✳️ قربانی شدن طبقه متوسط چه خطراتی دارد؟
✅ چهار چهره نامآشنای ایرانی اخیرا کتابی درباره اثرگذاری تحریمها بر جامعه و اقتصاد ایران با عنوان «تحریمها چگونه کار میکند؟» نوشتهاند که انتشارات دانشگاه استنفورد آن را منتشر کرده است. «نرگس باجغلی»،«ولی نصر» «جواد صالحیاصفهانی» و «علی واعظ» در این کتاب تلاش میکنند تا با مطالعه موردی ایران به این پرسش پاسخ دهند که «تحریمهای همهجانبه بلندمدت چگونه بر جامعه، سیاست و اقتصاد کشورهای هدف تاثیر میگذارد؟» اگرچه ایران تنها کشوری نیست که تحریمهای اقتصادی بلندمدت را تحمل کرده اما انتخاب ایران بر اساس این تمایز صورت گرفته که یکی از گستردهترین و کاملترین مجموعه تحریمها بر آن اعمال شده است.
🔹 ادبیات مرتبط با تحریمها بر این نکته تاکید میکند که سهولت تحمیل تحریمها و هزینههای پایین آن است که موجب شددولتهای ایالاتمتحده، به رغم عدمموفقیت در اثرگذاری سیاسی، همچنان از این ابزار به صورت گسترده استفاده کنند. در واقع، تسلط فراسرزمینی ایالاتمتحده بر نهادهای خارجی و بینالمللی که با دلار آمریکا به تجارت میپردازند یا موسسات مالی که بنگاهها پرداختهای خود را از مسیر آنها انجام میدهند، منجر به این شده تا بسیاری در واشنگتن به این جمعبندی برسند که تنها کاری که باید انجام دهند این است که تحریمها را اعمال کنند و از همه کشورها بخواهند که به آنها پایبند باشند. مطالعه اخیر بر این نکته پافشاری میکند که گرچه سهولت دسترسی و هزینههای پایین تحریمها به دولت ایالاتمتحده اجازه میدهد تا سیاست خارجی اجباری خود را بدون قربانی کردن خون و گنج آمریکاییها دنبال کند، اما به هر حال، مجازات مردم بابت رفتار دولتها و قائل شدن وظیفه برای شهروندان در جهت اجبار دولتها به تغییر روش، «اخلاقی» نیست.
🔹 از سوی دیگر، کتاب نشان میدهد که تاثیر تحریمها بر ایران با آنچه محافظهکاران جنگطلب آمریکا پیشبینی میکردند، فاصله زیادی داشته است. بهطور قطع، تحریمها به رشد اقتصاد ایران پایان داده و رنج اقتصادی گسترده را برای ایرانیان به ارمغان آورده است؛ اما به فروپاشی اقتصادی و فروپاشی سیاسی منجر نشده است. در نقطه مقابل، تحریمها با تبدیل دشمنی ایران (با غرب) و غرب (با ایران) به مسالهای هویتی امکان ارتباطات مسالمتجویانه آتی را تضعیف کرده است. علاوه بر این، خروج یکجانبه ایالاتمتحده از برجام، تمایل به مذاکره و توافق با این کشور در سطح حاکمیت را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است. در نهایت، مانایی تحریمها در طول زمان موجب شده تا با شکلگیری و تثبیت گروههای ذینفع، منافع اقتصادی با منافع سیاسی گره خورده و بخشی از جریان تصمیمگیر با نگاهی اقتصادی از ادامه تحریمها حمایت کند.
🔹 آنچه کتاب «تحریمها چگونه کار میکند؟» را از مطالعات مشابه متمایز میکند تاکید نویسندگان بر این موضوع است که اعمال تحریمهای اقتصادی همهجانبه به عنوان یک ابزار سیاست خارجی میتواند از مسیر تخریب طبقه متوسط، به نتایج معکوس منجر شود. تحریمهای اقتصادی ایالاتمتحده که ابتدا توسط دولت باراک اوباما در فاصله سالهای ۲۰۱۶-۲۰۱۱ و پس از آن توسط دولت دونالد ترامپ در فاصله سالهای ۲۰۲۰-۲۰۱۷، بزرگترین ضربه را به طبقه متوسط ایران وارد کرد. نویسندگان کتاب نشان میدهند که از زمان تشدید تحریمها در سال ۲۰۱۱، طبقه متوسط ایران از حدود ۵۵ درصد جمعیت به حدود ۴۵ درصد در سال ۲۰۱۷ کاهش یافت. تخمین زده میشود که طبقه متوسط در حال حاضر کمتر از ۳۰ درصد از جمعیت را تشکیل دهد.
🔹 همانگونه که نویسندگان کتاب استدلال میکنند، طبقه متوسط ضعیفتر، تکامل سیاسی و اجتماعی ایران را تضعیف میکند. وقتی طبقه متوسط قوی باشد، دغدغههای سیاسی و فرهنگی در جامعه تقویت میشود چراکه خواستهای طبقه متوسط عمدتاً اجتماعی، سیاسی و مدنی هستند. مشکل اصلی طبقه متوسط مدرن ایران آن است که نمیتواند با اعتبار فرهنگی و اجتماعی خود به ثروت و قدرت دست یابد. در واقع، در ساختار رانتی فعلی اقتصاد ایران، گروههای فرهنگی حتی در شرایط بهبود وضعیت اقتصادی نیز آنچنان سود نمیبرند.طبقه متوسط به دنبال تغییرات نهادی برای بهبود کیفیت حکمرانی است. حکومتداری موفقتر بهجای تقویت منافع نخبگان کوچک حاکم، نیازمند اعتماد به دولت و مشارکت بیشتر شهروندان است.از این منظر، نابرابریهای اقتصادی میتواند عدم تعادل در نظام سیاسی را تشدید کند: فشار حداکثری و بهطور کلیتر تحریمهای همهجانبه ایالاتمتحده، با بستهتر کردن فضای سیاسی و افزایش کنترل فرهنگی، طبقه متوسط به عنوان حامیان اصلی تغییر را بهشدت تضعیف کرد. چندان دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم که بدون تحریمها و فشارهای ایالاتمتحده، ایران مسیر متفاوتی را در دهه اخیر طی میکرد.
✍️ نوید رئیسی/كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چهار چهره نامآشنای ایرانی اخیرا کتابی درباره اثرگذاری تحریمها بر جامعه و اقتصاد ایران با عنوان «تحریمها چگونه کار میکند؟» نوشتهاند که انتشارات دانشگاه استنفورد آن را منتشر کرده است. «نرگس باجغلی»،«ولی نصر» «جواد صالحیاصفهانی» و «علی واعظ» در این کتاب تلاش میکنند تا با مطالعه موردی ایران به این پرسش پاسخ دهند که «تحریمهای همهجانبه بلندمدت چگونه بر جامعه، سیاست و اقتصاد کشورهای هدف تاثیر میگذارد؟» اگرچه ایران تنها کشوری نیست که تحریمهای اقتصادی بلندمدت را تحمل کرده اما انتخاب ایران بر اساس این تمایز صورت گرفته که یکی از گستردهترین و کاملترین مجموعه تحریمها بر آن اعمال شده است.
