مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ پیش بینی روند اقتصاد و تجارت و سرمایه گذاری جهان در سال آینده یکی از جذابترین بخش های هر نشریه است.
بر این اساس نشریه «مانی ویک» در شماره پایان سال خود تعدادی از این پیشبینی ها را به همراه توصیه های کارشناسان منتشر کرده است.
در این شماره با اشاره به جذابیت های طلا، رمزارزها، سهام بخش فناوری و صندوق های سرمایه گذاری آمده است:
پیروزی احتمالی پوتین در جنگ اوکراین نشانه ای از تغییر قدرت جهانی به سمت بازارهای نوظهور است.
بنابراین اقتصادهای نوظهور جایگاه در اقتصاد جهان به دست خواهند آورد.
کمبود مسکن اجاره ای در بسیاری از کشورها خبر خوبی برای صندوق های سرمایه گذاری املاک و مسکن به شمار می رود. آمریکای لاتین برای توسعه بخش معدن خود با چالش های زیادی از جمله مخالفت طرفداران حفظ محیط زیست روبه رو است.
این روند ممکن است به افزایش قیمت برخی کامودیتی های معدنی منجر شود. قیمت نفت خام و گاز در اروپا کاهش داشته است پیش بینی می شود که سال آینده قیمت انرژی در جهان با رشد محدودی مواجه باشد.
احتمالاً تورم جهانی کنترل خواهد شد.


https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ در پایان هر سال نشریه «اکونومیست» به اتفاقات سالانه و اثرات مختلف آنها بر جمع بندی جهان می پردازد.
این نشریه در ویژه نامه کریسمس خود با اشاره به مهمترین اتفاقات و تحولات در عرصه جهانی نوشته است:
یک سال تلخ در حوزه های سیاسی و اقتصادی سپری شد.
در پایان این سال ما مهمترین اتفاقات را پیش چشمتان می گذاریم همچنین ارزیابی ریسک ها در دریای سرخ، سم زدایی از سیاست های مهاجرتی آمریکا برقراری صلح در جهان و مسیر حرکت اقتصاد جهان در سال جدید از مهمترین مسائل مورد توجـه بـه شمار می روند.
🔺مهمترین اتفاقات سال ۲۰۲۳ را به این ترتیب می توان فهرست کرد با وجود فروکش کردن آتش جنگ روسیه و اوکراین یورش رژیم صهیونیستی به غزه دوباره جهان را به لرزه درآورد.
برای نخستین بار در تاریخ آمریکا، رئیس مجلس نمایندگان اخراج شد دونالد ترامپ به عنوان نخستین رئیس جمهور آمریکا با اتهامات جنایی روبه رو شد.
فنلاند به ناتو پیوست.
گروه مزدوران واگنر علیه پوتین شورش کرد جنگ آذربایجان و
ارمنستان در قره باغ شعله ور شد و.....

https://t.me/ExecutiveManagement
برنامه_نوآوری_برای_شرکت_های_کوچک،آمریکایی.pdf
4.8 MB
✳️ نوآوری شرکت های کوچک (اسبیر) در آمریکا

✅ شرکت های کوچک و متوسط (دارای حداکثر ۵۰۰ کارمند) ۹۹ درصد از کل شرکت های آمریکا را تشکیل می دهند و حدوداً نیمی از کل شاغلان را در خود جای داده اند. با توجه به افزایش اهمیت نقش شرکت های کوچک و متوسط در اقتصاد و توسعه نوآوری، دولت فدرال آمریکا در راستای حمایت از آنها ابتدا اداره کسب وکارهای کوچک را تأسیس کرده و سپس قانون توسعه نوآوری در کسب وکارهای کوچک را در سال ۱۹۸۲ تصویب کرد. یکی از مهم ترین بخش های این قانون برای حمایت از شرکت های کوچک و متوسط، برنامه «پژوهش برای نوآوری شرکت های کوچک» (اسبیر) است. موفقیت و تأثیرگذاری این برنامه موجب شده تاکنون بیش از ۱۷ کشور به تقلید از آن، برنامه های مشابهی اجرا کنند.

https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
✅ آیا ۲۰۲۴، سال جنگ ایران و آمریکاست؟
📌فارن پالیسی

نه ایران و متحدان غیردولتی آن و نه ایالات متحده و اسرائیل خواهان رویارویی منطقه‌ای نیستند، اما راه‌های زیادی وجود دارد که جنگ اسرائیل و حماس می‌تواند به این رویارویی منجر شود.

از برخی جهات، جنگ فعلی به نفع ایران است.  در حال حاضر، توافقی را که با میانجیگری ایالات متحده انجام شده بود، که ایران از آن خوشش نمی آمد، متوقف کرده است. توافقی که باعث می شد عربستان سعودی روابط خود را با اسرائیل، دشمن قسم خورده تهران، عادی سازی کند.  همچنین این جنگ، دامنه به اصطلاح محور مقاومت، مجموعه‌ای از گروه‌های مسلح تحت حمایت ایران - حزب‌الله در لبنان، شبه‌نظامیان مختلف در عراق و سوریه، حوثی‌ها در یمن، به‌علاوه گروه‌های شبه‌نظامی فلسطینی حماس و جهاد اسلامی- را آشکار کرده است. 

اما جنگ در زمان بدی برای تهران رخ می دهد.  روابط این کشور با واشنگتن اندکی بود که پس از خشم غرب از نوع رفتار تهران در قبال تحولات پاییز ۱۴۰۰ و تحویل تسلیحات به روسیه آرام شده بود.  در ماه اوت، ایالات متحده و ایران، به موازات تفاهم ضمنی که مستلزم اقدام تهران به متوقف کردن حملات شبه نظامیان سوری و عراقی به نیروهای آمریکایی، کند کردن توسعه هسته‌ای و همکاری بهتر با بازرسان بود، زندانیان را مبادله کردند.  در مقابل، دولت آمریکا اجرای تحریم ها را شل کرد تا به اقتصاد آسیب دیده ایران کمک شود. اکنون این تفاهم ها به هم ریخته است.
 
در مورد ایالات متحده، آخرین چیزی که بایدن می‌خواهد جنگ بزرگ‌تر در خاورمیانه است، آن هم زمانی که او تلاش می‌کند از اوکراین حمایت کند، چین را مهار کند، و برای پیروزی مجدد وارد کارزار انتخاباتی شود. 

خطرناک ترین نقطه اشتعال، مرز اسرائیل و لبنان است.  از 7 اکتبر، حزب الله و اسرائیل با تبادل آتش و موشک به طور فزاینده درگیر بوده اند و حزب الله به دنبال آن است که درگیری با ارتش اسرائیل را در محدوده ای پایین تر از جنگ همه جانبه سال 2006، نگه دارد.

این تنش می تواند خطرناک تر از ماجرای اصلی که غزه است، شود.  رهبران ستیزه جوی اسرائیل معتقدند که پس از حمله 7 اکتبر، اسرائیل نمی تواند خطر وجود یک نیروی ستیزه جوی متخاصم را تحمل کند، به خصوص نیرویی که بسیار قدرتمندتر از حماس است و دارای ذخایری مشتمل بر 150000 موشک است. 

در جاهای دیگر، گروه‌های مورد حمایت ایران با نیروهای آمریکایی وارد درگیری شده اند.  در سوریه و عراق، شبه‌نظامیان مکرراً پایگاه‌ها و تأسیسات دیپلماتیک ایالات متحده را مورد حمله قرار داده‌اند که باعث حملات متقابل ایالات متحده شده است که باعث کشته شدن شبه‌نظامیان شده است.

