد، از خود به جا گذارد.
20- در بحبوحه جدی ترین مذاکرات، نخی که از دگمه پیراهن طرفمقابل آویزان است را گوشزد کند: به جزئیات توجه کند.
21- زیرمجموعه او از هوش ذهنی، هوش عاطفی و هوش اجتماعیبرخوردار باشد.
22- در هر شرایطی و با هر کسی، مودب باشد.
23- از اسلحه "سکوت" نهایت بهره برداری را کند.
24- در سخنرانی و اقناع مخاطبان، تا می تواند از آمار و ارقام استفادهکند.
25- توجه به زیبایی ها اعم از طبیعت، رنگ های شاد، لبخند، محبت،جزئی از زندگی روزانه او باشد.
26- اخلاق و مدنیت او قبل از مواضع سیاسی اش نمود داشته باشد.
27- قبل از آنکه به قدرت برسد، در حد معمول، خوب زندگی کرده باشد.
28- حداقل 200 بیوگرافی خوانده باشد.
29- از یک نظام فکری منسجمی برخوردار باشد ولی با داده هایجدید، آمادگی تعدیل و اصلاح فکر خود را پیدا کند.
30- مسئولیت قدرت را بپذیرد و پاسخگویی به مردم را، جدی، حقوقی ومقدس بشمارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
1- اول تحصیلات خود را تکمیل کرده باشد و بعد کار اجرایی قبول کند ونه بالعکس.
2- تا آنجا که مقدور باشد، از روی متن سخنرانی کند.
3- کانون انرژی خود را در مدیریت، در بخش های فکری، تولیدی و فنآوری کشور متمرکز کند.
4- به طور دائمی، همه را متوجه "آینده" و "تحقق افق ها" نماید.
5- عصبانیت او با محاسبه قبلی باشد.
6- ظرفیت صبر و خویشتن داری تا سه سال برای پاسخ به مخالفانخود را داشته باشد.
7- جلسات را در راس ثانیه آغاز کند.
8- ارتباط خود را با تمامی اقشار جامعه به صورت مستمر و سازمانیافته حفظ کند.
9- از کوچک ترین تا استراتژیک ترین اقدامات در روابط خارجی را صرفا برای افزایش قدرت کشور بداند.
10- وقتی اشتباه کرد، عذرخواهی کند.
11- همه را متوجه "کشور"، "مصالح کشور" و "قدرت کشور" کند.
12- قبل از رسیدن به قدرت، حداقل به چهل کشور سفر کرده باشد.
13- یک روز درمیان، دو ساعت ورزش کند.
14- با دست خط خود، یادداشت های تقدیرآمیز برای افرادی که برایکشور زحمت می کشند ارسال، کند.
15- به طور واقعی و با رفتارهای تقویت کننده، به "اصل مقدس رقابت" معتقد باشد.
16- به یک زبان روز خارجی مسلط باشد.
17- خاندان اصیلی داشته باشد.
18- برنامه ریزی و مدیریت او، با واقعیت ها و مقدورات سنخیتداشته باشد.
19- حداقل دو کار مهم عمرانی و دو چرخش بزرگ فکری که به نفعزندگی مردم باشد، از خود به جا گذارد.
20- در بحبوحه جدی ترین مذاکرات، نخی که از دگمه پیراهن طرفمقابل آویزان است را گوشزد کند: به جزئیات توجه کند.
21- زیرمجموعه او از هوش ذهنی، هوش عاطفی و هوش اجتماعیبرخوردار باشد.
22- در هر شرایطی و با هر کسی، مودب باشد.
23- از اسلحه "سکوت" نهایت بهره برداری را کند.
24- در سخنرانی و اقناع مخاطبان، تا می تواند از آمار و ارقام استفادهکند.
25- توجه به زیبایی ها اعم از طبیعت، رنگ های شاد، لبخند، محبت،جزئی از زندگی روزانه او باشد.
26- اخلاق و مدنیت او قبل از مواضع سیاسی اش نمود داشته باشد.
27- قبل از آنکه به قدرت برسد، در حد معمول، خوب زندگی کرده باشد.
28- حداقل 200 بیوگرافی خوانده باشد.
29- از یک نظام فکری منسجمی برخوردار باشد ولی با داده هایجدید، آمادگی تعدیل و اصلاح فکر خود را پیدا کند.
30- مسئولیت قدرت را بپذیرد و پاسخگویی به مردم را، جدی، حقوقی ومقدس بشمارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ سادهانگاری «مثل دکان نانوایی»!
📝 امیر ناظمی
در فاصلهی میان ملیشدن نفت ایران تا کودتای ۲۸ مردادماه، مصدق در عمل جز یک کشتی نتوانست هیچ نفتی بفروشد. تنها یک کشتی نفت توسط شرکت ایدهمیتسوی ژاپن خریداری شد. یک شرکت کوچک جاهطلب که یک نفتکش به نام نیشومارو را به ایران فرستاد.
واقعیت آن بود «ایران میتوانست مقادیر اندکی از نفت را با دادنِ تخفیف بسیار بر مبنای FOB بفروشد، لکن خریدار میبایستی خودش نفتکش میداشت و آمادهی تحویل گرفتن نفت از آبادان و حمل تا مقصد میبود»
(محمدعلی موحد) و با این شرایط تنها آن خریداری میتوانست ریسک تحریم را به جان بخرد، و نفت ایران را بخرد که کم از دزدان دریایی نداشته باشد. به همین دلیل بود که در سال ۲۰۱۳ کتاب زندگینامه ایدهماتسو با نام «مردی که دزد دریایی لقب گرفت» رمانِ پرفروش سال ژاپن بود، با بیش از ۱.۵ میلیون نسخه!
محمدعلی موحد در «خواب آشفته نفت» (ج۱) مینویسد که «ایران توانایی ادارهی صنعت نفت را بدون استفاده از کارشناسان خارجی نداشت و نیز دسترسی نداشتن ایران به امکانات پخش و توزیع در بازارهای جهانی مانع از آن میشد که مصدق با قطع امید از آمریکا راهی برای تحقق آرزوهای خود پیدا کند.»
برای همین بود که مصدق با دریافت پیشنهاد خرید نفت، درخواست خرید نفتکش ژاپنیها را داشت.
اما در زمان مذاکرات، هیات مذاکرهکنندهي ایرانی هیچ توجهی به مسائل فنی نداشت.
زمانی که وزرای خارجه انگلستان و آمریکا بر پیچیدگی عظیم صنعت نفت تاکید کرده بودند، مصدق به تمسخر گفته بود: «آیا انگلیسیها موجودات خارقالعادهای هستند و فقط آنها میتوانند از عهدهی این کار برآیند؟»
مظفر بقایی در مجلس در زمان ملی شدن صنعت نفت گفته بود مشتریهای نفت ایران در اسکلههای بنادر ما «مثل دکان نانوایی» صف میکشند! (دیماه ۱۳۲۹)؛ درست همان دورانی که حسین مکی در نطق مجلساش گفته بود شرکتهای خارجی «مجبور هستند حتی مهندسین مجانی هم در اختیار دولت ایران بگذارند»! و استدلال کرده بود «دنیا به نفت ما احتیاج دارد»!
بقایی در خصوص استخراج نفت هم ادعا کرده بود «نفت از چاههای ما فوران میکند و ما آنرا تصفیهنشده میفروشیم»! یعنی اصلا مساله فناوری مساله نیست!
در حدود دو سال بعد، همه آن ادعاها و شعارها در مقابل واقعیت (اسکلههای خالی و نفت مانده در چاهها) بیاعتبار شده بود! مصدق مذاکرات را بدون هیچ توافقی ترک کرده بود؛ اما کشور پس از تحریم و عدم توافق، به هرجومرج کشیده شد و نهایتا این دولت کودتا بود که بر سر کار آمد.
💠آسیبشناسی پدیدهی «گفتار عامیانه»
«یکی از مهمترین گرفتاریهایی که دامنگیر بحث نفت شد، تبدیل آن به یک موضوع عمومی بود؛ چیرگی نوعی گفتار عامیانه! »
کاوه بیات آسیبشناسی ملی شدن صنعت نفت را چیرگی گفتار عامیانه میداند، آسیبی که از گفتار عامیانه آغاز میشود، بلافاصله «مسالهی فنی - تخصصی» را تبدیل به یک مسالهی سیاسی و خیابانی میکند. بدین ترتیب این توده است که پیشران تغییرات میشود و کارشناسان و نخبگان به گوشهای گذاشته شده و شعارهای خیابانی تبدیل به سرفصلهای سیاستگذاری میشوند.