🔹 ادبیات مرتبط با تحریمها بر این نکته تاکید میکند که سهولت تحمیل تحریمها و هزینههای پایین آن است که موجب شددولتهای ایالاتمتحده، به رغم عدمموفقیت در اثرگذاری سیاسی، همچنان از این ابزار به صورت گسترده استفاده کنند. در واقع، تسلط فراسرزمینی ایالاتمتحده بر نهادهای خارجی و بینالمللی که با دلار آمریکا به تجارت میپردازند یا موسسات مالی که بنگاهها پرداختهای خود را از مسیر آنها انجام میدهند، منجر به این شده تا بسیاری در واشنگتن به این جمعبندی برسند که تنها کاری که باید انجام دهند این است که تحریمها را اعمال کنند و از همه کشورها بخواهند که به آنها پایبند باشند. مطالعه اخیر بر این نکته پافشاری میکند که گرچه سهولت دسترسی و هزینههای پایین تحریمها به دولت ایالاتمتحده اجازه میدهد تا سیاست خارجی اجباری خود را بدون قربانی کردن خون و گنج آمریکاییها دنبال کند، اما به هر حال، مجازات مردم بابت رفتار دولتها و قائل شدن وظیفه برای شهروندان در جهت اجبار دولتها به تغییر روش، «اخلاقی» نیست.
🔹 از سوی دیگر، کتاب نشان میدهد که تاثیر تحریمها بر ایران با آنچه محافظهکاران جنگطلب آمریکا پیشبینی میکردند، فاصله زیادی داشته است. بهطور قطع، تحریمها به رشد اقتصاد ایران پایان داده و رنج اقتصادی گسترده را برای ایرانیان به ارمغان آورده است؛ اما به فروپاشی اقتصادی و فروپاشی سیاسی منجر نشده است. در نقطه مقابل، تحریمها با تبدیل دشمنی ایران (با غرب) و غرب (با ایران) به مسالهای هویتی امکان ارتباطات مسالمتجویانه آتی را تضعیف کرده است. علاوه بر این، خروج یکجانبه ایالاتمتحده از برجام، تمایل به مذاکره و توافق با این کشور در سطح حاکمیت را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است. در نهایت، مانایی تحریمها در طول زمان موجب شده تا با شکلگیری و تثبیت گروههای ذینفع، منافع اقتصادی با منافع سیاسی گره خورده و بخشی از جریان تصمیمگیر با نگاهی اقتصادی از ادامه تحریمها حمایت کند.
🔹 آنچه کتاب «تحریمها چگونه کار میکند؟» را از مطالعات مشابه متمایز میکند تاکید نویسندگان بر این موضوع است که اعمال تحریمهای اقتصادی همهجانبه به عنوان یک ابزار سیاست خارجی میتواند از مسیر تخریب طبقه متوسط، به نتایج معکوس منجر شود. تحریمهای اقتصادی ایالاتمتحده که ابتدا توسط دولت باراک اوباما در فاصله سالهای ۲۰۱۶-۲۰۱۱ و پس از آن توسط دولت دونالد ترامپ در فاصله سالهای ۲۰۲۰-۲۰۱۷، بزرگترین ضربه را به طبقه متوسط ایران وارد کرد. نویسندگان کتاب نشان میدهند که از زمان تشدید تحریمها در سال ۲۰۱۱، طبقه متوسط ایران از حدود ۵۵ درصد جمعیت به حدود ۴۵ درصد در سال ۲۰۱۷ کاهش یافت. تخمین زده میشود که طبقه متوسط در حال حاضر کمتر از ۳۰ درصد از جمعیت را تشکیل دهد.
🔹 همانگونه که نویسندگان کتاب استدلال میکنند، طبقه متوسط ضعیفتر، تکامل سیاسی و اجتماعی ایران را تضعیف میکند. وقتی طبقه متوسط قوی باشد، دغدغههای سیاسی و فرهنگی در جامعه تقویت میشود چراکه خواستهای طبقه متوسط عمدتاً اجتماعی، سیاسی و مدنی هستند. مشکل اصلی طبقه متوسط مدرن ایران آن است که نمیتواند با اعتبار فرهنگی و اجتماعی خود به ثروت و قدرت دست یابد. در واقع، در ساختار رانتی فعلی اقتصاد ایران، گروههای فرهنگی حتی در شرایط بهبود وضعیت اقتصادی نیز آنچنان سود نمیبرند.طبقه متوسط به دنبال تغییرات نهادی برای بهبود کیفیت حکمرانی است. حکومتداری موفقتر بهجای تقویت منافع نخبگان کوچک حاکم، نیازمند اعتماد به دولت و مشارکت بیشتر شهروندان است.از این منظر، نابرابریهای اقتصادی میتواند عدم تعادل در نظام سیاسی را تشدید کند: فشار حداکثری و بهطور کلیتر تحریمهای همهجانبه ایالاتمتحده، با بستهتر کردن فضای سیاسی و افزایش کنترل فرهنگی، طبقه متوسط به عنوان حامیان اصلی تغییر را بهشدت تضعیف کرد. چندان دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم که بدون تحریمها و فشارهای ایالاتمتحده، ایران مسیر متفاوتی را در دهه اخیر طی میکرد.
✍️ نوید رئیسی/كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ نیرویی که از ۱۰۰ نفر بهتر است!
✅ استخدام یک نیروی قابل اعتماد یعنی حصول اطمینان از اینکه او صادق و شریف باشد؛ یعنی:
🔸️حتی وقتی کسی حواسش به او نیست، به استانداردها و اصولی پایبند باشد.
🔹️با وجدان و وظیفهشناس باشد.
🔸️مطمئن باشید که درست قضاوت میکند و به آنچه میگوید عمل میکند.
🔹️نیازی به نظارت بر او یا مدیریت ذرهبینی او نداشته باشید
🔸️اهداف تیم را درک کند و به اندازه شما به کیفیت کار اهمیت دهد.
🔺"وارن بافت" این ویژگی را بسیار ارج مینهد تا جایی که در نامهای به سهامداران در سال ۲۰۰۳، عقد قرارداد با شرکت مکلین وابسته به والمارت را به عنوان مثال آورد. یک قرارداد عظیم با یک شرکت بزرگ.
🔺فرآیند تایید قاعدتا باید کلی طول میکشید. دهها وکیل باید تک تک قراردادها و اسناد و توافقات را میخواندند. یک لشکر حسابدار باید تک تک آیتمها در صورتهای مالی شرکت را بررسی میکردند، و میلیونها دلار و ماهها زمان لازم بود تا پروسه کامل شود.
