مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
Risks 1403.pdf
1.6 MB
ریسک ۱۴۰۳
۱۲۰ ابزار هوش مصنوعی
✨👆 تصویر مورد نظر یک نمودار دایره‌ای است که ۱۲۰ ابزار هوش مصنوعی مختلف را نشان می دهد.

🔸این ابزارها به دسته های مختلفی از جمله نوشتن، بازاریابی، بهره‌وری، طراحی، چت‌بات، صدا، ویدیو، تصاویر، و سایر موارد طبقه‌بندی می‌شوند.

🔹توضیح این تصویر:
این تصویر نشان دهنده تنوع گسترده ابزارهای هوش مصنوعی موجود در بازار است. این ابزارها می توانند برای انجام طیف گسترده ای از وظایف استفاده شوند، از جمله:

▪︎نوشتن: ابزارهای نوشتن هوش مصنوعی می‌توانند به شما کمک کنند تا محتوای متنی مانند مقالات، پست‌های وبلاگ، و ایمیل‌ها را تولید کنید. آنها همچنین می توانند به شما کمک کنند تا محتوای موجود را ویرایش و اصلاح کنید.

▪︎بازاریابی: ابزارهای بازاریابی هوش مصنوعی می توانند به شما کمک کنند تا کمپین‌های بازاریابی خود را برنامه‌ریزی، اجرا و اندازه‌گیری کنید. آنها همچنین می توانند به شما کمک کنند تا مشتریان خود را بهتر بشناسید و محتوای مرتبط‌تری را برای آنها ایجاد کنید.

▪︎بهره وری: ابزارهای بهره‌وری هوش مصنوعی می توانند به شما کمک کنند تا کارهای روزمره خود را خودکار کنید و زمان خود را آزاد کنید تا روی کارهای مهم‌تر تمرکز کنید. آنها همچنین می‌توانند به شما کمک کنند تا سازمان یافته‌تر و کارآمدتر باشید.

▪︎طراحی: ابزارهای طراحی هوش مصنوعی می‌توانند به شما کمک کنند تا تصاویر، گرافیک‌ها و سایر عناصر طراحی را ایجاد کنید. آنها همچنین می‌توانند به شما کمک کنند تا طرح‌های خود را بهبود بخشید و آنها را حرفه‌ای‌تر نشان دهید.

▪︎چت بات: چت بات های هوش مصنوعی می توانند به شما کمک کنند تا خدمات مشتری ۲۴/۷ ارائه دهید و سوالات متداول را پاسخ دهید. آنها همچنین می توانند برای جمع آوری داده ها و بازخورد از مشتریان استفاده شوند.

▪︎صدا: ابزارهای صوتی هوش مصنوعی می توانند برای تبدیل متن به گفتار، ترجمه زبان ها و ایجاد موسیقی و جلوه های صوتی استفاده شوند.

▪︎ویدیو: ابزارهای ویدیویی هوش مصنوعی می توانند برای ویرایش ویدیو، افزودن جلوه های ویژه و ایجاد انیمیشن استفاده شوند.

▪︎تصاویر: ابزارهای تصویری هوش مصنوعی می توانند برای ویرایش عکس، حذف پس زمینه و ایجاد تصاویر جدید استفاده شوند.

▪︎سایر: ابزارهای هوش مصنوعی دیگری نیز وجود دارند که می توانند برای انجام طیف گسترده ای از وظایف استفاده شوند، مانند تجزیه و تحلیل داده ها، تشخیص چهره و تولید متن به صورت طبیعی.

🔺 موارد استفاده:
موارد استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی به طور مداوم در حال رشد است. برخی از نمونه های رایج از موارد استفاده عبارتند از:

▪︎کسب و کار: مشاغل از ابزارهای هوش مصنوعی برای خودکارسازی وظایف، بهبود خدمات مشتری و افزایش فروش استفاده می کنند.

▪︎آموزش: مربیان از ابزارهای هوش مصنوعی برای شخصی سازی یادگیری، ارائه بازخورد در زمان واقعی و ارزیابی دانش آموزان استفاده می کنند.

▪︎مراقبت های بهداشتی: ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی از ابزارهای هوش مصنوعی برای تشخیص بیماری ها، تجویز درمان ها و نظارت بر سلامت بیماران استفاده می کنند.

▪︎دولت: دولت ها از ابزارهای هوش مصنوعی برای ارائه خدمات به شهروندان، بهبود امنیت عمومی و مبارزه با جرم استفاده می کنند.

▪︎مصرف کننده: مصرف کنندگان از ابزارهای هوش مصنوعی برای انجام کارهای روزمره، مانند برنامه ریزی قرار ملاقات ها، تنظیم یادآوری ها و خرید آنلاین استفاده می کنند.

🔺 نتیجه گیری:
ابزارهای هوش مصنوعی پتانسیل انقلابی در بسیاری از جنبه های زندگی ما را دارند. آنها می توانند به ما کمک کنند تا کارآمدتر، خلاق تر و بهره ورتر باشیم. با ادامه پیشرفت هوش مصنوعی، می توانیم انتظار داشته باشیم که ابزارهای جدید و نوآورانه ای را ببینیم که زندگی ما را به روش های جدید و هیجان انگیزی بهبود می‌بخشد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️برنامه‌ریزی توسعه‌گرا چگونه بر مطالعات اقتصادی غالب شد؟

✅ برخی واژگان در سایه سال‌ها تکرار بی‌امان از چنان بار معنایی برخوردار شده‌اند که افراد فارغ از عقاید، سن،‌ نژاد، ملیت و جنسیت، آن‌ها را حامل فضیلت یا رذیلت تلقی می‌کنند و هر مخالفتی با جریان فکری غالب را به دیده بی‌شرمی، حماقت و یا دستکم پرت بودن از ماجرا می‌نگرند.

فارغ از مفاهیمی که لغات بر آن‌ها دلالت دارند، کمتر کسی با شنیدن «عدالت» یا «برابری» مشمئز می‌شود و به صراحت اعلام می‌کند «من با برابری مخالفم»؛ در عین حال کمتر کسی را می‌یابید که خود را حامی سرسخت «کالای قاچاق» معرفی کند و یا در یک موضع گیری رسمی خود را حامی «طمع» یا «طمعکاران» جا بزند.