تبدیل مسالهی تخصصی به مسالهی تودهای، نخستین گام از فرآیند تبدیل یک «مساله قابلحل» به یک «مسالهی غیرقابل حل» است. توده است که با حمایت سیاستمدار سادهانگار، هر موضوع فنی را به موضوعی ایدئولوژیک و هویتی و یک مسالهی غرور ملی تبدیل میکند. فشار توده است که مذاکرات نفت را بیسرانجام میکند؛ چرا که هرگونه توافق با انگلیس و آمریکا را عقبنشینی از منافع ملی تفسیر میکند.
مسالهای که تبدیل به موضوع هویتی شده است، دیگر قابل حل نیست، چون در آن تحلیل منفعت-هزینه نمیشود.
سرریز سیاستگذاری فناوری
وقتی فناوری از یک مسالهی اصلی تبدیل به موضوعی دست چندم میشود و سیاستمدار اهمیت مسالهی فناوری را نادیده میگیرد؛ فاجعه میتواند آغاز شود. سیاستمدار همان کسی است که میتواند ادعا کند استخراج نفت موضوع نیست، پیچیدگی صنعت موضوع نیست و حمل نفت موضوع نیست.
سیاستمدار عوامگرا همانکسی است که همیشه دوست دارد تا از پیچیدگیهای مسائل کم کند، دوست دارد تا یک مسالهی فنی و چندبعدی را تبدیل به یک مسالهی ساده کند، مسالهای ساده که میشود برایش راهحلهای ساده، ارزان و فوری داد. دوست دارد تا یک صنعت را در یک نانوایی بازسازی کند؛ برعکس تحلیلگرِ متخصص، که دوست دارد مساله را چندبعدی ببیند.در دنیای امروز امکانپذیری هر سیاستی حتما یک بعد فناورانه دارد اما ویژگی سیاستمدار عوامگرا، سادهانگاری است؛ او همیشه راهحلهای ساده، ارزان و فوری در جیب دارد؛ درست مثل مظفر بقایی که گفت «مثل دکان نانوایی»!
📝 امیر ناظمی
در فاصلهی میان ملیشدن نفت ایران تا کودتای ۲۸ مردادماه، مصدق در عمل جز یک کشتی نتوانست هیچ نفتی بفروشد. تنها یک کشتی نفت توسط شرکت ایدهمیتسوی ژاپن خریداری شد. یک شرکت کوچک جاهطلب که یک نفتکش به نام نیشومارو را به ایران فرستاد.
واقعیت آن بود «ایران میتوانست مقادیر اندکی از نفت را با دادنِ تخفیف بسیار بر مبنای FOB بفروشد، لکن خریدار میبایستی خودش نفتکش میداشت و آمادهی تحویل گرفتن نفت از آبادان و حمل تا مقصد میبود»
(محمدعلی موحد) و با این شرایط تنها آن خریداری میتوانست ریسک تحریم را به جان بخرد، و نفت ایران را بخرد که کم از دزدان دریایی نداشته باشد. به همین دلیل بود که در سال ۲۰۱۳ کتاب زندگینامه ایدهماتسو با نام «مردی که دزد دریایی لقب گرفت» رمانِ پرفروش سال ژاپن بود، با بیش از ۱.۵ میلیون نسخه!
محمدعلی موحد در «خواب آشفته نفت» (ج۱) مینویسد که «ایران توانایی ادارهی صنعت نفت را بدون استفاده از کارشناسان خارجی نداشت و نیز دسترسی نداشتن ایران به امکانات پخش و توزیع در بازارهای جهانی مانع از آن میشد که مصدق با قطع امید از آمریکا راهی برای تحقق آرزوهای خود پیدا کند.»
برای همین بود که مصدق با دریافت پیشنهاد خرید نفت، درخواست خرید نفتکش ژاپنیها را داشت.
اما در زمان مذاکرات، هیات مذاکرهکنندهي ایرانی هیچ توجهی به مسائل فنی نداشت.
زمانی که وزرای خارجه انگلستان و آمریکا بر پیچیدگی عظیم صنعت نفت تاکید کرده بودند، مصدق به تمسخر گفته بود: «آیا انگلیسیها موجودات خارقالعادهای هستند و فقط آنها میتوانند از عهدهی این کار برآیند؟»
مظفر بقایی در مجلس در زمان ملی شدن صنعت نفت گفته بود مشتریهای نفت ایران در اسکلههای بنادر ما «مثل دکان نانوایی» صف میکشند! (دیماه ۱۳۲۹)؛ درست همان دورانی که حسین مکی در نطق مجلساش گفته بود شرکتهای خارجی «مجبور هستند حتی مهندسین مجانی هم در اختیار دولت ایران بگذارند»! و استدلال کرده بود «دنیا به نفت ما احتیاج دارد»!
بقایی در خصوص استخراج نفت هم ادعا کرده بود «نفت از چاههای ما فوران میکند و ما آنرا تصفیهنشده میفروشیم»! یعنی اصلا مساله فناوری مساله نیست!
در حدود دو سال بعد، همه آن ادعاها و شعارها در مقابل واقعیت (اسکلههای خالی و نفت مانده در چاهها) بیاعتبار شده بود! مصدق مذاکرات را بدون هیچ توافقی ترک کرده بود؛ اما کشور پس از تحریم و عدم توافق، به هرجومرج کشیده شد و نهایتا این دولت کودتا بود که بر سر کار آمد.
💠آسیبشناسی پدیدهی «گفتار عامیانه»
«یکی از مهمترین گرفتاریهایی که دامنگیر بحث نفت شد، تبدیل آن به یک موضوع عمومی بود؛ چیرگی نوعی گفتار عامیانه! »
کاوه بیات آسیبشناسی ملی شدن صنعت نفت را چیرگی گفتار عامیانه میداند، آسیبی که از گفتار عامیانه آغاز میشود، بلافاصله «مسالهی فنی - تخصصی» را تبدیل به یک مسالهی سیاسی و خیابانی میکند. بدین ترتیب این توده است که پیشران تغییرات میشود و کارشناسان و نخبگان به گوشهای گذاشته شده و شعارهای خیابانی تبدیل به سرفصلهای سیاستگذاری میشوند.
تبدیل مسالهی تخصصی به مسالهی تودهای، نخستین گام از فرآیند تبدیل یک «مساله قابلحل» به یک «مسالهی غیرقابل حل» است. توده است که با حمایت سیاستمدار سادهانگار، هر موضوع فنی را به موضوعی ایدئولوژیک و هویتی و یک مسالهی غرور ملی تبدیل میکند. فشار توده است که مذاکرات نفت را بیسرانجام میکند؛ چرا که هرگونه توافق با انگلیس و آمریکا را عقبنشینی از منافع ملی تفسیر میکند.
مسالهای که تبدیل به موضوع هویتی شده است، دیگر قابل حل نیست، چون در آن تحلیل منفعت-هزینه نمیشود.
سرریز سیاستگذاری فناوری
وقتی فناوری از یک مسالهی اصلی تبدیل به موضوعی دست چندم میشود و سیاستمدار اهمیت مسالهی فناوری را نادیده میگیرد؛ فاجعه میتواند آغاز شود. سیاستمدار همان کسی است که میتواند ادعا کند استخراج نفت موضوع نیست، پیچیدگی صنعت موضوع نیست و حمل نفت موضوع نیست.
سیاستمدار عوامگرا همانکسی است که همیشه دوست دارد تا از پیچیدگیهای مسائل کم کند، دوست دارد تا یک مسالهی فنی و چندبعدی را تبدیل به یک مسالهی ساده کند، مسالهای ساده که میشود برایش راهحلهای ساده، ارزان و فوری داد. دوست دارد تا یک صنعت را در یک نانوایی بازسازی کند؛ برعکس تحلیلگرِ متخصص، که دوست دارد مساله را چندبعدی ببیند.در دنیای امروز امکانپذیری هر سیاستی حتما یک بعد فناورانه دارد اما ویژگی سیاستمدار عوامگرا، سادهانگاری است؛ او همیشه راهحلهای ساده، ارزان و فوری در جیب دارد؛ درست مثل مظفر بقایی که گفت «مثل دکان نانوایی»!