🔺اما "وارن بافت" تنها با صرف دو ساعت، یعنی در یک جلسه دو ساعته و یک دست دادن، قرارداد را نهایی کرد. او میگوید: «بررسی خاصی نکردیم. میدانستم که همه چیز دقیقا همانی خواهد بود که والمارت گفته بود. و همانطور هم شد.»
🔺یک جلسه دو ساعته و دست دادن و تمام؟ تصور کنید که چقدر زمان و پول و زحمت هدر میرفت اگر بافت به طرف مقابل اعتماد نداشت. جلوگیری از اتلاف این همه سرمایه، صرفا به این خاطر بود که یکی از طرفین مطمئن بود طرف مقابل به حرفهایش عمل میکند.
🔺در مورد استخدام هم همین است. داستان بافت نشان میدهد که اعتماد چه اهرم قدرتمندی است که با اتکا به آن، با تلاشی ناچیز میتوانید نتایج عالی بگیرید. بهتر است یک کارجوی کم تجربه اما صادق، مبتکر و باهوش را استخدام کنید. به هر حال اگر او سابقه خودجوش بودن و اخلاقمداری و تشخیص مشکل را داشته باشد، احتمالا عملکرد بالایی نیز خواهد داشت. بدون اعتماد، داشتن یک تیم با عملکرد بالا ممکن نیست/راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ استخدام یک نیروی قابل اعتماد یعنی حصول اطمینان از اینکه او صادق و شریف باشد؛ یعنی:
🔸️حتی وقتی کسی حواسش به او نیست، به استانداردها و اصولی پایبند باشد.
🔹️با وجدان و وظیفهشناس باشد.
🔸️مطمئن باشید که درست قضاوت میکند و به آنچه میگوید عمل میکند.
🔹️نیازی به نظارت بر او یا مدیریت ذرهبینی او نداشته باشید
🔸️اهداف تیم را درک کند و به اندازه شما به کیفیت کار اهمیت دهد.
🔺"وارن بافت" این ویژگی را بسیار ارج مینهد تا جایی که در نامهای به سهامداران در سال ۲۰۰۳، عقد قرارداد با شرکت مکلین وابسته به والمارت را به عنوان مثال آورد. یک قرارداد عظیم با یک شرکت بزرگ.
🔺فرآیند تایید قاعدتا باید کلی طول میکشید. دهها وکیل باید تک تک قراردادها و اسناد و توافقات را میخواندند. یک لشکر حسابدار باید تک تک آیتمها در صورتهای مالی شرکت را بررسی میکردند، و میلیونها دلار و ماهها زمان لازم بود تا پروسه کامل شود.
🔺اما "وارن بافت" تنها با صرف دو ساعت، یعنی در یک جلسه دو ساعته و یک دست دادن، قرارداد را نهایی کرد. او میگوید: «بررسی خاصی نکردیم. میدانستم که همه چیز دقیقا همانی خواهد بود که والمارت گفته بود. و همانطور هم شد.»
🔺یک جلسه دو ساعته و دست دادن و تمام؟ تصور کنید که چقدر زمان و پول و زحمت هدر میرفت اگر بافت به طرف مقابل اعتماد نداشت. جلوگیری از اتلاف این همه سرمایه، صرفا به این خاطر بود که یکی از طرفین مطمئن بود طرف مقابل به حرفهایش عمل میکند.
🔺در مورد استخدام هم همین است. داستان بافت نشان میدهد که اعتماد چه اهرم قدرتمندی است که با اتکا به آن، با تلاشی ناچیز میتوانید نتایج عالی بگیرید. بهتر است یک کارجوی کم تجربه اما صادق، مبتکر و باهوش را استخدام کنید. به هر حال اگر او سابقه خودجوش بودن و اخلاقمداری و تشخیص مشکل را داشته باشد، احتمالا عملکرد بالایی نیز خواهد داشت. بدون اعتماد، داشتن یک تیم با عملکرد بالا ممکن نیست/راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ اقتصادِ «سلامت برای همه»
✅ این عنوان یادداشتی است از ماریانا مازوکاتو؛ استاد اقتصاد نوآوری دانشگاه لندن و رییس کمیسیون اقتصاد سلامت برای همه در سازمان بهداشت جهانی ، که اخیراً در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. کتابهای «دولت کارآفرین: نقد اسطورههای بخش خصوصی در مقابل بخش عمومی» و «ارزش همه چیز: ساختن و ستاندن در اقتصاد جهانی» از مازوکاتو به فارسی ترجمه شده است.
🔺بخشهایی از این یادداشت را در ادامه میخوانید:
🔸جهان فوراً به یک چارچوب جهانی جدید نیاز دارد که بر برابری تأکید کند. انتظامدادن به اقتصاد به گونهای که «سلامت برای همه» را تضمین کند، برای پیشگیری یا دستکم واکنش سریعتر به همهگیریهای آینده، بسیار مهم است. این امر مستلزم همسویی اقتصاد با اهداف سیاستهای بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، و زیستمحیطی است.
🔸سازمان بهداشت جهانی از کشورهای عضو میخواهد که هزینههای سلامت را بهعنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت و نه بهعنوان هزینۀ کوتاهمدت، در نظر بگیرند. اما سیاستهای ریاضتی در بسیاری از کشورهایی که تحت فشار تورم و بدهی هستند، بودجههای سلامت را تهدید میکند. سرمایهگذاری در حوزۀ سلامت از محرکهای بلندمدت رشد است. سنجۀ بدهی به تولید ناخالص داخلی یک نسبت است: اگر دولتها بر کاهش بدهی تمرکز کنند و از سرمایهگذاریهایی که به رشد آینده کمک میکند اجتناب کنند، این نسبت کاهش نمییابد و حتی ممکن است افزایش یابد.
🔸امروزه در سراسر جهان شاهد بازگشت سیاستهای صنعتی هستیم و این به دولتها فرصت میدهد تا استراتژیهای رشد خود را حول سلامت و سایر اولویتهای حیاتی تنظیم کنند. یک استراتژی صنعتی مدرن باید بر مأموریتهای اجتماعی و زیستمحیطی تمرکز کند، که خود سرمایهگذاری، نوآوری، و رشد را در بخشهای مربوطۀ اقتصاد تسریع میکند.
نوآوری مبتنیبر هوش جمعی است نه محصول کار منفرد شرکتها. نوآوری در حوزۀ سلامت بهشدت تابع سرمایهگذاری عمومی است. سرمایهگذاری عمومی ایالات متحده برای پشتیبانی از تولید واکسنهای کووید-۱۹ حدود ۳۱.۹ میلیارد دلار بود. این واکسنها تنها یک نمونه از این سرمایهگذاریها است.
🔸برای اطمینان از تسهیم صحیح ریسکها و پاداشها، یک رویکرد جدید برای همکاری عمومی-خصوصی نیاز داریم. دولتها باید شرایط محکمتری را برای کسانی که بهدنبال حمایت عمومی از نوآوریهای سلامت هستند تعیین کنند؛ بهویژه آنها را ملزم کنند که محصولات و خدمات بهداشتی بهدستآمده بهطور گسترده دردسترس و مقرونبهصرفه باشد. اما مشکل این است که لابیهای صنعت داروسازی همچنان در مقابل چنین چیزی مقاومت میکند. برای مثال، در مذاکراتی که برای معاهدۀ همهگیری در حال انجام است، ذینفعان خاص موفق شدهاند اقدامات مهم مربوط به حقوق مالکیت معنوی را مسدود کنند.
