یعنی اگه اطرافیانمون آدمای بدبختی باشن، باید خوشحال بشیم که کم تر بدبختیم یا ناراحت بشیم که نه حالا یهکم تفاوت داریم ولی باز شبیه همیم و هیچکدوم خوشبخت نیستیم؟
Forwarded from توییتر فارسی - بیشفعّال
«نشانِ تو گَه از زمین، گاهی از آسمان جویم.
ببین چه بی پروا رهِ تو میپویم، بگو کجایی»
ببین چه بی پروا رهِ تو میپویم، بگو کجایی»
چی میخواستم بگم که یادم رفت؟ میخواستم از تفاوت حس ها بگم، بگم که وقتی میگم ناراحت نمیشم از فلان چیز معنیش این نبست که بعد از انجامش یه آدم احمق بنظر نرسی و بسطش بدم.
میخواستم راجب نصیحت کردن ها بگم و یه مثالی بزنم که توش راجب کون دادن بود که نمیدونم چه ربطی داشت ولی احتمالا بعد از کلی تلاش بهم مربوطشون میکردم.
میخواستم دیگه از گذشتن سختی ها بگم و اینکه ناراحت نباشید، این سختی میگذره و یه سختی دیگه جاش میاد.
دیگه چی میخواستم بگم؟ یادم نمیاد، همینا یادم بود، بزارید این کیبوردم درست بشه شروع کنم به نوشتن.
حالا جوری میگم نوشتن که هرکی از دور ببینه فکر میکنه قراره شروع کنم رمان کلیدر رو بنویسم در صورتی که نوشته هایین مشابه اون دختر بنده خدا که وبلاگ بلاگفا میزنه با اسم خاطرات یک فاحشه تنها. همونقدر بی معنی. همونقدر خالی.
میخواستم راجب نصیحت کردن ها بگم و یه مثالی بزنم که توش راجب کون دادن بود که نمیدونم چه ربطی داشت ولی احتمالا بعد از کلی تلاش بهم مربوطشون میکردم.
میخواستم دیگه از گذشتن سختی ها بگم و اینکه ناراحت نباشید، این سختی میگذره و یه سختی دیگه جاش میاد.
دیگه چی میخواستم بگم؟ یادم نمیاد، همینا یادم بود، بزارید این کیبوردم درست بشه شروع کنم به نوشتن.
حالا جوری میگم نوشتن که هرکی از دور ببینه فکر میکنه قراره شروع کنم رمان کلیدر رو بنویسم در صورتی که نوشته هایین مشابه اون دختر بنده خدا که وبلاگ بلاگفا میزنه با اسم خاطرات یک فاحشه تنها. همونقدر بی معنی. همونقدر خالی.
ولی اگر ۸ سال پیش بود، میرفتم بلاگ ثبت میکردم با اسم «یک فاحشه باکره» و میفروختمش. به به، چه ایده ناب و عقب تر از زمانی.
الان جدی جدی میبینیم یکی بلاگ با این اسم ها داشته و ناراحت میشه :)) یعنی یه جمله ای راجب سکس هست که میگه هر تصوری که شما داشتید یکی فیلمشو ساخته، یا هر تصوری که داشتید رو یکی عملی کرده. خلاصه حماقت هم همینه، شما هرچی رو بعنوان انتهاش و بخش نشدنیش در نظر بگیری بازم یکی به اونجا رسیده.
Forwarded from خرناسهاي يک لاکپشت
شما یه سیب داری و میخوای بدیش به من یا یکی که بغل من وایساده.
منتظری کسی کاری کنه که خوب تر بنظرت برسه تا بهش بدی سیب رو، حقیقتا تو اون لحظه ترجیح میدم هیچ کاری نکنم، نه که بحث ترسیدن از رقابت باشه. معلومه که نیست، فقط اینکه تا همون موقع نفهمیدی اونی که بهتره منم باعث میشه نخوام هیچوقت بفهمی من بهترم.
منتظری کسی کاری کنه که خوب تر بنظرت برسه تا بهش بدی سیب رو، حقیقتا تو اون لحظه ترجیح میدم هیچ کاری نکنم، نه که بحث ترسیدن از رقابت باشه. معلومه که نیست، فقط اینکه تا همون موقع نفهمیدی اونی که بهتره منم باعث میشه نخوام هیچوقت بفهمی من بهترم.