در برخی مواقع، اسرائیل، ایالات متحده یا متحدانش ممکن است صبر خود را از دست بدهند و نه تنها به حوثی‌ها، بلکه به اهداف ایرانی نیز حمله کنند که تنش ها را نیز بالا می‌برد.  .

در عین حال، ایران به توانایی ساخت تسلیحات هسته‌ای نزدیک‌تر شده است.  در حال حاضر می تواند اورانیوم کافی غنی شده برای تولید  چهار کلاهک اتمی را در عرض یک ماه تولید کند. تهران نظارت آژانس را محدود کرده است.  در حالی که هیچ یک از طرفین خواهان جنگ نیستند، ممکن است بسیاری از موارد در مسیر اشتباه پیش برود، به ویژه زمانی که کارزار اسرائیل در غزه ادامه دارد.  هر حمله ای - چه در مرز لبنان، در عراق یا سوریه، یا دریای سرخ یا خلیج فارس - که تعداد زیادی از غیرنظامیان یا پرسنل آمریکایی را بکشد، خطر ایجاد مارپیچی از حملات تند و تیز را در پی خواهد داشت.

اگر اسرائیل علیه حزب‌الله حرکت کند، جنگی مانند جنگ سال 2006 با توجه به حضور ایران در منطقه، تقریباً به طور قطع باعث رویارویی گسترده‌تر خواهد شد و در نهایت می‌تواند آمریکا را به سمت جنگ بکشاند.

با توجه به اینکه مقامات ایالات متحده عمدتا دیپلماسی با تهران را پرمسئله می‌دانند، ایران در آستانه رسیدن به آستانه هسته‌ای، تنها چندین گزینه نامناسب را پیش روی واشنگتن قرار می‌دهد: یک دشمن سرسخت با قابلیت هسته‌ای را بپذیرند که دولت‌های متوالی به دنبال جلوگیری از آن بوده‌اند، یا سعی کنند آن را از طریق زور به عقب برگردانند. این رویکرد، تقریباً به طور قطع باعث رویارویی منطقه ای می شود
👍1
✳️ تجزیه و تحلیل روند اشتغال در کشور
روند اشتغال مثبت یا منفی ؟


✅ رئیس سازمان برنامه و بودجه به ایجاد ۷۰۵ هزار شغل جدید و کاهش نرخ بیکاری اشاره کرده است.

ولی آیا روند کلی اشتغال در کشور امیدوار کننده است ؟

🔹طبق گزارش مرکز آمار در پاییز امسال وضعیت اشتغال به شرح زیر بوده است :
• نرخ مشارکت اقتصادی نسبت به پاییز سال قبل ، ۰.۵ درصد افزایش
• کل جمعیت شاغلین ۲۴/۷۵ میلیون نفر
• ایجاد ۷۰۵هزار نفر شغل جدید ( ۶۳۰ هزار نفر در بخش خدمات)

♦️کل جمعیت بیکار کشور: ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر
• جمعیت فارغ‌التحصیلان بیکار: ۹۰۵ هزار نفر
• سهم فارغ التحصیلان از مجموع جمعیت بیکار کشور حدود ۴۲ درصد
• نرخ بیکاری فارغ التحصیلان از ۱۳.۲ درصد به ۱۲ درصد کاهش نسبت به تابستان سال گذشته
• نرخ بیکاری ، نسبت به پاییز سال قبل ، ۰.۶ درصد کاهش
• نرخ بیکاری فارغ التحصیلان نسبت به پاییز سال قبل ، ۱.۱ درصد کاهش
• نرخ بیکاری فارغ التحصیلان مرد ۸.۱ درصد
• نرخ بیکاری بانوان فارغ التحصیل بالای ۲۰ درصد

♻️ صرف نظر از موضوع میزان" رضایتمندی شغلی" افرادی که شاغل محسوب می شوند ، خصوصاً در شغل های غیر رسمی و فاقد پوشش های حمایتی مانند بیمه ، همین تعداد جمعیت بیکار نیز برای ایران مطلوب نیست.
🔹 ۰.۵ درصد افزایش مشارکت اقتصادی، را نمی بایست پیشرفت تلقی کرد.
🔹 با این حجم از پروژه های نیمه تمام و حتی آغاز نشده و صنایعی که کمتر ازظرفیت کار می کنند ، این میزان بیکاری خصوصاً ۹۰۰ هزار "تحصیلکرده" بیکار ، موجه نبوده و نمی بایست "چند دهم درصد" کاهش جزئی آمار بیکاری توسط مسسئولین بعنوان موفقیت تلقی گردد.
🔹 ۲۰ درصد بیکاری زنان تحصیلکرده نیز نرخ بالایی است که می بایست آسیب شناسی گردد.
🔹۶۳۰ هزار نفر از ۷۰۵هزار شغل جدید در بخش خدمات بوده که بنظر می رسد بیشترین این افراد جذب مشاغلی مانند اسنپ و پیک موتوری شده اند.
کاهش بیکاری در برخی از استان‌های غربی طبق اعلام مسئولین، بمنزله بهبود شرایط این استان ها نبوده بلکه مهاجرت نیروی کار به تهران و شهرهای بزرگ برای کارهای خدماتی مانند پیک است.
🔹 درصورتی که در یک *قتصاد پویا و مولد ، می بایست بیشترین اشتغال در واحدهای تولیدی اعم از بخش صنعت و بخش کشاورزی صورت گیرد .

🔺 بنابر این با توجه به ظرفیت‌های بسیار بالای کشور ، انتظار می رود سیاست های اقتصادی به نوعی طراحی گردد که با "توسعه منابع انسانی " به مفهوم واقعی ، حداکثر استفاده از ظرفیت‌های منابع انسانی کشور و در جهت بخشهای " مولد " و ارتقاء دهنده اقتصاد ملی و رفاه اجتماعی جامعه ، صورت گیرد.

🔺جمعبندی :

🔹الگوی اشتغال ، گویای یک اقتصاد پویا و مولد نیست.
🔸"رضایتمندی شغلی" و اشتغال توام با بهره مندی از حداقل مزایای قانون کار و تامین اجتماعی لازم وملزومند.
🔹 تمرکز بر سیاست های تاثیرگذار بر افزایش اشتغال در واحدهای تولیدی ،صنعتی ، کشاورزی و در روستاها
🔸 افزایش اشتغال افراد تحصیلکرده و ‌ماهر/ رضا پاکدامن
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ تله های خودمحوری در رهبری سازمان

✅ خودمحوری یکی از اشتباهات بزرگ رهبری است که باعث می‌شود تا برآورده کردن خواسته‌های شخصی، به اهداف اصلی تیم ارجحیت پیدا کند.
رهبرانی که در دام‌های خودمحوری اسیر می‌شوند، طرح و نقشه‌های شخصی‌شان را به اهداف دیگران ترجیح می‌دهند. آن‌ها بیش‌ازحد نگرانند که چه تصویری در ذهن دیگران به‌جا می‌گذارند و به‌قدری مجذوب خودشان هستند که نمی‌توانند اهداف بزرگ‌تر را درک کنند.

🔺 در واقع، ۵ تله‌ی خودمحوری وجود دارد که باعث لغزش رهبران می‌شود، سرعت عملکردشان را پایین می‌آورد و حتی گاهی باعث می‌شود که آن‌ها کل اهداف و دستور کارشان را تغییر بدهند.