🔸حقوق مالکیت معنوی نباید به ابزاری برای محافظت از سود انحصاری، یا جلوگیری از دسترسی به نوآوریهای حیاتی سلامت -برای مثال با مسدود کردن تولید بهموقع و مقرونبهصرفه، یا جلوگیری از انتقال دانش و فناوری، تبدیل شوند. در شرایط اضطراریِ سلامت مانند یک بیماری همهگیر، اگر دسترسی عادلانه به آزمایشها، واکسنها، و محصولات بهداشتی اولویت اصلی نباشد، همه -و هر اقتصادی- در نهایت آسیب میبینند. در مورد کووید-۱۹، حدود ۱۴ میلیون نفر جان خود را از دست دادند و اقتصاد جهانی حدود ۱۴ تریلیون دلار زیان دید.
🔸مذاکره دربارۀ معاهدۀ همهگیری، ضرورت طراحی ابزارهای سیاستگذاری را به شیوهای مأموریتمحور برجسته میکند: اگر هدف جلوگیری از تهدیدات فاجعهبار سلامت است، پس توافق باید حول این هدف باشد. و این به معنای تأکید بر عدالت است. این موضوع برای طراحی مالی جهانی نیز صادق است. کشورهای با درآمد پایین و متوسط به فضای مالی برای سرمایهگذاری حیاتی در حوزۀ سلامت نیاز دارند. معاهدۀ همهگیری تا حدودی به اهمیت اقدامات کاهش بدهیهای این کشورها اشاره میکند، اما تعهد بسیار قویتری برای اصلاح بانکهای توسعۀ چندجانبه در راستای اطمینان از دسترسی مناسب کمّی و کیفی کشورها به منابع مالی نیاز است، بهنحویکه بدهی کشورها به مانعی برای انجام سرمایهگذاریهای مهم و بلندمدت در حوزههای سلامت و اقلیم تبدیل نشود.
🔸به جای پیگیری رشد اقتصادی بدون توجه به پیامدها، باید فعالیتهای اقتصادی را به سمت اهداف سلامت و رفاه انسان و تضمین یک محیط سالم و پایدار سوق داد. اجرای چنین اقتصادی نه یک آرزو، بلکه یک ضرورت است. اگر قرار است سلامت برای همه به اولویت اصلی تبدیل شود، باید بهطور کامل در طراحی ساختارهای مالی عمومی و سیاستهای اقتصادی، صنعتی، و نوآوری بازتاب داشته باشد.
https://www.project-syndicate.org/commentary/who-economics-of-health-for-all-resolution-why-it-matters-by-mariana-mazzucato-2024-05
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این عنوان یادداشتی است از ماریانا مازوکاتو؛ استاد اقتصاد نوآوری دانشگاه لندن و رییس کمیسیون اقتصاد سلامت برای همه در سازمان بهداشت جهانی ، که اخیراً در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. کتابهای «دولت کارآفرین: نقد اسطورههای بخش خصوصی در مقابل بخش عمومی» و «ارزش همه چیز: ساختن و ستاندن در اقتصاد جهانی» از مازوکاتو به فارسی ترجمه شده است.
🔺بخشهایی از این یادداشت را در ادامه میخوانید:
🔸جهان فوراً به یک چارچوب جهانی جدید نیاز دارد که بر برابری تأکید کند. انتظامدادن به اقتصاد به گونهای که «سلامت برای همه» را تضمین کند، برای پیشگیری یا دستکم واکنش سریعتر به همهگیریهای آینده، بسیار مهم است. این امر مستلزم همسویی اقتصاد با اهداف سیاستهای بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، و زیستمحیطی است.
🔸سازمان بهداشت جهانی از کشورهای عضو میخواهد که هزینههای سلامت را بهعنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت و نه بهعنوان هزینۀ کوتاهمدت، در نظر بگیرند. اما سیاستهای ریاضتی در بسیاری از کشورهایی که تحت فشار تورم و بدهی هستند، بودجههای سلامت را تهدید میکند. سرمایهگذاری در حوزۀ سلامت از محرکهای بلندمدت رشد است. سنجۀ بدهی به تولید ناخالص داخلی یک نسبت است: اگر دولتها بر کاهش بدهی تمرکز کنند و از سرمایهگذاریهایی که به رشد آینده کمک میکند اجتناب کنند، این نسبت کاهش نمییابد و حتی ممکن است افزایش یابد.
🔸امروزه در سراسر جهان شاهد بازگشت سیاستهای صنعتی هستیم و این به دولتها فرصت میدهد تا استراتژیهای رشد خود را حول سلامت و سایر اولویتهای حیاتی تنظیم کنند. یک استراتژی صنعتی مدرن باید بر مأموریتهای اجتماعی و زیستمحیطی تمرکز کند، که خود سرمایهگذاری، نوآوری، و رشد را در بخشهای مربوطۀ اقتصاد تسریع میکند.
نوآوری مبتنیبر هوش جمعی است نه محصول کار منفرد شرکتها. نوآوری در حوزۀ سلامت بهشدت تابع سرمایهگذاری عمومی است. سرمایهگذاری عمومی ایالات متحده برای پشتیبانی از تولید واکسنهای کووید-۱۹ حدود ۳۱.۹ میلیارد دلار بود. این واکسنها تنها یک نمونه از این سرمایهگذاریها است.
🔸برای اطمینان از تسهیم صحیح ریسکها و پاداشها، یک رویکرد جدید برای همکاری عمومی-خصوصی نیاز داریم. دولتها باید شرایط محکمتری را برای کسانی که بهدنبال حمایت عمومی از نوآوریهای سلامت هستند تعیین کنند؛ بهویژه آنها را ملزم کنند که محصولات و خدمات بهداشتی بهدستآمده بهطور گسترده دردسترس و مقرونبهصرفه باشد. اما مشکل این است که لابیهای صنعت داروسازی همچنان در مقابل چنین چیزی مقاومت میکند. برای مثال، در مذاکراتی که برای معاهدۀ همهگیری در حال انجام است، ذینفعان خاص موفق شدهاند اقدامات مهم مربوط به حقوق مالکیت معنوی را مسدود کنند.
🔸حقوق مالکیت معنوی نباید به ابزاری برای محافظت از سود انحصاری، یا جلوگیری از دسترسی به نوآوریهای حیاتی سلامت -برای مثال با مسدود کردن تولید بهموقع و مقرونبهصرفه، یا جلوگیری از انتقال دانش و فناوری، تبدیل شوند. در شرایط اضطراریِ سلامت مانند یک بیماری همهگیر، اگر دسترسی عادلانه به آزمایشها، واکسنها، و محصولات بهداشتی اولویت اصلی نباشد، همه -و هر اقتصادی- در نهایت آسیب میبینند. در مورد کووید-۱۹، حدود ۱۴ میلیون نفر جان خود را از دست دادند و اقتصاد جهانی حدود ۱۴ تریلیون دلار زیان دید.