🏅ایران در جایگاه سوم رتبهبندی مدالی المپیادهای جهانی ۲۰۲۴
🔹با پایان المپیادهای علمی ۲۰۲۴، در ۵ المپیاد با بیشترین کشور شرکتکننده (از ۵۳ تا ۱۱۰ کشور) جمهوری اسلامی ایران بعد از کشورهای آمریکا و چین با کسب مجموعاً ۱۰ مدال طلا، ۱۰ نقره و ۲ برنز در جایگاه سوم دنیا قرار گرفت.
🔸در سال ۲۰۲۴ دانشپژوهان کشور عزیزمان موفق شدند تا رتبه اول المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک، رتبه چهارم المپیادهای زیستشناسی و فیزیک، رتبه هشتم المپیاد شیمی، رتبه نهم المپیاد کامپیوتر و رتبه هجدهم المپیاد ریاضی را در دنیا کسب کنند.
👏❤️✨🏆🎖
🔹با پایان المپیادهای علمی ۲۰۲۴، در ۵ المپیاد با بیشترین کشور شرکتکننده (از ۵۳ تا ۱۱۰ کشور) جمهوری اسلامی ایران بعد از کشورهای آمریکا و چین با کسب مجموعاً ۱۰ مدال طلا، ۱۰ نقره و ۲ برنز در جایگاه سوم دنیا قرار گرفت.
🔸در سال ۲۰۲۴ دانشپژوهان کشور عزیزمان موفق شدند تا رتبه اول المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک، رتبه چهارم المپیادهای زیستشناسی و فیزیک، رتبه هشتم المپیاد شیمی، رتبه نهم المپیاد کامپیوتر و رتبه هجدهم المپیاد ریاضی را در دنیا کسب کنند.
👏❤️✨🏆🎖
👏3👍1
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️دولت ایران گرفتار سارکوپینا شده است!
مجتبی لشکربلوکی
در علم پزشکی پدیده ای هست به نام سارکوپینا. به زبان ساده یعنی از دست رفتن و کاهش ماهیچهها. گفته می شود کمابیش انسانها بعد از ۴۰ سالگی سالانه حدود یک درصد از حجم ماهیچههایشان را از دست میدهند. با ضعف بافت ماهیچه ها ممکن است وزن شما تغییر نکند. حتی لاغر هم نشوید، اتفاقی که می افتد این است که نسبت عضله به چربی و استخوان کاهش پیدا می کند و شما تبدیل می شوید به پوست، چربی و استخوان و اندکی ماهیچه (عضله)! به همین خاطر افراد مسن مستعد زمینخوردن و شکستگی میشوند.
حالا این چه ربطی دارد به دولت؟ توضیح می دهم. فقط قبلش را بگویم که منظورم از دولت، قوه مجریه نیست بلکه کل سازوکار اداره کشور یعنی کل نظام حکمرانی است. دولت ما نشانه های سارکوپینا را دارد.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
وقتی روی کاغذ نگاه می کنیم تمام وزارت خانه ها، نهادها و سازمان ها -مشابه آنچه در کشورهای پیشرفته وجود دارد- را داریم. در روی کاغذ ساختار نظام حکمرانی ما تفاوت جدی ای با بقیه کشورها ندارد. (ساختار دولت می شود همان اسکلت استخوانی در بدن). برای اینکه اسکلت استخوانی به حرکت در بیاید و کار کند نیاز به نیروی انسانی با انگیزه، شایسته و کاردان داریم. وقتی به نیروی انسانی نگاه می کنیم متوجه می شویم سرجمع و از نظر تعدادی، کارکنان دولت کم نیستند.
مساله چیست؟ ما ساختارها را روی کاغذ ایجاد کرده ایم، نیروی انسانی هم به وفور به این ساختار تزریق کرده ایم. اما این ترکیب تبدیل شده به موجودی که گرفتار سارکوپینا است. استخوان دارد. چربی به وفور دارد. عضله ای برای حرکت ندارد. سه مثال بزنم: یکی از بزرگ ترین نهادهای دولتی، آموزش و پرورش است اما معدل دانش آموزان ما در رشته های ریاضی، تجربی، انسانی به ترتیب برابر است با ۱۱.۸، ۱۲ و ۹.۱۳!! افتضاح است نه؟ باهوش ترین فرزندان این سرزمین پزشکی می خوانند اما همچنان از کمبود پزشکان متخصص رنج می بریم. روی میلیاردها مترمکعب گاز و میلیاردها بشکه نفت می خوابیم و بلند می شویم، اما زمستان بی گازیم و تابستان بی برق. این نظام حکمرانی شده است چربی و استخوان که توان راه رفتن و حل مساله ندارد. چرا؟ فعلا به دنبال دلایل پیچیده نمی رویم به سه دلیل مشهود بسنده می کنم:
۱) مهاجرت نخبگان از ایران به خارج؛ فقط کافیست آمار مهاجرت پزشکان و پرستاران را امروز در گوگل سرچ کنید.
۲) عزیمت شایستگان از دولت به بخش خصوصی: فرض کنید نخبه ای مهاجرت نکند و بخواهد سالم زندگی کند. دو گزینه پیش رو دارد: با حقوق دولتی کار کند و در عین حال از رانت های دولتی استفاده نکند و در عین حال پاسخگوی ۱۶ نهاد نظارتی و امنیتی و بازرسی باشد در برابر گزینه دیگر که در بخش خصوصی کار کند و حقوق بالاتر دریافت کند و به هیچ نهادی هم پاسخ گو نباشد. شما کدام را انتخاب می کنید؟
۳) ممانعت از حضور نخبگان: حالا فرض کنید که نخبه ای مهاجرت از ایران و عزیمت از دولت را انتخاب نکند، با پدیده شوم تری مواجه می شود به نام ممانعت. یکی را به این خاطر که در خارج درس خوانده می بریم زیر ذره بین. دیگری چون هم حزبی و هم شهری ما نیست. سومی به این خاطر که ده سال پیش در اعتراضات شرکت داشته. چهارمی به این خاطر که فرزندش مقیم کشور دیگری است. پنجمی به این خاطر که رفتار همسرش به سلیقه ما نمی خورد و این داستان شوم ادامه دارد.
آن اندک عضله ای هم که باقی مانده درگیر بروکراسی های دست و پاگیر، مافیای قدرت، ائتلاف های توزیع منافع شده و عملا به سکوت و سکون و رکود کشیده شده.
نگران آنم نظام حکمرانی آنقدر ناتوان شود که توان بهبود خودش را هم نداشته باشد و حتی نتواند نسل جدیدی از حکمرانان را پرورش دهد. همه دولت ها از چپ و راست با شعار جوان گرایی می آیند و آخرش یا دوباره در دام کهن سالاری می افتیم و یا در دام خام سالاری (جوانان قدکوتاه مدعی که یک شبه به مقامات می رسند)
نظام حکمرانی ما پوست شده و استخوان و مقدار زیادی چربی. استخوان یعنی همین ساختاری که با سازمان های عریض و طویل درست کرده ایم. عزم وجود دارد. عضله وجود ندارد. نمی توانیم مساله حل کنیم. به همین خاطر نمی توانیم ناترازی ها را حل کنیم. ناترازی های آب، انرژی، بودجه و هفت هشت ناترازی دیگر که ریشه در چند ناترازی بزرگ تر دارند که یکی از بزرگ ترین آن ها این است: ناترازی بین ظرفیت حکمرانی (عضله) مورد نیاز و ظرفیت موجود نظام حکمرانی برای حل مسایل کشور.
