✳️ مدیران، (صرفاً) رهبران آینده نیستند!
✅ «مدیران کسانی هستند که کارها را به درستی انجام میدهند، رهبران کسانی هستند که کارهای درست را انجام میدهند.»
🔸این جمله را بارها شنیدهایم، جملهای که عرف شده است. چنین برخوردی با مدیریت باعث میشود مدیران تلاش کنند مبدل به رهبرانی تاثیرگذار شوند که کارکنان میتوانند به آنها تکیه کنند.
🔹مهمترین تفاوت بین یک مدیر بزرگ و یک رهبر بزرگ در میزان تمرکز آنها نهفته است.
مدیران بزرگ به درون مینگرند. آنها بر درون شرکتها، افراد، تفاوت سبکهای کاری کارمندان، اهداف و نیازهای آنها و انگیزههای متفاوت افراد تمرکز میکنند. آگاهی کامل از این تفاوتها میتواند مدیران را به سوی راه درست برای آزاد کردن استعدادهای منحصربهفرد هرکدام از کارکنان و تبدیل آنها به بهترین عملکرد ممکن راهنمایی کند.
🔸در نقطه مقابل، رهبران بزرگ قرار دارند؛ کسانی که به برون مینگرند. آنها توجه زیادی بر رقابتهای آینده و مسیرهای جایگزین دارند. این رهبران میکوشند استعدادها و توانمندیهای کارمندان را به هم پیوند بزنند. رهبران سازمانی بزرگ افرادی پر از اندیشههای استراتژیک هستند.
🔹همچنین، مدیران بزرگ مانند مجریان خردهپایی که به شدت به رهبران سازمان وابستهاند، نیستند؛ همانطور که رهبران بزرگ نیز صرفا مدیرانی دارای تجربیات و دانش فردی نیستند.
🔸واقعیت آن است که فعالیتهای هستهای یک مدیر و یک رهبر سازمانی، با هم تفاوت دارند. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که یک نفر، مدیری فوقالعاده باشد، اما در رهبری سازمان ناتوان و عاجز. عکس این حالت هم امکانپذیر است.
🔹در دنیای کسب و کار، کسانی که هم مدیران بزرگی هستند و هم رهبرانی تاثیرگذار، افرادی استثنایی به حساب میآیند. بنابراین ترکیب کورکورانه نقشهای مدیریتی و رهبری در یک فرد، در هر شرکتی میتواند به فروپاشی آن شرکت منجر شود.
🔸آنچه شرکتها میتوانند برای حمایت از مدیران بکار گیرند، کمک به آنها برای متمرکز شدن روی چهار فعالیت محوری است که عبارتند از:
🔹انتخاب افراد مناسب،
🔸مشخص کردن انتظارات از افراد،
🔹انگیزه دادن به افراد
🔸و کمک به پیشرفت آنها.
🔺لذا، صرفنظر از سبک مدیریتی هر مدیر، چنانچه او بتواند در انجام این چهار نقش موفق باشد و بتواند استعدادهای کارمندان را به عملکرد مطلوب تبدیل کند، آن مدیر، مدیر موفقی خواهد بود.
منبع: Gallup
✅ «مدیران کسانی هستند که کارها را به درستی انجام میدهند، رهبران کسانی هستند که کارهای درست را انجام میدهند.»
🔸این جمله را بارها شنیدهایم، جملهای که عرف شده است. چنین برخوردی با مدیریت باعث میشود مدیران تلاش کنند مبدل به رهبرانی تاثیرگذار شوند که کارکنان میتوانند به آنها تکیه کنند.
🔹مهمترین تفاوت بین یک مدیر بزرگ و یک رهبر بزرگ در میزان تمرکز آنها نهفته است.
مدیران بزرگ به درون مینگرند. آنها بر درون شرکتها، افراد، تفاوت سبکهای کاری کارمندان، اهداف و نیازهای آنها و انگیزههای متفاوت افراد تمرکز میکنند. آگاهی کامل از این تفاوتها میتواند مدیران را به سوی راه درست برای آزاد کردن استعدادهای منحصربهفرد هرکدام از کارکنان و تبدیل آنها به بهترین عملکرد ممکن راهنمایی کند.