یکی از معروف‌ترین لغاتی که در این طبقه بندی جای گرفته است «توسعه» است؛ تفاوتی نمی‌کند در در چه جایگاهی باشید؛ اقشار مختلف جامعه تلقی مثبتی از توسعه در ذهن دارند. در جهان سیاست‌ نیز وضعیت چندان فرق نمی‌کند؛ سیاستمداران فارغ از حزب، مسلک و جایگاهشان خود را طرفدار پروپاقرص توسعه معرفی می‌کنند و در این زمینه تفاوتی میان دموکرات، اقتدارگرا، ‌سرکوبگر و آزادی‌خواه وجود ندارد.

نکته مهم اینجاست که اغلب اوقات توسعه مترادف با برنامه‌ریزی به کار برده می‌شود؛ عبارتی که در کُنه خود حامل این پیش‌فرض مهم است که جامعه به مثابه یک ماشین قابلیت کنترل و هدایت دارد و برای دستیابی به هدف مهمی چون توسعه باید از این قابلیت حداکثر استفاده را برد. حتی سوسیالیست‌ترین و سنت‌گراترین افراد نیز در این زمینه هم نظرند و جز حرکت بر روی ردپای برنامه‌ریزی توسعه‌گرای کشورهای غربی مسیری پیش روی خود نمی‌بینند. اما این خوانش از توسعه از کجا سروکله‌اش پیدا شد و چگونه در جهان غالب گشت؟

ادامه مطلب؛
https://radicalljournal.com/برنامه ریزی-توسعه گرا-چگونه-بر-مطال/
كانال قواعدبازی
✍مهران خسروزاده
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ معنای رقابت!
فردریش فون هایک
ترجمه: محسن رنجبر 2024

✅ این مقاله در فصل پنجم کتاب «فردگرایی و نظم اقتصادی» منتشر شده است.

در میان اقتصاد‌دانان نشانه‌هایی را از افزایش آگاهی نسبت به این نکته می‌بینیم که آنچه که در سال‌های اخیر تحت نام «رقابت» (competition) بررسی می‌کرده‌اند، همان چیزی نیست که در زبان معمول از این واژه مراد می‌شود، اما... هر چند تلاش‌هایی دلیرانه به ویژه از سوی جی.ام.کلارک و اف.ماکلوپ برای معطوف کردن توجهات به مسائل زندگی واقعی و باز‌گرداندن بحث‌ها از مکانی خیالی به جایی روی زمین انجام گرفته‌اند،(۱) به نظر می‌آید که دید‌گاه عمومی کماکان برداشتی از رقابت را که اکنون از سوی اقتصاد‌دانان به کار گرفته می‌شود، برداشت مهم می‌پندارد و آنچه را که در ذهن تجارت‌پیشگان وجود دارد، راه و رسمی غلط می‌انگارد. ظاهرا این باور به گونه‌ای عمومی پذیرفته شده که نظریه موسوم به «رقابت کامل»، مدل مناسب را برای داوری درباره اثر‌گذاری رقابت در دنیای واقعی به دست می‌دهد و هر قدر که تفاوت رقابت واقعی با این مدل بیشتر باشد، نا‌مطلوب‌تر و حتی زیان‌بار‌تر خواهد بود.

از نگاه من توجیه بسیار نا‌چیزی برای این نگرش وجود دارد. در این مقاله تلاش می‌کنم تا نشان دهم که آنچه نظریه رقابت کامل از آن بحث می‌کند، اصلا دعوای چندانی برای آنکه «رقابت» نامیده شود، ندارد و نتایج این نظریه، کاربرد زیادی در جایگاه راهنمای سیاستی ندارند. از نگاه من دلیل این نکته آن است که نظریه رقابت کامل، همواره فرض را بر وجود وضعیتی می‌گیرد که بر پایه دید‌گاه درست‌تر نظریه پیشین، فرآیند رقابت به ایجاد آن (یا به نزدیک شدن به آن) گرایش دارد و نیز دلیل دیگر این است که اگر شرایط مفروض در نظریه رقابت کامل به وجود می‌آمد، این نظریه نه تنها تمام فعالیت‌هایی را که فعل «رقابت کردن» توصیف می‌کند، از امکانات‌شان محروم می‌کرد، بلکه آنها را عملا امکان‌نا‌پذیر می‌ساخت.

اگر این همه تنها بر کاربرد واژه «رقابت» اثر می‌گذاشت، چندان مهم نبود، اما تقریبا به نظر می‌رسد که گویی اقتصاد‌دانان خود را با این استفاده عجیب از زبان فریب می‌دهند و می‌پذیرند که در بحث از رقابت، چیزی را درباره ویژگی‌ها و معنای فرآیندی بر زبان می‌آورند که وضعیت حاکم را پدید می‌آورد - در حالی که این همان وضعیتی است که صرفا فرض را بر وجودش می‌گیرند، اما در حقیقت این نیروی محرک حیات اقتصادی تقریبا به کلی رها شده است و به هیچ رو وارسی نمی‌شود.

در این جا قصد وا‌کاوی دلایلی را که سبب شده‌اند تا نظریه رقابت به این وضعیت عجیب دچار شود، ندارم. همان گونه که در جایی دیگر گفته‌ام، به نظر می‌رسد که شیوه توتولوژیک مناسب و ضروری برای تحلیل کنش فردی، در اینجا به گونه‌ای ناپذیرفتنی به مسائلی گسترش یافته که در آنها باید به فرآیندی اجتماعی که در آن تصمیمات تعداد زیادی از افراد بر یکدیگر اثر می‌گذارند و ضرورتا با گذشت زمان در پی یکدیگر می‌آیند، بپردازیم. حساب اقتصادی (یا منطق محض انتخاب) که به مساله نوع اول می‌پردازد، ابزاری را برای رده‌بندی نگرش‌های امکان‌پذیر انسانی در خود دارد و تکنیکی را برای تشریح ارتباطات درونی میان بخش‌های مختلف یک برنامه واحد در اختیار می‌گذارد. نتیجه این حساب اقتصادی به گونه‌ای ضمنی در مفروضاتش وجود دارد و آن این است که شناخت از واقعیات و تمایلات که فرض می‌شود به شکلی همزمان در یک ذهن واحد وجود دارند، راه‌حلی یگانه را به دست می‌دهند. روابطی که در این نوع تحلیل وارسی می‌شوند، روابطی منطقی‌اند و تنها نتایجی را مد نظر قرار می‌دهند که از پیش‌فرض‌هایی داده‌شده در ذهن فرد برنامه‌ریز جاری می‌شوند.
بخش دوم
معنای رقابت

فردریش فون هایک
ترجمه: محسن رنجبر • May 18, 2024
این مقاله در فصل پنجم کتاب «فردگرایی و نظم اقتصادی» منتشر شده است.