۱- تله‌ی توهم:
خودمحوری واقع‌بینی را از بین برده و فرد را دچار توهم کرده و به درکی سطحی و ناقص از واقعیت میرسد، که نتیجه آن تصمیم‌گیری‌های ضعیف و بیمار است.

۲- تله‌خودستایی:
خودمحوری، تدابیر و تاکتیک‌های مؤثر را از بین می‌برد. هنگامی‌که رهبران بیش‌ازحد به خودشان مطمئن هستند و اعتمادبه‌نفس کاذبی دارند، به گزافه‌گویی روی می‌آورند. رهبران واقع گرا یا پراگماتیک نه از احساسات دیگران سوءاستفاده می‌کنند و نه ثبات شخصیتی خود را از دست می‌دهند.

۳- تله‌ برنده شدن:
خودمحوری،چهره‌ی اهداف واقعی را تخریب می‌کند.
رهبرانی که می‌خواهند همیشه پیروز میدان باشند، بجای طراحی سناریوهای «برد-برد» موفقیت‌ها و پیروزی‌های کوتاه‌مدت را جستجو می‌کنند و در نهایت، بازی را می‌بازند.

۴- تله‌ی رنجش: خودمحوری، چرخه‌ی درگیری‌های بی‌پایان را پایه‌گذاری می‌کند رهبرانی که بر مبنای خودمحوری پیش می‌روند، افرادشان دچار رنج کرده و گمراه می‌کنند.

۵- تله‌خودشیفتگی:
خودمحوری ،شدت خودنمایی را افزایش می‌دهد. رهبران خویشتن محور، به‌دروغ خودشان را به دیگران علاقه‌مند نشان می‌دهند و با ریاکاری به دیگران نزدیک می‌شوند. آن‌ها نیازهای فردی خود را می‌شناسند و سعی می‌کنند به هر قیمتی، راهی برای پوشش ضعف‌های شخصیتی‌شان بیابند.

🔸نتیجه گیری:
رهبران واقع‌بین و منطقی بر اساس دو اصل مهم کار می‌کنند:
اجرای صحیح امور و تکمیل کارها با و بوسیله دیگران.
این اصول ،
خودمحوری آن‌ها را کنترل می‌کند.
اگر رهبران لذات کوتاه‌مدتشان را به همه‌چیز ترجیح بدهند، توانایی‌شان را برای ارزیابی واقعیات دنیای اطراف از دست می‌دهند و با یک چهارچوب فکری غلط و متوهم به مسائل نگاه می‌کنند. 
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدیریت نوآوری، مدل همپل وتسکی

✅ این مدل توسط استاد گوردون همپل و استاد جان وتسکی توسعه داده شده است و بر اساس سه مرحله کلیدی یعنی کشف، توسعه و انتشار فرآیند نوآوری را مدیریت می‌کند.
مدل مدیریت نوآوری همپل وتسکی، یک مدل محبوب در حوزه مدیریت نوآوری است که توسط چارلز همپل و ویلیام وتسکی در سال ۱۹۸۸ ارائه شده است. این مدل بر اساس ارتباط بین استراتژی‌ها و نوآوری در سازمان‌ها تمرکز دارد.
مدل همپل وتسکی شامل سه عامل اصلی است:

۱. استراتژی: در این مدل، استراتژی‌های سازمان به دو دسته تقسیم می‌شوند: استراتژی‌های نوآوری (مانند توسعه محصولات جدید، ورود به بازارهای جدید و ایجاد روش‌های نوین تولید) و استراتژی‌های عمومی (مانند رقابت قیمتی، تمرکز بر کیفیت و تمرکز بر بازار). استراتژی‌های نوآوری باعث توسعه و اجرای فعالیت‌های نوآورانه در سازمان می‌شوند.
۲. ساختار: ساختار سازمانی باید برای پشتیبانی از استراتژی‌های نوآوری طراحی شود. این شامل ایجاد واحدهای نوآوری مستقل، تعیین مسئولیت‌ها و اختیارات مشخص برای تصمیم‌گیری نوآورانه و ارتباطات مؤثر بین واحدهای سازمانی است.
۳. فرهنگ: فرهنگ سازمانی باید از نوآوری حمایت کند و تفکر نوآورانه را ترویج کند. این شامل ایجاد محیطی اعتمادآمیز برای ارائه ایده‌های نوآورانه، تشویق به تجربه‌های نوآورانه و تقدیر از خلاقیت و نوآوری است.

https://t.me/ExecutiveManagement

مدل همپل وتسکی به مدیران کمک می‌کند تا استراتژی‌های نوآوری را با ساختار و فرهنگ سازمانی هماهنگ کنند و برنامه‌ها و فعالیت‌های نوآورانه را به صورت مؤثر اجرا کنند. این مدل به عنوان یک راهنمای جامع در مدیریت نوآوری در سازمان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
✳️ چگونه احمق نباشیم!

✅ احتمالا شما هم در شبکه‌های مجازی خوانده‌اید که زیباترین مجری دنیا ایرانی است. یا اگر سارقان شما را مجبور کردند که رمز کارت بانکی‌تان را وارد کنید، آن را برعکس وارد کنید آنگاه پلیس می‌فهمد و به کمک شما می‌آید. یا دیوار چین از ماه دیده می‌شود. یا نام کریم‌بستنی (و در نتیجه آیس ‌کریم) از کریم باستانی که در شهر ری یخ‌فروشی می‌کرده گرفته شده است!

🔹وقتی با یک مطلب برخورد کردیم باید چیکار کنیم؟ در ادامه، چند قاعده و سرنخ کاربردی برای تفکر انتقادی (موشکافانه) ارایه شده است.
۱. منبع (رفرنس):
آیا منبع معتبر دارد؟ این مطلب یا ادعا بر چه مبنایی است و از کجا چنین حرفی درآمده؟

۲. کل ماجرا یا یک قطعه فیلم و تکه عکس:
یک عکس همان‌قدر که به اندازه‌ هزار خط نوشته حرف دارد می‌تواند هزار داستان تخیلی نیز درست کند. زاویه‌ خاص فیلم‌برداری، مشخص‌نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن تکه‌ جدا شده از فیلم، ربط‌دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ) و … فرصت را برای داستان‌‌سازی تخیلی ایجاد می‌کند. مثلا عکس کودکی که مار داخل سرش است. بعضی اصلا از روی یک عکس مخدوش، شروع می‌کنند و یک خبر می‌سازند!

۳. اعلام زمان‌های نسبی به‌جای ذکر تاریخ مشخص:
یک‌ساعت پیش، دیشب، به‌تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و … برای مثال بیش از سه سال است که شایعه‌ "به تازگی گوگل برای تغییر نام خلیج فارس رای‌گیری اینترنتی گذاشته". یا "آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی …"

۴. دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا:
عباراتی که نشان می‌دهد رازی مخوف یا سندی فوق‌محرمانه کشف شده، مثلا شرکت‌های دارویی برای کم‌نشدن سودشان نمی‌گذارند شما بدانید لیمو همه بیماری‌های لاعلاج را درمان می‌کند! یا نامه‌ی فوق‌ محرمانه و مسقیم درباره‌ زلزله‌ تهران!

۵. جملات خبری علمی‌طور اما مبهم:
دانشمندان[سریع بپرسید کدام دانشمندان؟] کشف کرده‌اند که خوردن کره در ساعت ۱۲ ظهر باعث... کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی و کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟

۶. آدم‌های بدون نام:
هر جا شنیدید که گفته شد "کارشناسان معتقدند" یا "به گزارش شاهدان عینی"رد نکنید اما شک کنید.