🔸در نقطه مقابل، رهبران بزرگ قرار دارند؛ کسانی که به برون مینگرند. آنها توجه زیادی بر رقابتهای آینده و مسیرهای جایگزین دارند. این رهبران میکوشند استعدادها و توانمندیهای کارمندان را به هم پیوند بزنند. رهبران سازمانی بزرگ افرادی پر از اندیشههای استراتژیک هستند.
🔹همچنین، مدیران بزرگ مانند مجریان خردهپایی که به شدت به رهبران سازمان وابستهاند، نیستند؛ همانطور که رهبران بزرگ نیز صرفا مدیرانی دارای تجربیات و دانش فردی نیستند.
🔸واقعیت آن است که فعالیتهای هستهای یک مدیر و یک رهبر سازمانی، با هم تفاوت دارند. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که یک نفر، مدیری فوقالعاده باشد، اما در رهبری سازمان ناتوان و عاجز. عکس این حالت هم امکانپذیر است.
🔹در دنیای کسب و کار، کسانی که هم مدیران بزرگی هستند و هم رهبرانی تاثیرگذار، افرادی استثنایی به حساب میآیند. بنابراین ترکیب کورکورانه نقشهای مدیریتی و رهبری در یک فرد، در هر شرکتی میتواند به فروپاشی آن شرکت منجر شود.
🔸آنچه شرکتها میتوانند برای حمایت از مدیران بکار گیرند، کمک به آنها برای متمرکز شدن روی چهار فعالیت محوری است که عبارتند از:
🔹انتخاب افراد مناسب،
🔸مشخص کردن انتظارات از افراد،
🔹انگیزه دادن به افراد
🔸و کمک به پیشرفت آنها.
🔺لذا، صرفنظر از سبک مدیریتی هر مدیر، چنانچه او بتواند در انجام این چهار نقش موفق باشد و بتواند استعدادهای کارمندان را به عملکرد مطلوب تبدیل کند، آن مدیر، مدیر موفقی خواهد بود.
منبع: Gallup
❤1
👆🧠 “ذهن خردمند” یعنی توانایی تصمیمگیری سالم در مورد مسایل با درنظر گرفتن همزمان افکار منطقی و احساسات و هیجانات؛ برای اینکه یک زندگی رضایتبخش و سالم داشته باشید، باید تعادل را بین ذهن منطقی و احساسی حفظ کنید. ذهن خردمند کمک میکند تا تصمیمهای موثری در زندگی بگیرید و به اهداف موردنظرتان دست یابید و احساس خوبی نسبت به تصمیمها و انتخابهایتان داشته باشید
🔹 ذهن احساسی، هیجانی یا عاطفی زمانی بر شما حاکم میشود که صرفا براساس احساستان قضاوت میکنید یا تصمیم میگیرید. ذهن هیجانی موقعی مشکل ایجاد میکند که احساسات و هیجانها کنترل زندگی شما رو در دست بگیرند. همچنین ذهن احساسی میتواند باعث تحریف افکار و قضاوتهای شما شود
🔸 ذهن عقلانی و منطقی زمانی بر شما حاکم است که برای تصمیمگیری، حقایق مربوط به یک موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید و جزئیات رو مد نظر قرار دهید و بعد اقدام به تصمیمگیری منطقی کنید. اما افراط در تفکر منطقی هم، درست مثل تفکر احساسی افراطی میتواند زندگی شما رو با مشکل روبرو کند
🔹 دستیابی به ذهن خردمند شاید دشوار به نظر آید به خصوص اگر یکی از ۲ ذهن منطقی یا ذهن احساسی بر شما حاکم باشد. اما تمرین منظم ذهن آگاهی و حضور در لحظه، شما رو به ذهن خردمند میرساند. ذهن آگاهی در واقع توجه به آنچه در زمان حال رخ میدهد بدون قضاوت کردن و آگاه بودن نسبت به افکار و رفتار و هیجانات و انگیزهها در لحظه است
🔹 ذهن احساسی، هیجانی یا عاطفی زمانی بر شما حاکم میشود که صرفا براساس احساستان قضاوت میکنید یا تصمیم میگیرید. ذهن هیجانی موقعی مشکل ایجاد میکند که احساسات و هیجانها کنترل زندگی شما رو در دست بگیرند. همچنین ذهن احساسی میتواند باعث تحریف افکار و قضاوتهای شما شود