تحلیل گرانی که هر روز بر طبل ناترازی ها می کوبند به این سوال جواب بدهند که دولت با چه ظرفیتی می خواهد این ناترازی ها را برطرف کند؟ این یک ناترازی نیست، یک ابرناترازی است. در زمان ضعف بروکراسی، باید رفت سراغ نتوکراسی؛ حکمرانی شبکه ای و ائتلاف های مسالهمحورِ موقت بخش مردمی با دولت برای حل مسایل ملی.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
در علم پزشکی پدیده ای هست به نام سارکوپینا. به زبان ساده یعنی از دست رفتن و کاهش ماهیچهها. گفته می شود کمابیش انسانها بعد از ۴۰ سالگی سالانه حدود یک درصد از حجم ماهیچههایشان را از دست میدهند. با ضعف بافت ماهیچه ها ممکن است وزن شما تغییر نکند. حتی لاغر هم نشوید، اتفاقی که می افتد این است که نسبت عضله به چربی و استخوان کاهش پیدا می کند و شما تبدیل می شوید به پوست، چربی و استخوان و اندکی ماهیچه (عضله)! به همین خاطر افراد مسن مستعد زمینخوردن و شکستگی میشوند.
حالا این چه ربطی دارد به دولت؟ توضیح می دهم. فقط قبلش را بگویم که منظورم از دولت، قوه مجریه نیست بلکه کل سازوکار اداره کشور یعنی کل نظام حکمرانی است. دولت ما نشانه های سارکوپینا را دارد.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
وقتی روی کاغذ نگاه می کنیم تمام وزارت خانه ها، نهادها و سازمان ها -مشابه آنچه در کشورهای پیشرفته وجود دارد- را داریم. در روی کاغذ ساختار نظام حکمرانی ما تفاوت جدی ای با بقیه کشورها ندارد. (ساختار دولت می شود همان اسکلت استخوانی در بدن). برای اینکه اسکلت استخوانی به حرکت در بیاید و کار کند نیاز به نیروی انسانی با انگیزه، شایسته و کاردان داریم. وقتی به نیروی انسانی نگاه می کنیم متوجه می شویم سرجمع و از نظر تعدادی، کارکنان دولت کم نیستند.
مساله چیست؟ ما ساختارها را روی کاغذ ایجاد کرده ایم، نیروی انسانی هم به وفور به این ساختار تزریق کرده ایم. اما این ترکیب تبدیل شده به موجودی که گرفتار سارکوپینا است. استخوان دارد. چربی به وفور دارد. عضله ای برای حرکت ندارد. سه مثال بزنم: یکی از بزرگ ترین نهادهای دولتی، آموزش و پرورش است اما معدل دانش آموزان ما در رشته های ریاضی، تجربی، انسانی به ترتیب برابر است با ۱۱.۸، ۱۲ و ۹.۱۳!! افتضاح است نه؟ باهوش ترین فرزندان این سرزمین پزشکی می خوانند اما همچنان از کمبود پزشکان متخصص رنج می بریم. روی میلیاردها مترمکعب گاز و میلیاردها بشکه نفت می خوابیم و بلند می شویم، اما زمستان بی گازیم و تابستان بی برق. این نظام حکمرانی شده است چربی و استخوان که توان راه رفتن و حل مساله ندارد. چرا؟ فعلا به دنبال دلایل پیچیده نمی رویم به سه دلیل مشهود بسنده می کنم:
۱) مهاجرت نخبگان از ایران به خارج؛ فقط کافیست آمار مهاجرت پزشکان و پرستاران را امروز در گوگل سرچ کنید.
۲) عزیمت شایستگان از دولت به بخش خصوصی: فرض کنید نخبه ای مهاجرت نکند و بخواهد سالم زندگی کند. دو گزینه پیش رو دارد: با حقوق دولتی کار کند و در عین حال از رانت های دولتی استفاده نکند و در عین حال پاسخگوی ۱۶ نهاد نظارتی و امنیتی و بازرسی باشد در برابر گزینه دیگر که در بخش خصوصی کار کند و حقوق بالاتر دریافت کند و به هیچ نهادی هم پاسخ گو نباشد. شما کدام را انتخاب می کنید؟
۳) ممانعت از حضور نخبگان: حالا فرض کنید که نخبه ای مهاجرت از ایران و عزیمت از دولت را انتخاب نکند، با پدیده شوم تری مواجه می شود به نام ممانعت. یکی را به این خاطر که در خارج درس خوانده می بریم زیر ذره بین. دیگری چون هم حزبی و هم شهری ما نیست. سومی به این خاطر که ده سال پیش در اعتراضات شرکت داشته. چهارمی به این خاطر که فرزندش مقیم کشور دیگری است. پنجمی به این خاطر که رفتار همسرش به سلیقه ما نمی خورد و این داستان شوم ادامه دارد.
آن اندک عضله ای هم که باقی مانده درگیر بروکراسی های دست و پاگیر، مافیای قدرت، ائتلاف های توزیع منافع شده و عملا به سکوت و سکون و رکود کشیده شده.
نگران آنم نظام حکمرانی آنقدر ناتوان شود که توان بهبود خودش را هم نداشته باشد و حتی نتواند نسل جدیدی از حکمرانان را پرورش دهد. همه دولت ها از چپ و راست با شعار جوان گرایی می آیند و آخرش یا دوباره در دام کهن سالاری می افتیم و یا در دام خام سالاری (جوانان قدکوتاه مدعی که یک شبه به مقامات می رسند)
نظام حکمرانی ما پوست شده و استخوان و مقدار زیادی چربی. استخوان یعنی همین ساختاری که با سازمان های عریض و طویل درست کرده ایم. عزم وجود دارد. عضله وجود ندارد. نمی توانیم مساله حل کنیم. به همین خاطر نمی توانیم ناترازی ها را حل کنیم. ناترازی های آب، انرژی، بودجه و هفت هشت ناترازی دیگر که ریشه در چند ناترازی بزرگ تر دارند که یکی از بزرگ ترین آن ها این است: ناترازی بین ظرفیت حکمرانی (عضله) مورد نیاز و ظرفیت موجود نظام حکمرانی برای حل مسایل کشور.
تحلیل گرانی که هر روز بر طبل ناترازی ها می کوبند به این سوال جواب بدهند که دولت با چه ظرفیتی می خواهد این ناترازی ها را برطرف کند؟ این یک ناترازی نیست، یک ابرناترازی است. در زمان ضعف بروکراسی، باید رفت سراغ نتوکراسی؛ حکمرانی شبکه ای و ائتلاف های مسالهمحورِ موقت بخش مردمی با دولت برای حل مسایل ملی.
@Dr_Lashkarbolouki
👍1👌1🤣1
✳️ شورشی ها، پیتزا سرو می کنند!
✅ آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستورانهای شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که به خاطر رستورانها و سرآشپزهای منحصربفردش از مشهورترین منطقههای گردشگری است. این رستورانها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فستفودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی میکنند.
🔸پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکتهای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر میرسد پسربچهها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچکتر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بیمعطلی گفت: پیتزا!
🔸خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند؛ و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آنها، غیرقابلتصور بود!
شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد، اما پدر، مادر و بچهها هیچگاه حرکت متفاوت و محبتآمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.
🔸فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند.
🔸ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ به تازگی منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف میکند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما میآورند.
🔺تجزیه و تحلیل راهبردی:
نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را میتوانم انجام دهم؟
پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها میتوانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم، اما بجای آنچه باید و وظیفهاش بود، آن کاری را که میتوانست انجام دهد، انجام داد!
معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود میکند: قواعد بر آمده از دستورالعملها و آییننامهها، سنتهای برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنتها.
هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار میتوان کرد که همان نتیجه موردنظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنتها و قواعد میگویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجرههای جدیدی پیش روی ما باز میشود.
بازنشرازکانال کافه وانیلی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستورانهای شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که به خاطر رستورانها و سرآشپزهای منحصربفردش از مشهورترین منطقههای گردشگری است. این رستورانها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فستفودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی میکنند.
🔸پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکتهای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر میرسد پسربچهها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچکتر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بیمعطلی گفت: پیتزا!
🔸خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند؛ و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آنها، غیرقابلتصور بود!
شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد، اما پدر، مادر و بچهها هیچگاه حرکت متفاوت و محبتآمیز پیشخدمت را فراموش نکردند.
🔸فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند.
🔸ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ به تازگی منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف میکند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما میآورند.
🔺تجزیه و تحلیل راهبردی:
نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را میتوانم انجام دهم؟
پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها میتوانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم، اما بجای آنچه باید و وظیفهاش بود، آن کاری را که میتوانست انجام دهد، انجام داد!
معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود میکند: قواعد بر آمده از دستورالعملها و آییننامهها، سنتهای برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنتها.
هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار میتوان کرد که همان نتیجه موردنظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنتها و قواعد میگویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجرههای جدیدی پیش روی ما باز میشود.
بازنشرازکانال کافه وانیلی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2👏1
✳️ گزارش تحلیلی اندیشکده استیمسون:
زمینگیری صنعت انرژی ایران، محصول تحریم؛ کمبود سرمایهگذاری و بی تدبیری
✅ همسایگان ایران، با سرعت در حال استخراج و افرایش نفت و گاز و ظرفیت تولید انرژی از میادین مشترک نفتی و گازی هستند
✍ دکتر "محمد سلامی"، پاکستانی تبار و پژوهشگر مؤسسه بینالمللی تحلیل استراتژیک جهانی، در مقاله ای برای "اندیشکده استیمسون"، نوشت:
🔹در ماه جولای امسال اعلام شد که ایران سالانه 300 میلیون متر مکعب گاز از روسیه وارد خواهد کرد. این خبر برای ایرانیان که با وجود داشتن ذخایر فراوان، اغلب با کمبود گاز دست به گریبان هستند، خبر کاملاً خوشایندی نبود.
🔸 وزیر نفت وقت ایران، "جواد اوجی"، این قرارداد را "شاهکار دیپلماسی انرژی" نامید اما ایرانیها بُهت زده شدند که چرا کشوری که دومین ذخایر بزرگ گاز در جهان – یعنی 17 درصد آن – و 9.54 درصد از ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد، باید از کشوری که پس از تهاجم به اوکراین در سال 2022 از سوی بیشتر کشورهای جهان تحریم شده، انرژی وارد کند!؟
🔹تحریمها، کمبود سرمایهگذاری و مدیریتِ بد، سالهاست که صنعت انرژی ایران را زمینگیر کرده است. ایران مدتهاست که از ترکمنستان همسایه گاز وارد میکند اما این کشور گاهی به دلیل عدم پرداخت، عرضه گاز را قطع کرده است.
🔸 در دسامبر 2022، اوجی هشدار داد که اگر ایران نتواند 240 میلیارد دلار سرمایه برای بخش نفت و گاز خود جذب کند، به یک واردکننده انرژی تبدیل خواهد شد.
🔹 همسایگان ایران، که تحت فشار تحریمها نیستند، توانستهاند در دو دهه گذشته با کمک سرمایهگذاری و فناوری خارجی ظرفیت تولید انرژی خود را افزایش دهند.
🔸این موضوع برای ایران بسیار ناگوار است زیرا این کشور بسیاری از میدانهای نفت و گاز را با کشورهای همسایه شریک است و افزایش تولید در آن کشورها به معنای هدررفت دارایی های ایران خواهد بود.
🔹 ایران 28 میدان نفت و گاز مشترک با همسایگان خود دارد که 15 میدان آن در زیر آبهای خلیج فارس واقع شدهاند. ایران 12 میدان را با عراق، پنج میدان را با امارات متحده عربی، چهار میدان را با عربستان سعودی، چهار میدان را با قطر و یک میدان را با عمان، کویت و ترکمنستان به اشتراک میگذارد.
🔸میدانهای مشترک 20 درصد از نفت قابل استخراج و 30 درصد از ذخایر گاز ایران را تشکیل میدهند. با این حال، طبق گزارش وزارت نفت، تنها 15 مورد از این 28 میدان مشترک فعال هستند و 13 میدان دیگر هنوز به مرحله توسعه و تولید نرسیدهاند.
🔹 پیشرفت کُند ایران، نتیجه وابستگی به سرمایهگذاری داخلی است. بهطور متوسط، در 2.5 سال گذشته سالانه 6.5 میلیارد دلار در صنعت نفت سرمایهگذاری شده است.
🔸 طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، سرمایهگذاری سالانه در پروژههای بالادستی نفت و گاز ایران از حدود 18 میلیارد دلار در دهه 1990 به 7 میلیارد دلار در اوایل دهه 2010 و به 3 میلیارد دلار از سال 2017 کاهش یافته است.
🔹 ایران نه تنها از تولید جدید محروم شده، بلکه شاهد فرسایش زیرساختهای انرژی موجود نیز هست. وزارت نفت ایران و نیز اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده گزارش میدهند که 80 درصد از تولید نفت ایران از میادین قدیمی است که با کاهش فشار مواجه هستند و این امر باعث کاهش سالانه 8 تا 10 درصدی در تولید میشود.
🔸ایران برای جلوگیری از کاهش سریع تولید نفت خود، نیاز دارد که روزانه نزدیک به 300 میلیون متر مکعب گاز به ذخایر نفت قدیمی خود تزریق کند. با این حال، آخرین دادههای رسمی موجود نشان میدهد که در سال 2017، میزان تزریق گاز در بهترین حالت 80-90 میلیون متر مکعب در روز بوده است.
🔹 بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در سال 2017، در صورتی که گاز مورد نیاز برای تزریق تأمین نشود، 2.3 تا 2.7 میلیارد بشکه نفت خام در مخازن به دام میافتد و هرگز استخراج نخواهد شد. با توجه به اینکه هر بشکه نفت 50 دلار ارزش دارد، احتمالاً بین 115 تا 135 میلیارد دلار ثروت ایران بر باد خواهد رفت.
🔸 همسایگان ایران با چنین محدودیتهایی روبرو نیستند. به عنوان مثال، عراق از زمان سرنگونی صدام حسین توسط ایالات متحده آمریکا در دو دهه پیش، توانسته تولید نفت خود را از حدود 2 میلیون بشکه در روز به 4.5 میلیون بشکه افزایش دهد.
🔹 عراق با بهرهمندی از سرمایهگذاریهای چین، روسیه و غرب، به دنبال افزایش تولید نفت خود تا 6 میلیون بشکه در روز طی پنج سال آینده است و از این طریق پروژههای هیدروکربنی خود را تسریع کرده و واردات فرآوردههای نفتی از کشورهایی مانند ایران را متوقف خواهد کرد. برای دستیابی به این هدف، عراق قصد دارد تولید از میدانی که با ایران مشترک است را افزایش دهد.
زمینگیری صنعت انرژی ایران، محصول تحریم؛ کمبود سرمایهگذاری و بی تدبیری
✅ همسایگان ایران، با سرعت در حال استخراج و افرایش نفت و گاز و ظرفیت تولید انرژی از میادین مشترک نفتی و گازی هستند
✍ دکتر "محمد سلامی"، پاکستانی تبار و پژوهشگر مؤسسه بینالمللی تحلیل استراتژیک جهانی، در مقاله ای برای "اندیشکده استیمسون"، نوشت:
🔹در ماه جولای امسال اعلام شد که ایران سالانه 300 میلیون متر مکعب گاز از روسیه وارد خواهد کرد. این خبر برای ایرانیان که با وجود داشتن ذخایر فراوان، اغلب با کمبود گاز دست به گریبان هستند، خبر کاملاً خوشایندی نبود.
🔸 وزیر نفت وقت ایران، "جواد اوجی"، این قرارداد را "شاهکار دیپلماسی انرژی" نامید اما ایرانیها بُهت زده شدند که چرا کشوری که دومین ذخایر بزرگ گاز در جهان – یعنی 17 درصد آن – و 9.54 درصد از ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد، باید از کشوری که پس از تهاجم به اوکراین در سال 2022 از سوی بیشتر کشورهای جهان تحریم شده، انرژی وارد کند!؟
🔹تحریمها، کمبود سرمایهگذاری و مدیریتِ بد، سالهاست که صنعت انرژی ایران را زمینگیر کرده است. ایران مدتهاست که از ترکمنستان همسایه گاز وارد میکند اما این کشور گاهی به دلیل عدم پرداخت، عرضه گاز را قطع کرده است.
🔸 در دسامبر 2022، اوجی هشدار داد که اگر ایران نتواند 240 میلیارد دلار سرمایه برای بخش نفت و گاز خود جذب کند، به یک واردکننده انرژی تبدیل خواهد شد.
🔹 همسایگان ایران، که تحت فشار تحریمها نیستند، توانستهاند در دو دهه گذشته با کمک سرمایهگذاری و فناوری خارجی ظرفیت تولید انرژی خود را افزایش دهند.
🔸این موضوع برای ایران بسیار ناگوار است زیرا این کشور بسیاری از میدانهای نفت و گاز را با کشورهای همسایه شریک است و افزایش تولید در آن کشورها به معنای هدررفت دارایی های ایران خواهد بود.
🔹 ایران 28 میدان نفت و گاز مشترک با همسایگان خود دارد که 15 میدان آن در زیر آبهای خلیج فارس واقع شدهاند. ایران 12 میدان را با عراق، پنج میدان را با امارات متحده عربی، چهار میدان را با عربستان سعودی، چهار میدان را با قطر و یک میدان را با عمان، کویت و ترکمنستان به اشتراک میگذارد.
🔸میدانهای مشترک 20 درصد از نفت قابل استخراج و 30 درصد از ذخایر گاز ایران را تشکیل میدهند. با این حال، طبق گزارش وزارت نفت، تنها 15 مورد از این 28 میدان مشترک فعال هستند و 13 میدان دیگر هنوز به مرحله توسعه و تولید نرسیدهاند.
🔹 پیشرفت کُند ایران، نتیجه وابستگی به سرمایهگذاری داخلی است. بهطور متوسط، در 2.5 سال گذشته سالانه 6.5 میلیارد دلار در صنعت نفت سرمایهگذاری شده است.
🔸 طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، سرمایهگذاری سالانه در پروژههای بالادستی نفت و گاز ایران از حدود 18 میلیارد دلار در دهه 1990 به 7 میلیارد دلار در اوایل دهه 2010 و به 3 میلیارد دلار از سال 2017 کاهش یافته است.
🔹 ایران نه تنها از تولید جدید محروم شده، بلکه شاهد فرسایش زیرساختهای انرژی موجود نیز هست. وزارت نفت ایران و نیز اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده گزارش میدهند که 80 درصد از تولید نفت ایران از میادین قدیمی است که با کاهش فشار مواجه هستند و این امر باعث کاهش سالانه 8 تا 10 درصدی در تولید میشود.
🔸ایران برای جلوگیری از کاهش سریع تولید نفت خود، نیاز دارد که روزانه نزدیک به 300 میلیون متر مکعب گاز به ذخایر نفت قدیمی خود تزریق کند. با این حال، آخرین دادههای رسمی موجود نشان میدهد که در سال 2017، میزان تزریق گاز در بهترین حالت 80-90 میلیون متر مکعب در روز بوده است.
🔹 بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در سال 2017، در صورتی که گاز مورد نیاز برای تزریق تأمین نشود، 2.3 تا 2.7 میلیارد بشکه نفت خام در مخازن به دام میافتد و هرگز استخراج نخواهد شد. با توجه به اینکه هر بشکه نفت 50 دلار ارزش دارد، احتمالاً بین 115 تا 135 میلیارد دلار ثروت ایران بر باد خواهد رفت.
🔸 همسایگان ایران با چنین محدودیتهایی روبرو نیستند. به عنوان مثال، عراق از زمان سرنگونی صدام حسین توسط ایالات متحده آمریکا در دو دهه پیش، توانسته تولید نفت خود را از حدود 2 میلیون بشکه در روز به 4.5 میلیون بشکه افزایش دهد.
🔹 عراق با بهرهمندی از سرمایهگذاریهای چین، روسیه و غرب، به دنبال افزایش تولید نفت خود تا 6 میلیون بشکه در روز طی پنج سال آینده است و از این طریق پروژههای هیدروکربنی خود را تسریع کرده و واردات فرآوردههای نفتی از کشورهایی مانند ایران را متوقف خواهد کرد. برای دستیابی به این هدف، عراق قصد دارد تولید از میدانی که با ایران مشترک است را افزایش دهد.
Stimson Center
Why is Iran Importing Natural Gas from Russia?
Sanctions, a lack of investment, and mismanagement have plagued the Iranian energy industry for years while Iran's neighbors have been able to increase their energy production capacity over the last two decades
👆 ادامه ازقبل
🔸 از سال 2013، ایران نیز توسعه میادین نفتی مشترک با عراق را در اولویت قرار داده است. ایران از این میادین روزانه 90 هزار بشکه نفت برداشت کرده و تا سال 2021 با کمک شرکتهای چینی قرار بود تولید از میادین یادآوران، آزادگان شمالی و جنوبی، و یاران شمالی و جنوبی را به 1.2 میلیون بشکه در روز افزایش دهد.
🔹 با این حال، به دلیل عدم پایبندی شرکتهای چینی، ایران تنها توانست به تولید 350 هزار بشکه در روز دست یابد، در حالی که تولید نفت عراق همچنان در حال افزایش است.
🔸 توسعه این پنج میدان مشترک نیاز به سرمایهگذاری 11 میلیارد دلاری و فناوری پیشرفته غربی دارد. با فناوری کنونی ایران، تنها 5 تا 10 درصد از 64 میلیارد بشکه ذخایر این میادین قابل استخراج است.
🔹مهمترین میدان گازی ایران با قطر مشترک است. این میدان در ایران به نام پارس جنوبی و در قطر به نام گنبد شمالی شناخته میشود.
🔸قطر از سال 1991 تولید گاز از این میدان را آغاز کرد، یعنی 11 سال جلوتر از ایران، و تا سال 2002، زمانی که ایران تولید را آغاز کرد، قطر قبلاً 214 میلیارد متر مکعب گاز استخراج کرده بود. در سالهای 2002 تا 2014، قطر 70 درصد بیشتر از ایران گاز استخراج کرد و این رقم از آن زمان دو برابر شده است.
🔹قطر قراردادهایی به ارزش 29 میلیارد دلار با شرکتهای غربی برای افزایش 30 درصدی تولید تا سال 2026 امضا کرده و انتظار میرود که تولید گاز قطر از پارس جنوبی تا سال 2030 به 740 میلیون متر مکعب در روز برسد، در حالی که تولید ایران از این میدان به دلیل کاهش فشار در سمت ایران، بیش از 30 درصد کاهش یافته و به حدود 350 میلیون متر مکعب در روز خواهد رسید.
🔸افزایش استخراج گاز توسط قطر باعث افزایش ذخایر گازی در سمت این کشور شده است. ایران به دلیل نبود فناوری لازم نمیتواند هلیوم استخراجشده از این میدان گازی مشترک را حفظ کند.
🔹قطر به این فناوری مجهز است و این امر به دوحه امکان داده است که 35 درصد از هلیوم جهان را تولید کند.
🔸 پس از انتخابات اخیر ریاستجمهوری، "محسن پاک نژاد" به عنوان وزیر نفت منصوب شده است. پاک نژاد، که از سال 1996 در وزارت نفت مشغول به کار بوده، به مجلس اعلام کرد که اجرای طرحهای توسعه را مهمترین وظیفه خود میداند.
🔹وی تاکید کرد که به میادین مشترک، از جمله پارس جنوبی، توجه ویژه خواهد داشت و اقدام سریع برای افزایش فشار گاز در میادین پارس جنوبی را اعلام کرد.
🔸او هشدار داد که اگر این مسئله به سرعت مورد توجه قرار نگیرد، معادل یک فاز از پارس جنوبی، یعنی 28 میلیون متر مکعب تولید، سالانه از دست خواهد رفت. باید دید آیا این برنامهها قابل تحقق خواهند بود یا خیر.
🔹تحریمهای اعمالشده به دلیل برنامه هستهای ایران و حمایت از گروههای شبهنظامی در خاورمیانه به شدت زیربنای اقتصادی ایران را تضعیف کرده و بسیاری از ساکنان طبقه متوسط این کشور را به سمت فقر سوق داده است.
🔸با توجه به اهمیت صادرات نفت در بودجه ایران، کاهش تولید نفت کشور را وادار کرده تا به سمت تنوعبخشی به اقتصاد و اتکا به خدمات، مالیات و صادرات غیرنفتی برود. با این حال، در نهایت ایران برای دستیابی به رفاه نیاز به رفع تحریمها دارد که این امر مستلزم امتیازاتی در راهبردهای خارجی و دفاعی است که جمهوری اسلامی تاکنون تمایلی به پذیرش آنها نشان نداده است.
https://www.stimson.org/2024/why-is-iran-importing-natural-gas-from-russia/
https://t.me/ExecutiveManagement
🔸 از سال 2013، ایران نیز توسعه میادین نفتی مشترک با عراق را در اولویت قرار داده است. ایران از این میادین روزانه 90 هزار بشکه نفت برداشت کرده و تا سال 2021 با کمک شرکتهای چینی قرار بود تولید از میادین یادآوران، آزادگان شمالی و جنوبی، و یاران شمالی و جنوبی را به 1.2 میلیون بشکه در روز افزایش دهد.