۷. ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاری‌های بسیار مشهور و معتبر برای اعتبار بخشی به مطلب:
در این‌گونه مطالب به‌صورت خیلی کلی نوشته می‌شود مثلا منبع: سی.ان.ان یا بی.بی.سی. یا پلیس فتا. یا ارجاع به منابع غیرواقعی با اسم‌های عجیب و غریب و پر ابهت مثلا شبکه‌ خبری Alien News  فرانسه، شبکه آزادنگاران بدون مرز، تیم تحقیقاتی دکتر چوانگ در مرکز توکیو!

۸. تحریک شدید احساسات:
وقتی از طریق اغراق در داستان‌های غم‌انگیز، عکس‌های دلخراش، تحریک حس وطن‌ پرستی یا اعتقادات مذهبی و ... احساسات شما را شدیدا تحریک می‌کنند، این نشانه اولیه برای دروغ‌بودن است.

۹. عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن:
مثلا رئیس مرکز "قلب" ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای"مغز" مضر است!

۱۰. اینترنت و گوگل منبع نیستند:
این‌ها ابزارهای جستجو هستند. هر چیزی که در آن پیدا شود درست نیست حتی اگر صد جا تکرار شده باشد.

۱۱. انگلیسی‌بودن یک مطلب:
این هم به معنی معتبر بودن نیست! انگلیسی‌زبان‌ها هم به اندازه ما استعداد گول‌خوردن دارند.

۱۲.آیا می دانیدها!
نادانسته‌های کوچک و سطحی جهان آن‌قدر زیاد است که تشخیص راست بودنشان بسیار مشکل است. زیاد آن‌ها را باور نکنید حتی اگر هم راست باشند تغییری در زندگی شما ایجاد نمی‌کنند.

۱۳. شاهدان غیبی!
همه ما افرادی را دیده‌ایم که در دفاع از یک ادعای عجیب می‌گویند: "یکی از دوستانم با چشم خودش دیده!" برای احترام به شعور خودمان هم که شده درخواست کنیم با آن شخص سوم گفتگو کنیم.

۱۴. شیوه‌ نگارش و علمی‌ بودن:
اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفه‌ای هم نشانه خوبی است برای تشخیص خبرهای دروغ. 

۱۵. زیبایی مساوی صحت نیست:
داشتن عکس‌ها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفه‌ای، دلیلی برای درست‌بودن آن نیست. بسیار دیده شده برای مطالب چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساخته‌اند و افراد فریب ظاهر آن را خورده اند.

🔸تجویز  راهبردی:

۱. برای وقت خود ارزش قائل باشیم و اصولا به هر چیزی گوش نکنیم و مطالبی را بخوانیم که فکر می‌کنیم هم درست باشد هم به‌دردبخور.

۲. برای شعور خود ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند.

۳. برای زمان و شعور جمعی نیز ارزش قائل باشیم و سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی را توسعه دهیم. برای تربیت نسل توسعه‌آفرین، باید به تفکر انتقادی مجهز شویم تا در مقابل زودپذیری، تلقین‌پذیری،القاء‌پذیری، خرافه‌پرستی، فرمان‌برداری، شخصیت‌پرستی و تقلید و سلطه‌گری و سلطه‌پذیری بایستیم.
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
🔳⭕️ببخشید دماغ شما چند متر است؟
مجتبی لشکربلوکی


لحظه ای با خود خلوت کنید و به این سوال صادقانه (تاکید می‌کنم صادقانه) پاسخ دهید: کدامیک از ما در زندگی مان مانند یک قدیس معصوم بوده ایم و کاملا پاک، بدون خطا و اشتباه بوده ایم؟ همه ما در برهه هایی از زندگی کارهایی کرده‌ایم که بعدها آرزو کرده‌ایم کاش هیچوقت آن ها را انجام نداده بودیم. تلاش می کنیم که آن ها را از حافظه خود نیز پاک کنیم. یکی در بخشی از زندگی اش سیگاری بوده، یا شیشه می کشیده. فرد دیگری در زندگی اش چند باری تقلب کرده. بخشی دیگر روابطی داشته که به خانواده اش منتقل نکرده. فرد دیگری یک بیماری دارد که هیچکس جز اعضای خانواده اش نمی دانند. اما شبکه‌های اجتماعی به جایزالخطا بودن انسان‌ها احترامی نمی‌گذارند. کافی است اشتباه کوچکی از شما سر بزند، دیگر باید منتظر باشید که روزی کسی آن را منتشر کند و شما را به نابودی بکشاند. اگر فرد مشهوری باشید که اوضاع خیلی خیلی بدتر می شود. همه ما به خودمان حق می دهیم که دماغ مان تا هر جا که می توانیم در زندگی فرد مشهور فرو کنیم و از آن بدتر به خودمان حق می دهیم که هر چه فهمیدیم را سخاوتمندانه و پیروزمندانه با دیگران به اشتراک بگذاریم و از این دو بدتر اینکه بدون اطلاعات کافی در مورد زمینه و شرایطی که منجر به آن رفتار شده در مورد او قضاوت کنیم. اما آیا این «هتاکیِ جمعیِ هنجار-شده» به نفع من و شما و نسل آینده است؟ جامعه ای با دهان های گشاد و دماغ های بزرگ، جامعه کامیاب و شادی نخواهد بود. امروز پرده از زندگی من برداشته می شود و فردا قطعا نوبت شماست.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
تکنولوژی و رسانه ها دسترسی ما را به اطلاعات به شدت گسترش داده اند اما انگار که دکمه بمب اتم را گذاشته باشی زیر دست یک انسان نخستین. خاصیت تکنولوژی برطرف کردن محدودیت هاست. در ازای هر تکنولوژی ای که خلق می شود و به کار گرفته می شود حداقل یک محدودیت از پیش روی آدمی کم می شود و دقیقا همین جاست که ما محتاج آنیم که چیزی این مساله را مهار کند و متوازن کند؛ یعنی هر چقدر این محدودیت ها کمتر و کمتر می شود باید چیزی وجود داشته باشد که این انسان آزادتر شده را مهار و محدود کند: دیسیپلین شخصی. به عبارت دیگر به ازای هر آزادی که فناوری به ما می دهد باید یک قاعده اخلاقی در ما نهادینه شود.
برای تمرین دیسیپلین شخصی در حوزه رسانه (کاهش میزان فرو کردن دماغ در زندگی شخصی سایرین) تکنیک سه پرسش سقراطی بسیار مفید است..
هر زمان که تیتری دیدید در مورد رسوایی زندگی شخصی فلان آدم معروف یا غیرمعروف از «سه پرسش سقراطی» استفاده کنید. هر زمان که کسی خواست مطلبی را بگوید یا شما مطلبی را بگویید این تکنیک را به کار ببرید.
یک روز فرد بزرگي که از آشنايان سقراط بود، با هيجان آمد پیش او و گفت: ميداني راجع به يکي از شاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد: قبل از آن سه سوال از تو می پرسم. اولين سوال این است که کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟ مرد جواب داد: نه. فقط در موردش شنيده ام. حالا سوال دوم؛ آنچه را که در مورد شاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟ مرد جواب داد: نه! سقراط گفت: پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درمورد آن مطمئن هم نيستي بگويي؟ و اما سوال سوم؛ آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي براي من فایده ای هم دارد؟ مرد کمی فکر کرد و پاسخ داد راستش نه! سقراط گفت: اگرمي خواهي به من چيزي را بگويي که نه حقيقت دارد و نه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟!!