🔸مذاکره دربارۀ معاهدۀ همهگیری، ضرورت طراحی ابزارهای سیاستگذاری را به شیوهای مأموریتمحور برجسته میکند: اگر هدف جلوگیری از تهدیدات فاجعهبار سلامت است، پس توافق باید حول این هدف باشد. و این به معنای تأکید بر عدالت است. این موضوع برای طراحی مالی جهانی نیز صادق است. کشورهای با درآمد پایین و متوسط به فضای مالی برای سرمایهگذاری حیاتی در حوزۀ سلامت نیاز دارند. معاهدۀ همهگیری تا حدودی به اهمیت اقدامات کاهش بدهیهای این کشورها اشاره میکند، اما تعهد بسیار قویتری برای اصلاح بانکهای توسعۀ چندجانبه در راستای اطمینان از دسترسی مناسب کمّی و کیفی کشورها به منابع مالی نیاز است، بهنحویکه بدهی کشورها به مانعی برای انجام سرمایهگذاریهای مهم و بلندمدت در حوزههای سلامت و اقلیم تبدیل نشود.
🔸به جای پیگیری رشد اقتصادی بدون توجه به پیامدها، باید فعالیتهای اقتصادی را به سمت اهداف سلامت و رفاه انسان و تضمین یک محیط سالم و پایدار سوق داد. اجرای چنین اقتصادی نه یک آرزو، بلکه یک ضرورت است. اگر قرار است سلامت برای همه به اولویت اصلی تبدیل شود، باید بهطور کامل در طراحی ساختارهای مالی عمومی و سیاستهای اقتصادی، صنعتی، و نوآوری بازتاب داشته باشد.
https://www.project-syndicate.org/commentary/who-economics-of-health-for-all-resolution-why-it-matters-by-mariana-mazzucato-2024-05
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Project Syndicate
The Economics of Health for All
Mariana Mazzucato explains why pandemic prevention and preparedness must be embedded in economic policymaking.
👍1👌1
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ماموریت سخت رشد و تورم در برنامه هفتم
نسخه صوتی
▫️تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی برنامه هفتم توسعه نیازمند یک الگو و مدل توسعه اقتصادی است. در یک نشست تخصصی کارشناسان در خصوص اهداف و کلیات برنامه هفتم توسعه و الزامات تأمین مالی رشد اقتصادی هدفگذاری شده در برنامه توسعه به بحث و گفتگو نشستند.
▫️در این نشست بر ناسازگاری اهداف رشد اقتصادی و نرخ تورم مندرج در برنامه هفتم توسعه تأکید شد که اگر بدون لحاظ زیرساختهای نهادی لازم صرفا از طریق تأمین مالی به موضوع تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی برنامه نگاه شود نه تنها این رشد محقق نخواهد شد بلکه آثار تورمی جدی را بهدنبال دارد.
▫️این مباحث در نشست تخصصی «الزامات تدوین سیاستهای پولی متناسب با اهداف برنامه هفتم توسعه کشور» با حضور سعید شوالپور معاون اقتصادی سازمان برنامه و بودجه کشور، حسن چنارانی رئیس امور هماهنگی و تلفیق بودجه سازمان برنامه و بودجه کشور، کامران ندری عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق، مجید شاکری صاحبنظر پولی و بانکی، موسی شهبازی دبیر کمیسیون اقتصادی دولت و با مدیریت اصغر ابوالحسنی قائم مقام بانک مرکزی در همایش سیاست ارزی و پولی برگزار شد.
نسخه صوتی
▫️تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی برنامه هفتم توسعه نیازمند یک الگو و مدل توسعه اقتصادی است. در یک نشست تخصصی کارشناسان در خصوص اهداف و کلیات برنامه هفتم توسعه و الزامات تأمین مالی رشد اقتصادی هدفگذاری شده در برنامه توسعه به بحث و گفتگو نشستند.
▫️در این نشست بر ناسازگاری اهداف رشد اقتصادی و نرخ تورم مندرج در برنامه هفتم توسعه تأکید شد که اگر بدون لحاظ زیرساختهای نهادی لازم صرفا از طریق تأمین مالی به موضوع تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی برنامه نگاه شود نه تنها این رشد محقق نخواهد شد بلکه آثار تورمی جدی را بهدنبال دارد.
▫️این مباحث در نشست تخصصی «الزامات تدوین سیاستهای پولی متناسب با اهداف برنامه هفتم توسعه کشور» با حضور سعید شوالپور معاون اقتصادی سازمان برنامه و بودجه کشور، حسن چنارانی رئیس امور هماهنگی و تلفیق بودجه سازمان برنامه و بودجه کشور، کامران ندری عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق، مجید شاکری صاحبنظر پولی و بانکی، موسی شهبازی دبیر کمیسیون اقتصادی دولت و با مدیریت اصغر ابوالحسنی قائم مقام بانک مرکزی در همایش سیاست ارزی و پولی برگزار شد.
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
هوش مصنوعی و انسانیت.pdf
1.1 MB
هوش مصنوعی و انسانیت:
چالشهایِ اخلاقیِ عصرِ سلطهیِ ماشینها
✍ میلاد وزان
فهرست مطالب:
🔹 بازآفرینی اخلاق نوین: ماشینِ اخلاقی
🔹 زایشِ ابرانسان یا سایهای از قدرت انسان: بازی با سرنوشت
🔹 عدالتِ نوین: داوری در دستانِ موجود نوپدید
🔹 در جستجویِ حقیقت
🔹 ماشینِ خالق یا رونوشتِ تکراری انسانی؟
🔹 آغاز راه رویای انسانی
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
چالشهایِ اخلاقیِ عصرِ سلطهیِ ماشینها
✍ میلاد وزان
فهرست مطالب:
🔹 بازآفرینی اخلاق نوین: ماشینِ اخلاقی
🔹 زایشِ ابرانسان یا سایهای از قدرت انسان: بازی با سرنوشت
🔹 عدالتِ نوین: داوری در دستانِ موجود نوپدید
🔹 در جستجویِ حقیقت
🔹 ماشینِ خالق یا رونوشتِ تکراری انسانی؟
🔹 آغاز راه رویای انسانی
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
معرفی_مقاله
چین چگونه چین شد؟
/روایت آرتور کروبر از مسیر توسعه اقتصادی چین
👤 البرز نظامی
📌 برای ما شناخت چین ضرورت دو چندان دارد. مضاف بر اهمیت شناخت چین درخصوص نوع بازی او در عرصه نظم جهانی، یک موضوع دیگر هم برای ما مهم است و آن این است که مدل رشد و توسعه چین به چه صورتی بوده است و آیا ما میتوانیم از این مدل برای رشد و توسعه ایران نیز الهام بگیریم یا خیر؟
ازاینرو، در این شماره از صفحه اندیشه به بررسی این مساله میپردازیم که چین چگونه چین شد؟ برای پاسخ به این پرسش ما ویرایش جدید کتاب «اقتصاد چین؛ آنچه همگان باید بدانند.» آرتور آر.کروبر را مورد بررسی قرار دادهایم.