🔹 با این حال، به دلیل عدم پایبندی شرکتهای چینی، ایران تنها توانست به تولید 350 هزار بشکه در روز دست یابد، در حالی که تولید نفت عراق همچنان در حال افزایش است.
🔸 توسعه این پنج میدان مشترک نیاز به سرمایهگذاری 11 میلیارد دلاری و فناوری پیشرفته غربی دارد. با فناوری کنونی ایران، تنها 5 تا 10 درصد از 64 میلیارد بشکه ذخایر این میادین قابل استخراج است.
🔹مهمترین میدان گازی ایران با قطر مشترک است. این میدان در ایران به نام پارس جنوبی و در قطر به نام گنبد شمالی شناخته میشود.
🔸قطر از سال 1991 تولید گاز از این میدان را آغاز کرد، یعنی 11 سال جلوتر از ایران، و تا سال 2002، زمانی که ایران تولید را آغاز کرد، قطر قبلاً 214 میلیارد متر مکعب گاز استخراج کرده بود. در سالهای 2002 تا 2014، قطر 70 درصد بیشتر از ایران گاز استخراج کرد و این رقم از آن زمان دو برابر شده است.
🔹قطر قراردادهایی به ارزش 29 میلیارد دلار با شرکتهای غربی برای افزایش 30 درصدی تولید تا سال 2026 امضا کرده و انتظار میرود که تولید گاز قطر از پارس جنوبی تا سال 2030 به 740 میلیون متر مکعب در روز برسد، در حالی که تولید ایران از این میدان به دلیل کاهش فشار در سمت ایران، بیش از 30 درصد کاهش یافته و به حدود 350 میلیون متر مکعب در روز خواهد رسید.
🔸افزایش استخراج گاز توسط قطر باعث افزایش ذخایر گازی در سمت این کشور شده است. ایران به دلیل نبود فناوری لازم نمیتواند هلیوم استخراجشده از این میدان گازی مشترک را حفظ کند.
🔹قطر به این فناوری مجهز است و این امر به دوحه امکان داده است که 35 درصد از هلیوم جهان را تولید کند.
🔸 پس از انتخابات اخیر ریاستجمهوری، "محسن پاک نژاد" به عنوان وزیر نفت منصوب شده است. پاک نژاد، که از سال 1996 در وزارت نفت مشغول به کار بوده، به مجلس اعلام کرد که اجرای طرحهای توسعه را مهمترین وظیفه خود میداند.
🔹وی تاکید کرد که به میادین مشترک، از جمله پارس جنوبی، توجه ویژه خواهد داشت و اقدام سریع برای افزایش فشار گاز در میادین پارس جنوبی را اعلام کرد.
🔸او هشدار داد که اگر این مسئله به سرعت مورد توجه قرار نگیرد، معادل یک فاز از پارس جنوبی، یعنی 28 میلیون متر مکعب تولید، سالانه از دست خواهد رفت. باید دید آیا این برنامهها قابل تحقق خواهند بود یا خیر.
🔹تحریمهای اعمالشده به دلیل برنامه هستهای ایران و حمایت از گروههای شبهنظامی در خاورمیانه به شدت زیربنای اقتصادی ایران را تضعیف کرده و بسیاری از ساکنان طبقه متوسط این کشور را به سمت فقر سوق داده است.
🔸با توجه به اهمیت صادرات نفت در بودجه ایران، کاهش تولید نفت کشور را وادار کرده تا به سمت تنوعبخشی به اقتصاد و اتکا به خدمات، مالیات و صادرات غیرنفتی برود. با این حال، در نهایت ایران برای دستیابی به رفاه نیاز به رفع تحریمها دارد که این امر مستلزم امتیازاتی در راهبردهای خارجی و دفاعی است که جمهوری اسلامی تاکنون تمایلی به پذیرش آنها نشان نداده است.
https://www.stimson.org/2024/why-is-iran-importing-natural-gas-from-russia/
https://t.me/ExecutiveManagement
Stimson Center
Why is Iran Importing Natural Gas from Russia?
Sanctions, a lack of investment, and mismanagement have plagued the Iranian energy industry for years while Iran's neighbors have been able to increase their energy production capacity over the last two decades
✳️ چرا در حل بحران ها ناتوانيم؟
محمدرضا يوسفي/اقتصاددان
✅امروز ايران با انواع معضلات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و زيست محيطي مواجه است. كارشناسان در بسياري از موارد درك خوبي از اين معضلات و علت آنان داشته، راه حل هايي ارائه مي كنند. اما اين پيشنهادات مورد استقبال مقامات قرار نمي گيرند و گاه آنان علاقه اي به شنيدن آن راه حل ها نيز ندارند. از اين رو مشكلات به مرور به بحران تبديل شده و بحران ها نيز عميق تر و شديدتر مي شوند. سوال اين است كه چرا مقامات با وجود اطلاع نسبي از بحرانها، اين راه حل ها كه در اكثر موارد نيز درست هستند را دنبال نمي كنند و به راه حل هاي وصله پينه اي علاقه نشان مي دهند؟
🔹 به نظر مي رسد علت مهم عدم استقبال از اين پيشنهادات اين است كه از ديدگاه مقامات اين پيشنهادها، انقلابي بوده و منجر به تغيير در ساختار قدرت و جابجايي هاي نسبي در مناسبات حاكم مي شوند و اين امر مطلوب آنان نيست.
🔹فرض كنيد جواني به خاطر موقعيت شغلي، تصميم مي گيرد از شهر خود مهاجرت كند. زندگي در شهر جديد موجب شكل گيري روابط نويني مي شود. او اكنون همسايگان، همكاران و دوستان جديدي يافته است و پس از چندي فرزنداني خواهد داشت كه اين شهر را شهر خودشان مي دانند و در اين شهر ازدواج كرده و داراي شغل مي شوند. حال فرد بازنشسته شده و دوست دارد به شهر خود بازگردد اما مجموعه مناسباتي كه به دليل انتخاب دوران جواني مبني بر مهاجرت به وجود آمده اند را نمي تواند به سادگي ناديده گيرد. همسر، فرزندان، نوه ها و دوستانش را چه كند لذا عليرغم تمايل شخصي، تصميم مي گيرد در وضعيت موجود باقي بماند. بنابراين يك انتخاب در گذشته بر انتخاب ها و ترجيحات وي در زمان آينده و مسير زندگي وي اثر گذارده و او را با محدويت مواجه مي كند.
🔹در حوزه فعاليت هاي اقتصادي نيز وضعيت مشابهي قابل ترسيم است. بسياري از تصميمات بنگاه ها و محدوديت هاي آنان به دليل انتخاب هاي گذشته صاحبان بنگاه هاست. تصميماتي مانند اخذ وام همراه با شرايط خاص، نوع فعاليت، نوع خط توليد، قراردادهاي منعقده، شركاي تجاري و امثال آن موجب شكل گيري مناسباتي مي شوند كه به راحتي نمي توان آنان را تغيير داد.
🔹 زماني به دليل علاقه شخصي يك وزير، جايابي نامناسبي صورت گرفته و به جاي اينكه كارخانه در مناطق حاشيه اي كشور استقرار يابد، كارخانه در مناطق مركزي تاسيس شده است. گرچه دلايل موجهي براي اين امر وجود نداشته است اما سعي شد تا دلايل توجيهي و به ظاهر قانع كننده براي اين تاسيس ارائه شود. تاسيس كارخانه موجب مهاجرت تعداد زيادي از شهرهاي مختلف به اين شهر و ايجاد شغل هاي جانبي و تابعي شده است.
شهر يادشده بي رويه رشد كرده است و به مرور زمان و همراه شدن عوامل ديگر، معضل آلودگي به سطح آزاردهنده اي رسيده است. اكنون آيا مي توان پيشنهاد به انتقال كارخانه داد و تبعات آن را پذيرفت. روشن است كه اين تصميم موجب به هم خوردن مناسبات زيادي مي شود كه در برابر اين تغيير مقاومت خواهد شد از اين رو راه حل هاي وصله پينه اي دنبال مي شود.