با این همه وقتی به موقعیتی می‌پردازیم که در آن چند فرد در تلاشند تا برنامه‌های جدا‌گانه خود را پی‌ریزی کنند، دیگر نمی‌توان فرض کرد که داده‌ها برای تمام این اذهان برنامه‌ریز یکسان‌اند. در این حالت مساله از این قرار است که «داده‌های» افراد گوناگون که برنامه‌های خود را بر آنها بنا می‌کنند، چگونه با حقایق عینی محیط‌شان (که کنش‌های افراد دیگر را نیز در‌بر‌می‌گیرد) همخوان می‌شوند. هر چند در راه‌حل این گونه مسائل، کماکان باید از تکنیک خود برای شناخت سریع دلالت‌های یک مجموعه معین از داده‌ها بهره گیریم، اما اکنون نه تنها باید به چندین مجموعه مختلف از داده‌های افراد گوناگون بپردازیم، بلکه باید فرآیندی را مدنظر قرار دهیم که ضرورتا تغییراتی پیوسته را در داده‌های افراد گوناگون در پی می‌آورد - و این حتی از وجود مجموعه‌هایی مختلف از داده‌های افراد گوناگون نیز مهم‌تر است. همان طور که پیش‌تر بیان کرده‌ام، عوامل علی در اینجا در قالب کسب دانش جدید از سوی افراد مختلف یا در لباس دگرگونی در داده‌های این افراد در نتیجه برقراری تماس میان آنها پا به صحنه می‌گذارند.

اهمیت این نکته در بحث کنونی من زمانی رخ می‌نماید که به خاطر بیاوریم که نظریه جدید رقابت به گونه‌ای تقریبا انحصاری به حالتی می‌پردازد که «تعادل رقابتی» نامیده می‌شود و در آن فرض بر این است که داده‌های افراد گوناگون کاملا با یکدیگر سازگارند، در حالی که مساله نیاز‌مند توضیح، طبیعت فرآیندی است که این داده‌ها از طریق آن با یکدیگر همساز می‌شوند. به بیان دیگر توصیف تعادل رقابتی حتی تلاش نمی‌کند تا بگوید که اگر فلان شرایط بر‌قرار شوند، بهمان پیامدها نمایان خواهند شد، بلکه خود را به تعریف شرایطی محدود می‌کند که احتمالا ممکن است به وجود آیند و همچنین نتایجش در آنها مستترند، اما نمی‌گوید که این شرایط اصلا چگونه می‌توانند پدید آیند یا برای آن که نتیجه اصلی خود در این مقاله را پیشاپیش در گزاره‌ای کوتاه بیان کرده باشم، رقابت بنا به سرشت خود فرآیندی پویاست که ویژگی‌های بنیادینش در اثر مفروضات اساسی در تحلیل ایستا، کنار گذاشته می‌شوند.

این که نظریه جدید تعادل رقابتی، وجود موقعیتی را فرض می‌گیرد که تبیینی صحیح باید آن را به عنوان اثر فرآیند رقابتی توضیح دهد، به بهترین شکل با وا‌کاوی فهرستی آشنا از شروطی که در یکایک کتاب‌های درسی جدید وجود دارند، نشان داده می‌شود. اتفاقا بسیاری از این شروط نه تنها اهمیت تحلیل رقابت «کامل» را نشان می‌دهند، بلکه به همان ترتیب در بحث از بازارهای گوناگون «ناقص» یا «انحصاری» نیز که همیشه «کمال‌های» غیرواقع‌گرایانه خاصی را فرض می‌گیرند، بدیهی انگاشته می‌شوند.(۲) با این وجود آموزنده‌ترین موردی که می‌توانیم برای دستیابی به هدف بلا‌فصل‌مان در این مقاله بررسی کنیم، نظریه رقابت کامل است.
هر چند ممکن است نویسندگان مختلف، فهرست متفاوتی را از شروط بنیادین رقابت کامل به دست دهند، اما فهرست زیر احتمالا به قدری که برای هدف ما کفایت کند جامعیت دارد، چون همان طور که خواهیم دید، این شروط واقعا مستقل از یکدیگر نیستند. بر پایه باوری که عموما پذیرفته شده، در نظریه رقابت کامل موارد زیر بدیهی فرض می‌شوند:

۱. کالایی همگن که تعداد زیادی از فروشندگان یا خریداران نسبتا کوچک آن را عرضه یا تقاضا می‌کنند و هیچ یک از آنها انتظار ندارند که از طریق کنش خود تاثیری ملموس بر قیمت این کالا بگذارند.

۲. ورود آزادانه به بازار و نبود قیود دیگر بر تغییر قیمت‌ها و تحرک منابع.

۳. شناخت کامل تمام مشارکت‌کنندگان در بازار از عوامل مرتبط.

در این مرحله نمی‌پرسیم که این شروط دقیقا برای چه هدفی لازم‌اند یا اگر فرض کنیم که داده‌شده هستند، حکایت از چه می‌کند. بلکه کاری که باید انجام دهیم، این است که اندکی بیشتر درباره معنای آنها کنکاش کنیم و از این لحاظ، این شرط سوم است که نامفهوم و حساس است. آشکارا نمی‌توان معیار را شناخت کامل تمام افراد مشارکت‌کننده در بازار از تمام عوامل موثر بر آن قرار داد. در این جا به پارادوکس آشنای تاثیر فلج‌کننده‌ای که پیش‌بینی و شناخت واقعا کامل بر تمام کنش‌ها خواهند گذاشت، نمی‌پردازم. همچنین روشن است که وقتی فرض می‌کنیم که همه کس همه چیز را می‌داند، مشکلی را حل نکرده‌ایم و بلکه مساله واقعی این است که چگونه می‌توان وضعیتی را پدید آورد که حداکثر مقدار ممکن از دانش موجود به کار گرفته شود.
پرسشی که این نکته برای جامعه‌ای رقابتی به بار می‌آورد، این نیست که چگونه می‌توان افرادی را «یافت» که بهترین شناخت و آگاهی را داشته باشند، بلکه این است که به چه چیدمان نهادی نیاز داریم تا افراد نا‌شناخته‌ای که دانش بسیار مناسبی برای انجام کاری خاص دارند، با بیشترین احتمال به انجام همان کار جذب شوند، اما باید اندکی بیش‌تر پیش رفت و پرسید که دانشی که فرض می‌شود در اختیار مشارکت‌کنندگان در بازار قرار دارد، از چه نوعی است.

اگر بازار گونه‌ای خاص از کالا‌های مصرفی تمام‌شده را در نظر بگیریم و در آغاز به جایگاه تولید‌کنندگان یا فروشندگان این بازار بپردازیم، نخست در‌می‌یابیم که تصور می‌شود که آنها از کمترین هزینه ممکن برای تولید این کالا آگاه هستند. با این همه این دانشی که فرض می‌شود داده‌شده است و می‌توان کار را از آن آغاز کرد، یکی از نقاط مهمی است که در آنها حقایق را تنها می‌توان از طریق فرآیند رقابت کشف کرد. این جا از نگاه من یکی از پر‌اهمیت‌ترین نقاطی است که در آن، نظریه تعادل رقابتی در آغاز خود مساله پر‌اهمیتی را که تنها فرآیند رقابتی قادر به حل آن است، به واسطه فروضش کنار می‌گذارد. این موقعیت تا اندازه‌ای شبیه به نکته دیگری است که فرض می‌شود تولید‌کنندگان درباره آن اطلاعات کامل دارند و آن عبارت است از تمایلات و خواسته‌های مصرف‌کنندگان و از جمله انواع کالا‌ها و خدمات مورد تقاضا از جانب آنها و قیمت‌هایی که این مصرف‌کنندگان مایل به پرداخت‌شان هستند. اگر این‌ها را فاکت‌هایی داده‌شده بپنداریم اشتباه کرده‌ایم، بلکه باید آنها را مسائلی بینگاریم که فرآیند رقابت حل‌شان خواهد کرد.

همین شرایط در سمت مصرف‌کنندگان یا خریداران نیز حاکم است. در این جا نیز نمی‌توان به گونه‌ای قابل پذیرش تصور کرد که دانشی که این افراد، بنا به فرض، در حالت تعادل رقابتی دارند، پیش از آغاز فرآیند رقابت در اختیار آنهاست. شناخت آنها از گزینه‌های بدیلی که پیش روی خود می‌بینند، نتیجه فعالیت‌هایی از قبیل تبلیغات، رخداد‌های بازار و ... است و کلیت سازمان بازار عمدتا نیاز به پخش اطلاعاتی را که خریدار بر مبنای آن دست به کنش می‌زند، برآورده می‌سازد.

ادامه؛
https://telegra.ph/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-05-18
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سهام_مدیریت_شرکت_های_بزرگ،بلک_راک،ونگارد_هیئت_مدیره_توطئه.pdf
3.2 MB
سهام شرکت های بزرگ دنیا،مدیریت توسط ۳شرکت؟!
چه کسانی بزرگترین شرکت های دنیارااداره می کنند؟
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ خطای برنده‌ها!

✅ بسیاری از ما کتاب‌های متعددی با این عنوان‌ها را می‌بینیم: "هفت عادت مردمان موفق"، "شش ویژگی مدیران برتر" و  مانند آن. امکان دارد بسیاری دقیقا همان ویژگی‌ها را داشته باشند و کارهای مشابه آنها انجام داده باشند، ولی هیچ موفقیتی کسب نکرده باشند. هیچکس در مورد آنها کتاب نمی‌نویسد و صحبت نمی‌کند، ولی برنده‌ها در صدر توجه هستند.
🔸این ناشی از یک خطای ذهنی است که به آن "خطای برنده‌ها" می‌گویند: تمایل ذهنی ما به تمرکز بر برنده‌ها و یادگیری از آنها و در عوض، فراموش کردن بازنده‌ها، با وجود آنکه شاید از نظر الگوهای رفتاری شباهت زیادی به برنده‌ها داشته باشند و همان راه‌ها را دنبال کرده باشند.

🔹ما به خطا روی برنده ها تمرکز می‌کنیم و راه‌های پیشرفت آنها را ملکه ذهن می‌کنیم، در حالی‌که چون از بازنده ها نمی‌شنویم، شاید درنیابیم که همان راهها و شیوه‌ها در مورد آنها به ناکامی انجامیده است.

🔸زیاد شنیده اید که کارآفرینان مطرحی نظیر "بیل گیتس" و "زاکربرگ" درس و دانشگاه را رها کرده‌اند و دنبال رویاهای خود رفته‌اند، اما آیا این بدان معنی است که برای موفقیت باید درس را رها کرد؟ می‌دانیم که بسیاری چنین کردند و توفیقی نداشتند. شاید آنها "به رغم" این ترک تحصیل، و نه "به دلیلِ" آن به موفقیت رسیده‌اند.

🔹یادگیری راههای موفقیت "برنده‌ها" به هیچ عنوان ضمانتی برای موفقیت نیست؛ بد نیست گاهی داستان شکست "بازنده ها" را هم بشنویم.
 راهنامه مدیر https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ برای بازگشت از قطب هم فکر بکنید!

✅ اگر به شما بگویند که هفته آینده قرار است یک سفر اکتشافی به قطب داشته باشید، آیا هیجان‌زده نمی‌شوید؟ بدیهی است که می‌شوید! ما انسان‌ها، هیجان‌زده می‌شویم بويژه اگر مقصد/هدف جذابی پیش روی ما وجود داشته باشد. آنقدر هیجان‌زده‌ی رسیدن به هدف هستیم که همه چیز را برای موفقیت تنظیم می‌کنیم.

🔺اما باید به خاطر داشته باشیم که برنامه‌ریزی باید دو‌قلو باشد:

🔹️برنامه ریزی موفقیت:
برنامه ریزی مقدمات دستیابی به هدف

🔸️برنامه ریزی شکست:
برنامه ریزی اقدامات پیشگیرانه، جبرانی، تدافعی، بازگشتی و جایگزین برای مقابله با موارد ناخواسته و برنامه ریزی نشده و مخاطرات.

🔺در هنگام اتخاذ تصمیم‌گیری های مهم، باید راهی برای بازگشت در نظر بگیرید تا اگر تصمیم های شما اشتباه از آب در آمد، بتوانید آنها را جبران کنید. به تصمیم خود توجه کنید و سعی کنید حدس بزنید که در چه شرایطی تصمیم شما با شکست مواجه خواهد شد.

🔺در هنگام تصمیم گیری، همیشه از خود بپرسید که:

▪️چه چیزهایی ممکن است درست از آب در نیاید؟
▪️چگونه می‌توانید برای تصمیم خود یک حاشیه‌ی ایمنی ایجاد کنید؟
▪️آیا برای بازگشت از قطب فکری کرده اید؟

به همین خاطر در دانش استراتژی و سرمایه‌گذاری واژه ای وجود دارد به نام استراتژی خروج (Exit strategy)، چون قرار نیست همه چیز خوب برود.

🔺برای اینکه بتوانید برای بازگشت از قطب هم فکری بکنید، سه پیشنهاد عملی وجود دارد:

▪️از مصاحبت آدم های بدبین لذت ببرید. آنها به صورت ذاتی علاقه‌مند هستند که جنبه های منفی را ببینند! از این استعداد حداکثر استفاده را بکنید.

▪️سناریوهای شکست را در ذهن خود مرور کنید. از خود بپرسید در چه صورتی برنامه ما با شکست روبرو می‌شود.

▪️زندگی‌نامه و تاریخچه آدم‌هایی که شکست خورده‌اند را نیز، علاوه بر افراد موفق، مطالعه کنید.
 راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ *اقتصاد ایران بعد از ترامپ*

✅ روی کار آمدن ترامپ چه اثری بر اقتصاد ایران می‌گذارد؟ این سوالی است که بیش از آنکه تحلیلگران و مردم به دنبال پاسخی برای آن باشند، سیاستمداران و سیاست‌گذاران باید به فکر جواب آن باشند. در سال 2017 ترامپ در حالی به ریاست‌جمهوری رسید که مقامات ایران بعید می‌دانستند او برنده انتخابات باشد و سناریوهای خود را برای ادامه همکاری با دولت دموکرات کلینتون ترسیم کرده بودند. نظرسنجی‌های داخل آمریکا نیز نشان می‌داد که کلینتون برنده انتخابات خواهد بود. حتی بعد از روی کار آمدن ترامپ هم دولت ایران معتقد بود او نمی‌تواند تهدید به خروج از برجام را اجرایی کند و در نتیجه خطری از سوی او متوجه اقتصاد کشور نیست، تصوری که بسیار زود اشتباه بودنش مشخص شد.

🔸اکنون نیز هرگونه غفلت می‌تواند به نتایج بدتری برای اقتصاد ایران ختم شود. ترامپ در حالی روی کار خواهد آمد که سخت‌ترین و شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران وضع و اعمال شده است، از این جهت او دست بازی برای بیشتر کردن تحریم‌ها ندارد اما می‌تواند سهل‌گیری‌های دوران بایدن را خاتمه دهد و فروش نفت ایران را که بعد از محدودیت شدید و از کمتر از 300 هزار بشکه به بیش از 5 /1 میلیون بشکه در روز رسیده مجدد کاهش دهد که درآمد دولت را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. گرچه این مسئله خود مستلزم این است که بتواند با بحران‌های جدی‌تری که آمریکا با آنها روبه‌رو است مانند روسیه و تهاجمش به اوکراین، شرایط اسرائیل و نسل‌کشی این رژیم در غزه و بی‌ثباتی‌های جدی در عراق، افغانستان و یمن کنار بیاید. در واقع برای ترامپ، اگر رئیس‌جمهور شود، مسئله اصلی و اولویت اول ایران نیست.

🔹با این همه همچنان اقتصاد ایران می‌تواند از روی کار آمدن ترامپ آسیب ببیند. جدی‌ترین مسئله ایجاد فضای روانی و افزایش انتظارات تورمی است، همان انتظاراتی که بعد از امضای برجام بر خروج از برجام موجب جهش یکباره نرخ ارز در کشور شد و تبعات آن سیاست‌گذاری‌های اقتصادی اشتباه داخلی بود. از این منظر و با توجه به اهمیت ارز و قیمت نسبی آن در اقتصاد ایران، همچنان از این ناحیه آسیب‌پذیری بالایی وجود دارد. از طرف دیگر اگر اعمال سفت و سخت تحریم‌های قبلی و تنگ‌تر شدن فضای فروش نفت باعث کاهش بیشتر درآمدهای دولت شود، با توجه به کسری بودجه بالایی که هم‌اکنون وجود دارد، قطعاً بدهی دولت به بانک مرکزی و نظام بانکی افزایش می‌یابد و دستاورد دولت سیزدهم در کنترل نقدینگی به شدت در خطر قرار می‌گیرد و نتیجه آن چیزی جز بالا رفتن تورم و در تنگنا قرار گرفتن بیشتر معیشت مردم نیست. ریاست‌جمهوری ترامپ همچنین می‌تواند دسترسی ایران به درآمدهای نفتی خودش را سخت‌تر کند که تشدیدکننده نتایج قبلی خواهد بود.

🔸روی کار آمدن ترامپ همچنین شرکت‌های خارجی را که در چهار سال گذشته تلاش کردند به نحوی با ایران برای فروش کالا یا خرید مواد اولیه و خام و نیمه‌خام ارتباط بگیرند و از فرصت ایران تحریم‌شده بهره ببرند، مجدد زیر فشار خواهد برد و احتمال بالایی وجود دارد که آنها حتی معاملات مخفیانه و پوششی خود را هم با ایران لغو کنند؛ چون یا راهش بسته می‌شود یا ریسک انجام معامله بسیار بالاتر می‌رود.

🔹ارمغان ریاست‌ جمهوری مجدد ترامپ برای اقتصاد ایران افزایش شدید ریسک است. ریسک تجاری و ریسک سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران بالاتر می‌رود و این کار هم سرمایه‌گذاری داخلی و هم سرمایه‌گذاری فعلاً نزدیک به صفر خارجی را بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد داد، ضمن اینکه احتمال خروج سرمایه را نیز تقویت خواهد کرد. ترامپ که در دوران گذشته اقتصاد ایران را به تورم و رکود مهمان کرد، در دور جدید هم، اگر رئیس‌جمهور شود، اقتصاد کلان ایران را بی‌ثبات‌تر خواهد کرد. مگر اینکه اتفاقی پیش‌بینی‌نشده یا خارج از انتظار رخ دهد، مانند توافق تندروهای دو کشور با هم که نتیجه آن برای هر دو کشور می‌تواند پرثمر باشد. هم ایران می‌تواند این‌بار بهتر و بیشتر از این توافق میوه بچیند، هم خیال آمریکا از خاورمیانه تا حدود زیادی راحت می‌شود و می‌تواند با تمام قوا به مسئله روسیه و اوکراین رسیدگی کند و برای پنجه انداختن در پنجه چین در حوزه اقتصاد نفس بگیرد؛ حتی فرصت مهار اسرائیل نیز برای آمریکا فراهم می‌شود چون مدعی است خطر ایران را فرونشانده است.
بازنشراز گروه مشاوران اقتصادی وصنعتی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ نظم نوین اقتصادی (اکونومیست)

✅ بررسی نظم اقتصادی قدیمی جهان در حال فروپاشی است و احتمالا دل منتقدان برایش تنگ خواهد شد.
سیستم مالی امروز بیش از هر زمان دیگری جهانی شده هر چند با ریسک هایی مواجه است.
نشریه «اکونومیست در تازه ترین شماره خود به این موضوع پرداخته و نوشته است در نگاه اول اقتصاد جهان به طور اطمینان بخشی مقاوم به نظر می رسد با وجود تشدید تنش با چین تجارت آمریکا با رونق خوبی مواجه است.
آلمان بدون تحمل فاجعه اقتصادی توانسته در برابر کاهش عرضه گاز روسیه تاب آورد جنگ در خاورمیانه تاثیر خاصی بر عرضه نفت خام نداشته است حملات حوثی ها هم نتوانسته خللی در جریان صادرات جهانی کالا ایجاد کند. حجم تجارت جهانی به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی به سطح پیش از بحران کرونا بازگشته و پیش بینی می شود که امسال با رشد خوبی مواجه شود.
با این حال با نگاهی عمیق تر در می یابیم که شرایط اقتصادی ، جهان شکننده است و نظمی که از اواخر جنگ جهانی دوم در دنیا شکل گرفته بود، در حال فروپاشی است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ موضوع فناوری

✅ جنگ بر سر تیک تاک ،شرط بندی ۲۰ میلیارد دلاری بایدن بر سر اینتل، نبرد جنرال موتورز با اپل و
ایلون ماسک با سوئد و ده ها مورد دیگر از جمله مسائلی است که این روزها صنعت فناوری با آنها دست به گریبان است.
نشریه بیزنس ویک در شماره اخیرخود در مجموعه گزارش هایی به بررسی این مسائل پرداخته و نوشته است در انتخابات تاریخی پیش رو روشن است که صنعت فناوری نقش کلیدی در ژئوپلیتیک و سیاستگذاری که جهان را شکل می دهد،ایفا کند.
در ویژه نامه فناوری امسال خواهیم دید که چگونه این صنعت به شکل گیری قدرت در این فضاها کمک می کند چه کسی پیروز نهایی خواهد بود و پیامد این اتفاقات برای مردم عادی چیست گاهی افزایش تعداد مشاغل در بخش ساخت و ساز آمریکا و گاه ظهور طرح های پولساز جدید در حوزه بلاکچین از پیامدهای این روند است. در چنین شرایطی شرکت اینتل میلیاردها دلار هزینه می کند تا خود را به عنوان قهرمان ملی معرفی کند خودروسازی جنرال موتورز قصد دارد محصولات اپل را کنار بگذارد و....

https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
مایک والاس، رئیس اندیکشده UNAI، با انتشار بیانیه ای [لینک] در مورد روزهای حساس پس از درگذشت رییس جمهور ایران و وزیر امورخارجه و همراهان، از بایدن تقاضا کرده است:

«دولت بایدن باید در دیپلماسی عمومی خود بر روی آرمان های مردم ایران تمرکز کند و این رژیم را جبران ناپذیر نشان دهد. علاوه بر این، ایالات متحده و متحدانش باید عملیات‌های مخفیانه - اعم از سایبری و جنبشی - را برای عمیق‌تر کردن اختلافات درون نخبگان رژیم و افشای ناکامی‌هایشان در معرض دید مردم ایران در نظر بگیرند».

قابل توجه برخی مهمانان روز گذشته صداوسیما(بویژه مسوولین) و همچنین سازمانهای امنیتی کشور برای ردیابی نفوذ و بهره کشی اطلاعاتی احتمالی!

✨ @azarijahromi
‌✳️ اینجا یکی از فروشگاه‌های برند «Samsonite» است که در ایران با نام «سامسونت» شناخته می‌شود. این شرکت از قدیمی‌ترین و مشهورترین تولیدکنندگان انواع کیف و چمدان است.

🔹 دقت کنید فروشگاه این برند با چه روش ساده‌ای به خریدارانش در هنگام خرید کمک می‌کند که کیف و کوله‌ی مناسب را انتخاب کنند؛ در گوشه‌ی فروشگاه یک کابین هواپیما را در اندازه واقعی شبیه‌سازی کردند تا خریدارانی که بیشتر با هواپیما سفر می‌کنند، بتوانند کیف و‌ کوله‌ای را انتخاب کنند که از نظر اندازه و فرم، مناسب فضای داخلی هواپیما باشد و به راحتی در قفسه‌ی بالای سر مسافران جا بگیرد!
https://t.me/ExecutiveManagement
👌2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
✳️ تکنیک EMBRACE در خدمت به مشتریان

✅ کریستینا سوساک در کتاب مشهور خود به نام «رازهای فروش موفق» تکنیک EMBRACE را برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان معرفی کرده است.
🔸سوساک در توضیح این تکنیک می‌‌نویسد: حفظ مشتریان، یکی از مهم‌ترین وظایف هر فروشنده‌ای است. کلید اصلی انجام این وظیفه، ارائه بهترین خدمات به مشتریان است. برای این منظور، هر فروشنده‌ای باید این هفت خصوصیت رفتاری را در خودش ایجاد کند که من به اختصار مجموعه آنها را EMBRACE (به معنای در آغوش گرفتن) نامیده‌ام که از حروف اول ویژگی‌های زیر تشکیل می‌شود:

🟦آسان‌گیر بودن (Easy-going)
مشتریان از فروشنده‌ای خوش‌شان می‌آید که مشکلات‌شان را بدون کلنجار و معطلی حل می‌کند.

🟫بیش از انتظار (More than expected)
فروشندگان حرفه‌ای همیشه سعی می‌کنند یا کمتر از توان‌شان به مشتری وعده بدهند ولی بیشتر از وعده‌شان به مشتری خدمت کنند یا تمام توان‌شان را بکار می‌گیرند تا به وعده‌شان در تمام شرایط عمل کنند.

🟧دوست شدن (Becoming friends)
همه ما دوست داریم از کسی خرید کنیم که با او احساس راحتی می‌کنیم. پس فروشنده حرفه‌ای تمام تلاشش را می‌کند که با مشتری دوست بشود و خودش را از جایگاه فروشنده به جایگاه دوست تغییر بدهد.

🟨احترام (Respect)
احترام به مشتری دو بُعد مهم دارد: اول، احترام به نظرات، نیازها و خواسته‌های مشتری و دوم، احترام به وقت مشتری.

🟪مسئولیت‌پذیری (Accountability)
مسئولیت‌پذیری در قبال مشتری سه بُعد مهم دارد: اول، قبول اشتباهات شرکت در قبال مشتری؛ دوم، ارائه گزینه‌های مختلف به مشتری برای حل مشکل به وجود آمده و سوم، تلاش برای جبران خسارت مشتری.

⬛بهبود مستمر (Continuous improvement)
فروشنده حرفه‌ای همواره از خودش و همکارانش این سوال را می‌پرسد: «چگونه می‌توانیم به مشتری بهتر خدمت کنیم؟»

⬜اشتیاق (Enthusiasm)
فروشنده حرفه‌ای همیشه کمک به مشتریان و ارائه خدمت به آنها را بر هر هدف و انگیزه دیگری مقدم می‌داند و با شور و اشتیاق درونی به مشتریان کمک می‌کند نه با تظاهر و دو رویی/ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1🔥1
✳️ سه عبارت مصطلحی که شما را در فضای کار ضعیف نشان می‌دهند؟!

✅ کیتی و راس پتراس، نویسندگان این مقاله و متخصصان حوزه ارتباطات می‌‌‌گویند: «مهم است که کلماتتان را با دقت انتخاب کنید و زبان قاطع، جسور و با اعتماد به نفسی داشته باشید.»

هدف این است که قاطع باشید بی‌آنکه بیش از حد پرخاشگری کنید. این استراتژی به‌‌‌ویژه در ارتباط با مدیر، همکار، دوست یا شریک زندگی مفید است؛ اما این سه عبارت دقیقا عکس این هدف عمل می‌کنند و ناخواسته باعث می‌‌‌شوند شما ضعیف و نامطمئن به نظر برسید.

1⃣ «ببخشید که این سوال را می‌‌‌پرسم، اما...»

ممکن است گفتن «ببخشید» کار مودبانه‌‌‌ای به‌نظر برسد، اما استفاده بیش‌‌‌ از حد از این عبارت، به‌‌‌خصوص در شرایطی که نیازی به عذرخواهی نیست، می‌تواند تاثیر ادامه حرف شما را کم کند و باعث شود عذرخواهی‌‌‌های بعدی وزن و ارزش کمتری داشته باشند. وقتی از کلمات عذرخواهانه استفاده می‌‌‌کنید (مثلا «ببخشید، این آ‌‌‌خرین سوال است...» یا «شاید فقط من این‌‌‌طور باشم؛ اما...») می‌تواند این‌‌‌طور به نظر برسد که انگار خودتان را کوچک می‌‌‌کنید.

یا ممکن است درخواستی را که قصد مطرح کردن آن را دارید کم‌‌‌اهمیت جلوه دهد. فقط خواسته‌‌‌تان را مطرح کنید: ممکن است لطفا آن ایمیل را برای من بفرستید؟ یا می‌توانی به من کمک کنی صفحه لپ‌‌‌تاپم را روی مانیتور بیندازم؟ و با یک «متشکرم» گفت‌‌‌وگو را تمام کنید.

2⃣ «فقط...»

دنی رابین، مشاور ارتباطات، می‌‌‌گوید عبارت «فقط...» هر چیزی را که بعد از آن بگویید ضعیف می‌کند. «فقط می‌‌‌خواهم از شما بپرسم...» «فقط یک دقیقه طول می‌‌‌کشد...» «فقط می‌‌‌گویم که...» فقط کلمه کوچکی با پیامدهای عظیم است. هر بار که از واژه «فقط» استفاده می‌‌‌کنیم، باعث می‌‌‌شویم این‌‌‌طور به نظر برسد که انگار داریم وقت کسی را تلف می‌‌‌کنیم. اگر حرف مهمی برای گفتن دارید، آن را بگویید. سیمون تایلر، مدیر اجرایی منابع انسانی می‌‌‌گوید: «اگر در طول جلسه یا مکالمه‌‌‌ای عصبی یا نامطمئن باشید، تغییر چند کلمه احساس شما را عوض نمی‌‌‌کند. اما شما می‌توانید با انجام تمرینات آرامش‌بخشی همچون مدیتیشن، پیاده‌‌‌روی، تکرار جملات تاییدی یا تمرین تکنیک‌‌‌های تنفسی، ذهن خود را برای این موقعیت‌‌‌ها آماده کنید. این کارها می‌توانند به شما کمک کنند بر استرس خود غلبه کنید و آرام شوید.»

3⃣ «نمی‌‌‌دانم»

«نمی‌‌‌دانم» یک عبارت پرکننده رایج و دم‌‌‌دستی است که برای پر کردن سکوت استفاده می‌شود تا افراد بتوانند افکار خود را کامل کنند. همچنین می‌تواند شما را بی‌‌‌کفایت جلوه دهد.

اریک یاوربام، مدیرعامل شرکت روابط عمومی اریکو کامیونیکیشنز، می‌‌‌گوید: «به‌‌‌جای عبارت «نمی‌‌‌دانم»، چیزی شبیه به این بگویید که: «چه سوال جالبی! به من یک دقیقه فرصت بده تا در مورد آن فکر کنم.»

این موضوع به‌‌‌ویژه در مصاحبه‌‌‌های شغلی صادق است؛ موقعیتی که ممکن است با سوال انحرافی غیرمنتظره‌‌‌ای مواجه شوید.

یاوربام توضیح می‌دهد: «وقتی با مشکلی روبه‌‌‌رو می‌‌‌شوید، گفتن اینکه «هیچ ذهنیتی ندارم» آسان‌‌‌تر از تلاش برای ارائه راه‌‌‌حل است. در یک مصاحبه، ‌‌‌ با آرامش و اعتمادبه‌‌‌نفس پاسخ دادن به سوالات، به مصاحبه‌‌‌کننده نشان می‌دهد که شما یک بازیکن تیمی هستید و با حل مساله مشکلی ندارید و اینها مهارت‌‌‌هایی هستند که تمام کارفرمایان در نیروهایشان به دنبال آن می‌‌‌گردند.
منبع: CNBC
بازنشراز:كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍3
✳️ تفکر سیستمی

✍ سخنانی از راسل ایکاف نظریه پرداز تفکرسبستمی

🔸 مدیران از «کارهای درست خود» نمی‌آموزند. آنها با اشتباه کردن، یاد می‌گیرند.

🔹مدیران برای کارهایی که کمتر مهم است، وقت بیشتری می‌گذارند. وقتی که روی حاشیه‌پردازی و تعارفات صرف می‌شود،‌ بیشتر از زمانی است که صرف کارها و بحث‌های حیاتی می‌ شود.

🔸هر چه یک فرد،‌ به حرفی که می‌زند درک کمتری داشته باشد، متعصبانه‌تر از آن دفاع می‌کند.

🔹گاهی تحلیل یک سیستم، فقط به ما می‌گوید که یک سیستم چگونه کار می‌کند. نه اینکه: «چرا کار می‌کند؟»

🔸بوروکرات، کسی است که می‌تواند هزار دلیل برای انجام ندادن یک کار پیدا کند، اما نمی‌تواند یک دلیل برای انجام دادنش جور کند.

🔹زمانی که یک کسب و کار را می‌خرید، آینده آن را بخرید نه گذشته‌اش را.

🔸هر فرهنگی، یک الگوی فکر کردن مشترک دارد. این الگوی فکری همان سیمانی است که آجرهای فرهنگ را کنار هم نگاه می‌دارد. این نحوه فکر کردن است که نشان می‌دهد آن فرهنگ، «دنیا را چگونه می‌فهمد».

🔹خیلی از بیانیه‌های ماموریت سازمانها بی‌معنی هستند. آنها «نیازهایشان» را با «هدفهایشان» اشتباه می‌کنند. سازمانی که در ماموریت خود می‌نویسد: «کسب سود برای سهامداران» مانند کسی است که ماموریت زندگی خود را «جذب اکسیژن کافی برای تنفس» اعلام کند!
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدیریت در دست کارکنان؟!

✅ در پژوهش‌‌‌ها و مقالات علمی مختلف بر این موضوع تاکید شده است که چقدر حق ابراز نظرات برای کارکنان اهمیت دارد. در ژورنال‌‌‌های پژوهشی اغلب به نظرات و قدرت ابراز نظرات آنها، «صدای» کارکنان گفته می‌شود.

🔸در سازمانی که صدای کارکنان آن شنیده شود، انگیزه هم بیشتر خواهد بود. افراد تعهد بیشتری برای انجام کارهایی خواهند داشت که دست‌‌‌کم تا حدی در آن نظر داده باشند؛ نه آنکه اهداف و برنامه‌‌‌ها از طریق سطوح بالاتر سازمان به آنها تحمیل شده باشد.

🔹یافته‌های یک پژوهش نشان داده است که در سازمان‌هایی که از صدای کارکنان گریزان هستند، اغلب مشکل از کمبود اعتماد به‌نفس مدیران است. در حقیقت، مدیران آنقدر احساس ضعف می‌کنند که حتی کوچک‌ترین اظهارات کارکنان را خطرآفرین تلقی می‌کنند.

🔸شاید ریشه‌‌‌های این فلسفه مدیریتی غیرانسانی را بتوان در تفکرات "فردریک تیلور"، مهندس مکانیک آمریکایی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم پیدا کرد. او را به جرات می‌توان پدر شیوه مدیریت ابزاری دانست. تیلور زمان زیادی را صرف بهترین شیوه‌‌‌ها و استاندارد انجام کارها کرد.

🔹ذهن او درگیر این بود که کارگران با چه روش‌ها و طی چه حرکت‌‌‌هایی باید کار کنند، طول بیل آنها باید چقدر باشد، چند قدم بردارند و در هر حرکت چقدر ماده را با بیل جابه‌جا کنند. تنها چیزی که تیلور به آن اهمیت نمی‌‌‌داد، نظر کارگران نسبت به این فرآیندها و استانداردهای دقیق بود.

🔸در هر صورت، میزان نقش‌‌‌آفرینی کارکنان در سازمان‌هایشان به شدت بر انگیزه‌‌‌های آنها اثر می‌‌‌گذارد. پژوهش‌‌‌ها نشان داده است کارکنانی که هیچ سهمی از تصمیم‌گیری‌‌‌ها ندارند، فقط در ۷‌ درصد موارد تعهد بالایی نسبت به مشتریان نشان می‌دهند. همچنین پس از اهمیت دادن به کارکنان،‌ درصد کارکنان سختکوش(به‌صورت داوطلبانه) از ۳‌ درصد به ۴۹‌ درصد جهش می‌کند. اما شنیدن صدای کارکنان و اهمیت دادن به نظرات آنها در تصمیم‌گیری‌‌‌ها (که اوج آن واگذاری بسیاری از امور مدیریتی به آنها است)، بیشترین اثر را از جنبه نوآوری به جای می‌‌‌گذارد.

🔹افرادی که هیچ اختیار و مسوولیتی در سازمان ندارند، آنجا نمی‌‌‌مانند که فقط به دستورات دیگران عمل کنند. ۷۴‌ درصد از آمریکایی‌‌‌های فاقد اختیار شغلی، گفته‌‌‌اند که تمایل به تغییر شغل دارند. ۴۶‌ درصد فعالانه برنامه‌‌‌هایی برای این تغییر ریخته‌‌‌اند. اما کارکنانی که احساس می‌کنند مورد اعتماد کارفرمای خود هستند، فقط در یک‌‌‌پنجم موارد به فکر استعفا می‌‌‌افتند.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2