Forwarded from انجمن مدیران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 بردباری در روزهای سخت
🔹این ویدیو به بررسی نحوه سرکردن با تلخی ها و سختی های کمرشکن و نیز اتخاذ دیدگاه مناسب می پردازد
🖋مدرسه زندگی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔹این ویدیو به بررسی نحوه سرکردن با تلخی ها و سختی های کمرشکن و نیز اتخاذ دیدگاه مناسب می پردازد
🖋مدرسه زندگی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from مدیران فرهیخته (darabifar)
🔴سندروم عطش مجازات!
در خیابان در حال رانندگی هستید، ماشین کناری به اشتباه انحراف به چپ می کند و شما را در موقعیت خطرناکی قرار می دهد. در چنین موقعیتی کار درست این است که شما بهترین تصمیم را در کمترین زمان بگیرید و به بهترین شکل ممکن این اتفاق را مدیریت کنید. اما معمولا چه اتفاقی می افتد؟
💎شما قبل از اینکه حادثه را به خوبی پشت سر گذاشته باشید، یعنی حین دست و پنجه زدن برای حل مشکل، با عصبانیت شروع به بوق زدن های ممتد و فریاد کشیدن بر سر راننده خاطی میکنید. بدون شک مهمترین کار در آن زمان این است که کسی آسیب و صدمه ای نبیند، ولی حس نیاز به تنبیه طرف مقابل به ما اجازه منطقی فکر کردن نمی دهد. در این گونه موارد تمام فکر و ذکر ما این است که اشتباه طرف مقابل را با شدیدترین درجه ممکن و در کمترین زمان مجازات کنیم، حتی اگر به قیمت سلامتی خود ما تمام شود.
مادری، فرزند کوچک خودش را به پارک برده است. در حین پیاده روی کودک به زمین میخورد و گریه میکند. مادر بدون در نظر گرفتن این نکته که طبیعت کودک در این سن و سال زمین خوردن و گریه کردن است، برای اینکه حس نیاز به مجازات خودش را ارضا کند، بلافاصله بدون هیچ تحلیلی شروع به فریاد زدن بر سر طفل کوچک می کند.
💢در حال گفتگو با کارمندتان هستید. ایشان در حال توضیح دلیل کاهش عملکرد کاریاش میباشد. با توجه به اینکه شما میل شدید و فوری به تنبیه این کارمند دارید، در همان دقایق اولیه گفتگو به جمع بندی و نتیجه مورد نظر خودتان رسیده اید و سایر توضیحات آن کارمند فایدهای برای او نخواهد داشت، چون شما از آن به بعد توجه ای به دلایل شاید منطقی وی نخواهید کرد.
این مثال ها و مثال های بسیار زیاد دیگری که میتوان مطرح نمود، بیانگر این است که خیلی از ما انسانها در برابر اشتباهات افراد دیگر احساس نیاز شدید و فوری برای مجازات آنها داریم. این پدیده را "سندروم عطش مجازات" نام نهاده ام.
⭕️بسیاری از روانشناسان معتقدند در کنار پاداش، بایستی از ابزار تنبیه نیز در زمان مناسب استفاده نمود. بهترین زمان تنبیه نیز فاصله کمی بعد از انجام کار اشتباه عنوان شده است تا تاثیر بیشتری در جلوگیری از بروز آن اشتباه در آینده داشته باشد. مفهوم عطش مجازات با این نکته ای که بیان کردم، بسیار متفاوت است. در عطش مجازات ما به دنبال اصلاح رفتار فرد مقابل نیستیم، بلکه به دنبال ارضای حس نیاز خودمان به تنبیه و مجازات طرف مقابل هستیم.
✅برای خیلی از انسان ها تمایل به مجازات فوری، جذابیت بیشتری نسبت به تمایل به تشویق فوری دارد و این موضوع می تواند پیامدهای منفی بسیاری داشته باشد.
در خیلی از موارد بخشش و یا حتی بیتفاوتی، اثربخشی بیشتری از مجازات عجولانه خواهد داشت.
❇️افرادی که میزان عطش مجازات در آنها بیشتر است، خودشان در آینده دچار مشکلات رفتاری بیشتری خواهند شد. اینکه ناخودآگاه همیشه منتظر اشتباه دیگران هستند و به تنها چیزی که فکر می کنند مجازات آنها می باشد، رفته رفته آنها را از نظر ذهنی بیمار خواهد کرد.
خیلی وقت ها باید صبر و حوصله بیشتری به خرج داد و با در نظر گرفتن تمامی جوانب تصمیم گرفت و رفتار کرد. زود واکنش نشان ندهید چون چند دقیقه بعد، عذاب وجدان شما را دیوانه خواهد کرد!
دکتر رضا صالح زاده
@wr_management
در خیابان در حال رانندگی هستید، ماشین کناری به اشتباه انحراف به چپ می کند و شما را در موقعیت خطرناکی قرار می دهد. در چنین موقعیتی کار درست این است که شما بهترین تصمیم را در کمترین زمان بگیرید و به بهترین شکل ممکن این اتفاق را مدیریت کنید. اما معمولا چه اتفاقی می افتد؟
💎شما قبل از اینکه حادثه را به خوبی پشت سر گذاشته باشید، یعنی حین دست و پنجه زدن برای حل مشکل، با عصبانیت شروع به بوق زدن های ممتد و فریاد کشیدن بر سر راننده خاطی میکنید. بدون شک مهمترین کار در آن زمان این است که کسی آسیب و صدمه ای نبیند، ولی حس نیاز به تنبیه طرف مقابل به ما اجازه منطقی فکر کردن نمی دهد. در این گونه موارد تمام فکر و ذکر ما این است که اشتباه طرف مقابل را با شدیدترین درجه ممکن و در کمترین زمان مجازات کنیم، حتی اگر به قیمت سلامتی خود ما تمام شود.
مادری، فرزند کوچک خودش را به پارک برده است. در حین پیاده روی کودک به زمین میخورد و گریه میکند. مادر بدون در نظر گرفتن این نکته که طبیعت کودک در این سن و سال زمین خوردن و گریه کردن است، برای اینکه حس نیاز به مجازات خودش را ارضا کند، بلافاصله بدون هیچ تحلیلی شروع به فریاد زدن بر سر طفل کوچک می کند.
💢در حال گفتگو با کارمندتان هستید. ایشان در حال توضیح دلیل کاهش عملکرد کاریاش میباشد. با توجه به اینکه شما میل شدید و فوری به تنبیه این کارمند دارید، در همان دقایق اولیه گفتگو به جمع بندی و نتیجه مورد نظر خودتان رسیده اید و سایر توضیحات آن کارمند فایدهای برای او نخواهد داشت، چون شما از آن به بعد توجه ای به دلایل شاید منطقی وی نخواهید کرد.
این مثال ها و مثال های بسیار زیاد دیگری که میتوان مطرح نمود، بیانگر این است که خیلی از ما انسانها در برابر اشتباهات افراد دیگر احساس نیاز شدید و فوری برای مجازات آنها داریم. این پدیده را "سندروم عطش مجازات" نام نهاده ام.
⭕️بسیاری از روانشناسان معتقدند در کنار پاداش، بایستی از ابزار تنبیه نیز در زمان مناسب استفاده نمود. بهترین زمان تنبیه نیز فاصله کمی بعد از انجام کار اشتباه عنوان شده است تا تاثیر بیشتری در جلوگیری از بروز آن اشتباه در آینده داشته باشد. مفهوم عطش مجازات با این نکته ای که بیان کردم، بسیار متفاوت است. در عطش مجازات ما به دنبال اصلاح رفتار فرد مقابل نیستیم، بلکه به دنبال ارضای حس نیاز خودمان به تنبیه و مجازات طرف مقابل هستیم.
✅برای خیلی از انسان ها تمایل به مجازات فوری، جذابیت بیشتری نسبت به تمایل به تشویق فوری دارد و این موضوع می تواند پیامدهای منفی بسیاری داشته باشد.
در خیلی از موارد بخشش و یا حتی بیتفاوتی، اثربخشی بیشتری از مجازات عجولانه خواهد داشت.
❇️افرادی که میزان عطش مجازات در آنها بیشتر است، خودشان در آینده دچار مشکلات رفتاری بیشتری خواهند شد. اینکه ناخودآگاه همیشه منتظر اشتباه دیگران هستند و به تنها چیزی که فکر می کنند مجازات آنها می باشد، رفته رفته آنها را از نظر ذهنی بیمار خواهد کرد.
خیلی وقت ها باید صبر و حوصله بیشتری به خرج داد و با در نظر گرفتن تمامی جوانب تصمیم گرفت و رفتار کرد. زود واکنش نشان ندهید چون چند دقیقه بعد، عذاب وجدان شما را دیوانه خواهد کرد!
دکتر رضا صالح زاده
@wr_management
Forwarded from آکادمی مدیریت
⭕️ گرفتاریِ پاسخِ درست به مساله غلط!
✍🏻 پیتر دراکر
شاید بتوان مهمترین مولفه تصمیم گیری را "تعریف" مساله دانست. معمولا انسانها به این مولفه کمتر توجه میکنند. پاسخ نادرست به یک مساله بجا را معمولا میتوان اصلاح کرد و نجات داد، اما پاسخ درست به مساله عوضی و نابجا را به سختی می توان اصلاح کرد، زیرا تشخیص آن بسیار دشوار است.
مدیر یکی از بزرگترین شرکتهای تولیدی آمریکا به عملکرد ایمنی خود می بالید. آمار حوادث شرکت، در هر هزار کارگر، کمتر از آمار مشابه در شرکتهای همان صنعت بود؛ در سطح جهان نیز آمار ایمنی آن زبانزد بود. اما اتحادیه کارگری بخاطر بالا بودن میزان حوادث به مدیران شرکت انتقاد می کرد؛ همچنین سازمان ایمنی و بهداشت محیط کار.
شرکت خیال کرد این مشکل به سبب ضعف روابط عمومی پیدا شده است، پس مبلغ هنگفتی صرف تبلیغ آمار ایمنی شرکت کرد. اما باز هم سرزنشها ادامه یافت.
شرکت به دلیل تجمیع آمار حوادث و بیان آنها در قالب "تعداد حادثه در هر هزار نفر" بخشهای حادثه خیز شرکت را نمیدید.
اما پس از جدا کردن آمار بخشها، بیدرنگ فهمیدند که تقریبا در ۳ درصد بخشها شمار حوادث بیش از حد، و در دو سه مورد از این ۳درصد، شمار حوادث بسیار زیاد است و این بخشها همانها بود که کارگران آن شاکی بودند و به اتحادیه و سازمان ایمنی و بهداشت کار شکایت میبردند.
در واقع، شرکت مساله حوادث را به ضعف قسمت روابط عمومی نسبت میداد و تعریف مساله را به درستی انجام نداده بود.
🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram
✍🏻 پیتر دراکر
شاید بتوان مهمترین مولفه تصمیم گیری را "تعریف" مساله دانست. معمولا انسانها به این مولفه کمتر توجه میکنند. پاسخ نادرست به یک مساله بجا را معمولا میتوان اصلاح کرد و نجات داد، اما پاسخ درست به مساله عوضی و نابجا را به سختی می توان اصلاح کرد، زیرا تشخیص آن بسیار دشوار است.
مدیر یکی از بزرگترین شرکتهای تولیدی آمریکا به عملکرد ایمنی خود می بالید. آمار حوادث شرکت، در هر هزار کارگر، کمتر از آمار مشابه در شرکتهای همان صنعت بود؛ در سطح جهان نیز آمار ایمنی آن زبانزد بود. اما اتحادیه کارگری بخاطر بالا بودن میزان حوادث به مدیران شرکت انتقاد می کرد؛ همچنین سازمان ایمنی و بهداشت محیط کار.
شرکت خیال کرد این مشکل به سبب ضعف روابط عمومی پیدا شده است، پس مبلغ هنگفتی صرف تبلیغ آمار ایمنی شرکت کرد. اما باز هم سرزنشها ادامه یافت.
شرکت به دلیل تجمیع آمار حوادث و بیان آنها در قالب "تعداد حادثه در هر هزار نفر" بخشهای حادثه خیز شرکت را نمیدید.
اما پس از جدا کردن آمار بخشها، بیدرنگ فهمیدند که تقریبا در ۳ درصد بخشها شمار حوادث بیش از حد، و در دو سه مورد از این ۳درصد، شمار حوادث بسیار زیاد است و این بخشها همانها بود که کارگران آن شاکی بودند و به اتحادیه و سازمان ایمنی و بهداشت کار شکایت میبردند.
در واقع، شرکت مساله حوادث را به ضعف قسمت روابط عمومی نسبت میداد و تعریف مساله را به درستی انجام نداده بود.
🎓 آکادمی مدیریت را دنبال کنید در 👇
Linkedin | Instagram | Telegram
👍1
✳️رفاه، انعطافپذیری و توسعه شغلی
تمام آنچه کارکنان میخواهند!
✅ شرکت گوگل در تحقیقی با مشارکت Ipsos که یک شرکت فعال در زمینه تحقیقات بازار است مطالعهای را روی ۱۰۰۰ نفر از کارمندان آمریکایی که در سطوح مختلف شغلی و در شرکتهای مختلف مشغول فعالیت بودند انجام دادند و از آنها در مورد تجربیات، دیدگاهها و امیدشان به آینده پرسیدند و به نتایج جالبتوجهی دست پیدا کردند.
🔸یکی از عجیبترین یافتههای برآمده از این تحقیق این بود که ۷۶ درصد شرکتکنندگان در تحقیق مشترک گوگل اعلام کردند که از شغل کنونیشان رضایت دارند اما در همین حال ۵۸ درصدشان گفتند که بهطور فعال در حال جستوجو برای پیدا کردن شغل یا موقعیت بهتری در سازمان خود یا خارج از آن هستند.
🔸این نکته جالب حکایت از آن دارد که؛
*رضایت شغلی کارکنان در موقعیت کنونیشان دلیلی نمیشود که آنها به دنبال فرصتهای جدید و بهتر شغلی نباشند و آنچه در اینجا بیشتر از هر چیزی به چشم میآید و عاملی تعیینکننده در زمینه آینده کاری افراد بهحساب میآید چیزی نیست مگر «تغییر».*
در اینجا نگاهی میاندازیم به سه یافته اصلی و آموزنده تحقیق مشترک گوگل:
1⃣ *کارکنان هم به پول فکر میکنند و هم به کیفیت زندگی*
اگرچه حقوق و مزایای مالی برای کارکنان مهم است، اما تحقیقات نشان داده که آنچه برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است رفاه و سلامتشان است. بنابراین لازم است تمام سازمانها بهصورت دورهای اقدام به انجام مطالعات موردی درباره انتظارات کارکنان در ارتباط با رفاه و آرامششان کنند تا بهطور دقیق بفهمند لازم است چه پیشنهادهای جدیدی باید به کارکنانشان ارائه دهند.
2⃣ *انعطافپذیری، پادشاه است*
انعطافپذیریِ بیشتر در برابر کارکنان چیزی بود که در دوران همهگیری کرونا بر سازمانها تحمیل شد و آنها را مجبور کرد در واکنش به وضعیت اضطراری ماههای اول همهگیری و قرنطینه سراسری، این حق را به کارکنانشان بدهند تا خودشان تعیین کنند که چه موقع، کجا و چطور کار کنند.
با پایان همهگیری کرونا و بازگشت به شرایط عادی نیز لازم است که رهبران سازمانها همچنان بهحق انتخابِ کارکنان احترام گذاشته و انعطافپذیری سازمانی را تداوم بخشند.
3⃣ *لازم است که در زمینه توسعه کاری کارکنان سرمایهگذاری کرد*
تحقیقات نشان داد که اگر کارکنان یک سازمان به این اطمینان برسند که رهبران سازمان بهطور پیوسته به فکر توسعه شغلی آنها هستند و میکوشند تا با ارائه آموزشهای بیشتر آینده شغلی بهتری را برای آنها رقم بزنند، در این حالت تمایل آنها به ترک سازمان به میزان چشمگیری کاهش مییابد.
با اینهمه باید دانست که کمک سازمانها به پیشرفت شغلی کارکنانشان فقط به تقویت مهارتهای سخت و تواناییهای فنی آنها محدود نمیشود، بلکه بسیاری از کارکنان از سازمانهای خود این انتظار را دارند تا در زمینه تقویت مهارتهای نرم مانند مهارتهای ارتباطی نیز اقدام کنند.
منبع: business insider
تمام آنچه کارکنان میخواهند!
✅ شرکت گوگل در تحقیقی با مشارکت Ipsos که یک شرکت فعال در زمینه تحقیقات بازار است مطالعهای را روی ۱۰۰۰ نفر از کارمندان آمریکایی که در سطوح مختلف شغلی و در شرکتهای مختلف مشغول فعالیت بودند انجام دادند و از آنها در مورد تجربیات، دیدگاهها و امیدشان به آینده پرسیدند و به نتایج جالبتوجهی دست پیدا کردند.
🔸یکی از عجیبترین یافتههای برآمده از این تحقیق این بود که ۷۶ درصد شرکتکنندگان در تحقیق مشترک گوگل اعلام کردند که از شغل کنونیشان رضایت دارند اما در همین حال ۵۸ درصدشان گفتند که بهطور فعال در حال جستوجو برای پیدا کردن شغل یا موقعیت بهتری در سازمان خود یا خارج از آن هستند.
🔸این نکته جالب حکایت از آن دارد که؛
*رضایت شغلی کارکنان در موقعیت کنونیشان دلیلی نمیشود که آنها به دنبال فرصتهای جدید و بهتر شغلی نباشند و آنچه در اینجا بیشتر از هر چیزی به چشم میآید و عاملی تعیینکننده در زمینه آینده کاری افراد بهحساب میآید چیزی نیست مگر «تغییر».*
در اینجا نگاهی میاندازیم به سه یافته اصلی و آموزنده تحقیق مشترک گوگل:
1⃣ *کارکنان هم به پول فکر میکنند و هم به کیفیت زندگی*
اگرچه حقوق و مزایای مالی برای کارکنان مهم است، اما تحقیقات نشان داده که آنچه برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است رفاه و سلامتشان است. بنابراین لازم است تمام سازمانها بهصورت دورهای اقدام به انجام مطالعات موردی درباره انتظارات کارکنان در ارتباط با رفاه و آرامششان کنند تا بهطور دقیق بفهمند لازم است چه پیشنهادهای جدیدی باید به کارکنانشان ارائه دهند.
2⃣ *انعطافپذیری، پادشاه است*
انعطافپذیریِ بیشتر در برابر کارکنان چیزی بود که در دوران همهگیری کرونا بر سازمانها تحمیل شد و آنها را مجبور کرد در واکنش به وضعیت اضطراری ماههای اول همهگیری و قرنطینه سراسری، این حق را به کارکنانشان بدهند تا خودشان تعیین کنند که چه موقع، کجا و چطور کار کنند.
با پایان همهگیری کرونا و بازگشت به شرایط عادی نیز لازم است که رهبران سازمانها همچنان بهحق انتخابِ کارکنان احترام گذاشته و انعطافپذیری سازمانی را تداوم بخشند.
3⃣ *لازم است که در زمینه توسعه کاری کارکنان سرمایهگذاری کرد*
تحقیقات نشان داد که اگر کارکنان یک سازمان به این اطمینان برسند که رهبران سازمان بهطور پیوسته به فکر توسعه شغلی آنها هستند و میکوشند تا با ارائه آموزشهای بیشتر آینده شغلی بهتری را برای آنها رقم بزنند، در این حالت تمایل آنها به ترک سازمان به میزان چشمگیری کاهش مییابد.
با اینهمه باید دانست که کمک سازمانها به پیشرفت شغلی کارکنانشان فقط به تقویت مهارتهای سخت و تواناییهای فنی آنها محدود نمیشود، بلکه بسیاری از کارکنان از سازمانهای خود این انتظار را دارند تا در زمینه تقویت مهارتهای نرم مانند مهارتهای ارتباطی نیز اقدام کنند.
منبع: business insider
✳️ چه زمانی یه استقلالی دو اتیشه ، طرفدار پرسپولیس رو بغل میکنه؟
✅ آزمایش جالبی توسط یکی از محققان دانشگاه لنچستر اِنگلستان انجام شد. شرکت کنندگان چه کسانی بودند؟ طرفداران تیم منچستریونایتد. ابتدا از آنان خواسته شد که پرسشنامهای راجع به میزان طرفداری از منچستریونایتد را تکمیل کنند. خود پرسشنامه اهمیتی نداشت بلکه این کار ترفندی بود برای یادآوری و برافروختن وفاداری آنها به تیم منچستریونایتد. سپس، به شرکتکنندگان گفتند که در بخش دومِ آزمایش باید در مکان دیگری فیلمی راجع به فوتبال نگاه کنند. به آنها مسیر رفتن تا اتاق نمایش در ساختمان دیگر را نشان دادند. در طول مسیر، مردی که در حقیقت یک همکار (بازیگر) بود میدوید، لیز می خورد و می افتاد، مچ پایش را می گرفت و در حالی که درد میکشید فریاد می زد. مردی که بر زمین افتاده بود گاهی پیراهن منچستریونایتد و گاهی پیراهن رقیب سرسخت منچسریونایتد یعنی لیورپول را پوشیده بود.
نتایج تکان دهنده بود در ۹۴٪ مواقع، اگر فرد مصدوم پیراهن منچستریونایتد را بر تن داشت، شرکت کنندگان به او کمک کردند. ولی وقتی مصدوم لباس لیورپول یا لباس معمولی را به تن داشت فکر می کنید چند درصد کمک می کردند؟ تنها حدود ۳۰٪ آنها معمولاً فردی که غیرمنچستری بود را رها کردند تا ناله کند. برخی از شرکت کنندگان اصلاً به شخصی با پیراهن لیورپول توجه نکردند.
دوباره آزمایش تکرار شد اما این بار یک تغییر کوچک داده شد. این بار پرسشنامه با مضمون عشق به فوتبال و بازی زیبا بود و نه عشق به منچسترپونایتد! بعد از همین تغییر کوچک، حدود ۸۰ درصد از طرفداران منچستریونایتد به فردِ زمین افتاده با لباس منچستریونایتد کمک کردند که کمی کمتر از دور اول بود اما نتیجه جالب اینجا بود: ۷۰ درصد به افراد مصدوم با پیراهن لیورپول کمک کردند. در مقایسه با آزمایش قبل ۴۰ درصد افزایش در کمک به فردِ طرفدار لیورپول مشاهده شد (منبع) دلیلش چه بود؟
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
ذهن ما به صورت ناخودآگاه مرز میکشد. حد تعیین می کند. این سوی مرز می شود افراد درون گروه (ما) و آن سوی مرز می شود افراد بیرون گروه (اونها). تا این جای کار مساله ای نیست. مساله این است که ما نسبت به آنسوی «مرز ذهنی غیرواقعی» که کشیده ایم غیریت و دوگانگی و دوری ایجاد می کنیم و نسبت به افراد درون گروه غیرت، همدلی و همدردی بیشتری داریم تا افراد بیرون گروه. به عبارت دیگر ما دچار همدلی محدود می شویم. به عنوان یک انسان رحم و مروت و مرام داریم ولی فقط آن را معطوف و محدود می کنیم به همکیش و هم قبیله و هم فکر و هم گروه مان.
تا جایی که در خاطر داریم این دوگانه سازی ها همیشه رخ داده است. برخی به دیگران می گویند غرب زده و در عوض آن ها به گروه اول می گوید عمله روسیه! برخی خودفروخته و خودباخته اند و در عوض برخی واپس گرا و عقب افتاده. برخی مذهبی خشک اند و برخی غیرمذهبی ولنگار. این دوگانه سازی ها تبعات دارد.
چه می توان کرد؟ خاطرتان هست که در بخش دوم آزمایش چه کردند؟ یک تغییر کوچک؛ به جای تاکید بر عشق به یک تیم خاص (منچستریونایتد)، عشق به یک مفهوم وسیع تر (فوتبال) جایگزین شد.
برای رهایی از سندروم همدلی محدود، باید استراتژی یافتن یا ساختن «وجه مشترک گسترده» را انتخاب کرد؛ خدا ، انسانیت، محیط زیست، آینده، سرنوشت مشترک، میهن اینها مواردی هستند که می توانند ما را نجات دهند. برای اینکه اثبات کنیم که چنین چیزی امکان پذیر است، به این موقعیت توجه کنید: مسابقات جام جهانی است در یک کافه کنار دیگرانی که نمی شناسید دارید فوتبال نگاه می کنید. زمانی که تیم ملی ما در جام جهانی برنده می شود شما ممکن است یک فرد مذهبی استقلالی دو آتشه باشید اما فرد کناری تان را که یک آدم غیرمذهبی هوادار متعصب پرسپولیس باشد را به آغوش بکشید و حتی پول چایی اش را هم حساب کنید! ایران امروز ما به شدت نیازمند رهایی از سندروم همدلی محدود است. مرزهای غیرواقعی که جامعه ما را چندپاره (بهتر است بگوییم پاره پاره) کرده است.
آخرین نکته: هر کسی باید شروع کننده باشد. منچستری ها نباید منتظر لیورپولی ها باشند و برعکس. در توسعه باید کنشگر، آغازگر و مبتکر بود وگرنه انفعال و تقلید که هنری نیست. آغاز کننده باشیم و مرزها را برداریم!
مجتبی لشکربلوکی و حمید زعیمی
✅ آزمایش جالبی توسط یکی از محققان دانشگاه لنچستر اِنگلستان انجام شد. شرکت کنندگان چه کسانی بودند؟ طرفداران تیم منچستریونایتد. ابتدا از آنان خواسته شد که پرسشنامهای راجع به میزان طرفداری از منچستریونایتد را تکمیل کنند. خود پرسشنامه اهمیتی نداشت بلکه این کار ترفندی بود برای یادآوری و برافروختن وفاداری آنها به تیم منچستریونایتد. سپس، به شرکتکنندگان گفتند که در بخش دومِ آزمایش باید در مکان دیگری فیلمی راجع به فوتبال نگاه کنند. به آنها مسیر رفتن تا اتاق نمایش در ساختمان دیگر را نشان دادند. در طول مسیر، مردی که در حقیقت یک همکار (بازیگر) بود میدوید، لیز می خورد و می افتاد، مچ پایش را می گرفت و در حالی که درد میکشید فریاد می زد. مردی که بر زمین افتاده بود گاهی پیراهن منچستریونایتد و گاهی پیراهن رقیب سرسخت منچسریونایتد یعنی لیورپول را پوشیده بود.
نتایج تکان دهنده بود در ۹۴٪ مواقع، اگر فرد مصدوم پیراهن منچستریونایتد را بر تن داشت، شرکت کنندگان به او کمک کردند. ولی وقتی مصدوم لباس لیورپول یا لباس معمولی را به تن داشت فکر می کنید چند درصد کمک می کردند؟ تنها حدود ۳۰٪ آنها معمولاً فردی که غیرمنچستری بود را رها کردند تا ناله کند. برخی از شرکت کنندگان اصلاً به شخصی با پیراهن لیورپول توجه نکردند.
دوباره آزمایش تکرار شد اما این بار یک تغییر کوچک داده شد. این بار پرسشنامه با مضمون عشق به فوتبال و بازی زیبا بود و نه عشق به منچسترپونایتد! بعد از همین تغییر کوچک، حدود ۸۰ درصد از طرفداران منچستریونایتد به فردِ زمین افتاده با لباس منچستریونایتد کمک کردند که کمی کمتر از دور اول بود اما نتیجه جالب اینجا بود: ۷۰ درصد به افراد مصدوم با پیراهن لیورپول کمک کردند. در مقایسه با آزمایش قبل ۴۰ درصد افزایش در کمک به فردِ طرفدار لیورپول مشاهده شد (منبع) دلیلش چه بود؟
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
ذهن ما به صورت ناخودآگاه مرز میکشد. حد تعیین می کند. این سوی مرز می شود افراد درون گروه (ما) و آن سوی مرز می شود افراد بیرون گروه (اونها). تا این جای کار مساله ای نیست. مساله این است که ما نسبت به آنسوی «مرز ذهنی غیرواقعی» که کشیده ایم غیریت و دوگانگی و دوری ایجاد می کنیم و نسبت به افراد درون گروه غیرت، همدلی و همدردی بیشتری داریم تا افراد بیرون گروه. به عبارت دیگر ما دچار همدلی محدود می شویم. به عنوان یک انسان رحم و مروت و مرام داریم ولی فقط آن را معطوف و محدود می کنیم به همکیش و هم قبیله و هم فکر و هم گروه مان.
تا جایی که در خاطر داریم این دوگانه سازی ها همیشه رخ داده است. برخی به دیگران می گویند غرب زده و در عوض آن ها به گروه اول می گوید عمله روسیه! برخی خودفروخته و خودباخته اند و در عوض برخی واپس گرا و عقب افتاده. برخی مذهبی خشک اند و برخی غیرمذهبی ولنگار. این دوگانه سازی ها تبعات دارد.
چه می توان کرد؟ خاطرتان هست که در بخش دوم آزمایش چه کردند؟ یک تغییر کوچک؛ به جای تاکید بر عشق به یک تیم خاص (منچستریونایتد)، عشق به یک مفهوم وسیع تر (فوتبال) جایگزین شد.
برای رهایی از سندروم همدلی محدود، باید استراتژی یافتن یا ساختن «وجه مشترک گسترده» را انتخاب کرد؛ خدا ، انسانیت، محیط زیست، آینده، سرنوشت مشترک، میهن اینها مواردی هستند که می توانند ما را نجات دهند. برای اینکه اثبات کنیم که چنین چیزی امکان پذیر است، به این موقعیت توجه کنید: مسابقات جام جهانی است در یک کافه کنار دیگرانی که نمی شناسید دارید فوتبال نگاه می کنید. زمانی که تیم ملی ما در جام جهانی برنده می شود شما ممکن است یک فرد مذهبی استقلالی دو آتشه باشید اما فرد کناری تان را که یک آدم غیرمذهبی هوادار متعصب پرسپولیس باشد را به آغوش بکشید و حتی پول چایی اش را هم حساب کنید! ایران امروز ما به شدت نیازمند رهایی از سندروم همدلی محدود است. مرزهای غیرواقعی که جامعه ما را چندپاره (بهتر است بگوییم پاره پاره) کرده است.
آخرین نکته: هر کسی باید شروع کننده باشد. منچستری ها نباید منتظر لیورپولی ها باشند و برعکس. در توسعه باید کنشگر، آغازگر و مبتکر بود وگرنه انفعال و تقلید که هنری نیست. آغاز کننده باشیم و مرزها را برداریم!
مجتبی لشکربلوکی و حمید زعیمی
Anjoman-53.pdf
6.7 MB
Emailing Anjoman-53.pdf
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز:
نقش اعتماد بر رشد اقتصادی
👤 سیدجواد جمالی
✍️ سرمایه فیزیکی، مالی و انسانی سه مولفه تاثیرگذار برای تحقق رشد اقتصادی محسوب میشوند. اکثر قریب به اتفاق دانشمندان و محققان اقتصادی اذعان دارند، در صورت نبود سرمایه اجتماعی امکان جذب و تجمیع سرمایههای فیزیکی، مادی و انسانی بعید به نظر میرسد.
✍️ مهمترین مشخصه سرمایه اجتماعی «اعتماد» است. سرمایه اجتماعی ظرفیتی است که از رواج اعتماد در بین اعضای یک جامعه پدیدار میشود. اعتماد همچون نخ تسبیحی اجزای یک جامعه را در کنار یکدیگر قرار میدهد. عنصر اعتماد موجب خلق حس اشتراک، جمعیپذیری و احساس تعلق خاطر به یکدیگر میشود.
✍️ در ایران نیز اغلب بنگاههای اقتصادی بزرگمقیاس دولتی یا شبهدولتی هستند و بخش خصوصی نتوانسته است همگام با بخش دولتی رشد و نمو داشته باشد. یکی از عوامل نبود بنگاههای خصوصی بزرگمقیاس نیز نازل بودن متغیر اعتماد در اقتصاد است. در عین حال که یکی از عوامل پایین بودن بهرهوری در اقتصاد ایران، پایین بودن اعتماد، بین کارگر و کارفرماست...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/p90893
نقش اعتماد بر رشد اقتصادی
👤 سیدجواد جمالی
✍️ سرمایه فیزیکی، مالی و انسانی سه مولفه تاثیرگذار برای تحقق رشد اقتصادی محسوب میشوند. اکثر قریب به اتفاق دانشمندان و محققان اقتصادی اذعان دارند، در صورت نبود سرمایه اجتماعی امکان جذب و تجمیع سرمایههای فیزیکی، مادی و انسانی بعید به نظر میرسد.
✍️ مهمترین مشخصه سرمایه اجتماعی «اعتماد» است. سرمایه اجتماعی ظرفیتی است که از رواج اعتماد در بین اعضای یک جامعه پدیدار میشود. اعتماد همچون نخ تسبیحی اجزای یک جامعه را در کنار یکدیگر قرار میدهد. عنصر اعتماد موجب خلق حس اشتراک، جمعیپذیری و احساس تعلق خاطر به یکدیگر میشود.
✍️ در ایران نیز اغلب بنگاههای اقتصادی بزرگمقیاس دولتی یا شبهدولتی هستند و بخش خصوصی نتوانسته است همگام با بخش دولتی رشد و نمو داشته باشد. یکی از عوامل نبود بنگاههای خصوصی بزرگمقیاس نیز نازل بودن متغیر اعتماد در اقتصاد است. در عین حال که یکی از عوامل پایین بودن بهرهوری در اقتصاد ایران، پایین بودن اعتماد، بین کارگر و کارفرماست...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/p90893
روزنامه دنیای اقتصاد
نقش اعتماد بر رشد اقتصادی
سرمایه فیزیکی، مالی و انسانی سه مولفه تاثیرگذار برای تحقق رشد اقتصادی محسوب میشوند. اکثر قریب به اتفاق دانشمندان و محققان اقتصادی اذعان دارند، در صورت نبود سرمایه اجتماعی امکان جذب و تجمیع سرمایههای فیزیکی، مادی و انسانی بعید به نظر میرسد.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
هزینه از دست دادن کارکنان بیشتر از آن است که فکر میکنید
🟡 هنری فورد یک موضوع مهم را کشف کرده بود. در سال ۱۹۱۴ شرکت خودروسازی فورد، به کارگران خط مونتاژ کارخانه خود، در ازای هشت ساعت کار، روزی ۵ دلار دستمزد میداد. با اینکه فورد فلسفه تولید انبوه را اصلاح کرده بود تا بهرهورتر باشد، همچنان به حضور حداکثری کارکنان خود نیاز داشت.
🟡 هدف از دستمزد سخاوتمندانهای که فورد میداد که معادل ۱۴۸ دلار امروز است، این بود که کارگرانش را حفظ کند.
🟡 تحقیق جدیدی که موسسه وارتون انجام داده و اثر نرخ جابهجایی کارکنان بر کیفیت گوشیهای هوشمند تولیدی در چین را سنجیده، چیزی را ثابت میکند که احتمالا فورد ۱۰۰سال پیش در کارخانه خودروسازی خود در میشیگان، به آن پی برده بود: ثبات نیروی کار بسیار ارزشمند است؛ حتی در محیط کارخانه که عمدتا نیروی کار متخصص ندارد...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/q42506
🟡 هنری فورد یک موضوع مهم را کشف کرده بود. در سال ۱۹۱۴ شرکت خودروسازی فورد، به کارگران خط مونتاژ کارخانه خود، در ازای هشت ساعت کار، روزی ۵ دلار دستمزد میداد. با اینکه فورد فلسفه تولید انبوه را اصلاح کرده بود تا بهرهورتر باشد، همچنان به حضور حداکثری کارکنان خود نیاز داشت.
🟡 هدف از دستمزد سخاوتمندانهای که فورد میداد که معادل ۱۴۸ دلار امروز است، این بود که کارگرانش را حفظ کند.
🟡 تحقیق جدیدی که موسسه وارتون انجام داده و اثر نرخ جابهجایی کارکنان بر کیفیت گوشیهای هوشمند تولیدی در چین را سنجیده، چیزی را ثابت میکند که احتمالا فورد ۱۰۰سال پیش در کارخانه خودروسازی خود در میشیگان، به آن پی برده بود: ثبات نیروی کار بسیار ارزشمند است؛ حتی در محیط کارخانه که عمدتا نیروی کار متخصص ندارد...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/q42506
روزنامه دنیای اقتصاد
هزینه از دست دادن کارکنان بیشتر از آن است که فکر میکنید
هنری فورد یک موضوع مهم را کشف کرده بود. در سال 1914 شرکت خودروسازی فورد، به کارگران خط مونتاژ کارخانه خود، در ازای هشت ساعت کار، روزی 5 دلار دستمزد میداد. با اینکه فورد فلسفه تولید انبوه را اصلاح کرده بود تا بهرهورتر باشد، همچنان به حضور حداکثری کارکنان…
Forwarded from اكونوميست فارسی
💠اقتصاد چگونه معترض میآفریند؟
✍️ محمد صاحبی
🔹جامعه ایران در التهابی بیسابقه میسوزد. آتش این التهاب را سیاستمدارانی برافروختهاند که سالهاست راه را بر هر اصلاح و تغییری بستهاند. موضوع فقط اصلاحات سیاسی نیست یا اصلاحات اجتماعی که نسبت به آن حساسیت وجود دارد؛ موضوع اندک اصلاحات اقتصادی برای کاهش فشارهای اقتصادی است که سیاستمداران حتی همین را هم نمیپذیرند.
🔹نتیجه این است که ابرچالشهای اقتصادی به وجود میآیند و مردم میبینند در هر حالتی از وضعیت سیاسی که قرار داشته باشیم، مستمراً شرایطشان در حال بدتر شدن است. نتیجه اینکه جامعه ایران در سالهای گذشته همه نوع فشارها را تحمل کرده و تبدیل به جامعهای خسته و ناامید از اصلاح و تغییر شده است.
🔹آنچه درباره اعتراضهای خیابانی در ایران نگرانکننده است، کاهش فاصله زمانی اعتراضهاست. پیش از این فاصله زمانی اعتراضهای سیاسی که منجر به تجمع در خیابانها میشد 10 سال بود اما در حال حاضر فاصله بین اعتراضها کاهش یافته است. مساله قابل توجه دیگر این است که پیش از این خاستگاه اصلی اعتراضها طبقه متوسط جامعه بود که مطالبه آزادی داشت اما در سالهای گذشته، معیشت و مشکلات اقتصادی نیز باعث اعتراض شدید جامعه بوده است. . شواهد نشان میدهد در سالهای گذشته خیلی از افرادی که از نظر درآمدی در میانه و دهکهای بالای جمعیت ایران قرار داشتند، اکنون برای تامین معاش خود در مضیقه هستند.
🔹البته اقتصاددانان این وضعیت را پیشبینی کرده بودند و تحلیلهای آنها نشان میداد بیاعتنایی به ابرچالشهای اجتماعی و اقتصادی، مشکلات سیاسی و امنیتی ایجاد میکند اما سیاستمداران به این هشدارها توجهی نکردند و نتیجه این شد که فاصله زمانی اعتراضهای خیابانی در ایران به دو سال رسیده است.
🔹اگر از ناآرامیهای اجتماعی چهار دهه گذشته مخرج مشترک بگیریم، وضعیت بد اقتصاد همواره یکی از دلایل اصلی اعتراضها بوده است. این وضعیت برای مردم در دو مقوله تورم و رکود اقتصاد خلاصه میشود که اولی سفرهشان را کوچک میکند و دومی درآمدشان را کاهش میدهد و جیبشان را خالی میکند. شواهد نشان میدهد در اعتراضهای سالهای گذشته یکی از این دو متغیر یا هر دو در وضعیت بدی بودهاند. جز ناآرامی در سالهای 78 و 88 که پیشرانهای اصلی آن سیاسی بوده، در بقیه ناآرامیها، وضعیت بد اقتصاد کشور به خاطر فشارهایی که به مردم وارد آورده، جزو دلایل اصلی اعتراضها بوده است.
🔹به هر حال چیزی که سیاستمداران همواره از آن هراس دارند اتفاق افتاده است؛ مردم ناراحتند و معترض شرایط دشوار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود هستند. سوال این است؛ بهتر نبود این هزینه صرف اصلاحات و نوسازی ساختار میشد؟/تجارت فردا
@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
✍️ محمد صاحبی
🔹جامعه ایران در التهابی بیسابقه میسوزد. آتش این التهاب را سیاستمدارانی برافروختهاند که سالهاست راه را بر هر اصلاح و تغییری بستهاند. موضوع فقط اصلاحات سیاسی نیست یا اصلاحات اجتماعی که نسبت به آن حساسیت وجود دارد؛ موضوع اندک اصلاحات اقتصادی برای کاهش فشارهای اقتصادی است که سیاستمداران حتی همین را هم نمیپذیرند.
🔹نتیجه این است که ابرچالشهای اقتصادی به وجود میآیند و مردم میبینند در هر حالتی از وضعیت سیاسی که قرار داشته باشیم، مستمراً شرایطشان در حال بدتر شدن است. نتیجه اینکه جامعه ایران در سالهای گذشته همه نوع فشارها را تحمل کرده و تبدیل به جامعهای خسته و ناامید از اصلاح و تغییر شده است.
🔹آنچه درباره اعتراضهای خیابانی در ایران نگرانکننده است، کاهش فاصله زمانی اعتراضهاست. پیش از این فاصله زمانی اعتراضهای سیاسی که منجر به تجمع در خیابانها میشد 10 سال بود اما در حال حاضر فاصله بین اعتراضها کاهش یافته است. مساله قابل توجه دیگر این است که پیش از این خاستگاه اصلی اعتراضها طبقه متوسط جامعه بود که مطالبه آزادی داشت اما در سالهای گذشته، معیشت و مشکلات اقتصادی نیز باعث اعتراض شدید جامعه بوده است. . شواهد نشان میدهد در سالهای گذشته خیلی از افرادی که از نظر درآمدی در میانه و دهکهای بالای جمعیت ایران قرار داشتند، اکنون برای تامین معاش خود در مضیقه هستند.
🔹البته اقتصاددانان این وضعیت را پیشبینی کرده بودند و تحلیلهای آنها نشان میداد بیاعتنایی به ابرچالشهای اجتماعی و اقتصادی، مشکلات سیاسی و امنیتی ایجاد میکند اما سیاستمداران به این هشدارها توجهی نکردند و نتیجه این شد که فاصله زمانی اعتراضهای خیابانی در ایران به دو سال رسیده است.
🔹اگر از ناآرامیهای اجتماعی چهار دهه گذشته مخرج مشترک بگیریم، وضعیت بد اقتصاد همواره یکی از دلایل اصلی اعتراضها بوده است. این وضعیت برای مردم در دو مقوله تورم و رکود اقتصاد خلاصه میشود که اولی سفرهشان را کوچک میکند و دومی درآمدشان را کاهش میدهد و جیبشان را خالی میکند. شواهد نشان میدهد در اعتراضهای سالهای گذشته یکی از این دو متغیر یا هر دو در وضعیت بدی بودهاند. جز ناآرامی در سالهای 78 و 88 که پیشرانهای اصلی آن سیاسی بوده، در بقیه ناآرامیها، وضعیت بد اقتصاد کشور به خاطر فشارهایی که به مردم وارد آورده، جزو دلایل اصلی اعتراضها بوده است.
🔹به هر حال چیزی که سیاستمداران همواره از آن هراس دارند اتفاق افتاده است؛ مردم ناراحتند و معترض شرایط دشوار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود هستند. سوال این است؛ بهتر نبود این هزینه صرف اصلاحات و نوسازی ساختار میشد؟/تجارت فردا
@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ ۷ بُعد بازار یابی
🔸ژروم مککارتی در کتاب «پایههای بازاریابی» مینویسد: خیلیها به اشتباه تصور میکنند بازاریابی یعنی یافتن مشتری برای محصولی که تولید کردهایم. این در حالی است که این تعریف از بازاریابی، فقط یک بُعد از آن را به ما نشان میدهد در حالی که بازاریابی مدرن دارای این هفت بُعد هم میشود:
1️⃣ بازار گرایی
بازارگرایی یعنی حاکم کردن گرایش به بازار در تمام واحدهای شرکتمان. برای این منظور، باید از تمام واحدهای شرکتمان بخواهیم مرتب به این دو سوال فکر کنند: «با در نظر گرفتن وظیفه اصلیمان، چگونه میتوانیم به شرکت کمک کنیم از رقبا متمایز شود؟» و «چگونه میتوانیم فرایندهای کاریمان را مشتریمدارتر کنیم؟»
2️⃣ بازار شناسی
بازارشناسی یعنی شناخت دقیق عوامل موثر بر بازار، وضعیت رقبا و مشتریان و نیازها و خواستههای آنها. برای این منظور، باید از تمام واحدهای شرکتمان بخواهیم به این سوال پاسخ بدهند: «چقدر در طراحی اهداف، برنامهها و استراتژیهایتان، وضعیت بازار، رقبا و مشتریان را در نظر گرفتهاید؟»
3️⃣ بازار سازی
بازارسازی یعنی نفوذ در بازار و شناساندن محصولاتمان و مزایای آنها به مشتریان بالقوه. برای این منظور، واحد بازاریابی شرکت باید مرتب به این سوال پاسخ بدهد: «برای معرفی بهتر و اثرگذارتر محصولمان و مزایای رقابتی آن به مشتریان بالقوهمان، از چه راههای خلاقانهای میتوانیم استفاده کنیم؟»
4️⃣ بازارگردی
بازارگردی یعنی حضور مستمر در بازار و بررسی وضعیت بازار از نزدیک و نه از درون دفاتر کارمان. برای این منظور علاوه بر کارشناسان بازاریابی شرکت باید از تمام مدیران ارشد شرکتمان، بدون در نظر گرفتن واحدی که اداره میکنند، بخواهیم تا به صورت مستمر در بازار حاضر شوند و با اعضای شبکه توزیع، مشتریان و غیره گفتگو کنند
5️⃣ بازارسنجی
بازارسنجی یعنی بررسی موقعیت شرکت و محصولات و برندهای آن در بازار. برای این منظور باید از واحد بازاریابی بخواهیم تا به این سه سوال پاسخ بدهد: «وضعیت کنونیمان در بازار چگونه است؟»؛ «وضعیت کنونیمان نسبت به گذشته چه تغییراتی داشته و چرا؟» و «پیشبینیشان از آینده شرکت در بازار چیست؟»
6️⃣ بازارداری
بازارداری یعنی تلاش برای حفظ و تقویت ارتباط با مشتریان و اعضای شبکههای بازاریابی. برای این منظور باید از تمام واحدهای شرکتمان بخواهیم تا به این سوال پاسخ دهند: «برای جلب رضایت مشتریان و اعضای شبکههای بازاریابی، چه اقداماتی را میتوانند انجام بدهند؟»
7️⃣ بازارگرمی
بازارگرمی یعنی گرم نگه داشتن بازار هدفمان از طریق اجرای مستمر برنامههای تبلیغاتی و پروموشنهای متنوع و جذاب. برای این منظور باید از واحد بازاریابی شرکت بخواهیم تا تقویم بازاریابی شرکت را به گونهای تنظیم کند که شرکت هر ماه حداقل یک برنامه تبلیغاتی یا پروموشن متمایز و جذاب داشته باشد
🖋مارکتینگ آز
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔸ژروم مککارتی در کتاب «پایههای بازاریابی» مینویسد: خیلیها به اشتباه تصور میکنند بازاریابی یعنی یافتن مشتری برای محصولی که تولید کردهایم. این در حالی است که این تعریف از بازاریابی، فقط یک بُعد از آن را به ما نشان میدهد در حالی که بازاریابی مدرن دارای این هفت بُعد هم میشود:
1️⃣ بازار گرایی
بازارگرایی یعنی حاکم کردن گرایش به بازار در تمام واحدهای شرکتمان. برای این منظور، باید از تمام واحدهای شرکتمان بخواهیم مرتب به این دو سوال فکر کنند: «با در نظر گرفتن وظیفه اصلیمان، چگونه میتوانیم به شرکت کمک کنیم از رقبا متمایز شود؟» و «چگونه میتوانیم فرایندهای کاریمان را مشتریمدارتر کنیم؟»
2️⃣ بازار شناسی
بازارشناسی یعنی شناخت دقیق عوامل موثر بر بازار، وضعیت رقبا و مشتریان و نیازها و خواستههای آنها. برای این منظور، باید از تمام واحدهای شرکتمان بخواهیم به این سوال پاسخ بدهند: «چقدر در طراحی اهداف، برنامهها و استراتژیهایتان، وضعیت بازار، رقبا و مشتریان را در نظر گرفتهاید؟»
3️⃣ بازار سازی
بازارسازی یعنی نفوذ در بازار و شناساندن محصولاتمان و مزایای آنها به مشتریان بالقوه. برای این منظور، واحد بازاریابی شرکت باید مرتب به این سوال پاسخ بدهد: «برای معرفی بهتر و اثرگذارتر محصولمان و مزایای رقابتی آن به مشتریان بالقوهمان، از چه راههای خلاقانهای میتوانیم استفاده کنیم؟»
4️⃣ بازارگردی
بازارگردی یعنی حضور مستمر در بازار و بررسی وضعیت بازار از نزدیک و نه از درون دفاتر کارمان. برای این منظور علاوه بر کارشناسان بازاریابی شرکت باید از تمام مدیران ارشد شرکتمان، بدون در نظر گرفتن واحدی که اداره میکنند، بخواهیم تا به صورت مستمر در بازار حاضر شوند و با اعضای شبکه توزیع، مشتریان و غیره گفتگو کنند
5️⃣ بازارسنجی
بازارسنجی یعنی بررسی موقعیت شرکت و محصولات و برندهای آن در بازار. برای این منظور باید از واحد بازاریابی بخواهیم تا به این سه سوال پاسخ بدهد: «وضعیت کنونیمان در بازار چگونه است؟»؛ «وضعیت کنونیمان نسبت به گذشته چه تغییراتی داشته و چرا؟» و «پیشبینیشان از آینده شرکت در بازار چیست؟»
6️⃣ بازارداری
بازارداری یعنی تلاش برای حفظ و تقویت ارتباط با مشتریان و اعضای شبکههای بازاریابی. برای این منظور باید از تمام واحدهای شرکتمان بخواهیم تا به این سوال پاسخ دهند: «برای جلب رضایت مشتریان و اعضای شبکههای بازاریابی، چه اقداماتی را میتوانند انجام بدهند؟»
7️⃣ بازارگرمی
بازارگرمی یعنی گرم نگه داشتن بازار هدفمان از طریق اجرای مستمر برنامههای تبلیغاتی و پروموشنهای متنوع و جذاب. برای این منظور باید از واحد بازاریابی شرکت بخواهیم تا تقویم بازاریابی شرکت را به گونهای تنظیم کند که شرکت هر ماه حداقل یک برنامه تبلیغاتی یا پروموشن متمایز و جذاب داشته باشد
🖋مارکتینگ آز
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
👍1
Forwarded from انجمن مدیران
⭐️ نکاتی در باب رهبری از زبان سِر الکس فرگوسن
#Harvard_business_review
🔹بازیکنان اسبق منچستر میگفتند اگر ببازید و الکس فرگوسن معتقد باشد نهایت سعی خود را کردهاید، مشکلی وجود نخواهد داشت، اما اگر به ضعف خود ببازید... باید مراقب گوشهایتان باشید!
🔹 اما بعد از چند سال الکس فرگوسن میگوید با بالاتر رفتن سن، متوجه شدهام نشان دادن خشم همیشه موثر نیست. باید لحظات را انتخاب کنید. به عنوان مربی، باید در زمانهای متفاوت نقشهای متفاوت ایفا کنید. گاهی باید دکتر باشید، گاهی معلم و گاهی پدر. همیشه نمیتوانید فریاد بکشید و جیغ بزنید؛ جواب نمیدهد.
🔹 هیچکس از انتقاد خوشش نمیآید. کمتر کسی با انتقاد بهتر میشود. در عوض اکثریت به تشویق پاسخ میدهند. برای یک بازیکن و برای هر انسانی هیچچیز بهتر از شنیدن "آفرین" نیست.
🖋 آموزه های سازمانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
#Harvard_business_review
🔹بازیکنان اسبق منچستر میگفتند اگر ببازید و الکس فرگوسن معتقد باشد نهایت سعی خود را کردهاید، مشکلی وجود نخواهد داشت، اما اگر به ضعف خود ببازید... باید مراقب گوشهایتان باشید!
🔹 اما بعد از چند سال الکس فرگوسن میگوید با بالاتر رفتن سن، متوجه شدهام نشان دادن خشم همیشه موثر نیست. باید لحظات را انتخاب کنید. به عنوان مربی، باید در زمانهای متفاوت نقشهای متفاوت ایفا کنید. گاهی باید دکتر باشید، گاهی معلم و گاهی پدر. همیشه نمیتوانید فریاد بکشید و جیغ بزنید؛ جواب نمیدهد.
🔹 هیچکس از انتقاد خوشش نمیآید. کمتر کسی با انتقاد بهتر میشود. در عوض اکثریت به تشویق پاسخ میدهند. برای یک بازیکن و برای هر انسانی هیچچیز بهتر از شنیدن "آفرین" نیست.
🖋 آموزه های سازمانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from مدیران ایران | آموزش مدیریت کسب وکار |modiriran 🕊
در بحث رهبری ، توجه به نسل های مختلف و نیازها و ویژگی های مختلف آنها نکته بسیا ر مهم و کلیدی است .
تمام مدیرانی که در شرکتشان با افرادی از نسل های مختلف کار می کنند حتما به چالش های این موضوع برخورد کرده اند.
در این فیلم کوتاه نگاهی به مقوله ی نسل های مختلف و نیازهای مختلف و ویژگی های متفاوتشان اشاره های خوبی شده است .
شاید یکی از منظرهایی که به چالش اخیر کشورمان به شکل جدی باید نگاه شود توجه به نیاز هاو ویژگی های متفاوت نسل های جدید است .
https://www.aparat.com/v/SD05n
تمام مدیرانی که در شرکتشان با افرادی از نسل های مختلف کار می کنند حتما به چالش های این موضوع برخورد کرده اند.
در این فیلم کوتاه نگاهی به مقوله ی نسل های مختلف و نیازهای مختلف و ویژگی های متفاوتشان اشاره های خوبی شده است .
شاید یکی از منظرهایی که به چالش اخیر کشورمان به شکل جدی باید نگاه شود توجه به نیاز هاو ویژگی های متفاوت نسل های جدید است .
https://www.aparat.com/v/SD05n
✳️ نسل جدید حاضر در خیابان ها "بومیان دنیای دیجیتال" هستند و نسل ما "مهاجران دنیای دیجیتال".
◀️ ما از این نظر منحصر به فردیم که واپسین نمونههای یک گونهی رو به انقراض هستیم!
نسلی که بدون اینترنت بزرگ شد و حالا احساس میکند آن معصومیتش از دست رفته.
◀️ ما آخرین منابع حیّ و حاضر از یک پهنهی تجربهی بشری هستیم که چیزی نمانده از دست برود...
◀️ نسل تازه تاریخ را جسورانه و به شیوه ای تازه رقم خواهد زد.بدون هیچ پیش فرض و بی هراس...
◀️ ما از این نظر منحصر به فردیم که واپسین نمونههای یک گونهی رو به انقراض هستیم!
نسلی که بدون اینترنت بزرگ شد و حالا احساس میکند آن معصومیتش از دست رفته.
◀️ ما آخرین منابع حیّ و حاضر از یک پهنهی تجربهی بشری هستیم که چیزی نمانده از دست برود...
◀️ نسل تازه تاریخ را جسورانه و به شیوه ای تازه رقم خواهد زد.بدون هیچ پیش فرض و بی هراس...
Forwarded from آموزش تفکر نقادانه (Mohammadreza Salimi)
📄 خطای شناختی نقطهی شروع و اثر بومرنگی
starting point bias & boomerang effect
🖌 محمدرضا سلیمی
❓️آیا اعتراضات اخیر از فوت مرحوم مهسا امینی شروع شد؟
فارغ از اینکه نگارنده کدام نوع پوشش را مناسبتر میداند، و درعینحال با هر دیدگاهی در این زمینه همدلی میکند، میخواهد به این سوال از منظر خطاهای شناختی پاسخ دهد. در این نوشتار به خطاهای شناختی «نقطهی شروع» و «اثر بومرنگی» میپردازیم.
«خطای شناختی نقطهی شروع» زمانی اتفاق میافتد که ما رویدادها و اطلاعات را از نقطهای «نادرست» و «نادقیق» شروع میکنیم به تحلیل کردن، و رویدادها و اطلاعات قبل را یا کاملاً نادیده میگیریم، یا فراموش میکنیم. این خطای شناختی با خطای شناختی «لنگر انداختن» مرتبط است. در خطای لنگر انداختن به اولین اطلاعات یا رویدادی که به ما میرسد بیشازحد تکیه و اعتماد میکنیم و براساس آنها تصمیم میگیریم. درواقع، در این خطای شناختی اولین اطلاعات و رویدادها نقش موثری در تصمیمگیری و قضاوت دارند.
«اثر بومرنگی» یا «اثر وارونگی» نیز نوعی خطای شناختی است که به دنبال تکرار یک پیام اتفاق میافتد. بومرنگ وسیلهای است که بومیان استرالیا از آن برای شکار استفاده میکنند. این وسیله بعد از پرتاب به سوی هدف، در صورت برخورد نکردن به آن، به سوی پرتابکننده باز میگردد و ممکن است به او آسیب برساند. اثر بومرنگی مخاطبِ پیام را به سمتی میبرد که خلاف نظر فرستندهی آن است. تکرار یک پیام و تاکید بر آن موجب میشود التزام مخاطب به آن پیام کاهش یابد و کمکم حس دافعه نسبت به آن در او ایجاد شود و درنهایت در برابر آن «گارد» گرفته و «واکنش منفی» نشان دهد. درواقع، عملکرد فرستندهی پیام در گیرندهی پیام بازتاب منفی ایجاد میکند. این خطای شناختی در مورد حجاب نیز صدق میکند؛ هرچه افراد بیشتر این موضوع را تکرار و بر آن تاکید کنند و تعصب بورزند، مخاطبان بیشتر واکنش منفی نشان میدهند.
اثر بومرنگی با «اثر معکوس» مرتبط است. اثر معکوس یعنی به شیوهای نادرست شواهدی به افراد نشان دهیم که ثابت میکند باورهایشان اشتباه است، اما این روشِ نادرست نتیجهی معکوس دارد و سبب میشود آنها مواضع فعلیشان را بیشازپیش تقویت کنند.
در اتفاق تلخ و ناگواری که برای خانم مهسا امینی روی داد اگر ما نقطهی شروع اعتراضها را فوت مظلومانهی این دخترِ کُرد بیگناه ۲۲ ساله در نظر بگیریم، سخت در اشتباهیم و در دام خطای نقطهی شروع افتادهایم و درنهایت به نتیجهگیری و تصمیمگیری نادرست دست مییابیم. نقطهی شروع اعتراضها را باید در تصمیمگیریها و قوانین غیرقابلاجرا در مورد حجاب؛ در موضعگیریهای تندوتیز و تهدیدآمیز برخی مسئولان دربارهی حجاب؛ و در رفتار توهینآمیز و تحقیرآمیز مجریان این قوانین جستجو کرد که ناخواسته و ناآگاهانه در این ماجراهای تلخ نقش داشتهاند، اما خودشان به دنبال مقصر میگردند و کوچکترین سهمی در این ماجراها نمیپذیرند.
وقتی آب به ۱۰۰ درجه میرسد، ما «جوشیدن» آن را حس میکنیم؛ مگر آب ۸۰ یا ۹۰ درجه پوست را نمیسوزاند؟ چرا باید آب را به «نقطهی جوش» برسانیم تا بفهمیم سوزان و دردناک است؟ چرا باید مردمِ ناراضی را به نقطهی جوش برسانیم تا بفهمیم از تصمیمهای ما به ستوه آمدهاند و دست به اعتراض بزنند؟ مردمی که به مدت تقریباً سه سال با بیماری مرگبار کرونا دستوپنجه نرم کرده و عزیزان خود را از دست دادهاند؛ مردمی که با تورم کمرشکن روبرو هستند و این فشار را تحمل میکنند. آیا این فشار مضاعف (سختگیری در پوشش زنان) در مقطع کنونی نشانهی عقلانیت است؟
ای سلیم آب ز سرچشمه ببند
که چو پر شدن نتوان بستن جوی
✍️ سعدی
ناصر خسرو هم شعری سروده که به خطای شناختی نقطهی شروع اشاره میکند. در این شعر، عقاب گرفتار خطای شناختی نقطهی شروعِ حادثهای که برایش اتفاق افتاده شده، اما درنهایت پی میبرد نقطهی شروع ماجرا کجاست: «از ماست که بر ماست.» شاید لازم باشد برای یادآوریِ جزئیاتِ ماجرا این شعر را بار دیگر بخوانیم:
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی زمین زير پر ماست
بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز
میبينم اگر ذرهای اندر ته درياست
گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگردوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست اينکه ز چوبست و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست
چون نیک نگه کرد و پر خويش بر او ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست
✍️ ناصر خسرو
@wikifallacy
starting point bias & boomerang effect
🖌 محمدرضا سلیمی
❓️آیا اعتراضات اخیر از فوت مرحوم مهسا امینی شروع شد؟
فارغ از اینکه نگارنده کدام نوع پوشش را مناسبتر میداند، و درعینحال با هر دیدگاهی در این زمینه همدلی میکند، میخواهد به این سوال از منظر خطاهای شناختی پاسخ دهد. در این نوشتار به خطاهای شناختی «نقطهی شروع» و «اثر بومرنگی» میپردازیم.
«خطای شناختی نقطهی شروع» زمانی اتفاق میافتد که ما رویدادها و اطلاعات را از نقطهای «نادرست» و «نادقیق» شروع میکنیم به تحلیل کردن، و رویدادها و اطلاعات قبل را یا کاملاً نادیده میگیریم، یا فراموش میکنیم. این خطای شناختی با خطای شناختی «لنگر انداختن» مرتبط است. در خطای لنگر انداختن به اولین اطلاعات یا رویدادی که به ما میرسد بیشازحد تکیه و اعتماد میکنیم و براساس آنها تصمیم میگیریم. درواقع، در این خطای شناختی اولین اطلاعات و رویدادها نقش موثری در تصمیمگیری و قضاوت دارند.
«اثر بومرنگی» یا «اثر وارونگی» نیز نوعی خطای شناختی است که به دنبال تکرار یک پیام اتفاق میافتد. بومرنگ وسیلهای است که بومیان استرالیا از آن برای شکار استفاده میکنند. این وسیله بعد از پرتاب به سوی هدف، در صورت برخورد نکردن به آن، به سوی پرتابکننده باز میگردد و ممکن است به او آسیب برساند. اثر بومرنگی مخاطبِ پیام را به سمتی میبرد که خلاف نظر فرستندهی آن است. تکرار یک پیام و تاکید بر آن موجب میشود التزام مخاطب به آن پیام کاهش یابد و کمکم حس دافعه نسبت به آن در او ایجاد شود و درنهایت در برابر آن «گارد» گرفته و «واکنش منفی» نشان دهد. درواقع، عملکرد فرستندهی پیام در گیرندهی پیام بازتاب منفی ایجاد میکند. این خطای شناختی در مورد حجاب نیز صدق میکند؛ هرچه افراد بیشتر این موضوع را تکرار و بر آن تاکید کنند و تعصب بورزند، مخاطبان بیشتر واکنش منفی نشان میدهند.
اثر بومرنگی با «اثر معکوس» مرتبط است. اثر معکوس یعنی به شیوهای نادرست شواهدی به افراد نشان دهیم که ثابت میکند باورهایشان اشتباه است، اما این روشِ نادرست نتیجهی معکوس دارد و سبب میشود آنها مواضع فعلیشان را بیشازپیش تقویت کنند.
در اتفاق تلخ و ناگواری که برای خانم مهسا امینی روی داد اگر ما نقطهی شروع اعتراضها را فوت مظلومانهی این دخترِ کُرد بیگناه ۲۲ ساله در نظر بگیریم، سخت در اشتباهیم و در دام خطای نقطهی شروع افتادهایم و درنهایت به نتیجهگیری و تصمیمگیری نادرست دست مییابیم. نقطهی شروع اعتراضها را باید در تصمیمگیریها و قوانین غیرقابلاجرا در مورد حجاب؛ در موضعگیریهای تندوتیز و تهدیدآمیز برخی مسئولان دربارهی حجاب؛ و در رفتار توهینآمیز و تحقیرآمیز مجریان این قوانین جستجو کرد که ناخواسته و ناآگاهانه در این ماجراهای تلخ نقش داشتهاند، اما خودشان به دنبال مقصر میگردند و کوچکترین سهمی در این ماجراها نمیپذیرند.
وقتی آب به ۱۰۰ درجه میرسد، ما «جوشیدن» آن را حس میکنیم؛ مگر آب ۸۰ یا ۹۰ درجه پوست را نمیسوزاند؟ چرا باید آب را به «نقطهی جوش» برسانیم تا بفهمیم سوزان و دردناک است؟ چرا باید مردمِ ناراضی را به نقطهی جوش برسانیم تا بفهمیم از تصمیمهای ما به ستوه آمدهاند و دست به اعتراض بزنند؟ مردمی که به مدت تقریباً سه سال با بیماری مرگبار کرونا دستوپنجه نرم کرده و عزیزان خود را از دست دادهاند؛ مردمی که با تورم کمرشکن روبرو هستند و این فشار را تحمل میکنند. آیا این فشار مضاعف (سختگیری در پوشش زنان) در مقطع کنونی نشانهی عقلانیت است؟
ای سلیم آب ز سرچشمه ببند
که چو پر شدن نتوان بستن جوی
✍️ سعدی
ناصر خسرو هم شعری سروده که به خطای شناختی نقطهی شروع اشاره میکند. در این شعر، عقاب گرفتار خطای شناختی نقطهی شروعِ حادثهای که برایش اتفاق افتاده شده، اما درنهایت پی میبرد نقطهی شروع ماجرا کجاست: «از ماست که بر ماست.» شاید لازم باشد برای یادآوریِ جزئیاتِ ماجرا این شعر را بار دیگر بخوانیم:
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت
امروز همه روی زمین زير پر ماست
بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز
میبينم اگر ذرهای اندر ته درياست
گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد
بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی
تيری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگردوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست
بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی
وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست اينکه ز چوبست و ز آهن
اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست
چون نیک نگه کرد و پر خويش بر او ديد
گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست
✍️ ناصر خسرو
@wikifallacy
✳️ برای افزایش ظرفیت روان وتاب آوری ، چه کنیم؟
✅ ما در دورهی تروماتیکی هستیم.
🔺تروما یعنی ضربه، زمانی که اتفاق وحشتناکی برامون میافته که روان ما توانایی مدیریت آن را ندارد.
اولین واکنش ما بهش معمولا شوکه شدن و انکاره و اغلب با علایم جسمانی مثل تپش قلب، حالت تهوع، سردرد، خستگی و غیره همراهه.
ظرفیت روان ما محدوده و برای ادامه دادن توی این روند، خیلی مهمه که از روانمون مراقبت کنیم. مراقبت از روانمون بخشی از مراقبت از مسیره چون با روانی متلاشی شده نمیشه در بلندمدت ادامه داد.
🔹چطوری از خودمون مراقبت کنیم؟
میدونم همهمون دوست داریم پیوسته اخبار رو دنبال کنیم و هر لحظه از همه چیز باخبر باشیم اما مدام محرک وارد کردن به ذهنمون، ما رو دچار خستگی روانی میکنه که میتونه ما رو در آستانهی فروپاشی قرار بده.
1⃣ زمانهایی رو برای خودتون تعیین کنین که کاملا از شبکههای اجتماعی خارج بشین. میدونم نگرانیم و این کار سخته ولی ضروریه و حتما هم لازم نیست طولانی باشه. حتی وقفههای نیم ساعته میتونه کمککننده باشه. میتونین از دوستی بخواین توی اون زمان اگر خبر مهمی پیش اومد بهتون اطلاع بده.
این شکایت پرتکرار رو میشنوم که «هیچ کاری نتونستم انجام بدم»، «دستم به هیچ کاری نمیره»، «همهی کارام مونده» و غیره. الان شرایط خاصه، درسته؟ چطور میشه توی شرایط غیرعادی زندگی عادی داشت؟ انتظاری که از خودتون دارین عملا نشدنیه. پس چی کار کنیم؟
2⃣ کارهای ضروری که باید انجام بدین رو مشخص کنین و بقیهی کارها رو کاملا از ذهنتون و برنامهتون خارج کنین. آخرین چیزی که توی این شرایط نیاز داریم، تحلیل رفتن انرژیمون برای یک انتظار غیرواقعی و سرزنش بیهوده است. بپذیریم که الان نمیتونیم روند عادی زندگی رو دنبال کنیم.
این روزها سوگواریم، خشمگینیم، غمگینیم و اگر بخوایم حس خوبی رو تجربه کنیم احتمالا دچار احساس گناه بشیم اما ما نمیدونیم این مسیر چقدر طول میکشه و برای مقاومت و پیش رفتن لازمه سرپا بمونیم، لازمه توان داشته باشیم. راهحل چیه؟
3⃣ برای خودتون شارژرهای کوچولو تدارک ببینین و اجازه بدین روانتون ازش بهرهمند بشه. حال و حوصلهی حال خوب رو نداریم پس دنبال چیزهای کوچیک بگردین. برای هر کس این شارژرها ممکنه متفاوت باشه. میتونین زیر این توییت چیزهایی که شما رو شارژ میکنه بنویسین تا بقیه هم ایده بگیرن.
⏺ پیشنهادهای کلی برای افزایش ظرفیت روان جهت ادامه دادن:
◀با اطرافیان همنظر درباره احساساتتون صحبت کنین،
◀انرژیتون رو با بحثهای بیهوده هدر ندین،
◀لازم شد تراپی بگیرین،
◀اگر علایم جسمانیتون ادامهدار بود با کمک روانپزشک دارو استفاده کنین.
روزهای سختی رو گذروندیم، روزهای سختی در پیشه. اشکالی نداره یک وقتهایی احساس خستگی، ناامیدی یا افسردگی کنین، یک وقتهایی حس کنین دیگه نمیتونین یا شدنی نیست. یادتون باشه این فقط یک حس لحظهایه و با کمک روشهای بالا میشه گذروندش و ادامه داد.»
✅ ما در دورهی تروماتیکی هستیم.
🔺تروما یعنی ضربه، زمانی که اتفاق وحشتناکی برامون میافته که روان ما توانایی مدیریت آن را ندارد.
اولین واکنش ما بهش معمولا شوکه شدن و انکاره و اغلب با علایم جسمانی مثل تپش قلب، حالت تهوع، سردرد، خستگی و غیره همراهه.
ظرفیت روان ما محدوده و برای ادامه دادن توی این روند، خیلی مهمه که از روانمون مراقبت کنیم. مراقبت از روانمون بخشی از مراقبت از مسیره چون با روانی متلاشی شده نمیشه در بلندمدت ادامه داد.
🔹چطوری از خودمون مراقبت کنیم؟
میدونم همهمون دوست داریم پیوسته اخبار رو دنبال کنیم و هر لحظه از همه چیز باخبر باشیم اما مدام محرک وارد کردن به ذهنمون، ما رو دچار خستگی روانی میکنه که میتونه ما رو در آستانهی فروپاشی قرار بده.
1⃣ زمانهایی رو برای خودتون تعیین کنین که کاملا از شبکههای اجتماعی خارج بشین. میدونم نگرانیم و این کار سخته ولی ضروریه و حتما هم لازم نیست طولانی باشه. حتی وقفههای نیم ساعته میتونه کمککننده باشه. میتونین از دوستی بخواین توی اون زمان اگر خبر مهمی پیش اومد بهتون اطلاع بده.
این شکایت پرتکرار رو میشنوم که «هیچ کاری نتونستم انجام بدم»، «دستم به هیچ کاری نمیره»، «همهی کارام مونده» و غیره. الان شرایط خاصه، درسته؟ چطور میشه توی شرایط غیرعادی زندگی عادی داشت؟ انتظاری که از خودتون دارین عملا نشدنیه. پس چی کار کنیم؟
2⃣ کارهای ضروری که باید انجام بدین رو مشخص کنین و بقیهی کارها رو کاملا از ذهنتون و برنامهتون خارج کنین. آخرین چیزی که توی این شرایط نیاز داریم، تحلیل رفتن انرژیمون برای یک انتظار غیرواقعی و سرزنش بیهوده است. بپذیریم که الان نمیتونیم روند عادی زندگی رو دنبال کنیم.
این روزها سوگواریم، خشمگینیم، غمگینیم و اگر بخوایم حس خوبی رو تجربه کنیم احتمالا دچار احساس گناه بشیم اما ما نمیدونیم این مسیر چقدر طول میکشه و برای مقاومت و پیش رفتن لازمه سرپا بمونیم، لازمه توان داشته باشیم. راهحل چیه؟
3⃣ برای خودتون شارژرهای کوچولو تدارک ببینین و اجازه بدین روانتون ازش بهرهمند بشه. حال و حوصلهی حال خوب رو نداریم پس دنبال چیزهای کوچیک بگردین. برای هر کس این شارژرها ممکنه متفاوت باشه. میتونین زیر این توییت چیزهایی که شما رو شارژ میکنه بنویسین تا بقیه هم ایده بگیرن.
⏺ پیشنهادهای کلی برای افزایش ظرفیت روان جهت ادامه دادن:
◀با اطرافیان همنظر درباره احساساتتون صحبت کنین،
◀انرژیتون رو با بحثهای بیهوده هدر ندین،
◀لازم شد تراپی بگیرین،
◀اگر علایم جسمانیتون ادامهدار بود با کمک روانپزشک دارو استفاده کنین.
روزهای سختی رو گذروندیم، روزهای سختی در پیشه. اشکالی نداره یک وقتهایی احساس خستگی، ناامیدی یا افسردگی کنین، یک وقتهایی حس کنین دیگه نمیتونین یا شدنی نیست. یادتون باشه این فقط یک حس لحظهایه و با کمک روشهای بالا میشه گذروندش و ادامه داد.»
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️ما از هم طلاق عاطفی گرفته ایم!
مجتبی لشکربلوکی
گاهی اوقات یک زوج به صورت رسمی از یکدیگر طلاق می گیرند. اما گاهی شرایطی پیش می آید که مجبورند زیر یک سقف زندگی کنند. رسما زن و شوهرند اما دل در گرو هم ندارند. شاید در ایران امروز ما از هم طلاق عاطفی گرفته ایم. جامعه شناسان میگویند که ایران در معرض انواع شکاف های اقتصادی، قومیتی و بین نسلی و فرهنگی است. شاید شکافی که بیش از همه آزاردهنده باشد شکاف فرهنگی است؛ شکاف بین مذهبیها و غیرمذهبیها. قبل از آنکه ادامه دهم شما را دعوت می کنم یک نوشته از دکتر محسن رنانی را با هم بخوانیم. برای جامعه امروز ایران مثالی بهتر از این نمی توانم بیابم:
سیاهان آفریقای جنوبی پس از سی سال مبارزه برای آزادی و پس از دههها بردگی همراه با قتل و خشونت و زندان، سرانجام سپیدان نژادپرست را مجبور کردند انتخابات آزاد برگزار کند. نلسون ماندلا به ریاستجمهوری برگزیده شد. آفریقای جنوبیِ سیاه، تشنه انتقام بود. خیلیها دست به اسلحه برده بودند و از دولت جدید هم انتظار داشتند تا عملیات تصفیه عناصر رژیم آپارتاید و تسویه حساب ستمهای گذشته را آغاز کند.
عملاً جامعه به دو پاره تقسیم شده بود. سیاهان از فروشگاههای سپیدان خرید نمیکردند، برندهای سپیدان تحریم بود و هر کس با سپیدان همکاری میکرد خائن بود. اما ماندلا نه تنها مانند بسیاری سیاستمداران، سوار این موج نشد، بلکه با قدرت در برابر این موج ایستاد.
او باید راهی پیدا میکرد تا جامعه از چرخه خشونت رهایی پیدا کند. در سال ۱۹۹۵ مسابقات جام جهانی فوتبال راگبی در آفریقای جنوبی برگزار میشد. اعضای تیم تماماً سفیدپوست بودند و مورد نفرت سیاهان! همه منتظر بازیهایی بیرونق بودند و اگر تیم شکست میخورد، بیم برگزاری جشنهای سراسری توسط سیاهان میرفت. در میانه چنین فضای نفرتانگیزی، این ماندلا بود که با چشمانی باز و اندیشهای انسانی، اعلام کرد که لباس تیم راگبی سفیدان را به تن میکند و برای تماشای مسابقه به استادیوم میرود و گفت که هرکس سربلندی کشور را میخواهد باید به حمایت از تیم راگبی آفریقای جنوبی (یعنی همان تیم سپیدان ستمگر سابق) برخیزد. این حرکت ماندلا، فضا را شکست. بسیاری از سیاهان به استادیوم هجوم بردند و تیم کشورشان را تشویق کردند و تقدیر الهی با نفس مسیحایی ماندلا همراه شد و بازی را بُردند و آفریقای جنوبی قهرمان جهان شد.
ماندلا در حالی که لباس تیم راگبی را بر تن داشت، جام قهرمانی را به کاپیتان سفید پوست تیم اهدا کرد. سیاه و سپید با هم احساس پیروزی کردند و چنین شد که یک جشن ملی شکل گرفت و پس از این تحول بود که مسیر آشتی هموار شد.
☑️⭕️ یک ایده اولیه
یک ایده اولیه مطرح می کنم البته برای نقد و بررسی. پیش از آن بگویم کسانی که مرا می شناسند می دانند آدم مذهبی هستم کمی هم سنتی. (البته لزوما آدم خوبی نیستم ولی دست کم دل در گرو مذهب دارم). اما ایده چیست؟ در جامعه مطلوب من مذهبیها و غیرمذهبیها هر دو آزادند. اصلا آزادی غیرمذهبی ها و آزادی مذاهب را نشانه یک جامعه دینی میدانم. دینی بودن یک جامعه یعنی اینکه هیچ دینی اجباری نیست و غیرمذهبی ها هیچ اجباری به دینداری و التزام به دین ندارند. هیچ اجباری به مذهب و انجام شعائر مذهبی یکسان نیست. هر چند تنها راه رستگاری را در دینداری عقلانی می دانم و معتقدم که سایر مکاتب فلسفی و روانشناسی و ... صرفا افق صحبت شان تا زمان مرگ آدمی است و اگر برای بهروزی این جهانی موثر باشند برای رستگاری آن جهانی حرفی ندارند. اما دینداری اجباری را نه برای رستگاری آن جهانی مفید میدانم و نه برای شادکامی این جهانی موثر.
آنگاه نقش حکومت دینی در عرصه فرهنگ چه خواهد بود؟
۱) تبیین اخلاق به عنوان فصل مشترک بین دیانت و انسانیت (مانند صداقت، عفت، وفای به عهد و ... که هر عقل سلیمی آن را می پذیرد)
۲) تبیین و تشریح مذهب رسمی کشور. اگر بخواهم به زبان دینی صحبت کنم خداوند در کتاب آسمانیاش فرمود اجباری در دین نیست و بلافاصله فرمود مسیر رستگاری از گمراهی مشخص شده است. حکومت دینی دستی گشاده در تبیین داشته باشد اما هیچ اجبار فیزیکی، روانی و انتظامی وجود نداشته باشد. آنگاه کسانی که واقعا دیندارند مومنانه دینورزی می کنند و آن کسانی که غیرمذهبی اند مجبور به ریای سیستماتیک نمیشوند و در دل دانه نفرت نمی کارند.
اینگونه ما یک شکاف بزرگ و طلاق عاطفی را پشت سر میگذاریم. با دو چیز
۱) تمرکز بر اخلاق که یک منطقه اشتراک حدود ۸۰٪ ایجاد می کند.
۲) تکیه بر آزادی: مذهب مذهبیون در کنار غیرمذهبیها صیقل می خورند و غیرمذهبیها در کنار مذهبیون ممکن است تجربه دینی پیدا کنند. و هر کسی در یک فضای آزاد به سخنان مختلف گوش میدهد و راه خویش را انتخاب میکند. همان که فرمود بشارت باد بر بندگانی که گفتهها را می شنوند و بهترین را انتخاب می کنند.
@Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
گاهی اوقات یک زوج به صورت رسمی از یکدیگر طلاق می گیرند. اما گاهی شرایطی پیش می آید که مجبورند زیر یک سقف زندگی کنند. رسما زن و شوهرند اما دل در گرو هم ندارند. شاید در ایران امروز ما از هم طلاق عاطفی گرفته ایم. جامعه شناسان میگویند که ایران در معرض انواع شکاف های اقتصادی، قومیتی و بین نسلی و فرهنگی است. شاید شکافی که بیش از همه آزاردهنده باشد شکاف فرهنگی است؛ شکاف بین مذهبیها و غیرمذهبیها. قبل از آنکه ادامه دهم شما را دعوت می کنم یک نوشته از دکتر محسن رنانی را با هم بخوانیم. برای جامعه امروز ایران مثالی بهتر از این نمی توانم بیابم:
سیاهان آفریقای جنوبی پس از سی سال مبارزه برای آزادی و پس از دههها بردگی همراه با قتل و خشونت و زندان، سرانجام سپیدان نژادپرست را مجبور کردند انتخابات آزاد برگزار کند. نلسون ماندلا به ریاستجمهوری برگزیده شد. آفریقای جنوبیِ سیاه، تشنه انتقام بود. خیلیها دست به اسلحه برده بودند و از دولت جدید هم انتظار داشتند تا عملیات تصفیه عناصر رژیم آپارتاید و تسویه حساب ستمهای گذشته را آغاز کند.
عملاً جامعه به دو پاره تقسیم شده بود. سیاهان از فروشگاههای سپیدان خرید نمیکردند، برندهای سپیدان تحریم بود و هر کس با سپیدان همکاری میکرد خائن بود. اما ماندلا نه تنها مانند بسیاری سیاستمداران، سوار این موج نشد، بلکه با قدرت در برابر این موج ایستاد.
او باید راهی پیدا میکرد تا جامعه از چرخه خشونت رهایی پیدا کند. در سال ۱۹۹۵ مسابقات جام جهانی فوتبال راگبی در آفریقای جنوبی برگزار میشد. اعضای تیم تماماً سفیدپوست بودند و مورد نفرت سیاهان! همه منتظر بازیهایی بیرونق بودند و اگر تیم شکست میخورد، بیم برگزاری جشنهای سراسری توسط سیاهان میرفت. در میانه چنین فضای نفرتانگیزی، این ماندلا بود که با چشمانی باز و اندیشهای انسانی، اعلام کرد که لباس تیم راگبی سفیدان را به تن میکند و برای تماشای مسابقه به استادیوم میرود و گفت که هرکس سربلندی کشور را میخواهد باید به حمایت از تیم راگبی آفریقای جنوبی (یعنی همان تیم سپیدان ستمگر سابق) برخیزد. این حرکت ماندلا، فضا را شکست. بسیاری از سیاهان به استادیوم هجوم بردند و تیم کشورشان را تشویق کردند و تقدیر الهی با نفس مسیحایی ماندلا همراه شد و بازی را بُردند و آفریقای جنوبی قهرمان جهان شد.
ماندلا در حالی که لباس تیم راگبی را بر تن داشت، جام قهرمانی را به کاپیتان سفید پوست تیم اهدا کرد. سیاه و سپید با هم احساس پیروزی کردند و چنین شد که یک جشن ملی شکل گرفت و پس از این تحول بود که مسیر آشتی هموار شد.
☑️⭕️ یک ایده اولیه
یک ایده اولیه مطرح می کنم البته برای نقد و بررسی. پیش از آن بگویم کسانی که مرا می شناسند می دانند آدم مذهبی هستم کمی هم سنتی. (البته لزوما آدم خوبی نیستم ولی دست کم دل در گرو مذهب دارم). اما ایده چیست؟ در جامعه مطلوب من مذهبیها و غیرمذهبیها هر دو آزادند. اصلا آزادی غیرمذهبی ها و آزادی مذاهب را نشانه یک جامعه دینی میدانم. دینی بودن یک جامعه یعنی اینکه هیچ دینی اجباری نیست و غیرمذهبی ها هیچ اجباری به دینداری و التزام به دین ندارند. هیچ اجباری به مذهب و انجام شعائر مذهبی یکسان نیست. هر چند تنها راه رستگاری را در دینداری عقلانی می دانم و معتقدم که سایر مکاتب فلسفی و روانشناسی و ... صرفا افق صحبت شان تا زمان مرگ آدمی است و اگر برای بهروزی این جهانی موثر باشند برای رستگاری آن جهانی حرفی ندارند. اما دینداری اجباری را نه برای رستگاری آن جهانی مفید میدانم و نه برای شادکامی این جهانی موثر.
آنگاه نقش حکومت دینی در عرصه فرهنگ چه خواهد بود؟
۱) تبیین اخلاق به عنوان فصل مشترک بین دیانت و انسانیت (مانند صداقت، عفت، وفای به عهد و ... که هر عقل سلیمی آن را می پذیرد)
۲) تبیین و تشریح مذهب رسمی کشور. اگر بخواهم به زبان دینی صحبت کنم خداوند در کتاب آسمانیاش فرمود اجباری در دین نیست و بلافاصله فرمود مسیر رستگاری از گمراهی مشخص شده است. حکومت دینی دستی گشاده در تبیین داشته باشد اما هیچ اجبار فیزیکی، روانی و انتظامی وجود نداشته باشد. آنگاه کسانی که واقعا دیندارند مومنانه دینورزی می کنند و آن کسانی که غیرمذهبی اند مجبور به ریای سیستماتیک نمیشوند و در دل دانه نفرت نمی کارند.
اینگونه ما یک شکاف بزرگ و طلاق عاطفی را پشت سر میگذاریم. با دو چیز
۱) تمرکز بر اخلاق که یک منطقه اشتراک حدود ۸۰٪ ایجاد می کند.
۲) تکیه بر آزادی: مذهب مذهبیون در کنار غیرمذهبیها صیقل می خورند و غیرمذهبیها در کنار مذهبیون ممکن است تجربه دینی پیدا کنند. و هر کسی در یک فضای آزاد به سخنان مختلف گوش میدهد و راه خویش را انتخاب میکند. همان که فرمود بشارت باد بر بندگانی که گفتهها را می شنوند و بهترین را انتخاب می کنند.
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
لیست ثروتمندان دنیا
💰 گروه مالی، سرمایهگذاری و بانکداری کردیتسوئیس، با انتشار سیزدهمین ویرایش گزارش ثروت جهانی، وضعیت کشورها و میانگین سرانه ثروت افراد در هر کشور را اعلام کرد.
💰 ویرایش سیزدهم گزارش جهانی ثروت حاکی از رشد مستمر ثروت در تمام مناطق جهان به رهبری آمریکایشمالی و چین است. بر این اساس، کل ثروت جهانی در سال۲۰۲۱ میلادی، ۸/ ۹درصد رشد داشته و ثروت هر فرد به ۸۷هزار و ۴۸۹ دلار رسیده است.
💰 در این گزارش آمدهاست که همه مناطق دنیا، در افزایش ثروت جهانی سهیم بودهاند، اما آمریکایشمالی و چین در این زمینه پیشگام هستند. بررسی تحقیقی گروه کردیتسوئیس همچنین در منطقه خاورمیانه نشان میدهد که قطر با سرانه ثروت سالانه ۱۸۳هزار دلار برای هر فرد بالغ، رتبه نخست در این منطقه را به خود اختصاص دادهاست.
💰 پس از قطر، کشورهای کویت با میانگین ثروت سرانه ۱۷۱هزار دلار، امارات با ۱۲۲هزار دلار، بحرین با ۹۸هزار دلار، عربستان با ۸۴هزار دلار و عمان با ۳۹هزار دلار به ترتیب در جایگاه دوم تا ششم منطقه خاورمیانه جای دارند. مشروح این گزارش روز پنجشنبه در «دنیایاقتصاد» منتشر خواهد شد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d30754
💰 گروه مالی، سرمایهگذاری و بانکداری کردیتسوئیس، با انتشار سیزدهمین ویرایش گزارش ثروت جهانی، وضعیت کشورها و میانگین سرانه ثروت افراد در هر کشور را اعلام کرد.
💰 ویرایش سیزدهم گزارش جهانی ثروت حاکی از رشد مستمر ثروت در تمام مناطق جهان به رهبری آمریکایشمالی و چین است. بر این اساس، کل ثروت جهانی در سال۲۰۲۱ میلادی، ۸/ ۹درصد رشد داشته و ثروت هر فرد به ۸۷هزار و ۴۸۹ دلار رسیده است.
💰 در این گزارش آمدهاست که همه مناطق دنیا، در افزایش ثروت جهانی سهیم بودهاند، اما آمریکایشمالی و چین در این زمینه پیشگام هستند. بررسی تحقیقی گروه کردیتسوئیس همچنین در منطقه خاورمیانه نشان میدهد که قطر با سرانه ثروت سالانه ۱۸۳هزار دلار برای هر فرد بالغ، رتبه نخست در این منطقه را به خود اختصاص دادهاست.
💰 پس از قطر، کشورهای کویت با میانگین ثروت سرانه ۱۷۱هزار دلار، امارات با ۱۲۲هزار دلار، بحرین با ۹۸هزار دلار، عربستان با ۸۴هزار دلار و عمان با ۳۹هزار دلار به ترتیب در جایگاه دوم تا ششم منطقه خاورمیانه جای دارند. مشروح این گزارش روز پنجشنبه در «دنیایاقتصاد» منتشر خواهد شد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d30754
روزنامه دنیای اقتصاد
لیست ثروتمندان دنیا
گروه مالی، سرمایهگذاری و بانکداری کردیتسوئیس، با انتشار سیزدهمین ویرایش گزارش ثروت جهانی، وضعیت کشورها و میانگین سرانه ثروت افراد در هر کشور را اعلام کرد. به گزارش روابطعمومی اتاق تهران، ویرایش سیزدهم گزارش جهانی ثروت حاکی از رشد مستمر ثروت در…
✳️ چگونه احمق نباشیم؟!
🔸احتمالا شما هم در شبکه های اجتماعی خواندهاید که اگر سارقان شما را مجبور کردند که رمز کارت بانکیتان را وارد کنید، آن را برعکس وارد کنید آنگاه پلیس میفهمد و به کمک شما میآید؛ یا دیوار چین از ماه دیده می شود؛ یا نام کرم بستنی (و در نتیجه آیس کریم) از کریم باستانی که در شهر ری یخفروشی میکرده گرفته شده است. وقتی با یک مطلب برخورد کردیم باید چه کار کنیم؟
در اینجا ۱۴ قاعده و سرنخ کاربردی برای تفکر انتقادی (موشکافانه) ارایه میشود:
◾️ اولین تست؛ منبع (رفرنس):
آیا منبعِ معتبر دارد؟ این مطلب یا ادعا بر چه مبنایی است و از کجا چنین حرفی درآمده است؟
◾️کل ماجرا یا یک قطعه فیلم و تکه عکس:
یک عکس همانقدر که به اندازه هزار خط نوشته حرف دارد، میتواند هزار داستان تخیلی نیز درست کند. زاویه خاص فیلمبرداری، مشخص نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن، تکه جدا شده از فیلم، ربط دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ) و … فرصت را برای داستانسازی تخیلی ایجاد میکند. بعضیها اصلا از روی یک عکس مخدوش، شروع میکنند و یک خبر را میسازند!
◾️اعلام زمانهای نسبی به جای ذکر تاریخ مشخص:
یکساعت پیش، دیشب، به تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و …، یا «آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی…»
◾️دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا!
عباراتی که نشان میدهد رازی مخوف یا سندی فوقمحرمانه کشف شده: شرکتهای دارویی برای کم نشدن سودشان نمیگذارند شما بدانید لیمو همه بیماری های لاعلاج را درمان میکند! یا نامهی فوق محرمانه و مسقیم درباره زلزله تهران!
◾️جملات خبریِ علمیطور اما مبهم:
دانشمندان (سریع بپرسید کدام دانشمندان؟) کشف کردهاند که خوردن کره در ساعت ۱۲ ظهر باعث .... کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟
◾️آدمهای بدون نام:
هر جا شنیدید که گفته شد «کارشناسان معتقدند» یا «به گزارش شاهدان عینی» رد نکنید اما شک کنید.
◾️ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاریهای بسیار مشهور و معتبر برای اعتباربخشی به مطلب:
در اینگونه مطالب به صورت خیلی کلی نوشته میشود منبع: سی.ان.ان یا بی.بی.سی. یا پلیس فتا. یا ارجاع به منابع غیرواقعی با اسمهای عجیب و غریب و پر ابهت: شبکه خبری Alien News فرانسه، شبکه آزادنگاران بدون مرز، تیم تحقیقاتی دکتر چوانگ در مرکز توکیو!
◾️تحریک شدید احساسات:
از طریق اغراق در داستانهای غمانگیز، عکسهای دلخراش، تحریک اعتقادات مذهبی و... نشانه اولیه برای دروغ بودن است.
◾️عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن:
مثلا رئیس مرکز «قلب» ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای «مغز» مضر است!
◾️اینترنت و گوگل منبع نیستند!
اینها ابزارهای جستجو هستند. هر چیزی در آن پیدا شود درست نیست، حتی اگر صد جا تکرار شده باشد. انگلیسی بودن یک مطلب هم به معنی معتبر بودنش نیست! انگلیسی زبانها هم به اندازه ما استعداد گول خوردن دارند.
◾️«آیا میدانید»ها!
نادانستههای کوچک و سطحی جهان آنقدر زیاد است که تشخیص راست بودنشان بسیار مشکل است. زیاد آنها را باور نکنید حتی اگر هم راست باشند تغییری در زندگی شما ایجاد نمیکنند.
◾️شاهدان غیبی!
همه ما افرادی را دیدهایم که در دفاع از یک ادعای عجیب میگویند: «یکی از دوستانم با چشم خودش دیده!». برای احترام به شعور خودمان هم که شده درخواست کنیم با آن شخص سوم گفتگو کنیم.
◾️شیوه نگارش و سطح علمی بودن:
اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفهای هم نشانه خوبی است.
◾️زیبایی مساوی صحت نیست:
داشتن عکسها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفهای دلیلی برای درست بودن آن نیست. بسیار دیده شده برای مطالب چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساختهاند و افراد فریب ظاهر آن را خوردهاند.
◀️ تجویز راهبردی
🔺برای وقت خود ارزش قائل باشیم و اصولا به هر چیزی گوش نکنیم و مطالبی را بخوانیم که فکر می کنیم هم درست باشد هم بدردبخور.
🔺برای شعور خود ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند.
🔺برای زمان و شعور جمعی نیز ارزش قائل باشیم و سواد رسانهای و تفکر انتقادی را توسعه دهیم تا در مقابل زودپذیری، تلقینپذیری، القاءپذیری، خرافهپرستی، فرمانبرداری، شخصیتپرستی و تقلید و سلطهگری و سلطهپذیری بایستیم. این ۱۴ سرنخ، اولین گام است.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)
🔸احتمالا شما هم در شبکه های اجتماعی خواندهاید که اگر سارقان شما را مجبور کردند که رمز کارت بانکیتان را وارد کنید، آن را برعکس وارد کنید آنگاه پلیس میفهمد و به کمک شما میآید؛ یا دیوار چین از ماه دیده می شود؛ یا نام کرم بستنی (و در نتیجه آیس کریم) از کریم باستانی که در شهر ری یخفروشی میکرده گرفته شده است. وقتی با یک مطلب برخورد کردیم باید چه کار کنیم؟
در اینجا ۱۴ قاعده و سرنخ کاربردی برای تفکر انتقادی (موشکافانه) ارایه میشود:
◾️ اولین تست؛ منبع (رفرنس):
آیا منبعِ معتبر دارد؟ این مطلب یا ادعا بر چه مبنایی است و از کجا چنین حرفی درآمده است؟
◾️کل ماجرا یا یک قطعه فیلم و تکه عکس:
یک عکس همانقدر که به اندازه هزار خط نوشته حرف دارد، میتواند هزار داستان تخیلی نیز درست کند. زاویه خاص فیلمبرداری، مشخص نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن، تکه جدا شده از فیلم، ربط دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ) و … فرصت را برای داستانسازی تخیلی ایجاد میکند. بعضیها اصلا از روی یک عکس مخدوش، شروع میکنند و یک خبر را میسازند!
◾️اعلام زمانهای نسبی به جای ذکر تاریخ مشخص:
یکساعت پیش، دیشب، به تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و …، یا «آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی…»
◾️دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا!
عباراتی که نشان میدهد رازی مخوف یا سندی فوقمحرمانه کشف شده: شرکتهای دارویی برای کم نشدن سودشان نمیگذارند شما بدانید لیمو همه بیماری های لاعلاج را درمان میکند! یا نامهی فوق محرمانه و مسقیم درباره زلزله تهران!
◾️جملات خبریِ علمیطور اما مبهم:
دانشمندان (سریع بپرسید کدام دانشمندان؟) کشف کردهاند که خوردن کره در ساعت ۱۲ ظهر باعث .... کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟
◾️آدمهای بدون نام:
هر جا شنیدید که گفته شد «کارشناسان معتقدند» یا «به گزارش شاهدان عینی» رد نکنید اما شک کنید.
◾️ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاریهای بسیار مشهور و معتبر برای اعتباربخشی به مطلب:
در اینگونه مطالب به صورت خیلی کلی نوشته میشود منبع: سی.ان.ان یا بی.بی.سی. یا پلیس فتا. یا ارجاع به منابع غیرواقعی با اسمهای عجیب و غریب و پر ابهت: شبکه خبری Alien News فرانسه، شبکه آزادنگاران بدون مرز، تیم تحقیقاتی دکتر چوانگ در مرکز توکیو!
◾️تحریک شدید احساسات:
از طریق اغراق در داستانهای غمانگیز، عکسهای دلخراش، تحریک اعتقادات مذهبی و... نشانه اولیه برای دروغ بودن است.
◾️عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن:
مثلا رئیس مرکز «قلب» ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای «مغز» مضر است!
◾️اینترنت و گوگل منبع نیستند!
اینها ابزارهای جستجو هستند. هر چیزی در آن پیدا شود درست نیست، حتی اگر صد جا تکرار شده باشد. انگلیسی بودن یک مطلب هم به معنی معتبر بودنش نیست! انگلیسی زبانها هم به اندازه ما استعداد گول خوردن دارند.
◾️«آیا میدانید»ها!
نادانستههای کوچک و سطحی جهان آنقدر زیاد است که تشخیص راست بودنشان بسیار مشکل است. زیاد آنها را باور نکنید حتی اگر هم راست باشند تغییری در زندگی شما ایجاد نمیکنند.
◾️شاهدان غیبی!
همه ما افرادی را دیدهایم که در دفاع از یک ادعای عجیب میگویند: «یکی از دوستانم با چشم خودش دیده!». برای احترام به شعور خودمان هم که شده درخواست کنیم با آن شخص سوم گفتگو کنیم.
◾️شیوه نگارش و سطح علمی بودن:
اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفهای هم نشانه خوبی است.
◾️زیبایی مساوی صحت نیست:
داشتن عکسها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفهای دلیلی برای درست بودن آن نیست. بسیار دیده شده برای مطالب چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساختهاند و افراد فریب ظاهر آن را خوردهاند.
◀️ تجویز راهبردی
🔺برای وقت خود ارزش قائل باشیم و اصولا به هر چیزی گوش نکنیم و مطالبی را بخوانیم که فکر می کنیم هم درست باشد هم بدردبخور.
🔺برای شعور خود ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند.
🔺برای زمان و شعور جمعی نیز ارزش قائل باشیم و سواد رسانهای و تفکر انتقادی را توسعه دهیم تا در مقابل زودپذیری، تلقینپذیری، القاءپذیری، خرافهپرستی، فرمانبرداری، شخصیتپرستی و تقلید و سلطهگری و سلطهپذیری بایستیم. این ۱۴ سرنخ، اولین گام است.
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)