🔹در سطح كلان تصميم گيري هاي كشوري نيز همين قاعده حاكم است. نرخ ارز ترجيحي، نرخ بهره دستوري، قيمت گذاري ها و دخالت هاي مكرر دولت موجب شكل گيري مناسبات گسترده اي شده و رانت هاي بزرگي در اين ارتباط شكل گرفته، ذينفعان بسياري از اين طريق به منافع كلان رسيده اند.
خودروسازي غيررقابتي و ناكارآمد امروز يكي از معضلات كنوني است. اميرآبادي نماينده چند دوره مجلس و از اعضاي هيات رئيسه اظهار داشته است كه از 12 هزار نفر كاركنان موجود ايران خودرو، 8 هزار نفر توسط نمايندگان در ادوار مختلف معرفي شده اند( همشهري، 13 دي 1402). در نتيجه رقابتي كردن خودروسازي به معناي تغيير مناسبات ذينفعان خواهد بود.
🔹تحريم موجب شد تا كشور براي دور زدن آن از روشهاي مختلفي استفاده كند اين امر نيز موجب شكل گيري مناسبات جديدي شده و گروههايي از اين مناسبات نفع برده اند طبيعي است كه هر عاملي كه به سمت پايان دادن به تحريم حركت كند، مطلوب ذينفعان نخواهد بود.
بنابراين تصميمات ديروز ما موجب مناسباتي شده است كه به هم زدن آن با منافع افرادي گره خورده است و از اين رو با مقاومت روبرو مي شود. چنانچه تصميمات امروز ما نيز محدويت هاي فردا را رقم مي زنند. نهادگرايان، اصطلاح وابستگي به مسير را براي چنين وضعيتي به كار مي برند. از اين منظر، يكي از دلايل مهم ناكارآمدي مبارزه با فساد نيز وابستگي به مسير و منافعي است كه در مناسبات جديد شكل گرفته كه بر هم زدن آنها يك عمل انقلابي محسوب شده و داراي هزينه است. از اين رو به جاي برهم زدن ساختار فاسد و بستر فسادزا، توجه به برخورد با برخي از فاسدان در دستور كار قرار مي گيرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
محمدرضا يوسفي/اقتصاددان
✅امروز ايران با انواع معضلات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و زيست محيطي مواجه است. كارشناسان در بسياري از موارد درك خوبي از اين معضلات و علت آنان داشته، راه حل هايي ارائه مي كنند. اما اين پيشنهادات مورد استقبال مقامات قرار نمي گيرند و گاه آنان علاقه اي به شنيدن آن راه حل ها نيز ندارند. از اين رو مشكلات به مرور به بحران تبديل شده و بحران ها نيز عميق تر و شديدتر مي شوند. سوال اين است كه چرا مقامات با وجود اطلاع نسبي از بحرانها، اين راه حل ها كه در اكثر موارد نيز درست هستند را دنبال نمي كنند و به راه حل هاي وصله پينه اي علاقه نشان مي دهند؟
🔹 به نظر مي رسد علت مهم عدم استقبال از اين پيشنهادات اين است كه از ديدگاه مقامات اين پيشنهادها، انقلابي بوده و منجر به تغيير در ساختار قدرت و جابجايي هاي نسبي در مناسبات حاكم مي شوند و اين امر مطلوب آنان نيست.
🔹فرض كنيد جواني به خاطر موقعيت شغلي، تصميم مي گيرد از شهر خود مهاجرت كند. زندگي در شهر جديد موجب شكل گيري روابط نويني مي شود. او اكنون همسايگان، همكاران و دوستان جديدي يافته است و پس از چندي فرزنداني خواهد داشت كه اين شهر را شهر خودشان مي دانند و در اين شهر ازدواج كرده و داراي شغل مي شوند. حال فرد بازنشسته شده و دوست دارد به شهر خود بازگردد اما مجموعه مناسباتي كه به دليل انتخاب دوران جواني مبني بر مهاجرت به وجود آمده اند را نمي تواند به سادگي ناديده گيرد. همسر، فرزندان، نوه ها و دوستانش را چه كند لذا عليرغم تمايل شخصي، تصميم مي گيرد در وضعيت موجود باقي بماند. بنابراين يك انتخاب در گذشته بر انتخاب ها و ترجيحات وي در زمان آينده و مسير زندگي وي اثر گذارده و او را با محدويت مواجه مي كند.
🔹در حوزه فعاليت هاي اقتصادي نيز وضعيت مشابهي قابل ترسيم است. بسياري از تصميمات بنگاه ها و محدوديت هاي آنان به دليل انتخاب هاي گذشته صاحبان بنگاه هاست. تصميماتي مانند اخذ وام همراه با شرايط خاص، نوع فعاليت، نوع خط توليد، قراردادهاي منعقده، شركاي تجاري و امثال آن موجب شكل گيري مناسباتي مي شوند كه به راحتي نمي توان آنان را تغيير داد.
🔹 زماني به دليل علاقه شخصي يك وزير، جايابي نامناسبي صورت گرفته و به جاي اينكه كارخانه در مناطق حاشيه اي كشور استقرار يابد، كارخانه در مناطق مركزي تاسيس شده است. گرچه دلايل موجهي براي اين امر وجود نداشته است اما سعي شد تا دلايل توجيهي و به ظاهر قانع كننده براي اين تاسيس ارائه شود. تاسيس كارخانه موجب مهاجرت تعداد زيادي از شهرهاي مختلف به اين شهر و ايجاد شغل هاي جانبي و تابعي شده است.
شهر يادشده بي رويه رشد كرده است و به مرور زمان و همراه شدن عوامل ديگر، معضل آلودگي به سطح آزاردهنده اي رسيده است. اكنون آيا مي توان پيشنهاد به انتقال كارخانه داد و تبعات آن را پذيرفت. روشن است كه اين تصميم موجب به هم خوردن مناسبات زيادي مي شود كه در برابر اين تغيير مقاومت خواهد شد از اين رو راه حل هاي وصله پينه اي دنبال مي شود.
🔹در سطح كلان تصميم گيري هاي كشوري نيز همين قاعده حاكم است. نرخ ارز ترجيحي، نرخ بهره دستوري، قيمت گذاري ها و دخالت هاي مكرر دولت موجب شكل گيري مناسبات گسترده اي شده و رانت هاي بزرگي در اين ارتباط شكل گرفته، ذينفعان بسياري از اين طريق به منافع كلان رسيده اند.
خودروسازي غيررقابتي و ناكارآمد امروز يكي از معضلات كنوني است. اميرآبادي نماينده چند دوره مجلس و از اعضاي هيات رئيسه اظهار داشته است كه از 12 هزار نفر كاركنان موجود ايران خودرو، 8 هزار نفر توسط نمايندگان در ادوار مختلف معرفي شده اند( همشهري، 13 دي 1402). در نتيجه رقابتي كردن خودروسازي به معناي تغيير مناسبات ذينفعان خواهد بود.
🔹تحريم موجب شد تا كشور براي دور زدن آن از روشهاي مختلفي استفاده كند اين امر نيز موجب شكل گيري مناسبات جديدي شده و گروههايي از اين مناسبات نفع برده اند طبيعي است كه هر عاملي كه به سمت پايان دادن به تحريم حركت كند، مطلوب ذينفعان نخواهد بود.
بنابراين تصميمات ديروز ما موجب مناسباتي شده است كه به هم زدن آن با منافع افرادي گره خورده است و از اين رو با مقاومت روبرو مي شود. چنانچه تصميمات امروز ما نيز محدويت هاي فردا را رقم مي زنند. نهادگرايان، اصطلاح وابستگي به مسير را براي چنين وضعيتي به كار مي برند. از اين منظر، يكي از دلايل مهم ناكارآمدي مبارزه با فساد نيز وابستگي به مسير و منافعي است كه در مناسبات جديد شكل گرفته كه بر هم زدن آنها يك عمل انقلابي محسوب شده و داراي هزينه است. از اين رو به جاي برهم زدن ساختار فاسد و بستر فسادزا، توجه به برخورد با برخي از فاسدان در دستور كار قرار مي گيرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1