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
چین چگونه چین شد؟
/روایت آرتور کروبر از مسیر توسعه اقتصادی چین
👤 البرز نظامی
📌 برای ما شناخت چین ضرورت دو چندان دارد. مضاف بر اهمیت شناخت چین درخصوص نوع بازی او در عرصه نظم جهانی، یک موضوع دیگر هم برای ما مهم است و آن این است که مدل رشد و توسعه چین به چه صورتی بوده است و آیا ما میتوانیم از این مدل برای رشد و توسعه ایران نیز الهام بگیریم یا خیر؟
ازاینرو، در این شماره از صفحه اندیشه به بررسی این مساله میپردازیم که چین چگونه چین شد؟ برای پاسخ به این پرسش ما ویرایش جدید کتاب «اقتصاد چین؛ آنچه همگان باید بدانند.» آرتور آر.کروبر را مورد بررسی قرار دادهایم.
به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
Telegraph
چین چگونه چین شد؟
روایت آرتور کروبر از مسیر توسعه اقتصادی چین در عصری که ما در آن بهسر میبریم دو قدرت بزرگ در حال رقابت نزدیک و شدیدی قرار دارند. رقابتی که بر سرنوشت تمام مردم جهان تاثیرگذار است. یک طرف ایالات متحده آمریکا قرار دارد و یک طرف جمهوری خلق چین. آنچه این رقابت…
✳️ درک مردم و حاکمیت از فساد چقدر تفاوت دارد؟
✅ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به بررسی مهمترین مصادیق فساد از دید حاکمیت و مردم و همچنین از نظر فراوانی رخداد فساد پرداخته است.
▪️به منظور شناخت و جلوگیری از بروز فساد در جامعه ابتدا باید مصادیق مختلف آن را اعم از اقتصادی، اداری، قضایی، سلامت، حکمرانی، فرهنگی و اجتماعی شناخت.
▪️در تحقیق حاضر، مرکز پژوهشهای مجلس از شاخصهای مرکزیت درجه، مرکزیت بینابینی، مرکزیت نزدیکی و شاخصهای محوریت و مرجعیت به منظور رتبهبندی مصادیق فساد و عاملین فساد استفاده کرده است.
▪️باتوجه به جدول ارائه شده، «اختلاس» که از مصادیق فساد اقتصادی است، از نظر مردم و حاکمیت مهمترین مصادق فساد در کشور تلقی میشود.
▪️«رشوه»، «پارتی بازی»، «رانتخواری» و «گرانفروشی» مصادیقی از فساد هستند که از نظر مردم و فراوانی رخداد آنها مشترک هستند./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به بررسی مهمترین مصادیق فساد از دید حاکمیت و مردم و همچنین از نظر فراوانی رخداد فساد پرداخته است.
▪️به منظور شناخت و جلوگیری از بروز فساد در جامعه ابتدا باید مصادیق مختلف آن را اعم از اقتصادی، اداری، قضایی، سلامت، حکمرانی، فرهنگی و اجتماعی شناخت.
▪️در تحقیق حاضر، مرکز پژوهشهای مجلس از شاخصهای مرکزیت درجه، مرکزیت بینابینی، مرکزیت نزدیکی و شاخصهای محوریت و مرجعیت به منظور رتبهبندی مصادیق فساد و عاملین فساد استفاده کرده است.
▪️باتوجه به جدول ارائه شده، «اختلاس» که از مصادیق فساد اقتصادی است، از نظر مردم و حاکمیت مهمترین مصادق فساد در کشور تلقی میشود.
▪️«رشوه»، «پارتی بازی»، «رانتخواری» و «گرانفروشی» مصادیقی از فساد هستند که از نظر مردم و فراوانی رخداد آنها مشترک هستند./كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مدیریت با گزینه های فراوان
✅ مدیر عاملانی که همه گزینههای ممکن را پیش روی خود نگاه میدارند، معمولا هیچکدام را اجرا نخواهند کرد. بنگاههایی که همه قسمتهای بازار را هدف میگیرند، معمولا دستآخر به هیچکدام دست نمییابند. فروشندهای که همه معاملهها را تعقیب میکند در انتها هیچ معاملهای را جوش نخواهد داد.
🔸ما گرفتار یک اجبار وسواسی برای برداشتن هر تعداد هندوانه ممکن با یک دست هستیم و سوار هیچ کاری نیستیم، ولی گزینهها را پیش رویمان باز نگه میداریم. این موضوع به راحتی میتواند به قیمت موفقیتمان تمام شود. باید یاد بگیریم که درها را ببندیم.
🔹یک استراتژی کسبوکار در درجه اول بیانیهای است برای چیزهایی که نباید مشغولشان شویم. یک استراتژی مشابه برای زندگیتان قرار دهید:
چیزهایی را که نباید در زندگی دنبال کنید، روی کاغذ بیاورید. به عبارت دیگر به یک تصمیم حسابشده برای آزاد کردن برخی امکانات برسید و هر وقت گزینهای مطرح شد آن را با فهرست آنچه که نباید سراغشان بروید و درگیرشان شوید بسنجید. این کار نه تنها شما را از به دردسر افتادن حفظ میکند، بلکه کلی از زمانتان را برای اندیشیدن آزاد خواهد کرد.
🔸یک بار این فکر سخت را به سرانجام برسانید و بعد به جای آنکه هر بار که دری گشودهشد، بنشینید و ذهنتان را مشغول کنید، فقط به این لیست مراجعه کنید.
🔹بسیاری از دروازهها ارزش وارد شدن را ندارند حتی وقتی که دستگیرههای درشان بهراحتی بچرخد و باز شود./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مدیر عاملانی که همه گزینههای ممکن را پیش روی خود نگاه میدارند، معمولا هیچکدام را اجرا نخواهند کرد. بنگاههایی که همه قسمتهای بازار را هدف میگیرند، معمولا دستآخر به هیچکدام دست نمییابند. فروشندهای که همه معاملهها را تعقیب میکند در انتها هیچ معاملهای را جوش نخواهد داد.
🔸ما گرفتار یک اجبار وسواسی برای برداشتن هر تعداد هندوانه ممکن با یک دست هستیم و سوار هیچ کاری نیستیم، ولی گزینهها را پیش رویمان باز نگه میداریم. این موضوع به راحتی میتواند به قیمت موفقیتمان تمام شود. باید یاد بگیریم که درها را ببندیم.
