ExDa
987 subscribers
300 photos
29 videos
5 files
62 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
ولی خب متاسفانه فقط فکر می‌کردم که عادت کردم.
قرار بود بزرگ تر که شد آدم، زندگیش راحت تر باشه. گویا کنسله این قضیه.
خب کدوم راه مونده که برای تلف‌کردن وقت امتحان نکردم؟
نکنه وقتی تو هستی حواسم رو پرتِ خودم کنم؟
«فدای سرت اگه برگا می‌ریزن، گلم این -تقصیر- فصله دستِ ما نیست که»
این الان ناراحت کنندست یا خوشحال کننده؟ خوشحال باشیم که فقط ما امتیاز گرفتیم یا ناراحت باشیم که از قاره ما فقط یه تیم امتیاز گرفته؟
یعنی اگه اطرافیانمون آدمای بدبختی باشن، باید خوشحال بشیم که کم تر بدبختیم یا ناراحت بشیم که نه حالا یه‌کم تفاوت داریم ولی باز شبیه همیم و هیچکدوم خوشبخت نیستیم؟
اگر گفتید اول صبح چی می‌چسبه؟ آفرین، خوابیدن.
من خودم چند نفر رو با اسم کوچیک صدا کردم، فرداش همشونو ... :))

ولی جدا پسوند «جون» برای اسم کسی یجوری نیست؟ نمی‌دونم ولی یاد اینایی میوفتم که تو خیابون میوفتن دنبال هم بهم می‌گن جون و اینا‌.
عجب!
Forwarded from تكرّر (Mohanna)
چقد اهمیت دارین بدین
مال من تموم شده
یکم به من بدین
«نشانِ تو گَه از زمین، گاهی از آسمان جویم.
ببین چه بی پروا رهِ تو می‌پویم، بگو کجایی»
چی می‌خواستم بگم که یادم رفت؟ می‌خواستم از تفاوت حس ها بگم، بگم که وقتی می‌گم ناراحت نمی‌شم از فلان چیز معنیش این نبست که بعد از انجامش یه آدم احمق بنظر نرسی و بسطش بدم.

می‌خواستم راجب نصیحت کردن ها بگم و یه مثالی بزنم که توش راجب کون دادن بود که نمی‌دونم چه ربطی داشت ولی احتمالا بعد از کلی تلاش بهم مربوطشون می‌کردم.

می‌خواستم دیگه از گذشتن سختی ها بگم و اینکه ناراحت نباشید، این سختی می‌گذره و یه سختی دیگه جاش میاد.

دیگه چی می‌خواستم بگم؟ یادم نمیاد، همینا یادم بود، بزارید این کیبوردم درست بشه شروع کنم به نوشتن.

حالا جوری می‌گم نوشتن که هرکی از دور ببینه فکر می‌کنه قراره شروع کنم رمان کلیدر رو بنویسم در صورتی که نوشته هایین مشابه اون دختر بنده خدا که وبلاگ بلاگفا می‌زنه با اسم خاطرات یک فاحشه تنها. همونقدر بی معنی. همونقدر خالی.
ولی اگر ۸ سال پیش بود، می‌رفتم بلاگ ثبت می‌کردم با اسم «یک فاحشه باکره» و می‌فروختمش. به به، چه ایده ناب و عقب تر از زمانی.
الان جدی جدی می‌بینیم یکی بلاگ با این اسم ها داشته و ناراحت می‌شه :)) یعنی یه جمله ای راجب سکس هست که می‌گه هر تصوری که شما داشتید یکی فیلمشو ساخته، یا هر تصوری که داشتید رو یکی عملی کرده. خلاصه حماقت هم همینه، شما هرچی رو بعنوان انتهاش و بخش نشدنیش در نظر بگیری بازم یکی به اونجا رسیده.
بزن پای یکیو بشکون و بعد بشین امید داشته باشه که برگرده. با کدوم پا برگرده؟
توت فرنگی به این نازی رو هم بخوری باز عن میرینی
عجیبه!

#استحاله
#be_humble

@khornaas
شما یه سیب داری و می‌خوای بدیش به من یا یکی که بغل من وایساده.
منتظری کسی کاری کنه که خوب تر بنظرت برسه تا بهش بدی سیب رو، حقیقتا تو اون لحظه ترجیح می‌دم هیچ کاری نکنم، نه که بحث ترسیدن از رقابت باشه. معلومه که نیست، فقط اینکه تا همون موقع نفهمیدی اونی که بهتره منم باعث می‌شه نخوام هیچ‌وقت بفهمی من بهترم.