📖 کتابِ "جستارهایی در مدیریت " تالیفِ پیتردراکر و جمعی از پژوهشگرانِ دانشگاهِ هارواردیکی از این کتاب هایِ خوبه که به نظرم همه جا جواب میده.
مدیرِ عاملِ حرفه ای با پیروی از دو فرمانِ نخست ، دانستنی هایی که نیاز دارد را جمع آوری می کند .
با انجامِ ۴ فرمانِ بعدی ، دانسته هایش را تبدیل به کارهایِ مفید و اثربخش می کند .
با اجرایِ دو فرمانِ پایانی ، یقین پیدا می کند ، که حسِ تعهد و مسئولیت پذیری به کلِ سازمانش منتقل شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
مدیرِ عاملِ حرفه ای با پیروی از دو فرمانِ نخست ، دانستنی هایی که نیاز دارد را جمع آوری می کند .
با انجامِ ۴ فرمانِ بعدی ، دانسته هایش را تبدیل به کارهایِ مفید و اثربخش می کند .
با اجرایِ دو فرمانِ پایانی ، یقین پیدا می کند ، که حسِ تعهد و مسئولیت پذیری به کلِ سازمانش منتقل شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
📈 تحلیل ۵٠ سال اقتصاد ایران در سه پاراگراف
محمد حسین ادیب
کسانی که در ۵٠ سال گذشته در ایران صاحب ثروت شدند در ٩٠ درصد موارد ثروت خود را به اموال غیر منقول ( مسکن ، مغازه ، ویلا …) تبدیل کردند و کسانی که اکنون صاحب ثروت می شوند اگر در بخش بازرگانی اند باید ثروت خود را صرف افزایش سرمایه در گردش کنند و الا از بازار حذف می شوند ، اینهایی که الان سود بدست می آورند اگر در بخش تولید اند باید همه سود را صرف نوسازی تکنولوژی کنند والا تولیدشان گران تر از رقبائی خواهد بود که تکنولوژی به روز دارند و از بازار حذف می شوند و کسانی که در بخش خدمات هستند و سود می کنند باید سود را صرف افزایش سرمایه در گردش و نوسازی کنند والا کسانی که سود را در این دو زمینه هزینه می کنند اینها را از بازار اخراج می کنند ؛
لذا فعالین اقتصادی موجود که سود مازاد بر تورم کسب می کنند ، پول خود را وارد خرید در دو حوزه نمی کنند : دارایی سرمایه ای که دوران بازگشت سرمایه آن بیش از ۵ سال باشد و واحد مسکونی در جای اشتباه و متراژ اشتباه لذا ٩٠ درصد ثروتی که مردم در ۵٠ سال گذشته ایجاد کردند بوسیله کسانی که الان کسب ثروت می کنند خریداری نمی شود زیرا یا دوران بازگشت سرمایه آن بالای ۵ سال است و یا واحد مسکونی است در جای اشتباه و با متراژ اشتباه ؛ و ثروت اینها روی دست شان باد کرده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
محمد حسین ادیب
کسانی که در ۵٠ سال گذشته در ایران صاحب ثروت شدند در ٩٠ درصد موارد ثروت خود را به اموال غیر منقول ( مسکن ، مغازه ، ویلا …) تبدیل کردند و کسانی که اکنون صاحب ثروت می شوند اگر در بخش بازرگانی اند باید ثروت خود را صرف افزایش سرمایه در گردش کنند و الا از بازار حذف می شوند ، اینهایی که الان سود بدست می آورند اگر در بخش تولید اند باید همه سود را صرف نوسازی تکنولوژی کنند والا تولیدشان گران تر از رقبائی خواهد بود که تکنولوژی به روز دارند و از بازار حذف می شوند و کسانی که در بخش خدمات هستند و سود می کنند باید سود را صرف افزایش سرمایه در گردش و نوسازی کنند والا کسانی که سود را در این دو زمینه هزینه می کنند اینها را از بازار اخراج می کنند ؛
لذا فعالین اقتصادی موجود که سود مازاد بر تورم کسب می کنند ، پول خود را وارد خرید در دو حوزه نمی کنند : دارایی سرمایه ای که دوران بازگشت سرمایه آن بیش از ۵ سال باشد و واحد مسکونی در جای اشتباه و متراژ اشتباه لذا ٩٠ درصد ثروتی که مردم در ۵٠ سال گذشته ایجاد کردند بوسیله کسانی که الان کسب ثروت می کنند خریداری نمی شود زیرا یا دوران بازگشت سرمایه آن بالای ۵ سال است و یا واحد مسکونی است در جای اشتباه و با متراژ اشتباه ؛ و ثروت اینها روی دست شان باد کرده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ این راهش نیست!