🔹یک استراتژی کسبوکار در درجه اول بیانیهای است برای چیزهایی که نباید مشغولشان شویم. یک استراتژی مشابه برای زندگیتان قرار دهید:
چیزهایی را که نباید در زندگی دنبال کنید، روی کاغذ بیاورید. به عبارت دیگر به یک تصمیم حسابشده برای آزاد کردن برخی امکانات برسید و هر وقت گزینهای مطرح شد آن را با فهرست آنچه که نباید سراغشان بروید و درگیرشان شوید بسنجید. این کار نه تنها شما را از به دردسر افتادن حفظ میکند، بلکه کلی از زمانتان را برای اندیشیدن آزاد خواهد کرد.
🔸یک بار این فکر سخت را به سرانجام برسانید و بعد به جای آنکه هر بار که دری گشودهشد، بنشینید و ذهنتان را مشغول کنید، فقط به این لیست مراجعه کنید.
🔹بسیاری از دروازهها ارزش وارد شدن را ندارند حتی وقتی که دستگیرههای درشان بهراحتی بچرخد و باز شود./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مدیرعامل والمارت کاندیدای ریاست جمهوری نمیشود.
✅ مولوی بیت زیبایی دارد که شرح احوال این روزهای ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری است:
«شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است!»نیست ز دلّالِ گفت، رونقِ بازار من
مولوی به کنایه می گوید: نگاه کنید و ببینید که همه مشتریِ “آن ماه” هستند. این حکایتِ جایگاه ریاست جمهوری در کشور ماست که از بذرپاش تا آخوندی و زاکانی وهمه مشتریِ نشستن بر این صندلی هستند.
سوالی که پیش می آید این است که آیا در ده ها سال گذشته شنیده شده که مدیرعامل تویوتا کاندیدای نخست وزیری در ژاپن بشود؟ یا اینکه مدیر عامل اَپل (یا مدیرعامل والمارت) کاندیدای ریاست جمهوری در آمریکا بشوند؟ خیر. چرا همه راه ها به رم ختم می شود؟در کشور ما تفکر غالب «نگاه دولتی» به اداره امور کشور است. تنها امر جذاب و تنها راهکار «منشاء اثر» بودن/شدن (و حتی تنها راه توسعه فردی!) «وصل شدن» به امر حاکمیتی است. مدیرعامل والمارت و اپل کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا نمی شوند چون باور دارند کاری که می کنند «مهمتر از ریاست جمهوری» است. آنچه که آنها در عرصه بخش خصوصی انجام می دهند چنان وسیع و اثرگذار است که هرگز به صندلی ریاست جمهوری فکر هم نمی کنند. «همه راهها» به رم ختم نمی شود و توسعه فردی/اثرگذاری اجتماعی به ریاست جمهوری ختم نمی شود؛ بلکه عرصه های وسیعی برای «کار» وجود دارد. گردش مالی آرامکو عربستان از فروش نفت در سال ۲۰۲۲ معادل ۵۳۵ میلیارد دلار بوده است در حالی که گردش مالی شرکت آمازون در سیاتل ۵۷۴ میلیارد دلار بوده است! (چنین عرصه ای از کار در بخش غیردولتی شکل گرفته).اسماعیلی وزیر ارشاد است و در تمام عمرش به غیر از جایگاه دولتی، هرگز منشاء اثر ویژه ای نبوده، لذا حالا اگر بخواهد «کاری» کند (یا مطرح شود) چاره ای به غیر از کاندیدای ریاست جمهوری شدن ندارد. «گزینه دیگری» ندارد! او مثل مدیرعامل هوندا نیست که سال ها هدایت پیچیده ترین بنگاه صنعتی قتصادی را انجام داده باشد و امروز برای «سی سالِ آینده هوندا» برنامه و کار دارد. مدیرعامل نیسان بودجه ای را مدیریت می کند که ۳۱ برابر بودجه شهرداری تهران است. اما زاکانی اگر می خواهد کاری کند فقط از مسیر «امر حاکمیتی» (نمایندگی مجلس و شهرداری) است و هرگز توان/انگیزه شکل دادن ساختاری را نداشته که طی مثلا ۳۰ سال آینده منجر بشود به «نیسان یا سونی ایرانی».از این منظر فرق چندانی بین بذرپاش و آخوندی نیست. اینها با اینکه دو تفکر سیاسی متفاوت دارند ولی هیچ یک توان شکل دهی “ساختار” در بخش خصوصی را نداشته و ندارند. آخوندی این پتانسیل را داشت که یک شرکت پیمانکاری بین المللی ایجاد کند که رقیب پیمانکارهای ترکیه ای بشود ولی «کار» در ذهن آخوندی فقط به عرصه دولت/حاکمیت محدود می شود. بذرپاش در ۲۷ سالگی بدون هیچ تجربه و تخصص بر صندلی یکی از تخصصی ترین بنگاه های صنعتی کشور نشسته و مدیرعاملی یک خودروساز بزرگ «ولی دولتی» را تحویل گرفته است! او در تمام این سالها تمام سلول های مغزش دولتی بوده و دولتی تر هم شده! لذا برای او عرصه ای به غیر از عرصه کارِ دولتی متصور نیست. در زبان فارسی، ما ایرانیان در گذشته کارهای بزرگ را «شاهکار» خطاب می کرده ایم؛ یعنی کارِ شاه. اساسا پس زمینه فکری و تاریخی در ذهن ایرانی این است که «کار بزرگ» مربوط به امر حاکمیتی است. پروژه های بزرگ مربوط به بخشی خصوصی نیست بلکه «شاه کار» است. سابقه این نگاه، تا اینجا می رسد که وحید حقانیان هم بعد از ۴۵ سال کار در عرصه دولتی/حاکمیتی، هنوز می خواهد مابقی سال های زندگی را به «فعالیت دولتی» اختصاص دهد. در مختصات فکری حقانیان هرگز این مفهوم جایگاهی نداشته که «میتسوبیشیِ ایرانی» را بنیانگذاری کند.در منظومه فکری حقانیان شکل گیری هیتاچیِ ایرانی یا سامسونگ ایرانی «وظیفه دیگران» است و او هرگز گمان نمی کند که پس از ۴۵ سال کار دولتی چرا باید باز دوباره بیاید «در همین عرصه» کار کند؟ او از خود نمی پرسد که اگر قرار بود منشاء اثر در عرصه حاکمیت شده باشد، خب تا کنون شده بود. به بیان دیگر «اولویت ذهنیِ» حقانیان، امر دولتی است؛ دقیقا مشابه بذرپاش و آخوندی و زاکانی و دیگران.