🔸 ذهن عقلانی و منطقی زمانی بر شما حاکم است که برای تصمیمگیری، حقایق مربوط به یک موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید و جزئیات رو مد نظر قرار دهید و بعد اقدام به تصمیمگیری منطقی کنید. اما افراط در تفکر منطقی هم، درست مثل تفکر احساسی افراطی میتواند زندگی شما رو با مشکل روبرو کند
🔹 دستیابی به ذهن خردمند شاید دشوار به نظر آید به خصوص اگر یکی از ۲ ذهن منطقی یا ذهن احساسی بر شما حاکم باشد. اما تمرین منظم ذهن آگاهی و حضور در لحظه، شما رو به ذهن خردمند میرساند. ذهن آگاهی در واقع توجه به آنچه در زمان حال رخ میدهد بدون قضاوت کردن و آگاه بودن نسبت به افکار و رفتار و هیجانات و انگیزهها در لحظه است
ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
بگذار شکرها را بگذار قمرها را
او چیز دگر داند او چیز دگر سازد
در بحر عجایبها باشد به جز از گوهر
اما نه چو سلطانی کو بحر و درر سازد
جز آب دگر آبی از نادره دولابی
بی شبهه و بیخوابی او قوت جگر سازد
بی عقل نتان کردن یک صورت گرمابه
چون باشد آن علمی کو عقل و خبر سازد
بی علم نمیتانی کز پیه کشی روغن
بنگر تو در آن علمی کز پیه نظر سازد
جانها است برآشفته ناخورده و ناخفته
از بهر عجب بزمی کو وقت سحر سازد
ای شاد سحرگاهی کان حسرت هر ماهی
بر گرد میان من دو دست کمر سازد
میخندد این گردون بر سبلت آن مفتون
خود را پی دو سه خر آن مسخره خر سازد
آن خر به مثال جو در زر فکند خود را
غافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد
بس کردم و بس کردم من ترک نفس کردم
خود گوید جانانی کز گوش بصر سازد
ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
بگذار شکرها را بگذار قمرها را
او چیز دگر داند او چیز دگر سازد
در بحر عجایبها باشد به جز از گوهر
اما نه چو سلطانی کو بحر و درر سازد
جز آب دگر آبی از نادره دولابی
بی شبهه و بیخوابی او قوت جگر سازد
بی عقل نتان کردن یک صورت گرمابه
چون باشد آن علمی کو عقل و خبر سازد
بی علم نمیتانی کز پیه کشی روغن
بنگر تو در آن علمی کز پیه نظر سازد
جانها است برآشفته ناخورده و ناخفته
از بهر عجب بزمی کو وقت سحر سازد
ای شاد سحرگاهی کان حسرت هر ماهی
بر گرد میان من دو دست کمر سازد
میخندد این گردون بر سبلت آن مفتون
خود را پی دو سه خر آن مسخره خر سازد
آن خر به مثال جو در زر فکند خود را
غافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد
بس کردم و بس کردم من ترک نفس کردم
خود گوید جانانی کز گوش بصر سازد
مدل گوگل برای سنجش اثربخشی تیم های موفق
✳️ بازاریابی در شرایط کاهش قدرت خرید
✅ آمارها نشان میدهد که قدرت خرید جامعه در حال کاهش است؛ در چنین شرایطی، شرکتها، به خصوص تولیدکنندگان کالاهای صرفی، باید استراتژیهای بازاریابیشان را به سرعت تغییر دهند.
🔹استراتژیهای گوناگونی برای بازاریابی در این شرایط وجود دارد که ۸ استراتژی زیر از جمله رایجترین آنهاست:
🔸روی ارزش محصول تمرکز کنید نه ویژگیهای آن.
🔸مشتریان به دلیل مشکلات مالی ترجیح میدهند پول محدودشان را خرج محصولی کنند که میارزد؛ پس شما هم باید به آنها نشان بدهید که محصولتان ارزش پولی که میدهند را دارد.
🔹برای این کار، ویژگی محصول را با پرسیدن این سوال که «این ویژگی چه اهمیتی برای مشتری دارد» به یک ارزش تبدیل کنید.
🔶مثلا فرض کنید «شیر پاستوریزه غنی شده با ویتامین D» عرضه میکنید؛ در این حالت به جای تبلیغ «شیر ما ویتامین D» دارد، باید تبلیغی با این مضمون بسازید: «جلوگیری از پوکی استخوانها» و «کاهش هزینههای درمانی در سنین بالا»؛ این دو مورد در حقیقت «ارزش» ویژگی «غنی شده با ویتامین D» هستند.
🟤خدمات ارزش افزوده به مشتریانتان ارائه کنید.
🔸خدماتی به مشتریان بدهید که به آنها کمک میکند تا از محصول خریداری شده بیشترین استفاده را ببرند.
🔹مثلا فرض کنید تولیدکننده ماکارونی هستید، در این صورت بهترین خدمات ارزش افزودهای که میتوانید به مشتریان بدهید «ارائه انواع دستور پخت ماکارونی با مواد اولیه ساده و ارزان» است.
🟠کانال مستقیم فروش راه بیاندازید.
🔸 قیمت بسیاری از محصولات به دلیل چرخش در عمدهفروشی و خردهفروشیها افزایش مییابد و دود آن به چشم مشتری نهایی میرود؛ پس اگر میتوانید کانال مستقیم فروش به مشتریان نهایی راه بیاندازید.
🔹برای مثال، برخی از شرکتهای تولیدکننده لوازم آرایشی، فروشندگانی را برای فروش محصول در مجتمعهای مسکونی یا اداری بزرگ استخدام کرده و محصولاتشان را به صورت مستقیم به مشتریان نهایی با قیمت خیلی مناسبتر میفروشند.
🟡محصولتان را لخت کنید.
🔸حذف برخی از ویژگیهای غیرضروری میتواند هزینه تمام شده و در نتیجه قیمت فروش محصول را کاهش بدهد.
🔹برای این کار، ویژگیها و منافع محصول که از نظر مشتریان غیرضروری هستند را شناسایی و حذف کنید ولی یادتان باشد که باید قیمت محصول لخت شده خیلی کمتر از محصول عادی باشد تا مشتری متقاعد شود که میارزد آن را بخرد.
🔷مثلا خیلی از شرکتهای هواپیمایی خدماتی مثل پذیرایی داخل هواپیما، بار همراه داخل کابین، تلویزیونهای پشت صندلی و غیره را حذف کرده ولی قیمت خود را به نصف سایر شرکتهای هواپیمایی کاهش دادهاند.
🟣بستههای کوچکتر عرضه کنید.
🔸 کاهش قدرت خرید در کنار کم شدن تعداد افراد یک خانواده یعنی خانوادهها مقدار کمتری از یک محصول را مصرف میکنند؛ پس شما هم باید با این روند همراه شوید و محصولاتتان را در بستهبندیهای کوچکتر و در نتیجه ارزانتر عرضه کنید.
🔹برای مثال، بسیاری از تولیدکنندگان تنقلات، وزن بستهبندی محصولاتشان و در نتیجه قیمت آن را کم کردهاند.
🔷این استراتژی با حقه رایج که وزن بستهبندی را کم ولی قیمت آن را ثابت نگه میدارند یا حتی افزایش میدهند، متفاوت است. در این استراتژی، مشتری متوجه تغییر سایز بستهبندی و در نتیجه کاهش قیمت آن میشود.
⚫سبد برند داشته باشید نه یک برند.
🔸سعی کنید چهار نوع برند داشته باشید: برند لوکس (High-end) با کیفیت و قیمت بالا؛ برند معمولی (Mid-end) با کیفیت و قیمت متوسط؛ برند ارزان (Low-end) با کیفیت و قیمت پایین؛ و برند فروشگاهی (Store Brand) بر اساس سفارش فروشگاههای زنجیرهای و واسطههای بزرگ.
⚪بستههای قیمتی عرضه کنید.
🔸بسته قیمتی (Price Pack) بستهای از انواع محصولات شرکت است که با قیمتی کمتر از مجموع قیمت تک تک محصولات فروخته میشود؛ این بسته به این دلیل که شرکت میتواند در قالب آن محصولات کم فروش را در کنار محصولات پرفروش عرضه کند، به نفع شرکتها و از این نظر که مشتری هزینه کمتری میپردازد هم به نفع مشتریان است.
🔹مثلا یک شرکت تولیدکننده سس میتواند چند نوع سس پرفروش و کم فروش خود را به صورت یک بسته عرضه ولی قیمت آن را کمتر از مجموع قیمت تک تک سسها تعیین کند.
🔴از بازاریابی مشترک غافل نشوید.
🔸بازاریابی مشترک (Joint Marketing) عبارت است از همکاری در تبلیغات و برندینگ با سایر شرکتها با هدف کاهش هزینههای بازاریابی
🔹شرکت میتواند مثلا بیلبوردی با شرکت دیگری که محصول یا خدمت مکمل عرضه میکند، اجاره کند و هزینه کمتری بپردازد و این هزینه را به صورت تخفیف به مشتریانش بدهد./ راهنامه مدیر
✅ آمارها نشان میدهد که قدرت خرید جامعه در حال کاهش است؛ در چنین شرایطی، شرکتها، به خصوص تولیدکنندگان کالاهای صرفی، باید استراتژیهای بازاریابیشان را به سرعت تغییر دهند.
🔹استراتژیهای گوناگونی برای بازاریابی در این شرایط وجود دارد که ۸ استراتژی زیر از جمله رایجترین آنهاست:
🔸روی ارزش محصول تمرکز کنید نه ویژگیهای آن.
🔸مشتریان به دلیل مشکلات مالی ترجیح میدهند پول محدودشان را خرج محصولی کنند که میارزد؛ پس شما هم باید به آنها نشان بدهید که محصولتان ارزش پولی که میدهند را دارد.
🔹برای این کار، ویژگی محصول را با پرسیدن این سوال که «این ویژگی چه اهمیتی برای مشتری دارد» به یک ارزش تبدیل کنید.
🔶مثلا فرض کنید «شیر پاستوریزه غنی شده با ویتامین D» عرضه میکنید؛ در این حالت به جای تبلیغ «شیر ما ویتامین D» دارد، باید تبلیغی با این مضمون بسازید: «جلوگیری از پوکی استخوانها» و «کاهش هزینههای درمانی در سنین بالا»؛ این دو مورد در حقیقت «ارزش» ویژگی «غنی شده با ویتامین D» هستند.
🟤خدمات ارزش افزوده به مشتریانتان ارائه کنید.
🔸خدماتی به مشتریان بدهید که به آنها کمک میکند تا از محصول خریداری شده بیشترین استفاده را ببرند.
🔹مثلا فرض کنید تولیدکننده ماکارونی هستید، در این صورت بهترین خدمات ارزش افزودهای که میتوانید به مشتریان بدهید «ارائه انواع دستور پخت ماکارونی با مواد اولیه ساده و ارزان» است.
🟠کانال مستقیم فروش راه بیاندازید.
🔸 قیمت بسیاری از محصولات به دلیل چرخش در عمدهفروشی و خردهفروشیها افزایش مییابد و دود آن به چشم مشتری نهایی میرود؛ پس اگر میتوانید کانال مستقیم فروش به مشتریان نهایی راه بیاندازید.
🔹برای مثال، برخی از شرکتهای تولیدکننده لوازم آرایشی، فروشندگانی را برای فروش محصول در مجتمعهای مسکونی یا اداری بزرگ استخدام کرده و محصولاتشان را به صورت مستقیم به مشتریان نهایی با قیمت خیلی مناسبتر میفروشند.
🟡محصولتان را لخت کنید.
🔸حذف برخی از ویژگیهای غیرضروری میتواند هزینه تمام شده و در نتیجه قیمت فروش محصول را کاهش بدهد.
🔹برای این کار، ویژگیها و منافع محصول که از نظر مشتریان غیرضروری هستند را شناسایی و حذف کنید ولی یادتان باشد که باید قیمت محصول لخت شده خیلی کمتر از محصول عادی باشد تا مشتری متقاعد شود که میارزد آن را بخرد.
🔷مثلا خیلی از شرکتهای هواپیمایی خدماتی مثل پذیرایی داخل هواپیما، بار همراه داخل کابین، تلویزیونهای پشت صندلی و غیره را حذف کرده ولی قیمت خود را به نصف سایر شرکتهای هواپیمایی کاهش دادهاند.
🟣بستههای کوچکتر عرضه کنید.
🔸 کاهش قدرت خرید در کنار کم شدن تعداد افراد یک خانواده یعنی خانوادهها مقدار کمتری از یک محصول را مصرف میکنند؛ پس شما هم باید با این روند همراه شوید و محصولاتتان را در بستهبندیهای کوچکتر و در نتیجه ارزانتر عرضه کنید.
🔹برای مثال، بسیاری از تولیدکنندگان تنقلات، وزن بستهبندی محصولاتشان و در نتیجه قیمت آن را کم کردهاند.
🔷این استراتژی با حقه رایج که وزن بستهبندی را کم ولی قیمت آن را ثابت نگه میدارند یا حتی افزایش میدهند، متفاوت است. در این استراتژی، مشتری متوجه تغییر سایز بستهبندی و در نتیجه کاهش قیمت آن میشود.
⚫سبد برند داشته باشید نه یک برند.
🔸سعی کنید چهار نوع برند داشته باشید: برند لوکس (High-end) با کیفیت و قیمت بالا؛ برند معمولی (Mid-end) با کیفیت و قیمت متوسط؛ برند ارزان (Low-end) با کیفیت و قیمت پایین؛ و برند فروشگاهی (Store Brand) بر اساس سفارش فروشگاههای زنجیرهای و واسطههای بزرگ.
⚪بستههای قیمتی عرضه کنید.
🔸بسته قیمتی (Price Pack) بستهای از انواع محصولات شرکت است که با قیمتی کمتر از مجموع قیمت تک تک محصولات فروخته میشود؛ این بسته به این دلیل که شرکت میتواند در قالب آن محصولات کم فروش را در کنار محصولات پرفروش عرضه کند، به نفع شرکتها و از این نظر که مشتری هزینه کمتری میپردازد هم به نفع مشتریان است.
🔹مثلا یک شرکت تولیدکننده سس میتواند چند نوع سس پرفروش و کم فروش خود را به صورت یک بسته عرضه ولی قیمت آن را کمتر از مجموع قیمت تک تک سسها تعیین کند.
🔴از بازاریابی مشترک غافل نشوید.
🔸بازاریابی مشترک (Joint Marketing) عبارت است از همکاری در تبلیغات و برندینگ با سایر شرکتها با هدف کاهش هزینههای بازاریابی
🔹شرکت میتواند مثلا بیلبوردی با شرکت دیگری که محصول یا خدمت مکمل عرضه میکند، اجاره کند و هزینه کمتری بپردازد و این هزینه را به صورت تخفیف به مشتریانش بدهد./ راهنامه مدیر
👍1
✳️ شما کجا از تلاش دست میکشید؟
✅ بسیاری از افراد برای رسیدن به موفقیت تلاش میکنند اما تلاشی ناکافی و توام با احساس یاس و ناباوری! چنین تلاشی هرگز راه به جایی نمیبرد و جز اتلاف انرژی و منابع چیز دیگری در پی ندارد. اما معدود افرادی هم هستند که با روحیه بالا به تلاش مستمر خود ادامه میدهند و این باعث میشود زود از تلاش خود دست نکشند و کم کم اوج بگیرند و طعم شیرین موفقیت را بچشند. شما جز و کدام دسته از افراد هستید آیا مطابق تصویر به آستانه اوجگیری که رسیدید خسته میشوید و رها میکنید یا آنقدر ادامه میدهید تا از دستاورد تلاش خود لذت ببرید؟
✅ بسیاری از افراد برای رسیدن به موفقیت تلاش میکنند اما تلاشی ناکافی و توام با احساس یاس و ناباوری! چنین تلاشی هرگز راه به جایی نمیبرد و جز اتلاف انرژی و منابع چیز دیگری در پی ندارد. اما معدود افرادی هم هستند که با روحیه بالا به تلاش مستمر خود ادامه میدهند و این باعث میشود زود از تلاش خود دست نکشند و کم کم اوج بگیرند و طعم شیرین موفقیت را بچشند. شما جز و کدام دسته از افراد هستید آیا مطابق تصویر به آستانه اوجگیری که رسیدید خسته میشوید و رها میکنید یا آنقدر ادامه میدهید تا از دستاورد تلاش خود لذت ببرید؟
👍1