وقتی ازم میپرسن چرا عصبی و میگم نمیدونم دلیلش این نیست که نمی.دونم، دلیلش اینه که صدتا چیز کوچیک که بنظر چرت میرسن، روی هم جمع شدن و تهش شده عصبانیت من، حالا بیام این صدتارو تعریف کنم و براشون تقدم و تاخر بچینم که تهش تازه بفهمنت یا نفهمنت؟ همون فکر کنن یه دیوونه ای چیزی هستی راحت تره.
کاش حداقل مثلا خوشحال بودم که فلان خواننده برای منه چون از اول من گوش میدادمش یا چه می.دونم فلان کافه کافه ماست چون دو روز یبار میریم اونجا یه چایی میخوریم.
یذره حماقت ساده چیه؟ همونم نداریم.
یذره حماقت ساده چیه؟ همونم نداریم.
آدم های آشنایی رو تو خواب میبینم که تا قبل از اون حتی یادم نبود اون آدم ها وجود خارجی دارن.
مثلا میتونم تضمین کنم که سال دیگه ماه رمضون یه عده شروع میکنن نوشتن از اینکه «گوه خوری روزه رو باطل نمیکنه؟». تکراری شدن.
حالا هرکی یبار از جلوی در دانشکده اقتصاد رد شده داره تحلیل میکنه این قضیه که بازیکن های فوتبال گفتن تحریم کنید خرید کالا هایی که گرون شده چه اشتباه بزرگیه.
یعنی اگه اطرافیانمون آدمای بدبختی باشن، باید خوشحال بشیم که کم تر بدبختیم یا ناراحت بشیم که نه حالا یهکم تفاوت داریم ولی باز شبیه همیم و هیچکدوم خوشبخت نیستیم؟