✅ اریک بارکر یه کتاب شدیدا جذاب و علمی داره به اسم "این راهش نیست" که در اون فکتهای تلخ براومده از معتبرترین پژوهشها رو به صریحترین شکل ممکن به تصویر میکشه.
□ تو بخشی از کتاب، بارکر میپرسه؛ آیا واقعا آدمای شارلاتان، افراد موفقی هستند؟! اگه آره چرا و پاسخ میده… متاسفانه باید گفت بله!
●به طرز عجیبی دنیا، دنیای بیرحماست و شواهد قوی علمی نشون میده؛ آدمایی که اِبایی از ضایع کردن حق دیگری ندارن و با قصد و برنامه، تنها در پی منافع شخصی خودشون هستن، معمولا زودتر و سرراستتر به هدفهایی که تو سرشون دارن میرسن!
○طبق مطالعه جفری پفر، شارلاتانها خوب بلدن روی آدما تاثیر بذارن و از راه چاپلوسی، کارشون حسابی جلو میره! طبق مطالعه ترزا آمابیل در مقالهی"بینظیر اما بیرحم" مردم اونها رو قدرتمند تصور میکنن و در نهایت اونا خوب بلدن اون بخش از کارشون که درسته رو بولد کنن و باقی جاها رو بپوشونن.
■به ما یاد دادن که مثل آخر فیلمهای دیزنیلند همیشه خوبی بر بدی پیروز میشه: ولی متاسفانه موارد زیادی هست که پژوهشگران بررسی کردن و دیدن اصلا این مدلی نیست. یکی از تحقیقات که صراحتا در عنوان اون نوشته شده که "بدی از خوبی قدرتمندتره" نشون میده: "چیزای بد تاثیرگذارتر و موندگارتر از چیزای خوبه. احساسات بد، والدین بد، بازخوردهای بد نسبت به اونهایی که خوبن اثرات بیشتر و موندگارتری دارن و اطلاعات بد هم خیلی بیشتر و کاملتر از اطلاعات خوب بین آدما رد و بدل میشه.
□من چیز دیگهای نمیتونم بگم جز اینکه نتایج یه مطالعه غیررسمی نشون داده که احتمال دزدیده شدن کتابهایی که در زمینه مسائل اخلاقی هستن ۲۵ درصد بیشتر از سایر کتابهای موجود تو کتابفروشیهاست!
●تو بخش دوم بارکر میپرسه: خوب چرا آدمای شارلاتان افراد موفقی هستند؟! و میگه؛ آدمای شیشه خوردهدار، بیمحابا دنبال چیزی که میخوان میفتن و با یه اعتماد به نفس به شدت سمی، بیتوجه به نظر، حرف، حق و قضاوت دیگران، جسورانه فقط به خواستهشون فکر میکنن.
○در نهایت بارکر میگه؛ فکر میکنید من دارم شما رو تشویق میکنم که یه شارلاتان باشید! صبر کنید. این اول ماجراست.
■تحلیل سالها زندگی آدمای شارلاتان نشون میده که اونا خوب شروع میکنن، در کوتاه مدت هم به جاهای خیلی خوبی هم میرسن و نتایج دلخواهی هم میگیرن اما... نتایج مطالعات طولی نشون داده که موفقیت این آدمها معمولا کوتاه مدته و دستاوردهای اونها موندگار نیست.
□چرا که تو این مسیر به آدمایی برمیخورن که از خودشون شارلاتانترن و در نتیجه خودشون در درون خودشون همدیگه رو حذف میکنن. در کنار اون، ریسکپذیری بالا از دلایل دیگه حذف اونهاست.
●با توجه به این یافتهها چه درسی میتونیم از این شارلاتانها بگیریم!؟ بارکر میگه؛ واسه رسیدن به خواستههات میتونی با الهام از جسارت، پیگیری و پشتکاری که در این گروه از افراد هست، مصرانه "تو راه درستش" بری جلو./ گاهنامه مدیر
🖊دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اریک بارکر یه کتاب شدیدا جذاب و علمی داره به اسم "این راهش نیست" که در اون فکتهای تلخ براومده از معتبرترین پژوهشها رو به صریحترین شکل ممکن به تصویر میکشه.
□ تو بخشی از کتاب، بارکر میپرسه؛ آیا واقعا آدمای شارلاتان، افراد موفقی هستند؟! اگه آره چرا و پاسخ میده… متاسفانه باید گفت بله!
●به طرز عجیبی دنیا، دنیای بیرحماست و شواهد قوی علمی نشون میده؛ آدمایی که اِبایی از ضایع کردن حق دیگری ندارن و با قصد و برنامه، تنها در پی منافع شخصی خودشون هستن، معمولا زودتر و سرراستتر به هدفهایی که تو سرشون دارن میرسن!
○طبق مطالعه جفری پفر، شارلاتانها خوب بلدن روی آدما تاثیر بذارن و از راه چاپلوسی، کارشون حسابی جلو میره! طبق مطالعه ترزا آمابیل در مقالهی"بینظیر اما بیرحم" مردم اونها رو قدرتمند تصور میکنن و در نهایت اونا خوب بلدن اون بخش از کارشون که درسته رو بولد کنن و باقی جاها رو بپوشونن.
■به ما یاد دادن که مثل آخر فیلمهای دیزنیلند همیشه خوبی بر بدی پیروز میشه: ولی متاسفانه موارد زیادی هست که پژوهشگران بررسی کردن و دیدن اصلا این مدلی نیست. یکی از تحقیقات که صراحتا در عنوان اون نوشته شده که "بدی از خوبی قدرتمندتره" نشون میده: "چیزای بد تاثیرگذارتر و موندگارتر از چیزای خوبه. احساسات بد، والدین بد، بازخوردهای بد نسبت به اونهایی که خوبن اثرات بیشتر و موندگارتری دارن و اطلاعات بد هم خیلی بیشتر و کاملتر از اطلاعات خوب بین آدما رد و بدل میشه.
□من چیز دیگهای نمیتونم بگم جز اینکه نتایج یه مطالعه غیررسمی نشون داده که احتمال دزدیده شدن کتابهایی که در زمینه مسائل اخلاقی هستن ۲۵ درصد بیشتر از سایر کتابهای موجود تو کتابفروشیهاست!
●تو بخش دوم بارکر میپرسه: خوب چرا آدمای شارلاتان افراد موفقی هستند؟! و میگه؛ آدمای شیشه خوردهدار، بیمحابا دنبال چیزی که میخوان میفتن و با یه اعتماد به نفس به شدت سمی، بیتوجه به نظر، حرف، حق و قضاوت دیگران، جسورانه فقط به خواستهشون فکر میکنن.
○در نهایت بارکر میگه؛ فکر میکنید من دارم شما رو تشویق میکنم که یه شارلاتان باشید! صبر کنید. این اول ماجراست.
■تحلیل سالها زندگی آدمای شارلاتان نشون میده که اونا خوب شروع میکنن، در کوتاه مدت هم به جاهای خیلی خوبی هم میرسن و نتایج دلخواهی هم میگیرن اما... نتایج مطالعات طولی نشون داده که موفقیت این آدمها معمولا کوتاه مدته و دستاوردهای اونها موندگار نیست.
□چرا که تو این مسیر به آدمایی برمیخورن که از خودشون شارلاتانترن و در نتیجه خودشون در درون خودشون همدیگه رو حذف میکنن. در کنار اون، ریسکپذیری بالا از دلایل دیگه حذف اونهاست.
●با توجه به این یافتهها چه درسی میتونیم از این شارلاتانها بگیریم!؟ بارکر میگه؛ واسه رسیدن به خواستههات میتونی با الهام از جسارت، پیگیری و پشتکاری که در این گروه از افراد هست، مصرانه "تو راه درستش" بری جلو./ گاهنامه مدیر
🖊دکتر امید امانی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ زیست اخلاقی؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ کدام سبک زندگی بهتر است؛ آمریکایی یا اروپایی؟
✅ زیاد کار کردن آمریکاییها موضوع جدیدی نیست و سرنخهای آن را در ادبیات نیز میتوان پیگیری کرد. فایننشالتایمز در گزارشی به مقایسه این دو جامعه پرداخته است.
□بر اساس آمارهای OECD، در سال ۲۰۲۲ هر کارگر آمریکایی ۱۸۱۱ ساعت کار کرده است، در مقابل در کل اروپای شمالی این عدد حدود ۱۵۰۰ ساعت است.
●از آنجایی که آمریکاییها نسبت به اکثر اروپاییها در هر ساعت کار بازدهی بیشتری دارند، متوسط درآمد آنها بیشتر از همه کشورهای اروپایی غیر از لوکزامبورگ، ایرلند، نروژ و سوئیس است.
○با این وجود، موسسه نظرسنجی گالوپ میگوید اکثر آمریکاییها احتمالا ساعات کاری اروپایی را ترجیح می دهند، فقط کارفرمایان آنها و هزینه بیمه درمانی مانع می شود.
■از سوی دیگر در آخرین گزارش شادی جهانی، ایالات متحده رتبه بیست و سوم را از نظر شادی گزارش شده به دست آورد. در عوض این کشورهای شمال اروپا هستند که رتبه های برتر را به خود اختصاص دادند. همچنین اروپایی ها در مهمترین شاخص موفقیت اجتماعی یعنی طول عمر برنده می شوند.
□طبق گزارش صندوق بین المللی پول، ایالات متحده نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی بالاتری نسبت به تقریبا همه کشورهای اروپایی دارد؛ معادل ۱۲۳ درصد، تقریبا دو برابر آلمان و سه برابر نروژ، سوئد و دانمارک.
●از سوی دیگر آمریکا در انتشار کربن وضعیت بدتری دارد. آمریکایی ها بیشتر از اروپایی ها از ثروت اضافی خود برای خرید وسایل استفاده می کنند و میزان بیشتری از رانندگی و استفاده از تهویه مطبوع بهره میبرند.
○شاید اقتصاد جهانی به ایالات متحده یا حداقل چند نمونه مبتکر و نوآور آن نیاز داشته باشد، اما به نظر میرسد بهترین جا برای زیستن به حساب نمیآید.
🔗جزئیات در لینک زیر👇
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-116/4066090-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA?utm_source=telegram&utm_medium=social
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ زیاد کار کردن آمریکاییها موضوع جدیدی نیست و سرنخهای آن را در ادبیات نیز میتوان پیگیری کرد. فایننشالتایمز در گزارشی به مقایسه این دو جامعه پرداخته است.
□بر اساس آمارهای OECD، در سال ۲۰۲۲ هر کارگر آمریکایی ۱۸۱۱ ساعت کار کرده است، در مقابل در کل اروپای شمالی این عدد حدود ۱۵۰۰ ساعت است.
●از آنجایی که آمریکاییها نسبت به اکثر اروپاییها در هر ساعت کار بازدهی بیشتری دارند، متوسط درآمد آنها بیشتر از همه کشورهای اروپایی غیر از لوکزامبورگ، ایرلند، نروژ و سوئیس است.
○با این وجود، موسسه نظرسنجی گالوپ میگوید اکثر آمریکاییها احتمالا ساعات کاری اروپایی را ترجیح می دهند، فقط کارفرمایان آنها و هزینه بیمه درمانی مانع می شود.
■از سوی دیگر در آخرین گزارش شادی جهانی، ایالات متحده رتبه بیست و سوم را از نظر شادی گزارش شده به دست آورد. در عوض این کشورهای شمال اروپا هستند که رتبه های برتر را به خود اختصاص دادند. همچنین اروپایی ها در مهمترین شاخص موفقیت اجتماعی یعنی طول عمر برنده می شوند.
□طبق گزارش صندوق بین المللی پول، ایالات متحده نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی بالاتری نسبت به تقریبا همه کشورهای اروپایی دارد؛ معادل ۱۲۳ درصد، تقریبا دو برابر آلمان و سه برابر نروژ، سوئد و دانمارک.
●از سوی دیگر آمریکا در انتشار کربن وضعیت بدتری دارد. آمریکایی ها بیشتر از اروپایی ها از ثروت اضافی خود برای خرید وسایل استفاده می کنند و میزان بیشتری از رانندگی و استفاده از تهویه مطبوع بهره میبرند.
○شاید اقتصاد جهانی به ایالات متحده یا حداقل چند نمونه مبتکر و نوآور آن نیاز داشته باشد، اما به نظر میرسد بهترین جا برای زیستن به حساب نمیآید.
🔗جزئیات در لینک زیر👇
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-116/4066090-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA?utm_source=telegram&utm_medium=social
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
فراغت بهتر است یا ثروت؟
مقایسه آمریکا و اروپا همچنان اقدام بحثبرانگیزی است؛ اما اظهارات رئیس صندوق نفتی نروژ درباره جاهطلب نبودن اروپاییها باعث شد تا بار دیگر این موضوع مورد توجه قرار بگیرد. زیاد کار کردن آمریکاییها موضوع جدیدی نیست و سرنخهای آن را در ادبیات نیز میتوان پیگیری…