این سه سوال به ترتیب پرسش حقیقت، پرسش خوبی، پرسش سودمندی نام دارند و دیسیپلین شخصی در عرصه رسانه ای یعنی اینکه من با این سه پرسش، دماغ خودم را کوتاه کنم.

درست آن است که آموزش و پرورش، آموزش عالی و صدا و سیما با بودجه های هزار میلیاردی در من و شما این دیسیپلین شخصی را ایجاد کنند. ادبستان که بعدها شد دبستان، در اصل هدف اصلی اش همین آموزش دیسیپلین شخصی یعنی حد نگهداشتن و مودب شدن بود که متاسفانه فروکاسته شد به خواندن و نوشتن.
وظیفه جمعی ما این است که نقصان‌های اساسی سیستم آموزشی و رسانه ای (شامل آموزش و پرورش، آموزش عالی و صدا و سیما) را جبران کنیم. حال که این سیستم ها در خلق یک فرهنگ درست درمانده اند، باید خودمان دست به کار شویم و دیسیپلین شخصی را ابتدا در خودمان و سپس در نسل بعدی تمرین کنیم و پایدار کنیم.

«هتاکیِ جمعیِ هنجار-شده» را باید تبدیل کنیم به «جامعه ای با دهان ها و دماغ‌های با دیسیپلین». مقدمات کامیابی را تمرین جمعی کنیم.


t.me/Dr_Lashkarbolouki
👏1
📌هر سال ارزش ریال نسبت به دلار ۱۸درصد کم می شود؟!

🔹 ‏نرخ بهرهٔ ایران 23% و آمریکا 5% است. تفاوت این اعداد یعنی ارزش بنیادی ریال در برابر دلار سالانه 18% کم می‌شود
‏ارزش بنیادی دلار ۵۱ هزار تومنیِ امروز، در انتهای ۱۴۰۲‌ حدود ۶۰هزار تومن است
‏هرچه دلار دیرتر حرکت کند و در کانال ۵۰ سرکوب شود، حباب منفی‌اش بیشتر و موج تورمی قوی‌تر...
✳️ پیش بینی قیمت طلا و سکه تا نیمه سال آینده پس از تحولات جاری

✅ در روزهای پایانی این هفته مجموعه عواملی منجر به افزایش قیمت دلار شدند. اثرات این رشد در بازار طلا نیز خود را نشان داد.

🔹 با توجه به معاملات این هفته به نظر میرسد قیمت هر گرم طلای 18 عیار تا پایان شهریور ۱۴۰۳ روند صعودی داشته و بتواند تا 3 میلیون و 480 هزار تومان بالا برود. این در حالی است که فعلا قیمت هر گرم طلا در بازار حدود 2.5 میلیون تومان است. چشم انداز رشد طلا از هفته قبل نیز صعودی بود که به آن اشاره کردیم و بخشی از آن در هفته جاری محقق شد.

🔸انتظار می رود قیمت طلای 18 عیار طبق پیش بینی های امروز 14 دی ماه، تا پایان نیمه اول سال آینده حدود 35 درصد رشد کند.  البته این پیش بینی با توجه به انتظارات امروز است و اتفاقات ناگهانی می تواند این پیش بینی ها را تغییر دهد. قیمت سکه نیز که در حال حاضر حدود 30.5 میلیون تومان است، پتانسیل صعود در ماه های بعد را دارد. طبق برآوردهای ما با فروض امروز، سکه تا پایان مهر 1403 می تواند 46 درصد رشد کند.
بنا براین هر گرم طلا می تواند در مقاطع زمانی پیش بینی شده به این اعداد برسد

اسفند امسال 2.8 میلیون

اردیبهشت سال آینده 3 میلیون

تیر سال آینده 3.2 میلیون

شهریور سال آینده 3.48 میلیون
✅ ۳ سناریوی طلا در سال پیش‌رو / چه عواملی مسیر طلا را تعیین می‌کنند؟

🔹 اولین سناریوی طلا در سال جدید میلادی، بر این احتمال استوار است که تورم به طور پیوسته به کاهش خود ادامه می دهد.

🔹سناریوی دوم احتمال می‌دهد که تورم به طور پیوسته به کاهش خود ادامه می‌دهد، در حالی که نرخ بیکاری به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد و اقتصاد ایالات متحده، نرخ‌های رشد کمتر از یک درصد در سه ماهه اول و دوم را ثبت می‌کند.

🔹 سناریوی سوم به وضوح برای طلا نزولی است. اولویت فدرال رزرو این است که تورم را به هدف 2 درصد برگرداند و سیاستگذاران احتمالاً از کاهش پیش از موعد این سیاست خودداری کنند./ تجارت نیوز
✳️ نظریه قوی سیاه

✅ نظریه قوی سیاه Black Swan توسط نسیم نیکلاس طالب Nassim Nicholas Taleb نویسنده لبنانی – آمریکایی در سال ۲۰۰۷ مطرح شد. اروپاییان در زمان‌های قدیم قوی سفید را نماد پاکی و قوی سیاه را نماد شیطان، شر و جادوگری می‌دانستند. بنابراین، اگر فردی ادعا می‌کرد که قوی سیاه را دیده است، مردم او را جادوگر و خرافاتی می‌پنداشتند و مجازات می‌کردند.

🔹آنها با توجه به اینکه برای آن پدیده نادر، دلایل و توجیه منطقی نداشتند، به سراغ دلایل غیرمنطقی و خرافاتی می‌رفتند.

🔸ویلم دی ولامینگ Willem de Vlamingh، دریانورد و کاوشگر هلندی در سال ۱۶۹۷ میلادی در سواحل غربی استرالیا، دسته‌های زیادی قوی سیاه را مشاهده کرد و تعدادی را با خود به اروپا آورد. در نتیجه، کم کم باور قوی سیاه به عنوان مظهر شیطان و ناپاکی در بین عموم مردم کم رنگ شد.

🔹برخی از قبایل بدوی نیز به دلیل عدم آگاهی، زلزله را خشم خدایان تلقی می‌کردند و در نتیجه، انسان را برای فرونشاندن خشم خدایان قربانی می‌کردند. مردم به دلیل احتمال وقوع پایین و عدم مشاهده این پدیده‌ها، پیش‌داوری‌های خرافی و غیرمنطقی در مورد آن‌ها داشتند. ولیکن، بعد از مشاهده واقعه و تحلیل دلایل بروز آنها، برای اتفاق‌های مشابه آن برنامه‌ریزی می‌کردند.

🔸در حقیقت، نظریه قوی سیاه به رویدادهای بسیار نادر، غیر قابل پیش‌بینی و با احتمال وقوع بسیار ناچیز، ولیکن، با اثرات بسیار زیاد اشاره دارد.

🔹جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، شیوع آنفولانزای اسپانیایی در سال ۱۹۱۸، رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ آمریکا، فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، حباب دات‌کام سال ۲۰۰۱، حمله به برج‌های دوقلو آمریکا در سال ۲۰۰۱، سقوط بازار مسکن اروپا در سال ۲۰۰۸، ابر تورم ۷۹ میلیارد درصدی زیمباوه در سال ۲۰۰۸ و بیماری کوید-۱۹ در سال ۲۰۱۹ نمونه هایی از پدیدهای قوی سیاه هستند.

🔸این پدیده فقط محدود به حوادث و اتفاقات نامحتمل منفی نیست و پدیده‌های مثبت با تأثیر بسیار زیاد مثل کشف پنی سیلین، کامپیوتر شخصی، اینترنت و هوش مصنوعی را هم شامل می‌شود.

🔹نظریه قوی سیاه در سازمان و مدیریت به ویژه در حوزه‌های مدیریت پروژه و مدیریت ریسک کاربرد زیادی دارد. سازمان‌ها نسبت به پدیده قوی سیاه بسیار آسیب پذیر هستند و اگر از آمادگی و تاب‌آوری لازم برخوردار نباشند، در صورت وقوع آن پدیده‌ها، متحمل زیان شدیدی خواهند شد. قوهای سیاه می‌توانند فعالیت یک سازمان را برای مدتی فلج کنند یا حتی منجر به نابودی آن سازمان شوند.

🔸ترجیح مدیران و کارکنان برای اطمینان، ابهام گریزی، برآورد بیش از حد شایستگی‌ها و دست کم گرفتن ریسک‌ها، بزرگترین خطر برای سازمان است. با توجه به اینکه برخی رویدادها قابل پیش بینی نیستند، مدیران باید محیط سازمان خود را ثابت فرض نکنند و ریسک‌های موجود و احتمالی محیطی را در تصمیمات خود لحاظ کنند تا بتوانند در صورت وقوع یک اتفاق ناگهانی، از سازمان خود محافظت کنند.

🔹برخی از این خطرات احتمالی عبارتند از: وقوع اپیدمی بیماری‌های واگیر، جنگ، زلزله مهیب، انفجار اتمی، برخورد شهاب سنگ و .... مدیران باید نحوه مقابله با این پدیده‌های نامطلوب را یاد بگیرند و برای کاهش اثرات منفی آنها برنامه‌ریزی کنند. آنها همچنین، باید آماده بهره‌برداری از فرصت قوی‌های سیاه مثبت هم باشند.

🔸مدیران برای اینکه کمتر از پدیده‌های منفی قوی سیاه آسیب ببینند، باید:
۱. واحدی برای مدیریت ریسک در سازمان داشته باشند تا ریسک‌های احتمالی و غیر منتظره را پیش‌بینی کنند.
۲. تغییرات محیط های داخل و خارج سازمان مثل کاهش بهره وری، اعتصاب کارکنان، افزایش تورم، افزایش نرخ ارز، افزایش قیمت نفت و تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و محیط زیستی را رصد کنند و لیستی از قوی‌های سیاه سازمان خود تهیه کنند.
۳. برنامه عملیاتی برای تقویت تاب‌آوری و پایداری سازمان در برابر اثرات این پدیدها تدوین و اجرا کنند.
۴. سازمان خود را با پیش‌بینی، پیشگیری، جذب، تطبیق و تغییر، تاب‌آور و پایدار کنند.

🔹مطالعه کتاب «قوی سیاه» نسیم طالب، چاپ شده در سال ۲۰۰۷ میلادی را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد می‌کنم. برای آشنایی بیشتر با نظریه قوی سیاه ویدئوی زیر را ببینید.
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ چگونه افراد متفاوت را به یک تیم تبدیل کنیم؟
قانونگذاری خوب،دی۱۴۰۲.pdf
2 MB
✳️ گزارش "قانونگذاری خوب: مبانی، شاخص‌ها و ابعاد"

✅ در این پژوهش می‌خوانید:

《ایـران نیـز هماننـد بسـیاری از کشـورهای دنیـا، بـا بحـران کیفیـت قوانیـن و مقـررات مواجـه اســت. منظــور از بحــران ایــن اســت کــه قوانیــن و مقــررات، گرچــه در مقیــاس وســیع و بــه تعــداد زیــاد از ســوی نهادهــای متنــوع تولیــد میشــود، امــا تولیــد ایــن تــوده عظیــم هنجــاری کــه از آن به‌عنــوان «باتــلاق قوانیــن و مقررات» یـاد شـده اسـت، خـود بـه معضـل «نظـام تدبیـر» در جامعـه ایـران تبدیـل شـده اسـت.

کوتـاه بـودن عمـر قوانیـن و مقـررات، ابهـام و ناسـازگاری درون یـک متـن و ناسـازگاری یـک قانـون یـا مقـرره بـا سـایر هنجارهـای حقوقـی، آثـار ناخواسـته و جانبـی قوانیـن و مقـررات و کاسـتی‌هایی ماننـد آنهـا، ضـرورت واکنـش مناسـب بـه ایـن بحــران را بــه امــری اجتناب‌ناپذیــر تبدیــل کــرده اســت.

بر اساس پژوهش انجام‌شده، واکنش‌هــا بــه بحــران کیفیــت قوانیــن و مقــررات و تورم قوانین در ایــران، بیشــتر سـلبی بـوده اسـت تـا ایجابـی...
✳️ افسانه «تورم فشار هزینه»


✅ چرا تورم در بیش از ۹۵ درصد کشورها به تاریخ ‍‍‍پیوسته اما در معدود کشورهایی همچون ایران به حیات خود ادامه می‌دهد؟ صرفنظر از ذینفعانی که به طرق مختلف در تنور تورم می‌دمند علت اصلی را باید در عدم آگاهی عمومی نسبت به دستور پخت تورم دانست. ذینفعان هیچوقت استدلال نمی‌کنند که چون تورم به نفع ماست باید ادامه یابد بلکه روی موج ناآگاهی عمومی سوار و باعث سیاستگذاری‌هایی از جمله قیمت‌گذاری دستوری می‌شوند که پیامد نهایی آن تشدید یا حداقل ماندگاری تورم است.

🔸 یکی از افسانه‌هایی که در مورد علل تورم وجود دارد و اخیرا در یکی از مناظره‌های تلویزیونی هم به آن استناد شد تورم فشار هزینه (Cost-push inflation) است که قبل از کشف سیاست‌های مهار تورم در سال‌های ماقبل دهه ۸۰ میلادی به عنوان یکی از علل تورم مطرح بود. نخستین بار اقتصاددانانی چون فردریش فون هایک و میلتون فریدمن اقتصاددانان برنده نوبل از این واقعیت پرده برداشتند که چیزی به نام «تورم فشار هزینه» وجود ندارد.

هایک معتقد بود که چنین دیدگاهی در دوران طولانی شدن تورم تلاش می‌کند گناه افزایش مستمر قیمت‌ها را از دوش سیاست بردارد و به فشار هزینه‌ها منتسب کند. او در کتاب «خصوصی‌سازی پول» می‌نویسد: نه دستمزدهای بالاتر و نه قیمت بالاتر نفت یا واردات هیچکدام نمی‌توانند قیمت کل همه کالاها را به بالا برانند مگر اینکه عرضه پول افزایش یابد و پول بیشتری در اختیار خریداران قرار گیرد.

🔹 میلتون فریدمن و اقتصاددانان دیگری این مفهوم را بسط دادند و این جمع‌بندی به علم اقتصاد اضافه شد که: اینگونه نیست که تورم ناشی از فشار هزینه همانند تورم ناشی از رشد نقدینگی یا فشار تقاضا اجتناب‌ناپذیر باشد بلکه با سیاست‌های صحیح اقتصادی کاملا قابل اجتناب است. در مثالی عامیانه می‌توان گفت مَثَل کسانی که تورم فشار هزینه را اجتناب‌ناپذیر می‌دانند مثل آن بنده خدایی است که هر جا پوست موزی روی زمین می‌دید می‌گفت باز هم باید زمین بخوریم!

🔸 البته همانگونه که توضیح داده شد تا قبل از دهه ۸۰ میلادی، نحوه اجتناب از اثرگذاری شوک‌های هزینه‌ای همانند شوک نفتی بر تورم نامعلوم بود و به همین دلیل شوک نفتی دهه ۷۰ میلادی باعث افزایش تورم جهانی شد.

اما در همان زمان اقتصاددانان پی بردند که علت این موضوع نه خود فشار هزینه بلکه افزایش انتظارات تورمی و به تبع آن افزایش تقاضای پول است که بلافاصله با پاسخ مثبت بانک‌های مرکزی مواجه می‌شود و این بدترین نوع مواجهه با این نوع از افزایش تقاضای پول است. مبنای نظریات جدید این بود که اگر بانک مرکزی در مواقع شوک‌های خارجی اعم از شوک نفتی، ارزی یا مثلا تحریمی، تسلیم گروه‌های فشار برای افزایش عرضه پول نشود هرگز تورمی رخ نخواهد داد و از همان موقع در هیچ جای جهان که با این قواعد با شوک‌های خارجی مواجه می‌شود‌ افزایش تورم مشاهده نشده است.

ملموس‌ترین مثال در این زمینه شاید شوک نفتی حدود ۱۵ سال پیش باشد که برعکس شوک نفتی دهه ۷۰ میلادی، تورم محسوسی به دنبال نداشت. البته این نکته را نباید فراموش کرد که این نوع شوک‌ها در هر صورت ممکن است قیمت‌های نسبی یا سطح قیمت‌ها را تغییر دهند اما این مساله به معنی تورم یعنی افزایش مستمر سطح عمومی قیمت‌ها نیست و تورم نه با فشار هزینه بلکه فقط و فقط با تسلیم بانک مرکزی در مقابل فشار برای افزایش عرضه پول به وقوع می پیوندند.
👤 علی میرزاخانی

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ آیا رشد ایران امکان پذیر است؟


✅ اگر کشوری درآمد نداشته باشد، نه از نظر فرهنگی و نه از نظر اجتماعی رشد نمی‌کند؛

همچنین از اعتبار بین‌المللی لازم نیز برخوردار نخواهد بود.

رشد و توسعه اقتصادی، علم است مانند علم پزشکی. اگر پزشکانی از کشورهای نیجریه، کانادا، بنگلادش یا فنلاند در یک جا جمع شوند، و در رابطه با بنیان های سلامت انسان صحبت کنند، احتمالا 90 درصد صحبت‌های آنها یکی است. چرا؟ چون پزشکی علم است. توسعه و حکمرانی نیز علم هستند. به همین دلیل، توسعه پیدا کردن یک تصمیم است؛ زیرا کشوری، یا جامعه ای که تصمیم به توسعه بگیرد، باید کارهایی را انجام دهد. اگر آن کارها را انجام داد توسعه پیدا می کند

🔹 چگونه درآمد سرانه چین از 200 دلار در عرض 25 سال به 10 هزار دلار افزایش یافت، اقتصاد دوم جهان شد و GDP 18 تریلیون دلاری را به خود اختصاص داد؟ هیچ کشوری در دنیا نیست که حداقل 20 درصد از تجارت خارجی‌اش با چین نباشد؛ این رقم در ارتباط با برخی کشورها تا 85 درصد هم می رسد.

رویداد بسیار مهمی که در چین و همچنین ترکیه و مکزیک شاهد بودیم این بود که حاکمیت، مدیریت را از مالکیت جدا کرد. امروز در چین 82 درصد مالکیت اقتصادی نزد افراد و بنگاه‌هاست، این را مقایسه کنید با زمان مائو که همه امور در اختیار حکومت بود

در مقایسه با چین، در روسیه فردی به نام «خدورکوفسکی» بعد از فروپاشی شوروی با ابداعات خود در صنعت نفت، شرکتی را با گردش مالی 2 میلیارد دلاری تاسیس کرد. حکومت به او گفت بدون اجازه‌اش، ثروتمند شده است. پرداختن مالیات جای خود دارد، باید با کرملین شریک شود. این شخص قبول نکرد و پیامدش، به عنوان فاسد دستگیر شد، مدت ها در زندان بود و در آخر تبعید شد.

آخرین باری که یک کالای روسی مصرف کردید کی بود و آخرین باری که کالای چینی مصرف کردید کی بود؟ روسیه علیرغم اینکه 150 سال است برای رشد و توسعه اقتصادی تلاش می کند اما به دلیل عدم تصمیم گیری در باره جدا سازی دولت از مالکیت، به همین میزان عقب هستند. انگلیس 350 سال پیش، ژاپنی‌ها 170 سال پیش، چینی‌ها و هندی‌ها 25 سال پیش این تصمیم را گرفتند.

سال 1985 در عربستان، مرکزی به نام مرکز پادشاه عبدالله در تکنولوژی و علم تاسیس شد. طی سال‌ها، 6600 نفر در STEM (Science, Technology, Engineering and Mathematics) نیرو تربیت کردند. 3 نفر از روسای موسسه مذکور، یکی رئیس دانشگاه سنگاپور بوده است. او کیست؟ دانشگاه ملی سنگاپور رتبه 44 جهان را دارد؛ بهترین رتبه های جهانی دانشگاه‌های ایران در حدود 500 یا 600  است. نفر بعدی رئیس دانشگاه Caltech آمریکا و از بزرگترین مراکز تکنولوژی جهان است. ریاست او، به معنای آورده ای متراکم از شبکه ای سرشار از تجربه و مناسبات است. رئیس سوم کیست؟ رئیس دانشگاه علم و تکنولوژی هنگ ‌کنگ. او با اغلب اشخاص و همه موسسات آی تی و هوش مصنوعی شرق آسیا ارتباط دارد. مشاهده می‌کنیم که نظام نخبگانی عربستان، آمادگی استفاده از تخصص را داشتند. این موضوع در مورد امارات و قطر هم صدق می کند. آنان نیز بهترین‌ها را آوردند. به خاطر دارم زمانی با رئیس دانشگاه عبدالعزیز عربستان صحبت می کردم. به او گفتم چرا دانشگاه شما مقطع دکترا ندارد؟ گفت برای برگزاری مقطع دکترا هنوز آمادگی ندارند زیرا دکترا فقط کتاب خواندن نیست. گفت وقتی شما در دانشگاهی مثل کمبریج راه می روید، احساس می کنید 800 سال سابقه دارد. استادان چنین دانشگاهی، در مقطع تحصیلی دکترا، در 20 دانشگاه مختلف دنیا تدریس کرده، 7هزار کتاب خوانده، تجربه در صنعت دارد، و مشاور 50 نفر آدم بزرگ در دنیا بوده است؛ چنین متخصصانی را ما نداریم. ما در بهترین شرایط کنونی، می‌توانیم در مقطع لیسانس دانشجو بپذیریم، و بعد از فارغ التحصیلی آنان را به بهترین دانشگاه های دنیا می فرستیم. کما اینکه عربستان الان 60 هزار نفر دانشجو در بهترین دانشگاه‌های آمریکا دارد از جمله 10 هزار نفر در انگلستان، و مابقی در فرانسه، آلمان و چند کشور دیگر هستند. یکی از شکاف‌هایی که بین ما و اعراب خلیج فارس در بیست سال آینده وجود خواهد داشت، شکاف عمیق تخصصی خواهد بود. حوزۀ علم در ایران در حداقل ارتباطات جهانی خود است.

ویتنام یک کشور کمونیستی، امارات یک کشور پادشاهی، اندونزی نیمه دمکراتیک، و سنگاپور اقتدارگراست، اما همه دارند پیشرفت می‌کنند. در نهایت در می‌یابیم، از نظر علمی، رشد و توسعه اقتصادی خیلی ارتباطی با ماهیت یک نظام سیاسی ندارد، ماهیت نظام سیاسی، هر حالتی می تواند داشته باشد، اما آنچه مهم است باید بررسی شود آیا تصمیم گیری‌های نخبگان یک کشور در راستای افزایش ثروت ملی هست یانه؟
✍️دکتر محمود سریع القلم

https://t.me/ExecutiveManagement
بهره_وری_دربرنامه_هفتم_توسعه،مرکزپژوهش_های_مجلس.pdf
2.6 MB
✳️ بهره وری در برنامه هفتم توسعه کشور
مفاهیم، پیشینه،رویکردها و راهکارها

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

خاستگاه اصلي سیاست های ارتقادهنده بهره وری، برنامه های پنجساله توسعه کشور بوده، به گونه ای که در برنامه هفتم توسعه به مثابه یک راهبرد بلندمدت، تحقق رشد اقتصادی ۸/۲درصدی ناشی از رشد بهره وری کل عوامل تولید هدفگذاری شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ عقب‌ماندگی در بهره‌وری

✅ بهره‌وری در تعریف کلی آن، رابطه بین عوامل تولید و محصول تولید‌شده است. محصول تولید‌شده، حاصل ترکیب عوامل تولید است و بهره‌وری عوامل تولید نیز عبارت است از رابطه بازدهی تولید با یکی یا کل عوامل تولید.

🔸در یک تعریف دیگر بهره‌وری عبارت است از حاصل جمع کارایی Efficiency و اثربخشی Effectiveness. کارایی به مفهوم انجام کار درست و اثربخشی به مفهوم انجام درست کار است. ممکن است با مصرف کمتر نهاده‌ها، محصول بیشتری تولید شود که همان کارایی است اما محصول تولیدشده کیفیت مناسب را نداشته باشد که به مفهوم آن است که کار به صورت درست انجام نشده است.

بنابراین بهره‌وری عوامل تولید در صورتی در سطح مطلوبی قرار دارد که تولید هم کارا باشد و هم اثربخش یعنی کار درست به شیوه درست انجام شده باشد در غیر این صورت، منابع اتلاف شده است.

افزایش بهره‌وری مترادف است با استفاده از سطح معینی از عوامل تولید برای تولید محصولات بیشتر یا باکیفیت‌تر. اگر در یک رهیافت ابتدایی، عوامل تولید را شامل سرمایه و نیروی انسانی بدانیم، افزایش بهره‌وری به مفهوم استفاده بهتر به منظور تولید محصولات بیشتر و باکیفیت‌تر درنتیجه ترکیب این دو عامل است. بنابراین دو مفهوم بهره‌وری نیروی کار و بهره‌وری سرمایه، قابل تعریف است. بهره‌وری کل عوامل نیز به مفهوم استفاده بهینه از ترکیب دو عامل کار و سرمایه است.

از سوی دیگر رشد بهره‌وری کل، یکی از عوامل رشد تولید ناخالص داخلی است. به عبارت دیگر هر گاه با همان میزان عوامل تولید بتوان محصول بیشتر یا با کیفیت بالاتر که ارزش‌افزوده بیشتری خلق می‌کند، تولید کرد، در حقیقت افزایش بهره‌وری، منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی و افزایش رشد اقتصادی شده است. از این منظر رشد بهره‌وری عوامل تولید، حائز اهمیت بسیار است چراکه عملاً به مفهوم صرفه‌جویی در عوامل تولید و استفاده بهینه از آنهاست که هدف اصلی اقتصاد نیز همین موضوع است. به دیگر سخن هر کشور و بنگاهی که به بهره‌وری عوامل تولید توجه بیشتری داشته باشد، به شکل بهینه و اقتصادی در حال تولید و استفاده از عوامل تولید است.

🔹بهبود و رشد بهره‌وری مستلزم به فعلیت درآوردن توانایی‌ها و پتانسیل‌های بالقوه یک سازمان یا بنگاه است که همواره نیازمند محرک‌های قوی است. رقابت یکی از مهم‌ترین این محرک‌هاست. بررسی فرآیند افزایش بهره‌وری و استفاده از پتانسیل‌های آن برای رشد اقتصادی نشان می‌دهد کشورهایی دارای بیشترین رشد بهره‌وری هستند که رقابت در آنها در سطح بسیار بالایی قرار دارد. به عبارت دیگر بررسی وضعیت بهره‌وری در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که یک رابطه بسیار قوی و مثبت بین رقابت و بهره‌وری وجود دارد. کشورهایی که از رشد اقتصادی قابل توجهی طی چند دهه گذشته برخوردار بوده‌اند، اغلب رشد خود را از طریق افزایش بهره‌وری به دست آورده‌اند که در گام پیش از آن، رقابت را در عرصه‌های مختلف اقتصادی نهادینه کرده‌اند.

بنابراین بدون شرط لازم رقابت، افزایش بهره‌وری اگر هم ممکن باشد، رشد آن در سطوح بسیار نازل قرار می‌گیرد به طوری که قادر نیست محرک قابل توجهی برای رشد باشد.

اصل اولیه اقتصاد، کمیابی منابع است بنابراین گرچه می‌توان با حجم بیشتری از عوامل تولید، محصول بیشتری هم تولید کرد اما با توجه به رشد جمعیت، محدودیت منابع و نیز عوارض زیست‌محیطی استفاده هرچه بیشتر از عوامل تولید، شرط لازم افزایش استانداردهای زندگی که مستلزم افزایش رشد اقتصادی است، افزایش بهره‌وری عوامل تولید است.

در موقعیت کنونی به واسطه رقابت فشرده‌ای که بین کشورها برای کسب سهم بیشتری از تجارت جهانی وجود دارد، آنها سعی می‌کنند رشد تولید ناخالص داخلی یا ارزش‌افزوده بخش‌های مختلف اقتصاد را حتی‌الامکان از طریق بهبود ساختارها تامین کنند. به بیان دیگر به جای اینکه تعداد نیروی انسانی یا موجودی سرمایه را افزایش دهند، تلاش می‌کنند با اجرای برنامه‌های آموزشی کوتاه‌مدت تخصصی، سطح مهارت شاغلان را افزایش دهند یا اینکه به جای ایجاد ظرفیت‌های جدید، سعی می‌کنند ظرفیت‌های موجود را به آخرین فناوری‌های نوین مجهز کنند و به این ترتیب محصولاتی با کیفیت بهتر تولید کنند و توان رقابت‌پذیری خود را افزایش دهند.

در این راستا و به منظور تحقق سهم بالاتر بهره‌وری در رشد و تولید ناخالص داخلی، کشورهای مختلف برنامه‌های گوناگونی به اجرا درمی‌آورند.

✨ از جمله مهم‌ترین این برنامه‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

♦ جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی

♦ افزایش مخارج در حوزه تحقیق و توسعه (R&D)

♦ تجدید ساختار اقتصاد برای قادر ساختن انتقال منابع به سمت بخش‌هایی با بهره‌وری بالاتر

♦آموزش سرمایه های انسانی

https://t.me/ExecutiveManagement
۵_اولویت_اصلی_برای_رهبران_منابع_انسانی_در_۲۰۲۴.pdf
9.2 MB
۵ اولویت اصلی برای مدیران منابع انسانی در۲۰۲۴
https://t.me/ExecutiveManagement