لذا فرق چندانی میان این اسامی نیست. ممکن است گفته شود در کشورهای دیگر دولت/حاکمیت بستر شکل گیری بخش خصوصیِ قوی را فراهم می کنند ولی در ایران این بستر فراهم نبوده/نیست. این حرف اگر چه قابل تامل است ولی باید دقت شود که اندرکنش دولت و بخش خصوصی است که منجر به تعالی یک ملت و تولید ثروت می شود. شکل گیری پاناسونیک در بستر حمایت دولتی نبوده و ماتسوشیتا زمانی که در جوانی پاناسونیک را بنا نهاد حمایت دولتی نداشت، ولی از یک جایی به بعد ساختار حاکمیتی ژاپن حامی او بود. بحث این است که: ماتسوشیتای ایرانی کجاست؟
✴️غایبِ این انتخابات ۱۴۰۳ چهره های با تفکر (کارنامه) غیردولتی است.
🖊️دکتر محمدرضا اسلامی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مولوی بیت زیبایی دارد که شرح احوال این روزهای ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری است:
«شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است!»نیست ز دلّالِ گفت، رونقِ بازار من
مولوی به کنایه می گوید: نگاه کنید و ببینید که همه مشتریِ “آن ماه” هستند. این حکایتِ جایگاه ریاست جمهوری در کشور ماست که از بذرپاش تا آخوندی و زاکانی وهمه مشتریِ نشستن بر این صندلی هستند.
سوالی که پیش می آید این است که آیا در ده ها سال گذشته شنیده شده که مدیرعامل تویوتا کاندیدای نخست وزیری در ژاپن بشود؟ یا اینکه مدیر عامل اَپل (یا مدیرعامل والمارت) کاندیدای ریاست جمهوری در آمریکا بشوند؟ خیر. چرا همه راه ها به رم ختم می شود؟در کشور ما تفکر غالب «نگاه دولتی» به اداره امور کشور است. تنها امر جذاب و تنها راهکار «منشاء اثر» بودن/شدن (و حتی تنها راه توسعه فردی!) «وصل شدن» به امر حاکمیتی است. مدیرعامل والمارت و اپل کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا نمی شوند چون باور دارند کاری که می کنند «مهمتر از ریاست جمهوری» است. آنچه که آنها در عرصه بخش خصوصی انجام می دهند چنان وسیع و اثرگذار است که هرگز به صندلی ریاست جمهوری فکر هم نمی کنند. «همه راهها» به رم ختم نمی شود و توسعه فردی/اثرگذاری اجتماعی به ریاست جمهوری ختم نمی شود؛ بلکه عرصه های وسیعی برای «کار» وجود دارد. گردش مالی آرامکو عربستان از فروش نفت در سال ۲۰۲۲ معادل ۵۳۵ میلیارد دلار بوده است در حالی که گردش مالی شرکت آمازون در سیاتل ۵۷۴ میلیارد دلار بوده است! (چنین عرصه ای از کار در بخش غیردولتی شکل گرفته).اسماعیلی وزیر ارشاد است و در تمام عمرش به غیر از جایگاه دولتی، هرگز منشاء اثر ویژه ای نبوده، لذا حالا اگر بخواهد «کاری» کند (یا مطرح شود) چاره ای به غیر از کاندیدای ریاست جمهوری شدن ندارد. «گزینه دیگری» ندارد! او مثل مدیرعامل هوندا نیست که سال ها هدایت پیچیده ترین بنگاه صنعتی قتصادی را انجام داده باشد و امروز برای «سی سالِ آینده هوندا» برنامه و کار دارد. مدیرعامل نیسان بودجه ای را مدیریت می کند که ۳۱ برابر بودجه شهرداری تهران است. اما زاکانی اگر می خواهد کاری کند فقط از مسیر «امر حاکمیتی» (نمایندگی مجلس و شهرداری) است و هرگز توان/انگیزه شکل دادن ساختاری را نداشته که طی مثلا ۳۰ سال آینده منجر بشود به «نیسان یا سونی ایرانی».از این منظر فرق چندانی بین بذرپاش و آخوندی نیست. اینها با اینکه دو تفکر سیاسی متفاوت دارند ولی هیچ یک توان شکل دهی “ساختار” در بخش خصوصی را نداشته و ندارند. آخوندی این پتانسیل را داشت که یک شرکت پیمانکاری بین المللی ایجاد کند که رقیب پیمانکارهای ترکیه ای بشود ولی «کار» در ذهن آخوندی فقط به عرصه دولت/حاکمیت محدود می شود. بذرپاش در ۲۷ سالگی بدون هیچ تجربه و تخصص بر صندلی یکی از تخصصی ترین بنگاه های صنعتی کشور نشسته و مدیرعاملی یک خودروساز بزرگ «ولی دولتی» را تحویل گرفته است! او در تمام این سالها تمام سلول های مغزش دولتی بوده و دولتی تر هم شده! لذا برای او عرصه ای به غیر از عرصه کارِ دولتی متصور نیست. در زبان فارسی، ما ایرانیان در گذشته کارهای بزرگ را «شاهکار» خطاب می کرده ایم؛ یعنی کارِ شاه. اساسا پس زمینه فکری و تاریخی در ذهن ایرانی این است که «کار بزرگ» مربوط به امر حاکمیتی است. پروژه های بزرگ مربوط به بخشی خصوصی نیست بلکه «شاه کار» است. سابقه این نگاه، تا اینجا می رسد که وحید حقانیان هم بعد از ۴۵ سال کار در عرصه دولتی/حاکمیتی، هنوز می خواهد مابقی سال های زندگی را به «فعالیت دولتی» اختصاص دهد. در مختصات فکری حقانیان هرگز این مفهوم جایگاهی نداشته که «میتسوبیشیِ ایرانی» را بنیانگذاری کند.در منظومه فکری حقانیان شکل گیری هیتاچیِ ایرانی یا سامسونگ ایرانی «وظیفه دیگران» است و او هرگز گمان نمی کند که پس از ۴۵ سال کار دولتی چرا باید باز دوباره بیاید «در همین عرصه» کار کند؟ او از خود نمی پرسد که اگر قرار بود منشاء اثر در عرصه حاکمیت شده باشد، خب تا کنون شده بود. به بیان دیگر «اولویت ذهنیِ» حقانیان، امر دولتی است؛ دقیقا مشابه بذرپاش و آخوندی و زاکانی و دیگران.
لذا فرق چندانی میان این اسامی نیست. ممکن است گفته شود در کشورهای دیگر دولت/حاکمیت بستر شکل گیری بخش خصوصیِ قوی را فراهم می کنند ولی در ایران این بستر فراهم نبوده/نیست. این حرف اگر چه قابل تامل است ولی باید دقت شود که اندرکنش دولت و بخش خصوصی است که منجر به تعالی یک ملت و تولید ثروت می شود. شکل گیری پاناسونیک در بستر حمایت دولتی نبوده و ماتسوشیتا زمانی که در جوانی پاناسونیک را بنا نهاد حمایت دولتی نداشت، ولی از یک جایی به بعد ساختار حاکمیتی ژاپن حامی او بود. بحث این است که: ماتسوشیتای ایرانی کجاست؟
✴️غایبِ این انتخابات ۱۴۰۳ چهره های با تفکر (کارنامه) غیردولتی است.
🖊️دکتر محمدرضا اسلامی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤3