مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ این راهش نیست!

✅ اریک بارکر یه کتاب شدیدا جذاب و علمی داره به اسم "این راهش نیست" که در اون فکت‌های تلخ براومده از معتبرترین پژوهش‌ها رو به صریح‌ترین شکل ممکن به تصویر میکشه.
□ تو بخشی از کتاب، بارکر میپرسه؛ آیا واقعا آدمای شارلاتان، افراد موفقی هستند؟! اگه آره چرا و پاسخ میده… متاسفانه باید گفت بله!
●به طرز عجیبی دنیا، دنیای بیرحماست و شواهد قوی علمی نشون میده؛ آدمایی که اِبایی از ضایع کردن حق دیگری ندارن و با قصد و برنامه، تنها در پی منافع شخصی خودشون هستن، معمولا زودتر و سرراست‌تر به هدف‌هایی که تو سرشون دارن می‌رسن!
○طبق مطالعه جفری پفر، شارلاتان‌ها خوب بلدن روی آدما تاثیر بذارن و از راه چاپلوسی، کارشون حسابی جلو میره! طبق مطالعه ترزا آمابیل در مقاله‌ی"بی‌نظیر اما بی‌رحم" مردم اونها رو قدرتمند تصور میکنن و در نهایت اونا خوب بلدن اون بخش از کارشون که درسته رو بولد کنن و باقی جاها رو بپوشونن.
■به ما یاد دادن که مثل آخر فیلم‌های دیزنی‌لند همیشه خوبی بر بدی پیروز میشه: ولی متاسفانه موارد زیادی هست که پژوهش‌گران بررسی کردن و دیدن اصلا این مدلی نیست. یکی از تحقیقات که صراحتا در عنوان اون نوشته شده که "بدی از خوبی قدرت‌مند‌تره" نشون میده‌: "چیزای بد تاثیرگذارتر و موندگارتر از چیزای خوبه. احساسات بد، والدین بد، بازخوردهای بد نسبت به اون‌هایی که خوبن اثرات بیشتر و موندگارتری دارن و اطلاعات بد هم خیلی بیشتر و کامل‌تر از اطلاعات خوب بین آدما رد و بدل میشه.
□من چیز دیگه‌ای نمیتونم بگم جز اینکه نتایج یه مطالعه غیررسمی نشون داده که احتمال دزدیده شدن کتاب‌هایی که در زمینه مسائل اخلاقی هستن ۲۵ درصد بیشتر از سایر کتاب‌های موجود تو کتاب‌فروشی‌هاست!
●تو بخش دوم بارکر می‌پرسه: خوب چرا آدمای شارلاتان افراد موفقی هستند؟! و میگه؛ آدمای شیشه خورده‌دار، بی‌محابا دنبال چیزی که میخوان میفتن و با یه اعتماد به نفس به شدت سمی، بی‌توجه به نظر، حرف، حق و قضاوت دیگران، جسورانه فقط به خواسته‌شون فکر می‌کنن.
○در نهایت بارکر میگه؛ فکر می‌کنید من دارم شما رو تشویق می‌کنم که یه شارلاتان باشید! صبر کنید. این اول ماجراست.
■تحلیل سال‌ها زندگی آدمای شارلاتان نشون میده که اونا خوب شروع می‌کنن، در کوتاه مدت هم به جاهای خیلی خوبی هم میرسن و نتایج دلخواهی هم می‌گیرن اما... نتایج مطالعات طولی نشون داده که موفقیت‌ این آدم‌ها معمولا کوتاه مدته و دستاوردهای اون‌ها موندگار نیست.
□چرا که تو این مسیر به آدمایی برمیخورن که از خودشون شارلاتان‌ترن و در نتیجه خودشون در درون خودشون همدیگه رو حذف می‌کنن. در کنار اون، ریسک‌پذیری بالا از دلایل دیگه حذف اونهاست.
●با توجه به این یافته‌ها چه درسی می‌تونیم از این شارلاتان‌ها بگیریم!؟ بارکر میگه؛ واسه رسیدن به خواسته‌هات میتونی با الهام از جسارت، پیگیری و پشتکاری که در این گروه از افراد هست، مصرانه "تو راه درستش" بری جلو./ گاهنامه مدیر
🖊دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
✳️ زیست اخلاقی؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
گلرنگ
✳️ کدام سبک زندگی بهتر است؛ آمریکایی یا اروپایی؟

✅ زیاد کار کردن آمریکایی‌ها موضوع جدیدی نیست و سرنخ‌های آن را در ادبیات نیز می‌توان پیگیری کرد. فایننشال‌تایمز در گزارشی به مقایسه این دو جامعه پرداخته است.
□بر اساس آمارهای OECD، در سال ۲۰۲۲ هر کارگر آمریکایی ۱۸۱۱ ساعت کار کرده است، در مقابل در کل اروپای شمالی این عدد حدود ۱۵۰۰ ساعت است.

●از آنجایی که آمریکایی‌ها نسبت به اکثر اروپایی‌ها در هر ساعت کار بازدهی بیشتری دارند، متوسط درآمد آن‌ها بیشتر از همه کشورهای اروپایی غیر از لوکزامبورگ، ایرلند، نروژ و سوئیس است.

○با این وجود، موسسه نظرسنجی گالوپ می‌گوید اکثر آمریکایی‌ها احتمالا ساعات کاری اروپایی را ترجیح می دهند، فقط کارفرمایان آن‌ها و هزینه بیمه درمانی مانع می شود.

■از سوی دیگر در آخرین گزارش شادی جهانی، ایالات متحده رتبه بیست و سوم را از نظر شادی گزارش شده به دست آورد. در عوض این کشورهای شمال اروپا هستند که رتبه های برتر را به خود اختصاص دادند. همچنین اروپایی ها در مهمترین شاخص موفقیت اجتماعی یعنی طول عمر برنده می شوند.

□طبق گزارش صندوق بین المللی پول، ایالات متحده نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی بالاتری نسبت به تقریبا همه کشورهای اروپایی دارد؛ معادل ۱۲۳ درصد، تقریبا دو برابر آلمان و سه برابر نروژ، سوئد و دانمارک.

●از سوی دیگر آمریکا در انتشار کربن وضعیت بدتری دارد. آمریکایی ها بیشتر از اروپایی ها از ثروت اضافی خود برای خرید وسایل استفاده می کنند و میزان بیشتری از رانندگی و استفاده از تهویه مطبوع بهره می‌برند.

○شاید اقتصاد جهانی به ایالات متحده یا حداقل چند نمونه مبتکر و نوآور آن نیاز داشته باشد، اما به نظر می‌رسد بهترین جا برای زیستن به حساب نمی‌آید.

🔗جزئیات در لینک زیر👇
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-116/4066090-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA?utm_source=telegram&utm_medium=social
https://t.me/ExecutiveManagement
*ما بیش از هر زمان دیگری در «اکنون زندگی کردن» نیاز داریم!*

بسیاری از انسان‌ها زندگی کردن را به تعویق می‌اندازند. با خود می‌گویند؛ زمانی که فرصت بیشتری داشته باشم یا زمانی که کارهای فوری و زمان‌بر را به پایان رساندم، بهترین زندگی خود را خواهم کرد. به اطرافیانم خواهم گفت، وقتی کارها تثبیت شد و آرامش پیدا کردم، مهربان‌تر و پرشورتر خواهم بود. به خودمان قول می‌دهیم، زمانی‌که کمی وقت بیشتری بدست آوریم، به وضعیت جسمانی خواهیم رسید و غذای سالم‌تری خواهیم خورد. با این حال، در اعماق وجودمان، هر یک از ما می‌دانیم که هرگز زمان بهتری برای زندگی کردن به بهترین شکل وجود نخواهد داشت، و اگر امروز نه، پس چه زمانی؟!
بیشتر ما طوری زندگی می کنیم که انگار تمام وقت دنیا را داریم و افسار زندگی در دستان ماست! ما زندگی کردن و رسیدن به بالاترین حد و بهترینِ خود را به تعویق می‌اندازیم. با این حال، روزها به هفته‌ها، هفته‌ها به ماه‌ها و ماه‌ها به سال‌ها تبدیل می‌شوند و در هم می‌لغزند. قبل از اینکه متوجه شویم، زندگی‌مان تمام خواهد شد. و اکثر مردم، زمانی که روی تخت مرگ هستند، حسرت‌های مشابهی دارند: اینکه ریسک کافی نکرده‌اند، به بالاترین پتانسیل شخصی خود دست نیافته‌اند و عشق بیشتری به خود و دیگران نداده‌اند.
هیچ روز اضافه‌ای وجود ندارد تا بعدا به تلافی روزهای از دست رفته، به آنها چنگ زنیم. هیچ روز بی‌معنایی وجود ندارد و تک تک روزهای‌مان مهم هستند. به امروز فکر کنید، روزی است که می‌توانید انتخاب کنید برای چیزی والاتر ایستادگی کنید و همان کسی باشید که در اعماق قلب‌تان همیشه می‌خواستید، باشید. امروز روزی است که می‌توانید تصمیم بگیرید به سلامت جسمانی فوق‌العاده برسید یا یک رهبر واقعی در محل کار باشید یا به‌عنوان یک انسان، اصیل‌تر باشید یا ریسک بیشتری کنید و به سمت ترس‌های‌تان بدوید. به نظر من، رهبری همین است. غنیمت شمردن لحظه و زندگی کردن به عنوان الگویی برای دیگران از آنچه یک انسان می‌تواند خلق کند.
به فکر کردن درباره اینکه بهترین زندگی شما چگونه خواهد بود، ادامه دهید.
همانطور که در سخنرانی‌ها و دوره‌های آموزشی‌ام به اشتراک می‌گذارم: «با آگاهی بهتر، می‌توانید انتخاب‌های بهتری داشته باشید و زمانی که انتخاب‌های بهتری داشته باشید، نتایج بهتری خواهید دید».
گفته ادوین لویی کول، اندیشمند و نویسنده امریکایی را همواره به خاطر داشته باشید؛ «شما با افتادن در آب غرق نمی‌شوید؛ شما با ماندن در آنجا غرق می‌شوید».
نلسون ماندلای پرآوازه هم گفته است؛ «پس از بالا رفتن از یک تپه بزرگ، متوجه می‌شوید که تپه‌های بیشتری برای بالا رفتن وجود دارد. لحظه‌ای را برای استراحت، برای دزدیدن منظره‌ای باشکوه که شما را احاطه کرده است، برای نگاه کردن به مسافتی که آمده‌اید، اختصاص می‌دهید. اما فقط بدانید که می‌توانید لحظه‌ای استراحت کنید، زیرا آزادی با مسئولیت همراه است و جرأت توقف مدام را ندارید، زیرا راه طولانی شما هنوز به پایان نرسیده است».

ما برای از پیش روی برداشتن موانع و چالش‌های زندگی که خودمان و دیگران بر ما تحمیل کرده‌اند، برای رسیدن به عظمت و فضیلت شخصی و در «اکنون زندگی کردن»، به ۶ راه و شیوه تفکر و عمل نیاز داریم؛
۱) یک برنامه چندساله بلندمدت و جوان‌ترها بلندمدت‌تر برای زندگی حرفه‌ای و شخصی خود بنویسید: عملکرد شرکت‌های بزرگ اطمینان و نمایش می‌دهند که بر اساس یک مأموریت، چشم‌انداز و بیانیه ارزش به خوبی اداره می‌شوند. یک برنامه روشن همراه با بیانی از مهمترین ارزش‌های‌تان به شما این امکان را می دهد که انتخاب های عاقلانه تری داشته باشید که منجر به شکست های کمتری می‌شود.

۲) بیشتر فکر کنید: زمان بیشتری را صرف فکر کردن کنید. به هدف زندگی خود، چگونگی خلق ارزش و آنچه در زندگی‌تان نیاز به بهبود دارد، فکر کنید. تفکر بیشتر، افراد موفق را از افراد معمولی جدا می‌کند.شرکت ساتیام کامپیوتر، یکی از موفق ترین شرکت‌های فناوری اطلاعات هند است. یکی از اصول راهنمای آنها، تشویق هم‌تیمی‌ها به اختصاص یک سوم از زمان‌ و وقت‌شان برای فکر کردن و تفکر است. بیشتر انسان‌های موثر بیشتر از دیگران فکر می کنند. حتما به این فکر کنید که می‌خواهید زندگی شما نشان دهنده چه چیزی باشد. به این فکر کنید که چگونه می توانید ارزش بیشتری ایجاد کنید. به آنچه در زندگی شما کار نمی‌کند و کارایی ندارد، فکر کنید تا بتوانید تغییراتی ایجاد کنید.

۳) به شغل و کارتان معنا ببخشید: رسیدن به تعادل بین کار و زندگی شخصی کار ساده‌ای نیست، اما یک چالش روزانه‌ی ضروری است. تعادل بخشیدن بین این دو برداشتن مرز بین آنهاست. به این معنی که کارتان را جزیی از زندگی بدانید و از آن لذت ببرید. برای ورزش، خانواده، دوستان و سلامت شخصی خود برنامه ریزی کنید. یک فرد متعادل و سالم، انرژی مثبت را به اطرافیان خود منتقل می‌کند.
۴) ریسک‌های حساب‌شده را بپذیرید: هر هفته از منطقه امن خود خارج شوید. کاری را انجام دهید که شما را می ترساند، زیرا رشد در آن سوی ترس نهفته است.

۵) با محبت و مهربانی رفتار کنید: رهبران عالی، افرادی اصیل، صادق و مهربان هستند. مهربانی نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه‌ی قدرت است. با همه اطرافیان خود دلسوز، مودب و مهربان باشید. این به معنای عدم اتخاذ تصمیمات سخت در مواقع ضروری نیست. بلکه به معنای وارد کردن جنبه‌ی انسانی بیشتر به سبک رهبری شماست.

۶) متفاوت باشید: رهبران به طور کلی، دنباله روی دیگران نیستند. بر اساس ارزش‌های خود زندگی کنید، خلاق باشید و به آرمان‌های‌تان پایبند باشید. از متفاوت بودن نترسید.

https://chat.whatsapp.com/LErhwZLNn2n5N9n5M4tUaL
✳️ اثر پلاسیبو و کاربرد آن در پیشرفت و بهبود زندگی شخصی و جمعی

✅ در اواخر قرن هجدهم، یک درمانگر آمریکایی اختراع عجیب کرد. اختراع او دو میله فلزی با یک نوک در انتها بود که هر یک حدود هشت سانتیمتر بودند. او ادعا می‌کرد این میله‌ها، از فلزهای غیرمعمول درست شده‌ و می‌توانند باعث بهبود روماتیسم، التهاب‌های بدن و سردرد شوند! او حدود ۲۰ دقیقه نوک میله‌ها را روی بدن بیماران می‌گذاشت و می‌گفت که آنها الکتریسیته زیان بخش زیر بافت‌ها را بیرون می‌کشند.

🔸 گرچه برخی از مراجع حرفه ای این اختراع را کلاه برداری بیش نمی‌دانستند، اما مردم حاضر بودند مبلغ زیادی برای خرید این میله‌ها بپردازند. ظاهرا این میله‌ها واقعا تأثیر مثبت روی درمان برخی از بیماری‌ها داشتند.
بعد از فوت آن درمانگر، در سال ۱۷۹۹، یک پزشک انگلیسی برای اثبات این باور اشتباه، میله‌هایی چوبی درست کرد و ثابت کرد که این میله‌های چوبی ارزان‌قیمت درست همان اثر را دارند و تأثیر این میله‌ها تلقینی و خیالی است. این برای اولین بار بود که کسی به روشنی، اثر پلاسیبو (Placebo) یا دارونما را نشان می داد.

🔹 پلاسيبو، به معنی «من خوب خواهم شد» به استفاده از روش‌های درمانی صوری و تلقینی گفته می‌شود که می‌تواند با القاء به بیمار، اثر مثبتی در روند بهبودی وی داشته باشد. اثر درمانی که از به کار بستن چنین روش‌هایی حاصل می‌شود را نیز اثر پلاسيبو می‌نامند. در روند استفاده از دارونماها، یک قرص بدون اثر به بیمار داده می‌شود و به او گفته می‌شود که با خوردن این قرص حالش بهبود می‌یابد. از این روش در تحقیقات روانشناسی و علوم رفتاری و علوم پزشکی استفاده می شود.

🛜 سوال راهبردی:

● با توجه به اینکه ذهنیت ما گاهی روی واقعیت اثر قطعی می‌گذارد، از خودمان چهار سوال بپرسیم:

1- آیا ممکن است من تحت القا و تلقین منفی دیگران، پتانسیل واقعی ام را محقق نکرده باشم؟ مثلا اینکه همیشه مادرم به من گفته باشد که تو آدم بی نظمی هستی باعث شده باشد که ...

2- آیا ممکن است من فقط بتوانم با القا مثبت در دیگران (مثلا اینکه تو چقدر خوب تحلیل می کنی؟)، افراد دیگر را به سمت تحقق پتانسیل‌های مثبت‌شان امیدوارتر و فعال تر کنم؟

3- آیا ممکن است القاهای منفی روزانه ای که در ما در مورد کشورم/سرزمینم/اداره ام/مدرسه ام می کنيم منجر به واقعیت شود. مثلا اینکه هر روز بگوییم این اداره هیچوقت درست نمی شود باعث شود که در دنیای واقعی هم هیچگاه این اداره درست نشود؟

4- آخرین باری که یک جمله مثبت در مورد اداره/خانواده/کشورمان گفته ایم کی بوده است؟ چرا ما از پلاسیبو برای القاء مثبت و ایجاد نتایج مثبت استفاده نکنیم؟
📝 دکتر مجتبی لشکربلوکی

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هزینه مبادله، فاکتوری نامرئی که حتما نقد می‌شود!

✅ نمی‌توان نقش نهادها را در اقتصاد نادیده گرفت. به عقیده اقتصاددان بزرگی چون داگلاس نورث (Douglass Cecil North) و بامول (William Baumol)، کارآفرینان برای اینکه بتوانند به‌خوبی و راحتی به فعالیت خود در اقتصاد بپردازند، باید نهادهای مساعد و مناسبی در اقتصاد موجود باشد.

🔸هزینه مبادله در اقتصاد از آن غایب‌های همیشه حاضر است. به دیگر سخن، این هزینه همواره نادیده گرفته می‌شود و به نظر ناچیز می‌آید، درحالی‌که بسیار مهم است و نقشی کلیدی در اقتصاد ایفا می‌کند.

👈 در یک تعریف ساده و کلی، هزینه مبادله هزینه‌ای است که طرفین قراردادها برای کسب اطلاعات یا به خاطر عدم اجرای مفاد قرارداد از سوی طرف مقابل متحمل می‌شوند و یا اینکه برای نظارت، کنترل و اعمال قانونی قراردادها، هزینه‌ای اضافی بر دوششان می‌افتد.
با توجه به این تعریف کلی مشخص است که ردپای هزینه مبادله (transactions costs) را می‌توان در جای‌جای اقتصاد پیدا کرد.

🔹هزینه‌هایی در هر مبادله نهفته است

همین‌که هرروز از خواب بیدار می‌شوید، مبادله و دادوستد در زندگی‌تان آغاز می‌شود. زندگی اجتماعی بر پایه مبادله استوار است. مبادله این امکان را به ما می‌دهد که از مزیت تقسیم‌کار استفاده کنیم؛ زیرا هنگام مبادله، ما به دادوستد کالا یا خدمتی می‌پردازیم که یا خودمان به‌طورکلی قادر به تولید آن نیستیم و یا با بهره‌وری پایین می‌توانیم آن را تولید کنیم. همین اقدامِ ما، اقتصاد را به سمت تقسیم‌کار حرکت می‌دهد.

می‌دانیم که با تقسیم‌کار، رفاه افراد یک جامعه افزایش پیدا می‌کند؛ اما هر مبادله‌ای هزینه‌ دارد، درنتیجه اگر بخواهیم درباره منافع حاصل از مبادله سخن بگوییم، در ابتدا باید هزینه مبادله را حساب کنیم.

گاهی ممکن است آن‌قدر هزینه مبادله بالا باشد که منافع را به‌طور کامل پوشش دهد، درنتیجه هیچ مبادله‌ای شکل نخواهد گرفت. مگر اینکه دو طرف مبادله مطمئن باشند که از آن سود می‌برند و وضعیتشان بهتر می‌شود. در غیر این صورت دو طرف قرارداد از مبادله سر باز می‌زنند.

داگلاس نورث (Douglass Cecil North) هزینه مبادله را ناشی از چند عامل می‌داند. یکی از این عوامل هزینه اندازه‌گیری است.
👈 منظور از هزینه اندازه‌گیری، هزینه‌ای است که برای اندازه‌گیری ویژگی‌های ارزشمند یک کالا یا خدمت مورد مبادله، باید پرداخت کرد.
عملکرد کارگزاران نیز در این هزینه‌ جای می‌گیرد. اینکه ما بخواهیم محاسبه کنیم دقیقا چه چیزی دادوستد می‌شود؟ حقوق مالکیت تا کجا وسعت دارد؟ کارگزاران چگونه و در چه دامنه‌ای فعالیت می‌کنند؟ انجام این برآوردها هزینه‌بر هستند.
تصویب قوانین و تعیین وسعت مالکیت معنوی، هزینه‌بر است و روی هزینه مبادله تاثیر دارد.

🔸از سوی دیگر نورث می‌گوید که چگونگی فرآیند مبادله نیز در هزینه‌های مبادله تأثیرگذار است. روابط دوستی، آشنایی و خویشاوندی باعث می‌شود که رفتار سودجویانه افراد کاهش پیدا کند و این خود باعث کمتر شدن هزینه‌های بستن قراردادی سفت‌وسخت با مفاد دست‌و‌پاگیر می‌شود؛ اما در حالت‌های دیگر افراد باید قوانین سفت‌و‌سختی را برای جلوگیری رفتار سودجویانه وضع کنند و این خود باعث افزایش هزینه‌ها می‌شود.

بعد از انجام اندازه‌گیری‌های لازم، اینکه تضمین‌های پیش‌بینی‌شده و تعاریف چگونه اعمال شوند، خود هزینه‌بر است. در اینجا هرچه چارچوب نهادهای اقتصاد یک کشور ضعیف‌تر باشد، باید هزینه‌های بیشتری صرف کرد تا تضمینی برای صحت پیش‌بینی‌ها وجود داشته باشد.

🔹چه کسی سواری مجانی نمی‌خواهد؟

همان‌طور که می‌دانید، اقتصاد مرسوم، افراد را عقلایی در نظر می‌گیرد و فرض می‌کند که اگر به‌طور مثال رفتار سودجویانه به نفعشان باشد، آن را انجام می‌‎دهند.
اگر سواری مجانی منفعتشان را حداکثر کند، به هر نحوی شده این کار را می‌کنند؛ اما نورث به‌عنوان یک مورخ اقتصادی، عامل ایدئولوژی را با این داستان مخلوط کرده و می‌گوید ایدئولوژی می‌تواند هزینه‌های اندازه‌‌گیری، تضمین و اعمال حقوق را کاهش دهد.ایدئولوژی می‌تواند هزینه‌های اندازه‌‌گیری، تضمین و اعمال حقوق را کاهش دهد.

زمانی که فردی نمی‌خواهد از سواری مجانی، سواری بگیرد، نشان می‌دهد که قدرت ایدئولوژی بر اصل منفعت‌طلبی سلطه کرده است. این *ایدئولوژی* به میزان زیادی به‌شدت اعتقادات شخصی فرد به عدالت اجتماعی بستگی دارد.

این اعتقاد نیز خود از میزان تبلیغات و آموزش و اجتماع تاثیر می‌پذیرد. به‌طور مثال زمانی که در مدرسه، تلویزیون و خانواده، به کودک مفاهیمی چون عدالت، آزادی و برابری آموزش داده شود، در آینده هزینه‌های مبادله در اقتصاد کاهش می‌یابد.
بر اساس یک فرضیه‌ در مکتب نهادگرایی جدید، نهادها هزینه‌های مبادله را حداقل می‌کنند. در حالت کلی با تحول منابع هزینه‌های مبادله، تحول ابزارها و فناوریِ‌های حداقل سازی این هزینه‌ها، نهادها شکل می‌گیرند و تکامل پیدا می‌کنند.
موضوع مهم دیگر در این زمینه، حقوق مالکیت است. شرایطی مانند آثار خارجی و فناوری می‎‌توانند باعث پیدایش روش‌هایی شوند که این آثار، به‌وسیله آن‌ها درونی شوند.
حقوق مالکیت، برخوردهای درون جامعه را که منجر به آنتروپی بالا در اقتصاد می‌شود، کاهش می‌دهد و همکاری را تسهیل می‌کند.
بازنشر از كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement