مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ چرا «مردم» دروغ می‌‏‌گویند؟

✅ دن آریلی (Dan Ariely)، اقتصاد‌‌‌دان رفتاری مشهور در سال اخیر درگیر یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌‌‌ها در خصوص داده‌‌‌سازی شد. آریلی و همکارش فرانسسکا جینو (Francesca Gino) برای پژوهش‌‌‌شان درباره اینکه «چرا ما حقیقت را منحرف می‌‌‌کنیم» معروف شدند و حال هر دو متهم به داده‌‌‌‌‌‌سازی هستند.
اگر به چهره نصف‌ریش او دقت کرده باشید، این سوال برایتان پیش می‌‌‌آید که چه بر سر او آمده است. سوختگی ۷۰‌درصدی برای آریلی ۱۸ساله، کارآموز ارتش در پی انفجار شعله منیزیم رخ داد که او را به مدت سه‌سال در بیمارستان بستری کرد و جریان زندگی‌اش را تغییر داد. آریلی مسیری را به عنوان دانشجوی فیزیک و ریاضیات در دانشگاه تل‌آویو شروع کرد. با تغییر جهتی به فلسفه و روان‌شناسی روی آورد و در انتها در ادامه روان‌شناسی تا دریافت مدرک کارشناسی در سال ۱۹۹۱ پیش رفت. در سال ۱۹۹۴ موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد در روان‌شناسی شناختی شد و در سال ۱۹۹۶ دکترای خود را در همین رشته دریافت کرد. او همچنین دکترای دوم خود را در رشته مدیریت کسب‌وکار از دانشگاه دوک دریافت کرد.

آریلی در حال حاضر در دو رشته روان‌شناسی و اقتصاد رفتاری در دانشگاه دوک پروفسور است. وی همچنین نویسنده سه‌کتاب پرفروش «نابخردی‌‌‌های پیش‌بینی‌‌‌پذیر» (Predictably Irrational)، «پشت‌پرده ریاکاری» (The (Honest) Truth about Dishonesty) و «جنبه مثبت بی‌‌‌منطق بودن» (The Upside of Irrationality) است و در ساخت مستند «عدم‌صداقت: حقایق درباره دروغ‌‌‌ها» ((Dis)Honesty: The Truth about Lies) همکاری کرده است. از سال ۲۰۲۱، آریلی با اتهامات متعددی در خصوص داده‌سازی و بی‌‌‌اخلاقی آکادمیک روبه‌‌‌رو شده است که در پی این اتهامات، دانشگاه دوک، تحقیق و بازرسی محرمانه سه‌ساله را به انجام رساند. در نتیجه این بازرسی، مشخص شد داده‌‌‌های مقاله «تعهد صداقت» دستکاری شده‌‌‌اند، اما مدرکی دال بر استفاده آگاهانه آریلی از این داده‌‌‌ها یافت نشد.
ادامه:👇
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4060987

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چرا سواری رایگان را دوست داریم؟
اولسون و منطق اقدام جمعی


✅ این مقاله ادای احترامی است به یکی از مهم‌ترین اندیشمندان اقتصاد، مانسر اولسون که نزدیک به ۶۰سال از تئوری مهم او یعنی «منطق اقدام جمعی» می‌گذرد.

این تئوری در سال۱۹۶۵ به‌دلیل استفاده از استدلال اقتصادی درباره معضل کنش جمعی فراگیر بود. اولسون اعتقاد دارد در گروه‌های بزرگ به‌دلیل اینکه سهم هر شخص از کل منافعی که قرار است گروه برای کسب آن اقدام جمعی انجام دهد، ناچیز است و هماهنگی و نظارت پر هزینه بوده و معمولا منافع به‌صورت برابر توزیع می‌شود هر شخص انگیزه زیادی برای سواری مجانی و عدم مشارکت در اقدام جمعی دارد.

در گروه‌های بزرگ چون شخص اعتقاد دارد مشارکت یا عدم مشارکت او تاثیری در اقدام جمعی ندارد از این کار سرباز می‌زند و گاهی اوقات همه این‌طور فکر می‌کنند! و کالای جمعی فراهم نمی‌شود. گروه‌های کوچک و توزیع نابرابر منافع از علل مهم حل مشکل اقدام جمعی هستند؛ زیرا مصائب گروه‌های بزرگ را ندارند.

همان‌طور که اولسون تاکید می‌کند- برخی انگیزه‌های انتخابی (مثبت یا منفی) ایجاد شود که سواری رایگان را از بین ببرد و اقدامات فردی را تشویق کند.

اولسون به وضوح خاطرنشان می‌کند که در یک گروه بزرگ «هیچ منفعت جمعی بدون توافق، هماهنگی یا سازمان‌دهی گروهی به دست نمی‌آید.»به دلایلی که در بالا توضیح داده شد، موفق‌ترین گروه‌های بزرگ مانند اتحادیه‌های کارگری یا انجمن‌های حرفه‌ای (مثلا پزشکان یا وکلا) گروه‌های تاسیس شده به خوبی سازمان‌دهی شده‌اند.

با این حال، اولسون تاکید می‌کند که موفقیت آنها به انتخاب دقیق انگیزه‌های انتخابی بستگی دارد و قدرت سیاسی آنها تنها محصول فرعی توانایی ارائه کالاهای غیرجمعی و جذب اعضای جدید است.

ازآنجاکه مشارکت در اقدام جمعی برای دریافت‌کننده یک کالای جمعی ضروری نیست، باید کالاهای غیر جمعی دیگری وجود داشته باشد که ارزش کسب داشته باشد؛ اما در دسترس افراد خارجی نباشد (مانند بیمه اضافی، دسترسی افراد داخلی به اطلاعات یا خدمات قانونی). فقط در این شرایط افراد حاضر خواهند بود زمان و هزینه خود را صرف فعالیت گروهی کنند.

ادامه :👇
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4060681

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ رابرت بیتس و کار میدانی

✅ رابرت بیتس، دانشمند علوم سیاسی، در هنگامه آشفتگی اوضاع در اوگاندا پس از سقوط رهبر سرکوبگر عیدی امین دادا، در میدان حضور داشت. در آن زمان، او به دلیل تحلیل سیاستگذاری عمومی هوشمندانه‌‌‌‌اش از افول کشاورزی در آفریقا در سطحی گسترده شناخته‌شده بود، اما تجربه‌دست اول او در منطقه جنگی منجر به دغدغه بزرگ بخش آخر زندگی حرفه‌‌‌‌ای او یعنی پژوهش درباره خشونت سیاسی شد.

یکی از کتاب‌های او در این زمینه، «وقتی چیزها از هم پاشیدند: شکست دولت در آفریقای آخر قرن گذشته» (۲۰۰۸)، بود که انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر کرد. بیتس که پروفسور کرسی ایتون درباره علم حکمرانی و استاد مطالعات آفریقایی و آمریکایی‌‌‌‌های آفریقایی در دانشگاه هاروارد و یکی از اعضای هیات‌علمی در مرکز ودرهد برای امور بین‌الملل است، تعهدی عمیق به‌کارهای میدانی دارد. او روی در دفترش عکسی از خود با ریش بلند سفید و کلاه پانامایی دارد که مانند یک محقق ناآرام به‌نظر می‌رسد که آماده سفر است.

بیتس از هنگام ورود به هاروارد در سال‌۱۹۹۳، کارهای میدانی زیادی در برزیل، تانزانیا، روآندا، کنیا و غنا انجام داده‌است. کمک‌هزینه کارهای پژوهشی او پیوسته توسط مرکز ودرهد، بزرگ‌ترین مرکز بین‌المللی تحقیقات علوم اجتماعی در دانشکده هنر و علوم، تامین می‌شود. جوایز او شامل یک کمک‌هزینه نیم‌میلیون دلاری از طرح ابتکار ودرهد بابت کار‌‌‌‌های میان‌رشته‌‌‌‌ای در آفریقا است.

بیتس می‌گوید: «نمی‌توان آن نظریه‌هایی که هرکسی در کمبریج، لندن یا پاریس درباره آن صحبت می‌کند را خیلی ساده به‌کار بست، بلکه باید به آنجا برسید ‌و روی زمین قدم بزنید و نگاه کنید. من گفته‌‌‌‌ام به محض اینکه پایم به خاک کمبریج رسید‌حمایت‌های پژوهشی مرکز ودرهد شروع شد و این نقش کاملا محوری در کارهایم داشته‌است.»

بیتس که در محله بروکلین شهر نیویورک‌زاده شد، در خانواده‌‌‌‌ای متعهد به حقوق مدنی و ادغام نژادی بزرگ شد. او هنگامی که دانش‌آموز دبیرستانی در مدرسه پومفرت بود برای نخستین‌بار به آفریقا سفر کرد. سال‌ها بعد، بیتس در مقاله‌‌‌‌ای برای نشریه بررسی سالانه علوم سیاسی به یاد آورد: «از این سفر که برگشتم می‌دانستم با چیزی ارتباط برقرار کرده‌‌‌‌ام که مرا تغییر داده‌است.

وقتی پومفرت را ترک کردم، می‌دانستم که می‌خواهم با زندگی‌‌‌‌ام چه کار کنم: سخت فکر کنم، در آفریقا کار کنم، روی عوامل سیاسی تمرکز کنم.»

بیتس پس از حضور در کالج هاورفورد، موضوع پایان‌‌‌‌نامه خود در ام‌‌‌‌آی‌‌‌‌تی را درباره رویکردهای رفتاری برای بررسی عوامل سیاسی انتخاب کرد که بر عادات نهادینه شده در مردم، مانند سنت‌‌‌‌ها، تاکید داشت.

هنگامی که پژوهش‌های میدانی اولیه او باعث شد که این تفکر را رد کند، به استدلال منطقی و مدل‌های اقتصادی علاقه‌‌‌‌مند شد.

ادامه:👇
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4061022

https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا لازم است «نظریه‌ بازی‌ها» را بیاموزیم؟

دکتر علی صناعی (استادیار سابق علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی)

در این وبینار به بررسی چند مثال از نظریه بازی‌ها، دسته‌بندی انواع بازی‌ها و مفهوم تعادل پرداخته شده است.

نظریه بازی‌ها با استفاده از مدل‌های ریاضی به تحلیل روش‌های همکاری یا رقابت عامل‌هایی منطقی و هوشمند می‌پردازد.
نظریه بازی‌ها تلاش می‌کند تا رفتار عقلانی حاکم بر یک محیط راهبردی (تضارب منافع) را مدل‌سازی کند.

این موقعیت زمانی پدید می‌آید که موفقیت یک فرد وابسته به راهبردهایی است که دیگران انتخاب می‌کنند.

هدف نهایی، تحلیل رفتار بازیکنان در دنیای واقعی است.

سایر کیفیت ها در آپارت:
⭕️
چرا لازم است «نظریه‌ بازی‌ها» را بیاموزیم؟

به كانال برنامه ريزي استراتژيك بپیوندید؛
✳️ مدل پنج نیروی رقابتی پورتر، معروف ترین مدل معرفی شده توسط مایکل پورتر است.
پورتر می گوید در هر صنعتی، پنج عامل بازیگر اصلی هستند : تامین کنندگان، خریداران، محصولات و خدمات جایگزین، تازه واردها و رقبای موجود
مدل پنج نیروی پورتر به شناخت ماهیت رقابت در هر صنعت کمک می کند.
فهم ماهیت رقابت از آن جهت مهم است که تعیین کننده میزان سودآوری در هر صنعت است.
 هرچه میزان رقابت در یک صنعت بیشتر باشد، سودآوری کمتر می شود.
این مدل در تصمیم گیری های استراتژیک و مهم مثل ورود به یک صنعت و سرمایه گذاری در آن یا خروج از صنعت به ما کمک می کند.
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
‌✳️ اگرچه در طول فرایند مصاحبه با هر کارجویی زمان محدودی دارید، اما می‌توانید با پرسیدن سؤالات استراتژیک و درست از این زمان کوتاه بیشترین استفاده رو برای شناخت کارجو داشته باشید.
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌✳️ گزارش رهبران منابع انسانی
https://t.me/ExecutiveManagement
*موانع سیاسی و تاریخی شکل گیری بنگاههای صنعتی بزرگ‌ مقیاس در ایران*

✍🏻 قاسم خرمی

بنگاه‌های «بزرگ‌مقیاس» محصول انقلاب صنعتی به حساب می‌آیند، اما تاریخچه دقیق ظهور آنها به اواخر قرن نوزدهم میلادی می‌رسد. این تاریخ به نوعی، نقطه عزیمت صنایع کارگاهی و مانوفاکتوری به خط تولید و شکل‌گیری صنایع کارخانه‌ای مدرن نیز محسوب می‌شود. صرفه ناشی از مقیاس، قدرت بیشتر در تامین مالی و افزایش بهره وری و کیفیت از دلایل مهم روی آوری جهان به شرکت های بزرگ مقیاس است.

شکل‌گیری صنایع کارخانه‌ای در ایران تقریبا از اواخر دوره قاجاریه شروع شد. در این دوره دولت تمایل چندانی به سرمایه‌گذاری صنعتی نشان نداد و صاحبان سرمایه خصوصی به دلیل ضعف مالکیت و اجتناب از جلب توجه ماموران و باج‌گیران حکومت و فرار از مصادره احتمالی، ترجیح می‌‌‌دادند واحد‌‌‌های کوچک‌تری در اختیار داشته باشند؛ تا جایی که ویلم فلور، این صنایع را به خاطر اندازه کوچک و تکنولوژی ابتدایی نوعی «تجارت خانوادگی» توصیف می‌کند.

مطابق آمارهای موجود تا سال ۱۳۰۰ شمسی در کل کشور جمعا ۲۰کارخانه با سرمایه داخلی و ۴۱کارخانه با سرمایه خارجی تاسیس شده که اغلب این کارخانه‌‌‌ها نیز به‌خاطر اندازه و حجم پایین تولید و سطح نازل تکنولوژی و اشتغال، در حقیقت کارگاه‌‌‌های کوچک صنعتی بودند که تا پایان دوره قاجاریه ورشکست شدند.

در دوره رضا شاه، هر چند، توجه اولیه به مدرنیسم شهری و ساخت بناهای حجیم و مدرن (مثل ساختمان دادگستری، بانک ملی و دانشگاه تهران) معطوف بود، اما تلاش‌های ناتمامی نیز در مسیر راه‌اندازی صنایع مدرن و بزرگ‌مقیاس در کشور صورت گرفت که راه‌آهن سراسری در محوریت آن قرار داشت. به نوشته آبراهامیان در فاصله سال‌های ۱۳۱۰ تا۱۳۲۰ تعداد کارخانه‌های جدید به ۳۴۶واحد رسید که 176 واحد آن شامل صنایع بزرگ بود.

در دهه ۱۳۴۰ شمسی و در دوره حکومت پهلوی دوم، با افزایش ناگهانی درآمدهای. نفتی و ارزی و اعطای اعتبارات گسترده دولتی به بخش خصوصی، شاهد رشد نسبتا بی‌سابقه واحدهای بزرگ‌مقیاس خصوصی هستیم که چهره اقتصاد ایران را تغییر دادند. به عنوان مثال تعداد کارخانه‌های فعال، از ۱۴۰۰واحد در سال ۱۳۳۹ در طول ۱۵سال به ۵۴۰۰ واحد با ۴۰۰‌هزار کارگر رسید که ۳۶۲مورد آن در زمره شرکت‌های بزرگ‌مقیاس قرار می‌گرفت. اما شروع منازعه حکومت با صاحبان صنایع بزرگ از سال ۱۳۵۳ بر سر تعیین قیمت‌ها و طرح موسوم به مبارزه با گران‌فروشی سبب خروج سرمایه، عدم‌تسویه بدهی صاحبان صنایع به بانک‌ها و در نتیجه توقف فعالیت اغلب شرکت‌های بزرگ شد.

در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب، اولین شوک بزرگ به صنایع بزرگ‌مقیاس از ناحیه تصویب قانون حفاظت از صنایع در تیرماه ۱۳۵۸وارد شد که به موجب آن اموال ۵۲ نفر از سرمایه‌داران بزرگ به اتهام همکاری با رژیم پیشین مصادره شد که اغلب آنها در زمره شرکت‌های بزرگ قرار می‌گرفتند. همچنین، به موجب این قانون اداره صنایع بزرگ از بخش خصوصی سلب و به دولت محول شد.

با شکل‌گیری دولت پنجم موسوم به دولت سازندگی، مجددا تمایل دولتی برای تاسیس صنایع بزرگ‌مقیاس در کشور بروز یافت و فهرستی از پروژه‌های نسبتا بزرگ نظیر لاستیک اردبیل، پتروشیمی تبریز، سیمان کردستان، فولاد قائم، پالایشگاه اراک و... احداث شد و به بهره‌برداری رسید. اما این طرح‌های بزرگ اولا رگه‌های ایدئولوژیک داشتند و آنگونه که رئیس دولت وقت تاکید داشت، هدف نمایش الگویی موفق از یک حکومت اسلامی بود و ثانیا چنین پروژه‌‌‌هایی، ازآنجاکه مشتمل بر تاسیساتی عام‌‌‌المنفعه (مانند سدهای بزرگ، راه‌‌‌ها، شبکه‌‌‌های توزیع برق، لوله‌‌‌کشی گاز و...) می‌شدند، بیشتر ناظر بر رسیدگی به نیازهای اساسی و به‌ویژه فقرزدایی و تولید اشتغال بودند و معیارهای صنایع بزرگ‌مقیاس مثل صرفه و بهره‌وری و کیفیت و برندسازی و صادرات چندان مدنظر نبود.

در دولت‌های بعدی هم، هیچ‌وقت، صنایع بزرگ‌مقیاس و حمایت از آنها، به عنوان یک سیاست صنعتی در دستور سیاستگذاران و برنامه‌ریزان کشور قرار نگرفت.
كانال قواعدباز ی
✳️ بزرگ‌ترین ریسک اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۳

✅ اگر نظام تصمیم‌گیری کلان اقتصادی کشور، تغییری در سیاست‌گذاری‌ها نسبت به سال ۱۴۰۲ اعمال نکند، روند تورم کمتر از ۱۴۰۲ نخواهد بود.

🔹یک کار اساسی را دولت باید در دستور کار خود قرار دهد و این‌که برای این‌که بتواند تورم را کنترل کند، نیاز به ثبات‌سازی اقتصادی دارد و یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ثبات‌سازی اقتصاد، کنترل نرخ تورم است.

🔹 برای این‌که نرخ تورم کنترل شود، دولت باید انضباط مالی و پولی را در اقتصاد فراهم کند. انضباط پولی به وسیله سیستم بانکی ایجاد و انضباط مالی در سند بودجه دیده شود، یعنی مخارج دولت متوازن با درآمدها باشد. از طرفی، هماهنگی بین سیاست‌های پولی و مالی باید دیده شود.

🔹این هماهنگی و این سیاست‌گذاری بخردانه منتج به این خواهد شد که اقتصاد ایران به سمت ثبات اقتصادی حرکت کند.

🔹 دولت باید دو کار را در سال ۱۴۰۳ انجام دهد. یکی، سیاست تعامل با جامعه جهانی است. یعنی با سیاست‌های بخردانه، به دنبال کاهش و رفع تحریم‌ها برود؛ به خصوص روابط را با اتحادیه اروپا و غرب در چارچوب منافع ملی ایران ارتقا دهد.خبر آنلاین

لینک متن کامل
https://www.daraian.com/fa/ae/34697
✳️ باورنکردنی است اما فاصله من تا فاسد شدن یک قدم است! شما چقدر؟

📝 دکتر مجتبی لشکربلوکی

✅ برای من همیشه سوال بوده که آدم ها که از اول فاسد (رشوه خوار و ...) نیستند پس چگونه فاسد می شوند؟ آزمایش جالب زیر شاید بیانگر بخشی از واقعیت باشد. اما قبل از آن که آزمایش را با هم بخوانیم، یک نکته؛ فساد فقط رشوه گرفتن نیست. دانشجویی که تقلب می کند، معلمی که کم فروشی می کند. مدیری که پسرخاله اش را منصوب می کند. کارمندی که یک پرونده را زودتر بررسی می کند. مرکزی که در آمار دست کاری می کند و ...

➕ در آزمایشی یک بازی ترتیب داده شد که در آن افراد می توانستند با کمی تقلب پول بیشتری به دست آورند. داستان از این قرار بود که حداکثر میزان برد آنها در این بازی به نتیجه پرتاب سکه (شیر و خط) بستگی داشت. پیش از شروع بازی سکه ای را پرتاب می کردند، اگر شیر می آوردند تا 10 برابر بیشتر می توانستند پول به جیب بزنند (برای مثال اگر شیر می آمد جایزه فرد در صورت برد بازی 100 دلار بود و اگر نتیجه خط بود به فرد حتی اگر پیروز بازی بود، بیش از 10 دلار تعلق نمی گرفت) آزمایش به گونه طراحی شده بود که اگر نتیجه پرتاب مطلوب نبود (خط)، آزمایشگر به صورت پنهان به فرد پیشنهاد رشوه می داد و او در ازای پرداخت مبلغ مشخصی می توانست بازی پرسودتر (با جایزه 100 دلاری) را شروع کند.

➕ با مبلغ رشوه پایین (2 دلار) حدود 86 درصد افراد رشوه را پرداخت کردند! البته این باعث شد که در خود بازی هم رفتارهای غیراخلاقی آنها بیشتر شود و مشخص شد که پرداخت رشوه احتمال تقلب را به طور نسبی بالاتر می برد. این شاید طبیعی به نظر برسد، ولی این همه کار نبود. در یک سناریو دیگر رشوه پیشنهادی بسیار بالاتر بود (12 دلار)، در این حالت 81 درصد افراد پیشنهاد را رد کردند، ولی حتی در این حالت نیز باز میزان رفتارهای غیراخلاقی و تقلب در بازی بالا بود.به بیانی می توان نتیجه گرفت حتی در معرض پیشنهاد رشوه قرار گرفتن (و نه پرداخت آن) باعث می شود که احتمال رفتارهای غیراخلاقی و تقلب بالاتر برود.

*تجویز راهبردی:*

● خود من وقتی این مطلب را خواندم احساس ترس جدی کردم و پذیرفتم که تا فساد یک قدم بیشتر (یک پیشنهاد ساده ولو آنکه آن را رد کنم) ندارم. چه می توان کرد؟ دو راهکار قابل پیشنهاد است:

🔹1- در زندگی فردی: سیگنالینگ. یعنی اینکه لبه پرتگاه راه نروید. استادی داشتم به ما می گفت هیچ لزومی ندارد که لبه پرتگاه راه بروید، چون در آن جا اولین خطا، آخرین اشتباه است. کاربرد عملی اش این می شود که اصولا به گونه ای رفتار کنید و برای خود برند (نام و نشان) ایجاد کنید که همه بدانند شما اهل تعاملات کثیف نیستید(ارسال سیگنال). با استفاده از روش سیگنالینگ بسیاری از پیشنهادها در نطفه خفه می شوند و شما اصولا در معرض پیشنهاد (لبه پرتگاه) قرار نمی گیرید.

🔹 2- در محیط سازمانی: حذف تماس مستقیم. یکی از بهترین روش ها، حذف رابطه انسانی است. آخرین باری که شما به یک دستگاه خودپرداز پیشنهاد رشوه داده اید کی بوده است؟ چرا؟ چون ما فقط به انسان ها می توانیم پیشنهاد ناسالم بدهیم. بنابراین سیستمی سازی و قطع رابطه انسان به انسان و ایجاد سازوکارهایی مانند انسان به ماشین و ماشین به ماشین می تواند کمک کند. چرا که ماشین ها نه پول چایی می خواهند و نه اصلا چایی می خورند.
https://t.me/ExecutiveManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان برند تی بگ لیپتون
👍2
✳️ کدام مشاغل بیش از آنچه که لایق‌شان است، درآمد دارند؟!

✅ بسته به فرهنگ هر کشور و شرایط سیاسی و اقتصادی هر ناحیه پاسخ به این سوال هم متغیر است. برخی‌ها فلسفه عملی‌تری در زندگی خود دارند و از سال‌ها پیش به دنبال این کارها می‌روند و برخی هوش هیجانی‌شان در این مورد خوب نیست و شغل ظاهراً با کلاس بهتر، اما پر از رنج را انتخاب می‌کنند.

🔹اما ببینیم به طور خلاصه چه نمونه‌هایی در مورد افراد و حرفه‌های با درآمد نجومی و کار آسان وجود دارند:

🔺اینفلوئنسرها:

آیا باید از اینفلوئنسرها انتقاد کرد؟ حقیقت این است که خود جامعه آنها را رو می‌آورد و به هر مطلب و عکس بی‌اهمیت آنها واکنش نشان می‌دهد. اینفلوئنسرها دوزهای دوپامین را وارد مغز آدم‌های آسان‌گیر می‌کنند و مهم‌تر از آن رویای داشتن زندگی راحت و پول بی‌زحمت را در ذهن آنها هم بیدار می‌کنند.

🔺سهامداران بیمارستان‌ها و مدیران آنها:

این حرفه مسلما در خارج هم بسیار پردرآمد است. کار را یک سری پزشک محوری با حقوق متوسط می‌کنند و سود اصلی را آنها می‌برند. اما باید توجه داشته باشیم که سرمایه‌های کلان اولیه هم در مواردی تصادفی از آسمان نازل نشده‌اند و این اشخاص روزها سختی داشته‌اند. اما اینکه باید این همه تفاوت درآمدی بین دارندگان و تلاشگران باشد، موضوع دیگری است.

🔺اقتصاددان‌ها و مشاوران اقتصادی:

بسیاری از آنها بابت یک مشاوره پول کلانی درمی‌آورند. هر چقدر هم اقتصاد یک کشور از قواعد دانش اقتصاد تبعیت کند، نقش آنها پررنگ‌تر می‌شود.

🔺سیاستمداران سابقی که بابت کتاب و سخنرانی‌های خود کلی پول درمی‌آورند:

کتاب‌های روسای جمهور آمریکا در ایران هم پرفروش هستند چه برسد به خود آمریکا. به علاوه آنها جلسات سخنرانی میلیون‌دلاری منظم دارند.
سوال این است که آیا کتاب‌های آنها ارزش این همه توجه را دارد. در مواردی بله، اما در مواردی هم نه. گاهی کتاب‌های آنها پر از لفاظی‌های بی‌اهمیت است و در مورد مهم‌ترین مسائل دورانشان فقط جملاتی دیپلماتیک می‌توانید پیدا کنید.

🔺روسای برخی از شرکت‌ها وقتی درآمد شرکت اصلی‌شان از حدی بالاتر می‌رود و شرکت‌ها و استارت‌آپ‌های آینده‌دار را می‌خرند:

خرید توییتر و اینستاگرام را چه کسی دوست داشت؟ اینستاگرام الان کلی درآمد برای متا دارد و مبلغ خرید اولیه آن مسخره به نظر می‌رسد.
به نظر می‌رسد که صاحبان استارت‌آپ‌های بزرگ در بازه‌ای وارد یک شیب نزولی فکری و خلاقیت می‌شوند و فقط می‌توانند با پول خود و خلاقیت‌ زیردست‌های خود زنده بمانند. مانند همان کاری که ایلان ماسک الان می‌کند.

🔺کسانی که به خاطر اینکه مقدار زیادی پول دستشان است، پول درمی‌آورند:

مانند شرکت‌های بیمه و بانکداری که چون پول زیادی زیر دستشان است خود را محق می‌دانند که دست‌کم در بخش‌های بالای مدیریتی پاداش و کارانه‌های باورنکردنی بدهند.

🔺شرکت‌های دارویی یا واردکننده دارو و محصولات پزشکی:

در حالی که بسیاری یک درصد خاص از پزشکان را ثروتمند می‌دانند، پول اصلی جای دیگری است: شرکت‌هایی که دارو و لوازم پزشکی می‌سازند یا وارد می‌کنند.
البته شرکت‌های دارویی مبالغ هنگفتی برای توسعه و تحقیق مصرف می‌کنند، اما در بسیاری موارد حاشیه سود بالایی دارند و وقتی یک دارو به نام خود ثبت می‌کنند تا مدت زیادی از عواید هنگفت برخوردار می‌شوند.

🔺سخنران‌های انگیزشی و نویسندگان کتاب‌ها:

واقعا چند درصد از شرکت‌کنندگان در سخنرانی‌های انگیزشی، مسیر زندگی‌شان تغییر کرده است؟ ممکن است چند صباحی ترشح هورمون‌های هیجانی و لحن سخنران و امیدی که می‌دهد، آنها را آدم‌های کوشاتری کند.

🔺هر رئیس شرکتی با درآمد بسیار افزون‌تر از کارمندان، و رانت اطلاعاتی که باعث می‌شود به موقع سهام خود را بفروشد.

🔺اعضای برخی نهادها و سازمان‌های ورزشی که همیشه عملکردی غیرشفاف دارند.

🔺دلال‌های خودرو و معاملات ملکی در برخی کشورها

https://t.me/ExecutiveManagement
👍2